فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال سی و پنجم شماره 3 (مرداد و شهریور 1398)
  • سال سی و پنجم شماره 3 (مرداد و شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سعیده ملکی فراهانی*، فاطمه فیاض، آرزو پراور صفحات 351-366
    شناسه دیجیتال (DOR): 98.1000/1735-0905.1398.35.351.95.3.1578.41 به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و مقادیر مختلف کودهای شیمیایی نیتروژن و فسفر بر عملکرد دانه، کارایی جذب، استفاده و مصرف نیتروژن و فسفر در بالنگو (Lallemantia royleana Benth.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1393-1392 انجام گردید. تیمارهای مورد بررسی شامل دو سطح تاریخ کشت پاییزه در هفته دوم آبان ماه و بهاره در هفته دوم اسفندماه و سه سطح کود نیتروژن، فسفر و شاهد (بدون کود)، 50%: 23 کیلوگرم در هکتار N خالص+ 50.6 کیلوگرم در هکتار P2O5 و 100%: 46 کیلوگرم در هکتار N خالص+ 101.2 کیلوگرم در هکتار P2O5 بود. نتایج نشان داد اثر متقابل تاریخ کاشت و مصرف کودهای شیمیایی بر عملکرد دانه، کارایی تولید موسیلاژ، کارایی جذب، مصرف و استفاده نیتروژن و فسفر معنی دار بود. نتایج نشان داد که مصرف 46 کیلوگرم در هکتار N خالص+ 101.2 کیلوگرم در هکتار P2O5 در هر دو تاریخ کاشت باعث افزایش عملکرد دانه به میزان 377.15 کیلوگرم در هکتار و کارایی تولید موسیلاژ به میزان 23.45% شد. بیشترین کارایی مصرف و استفاده نیتروژن به ترتیب به میزان 33.86 و 5 کیلوگرم بر کیلوگرم با مصرف 23 کیلوگرم در هکتار N خالص+ 50.6 کیلوگرم در هکتار P2O5 و کارایی جذب نیتروژن (0.129 کیلوگرم بر کیلوگرم) با مصرف 46 کیلوگرم در هکتار N خالص+ 101.2 کیلوگرم در هکتار P2O5 در کشت پاییزه بدست آمد. بیشترین کارایی جذب و استفاده فسفر با مصرف 23 کیلوگرم در هکتار N خالص+ 6/50 کیلوگرم در هکتار P2O5 در کشت بهاره بدست آمد. بنابراین عنصر نیتروژن برای تولید گیاه بالنگو در هر دو تاریخ کاشت ضروری می باشد و فسفر به منظور تامین نیاز گیاه در هر دو تاریخ کاشت در جهت افزایش عملکرد بالنگو اثر معنی داری نداشت.
    کلیدواژگان: بالنگو (Lallemantia royleana Benth.)، کارایی جذب، کارایی مصرف، کارایی استفاده، کارایی تولید موسیلاژ
  • لیلی صفایی*، حسین زینلی، داوود افیونی صفحات 367-380
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.367.95.3.1575.1610 به منظور بررسی اثر شوری آب آبیاری بر عملکرد کمی و کیفی اسانس رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)، آزمایشی به صورت کرت‏های یک بار خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در شرایط زراعی انجام شد. تیمارهای آزمایشی چهار ژنوتیپ رازیانه شامل دو رقم P11-820065 آلمانی و 11486 اروپایی و دو ژنوتیپ بومی همدان و لرستان بودند. تیمارهای شوری آب آبیاری نیز شامل سه سطح 2 (شاهد)، 5 و 8 دسی زیمنس بر متر بود. برای استخراج اسانس از دستگاه کلونجر استفاده شد. نتایج نشان داد که شوری بر کلیه صفات به استثناء آلفا-پینن، میرسن و درصد اسانس معنی‏دار بود. ژنوتیپ‏ها نیز از نظر آنتول، آلفا-فلاندرن، گاما-ترپینن، درصد و عملکرد اسانس تفاوت معنی‏داری نشان ندادند. برهم کنش ژنوتیپ در شوری بر کلیه صفات اثر معنی‏داری داشت. ژنوتیپ P11-820065 بیشترین درصد اسانس (3.90%)، عملکرد اسانس (91.41 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد خشک بذر (2359.7 کیلوگرم در هکتار) را در سطح شوری شاهد دارا بود، ولی با افزایش سطح شوری روند کاهش عملکرد بذر و اسانس در ژنوتیپ‏های غیربومی با شیب تندتری نسبت به ژنوتیپ‏های بومی بود. میزان آنتول به عنوان مهمترین ترکیب رازیانه نیز تا شوری 5 دسی‏زیمنس بر متر افزایش و بعد کاهش نشان داد که روند تغییرات آن عکس میزان اسانس بود. براساس نتایج این تحقیق، در شرایط شوری آب آبیاری ژنوتیپ‏های بومی به علت تحمل بیشترشان نسبت به استرس شوری، از بازده اقتصادی بالاتری برخوردار بودند. شوری آب بر نوع مواد تشکیل دهنده اسانس بی تاثیر بود و تنها مقادیر این ترکیب ها تحت تاثیر آن قرار گرفت.
