فهرست مطالب

کارنامه ادب پارسی - پیاپی 5 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 5 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • میرجلال الدین کزازی * صفحات 1-8
  • قهرمان شیری *، فاطمه هوشمندی یاور صفحات 9-34
    صدر الادبای اصفهانی یک نویسنده شریعت گرا (مشروعه خواه) در دوره مشروطه است که نزدیک به نیم قرن پیش از جلال آل احمد، در تحلیل های داستانی خود، استنباط ها و استدلال ها و راه حل هایی را، مطرح کرده است که شباهت شگفت انگیزی به اندیشه های آل احمد دارد. انتقادهای او از موضوعاتی چون: شیفتگی جامعه به پوشش و اخلاق و رفتار و سیاست و فرهنگ غربی، سکوت و انزوای بزرگان مذهب در برابر تحولات و تغییرات اجتماعی، ناتوانی مدرسه ها و دانشگاه های تقلیدی در تاثیرگذاری بر فن آوری و صناعت‌گری، مستعمره شدن حکومت در برابر استعمارگران فرنگی، شباهت کامل به استنباط های آل احمد دارد. بهره گیری او، از نوشته های روایتی - تحلیلی و تک صدا و نثر ساده گفتارگرا، سبک آل احمد را تداعی می کند و راه حل های او برای رهایی از غرب‌گرایی ها نیز، درست، در همسویی با اندیشه های آل احمد قرار دارد. او نیز راه و چاره را در بازگشت به سنت ها و معتقدات مذهبی می داند، چون مذهب بیش از هر عنصر دیگری، جایگاه قدرت مندی در میان مردم دارد و می تواند آنان را متحد کند.
    کلیدواژگان: آل احمد، صدر الادبای اصفهانی، غرب زدگی، سنت گرایی، دوران مشروطه و پهلوی
  • وحید سبزیان‎پور*، فریده احمدی صفحات 35-50
    شاهنامه کالبدی از تاریخ و فرهنگ ملتی اصیل و ریشه دار است که روح حکمت و موعظه در آن دمیده شده، در جای جای این حماسه ملی و بویژه در عهدنامه ها و مجالس شور و گفتگو با خردمندان، سخنان حکیمانه ای دیده می شود که پس از هزار سال، با حفظ اصالت و تازگی، بر تارک ادب فارسی می درخشد. در این میان در کتاب مروج الذهب دوازده پند حکیمانه از بزرگ مهر نقل شده که همسانی بسیاری با بزم چهارم از بزم های هفتگانه انوشروان با بزرگ مهر در شاهنامه فردوسی دارد. با توجه به اینکه منابع مسعودی متون پهلوی بوده و شاهنامه را بنا به تقدم تاریخی ندیده است، این همسانی از یک سو نشان از عمق و گستره معرفت و حکمت ایرانیان دارد و از دیگر سو، نشان از اصالت شاهنامه و امانتداری فردوسی در نقل حماسه ملی از منابع ایرانی دارد و سندی است بر اثبات اینکه شاهنامه آیینه فرهنگ و ادب ایرانیان قبل از اسلام است.
