فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هفدهم شماره 4 (پیاپی 117، تیر 1398)
  • سال هفدهم شماره 4 (پیاپی 117، تیر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • اکبر عقیقی، علی عیسی زادگان، اسماعیل سلیمانی* صفحات 251-259
    زمینه و هدف
    سندرم روده تحریک پذیر یک بیماری مزمن شایع است که تا 20 درصد از مراجعین به متخصصان گوارش را شامل می شود. این مطالعه باهدف بررسی ابعاد آسیب شناسی روانی بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر و افراد غیرمبتلا انجام گردیده است.
    مواد و روش کار
    روش مطالعه پژوهش حاضر علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه بیمارانی بودند که از مناطق مختلف شهر تهران جهت درمان به کلینیک های تخصصی گوارش در بازه زمانی اردیبهشت و خردادماه 1396 مراجعه کرده بودند. نمونه آماری شامل 30 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر بودند که به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه مقایسه نیز با روش همتاسازی به تعداد 30 نفر انتخاب و آزمودنی ها به مقیاس اختلالات روانی (SCL-90-R) پاسخ دادند. برای تحلیل داده های گردآوری شده از تحلیل واریانس چند متغیره با رعایت پیش فرض های آن استفاده گردیده است.
    یافته ها
     نتایج این مطالعه نشان داد که بین افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر و غیرمبتلا در ابعاد شکایت جسمانی، وسواس، افسردگی، خصومت، حساسیت میان فردی و اضطراب تفاوت معنی داری وجود دارد. اما در مولفه های ترس مرضی، افکار پارانوییدی و روان پریشی بین تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
    بحث و نتیجه گیری
     بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که افراد سندرم روده تحریک پذیر ازلحاظ برخی از مولفه های اختلالات روانی دارای اختلال بوده و توصیه می شود در مداخلات درمانی این مولفه ها توسط متخصصان مورد رسیدگی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اختلالات روانی، سندرم روده تحریک پذیر، آسیب شناسی روانی
  • الهه باهنر، طاهره نجفی قزلجه*، حمید حقانی صفحات 260-271
    زمینه و هدف
    ضربه مغزی به دنبال تروما، یکی از مشکلات عمده سلامتی در سراسر جهان است. شاخص های همودینامیک بیماران با آسیب دیدگی های سر دچار تغییر می شوند و این تغییرات می تواند باعث بدتر شدن سطح هوشیاری شود. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر ماساژ بازتابی کف پا بر سطح هوشیاری و شاخص های همودینامیک بیماران دچار کمای تروماتیک بود.
    مواد و روش کار
     این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل در بیمارستان های شهدای هفتم تیر، تهران و امام حسین، شاهرود در سال 1396 انجام شد. به روش مستمر 60 بیمار دچار کمای تروماتیک انتخاب و به صورت بلوک بندی تصادفی در گروه های کنترل و ماساژ بازتابی پا قرار گرفتند. بیماران هر دو گروه مراقبت معمول را دریافت کردند. علاوه بر آن در گروه آزمون، ماساژ بازتابی کف پا برای دو هفته روزی دو بار و در هر نوبت برای 30 دقیقه انجام شد. سطح هوشیاری بیماران با مقیاس کمای گلاسکو قبل، یک و دو هفته بعد از ورود به مطالعه بررسی و ثبت شد. شاخص های همودینامیک قبل، بلافاصله، 30 دقیقه و 2 ساعت بعد از اتمام مداخله در روزهای اول و دوم مداخله از طریق مانیتور کالیبره کنار تخت بیماران اندازه گیری و ثبت شدند. داده ها با آزمون های آماریindependent t-test، chi-square، Fisher's exact ANOVA tests with repeated measures و توسط نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.
