فهرست مطالب

علوم روانشناختی - پیاپی 68 (آبان 1397)
  • پیاپی 68 (آبان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حامد کاشانکی، محمد علی بشارت* صفحات 409-417
    زمینه
    بخشش در روابط به عنوان عامل بهبود دهنده کیفیت روابط بین فردی شناخته می شود. با این حال، سوال این است که آیا تفاوت در ابعاد بخشش و همچنین نگرش های مختلف نسبت به نقش های جنسیتی در فرهنگ ایرانی، که جنبه های مختلفی از ایعاد بخشش را در زنان و مردان برجسته می کند، کیفیت روابط بین فردی را پیش بینی می کنند یا خیر؟ و اگر چنین است، این جنبه ها چیست؟
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی رابطه انواع بخشش (بخشش خود، بخشش دیگران و بخشش موقعیت ها) با مشکلات بین شخصی و مقایسه نقش تعاملی انواع بخشش بر کیفیت روابط در زنان و مردان اجرا شد
    روش
    از میان دانشجویان دانشگاه تهران تعداد 286 نفر (دختر: 154 و پسر: 132) به پرسشنامه های بخشش هارتلند (HFS,2005) و پرسشنامه مشکلات بین شخصی (IIP-30,2012) پاسخ دادند.
    یافته ها
    نتایج همبستگی و تحلیل رگرسیون داده ها نشان داد که بین انواع بخشش و مشکلات بین شخصی رابطه منفی معناداری وجود دارد (P<0/01و این رابطه منفی از طریق بخشش موقعیت ها در زنان (B=0/62)و  بخشش خود در مردان (B=0/56) اتفاق می افتد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان دهنده تفاوت جنسیتی در پیش بینی کیفیت روابط بین شخصی بر اساس انواع بخشش بود، به عبارتی دیگر مشکلات بین فردی در مردان اشاره به عدم بخشش خود یا سخت گیری مردان به نقاط ضعف و نقص های شخصی است در حالیکه مشکلات بین فردی در زنان می تواند نشانه ای از عدم بخشش موقعیت ها یا عدم پذیرش فشارهای اجتماعی و فرهنگی باشد.
    کلیدواژگان: بخشش خود، بخشش دیگران، بخشش موقعیت، مشکلات بین فردی
  • محسن شکوهی *، روح الله شهابی صفحات 419-426
    زمینه
    بروز مکرر مشکلات رفتاری کودکان، می تواند بر تحول کودک تاثیر منفی داشته یا در بلندمدت تسهیل کننده رفتارهای ضد اجتماعی و ارتکاب جرم باشد، اما مساله این است که آیا این رفتارها می تواند متاثر از مهارگری شرایط محیطی کودک، توسط مراقبین، باشد؟
    هدف
    هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی کارگاه آموزشی تربیت کودک اندیشمند بر خودکارآمدپنداری والدین و مشکلات رفتاری کودکان بود. این آموزش مبتنی بر رویکرد حل مساله به شیوه بین فردی است.
    روش
    روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح  پیش آزمون-پس آزمون تک گروهی انجام شده است. یک نمونه 64  نفره (43 مادر و 21 پدر) از والدین دارای کودک پیش دبستانی و دبستانی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جلسات کارگاه، هفته ای یک بار در 9 جلسه 2 ساعته برگزار گردید. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه مشکلات رفتاری (آیبرگ، 1978) و پرسشنامه خودکارآمد پنداری والدگری (دومکا  و همکاران، 1996).
    یافته ها
    یافته ها، فرضیه اثربخشی آموزش تربیت کودک اندیشمند را بر مشکلات رفتاری مورد تایید قرار داد (0/01 >p) اما بر خودکارآمد پنداری والدین اثر معنادار نداشت (0/05 <p).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت والدینی که قادر به یافتن روش های حل مساله مناسب هستند و گزینه های بین فردی متنوعی را مورد ارزیابی قرار داده و در رفتار خود منعکس می سازند، کودکانی با مهارت حل مساله بهتر پرورش می دهند.
    کلیدواژگان: کودک متفکر، روش حل مسئله، مشکلات رفتاری کودک، خودکارآمد پنداری والدین
  • ژیلا آهنگر زاده، امین رفیعی پور*، محمد حیدری، نعیمه حسنی، آناهیتا نوری صفحات 427-435
    زمینه
    پژوهش ها نشان می دهد، فقدان سلامت روان و وجود تنیدگی نه تنها در افراد باعث اختلال در عملکرد و کاهش بهره وری کارکنان در سازمان ها می شود بلکه مدیریت اثربخش بدون توجه به این متغیرها کمتر حاصل می شود. بنابراین آیا آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی می تواند بر رواندرستی و تنیدگی شغلی کارکنان اثر بگذارد؟
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی لرن(بارلو و همکاران، 2001) بر رواندرستی معنوی و تنیدگی شغلی کارکنان یک شرکت داروسازی در تهران انجام گرفت.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) بود. از میان کارکنان داوطلب، 30 نفر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. برنامه چندوجهی مدیریت تنیدگی طی 18 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی اجرا شد و آزمودنی ها به پرسشنامه تنیدگی ادراک شده PSS(کوهن و همکاران، 1983) و رواندرستی معنوی SIWB(فری و همکاران، 2005) پاسخ دادند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که اثر گروه آزمایشی به صورت معناداری روی تنیدگی شغلی (0/01< P) و رواندرستی (0/01 < P) تاثیر دارد.