    کلیدواژگان: اسانس، شوری، رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)، بذر
  • صبا پیرطریقت، مریم قنادنیا* صفحات 381-395
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.381.95.3.1578.46 بادرنجبویه (Melissa officinalis L.) از خانواده نعنا به عنوان یک گیاه دارویی مهم شناخته شده و از زمان های قدیم مورد استفاده مردم بوده است. مطالعه مسیرهای بیوسنتزی ترکیب های دارویی گیاه برای شناسایی مواد تاثیرگذار بر این مسیرها به منظور تغییر در کمیت یا کیفیت تولید ترکیب های آنها اهمیت ویژه ای دارد. مسیر متابولیکی فنیل پروپانوئید شامل مسیرهای پیچیده ای از واکنش های بیوشیمیایی است که مجموعه ای از متابولیت های ثانویه گیاهی مثل فلاونوئیدها، ایزوفلاونوئیدها، لیگنین ها، آنتوسیانین ها و غیره را سنتز می کنند. فنیل آلانین آمونیالیاز و 4-کومارات کوآ لیگاز دو آنزیم اصلی مسیر فنیل پروپانوئید می باشند که در بیوسنتز ترکیب های فنولی گیاهان نقش اساسی دارند. با توجه به اینکه بخشی از پاسخ به تنش و تغییرات محیطی در گیاهان شامل تغییر در بیان ژن های خاصی می شود، در این مطالعه بیان ژن های این دو آنزیم در گیاه بادرنجبویه رشد کرده در شرایط درون شیشه ای تحت تیمار کلسیم کلراید به روش Real Time PCR بررسی شده و همچنین پروتئین کل استخراج شده و به صورت کمی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که افزایش و کاهش کلسیم کلراید به میزان mg/L 880 و 220 باعث کاهش بیان ژن فنیل آلانین آمونیالیاز و افزایش بیان ژن 4-کومارات کوآ لیگاز شده و همچنین میزان پروتئین کل گیاه به میزان g/L 585 و 595 به ترتیب در تیمارهای mg/L 880 و 220 کاهش یافت. همچنین براساس نتایج طیف سنجی مادون قرمز مشخص شد که در تیمارها نسبت به شاهد برخی ترکیب های فنلی، کربوهیدرات ها، لیپیدها و پروتئین ها کاهش یافته است. این نتایج تاثیر یون کلسیم را در تنظیم بیان برخی ژن ها و تولید متابولیت های آنها نشان می دهد. بنابراین کلسیم در برخی از انواع فعل وانفعالات گیاهی و سنتز متابولیت های آنها نقش داشته و با تغییر مقدار آن می توان به میزان کنترل شده از ترکیب های گیاهی به منظور اهداف خاص استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بادرنجبویه (Melissa officinalis L.)، بیان ژن، پروتئین کل، طیف سنجی مادون قرمز، فنیل آلانین آمونیالیاز، 4-کومارات کوآ لیگاز
  • کامران پروانک* صفحات 396-407
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.396.95.3.1578.46 کاهش فتوسنتز مهمترین دلیل افت تولید در شرایط تنش خشکی به حساب می آید. به همین منظور، این تحقیق با هدف بررسی تاثیر تنش رطوبتی بر عملکرد خشک اندام هوایی، روابط آبی، فلوئورسانس کلروفیل، فتوسنتز و تبادلات گازی در گونه مریم گلی سهندی (Salvia sahendica L.) در سال 1395 در شهرستان مبارکه انجام شد. سطوح تنش رطوبتی شامل دور آبیاری 4 (شاهد)، 8، 12 و 16 روزه بود که در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در شرایط مزرعه اجرا گردید. براساس نتایج تجزیه واریانس، کاربرد سطوح مختلف دور آبیاری بر عملکرد خشک اندام هوایی، روابط آبی، سرعت فتوسنتز و تبادلات گازی برگ ها اثر معنی دار داشت. مقایسه میانگین ها نشان داد، با افزایش دور آبیاری از 4 به 16 روز، سرعت فتوسنتز، سرعت تعرق، هدایت روزنه ای، عملکرد فتوسیستم ΙΙ، عملکرد خشک اندام هوایی و شاخص برداشت برگ به ترتیب به میزان 55، 62، 73، 57، 58 و 45 درصد کاهش معنی دار و کارآیی مصرف آب و تبادلات گازی به ترتیب به میزان 35 و 92 درصد افزایش معنی دار نشان داد. دورهای آبیاری 8 و 12 روزه با تیمار شاهد برای صفات ذکر شده تفاوت معنی داری نشان ندادند. با افزایش شدت تنش میزان دی اکسیدکربن زیر روزنه ای تغییر معنی داری پیدا نکرد اما درجه حرارت برگ ها افزایش یافت. ضرایب همبستگی نشان داد، عملکرد اندام هوایی گیاه با میزان فتوسنتز، تعرق، هدایت روزنه ای و عملکرد فتوسیستم ΙΙ همبستگی مثبت و معنی دار و با درجه حرارت برگ، کارآیی تبادلات گازی و کارآیی مصرف آب همبستگی منفی و معنی دار دارد. با توجه به عدم تفاوت معنی دار شاخص های مورد مطالعه در دورهای آبیاری 8 و 12 روزه نسبت به تیمار شاهد می توان نتیجه گرفت که دور آبیاری 12 روزه، رژیم آبیاری بهینه برای استفاده از این گیاه در مناطق خشک و نیمه خشک است.
    کلیدواژگان: کارآیی مصرف آب، عملکرد فتوسیستم II، کارآیی تبادلات گازی، شاخص برداشت، سرعت فتوسنتز
  • سید جلال الدین جزایری*، محسن موسوی نیک، احمد قنبری، بابک بحرینی نژاد صفحات 408-423
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.408.95.3.1576.41 به منظور تعیین اثر کود شیمیایی و تراکم بوته بر ویژگی های کمی و کیفی گیاه دارویی صنعتی گوار (Cyamopsis tetragonaloba L.) آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در دو سال زراعی 94-93 و 95-94 انجام گردید. کود شیمیایی به عنوان عامل اول در دو سطح (60، 70، 70) و (90، 100، 100) کیلوگرم در هکتار به ترتیب نیتروژن، فسفر و پتاس و عامل دوم سه تراکم 60، 75 و 90 بوته در مترمربع در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که در آزمایش سال اول سطوح کودی بر هیچ یک از صفات بجز عامل تورم معنی دار نشد. تراکم بر تعداد نیام در سطح 1% معنی دار گردید و بر دیگر صفات معنی دار نشد. اثر متقابل کود و تراکم بر میزان موسیلاژ معنی دار گردید. در آزمایش سال دوم کود بر زیست توده و موسیلاژ معنی دار شد و بر بقیه صفات معنی دار نشد. سطوح تراکم نیز بر زیست توده و تعداد نیام معنی دار شد و اثر متقابل کود و تراکم بر میزان موسیلاژ معنی دار و بر بقیه صفات غیرمعنی دار شد. مقایسه میانگین ها حکایت از افزایش زیست توده و دانه در سال دوم در هر دو عامل داشت. با کاهش تراکم، تعداد شاخه و به تبع آن تعداد نیام در بوته افزایش یافت که موجب افزایش عملکرد نیز شد. مقادیر پروتئین خام دانه در سال دوم افزایش نشان داد. میزان موسیلاژ دانه در سال دوم کاهش نشان داد. در این آزمایش میزان تورم دانه با میزان موسیلاژ همبستگی مثبت نداشت. با توجه به نتایج بدست آمده در این مطالعه و همچنین لگوم بودن گوار و امکان تامین بخشی از نیاز تغذیه ای توسط خود گیاه، در صورتی که هدف تولید موسیلاژ باشد سطح کودی اول (60، 70، 70) و تراکم 60 بوته در مترمربع در شرایط مشابه با این تحقیق توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: گوار (Cyamopsis tetragonaloba L.)، عملکرد بیولوژیک (زیست توده)، عملکرد دانه، لوبیای خوشه ای، لگوم، گیاه دارویی
