فهرست مطالب

دانشکده پرستاری و مامایی همدان - سال بیست و هفتم شماره 3 (پیاپی 69، مرداد و شهرویور 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 3 (پیاپی 69، مرداد و شهرویور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • میترا ایاسی، سمیه رضایی*، محمد علی حیدری، معصومه باقری صفحات 141-148
    مقدمه
    خارج کردن لوله سینه ای یکی از بدترین رویدادها در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه است. با وجود پیشرفت های علمی، هنگام عمل جراحی قلب باز اقدامی موثر برای کاهش درد ناشی از آن صورت نمی گیرد؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آرام سازی تنفسی بر شدت درد ناشی از خارج کردن لوله سینه ای پس از عمل جراحی قلب باز انجام شده است.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی یک سوکور به شمار می آید که در سال 1395 انجام شده است. در این مطالعه 80 بیمار تحت جراحی قلب باز که تنها یک لوله سینه ای مدیاستینال داشتند در مرکز قلب مازندران بررسی شدند و با تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله برای آرام سازی از تمرین های تنفسی آرام و عمیق به مدت 5 دقیقه پیش از خروج لوله استفاده شد. شدت درد با مقیاس معیاری دیداری درد، قبل، بلافاصله و 15 دقیقه پس از خارج کردن لوله سینه ای سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با آزمون های رایج صورت گرفت.
    یافته ها
     براساس نتایج، بین شدت درد در دو گروه قبل از خارج کردن لوله سینه ای اختلاف معنی داری وجود ندارد (0/84=P). همچنین میان شدت درد، بلافاصله پس از خروج لوله در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل اختلاف آماری معنی داری مشاهده می شود (0/0001=P)، اما بین شدت درد 15 دقیقه بعد از خروج لوله گروه های مداخله و کنترل اختلاف معنی داری مشهود نیست (0/21=P).
    نتیجه گیری
    آرام سازی تنفسی تکنیکی موثر بر شدت درد ناشی از خروج لوله سینه ای بیماران پس از عمل جراحی قلب باز است و استفاده از این روش پیش از خروج لوله، به دلیل نداشتن هزینه، کاربری آسان و موثربودن توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آرام سازی، لوله سینه ای، درد، جراحی قلب باز
  • عفت صادقیان*، مرضیه سیف، حسن احمدی نیا، آرش خلیلی صفحات 149-155
    مقدمه
    بستری شدن کودک در بیمارستان یکی از مهم ترین علل پیدایش اضطراب در آنهاست. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر آماده سازی برای بستری شدن بر اضطراب هنگام پذیرش کودکان سن مدرسه در مرکز آموزشی-درمانی بعثت همدان در سال 1396 است.
    روش کار
    در این پژوهش نیمه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، 54 کودک سن مدرسه (6-12 سال) که به بخش های کودکان 1 و 2 مرکز آموزشی-درمانی بعثت همدان مراجعه کرده بودند، به صورت تصادفی سازی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و اضطراب اسپیلبرگر ویژه کودکان استفاده شد. پس از تکمیل پرسشنامه ها، در گروه مداخله برنامه آماده سازی شامل آشناکردن کودک با بخش و کارکنان، وسایل درمانی و ارائه کتابچه کارتونی به مدت 30 دقیقه ارائه شد؛ درحالی که برای کودکان گروه کنترل کارهای معمول بخش صورت گرفت. سپس هر دو گروه بار دیگر پرسشنامه ها را تکمیل کردند. داده ها نیز پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های دقیق فیشر و کای دو تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات اضطراب قبل و بعد از مداخله در گروه کنترل اختلاف معنی داری دارد (0/001=P). همچنین این میانگین در گروه مداخله، قبل و بعد از مداخله با اختلاف معنی داری همراه است (0/050=P) که این امر تاثیر مثبت مداخله را بر کاهش اضطراب کودکان سن مدرسه نشان می دهد.
    نتیجه گیری
     آماده سازی برای بستری شدن روشی موثر بر کاهش اضطراب کودکان سن مدرسه است.