    نتیجه گیری
    این بدان معناست کارکنانی که در برنامه آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی شرکت کردند در متغیرهای رواندرستی(خودکارآمدی و نقشه زندگی) و کاهش تنیدگی شغلی نمرات بهتری در آزمون نهایی اخذ کردند.
    کلیدواژگان: مدیریت چندوجهی تنیدگی، رواندرستی، تنیدگی شغلی، کارکنان
  • راهله سیاه کمری، خدامراد مومنی*، جهانگیر کرمی صفحات 437-442
    زمینه
    تحقیقات نشان داده است که بین سبک دلبستگی و رضایت جنسی رابطه وجود دارد اما در این ارتباط خودکارآمدی جنسی مردان معتاد می تواند نقش میانجی گر داشته باشد؟
    هدف
    بنابراین هدف پژوهش بررسی نقش خودکارآمدی جنسی در ارتباط با سبک های دلبستگی و رضایت جنسی مردان معتاد شهر کرمانشاه بود.
    روش
    پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کرمانشاه بود. که با روش نمونه گیری در دسترس از 5 مرکز 250 فرد انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های: مقیاس های دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987)، رضایت جنسی لارسون(1995) و خودکارآمدی جنسی وزیری و لطفی کاشانی (1993) استفاده شد.
    یافته ها
    برای تحلیل داده ها از روش های آماری همبستگی، تحلیل رگرسیون همزمان و تحلیل مسیر استفاده و نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی و رضایت جنسی مردان رابطه وجود دارد، به این معنی که سبک دلبستگی ایمن پیش بینی کننده مثبت   (0/05>R)  و سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی پیش بینی کننده منفی است   (0/05>R) هم چنین خودکارآمدی جنسی می تواند نقش میانجی بین سبک های دلبستگی و رضایت جنسی داشته باشد  (0/05>-R) .  
    نتیجه گیری
    بدین معنی که افراد با خودکارآمدی جنسی بالا و بک دلبستگی ایمن، رضایت جنسی بهتری را تجربه کنند.
    کلیدواژگان: سبک دلبستگی، رضایت جنسی، خودکارآمدی جنسی، معتادان
  • فهیمه غفاری مقدم، فاطمه دهقانی * صفحات 443-452
    زمینه
    روانشناسی سلامت کودک و نوجوان  و بررسی نقش عوامل روان شناختی در چگونگی سازگاری کودکان با شرایط پزشکی، از حوزه های قابل توجه در روانشناسی سلامت است. یکی از این عوامل روان شناختی که در پژوهش های متعدد نقش مهمی را در سلامت به خود اختصاص داده سبک دلبستگی است.
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف سنجش تحریک پذیری ضربان قلب کودکان مبتلا به بیماری مزمن پزشکی بر اساس سبک دلبستگی انجام گرفت.
    روش
    روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی است، به این منظور 45 کودک 15-12 ساله واجد ملاک های طرح، که با تشخیص یک بیماری مزمن تحت درمان پزشکی بودند، پس از اعلام موافقت وارد  طرح پژوهش شدند. کلیه کودکان با تشخیص یک بیماری مزمن پزشکی تحت درمان پزشکی بودند. این کودکان مبتلا به بیماری های دیابت، نارسایی کلیوی و آسم بودند. پس از تکمیل پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید(1990) توسط این کودکان، آنها بر اساس نمرات اخذ شده در سه گروه با سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی قرار گرفتند. در گام بعد نیز سنجش تحریک پذیری ضربان قلب انجام شد.  
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد در کودکان با سبک دلبستگی ایمن، میزان معناداری P<0/05 در نمرات دلبستگی و زیر مقیاس های تحریک پذیری ضربان قلب شامل نرخ ضربان قلب و نرخ تنفس در مقایسه با گروه های با سبک دلبستگی ناایمن دیده شد.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان می دهد که ابتلا به بیماری های مزمن پزشکی کودکان می تواند منجر به عواقب روانی- اجتماعی مهمی در آنها و والدینشان گردد و میزان سازگاری آنها را تحت تاثیر قرار دهد و سبک دلبستگی کودکان می تواند در این میان نقش موثری داشته باشد.
