فهرست مطالب

مدیریت اراضی - سال هفتم شماره 1 (پیاپی 12، بهار و تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 1 (پیاپی 12، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • منوجهر امیری* صفحات 1-13
    خاک حاصلخیز همانند آب به عنوان اساسی ترین عنصر حیات بشری، موهبتی است الهی که به رسم امانت به دست انسان سپرده شده است، ولی متاسفانه، در اثر بی توجهی دچار آسیب جدی گردیده است. در این بررسی سعی شده تا وضعیت خاک اراضی زراعی پیرامون شهر همدان و عوامل موثر در نابودی آن، در طی60 سال اخیر بررسی شود. به این منظور، ابتدا با استفاده از عکس های هوایی 1334 و تصاویر ما هواره ای جدید، وسعت خاک حاصلخیزی که طی شش دهه اخیر نابود شده است برآورد گردید و سپس قوانین، الحاقیه ها، آئین نامه ها و دستورالعمل ها وابسته به تغییر کاربری اراضی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که در طی شصت سال اخیر بیش از 4000 هکتار از بهترین اراضی زراعی از بین رفته است که عواملی چون قوانین متعدد و مبهم و نامناسب بودن روند تصویب طرحها و نقشه های جامع شهری در بروز این پدیده موثر بوده است. لذا پیشنهاد می شود که در کوتاه مدت، نماینده جهادکشاورزی در کمیسون ماده 5 و سایر کمیسیون ها، حق وتو داشته باشد و برای دراز مدت، تمامی کمیسیون ها و رویه های فعلی که طرحهای تغییر کاربری را تهیه و تصویب می کند، منحل شود و یک کمیسیون تخصصی از کارشناسان برجسته ی علوم کشاورزی و شهرسازی توسط دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، انتخاب شود. این کمیسیون ضمن بررسی کلیه قوانین موجود، بایستی یک قانون جامع و عاری از اشکالات را تهیه نماید و همچنین نظارت بر حفظ کاربری اراضی زراعی و صدور مجوز برای هرگونه تغییر کاربری ضروری را عهده دار گردد.
    کلیدواژگان: خاک حاصلخیز، تغییر کاربری اراضی، کمیسیون ماده 5، طرح جامع شهری، همدان
  • مراد میرزایی، محمد حسن روزیطلب، حسین اسدی، رایحه میرخانی* صفحات 15-26
    فرسایش خاک تهدیدی جدی برای زندگی بشر می باشد. از این رو استفاده از روش های مناسب جهت ارزیابی میزان فرسایش و رسوبگذاری و همین طور اجرای برنامه های حفاظت خاک امری ضروری است. از رادیونوکلوئیدهای ریزشی از قبیل بریلیم-7 (Be7)، سرب-210 (Pb210) و سزیم-137 (Cs137) به عنوان ردیاب برای ارزیابی میزان جابجایی خاک در مطالعات مختلف استفاده شده است. در این مقاله، کارایی ایزوتوپ های پلوتونیوم- 240+239 (Pu240+239) به عنوان یک ردیاب جدید جهت ارزیابی میزان فرسایش و رسوبگذاری بررسی شده است. ایزوتوپ های پلوتونیوم عمدتا در نتیجه فعالیت های هسته ای شامل آزمایش ها و انفجار سلاح های اتمی به محیط وارد می شوند و از میان آن ها ایزوتوپ های Pu240+239 دارای مزایایی از جمله نیمه عمر بالا، قابل دسترس بودن در محیط، دقت مناسب روش های اندازه گیری و یکنواخت بودن مقدار آن ها در نقاط مرجع، می باشند. تاریخچه استفاده از پلوتونیوم به عنوان ردیاب جابجایی خاک به سال 1978 بر می گردد و تا به امروز تعداد اندکی مطالعه کاربردی در این مورد انجام شده است. بنابراین قابلیت استفاده به عنوان یک ردیاب مفید و قابل اطمینان جهت ارزیابی میزان جابجایی خاک در مقایسه با دیگر تکنیک های موجود را دارا می باشد.