    یافته ها
     تعداد بیمارانی که به هوشیاری کامل رسیدند در گروه مداخله بیش از گروه کنترل بود (002/0 p=). تعداد روزهای رسیدن به هوشیاری کامل در گروه ماساژ بازتابی کف پا کمتر بود (001/0 p=). در گروه مداخله بلافاصله (017/0 p=) و 30 دقیقه بعد از مداخله (016/0p=) فشارخون سیستولیک کاهش بیشتری در مقایسه با گروه کنترل داشت. در گروه مداخله بلافاصله بعد از مداخله شاخص های همودینامیک نسبت به سایر زمان های اندازه گیری پایین تر بود.
    بحث و نتیجه گیری
     بر اساس نتایج ماساژ بازتابی کف پا موجب افزایش سطح هوشیاری بیماران و کاهش طول مدت کما شد. یافته های این پژوهش حاکی از تاثیر فوری مداخله در کاهش شاخص های همودینامیک است. به پرستاران بخش های مراقبت ویژه توصیه می شود از این روش آسان و کم هزینه برای انجام تحریکات حسی بیماران دچار کما و ارتقای سطح هوشیاری شان و بهبود شاخص های همودینامیک آن ها استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: سطح هوشیاری، شاخص های فیزیولوژیک، ماساژ رفلکسولوژی کف پا، کمای تروماتیک
  • مریم علی اشرف جودت، لیلا آلیلو*، سهیلا آهنگرزاده رضایی، رسول قره آغاجی اصل صفحات 272-281
    زمینه و هدف
    درد از مهم ترین عوارض پس از الکتروشوک درمانی می باشد . نادیده گرفته شدن این درد باعث کاهش رضایتمندی بیماران می شود. این پژوهش با هدف بررسی رضایتمندی بیماران از کنترل درد پس از الکتروشوک درمانی با روش ماساژبازتابی در بیماران مبتلا به افسردگی انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده است که بر روی 56 بیمار مبتلا به افسردگی که در زمان نمونه گیری جهت دریافت الکتروشوک درمانی به واحد الکتروشوک درمانی مرکز آموزشی- درمانی روان پزشکی رازی ارومیه مراجعه نمودند. رعایت معیارهای ورود و تخصیص تصادفی طبقه ای به دو گروه کنترل و مداخله انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه مشخصات فردی- اجتماعی، مقیاس بصری سنجش درد و پرسشنامه بررسی رضایتمندی بیمار بود. در گروه مداخله محل و شدت درد با استفاده از اشکال آدمک و ابزار بصری سنجش درد توسط بیمار تعیین و ماساژبازتابی به مدت 20 دقیقه در نقاط بازتابی انجام و فرم رضایتمندی بیمار تکمیل شد. نتایج حاصله با نتایج رضایتمندی بیماران گروه کنترل با استفاده از نرم افزار SPSS-24 تحلیل آماری شد.
    یافته ها
    نتایج اختلاف آماری معنی داری را بین میانگین نمرات رضایتمندی واحدهای موردپژوهش را نشان داد. به عبارتی ماساژبازتابی در کاهش معنی دار شدت درد پس از الکتروشوک درمانی در بیماران مبتلا به افسردگی و افزایش رضایتمندی بیماران از کنترل شدت درد موثر بوده است (0.001>P).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه می توان پیشنهاد کرد که با گنجاندن ماساژبازتابی در طرح تدابیر پرستاری برای کنترل عوارض پس از درمان های طبی، باعث افزایش رضایتمندی بیماران و ماندگاری آنان در برنامه درمانی شد.