    کلیدواژگان: دلبستگی، بیماری مزمن، تحریک پذیری ضربان قلب
  • آناهیتا نعمت زاده، فریبرز باقری*، خدیجه ابوالمعالی صفحات 453-462
    زمینه
    مطالعات متعددی به تنظیم شناختی هیجان بر مهارگری خشم اشاره کرده اند؛ اما مساله پژوهش این است که آیا رابطه والد فرزندی با میانجی گری  تنظیم شناختی هیجان بر مهار ابراز خشم اثر دارد؟
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه ی بین رابطه والد-فرزندی و پرخاشگری در نوجوآنان دختر بود.
    روش
    روش پژوهش توصیفی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه این پژوهش دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای استفاده شد. در مجموع 320 دانش آموز به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل پرخاشگری ابوالمعالی(1392)، مقیاس رابطه ی والد فرزندی باقری(1391)،  و پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجانی گارنفسکی(2001) بودند.
    یافته ها
    داده های پژوهش با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بدست آمده از تحلیل فرضیات پژوهش  نشان داد که شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد(GFI>0/9). همچنین متغیر رابطه والد-فرزندی بر پرخاشگری نوجوانان هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم (با میانجی گری نظم جویی هیجان) دارد.
    نتیجه گیری
    این بدین معنا است که برطرف کردن مشکلات خانواده و ایجاد فضایی مناسب در خانه منجر به بهبود تنظیم شناختی هیجان و در نتیجه کاهش پرخاشگری نوجوانان می شود.
    کلیدواژگان: تنظیم شناختی هیجان، رابطه والد-فرزندی، پرخاشگری
  • سحر زارعی*، زهرا سلمان صفحات 463-469
    زمینه
    موفقیت ورزشی تکواندوکاران تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله عوامل روان شناختی است. با این وجود پژوهش نظام مندی نقش این عوامل را در سطوح مختلف رقابتی بررسی نکرده است. بین نیمرخ روان شناختی تکواندوکاران موفق و کمتر موفق چه تفاوتی وجود دارد.
    هدف
    مقایسه نیمرخ روان شناختی تکواندوکاران موفق و کمتر موفق بود.
    روش
    طرح این پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری آن شامل کلیه تکواندوکاران ایرانی بود که از این جامعه آماری دو گروه 70 نفری موفق (در مسابقات آسیایی و جهانی) و کمتر موفق (در مسابقات شهرستان) به صورت هدفمند گزینش شدند و پرسشنامه های توانش های ذهنی (بوش و همکاران، 2000)، نستوهی (شیرد و همکاران، 2009)، اضطراب رقابتی (مارتنز، 1977) و انگیزه ورزشی (مالت و همکاران، 2007) را تکمیل کردند. داده ها از طریق آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و یومان ویتنی بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین نیمرخ روان شناختی تکواندوکاران در کلیه متغیرهای توانش های ذهنی، نستوهی و اضطراب به غیر از انگیزه ورزشی تفاوت معناداری دارد و این تفاوت آماری به نفع تکواندوکاران موفق بود (0/05>P).  
    نتیجه گیری
    این بدان معناست که باتوجه به اینکه تکواندوکاران موفق نسبت به تکواندوکاران کمتر موفق در متغیرهای فوق به غیر از انگیزه ورزشی نمره بالاتری را کسب کرده اند، لزوم مداخلات روان شناختی بین تکواندوکاران کمتر موفق ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: نیمرخ، تکواندوکاران، موفقیت، ویژگی های روان شناختی، انگیزه ورزشی
  • فاطمه جعفری، رضا نیک بخش*، علی محمد صفانیا صفحات 471-479
    زمینه
    از جمله عوامل مهم که می توان آن را مهم ترین عامل درونی و یا بیرونی یک ورزشکار در دست یابی به هدف و بروز رفتارهای مختلف دانست، عامل انگیزه و اشتیاق است.
    هدف
    هدف از تحقیق حاضر، هنجاریابی پرسشنامه اشتیاق در جامعه ورزشی است.
    روش
    جامعه آماری در این مطالعه، ورزشکاران یکی از لیگ های فوتسال، والیبال، بسکتبال، واترپلو است. برای بررسی داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی تاییدی و جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه اشتیاق والراند (2003) با سه عامل اشتیاق افراطی (6 سوال)، اشتیاق هماهنگ (6 سوال) و معیار اشتیاق (5 سوال) استفاده شده است. در مجموع 250 پرسشنامه توزیع و در نهایت 200 پرسشنامه صحیح مورد تجزیه وتحلیل نهایی قرار گرفت. برای نرم سازی پرسشنامه ها از روش تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی و از نرم افزار لیزرل استفاده شده است.
    یافته ها
    یافته های به دست آمده قابلیت اعتبار پرسشنامه را تایید کرد. نتایج پژوهش نشان داد، این پرسشنامه ابزار مناسبی برای سنجش اشتیاق در میان ورزشکاران است. همچنین، دیگر یافته ها نشان داد، اشتیاق هماهنگ اولویت اول و اشتیاق افراطی در ورزش دارای اولویت دوم است؛ نتیجه گیری: بنابراین، پیشنهاد می شود، پژوهشگران در پژوهش های آینده به استفاده از این پرسشنامه در نمونه های مختلف و بزرگ تر بپردازند.