    کلیدواژگان: اضطراب، بستری شدن، آماده سازی، کودک
  • فاطمه رخشانی، ام البنین اکبری*، سید ابوالفضل وقار سیدین، زهرا فرج زاده صفحات 156-162
    مقدمه
    کمبود شدید پرستار و ترک شغل آنها، پژوهشگران را بر شناخت عوامل موثر بر حفظ پرستاران و روابط میان این عوامل متمرکز کرده است؛ از این رو هدف مطالعه حاضر تعیین ارتباط عدالت سازمانی با درهم بافتگی شغلی پرستاران در بیمارستان های آموزشی است.
    روش کار
    در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، داده ها از 215 پرستار در دو بیمارستان آموزشی شهر بیرجند جمع آوری شد که به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده بودند. به منظور سنجش متغیرهای مطالعه از مقیاس کلی درهم بافتگی شغلی Crossley و همکاران و مقیاس عدالت سازمانی Niehoff و Moorman استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری t مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی توکی، آزمون ضریب هم بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در سطح معنی داری کمتر از 0/05 صورت گرفت.
    یافته ها
     براساس نتایج، سطح درهم بافتگی شغلی پرستاران بیشتر از متوسط بود (1/07±3/05) و مردان درهم بافتگی بیشتری از زنان داشتند (0/001>P). در مطالعه حاضر از ابعاد عدالت سازمانی، بعد عدالت تعاملی نشان دهنده بالاترین هم بستگی با درهم بافتگی شغلی است. براساس تحلیل رگرسیون چندگانه، ابعاد عدالت تعاملی و عدالت توزیعی 34/6 درصد از تغییرات درهم بافتگی شغلی را پیشگویی می کنند (0/001>P و 37/20=F). همچنین عدالت تعاملی پیشگو کننده بهتری از عدالت توزیعی برای درهم بافتگی شغلی است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، اجرای برنامه هایی برای بهبود درهم بافتگی شغلی پرستاران، به ویژه پرستاران زن با افزایش عدالت سازمانی درک شده به خصوص ابعاد عدالت تعاملی و توزیعی ضروری است.
    کلیدواژگان: پرستاران، درهم بافتگی شغلی، عدالت سازمانی
  • غلام حسین فلاحی نیا، آرزو ملکی، زهرا خلیلی*، علی رضا سلطانیان صفحات 163-169
    مقدمه
    تبعیت از استانداردها به آموزش مداوم پرستاران نیاز دارد. از روش های موثر آموزشی بر افزایش دانش و تقویت مهارت، بحث گروهی است. هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش دارودهی به روش بحث در گروه های کوچک، بر تبعیت پرستاران بخش های مراقبت ویژه از استانداردهای دارودهی است.
    روش کار
    در مطالعه نیمه تجربی حاضر، 76 پرستار به صورت سرشماری از بخش های مراقبت ویژه دو بیمارستان به طور تصادفی به عنوان گروه مداخله و کنترل در نظر گرفته شدند. چک لیست استانداردهای دارودهی در 25 بخش و 53 پرسش طراحی شد. پژوهشگر با استفاده از چک لیست، تبعیت هر پرستار از استانداردهای دارودهی را در چهار نوبت قبل و بعد از آموزش به طور نامحسوس و با مشاهده مستقیم کنترل کرد. در صورت تبعیت، نمره 1 و در غیر این صورت نمره صفر به دست آمد. آموزش استانداردهای دارودهی به شیوه بحث گروهی در گروه مداخله، طی دو جلسه دوساعته انجام شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از SPSS نسخه 16 و آزمون های t مستقل و زوجی صورت گرفت.
    یافته ها
     قبل از مداخله میان دو گروه، اختلاف آماری معناداری از نظر میزان تبعیت پرستاران از استانداردهای دارودهی مشاهده نشد (0/05<P)، اما بعد از مداخله، تبعیت پرستاران در گروه مداخله (2/5±87/9) از گروه کنترل (2/7±77/7) به طور معنی داری افزایش یافت (0/001>P).