  • شهلا مشایخی، علیرضا ابدالی مشهدی*، عبدالمهدی بخشنده، امین لطفی جلال آبادی، سید منصور سید نژاد صفحات 424-436
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.424.95.3.1576.1603 محلول پاشی ترکیب های شیمیایی و آلی می تواند بر عملکرد کمی و کیفی گیاهان دارویی مهم مانند بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L.) اثر بگذارد. به منظور بررسی اثر محلول پاشی اسید سالیسیلیک (عدم کاربرد، 200، 400 و 600 میکرومولار) و اسید هیومیک (عدم کاربرد، 200، ‎400 و ‎600 میلی گرم در لیتر) بر برخی ویژگی های کمی و کیفی بابونه آلمانی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1394 در مزرعه پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. نتایج نشان داد که تعداد گل در بوته در اثرهای اصلی تیمارهای 600 میکرومولار اسید سالیسیلیک (91) و 600 میلی گرم در لیتر اسید هیومیک (96) مشاهده شد. بیشترین عملکرد گل تر (1014 گرم در متر مربع) از ترکیب تیماری اسید سالیسیلیک در سطح 400 میکرومولار × اسید هیومیک در سطح 600 میلی گرم در لیتر بدست آمد که نسبت به تیمار عدم کاربرد این دو ترکیب، افزایش 115 درصدی نشان داد. کاربرد اسید سالیسیلیک و اسید هیومیک تاثیر بالایی بر ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و محتوای ترکیب های فلاونوئیدی، آنتوسیانین و کاروتنوئید داشت. بیشترین مقدار کامازولن در یک برداشت در سطح 400 میکرومولار اسید سالیسیلیک و 600 میلی گرم در لیتر اسید هیومیک بدست آمد (6.1%). کمترین مقدار نیز مربوط به شرایط عدم کاربرد اسید سالیسیلیک و اسید هیومیک بود (4.1%). در مجموع از کاربرد توام دو ترکیب اسید سالیسیلیک (400 میکرومولار) و اسید هیومیک (600 میلی گرم در لیتر) بهترین نتایج بدست آمد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، آنتی اکسیدان، عملکرد گل، فلاونوئید، کامازولن
  • یاسمن شکوری، بهاره کاشفی* صفحات 437-455
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.437.95.3.1576.32 با توجه به اهمیت گیاه ترخون (Artemisia dracuunculus L.) از نظر دارویی و مشکلات موجود برای تکثیر آن می توان از تکنیک کشت بافت برای ازدیاد آن استفاده نمود. هدف از اجرای این مطالعه مقایسه محیط کشت‏های متفاوت و محرک‏های شیمیایی بر صفات رشدی و ترکیب های بیوشیمیایی ترخون بود. تیمارهای آزمایش شامل محیط کشت های موراشیگ و اسکوگ (MS)، گامبورگ (B5) و شنک و هیلدبرانک (SH) و همچنین تنظیم کننده های رشد کینتین، NAA، 2,4-D به تنهایی و ترکیب NAA + کینتین و ترکیب 2,4-D + کینتین با غلظت 0.5 میلی گرم در لیتر بودند. این تحقیق به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تیمارهای محیط کشت و تنظیم کننده های رشد اثر معنی داری بر خصوصیات کالوس، گیاهچه باززایی شده، ترکیب های بیوشیمیایی کالوس، اسانس گیاه و ترکیب های آن داشت. محیط کشت MS سبب شد درصد بالاتر کالزایی و وزن تر و خشک آن به میزان بیشتری افزایش یابد. بیشترین درصد باززایی (35.5%)، طول ریشه (1.28 سانتی متر)‏، وزن خشک ریشه (6.5 گرم) و وزن خشک ساقه (2.6 گرم) در محیط کشت MS، NAA+ کینتین و 2,4-D+ کینتین حاصل شد. همچنین میزان فلاونوئید، میزان فنول و ترکیب های فنولی در کالوس ترخون در محیط کشت MS، NAA+ کینتین و 2,4-D+ کینتین بالاتر بود. میزان اسانس (2.42%) و اوسیمون (5.78%) در محیط کشت MS، NAA+ کینتین و 2,4-D+ کینتین بیشتر از سایر تیمارها بود. همچنین درصد استراگول با کاربرد 2,4-D افزایش یافت و NAA سبب افزایش درصد اوسیمون، لیمونن و لینانول موجود در اسانس گردید. درصد لیمونن با کاربرد تنهای NAA و درصد لینانول در تیمار 2,4-D+ کینتین بیشتر از سایر تیمارها بود. نتایج نشان داد که بالاترین شاخص رشدی، ترکیب بیوشیمیایی و اسانس در محیط کشت پایه MS حاوی (تنظیم کننده‏های رشد) مشاهده شد. همچنین کاربرد کینتین به همراه NAA و 2,4-D سبب بهبود رشد کالوس، باززایی، اسانس و برخی ترکیب های موجود در اسانس ترخون گردید.
    کلیدواژگان: اسانس، اکسین، کالوس، کشت بافت، گیاه دارویی، سیتوکینین
  • حیدر مفتاحی زاده*، محمدحسن عصاره صفحات 456-470
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.456.95.3.1605.1578 به منظور مقایسه توده های بومی گوار (Cyamopsis tetragonoloba L.) با واریته های تجاری، آزمایشی در سه فصل کشت (10 اسفند، 5 خرداد و 15 مرداد) به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396-1395 در شهرستان ایرانشهر اجرا گردید. صفات کیفی (درصد پروتئین، کربوهیدرات، کلروفیل، درصد صمغ)، عملکرد، اجزای عملکرد و... اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تنها اثرهای ساده فصل کاشت و واریته بر صفات ارتفاع گیاه در سطح 1% معنی دار شده است. واریته پیشن در کشت 15 مرداد دارای بیشترین طول دوره رشد و واریته گرمبیت در کشت 10 اسفند دارای کمترین طول دوره رشدی بودند. مقایسه میانگین تعداد غلاف در بوته نشان داد که واریته گرمبیت در کشت 10 اسفند دارای بیشترین تعداد غلاف در گیاه بود. همچنین واریته های سرباز در کشت 10 اسفند، گرمبیت در کشت 10 اسفند و گرمبیت در کشت 5 خرداد دارای بیشترین میزان بذر در گیاه بودند. واریته های سرباز در کشت 10 اسفند، گرمبیت در کشت 10 اسفند و دلگان در کشت10 اسفند دارای بیشترین میزان وزن بذر و واریته های HG-563 در کشت 15 مرداد و RGC-1033 در کشت 10 اسفند دارای کمترین میزان وزن بذر بودند. واریته سراوان در کشت 15 مرداد دارای بیشترین میزان درصد کربوهیدرات، واریته گرمبیت در کشت 5 خرداد، واریته گرمبیت در کشت 10 اسفند و واریته RGC-986 در کشت 5 خرداد دارای بیشترین درصد پروتئین و واریته RGC-986 در کشت 5 خرداد دارای بیشترین درصد صمغ بودند. نتیجه گیری کلی اینکه توده های بومی ایران از نظر کمترین طول دوره رشدی گیاه (زودرس)، درصد پروتئین، عملکرد بذر، تعداد غلاف در بوته و وزن بذر دارای اهمیت زیادی هستند و می توانند بعد از اعمال تیمارهای کودی و رژیم های آبیاری در برنامه های اصلاحی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: زودرس، توده های بومی، صمغ، کربوهیدرات، گوار (Cyamopsis tetragonoloba L.)