    کلیدواژگان: اشتیاق، اشتیاق افراطی، اشتیاق هماهنگ
  • مریم صالحیان، حسن احدی*، آدیس کراسکیان، احمد کربلایی محمد میگونی صفحات 481-490
    زمینه
    تیپ شخصیتیD یا شخصیت درمانده با دو مولفه عواطف منفی و بازداری اجتماعی زمینه ساز اختلالات روان شناختی است. پژوهش این است که آیا گروه درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد با گروه درمانگری مبتنی بر توجه آگاهی بر روی الگوهای رفتاری دانشجویان دارای تیپ شخصیتی D اثربخش است؟
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه ماندگاری اثر گروه درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد با گروه درمانگری مبتنی بر گاهی بر اختلالات روان شناختی و الگوهای رفتاری دانشجویان دارای تیپ شخصیتی D اجرا گردید.
    روش
    طرح پژوهش از نوع "پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه گسترش یافته" است. گروه نمونه شامل 45 نفر از دانشجویان دارای تیپ شخصیتی D  بود که بر اساس گمارش و آرایش تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-5)، پرسشنامه های DS-14 (دنولت- 1993) و DASS-42 (لاویبوند و لاویبوند- 1995) استفاده شد.
    یافته ها
    اثربخشی و ماندگاری اثر دو مداخله گروه درمانی بر اختلالات روان شناختی و الگوهای رفتاری دانشجویان دارای تیپ شخصیتی D، به صورت معناداری(P<0/01) در یک سطح بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که دو مداخله گروه درمانی به کاهش اختلالات روان شناختی و الگوهای رفتاری دانشجویان دارای تیپ شخصیتی D انجامید.
    کلیدواژگان: گروه درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان مبتنی بر توجه آگاهی، تیپ شخصیتی D، اختلالات روان شناختی
  • افسانه صمدزاده، مهدیه صالحی*، شکوه سادات بنی جمالی، حسن احدی صفحات 491-499
    زمینه
    دیابت نوع دو یکی از بیماری های مزمنی است که به سبب مشکلات جسمانی، احتمال ابتلا به اختلال های روانی را افزایش می دهد. از این رو مداخلات روان شناختی، احتمالا می توانند تغییرات مثبتی در شاخص های فعالیت ایمنی و روان شناختی بدن ایجاد کنند.
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه درمان شناختی رفتاری با ذهن آگاهی بر روان درستی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد.
    روش
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون سه گروهی بود. جامعه آماری، شامل کلیه بیماران مبتلا دیابت به نوع 2 و عضو انجمن حمایت از بیماران دیابتی تهران در سال 1397 بود. از بین آنها 60 نفر به تصادف انتخاب شدند. پس از اجرای اولیه پیش آزمون روان درستی ریف (1989)، 48 نفر دارای کم ترین نمره روان درستی، انتخاب و به تصادف در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. داده ها از طریق تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل، هر دو روش مداخلاتی شناختی رفتاری (P<0/05) و ذهن آگاهی  (P<0/05)  به طور معناداری موجب افزایش سطح روان درستی بیماران گردید؛ اما میزان تاثیر مداخله های شناختی- رفتاری بر افزایش روان درستی بیشتر از آموزش های ذهن آگاهی بیماران بود (P<0/01).
    نتیجه گیری
    بر این اساس، مداخله شناختی رفتاری با تغییر باورهای بیمار، بهتر از مداخله رقیب به بیمار در فراگیری و تمرین مهارت های مقابله با مسائل روانی ناشی از بیماری کمک می کند.
    کلیدواژگان: شناختی رفتاری، ذهن آگاهی، روان درستی، دیابت
  • سیمین عمرانی، فرهاد جمهری*، حسن احدی صفحات 501-508
    زمینه
    سازگاری زناشویی، حالتی است که در آن یک احساس کلی از رضایت و شادکامی در زن و شوهر نسبت به ازدواج شان و نسبت به یکدیگر وجود دارد. اما نقش دو مقوله باورهای فراشناختی و نقش میانجی گر تعارض های زناشویی در سازگاری زناشویی چقدر می تواند اهمیت داشته باشد.
    هدف
    هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس باورهای فراشناختی و نقش میانجی تعارض های زناشویی در دانشجویان متاهل بود.
