فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 20 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمد بهنام فر*، محمدباقر تقوی زیروانی صفحات 1-17
    بلاجویی و بلا دوستی یکی از مهم ترین درون مایه هایی است که بیشتر عارفان بزرگ ایران اسلامی در سلوک خویش، به آن تاکید فراوان داشته اند و مقرب ترین عارفان، همواره بلاکش ترین آن ها در راه محبوب به شمار می آمدند و این اندیشه در آثار عرفانی ادبیات ما، بازتاب فراوانی داشته است. از نظر آنان بزرگ ترین بلاجو برابر است با بزرگ ترین عاشق. نکته قابل توجهی که در این مقاله به آن اشاره می شود، این است که بیشتر این عارفان بزرگ، از امام حسین(ع) به عنوان بزرگ ترین بلاجو و مرد میدان بلا یاد کرده اند، اما نتایج این تحقیق که به شیوه تحلیلی- توصیفی انجام شده است نشان می دهد که با وجود این مقام شامخ امام(ع) در نزد آنان، شخصیت، احوال و اقوال حضرت در آثار آنان بازتاب گسترده ای نداشته است. جو نامساعد سیاسی و خفقان حاکم بر جامعه و ترویج مسلک های جبری همچون اشاعره، کرامیه و مرجئه توسط حکام مستبد، همچنین مبارزه با اندیشه های مخالف، به ویژه شیعی را می توان از مهم ترین موانع انعکاس سیمای حضرت حسین(ع) در ادبیات عرفانی پس از اسلام به حساب آورد.
    کلیدواژگان: امام حسین(ع)، ادبیات عرفانی، بلاجویی
  • حمیدرضا خوارزمی*، محمدرضا سهرابی صفحات 19-40
    این مقاله اندیشه مولوی را از منظر معرفت شناسی مورد نقد و ارزیابی قرار می دهد. نویسندگان این مقاله بین دو مفهوم عقل در تاریخ اندیشه بشر تمایز قائل می شوند: عقل انتقادی و عقل استعلایی، و استدلال می کنند که عقل به عنوان آموزه محوری در اندیشه مولوی نیز در این دو مفهوم متفاوت به کار رفته است. منظور از عقل انتقادی، دفاع از عقل گرایی دربرابر مرجعیت گرایی و منظور از عقل استعلایی دفاع از عقل گرایی دربرابر تجربه گرایی است که درای دو شکل عرفانی و فلسفی است. محور اصلی پژوهش حاضر، با توجه به اینکه اساسی ترین پرسش پیش روی بشریت در همه حوزه های معرفت این پرسش بوده و هست که نقش عقل در کشف حقیقت چیست، ما در پی آن خواهیم بود که بدانیم پاسخ مولوی به پرسش مزبور چیست و با پاسخ هایی که دیگر اندیشمندان به این پرسش داده اند چه تفاوتی دارد.  هدف اصلی در این پژوهش این است که به روش تحلیل کیفی با تفکر در اشعار مولوی نشان داده شود که در مباحثه عقل گرایی دربرابر مرجعیت گرایی، مولوی از مرجعیت گرایی دفاع نموده اما جهت گیری کلی او دفاع از عقل گرایی است و از این نظر مولوی را باید از مهم ترین مدافعان عقل گرایی انتقادی در تاریخ اندیشه دانست و در مباحثه عقل گرایی دربرابر تجربه گرایی، مولوی را باید از مهم ترین مدافعان عقل گرایی استعلایی در تاریخ اندیشه به حساب آورد.