    کلیدواژگان: جابجایی خاک، رسوبگذاری، ایزوتوپ، ردیاب
  • نادر حیدری* صفحات 27-43
    انتخاب الگوی کشت، متناسب با خاک، اقلیم و ظرفیت منابع آب تجدید شونده هر کشور از چالش های اساسی تولید پایدار در کشاورزی است. این مهم حتی در قوانین و اسناد فرادست آب و کشاورزی نمایان گردیده و به آن تاکید شده است. به طوری که از لحاظ کمی بعد از محور مدیریت الگوی مصرف آب، (25 قانون/ سند) محور الگوی کشت بیشترین تعداد قوانین و اسناد فرادست (13) قانون/ سند) را به خود اختصاص داده است. در این مقاله ضمن مرور و تحلیل قوانین و اسناد فرادست مرتبط با بحث الگوی کشت، به نقاط قوت و ضعف آن ها پرداخته و پیشنهاداتی در این زمینه و در راستای عملیاتی شدن بحث الگوی کشت ملی در کشور ارائه شده است. از نکات و نتایج مهم حاصله از این بررسی قابل ذکر است که تغییر الگوی کشت و ارائه الگوی کشت ملی از الزامات قانونی کشور است (نظیر قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی، آیین نامه اجرایی بهینه سازی مصرف آب کشاورزی، و قانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی و...) که تاکنون به طور موثری به آن، به استثنای مسائل کشت های گلخانه ای و کشت فراسرزمینی، پرداخته نشده است. کارهای انجام شده نیز بیشتر درون بخشی بوده و هماهنگی ها با سایر دستگاه ها و جامع نگری های لازم در این زمینه به عمل نیامده است. همچنین مشاهده می گردد که توجه کمتری به بحث آموزش و ظرفیت سازی در زمینه الگوی کشت شده و در نتیجه پژوهش و مطالعات میدانی کافی نیز در این زمینه در کشور انجام نشده است. آخرین موردی که در بحث الگوی کشت مغفول مانده است توجه به گنجاندن گیاهان بومی و کم بهره برداری شده (Under Utilized) و یا حتی گیاهان جدید (خارجی) کم مصرف از نظر آب، ولی با ارزش اقتصادی بالا در الگوی کشت و در راستای پایداری تولید و سازگاری با تغییر اقلیم در کشور می باشد. همچنین با توجه به گذشت زمان نسبتا طولانی از تصویب قوانین و اسناد فرادست مرتبط با بحث انتخاب الگوی کشت و با توجه به تغییرات اقلیمی و آب و هوایی و کلا تغییرات فناوری ها در فضای بخش کشاورزی در سال های اخیر، ضرورت بازنگری و یا وضع قوانین جدیدی که خلاء های قانونی لازم را پر نمایند، احساس می گردد.
    کلیدواژگان: الگوی کشت، قانون، الزام، سند، بهره وری آب، بهره وری زمین، کشاورزی
  • عباس نوروزی* صفحات 45-55
    هدف این مقاله شناسایی سمت و سوی برنامه های توسعه کشاورزی در 6 برنامه عمرانی قبل از انقلاب و 5 برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بعد از انقلاب از منظر توجه به نظام های بهره برداری کشاورزی بزرگ و یا کوچک است. برای این منظور در مقطع مورد مطالعه با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای، گزارش برنامه های مورد نظر مورد مطالعه قرار گرفت. اسناد مورد بهره برداری در تحقیق از لحاظ نقد درونی و بیرونی مورد تایید می باشند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در سال های قبل از انقلاب و در برنامه های عمرانی اول تا پنجم سمت و سوی دولت غالبا معطوف به توسعه واحدهای بهره برداری بزرگ در مقایسه با واحدهای دهقانی بوده است و همین امر موجب تحمیل شرایط سخت به واحدهای کوچک گردید. اما، در برنامه ششم عمرانی دولت سیاست های خود را تغییر و واحدهای دهقانی را مورد حمایت قرار داد. در سال های بعد از انقلاب و در برنامه های با عنوان توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شاهد سمت گیری بیشتر دولت به سمت واحدهای بهره برداری بزرگ هستیم و فقط در برنامه پنجم است که این جهت گیری تا حدی و از طریق حمایت دولت از یکپارچه سازی اراضی کشاورزی کوچک تعدیل می شود. به این ترتیب، عدم حمایت و تضعیف واحدهای کوچک به عنوان نظام بهره برداری غالب در سال های قبل و بعد از انقلاب موجب ناپایداری و آسیب پذیری این واحدها از ابعاد گوناگون بوده است.