    روش
    روش پژوهش، روش توصیفی و از نوع طرح های همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری است.  جامعه آماری در پژوهش حاضر تمام دانشجویان متاهل مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد واحدهای تهران بودند که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند. تعداد افراد نمونه جمعا 400 نفر، 200 زن متاهل و 200 مرد متاهل بود که با توجه به برآورد حجم نمونه در پژوهش های مبتنی بر الگویابی معادلات ساختاری تعیین شد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه سازگاری زناشویی اصلاح شده اسپانیر(1976)، پرسشنامه ی باورهای فراشناختی ولز(1997)،  و پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی(1999) بودند.
    یافته ها
    نتایج مدل اندازه گیری نشان داد که خرده مقیاس های پژوهش همگی بارهای عاملی معناداری دارند. همچنین شاخص های برازش مدل پس از ایجاد کوواریانس بین برخی نشانگرهای متغیرهای باورهای فراشناختی و تعارضات زناشویی در وضعیت مطلوبی قرار گرفتند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد باورهای فراشناختی بر سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل اثر غیرمستقیم(به واسطه ی تعارضات زناشویی) دارد (0/05>p) تعارضات زناشویی بر سازگاری زناشویی به صورت مستقیم اثر می گذارد(0/05>p). همچنین تعارض های زناشویی در تبیین و پیش بینی سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل نقش میانجی گر دارند(0/05>p).
    نتیجه گیری
    متغیر تعارض های زناشویی از یک سو تحت تاثیر باورهای فراشناختی قرار می گیرند و از سوی دیگر می توانند اثرات معناداری بر سازگاری زناشویی داشته باشد.
    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، باورهای فراشناختی، تعارض های زناشویی، دانشجویان متاهل
  • زهرا سادات آقایی، حمیدرضا حاتمی*، فریبرز درتاج، حسن اسدزاده صفحات 509-514
    زمینه
    تحقیقات نشان داده اند درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث افزایش انعطاف پذیری روان شناختی می شود و درمان راه حل محور نگرش و نحوه بیان مراجع را از صحبت کردن درباره مشکل به صحبت کردن درباره راه حل تغییرمی دهند(باکوم 2008).
    هدف
    هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و راه حل محور بر نظم جویی هیجان زوجین شهر تهران بود.
    روش
    روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح  پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. نمونه پژوهش  45 نفر زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره پرهام بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برای گروه اول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و برای گروه دوم درمان راه حل محور و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. پژوهش با کمک پرسشنامه نظم جویی هیجان ERQ گراس و جان (2003) انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج بیانگر تاثیر آموزش بر نظم جویی هیجان(P<0/001) زوجین گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه بود. یافته ها نشان می دهند درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و راه حل محور بر نظم جویی هیجان زوجین تاثیر گذار بوده است و از مشکلات آنها می کاهد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان راه حل محور، نظم جویی هیجان، زوجین
|
  • Hamed Kashanaki, Mohammad Ali Besharat* Pages 409-417
    Background
    Forgiveness in relationships is recognized as a factor in improving the quality of interpersonal relationships. However, the question is whether the differences in the dimensions of forgiveness as well as the different attitude towards gender roles in Iranian culture, which are different aspects of the forms of forgiveness highlighted in women and men, predict the quality of interpersonal relationships or not? And if so, what are these aspects?
    Aims
    Based on these issue, current study aimed to investigate the relationship between types of forgiveness (self-forgiveness, other forgiveness and position forgiveness) and interpersonal problems. also it compared the interactive role of various type of forgiveness on the quality of relationships in men and women
    Method
    Among students of University of Tehran, 154 women and 132 men responded to Dispositional Hartland Forgiveness Scale (HFS) and Inventory of Interpersonal Problems (IIP-30). 
    Results
    Correlation and regression analysis of data showed a negative relationship between types of forgiveness and interpersonal problems (P<0/01). This relationship occurred through position-forgiveness in women (B=-0/62) and self-forgiveness in men (B=-0/56).
    Conclusions
    In sum, the results of the present study showed gender differences in the prediction of quality of interpersonal relationship based on different types of forgiveness. In other words, interpersonal problems in men point to the lack of Self-forgiveness or criticizing to personal weaknesses and problems, while interpersonal problems in women can be indicative of situation-unforgiveness or not accepting social and cultural pressures.
    Keywords: Self-Forgiveness, Other-forgiveness, Position forgiveness, Interpersonal Problems
  • Mohsen Shokooh*i, Rouhollah Shahab Pages 419-426
    Background
    The repeated incidence of behavioral problems in children may negatively affect their development or facilitate antisocial behaviors and crime in the long term, but problem is, whether these behaviors may influenced by controlling children’s environmental conditions.
    Aims
      This study examined the effects of teaching the Raising a Thinking Child (RTC) program to parents on parenting self-efficacy and children's behaviors. These programs are based on the interpersonal problem-solving approach.
    Method
    The research method was single group quasi-experimental with pre and post design.  To this end, samples of 64 parents (34 mothers and 21 fathers) of pre-school and elementary-school children were selected through convenience sampling. A workshop was held once a week for 9 two-hour sessions. Data collection instruments were Eyberg’s (1978) Child Behavior Inventory (ECBI) and Dumka's Parenting Self-Agency Measure (PSAM).