  • محمد آقایی، عباس حسنی*، حسین ناظمیه، بابک عبدالهی مندولکانی صفحات 471-482
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.471.95.3.1575.1607 ترکیب های پلی فنل موجود در گیاهان به دلیل اثرهای آنتی اکسیدانی و احتمالا ضدسرطانی، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده اند. در این پژوهش، به منظور بررسی تنوع فیتوشیمیایی 32 جمعیت وحشی سالیکورنیای (Salicornia iranica Akhani) رویش یافته در اطراف دریاچه ارومیه، میزان کلروفیل، کاروتنوئیدها، فنل کل، فلاونوئید کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی در سال 1395 در گروه علوم باغبانی دانشگاه ارومیه اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که جمعیت های مورد مطالعه تنوع بالایی را از نظر ویژگی های فیتوشیمیایی مورد اندازه گیری داشتند. بیشترین میزان کلروفیل کل با مقدار 12.05 میلی گرم در گرم وزن تر مربوط به جمعیت کارخانه ماسه و کمترین مقدار با 0.835 میلی گرم در گرم وزن تر مربوط به توده قوشچی I بود. بیشترین (10.41 میلی گرم اسید گالیک در گرم وزن تر) و کمترین (3.7 میلی گرم اسید گالیک در گرم وزن تر) میزان فنل کل به ترتیب در جمعیت قوشچی II و جمعیت کارخانه ماسه مشاهده گردید. همچنین جمعیت های داشخانه (با 2.12 میلی گرم کوئرستین در گرم وزن تر) و رودخانه آجی چای (با 0.18 میلی گرم کوئرستین در گرم وزن تر) به ترتیب بیشترین و کمترین میزان فلاونوئید کل را داشتند. ظرفیت آنتی اکسیدانی عصاره جمعیت های مختلف در محدوده 3.16 (مربوط به جمعیت رودخانه آجی چای) تا 70.89% (مربوط به جمعیت میقیطالو) متغیر بود. براساس تجزیه خوشه ای، جمعیت های مورد بررسی در سه گروه قرار گرفتند و جمعیت های رودخانه آجی چای و میقیطالو بیشترین فاصله ژنتیکی را از یکدیگر داشتند. یافته های کلی این تحقیق نشان داد که جمعیت های سالیکورنیا رویش یافته در اطراف دریاچه ارومیه از تنوع قابل ملاحظه ای به ویژه از نظر ظرفیت آنتی اکسیدانی برخوردارند که این می تواند در مدیریت ژرم پلاسم و اصلاح این گیاه مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تجزیه خوشه ای، تنوع فیتوشیمیایی، سالیکورنیا (Salicornia iranica Akhani)، فنل کل، ظرفیت آنتی اکسیدانی
  • زینب ولی نژاد، عبداللطیف قلی زاده*، معصومه نعیمی، ابراهیم غلامعلی پور علمداری، مهدی زارعی صفحات 484-500
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.484.95.3.1578.41 به منظور بررسی اثر کودهای ورمی‎کمپوست و میکوریزا بر گیاه استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه گنبد کاووس در سال 96-1395 اجرا شد. عامل اول ورمی‎کمپوست در چهار سطح (صفر، 10، 20 و 30 درصد وزنی خاک) و عامل دوم تلقیح نشاء با کودهای زیستی در 3 سطح (عدم تلقیح، تلقیح با Glomus mosseae و تلقیح با Glomus intraradices) بودند. نتایج نشان داد که همه نهال های حاوی 30% ورمی‎کمپوست به دلیل شوری زیاد آن به تدریج از بین رفتند و در تیمارهای حاوی 20% رشد بسیار کمی داشتند. اثر ورمی‎کمپوست و قارچ میکوریزا بر تمام صفات مورد بررسی بجز قارچ میکوریزا بر تعداد شاخه جانبی و آنتوسیانین در سطح احتمال 1% معنی دار بود. برهم‎کنش آنها نیز بر تمام صفات بجز وزن خشک ساقه معنی دار شد. نتایج نشان داد که کاربرد قارچ Glomus mosseae توام با 10% ورمی‎کمپوست از بیشترین تاثیر مثبت بر صفات مورفولوژیکی مانند ارتفاع بوته (126.63 سانتی متر) و طول ریشه (33.75 سانتی متر) و قارچ Glomus intraradices توام با 10% ورمی کمپوست بر صفات وزن خشک گل (1.025 گرم)، وزن خشک ریشه (9.928 گرم) و سطح برگ (78212 سانتی مترمربع) نسبت به شاهد و عدم تلقیح میکوریزا در سطوح مختلف ورمی‎کمپوست برخوردار بودند. بیشترین میزان کلروفیل a، b، کل و کاروتنوئید (به ترتیب 1.25، 1.583، 2.833 و 1.080 میلی گرم بر گرم) در تیمار 10% ورمی‎کمپوست و تلقیح با قارچ Glomus intraradices بدست آمد. حداکثر محتوای قند های محلول (158.153 میلی گرم بر گرم) در تیمار 10% ورمی‎کمپوست بدون تلقیح با قارچ مشاهده شد. با توجه به نتایج این پژوهش استفاده از قارچ Glomus mosseae و Glomus intraradices توام با 10% ورمی کمپوست از بیشترین تاثیر مثبت بر خصوصیات کمی و کیفی استویا نسبت به شاهد و عدم تلقیح میکوریزا در سطوح مختلف ورمی کمپوست برخوردار بودند.
    کلیدواژگان: استویا (Stevia rebaudiana Bertoni)، تلقیح، کاروتنوئید، ورمی کمپوست، گلوموس
  • زهرا موحدی*، احمد معینی صفحات 501-511
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.501.95.3.1576.1578 گیاه کاسنی (Cichoirium intybus L.) یک گیاه دارویی است که مهمترین استفاده های آن از طریق تولید برگ و ریشه می باشد. در این پژوهش اثر محلول پاشی نانوکلات آهن و کلات آهن بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی گیاه دارویی کاسنی در سیستم هواکشت بررسی شده است. این سیستم روش بسیار مناسبی برای بررسی تاثیر عناصر غذایی و نیز بهبود رشد و نمو در گیاهان مختلف در شرایط کنترل شده محسوب می شود. تیمارهای آزمایشی شامل محلول پاشی با آب (شاهد)، کلات آهن (0.5، 1 و 1.5 گرم در لیتر) و نانو کلات آهن (0.5، 1 و 1.5 گرم در لیتر) بود. محلول پاشی در سه مرحله شامل 20، 40 و 60 روز پس از کشت بذرها در سیستم هواکشت روی برگ و ریشه در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تکرار انجام شد و پس از شش ماه صفات مورد نظر بررسی گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر تیمارهای مختلف برای صفات ارتفاع کل گیاه، طول ریشه، تعداد و سطح برگ، وزن تر و خشک ریشه و اندام هوایی، رنگیزه های فتوسنتزی و میزان آهن در ریشه و اندام هوایی معنی دار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که استفاده از غلظت 1.5 گرم نانو کلات آهن، بیشترین ارتفاع کل گیاه (cm173.5)، طول ریشه (cm139.7)، وزن خشک اندام های هوایی (g86.1)، وزن خشک ریشه (g65.2)، سطح برگ (mm23448.5)، کلروفیل a (mg/g2.43)، کلروفیل b (mg/g1.27) و کاروتنوئید (mg/g1.25) را داشته است. کمترین ارتفاع کل گیاه (cm121.5)، طول ریشه (cm92.3)، وزن خشک اندام های هوایی (g50.1)، وزن خشک ریشه (g15.1)، سطح برگ (mm22259.6) کلروفیل a (mg/g1.46)، کلروفیل b (mg/g0.85) و کاروتنوئید (mg/g0.76) در تیمار شاهد مشاهده شد. در مجموع نتایج این آزمایش اثر مثبت محلول پاشی کلات آهن را نشان داد که غلظت 1.5 گرم نانو کلات آهن برای صفات مورد مطالعه بیشترین تاثیر را داشت.