    کلیدواژگان: فردوسی، مسعودی، پند و اندرز، منابع عربی، تاریخ ساسانی
  • عبدالرضا مدرس زاده * صفحات 51-60
    دفاع مقدس ملت ایران در مقطعی هشت ساله (67- 1359) علاوه بر آثار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و دستاوردهای معنوی - در کنار تخریب بخشی بزرگ از زیرساخت های ایران اسلامی - شکوفایی گونه ای از کارکردهای ادبی ذیل حماسه و بیان احساس را موجب شد که بیش از همه جا در گستره آثار شاعران و نویسندگان معاصر خود را نشان داده است. روشن است که پدیده جنگ - آن هم مقوله دفاع از وطن و ارزش های دینی - موافقان و مخالفان - یا به تعبیری منتقدان خاص خود را دارد که نتیجه تعاطی افکار و اندیشه ها می تواند مباحثی قابل بحث و پیگیری را پیش آورد. در عرصه شعر و داستان دفاع مقدس با دو گروه نویسندگان و شاعران موافق دفاع و مخالف جنگ روبه رو هستیم که هر کدام از دیدگاه خاص خود بحث را دنبال کرده اند. یکی از نمونه های عینی این نگرش دو گانه، شعر جانباز از بانو سیمین بهبهانی و پاسخ از کیومرث عباسی قصری به آن است که بازتاب هایی گوناگون در محافل ادبی داشته است. در مقاله حاضر، این دو شعر را بر اساس موازین ادبی و اصول رعایت متن مرور کرده ایم. تفاوت دیدگاه دو شاعر، زبان خاص زنانه و مردانه دو شعر و نقاط قوت و ضعف هر دو شعر به اختصار نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: ادب پایداری، سیمین بهبهانی، عباسی قصری، شعر غنایی، شعر زنانه
  • وحید مبارک *، احمد پارسا صفحات 61-77
    این پژوهش با روش توصیفی، سنجشی – تحلیلی در پی آن است که با بررسی استعاره های مسعود سعد و ناصر خسرو در قصایدشان، به مقایسه این دو شاعر در قلمرو های فکری و ادبی بپردازد و تفاوت ها یا شباهت های دیدگاه های فکر ی و جهان ذهنی آنان را با توجه به معنی و محتوای استعاره هایشان، نشان دهد و از سویی با نگاه به کاربرد و نوع و ساختار و چند و چون استعار ه های دوشاعر، ارزش هنری کار این دو را، در یکی از جنبه های مهم صور خیال مرور و ارزیابی کند. شناخت ساختار و انواع استعاره در اشعار دو شاعر، بررسی چگونگی کاربرد استعاره درارتباط با سایر اجزای جمله در محور هم نشینی، تنوع استعاره ها و تکرار یک استعاره خاص، موضوعات قابل بحثی هستند که به آن پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد که کدام شاعر تصویر گرا تر و کدام عاطفی تر است و کدام شاعر سبک و نحوه بیان برایش مهم تر است و کدام ارائه پیام. ونیز بر اساس سیاست نوشتار، معلوم می کند که فقط با شناخت استعا ره به تنهایی، می توان ابعاد ادبی و فکری دو شاعر را سنجید و درباره آنها داوری کرد.
    کلیدواژگان: سیاست نوشتار، استعاره، مسعود سعد، ناصر خسرو
  • غلامرضا غلامی درگاهی *، فاطمه نظری فر، خاطره سلیمانی صفحات 79-97
    اصل کلیله ودمنه هندی و به زبان سانسکریت بوده است. این کتاب از آن دست آثاری است که مختص و محدود به ملت خاصی نمانده و به زبان اقوام مختلف ترجمه شده است، برخی از محققان کلیله و دمنه را سر منشا پیدایش ادبیات تطبیقی می دانند. مقاله حاضر، به دلیل روایی بودن این متون ابتدا تعریفی از ساختار و محتوا به دست می دهد، سپس ویژگی های زبانی و عناصر داستانی کلیله و دمنه نصرالله منشی، نسخه ای ازکلیله عربی ابن مقفع و سپس داستان های بیدپای بخاری را بررسی می کند و شباهت ها و اختلاف ها را بر اساس دیدگاه آمریکایی در ادبیات تطبیقی روشن می سازد. حاصل کار اینکه، این سه اثر از نظر زبانی و بلاغی و گاهی اندیشگی، با هم متفاوتند و زبان در متن نصرالله منشی با اطناب بیشتری همراه است، متن ابن مقفع سهل و روان است و ایجاز دارد و متن بخاری دارای مساوات است؛ نصرالله منشی، با گرایش به نثر فنی، سجع، موازنه و ترصیع را فراوان به کار برده و به همین خاطر دارای اطناب است؛ اما متن ابن مقفع، نثری مرسل و داستان های بیدپای دارای متنی ساده و روان است و نثر منشی، منشیانه و نمونه عالی نثر فنی است. در حوزه واژگانی نیز داستان های بیدپای غنی تر و وسیع تر از متن نصرالله منشی و ابن مقفع است.