    نتیجه گیری
     با توجه به تاثیر مثبت آموزش به روش بحث گروهی بر تبعیت پرستاران از استانداردهای دارودهی و اهمیت این مسئله در امر مراقبت از بیماران پیشنهاد می شود برای آموزش به پرستاران از این شیوه استفاده شود.
    کلیدواژگان: بخش مراقبت ویژه، تبعیت دارویی، آموزش
  • مرجان صغیرزاده، نرگس صادقی*، مهرداد آذربرزین صفحات 170-177
    مقدمه
    یکی از عوامل مهم تغییرات رفتاری در بیماران مزمن، به ویژه بیماران قلبی، افزایش خودکارآمدی آنهاست. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه مکانیسم های دفاعی و خودکارآمدی در بیماران ایسکمیک قلبی مراجعه کننده به بیمارستان فیض شهر اصفهان در سال 1396 انجام شده است.
    روش کار
    مطالعه حاضر توصیفی-هم بستگی و از نوع مقطعی است که جامعه آماری آن را بیماران ایسکمیک قلبی مراجعه کننده به بیمارستان فیض اصفهان در نیمه دوم سال 1396 تشکیل داده اند. براساس  نمونه گیری در دسترس، 150 بیمار واجد شرایط وارد مطالعه شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشخصات دموگرافیک بیماران، سبک های دفاعی (DSQ-40) و خودکارآمدی بیماران قلبی سالیوان استفاده شد. داده ها نیز به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 19 و آزمون های آماری اسمیرنوف- کولموگروف، t مستقل و هم بستگی  پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
     براساس نتایج، 53/3 درصد بیماران مرد و 76 درصدشان متاهل بودند. 32 درصد نیز تحصیلات زیر دیپلم داشتند. یافته ها میزان مکانیسم های دفاعی را با میانگین 28/45 ± 193/07و خودکارآمدی آنها را با میانگین در سطح متوسط نشان می دهد. با توجه به ضریب هم بستگی پیرسون، میان مکانیسم های دفاعی رشدیافته بیماران با خودکارآمدی هم بستگی مثبت و معنی داری وجود دارد (20/0=P= 0/013 ، r).

    نتیجه گیری
     براساس پژوهش حاضر، میان استفاده از مکانیسم های دفاعی رشدیافته با میزان خودکارآمدی بیماران ایسکمیک قلبی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد؛ یعنی با افزایش استفاده از مکانیسم های دفاعی رشدیافته، میزان خودکارآمدی آنها ارتقا می یابد؛ بنابراین آموزش و تقویت مکانیسم های رشدیافته و کاهش مکانیسم های رشدنیافته و روان آزرده از سوی پرستاران پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: مکانیسم های دفاعی، خودکارآمدی، بیماری ایسکمیک قلبی، بیمار
  • عاطفه موسوی، شادی عسگری*، یوسف رحیمی، ناصر محمدقلی صفحات 178-186
    مقدمه
    یکی از مهم ترین اقدامات مراقبتی، به ویژه در مراقبت های پزشکی کودکان، مدیریت درد در کودکان دچار سوختگی است. استفاده از روش های غیردارویی به منظور کاهش درد این بیماران اهمیت دارد؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر بازی هدایت شده بر شدت درد پانسمان سوختگی کودکان انجام شده است.
    روش کار
    در این کارآزمایی بالینی 78 کودک 3-6 ساله با وسعت سوختگی کمتر از 25 درصد که به مرکز آموزشی درمانی شهید مطهری مراجعه کردند، انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برای گروه مداخله قبل از پانسمان، بازی هدایت شده و برای گروه کنترل، مراقبت روتین صورت گرفت. شدت درد پانسمان با ابزار FLACC و شاخص های فیزیولوژیک از جمله تعداد ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی قبل و حین مداخله در دو گروه اندازه گیری و مقایسه شد. برای بررسی آماری از نرم افزار نسخه 20 لستفاده شد.
    یافته ها
     دو گروه مورد بررسی حین تعویض پانسمان سوختگی از نظر شدت درد (0/041=P) و تعداد ضربان قلب (0/037=P) از نظر آماری اختلاف معنی داری داشتند و میانگین هر دو شاخص در گروه کنترل بالا بود. میانگین درصد اشباع اکسیژن خون شریانی حین تعویض پانسمان سوختگی در دو گروه اختلاف معنی دار آماری نداشت 
    (1=P).