    کلیدواژگان: برنامه های عمرانی، برنامه های توسعه، توسعه کشاورزی، ایران
  • امیرهوشنگ جلالی*، زهرا عباسی صفحات 57-67
    استفاده کارآمد از منابع آب و خاک از اهداف زیر بنایی در بخش کشاورزی است. این تحقیق به منظور بررسی امکان کشت انتظاری دو رقم نخود با آبیاری تکمیلی در سال زراعی 1396- 1395 در شرایط زارعین منطقه فریدون شهر استان اصفهان انجام شد. مقایسه عملکرد، کارایی مصرف آب و عوامل موثر بر برخی ویژگی های کیفی خاک از مواردی بودند که مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس نتایج بدست آمدهعملکرد دانه رقم آزاد 8/1 برابر توده ی محلی نخود بود. در کشت انتظاری، کارایی مصرف آب برای رقم آزاد و توده محلی به ترتیب 1/1 و 61/0 کیلوگرم به ازاء هر متر مکعب بود. کارایی مصرف آب بر اساس (آبیاری + بارش موثر) برای رقم آزاد و توده محلی به ترتیب 24/0 و 13/0 کیلوگرم به ازاء هر متر مکعب بود. بر پایه ی روش امتیاز دهی در تناوب ها، امتیاز مربوط به پوشش سطح زمین، فشردگی خاک و ساختمان خاک در کشت پاییزه نخود در تناوب با غلات به ترتیب برابر 2-، 1- و 5/1 بود که نسبت به اعداد مشابه برای کشت بهاره نخود (به ترتیب 3-، 5/1- و 1) اعداد مثبت تری بوده و برتری تناوب های با حضور نخود پاییزه را در این موارد خاطر نشان می سازد. با توجه به مزایای ذکر شده، امکان کشت پاییزه نخود با استفاده از ارقام اصلاح شده مثل رقم آزاد در منطقه مطالعه وجود داشته و می تواند موجب بهبود کارایی استفاده از منابع آب (بارش موثر و آبیاری تکمیلی)، کاهش تخریب خاک و ارتقاء ویژگی های کیفی خاک شود.