    Results
    the findings confirmed the effects of the RTC program on behavior problems (0.01< p), however, this program did not significantly affect parenting self-efficacy.
    Conclusions
    It can be concluded that, parents who can find effective problem-solving methods, evaluate a variety of interpersonal options, and reflect these options in their behaviors, raise children with better problem-solving skills.
    Keywords: thinking child, problem solving method, child behavior problems, parents self-efficacy
  • Zhila Ahangarzadeh, Amin Rafiepoor*, Mohammad Heydari, Naeme Hassani, Anahita Nouri Pages 427-435
    Background
    Research shows that the lack of mental health and presence of stress in people not only cause some disorders in employees' performance in organizations and reduce their productivity but also there will less effective management without considering these variables. So does taking a multifaceted approach to stress management affect employees' spiritual wellbeing and occupational stress?
    Aims
    The current research was carried out with the aim of investigating the effectiveness of taking LEARN multifaceted to stress management (Barlow et al. 2001) in the spiritual wellbeing and occupational stress of employees in a pharmaceutical company in Tehran.
    Method
    research method was  The a quasi-experimental design (pre-test and post-test with a control group). where 30 employees were randomly divided into two experimental (N=15) and control (N=15) groups. The multifaceted stress management program was conducted during 18 weekly 90-minute sessions and the subjects answered Perceived Stress Scale PSS (Cohen et al. 1983) and Spirituality Index of Well-Being SIWB (Frey et al. 2005).
    Results
    The results of single-variant covariance analysis indicated that the effect of experimental group had a significant effect on occupational stress (P<0.0.1) and spiritual wellbeing (P<0.01).
    Conclusions
    This suggests that the employees who had participated in the multifaceted stress management program gained better scores in the final exam in terms of the variables related to spiritual wellbeing (self-efficacy and life map) and reduction in occupational stress.
    Keywords: multifaceted stress management, spiritual well- being, occupational stress, employees
  • Raheleh Siyakamri, Khodamorad Momeni*, Jahangir Karami Pages 437-442
    Background
    Research has shown that there is a relationship between attachment styles and sexual satisfaction, but does sexual self-efficacy of addicted men can have to mediate this regard?
    Aims
    Therefore, the purpose of this study was to investigate the role of sexual self-efficacy in the relationship between attachment styles and sexual satisfaction of addicted men in Kermanshah.
    Method
    The present research was a descriptive correlational study. The statistical population of this study included people were referred to addiction treatment centers in Kermanshah. The research sample consisted of 250 of the five addiction treatment centers who were selected by non-probability sampling method. Adult Attachment scale(Hazan & Shaver, 1987),  Larson's Sexual Satisfaction scale (Larson,1995), and Sexual Self-efficacy scale(Vaziri et al.,1993) were used for data collection.
    Results
    The data were analyzed using statistical methods, including the Pearson correlation coefficient, multivariate regression analysis, and path analysis. Conlusions: The results showed that there is a relationship between attachment styles and  Men's sexual satisfaction, this means that secure attachment style is a positive predictor (R<0.05) and Insecure-avoidant attachment style is a negative predictor (R<0.05). Sexual self-efficacy can also act as a mediator between attachment styles and sexual satisfaction (-R<0.05). Therefore people that have high's sexual self-efficacy and secure's attachment style experience better sexual satisfaction.
    Keywords: Attachment Styles, Sexual Satisfaction, Sexual Self-efficacy, Addicts
  • Fahimeh Ghafarimoghadam, Fatemeh Dehghani * Pages 443-452
    Background
    Pediatric health psychology and investigating the role of psychological factors in adaptation of children with medical conditions is a notable field in health psychology. One of these psychological factors is the attachment style which plays an important role in the literature.
    Aims
    The present study was conducted with the aim of evaluating the heart rate irritability in the children with chronic medical conditions based on attachment style.
    Method
    In this quasi-experimental study, the effect of attachment psychological factor on heart rate irritability in children with chronic medical conditions was investigated this end, 45 children aged 12-15 years with the criteria for diagnosis of a chronic medical condition were selected by sampling method. These children were suffering from diabetes and renal failure and nasal congestion. entered the study After completing the Collins and Reid (1990) Attachment Style Questionnaire, children were divided into three groups with security, avoidant and anxiety attachment style. In the next step, heart rate irritability and measurements were performed.
    Results
    Finding of the study showed that in children with security attachment style, there was a significant difference p<%05 in attachment scores and heart rate excitatory subtypes including heart rate and respiration rates as compared to those with insecure attachment style.
    Conclusions
    This study showed that the chronic medicalconditions in children lead to psychosocial harm in them and their parents and their compatibility is affected, and the attachment style of children can affect this relationship.