    کلیدواژگان: کلیله و دمنه، حمامه المطوقه، ادبیات تطبیقی، نصرالله منشی، عبدالله بخاری، ابن مقفع
  • فریبا مبارک * صفحات 99-107
    آذربایجان ایران، سرزمین زبان ترکی انگاشته شده است در حالی که پژوهش ها، نشان می دهد، گویش آذری از گویش های ایرانی خواهر با زبان فارسی بوده و تا قرن پنجم هجری، در بیشتر نقاطی که اکنون به ترکی صحبت می شود، تکلم می شده است. همین پیشینه، سبب شده است که واژگان متعدد پارسی و پهلوی، از نام ها و صفت ها تا کاربرد قواعد دستوری فارسی، در میان زبان ترکی و امروزی مردم آذربایجان و زنجان و... باشد، بی آنکه استقراضی و بیگانه بودن آنها، سخنگویان را بیازارد. واژه اهرنجان نیز از همین واژگان است که با تپه کهن اهروان ارتباط دارد، با این تفاوت که کارگزاران و سخنوران در شکل درست و اولیه آن (اهروان)، تخفیف انجام داده و آنرا به (اهرن) کوتاه کرده اند و سپس با پسوند «گان= جان» از آن اسم مکان ساخته اند و با این تغییر صوری، معنایی مقدس و اهورایی را، اهریمنی کرده اند. هرچندکه در تحول زبان، تغییر و گسترش معنا، اصلی قابل قبول است اما در مورد این واژه، به دلیل دینی- زرتشتی بودن آن، باید، گمان تحقیر مذهبی زرتشتیان را در نظر گرفت یا احتمال ناآشنایی گویندگان با زبان پهلوی را به دلیل خاموش شدن زبان، عاملی اصلی پنداشت. نگارنده در این پژوهش، ضمن توجه دادن به نام های محلی، با مطالعه میدانی-کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی، کوشیده است رمز و راز این تحول را در این واژه فارسی ترکی گمان شده نشان دهد.
    کلیدواژگان: زبان پهلوی، آذربایجان، آذری، ترکی، اهرنجان
  • هادی یوسفی، شهریار کاظمی * صفحات 109-120
    توجه به بازی شطرنج در شعر اغلب شاعران کلاسیک زبان فارسی دیده می‌شود، اما برخی از این شاعران، نگاه سمبولیک به آن دارند و معتقدند که در ورای بازی شطرنج و مهره‌‎های مربوط به آن، رازهایی نهفته‌است؛ بنابراین، پی بردن به معنای نمادین شطرنج و مهره‌های آن نیازمند مطالعه و بررسی آثار این شاعران است. یکی از مضامین مشترک در شعر خاقانی و مولوی، توجه به شطرنج و اصطلاحات مربوط به آن است، بدین معنا که هر کدام از این دو شاعر با استفاده از این بازی، افکار و باورهای خود را به تصویر کشیده‌اند. از این‌رو نوشتار حاضر برآن است تا با روش توصیفی-تحلیلی، مضمون آفرینی وتصویرسازی عناصر شطرنج در آثار مولوی و دیوان خاقانی را تطبیق دهد و رویکرد این دو شاعر را نسبت به بازی شطرنج، بررسی و تحلیل نماید. بررسی‌های اولیه، نشان می‌دهد؛ خاقانی از شطرنج و اصطلاحات مربوط به آن برای بیان مفاهیم حکمی و پندگونه استفاده کرده‌ و در مقابل، مولوی، با توجه به مشرب عرفانیش، از این بازی و اصطلاحات آن برای بیان عقاید عرفانی بهره برده‌است. قابل ذکر است که خاقانی و مولوی برای بیان این اهداف از آرایه‌های ادبیی چون؛ تشبیه، استعاره و کنایه استفاده کرده‌اند.