    کلیدواژگان: کارایی مصرف آب، تناوب، نیام، کشت پاییزه، باران موثر
  • مسلم سواری*، محمد شوکتی آمقانی صفحات 69-86
    مفهوم مدیریت نظام های بهره برداری در شرکت‏های سهامی زراعی در ایران به ویژه پس از اجرای قانون اصلاحات ارضی در ابتدای دهه 40 مورد توجه قرار گرفته و به تدریج به یکی از ارکان برنامه های توسعه پایدار کشاورزی تبدیل شده است. خردی و پراکندگی اراضی کشاورزی و خلاء مدیریت تولید در غیاب عمده مالکین، موجب از هم گسیختگی ساختار تولید و مدیریت بخش وسیعی از اراضی کشاورزی شد. حال با توجه به عوامل مختلف خردی و پراکندگی اراضی کشاورزی از جمله ارث اسلامی بایستی تمهیداتی اساسی برای ساماندهی مالکیت و کاربری اراضی کشاورزی در نظر گرفته شود. بنابراین شرکت های سهامی زراعی به منظور تجمیع قطعات خرد و پراکنده و جلوگیری از خرد شدن و تقسیم اراضی کشاورزی به قطعات کوچک غیراقتصادی، افزایش میزان سطح زیرکشت کشور، بهبود بهره‏وری اراضی کشاورزی، فراهم نمودن موجبات افزایش تولید و درآمد سرانه کشاورزان و آشنا نمودن کشاورزان با فناوری‏های نوین به وجود آمد. بر این اساس این بررسی با هدف تحلیل ساماندهی اراضی کشاورزی در شرکت‏های سهامی زراعی به صورت مروری انجام شده و چالش ها و تنگناها در این زمینه مورد واکاوی قرار گرفتند. نتایج این بررسی نشان داد که چالش‏های مدیریت شرکت‏های سهامی زراعی شامل بستگی شرکت به توانایی و صحت عمل یک مدیرعامل، فقدان انگیزه مالی برای کارکنان شرکت‍ها که اغلب حقوق ثابتی داشتند، فقدان امکانات برای پرورش استعدادهای مدیریتی و کارآفرین دهقانان، تحمیل الگوهای کشت از طرف مدیران بالادستی بدون توجه به شرایط منطقه‍ای که به خسارات فراوانی منجر می‍شد که ناشی از عدم تطبیق محصولات کاشته شده با اقلیم منطقه بود، کمبود مدیران با تجربه کافی به‏علاوه کمبود حقوق و مسئله مسکن سبب می‍شد که مدیران موجود در شرکت‍ها نیز بیش از سه تا چهار سال در این شرکت‍ها دوام نیاورند. نتایج این بررسی می‏تواند مدیران کشاورزی و ارگان‏های ذیربط قرار گیرد بنابراین پیشنهاد می‏شود سازمان مرکزی تعاون روستایی با اتخاذ راهبردهای متناسب و با رفع چالش‏ها و تنگناهای مورد نظر مسیر توسعه این شرکت‏ها را هموار نماید.
    کلیدواژگان: شرکت سهامی زراعی، خردی و پراکندگی اراضی، یکپارچه‏ سازی اراضی، ساماندهی اراضی، مدیریت اراضی
  • محمد پسندیده*، محمدجعفر ملکوتی، کریم شهبازی، زهرا محمداسماعیل صفحات 87-96
    طبق مطالعات انجام‏شده، 8/71 درصد اراضی کشاورزی کشور دارای فسفر قابل‏جذب کمتر از 15 میلی‏گرم بر کیلوگرم می‏باشد. ازطرف‏دیگر، مصرف بیش‏ازحد کودهای فسفاتی در خاک های آهکی، افزون‏بر ارزبری فراوان، موجب انباشتگی فسفر و کاهش جذب ریزمغذی ها به‏ویژه روی (Zn) در محصولات کشاورزی می شود. از کودهای فسفاتی مصرفی تنها 15 تا20درصد توسط گیاهان در هر سال جذب می شود و مابقی در خاک های زراعی با  pHبالا و آهکی تثبیت و باعث افزایش فسفرکل خاک می‏شود که می‏تواند باعث بروز مسائل و مشکلات محیط زیستی در برخی مناطق که نزدیک به دریاچه بوده ویا آب‏های سطحی به‏عنوان آب شرب استفاده می‏شود، گردد. بدین‏ترتیب، بایستی به‏دنبال شاخص‏هایی بود تا درعین اینکه نیاز گیاه را درنظر می‏گیرد، مانع از معضلات محیط‏زیستی گردد. از دیگرسو، آزاد‏شدن فسفر در خاک های آهکی به‏مراتب آسان تر از خاک های اسیدیاست. زیرا، انرژی اتصال یون فسفات به کلسیم پنج مرتبه کمتر از انرژی اتصال آن به آهن و آلومینیم است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که مصرف کودهای فسفاتی باید مبتنی بر نتایج تجزیه خاک بوده و در توصیه مصرف کودهای فسفاتی، ضمن توجه به حدبحرانی آن، به مقدار فسفرکل خاک نیز توجه کرد. بنابراین، در خاک های زراعی که با انباشتگی فسفر روبه رو بوده و شاخص محیط‏زیستی اجازه مصرف کود را نمی‏دهد، می‏توان با اعمال روش هایی مناسب از جمله مصرف کودهای فسفاتی بر پایه نتایج تجزیه خاک، افزایش مواد آلی و استفاده از کودهای زیستی حل کننده فسفات امکان استفاده از فسفر غیرقابل جذب خاک را افزایش داده و ضمن تامین فسفر موردنیاز گیاه و پایداری تولید و بهینه‏سازی مصرف کود از مخاطرات محیط‏زیستی پیشگیری نمود.