    Keywords: Attachment, Children, Chronic disease, heart rate irritability
  • Anahita Nematzad, Fariborz Bagheri*, Khadijeh Abolmaali Pages 453-462
    Background
    Several studies have pointed to cognitive emotion regulation on anger management, but the research question is whether the parent-child relationship has effect on inhibiting anger with mediating role of cognitive-emotional regulation?
    Aims
    One of the factors that reduces adolescent aggression is creating a warm and intimate family and a loving relationship between parents.  
    Method
    The purpose of this study was to mediate the cognitive-emotional regulation in the relationship between parent-child relationship and aggression in adolescent girls. The method of this research is a descriptive model of structural equation. The population of this study was the female students of the 8th grade of the first high school in Tehran during the academic year of 2017-18. A multistage cluster sampling method was used to select the sample. A total of 320 students were selected as sample groups. The research questionnaires included Abol-Majali's  aggression(2011), parent-child relationship correlation scale(2012), and Gharnovsky's cognitive-emotional ordering questionnaire(2001). Data were analyzed using structural equation modeling method.
    Results
    The results of the analysis of the hypotheses of the research showed that the fitting indices of the research model are in a favorable situation (GFI>0.9).  
    Conclusions
    Also, the parent / child relationship variables have an indirect effect on adolescent aggression (indirectly due to cognitive emotion regulation). This means that solving family problems and creating a suitable home environment can improve cognitive emotion regulation and, as a result, reduce adolescent aggression.
    Keywords: cognitive-emotional regulation, parent-child relationship, aggression
  • Sahar Zarei*, Zahra Salman Pages 463-469
    Background
    Sports success in taekwondo is influenced by various variables; including psychological Characteristics, nevertheless, a systematic research does not examine the role of these factors in various competitive levels. What is the difference between the psychological profile of successful and less successful Taekwondo athletes?
    Aim
    the purpose of this study was to comparison of Psychological profile between successful and less successful taekwondo athletes.
    Method
    Present research method was causative-comparative, the population of this study included all Iranian taekwondo athletes that of this statistical population 70 successful (in Asian Games and World) and the 70 less successful (in competitions city) taekwondo was selected by purposive sampling and completed the questionnaires of Mental Skills (Bush & Salmela, 2001), Mental toughness (sheard et al, 2009), Competitive anxiety (Martenz, 1997) and Sport Motivation (Maltt et al, 2007). Data were analyzed through analysis of variance Mann-Whitney U tests
    Results
    The results showed that excluding the sport motivation variable, there is a significant difference between psychological profile of Taekwondo athletes in all mental Skills, mental toughness, and competitive anxiety variables, and this difference was observed to be in favor of successful Taekwondo athletes (p>0/05).
    Conclusion
    Considering this results successful taekwondo athletes have a higher score in all above variables (Except sport motivation) than less successful taekwondo athletes so psychological intervention is needed for less successful taekwondo athletes.
    Keywords: Profile, Taekwondo athletes, Success, Psychological Characteristics, Sport Motivation
  • Fatemeh Jafari Siavashani, Reza Nikbakhs*, Ali Mohammad Safania Pages 471-479
    Background
    Of the main elements that may be considered the most important internal or external factor for an athlete in achieving his objective and manifesting various behaviors is motivation and passion.
    Aims
    The aim of present research is to normalize passion questionnaire in athletic society.
    Method
    Statistical population of this study includes athletes in each of futsal, volleyball, basketball, water polo leagues. In order to review data, exploratory and confirmatory factor analyses and for data gathering Vallerand passion (2003) questionnaire with three elements of obsessive passion (6 questions), harmonious passion (6 questions) and passion measure (5 questions) were used. Overall, 250 questionnaires were distributed and at the end, 200 accurate questionnaire were analyzed. In order to normalize questionnaires confirmatory and exploratory factor analyses and LISREL software were used.
    Results
    Results obtained confirmed the reliability of questionnaire. Research results showed that present questionnaire is an appropriate instrument for measuring passion with emphasis on the importance of sport status among athletes. Furthermore, research final model showed that harmonious passion is first priority and obsessive passion is considered as second priority in sport.
    Conclusions
    It is suggested that researchers in their future research utilize this questionnaire in various and larger samples
    Keywords: Passion, Obsessive passion, Harmonious passion
  • Maryam Salehyan, Hassan Ahadi*, Adis Kraskian Mojembari, Ahmad Karbalaei Mohammad Meigouni Pages 481-490
    Background
    Type D Personality or helpless personality with two components of negative affectivity and social inhibition is cause of psychological disorders. The research question is  that whether the group therapy based on Acceptance and Commitment with group therapy based on Mindfulness  is effective on behavior patterns of students with type D personality?
    Aims
    The purpose of this study was to compare the effectiveness of group therapy based on Acceptance and Commitment with a group therapy based on Mindfulness of psychological disorders and behavior patterns of students with type D personality and assessment of the permenante effect of the two therapeutic approaches.