    کلیدواژگان: افسردگی، الکتروشوک درمانی، درد، ماساژبازتابی، رضایت بیماران
  • سودا پناهی، عباس جعفری، محمد حاج آقازاده* صفحات 282-291
    زمینه و هدف
    بی خوابی و خواب آلودگی ازجمله اختلالات خواب می باشند که در جوامع مختلف به ویژه دانشجویان شایع می باشد. این مطالعه باهدف بررسی وضعیت خواب دانشجویان دانشکده بهداشت در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که در سال 1396 با مشارکت 207 نفر دانشجو با میانگین سنی 91/22 سال به انجام رسید. ابزارهای مطالعه شامل پرسشنامه های شدت بی خوابی (ISI)، میزان خواب آلودگی اپورث (ESS) و کیفیت خواب پیتزبرگ (PSQI) بود. از آزمون های توصیفی و تحلیلی از قبیل تی مستقل، مجذور کای و همبستگی پیرسون برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
    یافته ها
     میانگین نمره کیفیت خواب، خواب آلودگی و شدت بی خوابی دانشجویان به ترتیب 10/5 (از 0 تا 21)، 39/10 (از 0 تا 24) و 87/8 (از 0 تا 28) بود. کیفیت خواب دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری نداشت (P>0.05). 2/36 درصد دانشجویان کیفیت خواب ضعیف، 45 درصد دانشجویان شدت بی خوابی خفیف و 50 درصد آن ها خواب آلودگی روزانه را گزارش کردند. گوش دادن به موسیقی قبل از خواب و وجود استرس در کیفیت خواب دانشجویان تاثیر معنی داری نداشت (P>0.05)، درحالی که به طور معنی داری منجر به افزایش شدت بی خوابی دانشجویان شد (P<0.05).
    بحث و نتیجه گیری
     خواب آلودگی روزانه در دانشجویان (بدون توجه به جنسیت و وضعیت اقامت) شیوع بالایی داشت و شدت آن در دانشجویان دارای استرس و با عادت گوش دادن به موسیقی قبل از خواب بالاتر بود. بنابراین توصیه می شود اقدامات لازم جهت افزایش کیفیت خواب و کاهش خواب آلودگی روزانه تمامی دانشجویان علوم بهداشتی مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: خواب، بهداشت خواب، خواب آلودگی، دانشجویان
  • فرشته ملایی*، فریبا برهانی، عباس عباس زاده صفحات 292-299
    زمینه و هدف
    خانواده های بیماران مبتلا به سرطان در طول زمان مراقبت از بیمارشان با چالش های اقتصادی، فیزیکی، اجتماعی، روانی و معنوی متعددی روبرو می شوند که باعث ایجاد بار مراقبتی در آن ها می شود. پی بردن به همبستگی بین بار مراقبتی و امید در این خانواده ها می تواند در ایجاد یک سیستم حمایتی در جهت کاهش این بار تحمیل شده موثر باشد. هدف از این مطالعه پی بردن به همبستگی بین بار مراقبتی و امید در مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان در ایران می باشد.
    مواد و روش ها
     مطالعه حاضر بر روی مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان انجام شده که 150 مراقب خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان های آیت الله طالقانی، شهدا تجریش، مسیح دانشوری و امام حسین (ع) شهر تهران از مرداد تا آبان ماه 1396 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این پژوهش از نوع مقطعی توصیفی_ همبستگی می باشد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود و داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های آماری همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تی مستقل، تحلیل واریانس و رگرسیون سلسله مراتبی در سطح معناداری 05/0 تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
     میانگین و انحراف معیار امید و بارمراقبتی مراقبین خانوادگی موردمطالعه به ترتیب 54/25±72/11 و 74/31±36/4 بود. بین امید و بار مراقبتی رابطه معنادار مشاهده شد (457/0-). نتیجه آزمون رگرسیون نشان داد که متغیر امید به طور معناداری بار مراقبتی را پیش بینی می کند.
    نتیجه گیری
     مراقبین بیماران مبتلا به سرطان در طول مراقبت از عضو خانواده خود متحمل بار مراقبتی می شوند که این بار با امید آن ها در ارتباط است، ازاین رو توجه به داشتن امید در این مراقبین مورد تاکید است.