    کلیدواژگان: کشت بدون خاک، گیاهان دارویی، عناصر ریزمغذی، محلول پاشی
  • ابوذر علیزاده*، امین سلاح ورزیان، علی دولتشاه، حسن مومیوند، حامد عینی نرگسه صفحات 512-526
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.511.95.3.1576.1606 نسترن کوهی (Rosa canina L.) از گونه های با ارزش دارویی متعلق به تیره گل سرخ (Rosaceae) است که در نقاط مختلف ایران پراکنش دارد. در این مطالعه میوه جمعیت‎های مختلف این گیاه از شهرستان‎های خرم آباد، نورآباد، الشتر، دورود و الیگودرز جمع‎آوری شدند و در یک آزمایش کامل تصادفی با شش تکرار از نظر صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات مورد بررسی شامل: وزن تر میوه، وزن تر و خشک گوشت میوه، وزن دانه، عرض فرابر، محتوای فنل و فلاونوئید، میزان اسید آسکوربیک و درصد روغن بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که همه صفات مورد بررسی (بجز عرض فرابر میوه) به‎طور معنی‎داری تحت تاثیر منطقه جمع آوری قرار گرفتند. براساس نتایج مقایسه میانگین، جمعیت نورآباد بیشترین مقدار صفات وزن خشک میوه (0.95 گرم)، وزن دانه (1.11 گرم)، طول میوه (24.96 میلی متر)، محتوای فلاونوئید (22.18، 16.29)، محتوای فنل (50.81، 25) (در دو نوع عصاره اتانولی و متانولی)، درصد اسید آسکوربیک (0.42) و روغن (14.56) را به خود اختصاص داد. همبستگی مثبت و معنی داری نیز بین میزان اسید آسکوربیک و درصد روغن با وزن خشک میوه و وزن دانه در میوه مشاهده گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت که میوه‎های درشت تر احتمالا دارای ارزش غذایی و دارویی بیشتری هستند و شاید از این همبستگی بتوان برای گزینش انتخابی براساس صفات مورفولوژیکی استفاده کرد. با توجه به نتایج آزمایش می‎توان جمعیت نورآباد را به عنوان اکوتیپ برتر برای فعالیت‎های اصلاحی و اهلی‎سازی در آینده توصیه کرد.
    کلیدواژگان: اسید آسکوربیک، روغن، فنل کل، نسترن کوهی (Rosa canina L.)
  • محمدحسین لباسچی، ابراهیم شریفی عاشورآبادی، مریم مکی زاده تفتی، امیرحسین طالب پور، جمال حسنی، خلیل کریم زاده اصل*، سمانه اسدی صنم صفحات 527-537
    شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.527.95.3.1575.1585 به منظور بررسی اثر تراکم بوته بر عملکرد کمی و کیفی آویشن کرک آلود (Thymus pubescens Boiss. & Kotschy ex Celak.) در شرایط دیم آزمایش مزرعه ای در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در سه منطقه دیم کشور و طی دو سال اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل تراکم (فواصل روی ردیف 25، 35 و 50 سانتی متر، به ترتیب برابر 8، 6 و 4 بوته در مترمربع)، زمان (سال اول و دوم پس از کشت) و مکان (آذربایجان شرقی، کردستان و تهران (دماوند)) بود. صفات اندازه گیری شده شامل ارتفاع، قطر تاج پوشش، عملکرد ماده خشک اندام هوایی، بازده اسانس و عملکرد اسانس در مرحله گلدهی کامل بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر تراکم، مکان و زمان و اثر متقابل آنها بر کلیه صفات معنی دار بود. نتایج نشان دادند که بیشترین عملکرد ماده خشک (1147 کیلوگرم در هکتار) در سال های اول و دوم در تهران در تراکم 8 بوته در متر مربع بدست آمد. کردستان با 2.25% و آذر بایجان شرقی با 0.43% به ترتیب بالاترین و پایین ترین درصد اسانس را داشتند. در بررسی اثر متقابل تراکم در مکان بر تغییرات عملکرد اسانس بیشترین عملکرد اسانس در کردستان و دماوند و در تراکم 8 بوته در متر مربع به ترتیب به میزان 21.73 و 17.88 کیلوگرم در هکتار بدست آمد. آویشن کرک آلود در تراکم های بالا تولید بیشتر ماده خشک و عملکرد اسانس را نشان داد که این موضوع نشان دهنده استقرار و سازگاری آویشن کرک آلود در مناطق مختلف دیم کشور به ویژه منطقه دیم خیز دماوند و کردستان است.
    کلیدواژگان: آویشن کرک آلود (Thymus pubescens Boiss. & Kotschy ex Celak.)، تراکم، دیم، اسانس
|
  • S. Maleki Farahani *, F. Fayyaz, A. Paravar Pages 351-366
    In order to study the effect of sowing date and different amounts of nitrogen and phosphorus fertilizers on the grain yield, mucilage production, nitrogen and phosphorus uptake, utilization and use efficiency in Lallemantia royleana Benth., a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in medicinal plants research center  of Shahed University. The treatments included two levels of sowing date (autumn planting in the second week of November (2013) and spring planting in the second week of March (2014)) and three levels of nitrogen and phosphorus (control (without fertilizer), 50%: Npure 23 kg ha-1 + P2O5 50.6 kg ha-1 and 100%: Npure 46 kg ha-1 + P2O5 101.2 kg ha-1). The results showed that the interaction between sowing date and fertilizer application was significant on grain yield, mucilage production, and nitrogen and phosphorus uptake, utilization and use efficiency. At 50% fertilizer in both sowing dates, the amount of grain yield and mucilage production was obtained 377.15 kg ha-1 and 23.45%, respectively. The highest nitrogen utilization and use (respectively, 33.86 and 5 kg kg-1 at 50% fertilizer) and uptake efficiency (0.13 kg kg-1 at 100% fertilizer) were obtained in autumn planting. The highest phosphorus uptake and utilization efficiency (respectively, 0.06 and 11 kg kg1) was observed at 50% fertilizer in spring planting. The results showed the importance of nitrogen in Lallemantia royleana production in both sowing dates.