    Method
    The research design is "pre-test-posttest-follow-up with expanded control group". The sample group consisted of 45 students with type D personality, which were selected randomly assigned and arrangement. To collect data structured clinical interviews (SCID-5), DS-14 (Denollet- 1993) and DASS-42 (Lavibond & Lavibond- 1995), questionnaires were used.
    Result
    The effectiveness and the permanent effect of the two interventional group therapy on psychological disorders and type D students was in one level (P < 0/01).
    Conclusions
    The results showed that two interventional group therapy led to reduction of psychological' disorders and behavior patterns of students with type D personality.
    Keywords: group therapy, acceptance, commitment therapy, mindfulness based therapy, Type D personality, psychological disorders
  • Afsaneh Samadzadeh, Mahdeih Salehi*, Shokouh Sadat Banijamali, Hasan Ahadi Pages 491-499
    Background
    The purpose of this study was to compare cognitive behavioral therapy with mindfulness on well-being in patients with type 2 diabetes. 
    Aims
    The research was semi-experimental with pre-test and post-test design of three groups.
    Method
    The statistical population included all patients with type 2 diabetes and a member of the Charity Association for the Support of Diabetic Patients in Tehran in 2018. Among them, 60 were randomly selected and after the initial pre-test of Riff psychological well-being (1989), 48 subjects with the lowest score of psychological well-being were selected and randomly divided into three groups (two experimental and one Control group) were replaced.  Data were analyzed by covariance analysis and Bonferroni post hoc test.
    Results
    The findings showed that both cognitive-behavioral interventions (p<0.05) and mindfulness (p<0.05) significantly increased the level of psychological well-being in patients, but there was a significant difference between the effect of two psychological interventions on increasing psychological well-being in patients did not (p<0.01).
    Conclusions
    Accordingly, cognitive-behavioral intervention by changing beliefs of patients, better than other interventions, help the patient to learn and practice the skills needed to deal with the psychological problems associated with the disease.
    Keywords: cognitive behavioral, mindfulness, well-being, diabetes
  • Simin Omrani, Farhad Jomehri*, Hassan Ahadi Pages 501-508
    Background
    Marital adjustment is a state among couples in which there is an overall feeling of happiness and satisfaction with their marriage and each other. But how important could the role of two factors of metacognitive beliefs and the mediating effect of marital conflicts in marital adjustment be.
    Aims
    The purpose of this study was to predict marital adjustment based on meta-cognitive beliefs and mediating role of marital conflicts in married students.
    Method
    The research method is a descriptive and correlational design and structural equation modeling method. The statistical population in this study was all married students studying at Azad University of Tehran branches who had criteria for entering the research. The sample size was 400 people, 200 married women and 200 married men who were determined according to sample size estimation in research based on structural equation modeling. The measurement tools consisted of the Spanier modified marital adjustment questionnaire (1976), Wales meta-cognitive beliefs questionnaire (1997), and Barati and Sanyi marital conflicts questionnaires(1999).
    Results
    The results of the measurement model showed that subscales of research all have significant factor loadings. Also, model fitting indicators after covariance between some markers of metacognitive beliefs and marital conflicts were in desirable condition. The results of the hypothesis test showed that metacognitive beliefs on the marital adjustment of married students have indirect effects (due to marital conflicts) (p<0.05). Marital conflicts directly affect marital adjustment(p<0.05).  According to the results of the study, marital conflicts have a mediator role in predicting the marital adjustment of married students(p<0.05). 
    Conclusions
    On one hand, marital conflicts are influenced by metacognitive beliefs and on the other hand they can have significant effects on marital adjustment.
    Keywords: marital adjustment, meta-cognitive beliefs, marital conflicts, married students
  • Zahra Sadat Aghaei, Hamidreza Aatami*, Fariborz Dortaj, Hasan Asadzade Pages 509-514
    Background
    Research has shown that acceptance and commitment-based therapy increases psychological flexibility and the treatment of Solution-oriented therapy changes the attitude and way of expressing references from talking about a problem to talking about a solution (Bakum 2008).
    Aims
    The purpose of this research is effectiveness, Acceptance and commitment based therapy was based on the emotional regulation of couples in Tehran.
    Method
    The research method was semi-experimental with pretest-posttest and follow-up with the control group the sample consisted of 45 couples who were referred to Parham Medical Advice Center who were selected by available sampling method and were randomly assigned into two groups of experimental and control. For the first group, treatment was based on acceptance and commitment, and for the second group, the solution-based treatment and the control group did not receive any training. The research was carried out with the help of the ERQ Grass and Jon (2003) emotional regulation Questionnaire. For analysis of data, repeated variance analysis was used. The results indicated the effect of education on emotional regulation (p<0.001) in experimental group couples compared to control group. The findings suggest that adherence-based treatment and decision-based solutions have affected the emotional order of couples and reduce their problems.
    Keywords: Acceptance, Commitment-Based treatment, treatment of problem-based solutions, Emotional regulation, Couples