    کلیدواژگان: امید، بار مراقبتی، مراقبین خانوادگی، بیماران مبتلا به سرطان
  • اسفندیار بالجانی*، سولماز رضایی، آرام فیضی صفحات 300-308
    زمینه و هدف
    مراقبت یکی از مهم ترین و اصلی ترین نقش پرستاران به حساب می آید. امروزه این مراقبت ها به علت گوناگونی مورد غفلت واقع می شود و بسیاری از آن ها انجام نیافته و به صورت مراقبت های پرستاری ازدست رفته تعریف می شوند. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه مراقبت های پرستاری ازدست رفته در بیمارستان های آموزشی، خصوصی و تامین اجتماعی بود.
    مواد و روش کار
    این مطالعه یک مطالعه توصیفی بود که در آن 453 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی، خصوصی و تامین اجتماعی از ده بیمارستان به صورت در دسترس، پس از پاسخ دهی به پرسشنامه ها، در شیفت های مختلف جمع آوری و انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت های ازدست رفته استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
     یافته ها نشان داد که مراقبت های پرستاری ازدست رفته در حوزه بررسی، در بیمارستان های خصوصی (9/21±2/40) نسبت به بیمارستان تامین اجتماعی (8/20±3/18) و در بیمارستان تامین اجتماعی نسبت به بیمارستان های آموزشی (8/04±3/02) با (p=0/001) بیشتر است.
    بحث و نتیجه گیری
     نتایج این تحقیق نشان داد که مراقبت های پرستاری ازدست رفته در بیمارستان های آموزشی نسبت به بیمارستان های تامین اجتماعی و خصوصی کم تر است و لزوم توجه بیشتر مدیران ارشد بیمارستان ها را برای کاهش مراقبت های پرستاری ازدست رفته در بیمارستان های خصوصی و تامین اجتماعی را مورد تاکید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: مراقبت های پرستاری ازدست رفته، بیماران، بیمارستان
  • یدالله قاسمی پور*، معصومه راوند، فریبا سعیدی صفحات 309-320
    زمینه و هدف
    سندرم پیش از قاعدگی (PMS) شامل تغییرات فیزیکی، شناختی، خلقی و رفتاری است که به صورت دوره ای در فاز لوتئال سیکل قاعدگی در زنان رخ می دهد و اگر سندرم پیش از قاعدگی منجربه اختلال در فعالیت های خانوادگی، اجتماعی یا کاری شود؛ اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD) نامیده می شود.
    مواد و روش کار
    هدف پژوهش حاضر مقایسه استرس ادراک شده، راهبردهای مقابله ای و حمایت اجتماعی بین دانشجویان دختر مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD) و دختران عادی بود. برای این منظور 200 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه ملایر در سال 1396 برای مقایسه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. از این میان 197 نفر از آزمودنی ها به پرسشنامه های آزمون غربالگری سندرم پیش از قاعدگی، استرس ادراک شده، راهبردهای مقابله ای و حمایت اجتماعی پاسخ دادند که با استفاده از آزمون غربالگری تعداد افراد 100PMS=، 21 PMDD=و افراد عادی 76 نفر مشخص شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون های تعقیبی با نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد افراد سه نمونه در سازه راهبردهای مقابله ای در سه بعد هیجان مدار، (01/0P<، 26/7F=)، هیجان مدار دوری گزینی ، (01/0 P<، 65/6F=) و هیجان مدار گریز-اجتناب، (01/0 P(،94/5 F=) تفاوت معنی داری با یکدیگر دارند. آزمون تعقیبی توکی نشان داد در متغیر راهبرد مقابله ای هیجان مدار، گروه عادی نمرات کمتری از گروه PMS (05/0P<) و گروه PMDD (01/0P<) داشت و در راهبرد گریز- اجتناب، گروه عادی سطوح کمتری از گروه PMS (05/0P<) و PMDD (01/0P<) داشت. در مورد متغیر دوری گزینی نیز، گروه عادی به طور معنی داری نمرات کمتری از گروه PMS (05/0P<) و PMDD(01/0P<) کسب کرد. یافته ها هیچ تفاوت معنی داری را در متغیرهای استرس ادراک شده و حمایت اجتماعی در بین سه گروه نشان نداد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد راهبردهای مقابله ای با سندرم و اختلال پیش از قاعدگی رابطه دارند. براساس این نتایج انجام مداخلات روانشناختی در گروه PMS و PMDD در جهت اصلاح راهبردهای مقابله ای معیوب ضروری می نماید. باتوجه به شرایط یکسان اکثریت گروه های نمونه یعنی سکونت در خوابگاه تفاوتی در استرس ادراک شده و حمایت اجتماعی آنان یافت نشد.