    کلیدواژگان: فسفر، فسفرکل، شاخص محیط زیستی، کودهای زیستی
  • کریم شهبازی*، مصطفی مارزی، شیدا طباخیان صفحات 97-113
    مواد هیومیک مخلوط های پیچیدهو غیرهمگون با اندازه های مختلف می باشند که بوسیله واکنش های بیوشیمیایی و شیمیایی در طول فرآیند پوسیدن و تغییر شکل بقایای گیاهی و میکروبی تشکیل می گردند. افزایش استفاده از مواد هیومیک در کشاورزی باعث ایجاد علاقه مندی فزاینده در بین تولیدکنندگان، مصرف کنندگان و قانون گذاران برای یافتن روش دقیق و قابل کاربرد برای کمی سازی هیومیک و فولویک اسید در محصولات تجاری و مواد خام شده است.بدلیل اینکه هیومیک اسید دارای یک تعریف مشخص و ساختار شیمیایی ثابتی نمی باشد، پیدا کردن یک روش آنالیز برای کمی سازی دقیق آن بسیار مشکل می باشد. لکن، در حال حاضر چهار روش توسط آزمایشگاه های تجاری برای تخمین مقدار هیومیک و فولویک اسید، هومات ها و مشتقات هیومیک اسید (برای مثال عصاره هومات ها) استفاده می شود. اساس هر چهار روش بر پایه حلالیت مواد هیومیک در محلول های قلیایی رقیق استوار می باشد. این روش ها شامل یک روش رنگ سنجی کمی که بر اساس روش مهلیچ (1984) توسعه یافته است، روش حجم سنجیISO 5073که در حال حاضر بعنوان استاندارد ملی شماره 11094 منتشر شده است و دو روش وزن سنجی که یکی از آنها روش توسعه یافته بوسیله دپارتمان غذا و کشاورزی کالیفرنیا (CDFA) بوده و دیگری روشی کمی است که بعنوان "روشاستاندارد جدید (NSM)" نام برده می شود.در روش رنگ سنجی و حجم سنجی، فولویک اسید و دیگر ترکیبات محلول در آب و قلیا شامل آمینو اسیدها، پروتئین ها، قندها، اسیدهای چرب و دیگر مواد هیومیکی نیز استخراج خواهند شد، و در نتیجه در این دو روش مقدار هیومیک اسید به تنهایی تخمین زده نخواهد شد و هر چه مقدار این ترکیبات در نمونه بیشتر باشد میزان بیش برآورد مقدار هیومیک اسید نیز بیشتر خواهد بود. روش NSMبر اساس روش استخراج هیومیک و فولویک اسید از مواد طبیعی می باشد که از اصلاح روش کلاسیک بدست آمده است. در این روش متمایز کردن فولویک اسید از ترکیباتی مانند پلی ساکاریدها، قندها، آمینواسیدها، پروتئینها، اسیدهای چرب، کربوهیدراتها، لییدها و غیره که ممکن است توسط یک محلول قلیایی قوی همراه با مواد هیومیکی استخراج گردند، امکان پذیر می باشد. این روش توسط انجمن بین المللی مواد هیومیک (IHSS) و انجمن تجارت مواد هیومیک (HPTA) پذیرفته شده و مبنای استاندارد 19822ISOاست. بنابراین روش NSMدر حال حاضر بعنوان یک روش مرجع توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: هیومیک اسید، فولویک اسید، روشهای اندازه گیری، کودها تجار
|
  • Manuchehr Amiri * Pages 1-13