    کلیدواژگان: مولوی، مثنوی معنوی، عقل استعلایی، عقل انتقادی
  • سیدمهدی رحیمی*، نیره پاکمهر صفحات 41-63
    میبدی تفسیر خود را در سه مرحله یا به گفته خود در سه «نوبت» پرداخته است. نوبت اول ترجمه ای است از آیات قرآن به فارسی روشن؛ نوبت دوم، به تفسیر آیات به مذاق متشرعان اختصاص یافته و در نوبت سوم به نقل گفته های عارفان و حسب حال های آن ها پرداخته است. اندیشه ای که منجر به این شیوه بی سابقه در تفسیر گشته است، شباهات فراوانی به آرا و نظریات پدیدارشناسی دارد. میبدی با مطالعه پدیده های خاص (مثل آیات قرآن، و هر پدیده دیگری که در ضمن این آیات از آن سخن رفته است) از دو چشم انداز عرفانی و شرعی، سعی بر آن دارد که پدیدار هر پدیده را از ورای هر چشم انداز (شرعی و عرفانی) مطالعه کند. این مقاله با شیوه ای تحلیلی توصیفی مولفه های مشابه با پدیدارشناسی در تفسیر کشف الاسرار را بررسی می کند و به این نتیجه دست می یابد که کاربرد اصولی همچون تغییر حیث التفاتیت، مبارزه با تحویل گرایی، اپوخه و... در تفسیر کشف الاسرار، میبدی را به عنوان پدیدارشناس معرفی می کند.
    کلیدواژگان: میبدی، کشف الاسرار، پدیدارشناسی، معرفت شناسی، حیث التفاتی، اپوخه، مبارزه با تحویل گرایی
  • محسن صمدانیان*، سمانه سادات آقادادی صفحات 65-90
    موضوع خلقت انسان بر صورت الهی در ادیان مختلف الهی اعم از یهود، مسیحیت و اسلام مطرح شده است. این پژوهش در آغاز به بررسی روایت حدیث «إن الله خلق ادم علی صورته»، وضعیت سندی و تفسیر آن از دید محدثان شیعه و سنی پرداخته که عواملی ازقبیل: وجود دو روایت صحیح السند از میان روایات مختلف، دلایل قرآنی و عقلی، اهمیت توجیه و روشنگری امامان و دانشمندان سبب تقویت سند حدیث و درک درست از معنا و تفسیر آن شده است. سپس چگونگی بازتاب حدیث صورت در متون منثور سنت اول عرفانی در قالب هشت محور اساسی تبیین و تحلیل گردیده است. از دستاوردهای پژوهش، واکاوی مفهوم حدیث صورت است. غرض از خلقت خداگونه انسان، وجود ولی یا انسان کامل است که حق تعالی به تمامی در او متجلی شده است و انسان کامل بدان سبب که صورت کامل خداوند است، می تواند جامع اسما، افعال و صفات الهی گردد.
    کلیدواژگان: حدیث، صورت، سنت اول عرفانی، خلقت انسان، انسان کامل
  • محمدرضا عابدی*، مصطفی عابدی صفحات 91-116
    بی تردید مرگ و گریزناپذیر بودن آن و سرنوشت انسان پس از مرگ، بزرگ ترین دغدغه انسان از آغاز پیدایش تاکنون بوده است. نوع نگاه دین و عرفان، و حکمت و فلسفه، در این زمینه دارای مشترکات و تفاوت هایی است. در فلسفه دیالکتیکی افلاطون و در عرفان عاشقانه مولانا به جز مرگ طبیعی و اجباری، از مرگ دیگری تحت عنوان مرگ ارادی نیز، به صراحت یا تلویحا سخن رفته است. مبنای رهیافت مولانا در این زمینه نقلی بوده و مبتنی بر حدیث: «موتوا قبل ان تموتوا»  است. اما اساس دیدگاه افلاطون، عقلی و دیالکتیکی است. از این رهگذر، این مقاله در پی واکاوی گستره معنایی مرگ ارادی در مفهوم فلسفی و عرفانی آن است. نیز وجوه تفاوت و اشتراک تلقی عرفانی مولانا و برداشت فلسفی افلاطون از مرگ ارادی در این مجال تبیین می شود. نتایج حاصل نشان می دهد که افلاطون و مولانا، هر دو، مرگ ارادی را نتیجه نوعی سلوک می دانند که به قطع وابستگی مادی و جسمانی و علایق دنیوی در عین زندگی این جهانی منجر می شود. راه بردن سالک و فیلسوف به حقیقت عالم و پیوستن به خیر مطلق و هستی سرمدی، غایت آرمانی در این سیر خواهد بود.