    کلیدواژگان: سندرم پیش از قاعدگی، اختلال ملال پیش از قاعدگی، استرس ادراک شده، راهبردهای مقابله ای، حمایت اجتماعی
  • سمیه نقی زاده * صفحات 321-331
    پیش زمینه و هدف
    دیسمنوره اولیه یکی از شایع ترین دردها و بیماری های زنان می باشد که می تواند آثار منفی بر فعالیت های روزانه آنان داشته باشد و مختل کننده کیفیت زندگی و فعالیت اجتماعی زنان باشد. لذا این مطالعه باهدف تعیین و مقایسه کیفیت زندگی، خودکارآمدی و افسردگی در دانشجویان دختر مبتلا و غیر مبتلا به دیسمنوره انجام گرفت.
    مواد و روش کار
    : این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی در سال 1397 با مشارکت 370 نفر از دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز انجام شد. روش نمونه گیری در این مطالعه به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه پنج قسمتی: مشخصات دموگرافیک و قاعدگی، مقیاس شدت درد قاعدگی (VAS)، پرسشنامه کیفیت زندگی، خودکارآمدی و افسردگی جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 21) و با آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل، کای دو و ANOVA انجام یافت و 05/0p≤ معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین کیفیت زندگی در بعد جسمانی کل (002/0=p)، سلامت عمومی (046/0=p)، درد جسمی (05/0=p)، عملکرد جسمی (02/0=p) و محدودیت نقش جسمی (05/0=p) در بین دو گروه دانشجویان مبتلا و غیرمبتلا به دیسمنوره تفاوت آماری معنی داری وجود داشت. هرچند در دانشجویان مبتلا به دیسمنوره میزان خودکارآمدی پایین تر و افسردگی بالاتر بود اما بین دانشجویان مبتلا و غیرمبتلا به دیسمنوره، خودکارآمدی (2/0=p) و افسردگی (2/0=p) تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد، در دختران مبتلا به دیسمنوره کیفیت زندگی و خودکارآمدی پایین تر و افسردگی بالاتر از دختران غیرمبتلا بود لذا با افزایش آگاهی، آموزش و ارائه راهکارهای مناسب به این دختران در زمینه ارتقای سبک زندگی سالم و به تبع آن بهبود کیفیت زندگی می توان کمک شایانی به این افراد کرد.
    کلیدواژگان: دیسمنوره، کیفیت زندگی، خودکارآمدی و افسردگی
|
  • Akbar Aghighi, Ali Issazadehghan, Esmaiel Soleimani* Pages 251-259
    Background & Aims
    Irritable bowel syndrome is a common chronic disease that up to 20% of patients are referred to gastroenterologists. The aim of this study was to investigate the psychopathology of people with irritable bowel syndrome and non-infected individuals.
    Materials & Method
    The present study was a comparative-comparative study. The statistical population included all patients that came from different areas of Tehran for treatment to specialized gastroenterology clinics during May and June 2017. The sample included 30 patients with irritable bowel syndrome that were selected by available sampling method. The comparison group also selected 30 people by matching method and subjects responded to the scale of mental disorders (SCL-90-R). To analyze the collected data, has been used multivariate analysis of variance with respect to its assumptions.
    Results
    The results of this study showed that there is a significant difference between individuals with irritable bowel syndrome and non-complicated components of physical complaints, obsessive compulsive disorder, depression, hostility, interpersonal sensitivity and anxiety. But in the components of phobia, paranoid thoughts and psychosis were not significantly different.