    Fertile soil, like water as the most basic element of human life, is a one of God’s blessings entrusted to man that has been unfortunately left to neglect and degradation. Efforts are made in this study to investigate soil properties in the arable land around the City of Hamadan in order to identify the factors involved in its degradation over the past 60 years. To this end, the extent of fertile soil degradation during this period was initially estimated using aerial photos taken in 1955 and satellite images recently taken. A review was then conducted of the rules, regulations, and codes, and the pertinent amendments on land use change. It was found that more than 4000 hectares of the best agricultural lands have been devastated due to land use change over the past sixty years at least partly as the result of numerous ambiguous laws and regulations that allowed inappropriate approval of comprehensive urban plans. It is, therefore, suggested that a veto right should be given, as a short-term measure, to the representative(s) of the Agricultural Jihad Ministry on the Article 5 Commission and other similar commissions, and that all such commissions must be discontinued and replaced with a professional commission of agricultural and urban development experts, as a long-term term measure. The commission shall not only be mandated to review all the existing laws but must also draft and submit to regulatory bodies a comprehensive fault-free law that safeguards arable lands. The commission shall also be in charge of issuing permits for any necessary changes in land use.
    Keywords: Fertile soil, Land use change, Article 5 Commission, Urban Comprehensive Plan, Hamadan
  • Morad Mirzai, Mohammad Hassan Roozitalab, Hossein Asadi, Rayehe Mirkhani * Pages 15-26
    Soil erosion is a serious threat to human life. This calls not only for appropriate methods of assessing soil erosion and sedimentation levels but also for the implementation of soil conservation practices. Fallout radionuclides (FRN) such as beryllium-7 (7Be), lead-210 (210Pbex), and cesium-137 (137Cs) have been used as soil redistribution tracers in various studies. The present review aims to investigate the suitability of plutonium 239+240 (239 + 240Pu) radioisotopes as a new tracers for the assessment of soil redistribution rates. Plutonium isotopes are present in the environment mainly due to nuclear activities including nuclear weapon tests and nuclear power plants (NPP). Among them, the 239+240Pu isotopes offer such advantages as long half-lives, availability, relatively easier determination using highly sensitive techniques, and uniformity of their values at reference sites. Application of plutonium isotopes as soil redistribution tracers was first investigated in 1978.However, relatively few practical attempts have been eversince made to exploit the full potential of Pu isotopes as efficient and reliable tools for soil redistribution assessment compared to other existing techniques.