    Keywords: Lallemantia roylean Benth, Uptake efficiency, Utilization efficiency, use efficiency, mucilage production efficiency
  • L. Safaei *, H. Zeinali, D. Afiuni Pages 367-380
    In order to study the effect of irrigation water salinity on the quantity and quality of fennel (Foeniculum vulgare Mill.) oil, and seed production, a field experiment was conducted in a split-plot based on randomized complete block design with three replications. The experimental treatments included fennel genotype at four levels (German P11-820065, European 11486, and two indigenous genotypes including Lorestan and Hamedan) and water salinity at three levels (2 (control), 5, and 8 dS/m). The results showed that the effect of salinity was significant on all traits except α-pinene, myrcene, and essential oil percentage. Genotypes showed no significant difference in anethole, α-phellandrene, γ-terpinene, percentage, and essential oil yield. The interaction of salinity× genotype had a significant effect on all traits. Genotype P11-820065 had the highest essential oil percentage (3.90%) and yield (91.41 kg ha-1), and seed dry yield (2359.7 kg ha-1) between genotypes at control salinity level. With increasing salinity level, the seed and essential oil yield in non-indigenous genotypes decreased by a slope more than that of indigenous genotypes. Moreover, the content of anethole as the most important essential oil component of fennel increased to 5 dS/m salinity and then decreased. Based on the results of this study, under irrigation water salinity conditions, indigenous genotypes had higher economic efficiency due to their higher resistance to salinity stress. Water salinity affected only the content of essential oil components, but had no effect on its composition.
    Keywords: essential oil, Salinity, fennel (Foeniculum vulgare Mill.), seed
  • S. Pirtarighat, M. Ghannadnia * Pages 381-395
    Melissa officinalis L. (Lamiaceae) has been used as an important medicinal herb since ancient times. The study of the biosynthetic pathways of the plant medicinal metabolites is of particular importance in identifying the materials affecting these pathways in order to change the quantity or quality of the medicinal metabolites. The metabolic pathway of phenylpropanoid includes sophisticated pathways of biochemical reactions that synthesize a set of secondary plant metabolites such as flavonoids, isoflavonoids, lignins, anthocyanins, etc. Phenylalanine ammonia-lyase (PAL) and 4-coumarate-CoA ligase (4CL) are two main enzymes of the phenylpropanoid pathway, playing a fundamental role in the biosynthesis of plant phenolic compounds. Regarding the fact that stress and environmental changes lead to changes in the expression of certain genes in plants, in this study, the gene expression of two PAL and 4CL enzymes was investigated using Real-Time PCR technique in Melissa officinalis L. grown under in vitro conditions treated by calcium chloride. Moreover, the total protein was extracted and quantitatively measured. The results showed that increasing and decreasing calcium chloride by 880 and 220 (mg l-1) caused reduced PAL gene expression and increased 4CL gene expression, respectively. Also, the total plant protein content decreased by 585 and 595 (g l-1) in 880 and 220 (mg l-1) of calcium chloride treatment, respectively. According to Fourier-transform infrared spectroscopy (FTIR) analysis, it was found that some phenolic compounds, carbohydrates, lipids, and proteins decreased in calcium chloride treatment than the control group. These results show the effect of calcium ion on the regulation of some genes expression and the production of their metabolites. Therefore, by changing the amount of calcium, the controlled amount of plant compounds could be achieved for specific purposes.
    Keywords: Melissa officinalis L, Gene expression, Total protein, fourier transform infrared spectroscopy, phenylalanine ammonia lyase, 4-Coumarate CoA ligase
  • K. Parvanak * Pages 396-407
    The reduction of photosynthesis is the most important reason for the decrease in productivity under drought stress conditions. For this purpose, this research was carried out to investigate the effect of moisture stress on shoot dry matter yield, water relations, chlorophyll fluorescence, photosynthesis, and gas exchanges in Salvia sahendica L. at Mobarakeh city, Isfahan, in 2016. The treatments included irrigation intervals of 4 (control), 8, 12 and 16 days conducted in a randomized complete block design under field conditions. The results of the analysis of variance showed that the effect of irrigation intervals treatments was significant on shoot dry matter yield, water relations, chlorophyll fluorescence, photosynthesis rate, and leaf gas exchanges. Based on the results of mean comparison, with increasing irrigation interval from 4 to 16 days, photosynthesis rate, transpiration rate, stomatal conductance, photosystem II efficiency, shoot dry matter yield, and harvest index decreased significantly by 55, 62, 73, 57, 58 and 45 percentage, and water use efficiency and gas exchanges increased significantly by 35 and 92 percentage, respectively. For the attributes mentioned above, the irrigation intervals of 8 and 12 days had no significant difference with control treatment. By increasing stress, the amount of intercellular carbon dioxide below the stomatal cells did not change significantly, but the leaf temperature increased significantly. Correlation coefficients showed that the shoot dry matter yield had a positive and significant correlation with photosynthesis and transpiration rate, stomatal conductance, and photosystem II efficiency, and a negative and significant correlation with leaf temperature, gas exchanges, and water use efficiency. Regarding the absence of significant difference between the indices studied at 8 and 12-day irrigation intervals in comparison with normal irrigation regime (control treatment), it can be concluded that the irrigation interval of 12 days is an optimum irrigation regime for using this plant in arid and semi-arid regions.
    Keywords: Water use efficiency, PSII photchemical efficiency, gas exchange, harvesting index, photosynthesis rate
  • S.J. Jazayeri *, M. Mousavinick, A. Ghanbari, B. Bahreininejad Pages 408-423
    In order to determine the effect of fertilizer and plant density on qualitative and quantitative characteristics of guar (Cyamopsis tetragonaloba L.), a medicinal-industrial plant, a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in 2015 and 2016 crop years. Fertilizer was considered as the first factor at two levels of 60-70-70 and 90-100-100 kg ha-1 nitrogen, phosphorus, and potassium, respectively, and the second factor was planting density at three levels of 60, 75 and 90 plants per m2. The results showed that in the first year, the effect of fertilizer treatment levels was not significant on the traits studied except seed swelling trait. Planting density affected the number of pods significantly (1%), but had no significant effect on other traits. The interaction of fertilizer and plant density was significant on mucilage production. In the second year, the effect of fertilizer was significant only on biomass and mucilage production. Also, the effect of planting density was significant on biomass and the number of pods, and the interaction of fertilizer and planting density was significant only on the amount of mucilage. The mean comparison indicated the increase in biomass and seed yield in the second year in both factors. By reducing the plant density, the number of branches and pods per plant increased, which increased the yield. In the second year, the amount of crude protein and seed mucilage increased and decreased, respectively. In this study, the amount of seed swelling was not positively correlated with the mucilage amount. Regarding the results of the present study, as well as guar as a legume, and the possibility of supplying part of the plant nutritional needs by the plant itself, if the purpose is mucilage production, the 60-70-70 fertilizer treatment and 60 plants per m2 are recommended under similar conditions to this research.