    نتیجه گیری
     بازی هدایت شده به طور موثری درد ناشی از تعویض پانسمان سوختگی کودکان را کاهش می دهد. این تکنیک مقرون به صرفه است؛ بنابراین می توان آن را به شکلی گسترده برای مدیریت درد در کودکان دچار سوختگی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بازی، درد، سوختگی، کودک
  • فاطمه لشگری*، جلیل عظیمیان، مهدی رنجبران، محمدعلی سلیمانی صفحات 187-197
    مقدمه
    بیماران همودیالیزی به دلیل ماهیت مزمن و پیش رونده نارسایی مزمن کلیه و مراقبت روزانه، بیشتر به وجود مراقبان نیازمند هستند. در نتیجه این امر، مراقبان نیز در معرض طیف وسیعی از مشکلات جسمی و روان شناختی از جمله اضطراب مرگ قرار می گیرند. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل پیش بینی کننده اضطراب مرگ در مراقبان بیماران همودیالیزی انجام شده است.
    روش کار
    در مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر (اردیبهشت تا خرداد 1397) 176 مراقب بیماران همودیالیزی به روش نمونه گیری دردسترس از مراکز همودیالیز شهر قزوین انتخاب شدند. گردآوری داده های این پژوهش به کمک پرسشنامه های مشخصات جمعیت شناختی و اضطراب مرگ تمپلر صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی شامل رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام شد.
    یافته ها
     میانگین نمره اضطراب مرگ مراقبان، 9/18 ± 48/37 است. براساس نتایج مدل رگرسیون خطی چندگانه، جنسیت (0/05>b= 4/163 ،P)، نسبت مراقب با بیمار و داشتن مسئولیت مراقبت هم زمان از سایر بیماران، متغیرهای معنی دار پیشگویی کننده اضطراب مرگ هستند. با توجه به ضریب تعیین، در متغیرهای مستقل مدل رگرسیونی درمجموع 20/7 درصد از تغییرات اضطراب مرگ بیان شده است.
    نتیجه گیری
     با توجه به نقش مهم مراقبان بیماران همودیالیزی، توجه به عوارض روان شناختی آنان از جمله اضطراب مرگ و عوامل موثر بر آن مهم است. براساس این متغیرها می توان از برنامه های حمایتی و آموزشی برای کنترل اضطراب مرگ مراقبان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اضطراب مرگ، مراقبان، همودیالیز
  • شیوا منظومه، بهمن اکبری* صفحات 198-207
    مقدمه
    سرطان رویداد تغییردهنده زندگی در کودکان و خانواده آنها محسوب می شود؛ از این رو هدف از مطالعه حاضر، اثربخشی آموزش فنون آرام سازی بر شاخص های سلامت روان و تاب آوری مادران کودکان مبتلا به سرطان خون است.
     روش کار
    پژوهش حاضر نیمه تجربی است که در آن 30 نفر از مادران کودکان مبتلا به سرطان خون که در سال 1396 به بخش انکولوژی بیمارستان 17 شهریور کودکان شهرستان رشت مراجعه کرده بودند، به صورت تصادفی در 2 گروه آزمون فنون آرام سازی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گنجانده شدند. سپس در 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مجدد، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و مقیاس تاب آوری را تکمیل کردند. گروه آزمون فنون آرام سازی درمجموع به مدت 2 ماه (8 جلسه 2 ساعته) آموزش دریافت کرد. پس از 2 ماه پیگیری مجدد انجام شد. داده ها نیز از طریق کواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    براساس نتایج تحلیل مانکوا، آموزش فنون آرام سازی در مرحله پس آزمون در کاهش شکایت های جسمانی، اضطراب، نبود کارکرد اجتماعی و افسردگی و افزایش تاب آوری تاثیر دارد (0/01>P). همچنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه های مکرر نشان داد که تاثیر آموزش فنون آرام سازی بر اضطراب (0/01>P)، نبود کارکرد اجتماعی و افسردگی (0/05>P)، همچنین تاب آوری (0/01>P) تا مرحله پیگیری حفظ شده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج می توان گفت آموزش فنون آرام سازی باید جزء برنامه های درمانی برای مادران کودکان سرطانی در بیمارستان ها و مراکز مشاوره قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: فنون آرام سازی، شاخص های سلامت روان، تاب آوری، سرطان خون
|
  • Mitra Ayyasi, Mohamad Ali Heydari, Masoumeh Bagheri, Somayeh Rezaie Pages 141-148
    Introduction
    Patients admitted to the intensive care unit express the chest tube removal as one of their worst experiences. In spite of scientific advances, no effective action is taken to reduce the pain due to it. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of respiratory relaxation on the severity of pain resulting from the removal of chest tube after coronary artery bypass graft. 