    Keywords: Soil redistribution, sedimentation, Isotope, Tracer
  • Nader Heydari * Pages 27-43
    A major challenge facing sustainable agricultural production is that of selecting cropping patterns that observe the restrictions on such natural local capacities as soil, climate, and renewable water resources. This important issue has also been reflected with due emphasis in the state laws and national documents on water and agriculture as evidenced by the number  of laws and national documents (13) approved/adopted on the cropping pattern issue, standing second only to that of “Efficient use of water” (with 25 laws/documents). In this paper, a comprehensive analytical review and a SWOT analysis are initially conducted of the laws and national documents on cropping pattern practices before recommendations and suggestions are formulated for the practical implementation of a national cropping scheme at the state level. Among the important conclusions to be drawn from this review is that despite the legally binding requirements (such as The Enhancing Productivity in Agriculture and Natural Resources Sectors Act), no serious and effective measures have yet been taken in this filed except in such cases as greenhouse crop production and extraterritorial farming. In the few cases where actions have been taken, they have been mostly restricted to those within a specific sector in the absence of an integrated approach or coordination with other sectors or organizations involved. It is also observed that little attention has been paid in the relevant laws and regulations to capacity building and training on cropping pattern issues while the published research and field studies in the this area are quite scant as well. Another area neglected in the development of a national cropping scheme is the inclusion of indigenous and under-utilized crops in such schemes, or introduction of exotic crops with low water demand but high economic value for adaptation to the present climate at the state level that ensure sustainable agricultural production. Finally, a long time has elapsed since these laws and legal documents were adopted/passed during which time the climate has drastically changed and new farm technologies have emerged. These considerations necessarily require revisions in the existing laws and regulations or development of brand new ones.
    Keywords: Cropping pattern, Law, Regulation, Policy, Water Productivity, Land productivity, agriculture
  • Abbas Norozi * Pages 45-55
    It is the objective of the present study to identify the orientations in agricultural development plans regarding land use and farm unit development as adopted by the six development plans executed prior to the Islamic Revolution in 1979 and the five economic, social, and cultural development plans executed after 1979. For this purpose, a literature review was conducted using the published reports on the above-mentioned plans and the validity of the documents reviewed was verified by both internal and external critical analyses. .The results from the review revealed that the state government in all the pre-revolution development plans and in the first five post-revolution ones was focused on developing large-scale farm units rather than peasant ones, which led to strict limitations on small units. In the sixth development plan, the government shifted to supporting peasant units. In the post-revolution development plans, a greater focus is witnessed on large farm units. It is only in the fifth post-revolution development plan that this is partly moderated through supporting integration of small agricultural lands. It is, therefore, the absence of support and the impoverishment of small farm units as the dominant land use system that caused unsustainability and vulnerability in peasant farm units throughout most of the years before and after the Islamic Revolution.
    Keywords: Development plans, agricultural development
  • Zahra Abasi Pages 57-67
    A fundamental objective of the agricultural sector is efficient use of water and soil resources. To achieve these objectives, the possibility for Entezari cultivation of two chickpea cultivars with supplemental irrigation in the growing season was investigated in 2016‒2017 under the farming conditions in Fereydunshahr, Isfahan Province. Water use efficiency and the factors affecting certain soil qualitative characteristics were explored and yield comparisons were made. The Azad cultivar recorded a yield 1.8 times higher than that of the native cultivar. Under Entezari cultivation, the Azad and local mass cultivars recorded water use efficiencies of 1.11 and 0.61 kg m-3, respectively. In terms of irrigation + effective rainfall, these water use efficiencies would be 0.24 and 0.13 kg m-3 for Azad and the local mass cultivars, respectively. Based on the scores recorded under rotations, ground cover, soil compaction, and soil structure scored ‒2, ‒1, and 1.5, respectively, in the autumn chickpea cultivation in rotation with cereals; these were more positive than the corresponding ones (i.e., ‒3, ‒1.5 and 1, respectively) obtained for the spring cultivation of chickpea indicating the superiority of rotations with autumn cultivation of chickpea. These advantages bear witness to the possibility for autumn cultivation of such improved chickpea cultivars as Azad in the study area to achieve enhanced water use efficiency (i.e., effective rainfall and supplemental irrigation), reduced soil degradation, and improved soil quality.