    کلیدواژگان: مرگ ارادی، مولانا، افلاطون، مثل، عشق
  • ابوالفضل کیاشمشکی*، علی خلیلی طسوجی صفحات 117-140
    در این مقاله سعی شده ارتباط بین اندیشه های فقهی و عرفانی امام خمینی درباره نظریه ولایت فقیه مورد کنکاش قرار گرفته و با نقد و بررسی نظرات مختلف ازقبیل تباین کلی، اتحاد کامل، استلزام منطقی و هماهنگی ظاهر و باطن به بیان اعتقاد امام خمینی پرداخته شود. به اعتقاد ایشان اسلام نیز همانند دیگر شرایع آسمانی دارای ظاهر و باطنی می باشد و دستورات شرع مقدس ریشه در عالم حقیقت دارند و دست یابی کامل به باطن حقایق اسلام فقط با وجود انسان کامل امکان پذیر است. حال ولایت فقیه که از امور اعتباری قلمداد می شود، گسسته از حقیقت نیست و همچنان که در عالم حقیقت انسان کاملی که فانی در ذات مقام الوهیت قرار گرفته دارای مقام ولایت می باشد، در عالم اعتبار نیز کسی باید دارای مقام ولایت باشد که هم سنخ با انسان کامل باشد، یا به عبارتی مظهری از انسان کامل باشد.
    کلیدواژگان: ولایت، فقیه، انسان کامل، ولایت عرفانی
  • عباس محمدیان*، فرشته شاه صنم صفحات 141-165
    با مطالعه مبانی و زمینه های پیدایش مکاتب ادبی غرب و ادبیات مشرق زمین قرابت هایی میان این دو یافت می شود که نشان می دهد بسیاری از این مکتب ها قرن ها پیش از پیدایش رسمی خود در اروپا، نمودهایی در ادب فارسی داشته اند. مکتب سوررئالیسم که تشابهات بسیاری میان مولفه های آن و خط فکری و زبان عارفان ایرانی همچون بایزید بسطامی، شیخ ابوالحسن خرقانی، عین القضات همدانی، روزبهان بقلی، بهاءولد، مولانا جلال الدین بلخی و... وجود دارد. بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی دو تن از پیشگامان و تاثیرگذاران مکتب عرفان اند که حدود ده قرن پیش از تولد سوررئالیسم می زیستند. این نوشتار با رویکردی توصیفی تحلیلی تلاش می کند ویژگی ها و اصول هفت گانه سوررئالیسم را در گزارش احوال و اقوال آنان بررسی کرده، برجسته ترین شاخصه های سوررئالیستی را در این آثار بیابد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فراوانی برخی از فنون سوررئالیسم در متون بررسی شده آن ها را به متن سوررئالیستی نزدیک کرده؛ ولی این کاربرد در زبان عرفا کاملا ناآگاهانه بوده و پیامد طبیعی تفاوت در موقعیت های زمانی، مکانی و نیز تعارضات اعتقادی و ابزاری سوررئالیسم و عرفان است.