    Methods
    This single blind randomized trial was performed in 2016 on 80 patients with open heart surgery with only one mediastinal chest tube. Patients were randomly divided into case and control groups. In the case group, relaxation and relaxation breathing exercises were used for 5 minutes before the tube was exhausted. The severity of pain was measured by visual analog scale before, immediately and 15 minutes after the removal of the chest tube. Data analysis was performed using common tests.
    Results
    The results showed that there was no significant difference between the severity of pain in both groups before the removal of the chest tube (P=0.84). It was also found that there was a significant difference between the severity of pain immediately after the discharge of the tube in the case group (P=0.0001), but there was no significant difference between the intensity of pain 15 minutes after the withdrawal of the tubes in the case and control groups (P=0.21).
    Conclusion
    Respiratory relaxation is an effective technique for the pain intensity of postoperative chest tube after open heart surgery. It is recommended to use this method before tubing, due to lack of cost, ease of use and effectiveness.
    Keywords: Relaxation therapy, Chest tubes, Pain, Coronary artery bypass graft
  • Efat Sadeghian*, Marziyeh Seif, Hassan Aahmadi Nia, Arash Khalili Pages 149-155
    Introduction
    Hospitalization is one of the main causes of anxiety in children. The purpose of this study was to determine the effect of preparation for hospitalization on anxiety during admission of school-age children in Hamadan Beast Hospital in 2017.
    Methods
    In this quasi-experimental pretest-posttest control group study, 54 school-age children (6 to 12 years old) referred to the children departments (1 and 2) of Besat Hospital of Hamadan were randomly assigned to two groups. A demographic questionnaire and Spielberger anxiety questionnaire were used to collect data. In the treatment group, after completing the questionnaires, the preparation program was provided: this included familiarizing the child with the department and personnel, the tools, and presentation of a cartoon booklet for 30 minutes. For the control group, the usual tasks of the department were applied, after which the questionnaires were re-filled by both groups. Data was analyzed using SPSS 16, Fisher and Chi-square tests.
    Results
    The mean of anxiety scores before and after intervention was significantly different in the control group (P=0.001), and there was a significant difference between the intervention group before and after the intervention (P=0/050), which indicates the positive effect of the intervention on reducing the anxiety of school-age children.
    Conclusion
    The program of pereparation for hospitalization is an effective method for decreasing the anxiety of school-age children.
    Keywords: Anxiety, Hospitalization, Preparaition, Child
  • Omolbanin Akbari*, Seyyed Abolfazl Vagharseyyedin, Zahra Farajzadeh, Fatemeh Rakhshani Pages 156-162
    Introduction
    Severe nurse shortages and their turnover have made researchers focused on identifying the factors affecting the retention of nurses and relationships between these factors. The aim of this study was to investigate the relationship between organizational justice and Nurses’ job embeddedness in Teaching Hospitals.
    Methods
    In this descriptive-analytical study, data was collected from 215 nurses working in two educational hospitals in city of Birjand who were selected by stratified random sampling. Crossley et al Global Job Embeddedness Scale and Niehoff and Moorman’s Organizational Justice Scales were used to measure the studied variables. Data was analyzed by SPSS 16 using independent t-test, one way ANOVA, Tukey’s post-hoc test, Pearson’s correlation coefficient and multiple regression analysis at a significance level less than 0.05.