    Conclusion
    Based on the results of this study, it can be concluded that irritable bowel syndrome is a disorder in some of the components of mental disorders and it is recommended that these components be addressed by specialists in the therapeutic interventions.
    Keywords: Psychological disorders, Irritable bowel syndrome, Psychological Pathology
  • Elahe Bahonar, Tahereh Najafi Ghezeljeh*, Hamid Haghani Pages 260-271
    Background & Aims
    Traumatic brain injury (TBI) is one of the major health problems throughout the world. The hemodynamic indices of patients with head injuries change, and these changes can worsen the level of consciousness. The purpose of this study was to determine the effect of FSRM on the level of consciousness and hemodynamic indices in patients with traumatic coma.
    Materials & Methods
    In this randomized clinical trial, 60 patients with traumatic coma admitted to the Intensive Care Units (ICU) of  Shohaday-e Haft-e Tir in Tehran, and Imam Hossein hospital in Shahrood were randomly selected in 2017.
    They were randomly assigned to two groups (control and RFM groups) using a randomized block method. Patients in both groups received routine care. Additionally, in the experimental group, RFM was performed twice a day for two weeks each day for 30 minutes. The level of consciousness of the patients was evaluated and measured using the Glasgow Coma Scale (GCS) before, one week, and two weeks after entering the study. The hemodynamic indices were measured and recorded before, immediately after, 30 minutes, and 2 hours after the intervention on the first and second days of intervention by bedside calibrated the monitor. Data were analyzed using independent t-test, chi-square, Fisher's exact, and ANOVA tests with repeated measures using SPSS(version 21).
    Results
    The number of patients reaching complete consciousness in the intervention group was more than the control group (p=0.002). The number of days to reach complete consciousness was lower in RFM group (p=0.001). In the intervention group, immediately after (p=0.017) and 30 minutes after intervention (p=0. 016), the systolic blood pressure decreased substantially compared to the control group. In the intervention group, immediately after the intervention, hemodynamic indices were lower compared to other measurement times.
    Conclusion
    Based on the results, FSRM increased the level of consciousness of the patients and reduced the duration of coma. The results showed the immediate effect of intervention on reducing hemodynamic indices. The nurses in ICUs are recommended to use this easy and inexpensive method to perform sensory stimuli in patients with coma to improve their level of consciousness and enhance their hemodynamic parameters.
    Keywords: Consciousness Level, hemodynamic indices, Foot Sole Reflexology Massage, traumatic coma
  • Maryam Ali Ashraf Jodat, Leyla Alilu*, Sohila Ahangarzade Rezai, Rasool Qaraghaji Asl Pages 272-281
    Background & Aim
    Pain is one of the most important complications after Electroconvulsive therapy. Failure to take this pain reduces the satisfaction of patients. The aim of this study was to evaluate patients' satisfaction with post- Electroconvulsivetherapy pain control by means of massage therapy in patients with depression.
    Materials & Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 56 patients with depression who referred to the Department of Electroconvulsive Therapy at Razi Psychiatric Center, Urmia, during the sampling period. Admission and random access criteria were categorized into control and intervention groups. The data collection tool was a demographic questionnaire, a visual scale of pain assessment, and patient satisfaction questionnaire. In the intervention group, the location and severity of pain were determined by using the dummy shapes and visual instrument for pain assessment by the patient, and Reflexology for 20 minutes at reflex points and the patient's satisfaction form was completed. The results were analyzed with SPSS-24 software using satisfactory
    Results
    The results showed a statistically significant difference between the mean scores of satisfaction of the studied units. In other words, a significant reduction in the severity of pain after ECT in patients with depression and patient satisfaction was significantly affected by pain control (P <0.001)
    Conclusion
    According to the results of this study, it can be suggested that by incorporating a reflexive massage in the nursing plan to control the complications after medical treatment, it would increase patient satisfaction and their survival in the treatment program.