    کلیدواژگان: سوررئالیسم، فراواقع گرایی، عرفان، بایزید بسطامی، شیخابوالحسن خرقانی
  • محمد ملکی* صفحات 167-188
    عقل و شهود، دو قوه و یا دو راه رسیدن به حقایق در عالم هستند که یکی اساس فلسفه، و دیگری اساس عرفان را شکل می‎دهد. حال، پرسش اینجاست که آیا می‎توان از مقوله شهود در فلسفه و یا از مقوله عقل، در عرفان بهره برد و آیا می‎توان مکاشفات را عقلی‎سازی کرد، و یا نه، عقل و شهود دو مقوله جدا از هم هستند که راهی در گستره همدیگر ندارند. نگارنده بر این باور است که افزون بر اینکه، عقل و شهود در تبیین حقایق هستی لازم و ملزوم هم هستند، هر یک بدون دیگری در تفسیر و تبیین حقایق هستی و فراسوی آن کامل نخواهند بود. حال با توجه به این دیدگاه، این مقاله در پی آن است، با استناد به منابع فلسفی و عرفانی به «تبیین عقلی مکاشفات عرفانی» بپردازد. ازاین رو، نخست اصل نظریه بیان می شود و سپس نمای کلی و چگونگی ارتباط «عقل و شهود» تبیین، و در ادامه موضوع اصلی این مقاله که «تبیین عقلی مکاشفات عرفانی» است، تفسیر و تحلیل خواهد شد.
    کلیدواژگان: استدلالات عقلی، شهود عرفانی، قلمرو عقل، تبیین عقلی مکاشفات عرفانی، امکان یا عدم امکان
  • سیدعلی اصغر میرباقری فر*، مهنوش مانی صفحات 189-210
    امور معنوی و مسائل مربوط به آن در قرن بیستم مورد توجه روان شناسان قرار گرفت. این حوزه از روان شناسی به بررسی دین و معنویت و تاثیر آن در زندگی انسان پرداخته است. جایگاه دین در زندگی بشر، اهمیت آن، تاثیراتی که دین بر روان انسان دارد، بالا رفتن کیفیت زندگی و به تبع آن ایجاد شادی ازجمله نظریات این حوزه از روان شناسی است. عرفای مسلمان نیز در کتاب های خود براساس آموزه های اسلام به بررسی این امور پرداخته و ضمن بیان آن ها به تحلیل و تبیین این موضوعات همت گمارده اند. با کاربرد نظریات عرفا می توان بعضی از رویکردهای روان شناسی را تبیین کرد و دریافت که عرفای مسلمان نیز به نظریه پردازی در این زمینه ها پرداخته اند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی - تحلیلی انجام گردیده است کوشش می شود با به کارگیری رویکردهای روان شناسی در زمینه شناخت، رفتار و هیجان، نظرات عرفای مسلمان (تا پایان قرن ششم) در زمینه یقظه و انتباه تبیین گردد.
    کلیدواژگان: روان شناسی، عرفان، یقظه و انتباه
  • سیدمتضی میرهاشمی*، عبدالله آقایی صفحات 211-234
    گفتمان تصوف اسلامی، نگرشی است که در بستر دین صورت بندی شده است. این گفتمان، در اواخر سده دوم هجری مفصل بندی شده است، اما ریشه های آن را باید در سطح پیش از حیات گفتمانیش جست وجو کرد. بنابراین برای بررسی روند تکوین و هژمونی شدن این نظام فکری، شیوه درست این است که رخداد تصوف، در ارتباط با عناصر دیگر و در آن عصر بررسی شود. گنجینه تفسیری تصوف اسلامی، جریان آرام و فراخی بود که از میان رویکردهایی چون فقاهت، کلام، فلسفه و...گذر کرد و درست زمانی در قامت یک صورت بندی مطرح شد که ایده های کلان و خردی بر پیکره جامعه سیطره داشتند. عقل گرایی افراطی، جدل های فقهی، مناقشات فلسفی و نزاع های سیاسی و اجتماعی بر غالب سطوح جامعه سایه افکنده بودند. در این فضای پر از کشمکش، صاحب نظران عرصه تصوف با بررسی و شناخت خلاها و دال های تهی گفتمان حاکم، به مدد منطق تفاوت، گزاره های غایب را برجسته تر کردند و با استمداد از شیوه تاویل، فقر گزاره های گفتمانی را ترمیم نمودند و انسجام گفتمان های دیگر را متزلزل کردند و موجب فرادستی نگرش خود شدند. از میان نظریه ها و روش های موجود، رویکرد گفتمان ساز لاکلاو و موفه با توجه به مبانی و اصول آن، برای بررسی روند تکوین و تطور گفتمان روشی کارآمد است، در این جستار  به کار گرفته شده است.