    Keywords: Cyamopsis tetragonoloba L, biological yield (biomass), seed yield, cluster bean, legume, medicinal plant
  • Sh. Mashayekhi, A. Abdali Mshhadi *, A. Bakhshandeh, A. Lotfi Jalal, Abadi, S.M. Seyyednejad Pages 424-436
    Foliar spray of chemical and organic compounds can affect the quantitative and qualitative yield of important medicinal plants such as German chamomile (Matricaria chamomilla L.). In order to investigate the effect of salicylic (control, 200, 400 and 600 μM) and humic (control, 200, 400 and 600 mg l-1) acids foliar spray on some quantitative and qualitative characteristics of German chamomile, a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in the research farm of Khuzestan Agricultural Sciences and Natural Resources University in 2015. The results showed that the highest number of flowers per plant was observed in 600 μM salicylic (91) and 600 mg l-1 humic (96) acids treatments. The highest fresh flower yield (1014 g m-2) was obtained from salicylic acid (400 μM) × humic acid (600 mg l-1), which was 115% higher than that of the control treatment. The use of salicylic and humic acids had a great influence on the total antioxidant capacity and the content of flavonoids, anthocyanins, and carotenoids. The highest percentage of chamazulene (6.1%) was obtained from salicylic acid (400 μM) × humic acid (600 mg l-1) treatment, and the lowest one (4.1%) from the control treatment. In total, the best results were obtained from simultaneous application of salicylic (400 μM) and humic (600 mg l-1) acids.
    Keywords: Anthocyanin, Antioxidant, flower yield, flavonoid, chamazolene
  • Y. Shakoori, B. Kashefi * Pages 437-455
    Considering the importance of medicinal properties of tarragon, and its propagation problems, tissue culture techniques can be used for its propagation. The aim of this study was to compare different culture media and chemical plant growth regulators on the growth traits and secondary metabolites of tarragon (Artemisia dracunculus L.). Treatments were culture medium at three levels of Murashige and Skoog (MS), Gamborg (B5) and Schenk & Hildebrandt (SH), and growth regulators at five levels of Kinetin (KIN), NAA, and 2,4-D alone (each with a concentration of 0.5 mg l-1), and two combinations of NAA+KIN and 2,4-D+KIN. The present study was conducted as a factorial based on completely randomized design with four replications. The results showed that culture media and growth regulators treatments had significant effects on callus characteristics, regenerated plantlets, callus secondary metabolites, and plant essential oil and its composition. MS medium caused a higher callus induction percentage and more increase in its fresh and dry weight. MS with NAA+KIN and 2,4-D+KIN caused the highest regeneration percentage (35.5), root length (1.28 cm), root (6.5 g) and stem (2.6 g) dry weight, the amount of callus phenolics, and also the amount of essential oil (2.42%) and ocimene (5.78%). Estragol percentage of essential oil increased by 2,4-D, while NAA enhanced ocimene, limonene, and linalool. The percentage of limonene in treatment with NAA alone and linalool in treatment with 2,4-D+ KIN was higher than those of other treatments. The results showed that the highest growth index, callus secondary metabolites, and plant essential oil were observed in MS medium containing growth regulators. Also, the application of kinetin with NAA and 2, 4-D resulted in improved callus growth, regeneration, essential oil, and some of its compounds production in tarragon.
    Keywords: essential oil, auxine, Callus, Tissue culture, medicinal plant, cytokinin
  • H, Meftahizadeh *, M.H. Asareh Pages 456-470
    In order to compare native populations and commercial cultivars of guar (Cyamopsis tetragonoloba L.), a factorial experiment was conducted in three growing seasons (March 10, June 5 and August 15) in a randomized complete block design with three replications in Iranshahr city, Sistan and Baluchistan province, in 2017. Qualitative traits (the percentage of protein, carbohydrate, chlorophyll, and gum), yield and its components were measured. The results showed that the effect of planting season and genotype (native populations and commercial cultivars) on plant height was significant at 1% level. The Mean comparison showed that "Pishen" population × August 15 planting and "Grembit" population × March 10 planting interactions had the highest and lowest growth periods, respectively. The highest number of pods per plant was obtained in the interaction of "Grembit" population × 10 March planting. Also, the interactions of "Sarbaz" and "Grembit" populations × March 10 planting and "Grembit" × June 5 planting caused the highest amount of seed in the plant. The highest weight of seeds was obtained in the interactions of "Sarbaz", "Grembit" and "Dalgan" populations × March 10 planting, and the lowest one in the interactions of "HG-563" cultivar × August 15 planting and "RGC-1033" cultivar × March 10 planting. "Saravan" population on August 15 planting time had the highest carbohydrate percentage. The interactions of "Grembit" × June 5 and March 10 plantings and "RGC-986" × June 5 planting had the highest protein percentage and "RGC-986" × June 5 planting had the highest gum percentage. According to the results of this study, it can be concluded that Iranian guar populations are very important for the shortest growth period (premature), protein percentage, seed yield, number of pods per plant, and seed weight, and could be suggested in breeding programs of the species.
    Keywords: Early matured, Landraces, Gum, carbohydrates, guar (Cyamopsis tetragonoloba L.)
  • M. Aghaei, A. Hassani *, H. Nazemiyeh, B. Abdollahi Mandoulakani Pages 471-482
    Plant polyphenolic compounds have long been of interest to researchers due to their antioxidant and possibly anti-cancer effects. In this research, in order to study the phytochemical diversity of 32 wild populations of Salicornia iranica Akhani grown around Lake Urmia, some traits including the content of chlorophyll, carotenoids, total phenol, total flavonoids, and antioxidant capacity were measured in the Department of Horticultural Science, Urmia University in 2016. The results revealed a wide range of phytochemical diversity among populations studied. The highest amount of total chlorophyll (12.05 mg/g fw) was observed in "Karkhaneh Maseh" population, while the lowest value (0.84 mg/g fw) was found in "Ghoshchi I" population. The highest (10.41 mg gallic acid/g fw) and lowest (3.7 mg gallic acid/g fw) amount of total phenol were observed in "Ghoshchi II" and "Karkhaneh Maseh" populations, respectively. Also, "Dashkhaneh" and "Aji Chai river" populations had the highest (2.12 mg quercetin/g fw) and lowest (0.18 mg quercetin/g fw) total flavonoids, respectively. The extract antioxidant capacity of different populations varied in the range of 3.16% ("Aji Chai river" population) to 70.89% ("Myghitalou" population). Cluster analysis divided the populations studied into three groups. The highest genetic distance was found between populations "Aji Chai river" and "Myghitalou". Overall, the findings of this experiment showed that the studied Salicornia iranica populations had a high diversity, especially from the viewpoint of antioxidant capacity, which can be used in the germplasm management and plant breeding of the species.