    Keywords: Depression, Electroconvulsive therapy, Pain, Massage, Patient Satisfaction
  • Sevda Panahi, Abbas Jafari, Mohammad Hajaghazadeh* Pages 282-291
    Background & Aims
    Insomnia and sleepiness are common sleep disorders in various societies, especially among students. The aim of this study was to evaluate the sleep quality of students at school of Health, Urmia University of Medical Sciences.
    Materials & Methods
    This descriptive-analytical study was conducted in 2017 with the participation of 207 students with an average age of 22.91 years. The study tools were Insomnia Severity Index (ISI), Epworth Sleepiness Scale (ESS), and the Pittsburgh Sleep Quality Index (PSQI). Descriptive and analytic tests such as independent t-test, chi-squared, and Pearson correlation were used for data analysis.
    Results
    The mean score of sleep quality, sleepiness, and insomnia severity were 5.10 (0-21), 10.39 (0-24), and 8.87 (0-28), respectively. The sleep quality did not differ significantly between male and female students (P-value> 0.05). About 36.2% of students had poor sleep quality, 45% of students reported mild insomnia, and 50% of them reported daily sleepiness? Listening to the music before bed and also the stress did not affect the sleep quality of students significantly (P-value> 0.05), while they significantly increased the students' sleepiness (P-value <0.05).
    Conclusion
    Daytime sleepiness was high among students (regardless of gender and residence status) and its severity was higher among students with stress and the habit of listening to music before bedtime. Therefore, appropriate measures should be taken to increase the quality of sleep and decrease the daytime sleepiness of all health science students.
    Keywords: Sleep, sleep hygiene, sleepiness, students
  • Fereshteh Mollaee*, Fariba Borhani, ABBAS ABBASZADEH Pages 292-299
    Background & Aim
    Families of patients with cancer during the course of their care of patients suffer from various economic, physical, social, psychological and spiritual challenges that cause their burden of care. Understanding the correlation between care and hope in these families can be effective in establishing a support system to reduce this burden. The aim of this study was to explore the correlation between the burden of care and hope in family caregivers of cancer patients in Iran.
    Materials & Methods
    In this cross-sectional descriptive-correlational study, 150 family caregivers of cancer patients who were referred to Ayatollah Taleghani, Shohada Tajrish, Messiah Daneshvari and Imam Hossein hospitals in Tehran from August to November 2017 were selected by available sampling method. Data were collected by a questionnaire. The data were analyzed using descriptive statistics and Pearson correlation, Spearman, independent t-test, ANOVA and hierarchical regression analysis at a significance level of 0.05.
    Results
    The mean and standard deviation of hope and burden of care among family caregivers were 25.74 ± 11.72 and 31.74 ± 4.36 respectively. There was a significant relationship between hope and care burden (-0.457). The result of the regression test showed that the hope variable significantly predicted the care burden.
    Conclusion
    Family caregivers during the care of cancer patients are undergone by the burden of care, which is associated with their hope. Therefore, attention to the hope of these caregivers is emphasized.
    Keywords: hope, burden of care, family caregivers, cancer patients
  • ESFANDYAR BALJANI*, SOLMAZ REZAEE, Aram Feizi Pages 300-308
    Background & Aim
    Caring is one of the most important roles of nurses. Today, these care services are neglected due to a variety of diseases, many of which have not been addressed and are defined as missing nursing care. To evaluate and compare the lost nursing care in educational hospitals, especially social ward.
    Materials & Methods
    This was a descriptive study in which 453 nurses working in educational, private and social hospitals were available from ten hospitals, after responding to the questionnaires, in different shifts, were selected and selected. Data was collected using a missing care questionnaire. Data was analyzed using Spss19 software.
    Results
    Findings showed that nursing care lost in the field of study was private in private hospitals (40.2 ± 21.9) than social care hospital (18.3 ± 20.8) and in Social Security Hospital Compared with educational hospitals (3/02 ±8/8) with (p = 0.001).