    Results
    Based on the results, the level of job embeddedness of nurses was higher than the average (3.05±1.07), and men had more embeddedness than women. In this study, from dimensions of organizational justice, the dimensions of interactional justice showed the highest correlation with job embeddedness. Multiple regression analysis showed that interactional justice and distributive justice predicted 34.6% of changes in job embeddedness (F=37.20, P<0.001), and interactional justice was a better predictor of job embeddedness compared to distributive justice.
    Conclusion
    The results demonstrated the necessity of implementing programs to improve the Nurses’ job embeddedness, especially female nurses, through increasing the perceived organizational justice, especially the dimensions of interactional justice and distributive justice.
    Keywords: Nurses, Job embeddedness, Organizational justice
  • Gholam Hossein Falahinia, Arezoo Maleki, Zahra Khalili*, Alireza Soltanian Pages 163-169
    Introduction
    Adherence of standards requires the continuous of education for nurses. Effective educational methods for increasing knowledge and enhancing skills is group discussion. The purpose is to determine the effect of education of medication by small groups discussion on nursing adherence in intensive care units of medication Standards.
    Methods
    In this semi-experimental study the intensive care units of two hospitals that were randomly assigned as intervention and control groups 76 nurses were enrolled in the census. The medication standards checklist was designed in 25 sections and 53 questions. The researcher using the checklist, controlled each nurse’s adherence of the medication standards in four steps before and after the education, subtle and direct observation. If adherence score 1 and in non adherence score zero was earned. The education of medication standards was conducted in the intervention group by group discussion method during two sessions of two-hours. Data analysis was performed using SPSS 16 and independent t-test and paired t-test.
    Results
    There was no statistically significant difference between the two groups in term of the rate of adherence of nurses from the medication standards before intervention (P>0.05). After intervention, nurses’ adherence significantly increased in the intervention group (87.9±2.5) compared to the control group (77.7±2.7) (P<0.001).
    Conclusion
    Considering the positive effects of education using group discussion method on nursing adherence of medication standards and the importance of this issue regarding the care of patients, using this method for nurses’ education is suggested.
    Keywords: Intensive Care Units, Medication adherence, Education
  • Marjan Saghirzadeh, Narges Sadeghi*, Mehrdad Azarbarzin Pages 170-177
    Introduction
    One of the important factors for behavioral changes in chronic patients, especially cardiac patients, is the increased self-efficacy of these patients. The aim of this study was to determine correlation between defenses mechanism and self-efficacy in Ischemic Heart patient’s referred to Feiz hospital of Isfahan in 2017.
    Methods
    This study was a correlational analytical study that consisted of all Ischemic Heart patient’s referred to Feiz hospital of Esfahan in second half of 2017. Based on inclusion criteria and census sampling, 150 patients were included. To collect data we used three questionnaires: demographic, Defense Styles Questionnaire-DSQ and Sullivan’s cardiac self-efficacy questionnaire. Data was analyzed using SPSS 19, Kolmogorov–Smirnov test, independent t-test, and Pearson correlation coefficients.
    Results
    Based on the results, 53.3% of patients were male, 76% of whom were married and 32% had undergraduate education. Findings showed the rate of defense mechanisms with a mean of 193.07±28.45 and their self-efficacy with a moderate mean. Pearson correlation coefficient showed that there is a positive and significant correlation between the developed defense mechanisms with self-efficacy of patients (r=0.20, P=0.013). 
    Conclusion
    The results of the study indicated that there is a positive and significant relationship between using defense mechanisms and predicting the self-efficacy of patients with ischemic heart; that means by using grown defense mechanisms, the self-efficacy will upgrade. So training and enhancement of developed mechanisms and reduction of unhealthy mechanisms by nurses is suggested.
    Keywords: Defenses mechanisms, Self-efficacy, Ischemic heart disease, Patients
  • Atefeh Mosavi, Shadi Asgari*, Yousef Rahimi, Naser Mohammad Gholi Pages 178-186
    Introduction
    Pain management in children with burn is one of the most important issues in pediatric medicine. Non-pharmacological methods of pain control can play an important role in patients. Therefore this study was conducted to investigate the effect of medical directed play on the severity of pain during burn dressing change.