    Keywords: cluster analysis, phytochemical diversity, Salicornia iranica Akhani, total phenol, antioxidant capacity
  • Z. Valinezhad, A. Gholizadeh *, M. Naeemi, E. Gholamalalipour Alamdari, M. Zarei Pages 484-500
    In order to investigate the effect of vermicompost and mycorrhizal fertilizers on Stevia rebaudiana Bertoni, a factorial experiment was conducted in a completely randomized design with four replications in the research greenhouse of Agriculture College of Gonbad Kavous University in 2016-2017. The First factor was vermicompost at four levels (0, 10, 20 and 30 % of soil weight) and the second factor was inoculation with biological fertilizers at three levels (no inoculation (control) and inoculation with mycorrhizal fungi Glomus intraradieces and Glomus mosseae about 400 fungi spores per pot). The results showed that all cuttings were gradually eliminated in the treatments containing 30% vermicompost due to its high salinity, and had very low growth in treatments containing 20% vermicompost. The effect of vermicompost and mycorrhizal fungi on all traits studied, except the main effect of mycorrhizal fungi on the number of lateral branches and anthocyanins, were significant at 1% probability level. Also, their interaction was significant for all traits except stem dry weight. Based on the results, the highest positive effect was obtained in application of G. mosseae with 10% vermicompost for morphological traits such as plant height (126.63 cm) and root length (33.75 cm), and G. intraradieces with 10% vermicompost for flower (1.03 g) and root (9.93 g) dry weight and leaf area (78212 cm2) compared to no inoculation of mycorrhizal fungi at different levels of vermicompost. The highest content of chlorophylls a and b and total chlorophyll, and carotenoids (1.25‚ 1.58‚ 2.83 and 1.08 mg gr-1) was obtained in application of G. intraradieces with 10%vermicompost. The maximum content of soluble sugars (158.15 mg gr-1) was observed in 10%vermicompostwithout mycorrhizal inoculation treatment. According to the results of this study, the use of G. mosseae and G. intraradices fungi together with 10% vermicompost had the most positive effect on the quantitative and qualitative characteristics of Stevia rebaudiana.
    Keywords: Stevia rebaudiana Bertoni‚ inoculation‚ carotenoids‚ vermicompost, Glomus
  • Z. Movahedi *, A. Moieni Pages 501-511
    In Chicory (Cichorium intybus L.), leaf and root are the most important medicinal organs containing valuable secondary metabolites. In this research, the effect of foliar application of iron chelate and nano chelate fertilizers on morpho-physiological characteristics of chicory was studied in the aeroponic system.This system is a very suitable method for investigating the effect of nutrients and improving growth and development in different plants under controlled conditions. Experimental treatments included water (control), iron chelate (0.5, 1 and 1.5 g l-1) and iron nano chelate (0.5, 1 and 1.5 g l-1) fertilizers foliar application. Foliar spray was carried out at three stages including 20, 40 and 60 days after seed culture in the aeroponic system on leaf and root ina completely randomized design with five replications. After six months, some morphological and physiological traits were evaluated. The results of ANOVA indicated that the effect of different treatments was significant on plant height, root length, number and area of leaves, fresh and dry weight of root and shoot, photosynthetic pigments and iron content of root and shoot. The results of mean comparison showed that using 1.5 g l-1 of iron nano chelate resulted in the highest plant height (173.5 cm), root length (139.7 cm), root (65.2 g) and shoot (86.1 g) dry weight, leaf area (3448.5 mm2), chlorophylls a (2.43 mg g-1) and b (1.27 mg g-1) and carotenoid (1.25 mg g-1). The control treatment produced the lowest plant height (121.5 cm), root length (92.3 cm), root (15.1 g) and shoot (50.1 g) dry weight, leaf area (2259.6 mm2), chlorophylls a (1.46 mg g-1) and b (0.85 mg g-1) and carotenoid (0.76 mg g-1). In general, the results of this experiment showed a positive effect of iron nano chelate (with a concentration of 1.5 g l-1) foliar spray on the traits studied.
    Keywords: Foliar application, medicinal plant, Micro element, Soilless culture
  • A. Alizadeh *, A. Salahvarzian, A. Dowlatshah, H. Momivand, H. Eyni, Nargeseh Pages 512-526
    Dog rose (Rosa canina L.) is one of the most valuable medicinal plants belonging to Rosaceae, which is distributed in different parts of Iran. In this study, the fruit of different populations of the species was collected from Khorramabad, Noorabad, Aleshtar, Dorud and Aligudarz cities of Lorestan province, and evaluated for morphological and phytochemical traits in a completely randomized design with six replications. The traits included the fresh weight of fruit, fresh and dry weight of flesh, seed weight per fruit, flesh width, the content of phenols and flavonoids, ascorbic acid content and oil percentage. The results of ANOVA indicated that all traits studied (except flesh width) were significantly affected by the region. According to the mean comparison results, Noorabad population had the highest amount of fruit dry weight (0.95 g), seed weight per fruit (1.11 g), fruit length (24.96 mm), flavonoids (22.18 and 16.29 µg routine/ mg dry extract, respectively in ethanolic and methanolic extracts) and phenols (50.81 and 25 µg gallic acid/ mg dry extract, respectively in ethanolic and methanolic extracts) content, and ascorbic acid (0.42) and oil (14.56) percentage. There was a positive and significant correlation between ascorbic acid and oil percentage with fruit dry weight and seed weight per fruit. Therefore, it can be concluded that the bigger fruits are probably more nutritious and more medicinal, and maybe, this correlation can be used for selective selection of superior dog rose ecotypes based on morphological traits. According to the results of the present research, Noorabad population can be recommended as the superior ecotype for future breeding programs of the species.
    Keywords: ascorbic acid, Oil, total phenol, dog rose (Rosa canina L.)
  • M.H. Lebaschi, E. Sharifi Ashourabadi, M. Makizadeh Tafti, A.H. Talebpour, J. Hasani, Kh. Karimzadeh *, S. Asadi Sanam Pages 527-537
    In order to study the effect of plant density on some quantitative and qualitative characteristics of Thymus pubescens Boiss. & Kotschy ex Celak under rainfed conditions, a field experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in three different dry farming regions of the country during two years. Experimental treatments consisted of plant density (25, 35 and 50 cm between plants on rows equal to 8, 6 and 4 plant/m2, respectively), time (first and second year after planting) and location (East Azarbayjan, Kordestan, and Tehran). The traits including plant height, canopy diameter, dry matter yield of aerial parts, essential oil yield and content were measured at full flowering stage. The results of ANOVA indicated the significant effect of density, location and time and their interaction on all traits studied. The highest dry matter yield (1147 kg ha-1) was obtained in both two years in Tehran at 8 plant/m2. Kordestan with 2.25% and East Azarbayjan with 0.43% had the highest and lowest essential oil percentage, respectively. In density × location interaction, the highest amount of essential oil yield was obtained in Kordestan (21.73 kg ha-1) and Tehran (17.88 kg ha-1) at a density of 8 plant/m2. Thymus pubescens showed higher dry matter and essential oil yield under high plant density, indicating the establishment and adaptation of the species to different rainfed regions of the country especially Damavand and Kordestan.
    Keywords: Thymus pubescens Boiss. & Kotschy ex Celak, Density, dry farming, essential oil