    Conclusion
    The results of this study showed that nursing care lost in educational hospitals is less than social and private hospitals and requires more attention of senior hospital managers to reduce nursing care lost in private hospitals and Emphasizes social security.
    Keywords: Missed nursing care, Patients, Hospital
  • Yadollah Ghasemipour*, Masumeh Raavand, Fariba Saeidi Pages 309-320
    Background & Aim
    Premenstrual syndrome (PMS) consists of physiological, cognitive and behavioral changes that periodically occur in luteal phase of menstrual in women. It is defined as premenstrual dysphoric disorder if it leads to a disruption in family, social and work activities. 
    Material & Methods
    In order to comparison of perceived stress, coping strategy, and social support between girl students with premenstrual syndrome (PMS), premenstrual dysphoric disorder (PMDD) and normal group, 200 students of Malayer University were randomly selected in the year 2017. A questionnaire were designed and filled out that consists of screening test of premenstrual syndrome, perceived stress, coping strategies and social support scales. The screening test detected 100 people with PMS, 21 people with PMDD, and 76 people in normal group. Data were analyzed with multivariable analysis of variance (MANOVA).
    Results
    Results showed students with PMS, PMDD and normal group had significantly different scores in coping strategies in emotion-based coping (F= 7.26, p < 0.01), distancing (F= 6.65, p < 0.01), and flight-avoidance coping (F= 5.94, p < 0.01) than normal group.  Pos hoc test of Tukey showed that PMDD group has significantly higher scores in emotion-based strategy than normal group (p < 0.01). In flight- avoidance strategy, PMS group was higher than normal group (p < 0.05) and PMDD group had higher levels than PMS group (p < 0.01). In distancing strategy, PMDD group had significantly higher levels of scores than PMS group (p < 0.05) and normal group (p < 0.01). There was no significant defferences in pecieved stress and social support between sample groups.
    Conclusion & Discussion
    Research findings showed that coping strategies had significantly with PMS and PMDD, so the necessity of psychological interventions would result in healthy consequences. Regarding the same circumstances of dormitory, there was no significant defferences in pecieved stress and social support between sample groups.
    Keywords: premenstrual dysphoric disorder, premenstrual syndrome, pecieved stress, coping strategies, social support
  • Somayyeh Naghizadeh * Pages 321-331
    Background & Aim
    Primary dysmenorrhea is one of the most common complaint in young women which can have negative affection on their daily activities and can upset their quality of life and social activities. This aim of this study was to compare quality of life, self-efficacy and depression in females with and without primery dysmenorrhea.
    Materials & Methods
    This cross-sectional, comparative-descriptive study was performed in 1397 with participation of 370 students of the Faculty of Medicine, Islamic Azad University, Tabriz Branch. Sampling method in this study was accessible. Data was collected by using a five-part questionnaire: personal and menstrual characteristic, Visual Analog Scale (VAS), quality of life questionnaire, self-efficacy and depression. Data analysis was performed by using SPSS software version 21 and descriptive statics and independent t-test, chi squared and ANOVA. P≤0.05 was considered significant.
    Finding
    The mean of quality of life in the total physical aspect, (p=0.002), general health (p=0.004), bodily pain (p=0.05), physical functioning (p=0/02) and physical limitations (p=0.05) was significant difference between both group of female students with and without primary dysmenorrhea. Howevere, in students with dysmenorrhea self-efficacy was lower and depression was higher. But self-efficacy (p=0.2) and depression (p=0.2) in students with and without dysmenorrhea didn’t have a significant difference.
    Conclusion
    Results of study showed, in females with dysmenorrhea, Quality of life and self-efficacy were lower and depression was higher then females without dysmenorrhea. Therefore, with increasing awareness, educating and providing appropriate methods of improvement of healthy lifestyle to these girls and consequently, can be of great help them for improving quality of life.
    Keywords: Dysmenorrhea_Quality of life_Self-efficacy - Depression