    Methods
    To conduct this two-group clinical trial, 78 children of 3-6 years old with burn surface area ranging less than 25% who had referred to Shahid Motahari Medical Center for their first burn dressing change, were selected. After obtaining the ethics approval for conducting the study, the patients were placed as random allocation in control and intervention groups. For the intervention group, the pre-dressed directed medical play was done and routine care was taken for the control group. The FLACC scale was used in both groups to measure the severity of pain before and during the dressing; the arterial blood oxygen level and heart rate were also measured and compared. For data analysis, SPSS 20 was used. 
    Results
    There were significant differences between the two groups during burn dressing change of mean pain (P=0.041) and pulse (P=0.037), and the mean of both indices in the control group was high. The mean of the arterial blood oxygen level during burn dressing change did not differ significantly between the two groups (P=1).
    Conclusion
    Directed Medical play effectively reduces the pain of pediatric burn dressing change. This technique is cost-effective, so it can be widely used for pain management in pediatric department.
    Keywords: Play, Pain, Burns, Child
  • Fatemeh Lashgari*, Jalil Azimian, Mehdi Ranjbaran, Mohammad Ali Soleimani Pages 187-197
    Introduction
    Due to the chronic and progressive nature of chronic renal failure, the hemodialysis patients’ need for caregivers to carry out daily care increases; as a result of this care, caregivers are also exposed to a wide range of psychological and physical problems. One of the psychological symptoms experienced by caregivers is death anxiety. This study was conducted to determine the predictors of death anxiety in caregivers of hemodialysis patients.
    Methods
    In this cross-sectional descriptive study (May to Jun 2018), 176 caregivers of hemodialysis patients were selected using convenience sampling method from hemodialysis centers of Qazvin. A demographic characteristics questionnaire and Templer Death Anxiety Scale (TDAS) were used to collect data. Data analysis was performed using descriptive and inferential statistics including multiple linear regression in SPSS 23.
    Results
    The mean score of caregivers’ death anxiety was 48.37±9.18. Multiple regression results showed that gender (b=4.163, P<0/05), caregiver’s relation with patient and simultaneous responsibility for caring other patients were significant predictors of death anxiety. The coefficient of determination indicated that the independent variables of the regression model explain 20.7% of the changes in death anxiety.
    Conclusion
    Considering the important role of caregivers of hemodialysis patients, paying attention to psychological complications of this population such as death anxiety and its effective factors are important. Based on these variables, support and educational programs can be conducted to control the death anxiety in caregivers.
    Keywords: Death anxiety, Caregivers, Hemodialysis
  • Shiva Manzoomeh, Bahman Akbari* Pages 198-207
    Introduction
    The diagnosis of cancer among children is a life-changing event for themselves and their family.
    Methods
    The present study is a semi-experimental pretest-posttest with control group. The statistical population of the study included all mothers with a child with leukemia who referred to the oncology department of 17 Shahrivar Hospital in Rasht city. Thirty mothers who had a child with leukemia were randomly divided into two groups: relaxation training (15) and control group (15). Then, they completed questionnaires of general health questionnaire (GHQ) and Scale of Resilience in three stages of pre-test, post-test and follow-up. The training group received relaxation techniques for 2 months (8 sessions of 2 hours). After 2 months, the follow up was performed. Data was analyzed using SPSS 19 and by Covariance and repeated measure ANOVA.
    Results
    Mancova showed that the training of relaxation techniques in post-test stage has a significant effect on physical complaints, social anxiety and depression and increases resiliency (P<0.01). The results of repeated measures analysis of variance showed that the effect of relaxation techniques on mental health indicators, anxiety (P<0.01) social withdrawal and depression (P<0.05) and resiliency (P<0.01) remained up to follow up stage.
    Conclusion
    According to the results, it can be said that the training of relaxation techniques should be part of the treatment plans for mothers with cancer in hospitals and counseling centers.
    Keywords: Relaxation techniques, Mental health indicators, Resilience, Leukemia