    کلیدواژگان: شطرنج، شعر سنتی، خاقانی، مولوی
  • پاره ها و نکته ها
|
  • Ghahreman Shiri *, Fatemeh Houshmandi Yavar Pages 9-34
    Sadr Aladba Isfahani is a constitutional writer during the constitutional era, who has defined his narrative analysis, inferences, arguments, and solutions nearly half a century before Jalal al-Ahmad, he has remarkably resembled to the thoughts of Al-Ahmad. His critique of issues such as: the fascination of society with the coverage and ethics and behavior of Western politics and culture, the silence and isolation of the elders of religion against social change and movements, the inability of schools and universities to imitate the influence on technology and craft, the colonialization of the government against the colonial peoples is closely related to Al-Ahmed's inferences. His use of narrative-analytical and monophonic writing and simple narrative prose bring al-Ahmad's style to life, and his solutions to liberation from Westernism are, right, in line with his thoughts. He also makes the way back to traditional religions and beliefs, because religion has more than any other element of power among the people and can unite them.
    Keywords: Al-Ahmad, Sadr Aladbae Isfahani, Westernization, Traditionalism, Constitutional, Pahlavi Eras
  • Vahid Sabzianpour *, Farideh Ahmadi Pages 35-50
    The Shahnameh is a body of the history and culture of a genuine and origonal nation whose spirit of wisdom and preaching have been blown up there, the intellectual sayings has been abounded in this national epic, especially in the treaties and meetings of the wise men. After a thousand years, it preserves authenticity and freshness on the Persian literary tradition. Among these, in the book of Moravej al-Zahab, the twelve advice of Bozorgmehr have been quoted, which are very similar to the fourth section of the seven-fold Anushirovan with those of Bozorgmehr in the Shahnameh of Ferdowsi. Considering that Massoudi sources have been Pahlavi texts and have not got priority to Shahnameh in the historical terms, these comparisons indicate the depth and extent of knowledge and the wisdom of Persians. On the other hand, it shows the originality of Shahnameh and the trust of Ferdowsi in quoting the national epic that is based on Iranian sources and it is a documentary proof that Shahnameh is a tradition of Iranian culture and literature before Islam.
    Keywords: Ferdowsi, Massoudi, Advice, Arabic sources, Sassanid History
  • Abdolreza Modarreszadeh * Pages 51-60
    The sacred defense of the Iranian nation in a period of eight years (1359-67), in addition to the social, economic, political and spiritual achievements - along with the destruction of a large part of the infrastructure of Islamic Iran - the flourishing of a variety of epic and literary functions of expression have inspired the contemporary poets and writers more than anything else in the range of works. It is clear that the phenomenon of war - also the issue of defending the homeland and religious values - of the adversaries and opponents - or in the words of own critics, the result of the balance of thoughts and thoughts, can lead to debatable debates. In the field of poetry and the holy defense stories, we face two groups of writers and poets who agree to defend and oppose the war, each one follows his own point of view. One of the concrete examples of this two-dimensional attitude is the poetry of Lady Simin Behbahani and the response from Kaumars Abbasi Qasri have the different reflections in literary circles. In the present article, we examine these two poems based on literary principles and the observance of the text. The difference between the viewpoints of the two poets, the special language of feminine and masculine poetry, and the strengths and weaknesses of both poems are briefly illustrated.
    Keywords: Sustainability Literature, Simin Behbahani, Abbasi Ghasri, Lyrical Poetry, Feminine Poetry
  • Vahid Mobarak *, Ahmad Parsa Pages 61-77
    This research, by analytic-descriptive method, seeks to compare these two poets in the intellectual and literary circles by examining the metaphors of Masood Sa'ad and Nasser Khosrow in their desires, and their differences or similarities. They show the intellectual and their mental world according to the meaning and content of their metaphors, and on the other hand, by looking at the application, type and structure, and some of the two metaphors, the artistic value of these two works, to review and evaluate one of the important aspects of figurative languages. Understanding the structure and types of metaphors in the poetry of the two poets, examining how the metaphor is applied in conjunction with other components of the sentence in the neighborhood axis, the diversity of metaphors, and the repetition of a particular metaphor are controversial issues that have been addressed. Findings show which poet is more imaginative and more emotional, and which poet is more important for the style and the way it is expressed, and which message is presented. Besides, on the basis of a written policy, it is visible that only by recognizing one's submission alone, it is possible to judge the literary and intellectual dimensions of the two poets.