    کلیدواژگان: گفتمان، تکوین، تصوف، برجسته سازی، پیر
  • هادی وکیلی*، پریسا گودرزی صفحات 235-256
    یکی از بنیادی ترین و حتی شاید بتوان گفت بنیادی ترین نظریه در بین نظریه های فلسفی و عرفانی در سنت های فکری شرقی و غربی، نظریه وحدت وجود است. در سنت فکری اسلامی نیز نخست ابن عربی و سپس ملاصدرا به عنوان نقاط عطف تاریخی در عرفان و فلسفه اسلامی به این نظریه پرداخته و کمابیش نظام فکری خود را بر آن نهاده اند. پیدایش و رواج این تعبیر اصطلاحی حداقل در عرفان اسلامی جز به منظور تقریر دقیق و نهایی «توحید» که از اصول مسلم و ضروری دین مبین اسلام نبوده و نیست، اما عدم درک صحیح مخالفان از این نظریه ازسویی و ابهام و ایهام در شرح و تفسیر آن از جانب موافقان ازسویی و حساسیت فقیهان و متکلمان نسبت به اصل اصول دین و تحفظ بر توحید و اجتناب از اشکال مردود این نظریه، بحث از آن را به معرکه تمام نشدنی آرا مبدل ساخته به طوری که حیات و ممات عرفان اسلامی و به همان سان، مرزبندی بین اسلام و کفر و راست کیشی و ارتداد بی تردید به اصول و فروع آن، گره خورده است. مرزبندی بین سه نظریه یگانه انگاری، دوگانه انگاری و وحدت وجود، عامل تعیین کننده در فهم درست نظریه وحدت وجود است. در طول تاریخ سنت های عرفانی، تحفظ بر اصل ارسطویی استحاله اجتماع نقیضین، فهم درست این نظریه را ناممکن ساخته و میراث گران بهای عارفان جهان را در محاق برده است. منطق و تفکر فازی با طرد اصل تناقض به تفسیر کامل این نظریه نائل می شود، راه بدفهمی این نظریه را می بندد و راه پاسخ به مخالفان را هموار می نماید.
    کلیدواژگان: نظریه وحدت وجود، یگانه انگاری، دوگانه انگاری، منطق و تفکر فازی
  • رقیه همتی*، عبدالله ولی پور صفحات 257-280
    تبیین چگونگی وحدت وجود، همواره یکی از چالش بر انگیزترین مباحث حوزه عرفان بوده است. ازآنجایی که پیچیدگی این موضوع ریشه در ناکارآمدی گزاره های زبانی در تشریح عوالم ورای عالم شهادت دارد، ابن عربی به عنوان بنیان گذار نظریه وحدت وجود و به تبع آن بیدل دهلوی، برای تشریح این گونه تجارب عرفانی، از تمثیل های مختلفی بهره جسته اند. در این مقاله ابتدا درباره وحدت وجود، تجلی و پیشینه این نظریه در میان اقوام و مذاهب مختلف و نیز عرفای اسلامی پیش از ابن عربی توضیحاتی بیان شده است و در مرحله بعد، درباره کمیت و کیفیت بهره گیری بیدل از تمثیل های وحدت وجودی ابن عربی، در کتاب چهار عنصر بحث کرده ایم. و درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که بیدل نیز همانند ابن عربی بر این عقیده است که وجود حقیقی از نظر ذات و اطلاق واحد، و از نظر اسما و صفات و اطوار تجلی، متکثر است و بر این مبنا از اکثر تمثیل هایی که ابن عربی برای تبیین این نظریه بهره جسته، او نیز استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: وحدت وجود، تمثیل، ابن عربی، چهار عنصر، بیدل