    Keywords: Text Politics, Metaphor, Masoud Saad, Nasser Khosrow
  • Gholamreza Gholami Dargahi *, Fatemeh Nazari Far, Khatereh Soleimani Pages 79-97
    The original version of Indian-Kelileh va Demneh was Sanskrit. This book is one of the works that has not been limited to a particular nation and has been translated into different tribes. Some scholars believe that Kelileh va Demneh is the source of the emergence of comparative literature. Due to the validity of these texts, the present article first gives a definition of the structure and content, then the linguistic and the elements of the book, and the introduction of Nasrallah Monshi, the Arabic version of Ibn Moghaf and then the story. It examines the strength of Bid Pay by Bokhari and highlights similarities and differences based on the American perspective in comparative literature. The result of this is that these three works are linguistically and rhetorically different, and sometimes different, and the language is wide in the text of Nasrallah, the text of Ibn Moghafa is more abounded with metonymies, the text of Ibn Moghafa is easy and true, like the text of Bokhari; Nasrallah Monshi, with the tendency towards the technical prose, has used abundance, balance, and shrine, and therefore has abundance; but the text of Ibn Moghfa, is based on prose and the stories of Bid Pay have a simple and fluid text, and the prose of Monshi, is a great example of technical prose. In the lexical category, the stories of Bidpay are richer and wider than the texts of Nasrallah Monshi and Ibn-e-Moghafa.
    Keywords: Kelileh va Demneh, Hamemeh Al Matoogheh, Comparative Literature, Nasrollah Monshi, Abdollah Bokhari, Ibn Moghfa
  • Fariba Mobarak * Pages 99-107
    Azarbaijan province of Iran is considered to be Turkish language while researches show that the Azeri dialect is Persian form Persian dialects and until the fifth century AH, most of where are now spoken to Turkish, have been spoken. The same background has led to the use of numerous Persian and Pahlavi vocabularies, names and adjectives, and the use of Persian grammatical rules, among the Turkish and modern languages of the people of Azerbaijan and Zanjan, etc., without being borrowed and alienated. The word “Ahrendjan” is also the same as the one associated with the ancient hill, the difference is that the brothers and speakers in the correct form (Ahrān), made a discount and shorten it (Ahran), and then with the extension " Gan = John "made the name of the place and, with this formal change, made the sacred and Ahoorian meaning devilish. Although in the evolution of language, the change and extension of meaning is acceptable, but for this term, because of its Zoroastrian religiousness, it is necessary to consider the religious denigration of Zoroastrians or the possibility of unfamiliarity with Pahlavi speakers due to silence. The language was considered to be the main factor. In this research, the author, pays attention to the local names, she has tried to show the mystery of this development in this Persian word of Turkish thought by studying field-library and descriptive-analytical method.
    Keywords: Pahlavi language, Azerbaijani, Azeri, Turkish, Ahrendjan
  • Hadi Yousefi, Shahriar Kazemi * Pages 109-120
    Considering the game of chess is often seen in Persian classical poets, but some of these poets have a symbolic look and believe that beyond the game of chess and its related verbs there are mysteries. Therefore, the recognition of the symbolic meaning of chess and its nuts requires the study of the works of these poets. One of the common themes in Khaghani and Rumi's poems is the attention to chess and related terms, which mean that each of the two poets depicts their thoughts and beliefs in using this game. Therefore, the present study intends to compare the theme and image of chess elements in the works of Rumi and the collection of Khaghani by descriptive-analytical method and analyze the approach of these two poets to the chess game. Early studies show that Khaghani used chess and related terms to express the concepts of verbiage, and, on the contrary, according to his mystical command, Rumi used this game and its terms to express mystical beliefs. It is noteworthy that Khaghani and Rumi have used literary arrays such as metaphor and poetry to express these goals.
    Keywords: Chess, Traditional Poetry, Khaghani, Rumi