    Keywords: Crop Rotation, POD, Water use efficiency, Autumn crop, Effective rainfall
  • Moslem Savari *, Mohammad Shokati Amghani Pages 69-86
    The concept of farm management systems in Iran especially that of Farm Corporation, dates back to the land reform of the early 1960s and has eversince formed a major cornerstone of all sustainable agricultural development plans. Fragmentation and dispersion of farm lands along with the lack of effective farm production management systems due to the absence of major landlords have led to the disruption of farm production and management systems over a major portion of agricultural lands in Iran. The need is now urgent for provisions to reorder the ownership of farm lands that broke down into small parcels and to restore land uses that changed over time due to such factors as property inheritance. Farm corporations have emerged as tools to aggregate such small fragmented parcels of land into large productive units, prevent the division of agricultural lands into small non-economic plots, increase the area under cultivation, improve agricultural productivity, enhance farm yields, eke out farmer per capita income, and acquaint farmers with modern farm technologies. The present study is a literature review aimed at developing solution(s) for reorganizing small agricultural land parcels into agricultural corporations and to investigate the associated challenges and problems. It was found the challenges such corporations commonly face include their reliance on the capabilities and proper actions of a single individual as the CEO, lack of financial incentives for employees due to their fixed pays, the absence of opportunities for nurturing farmer managerial and entrepreneurial talents, wrong decisions on crop patterns made by top managers with no heed paid to local conditions which often lead to great losses due to mismatches between cultivated crops and local limitations, nonexistence of qualified managers, and the low service life (usually not more than 2 to 3 years) of managers who abandon their jobs due to insufficient compensation often accompanied by the housing problem. Based on these findings, it is suggested that the Central Rural Cooperative Organization adopt appropriate strategies that facilitate the development of agricultural corporations by addressing the challenges cited above.
    Keywords: Farm Corporation, Land fragmentation, Land consolidation, Land Reorganization, Land management
  • Mohammad Passandideh *, M.J M, K SH Pages 87-96
    Study has shown that the soil available-P content in 71.8% of the agricultural lands in Iran falls below 15 mg. kg-1. Moreover, excessive use of P-fertilizers in calcareous soils not only increases costs but also leads to P-accumulation and reduced uptake of micronutrients, especially Zinc, to pose serious threats to public health. Generally, only a small percentage (15‒20%) of P-fertilizers used each year may be absorbed by plants while the remaining portion precipitates to increase soil total-P in lands with high pH levels. This process can cause environmental problems in areas close to lakes or those near surface waters used to supply drinking water. These observations warrant the quest for indicators that address both plant requirements and adverse environmental effect. It is worth noting that P is far more easily released in calcareous soils than in acidic ones because the bond between phosphate ions and calcium is by five times weaker than that between phosphate ions and iron or aluminum. It may, therefore, be concluded that application of P fertilizers should be based on local soil analysis and that P fertilizers should be recommended in soils whose available phosphorus concentration is below a critical level. Thus, such appropriate practices as applying P- fertilizers with due consideration of soil analysis results, increasing soil organic matter, and using P solubilizing bio-fertilizers may be recommended in order not only to enhance uptake of soil non-available P but to meet plant requirements, optimize fertilizer consumption, and prevent environmental hazards as well.
    Keywords: Phosphorus, Total phosphorus, Bio-fertilizers
  • K SH *, Shida Tabbakhian Pages 97-113
    Humic substances (HS) are complex and heterogeneous materials with different sizes produced through decomposition and transformation of plant and microbial residues by chemical and biochemical processes. HS producers, consumers and also regulators have a great interest to find a precise and accurate method for quantification of HS due to increasing use of them in agriculture.  Since there is no distinct definition and consistent chemical structure for HA, an accurate quantification method has not been developed. There are four laboratory methods for determination of HA, FA, humates, and HA derivations (e.g. humate extracts) in commercial fertilizers. These methods include; ISO 5073 titrimetric method that has been published as national standard 11094, a colorimetric method that has been developed according to Mehlich method (1984), and two gravimetric methods that one of them has been developed by California Department of Food and Agriculture (CDFA) and other one is called New Standardized Method (NSM). All of these methods are based on the solubility of HS in dilute alkali solutions.  Moreover, FA and other alkali soluble materials e. g. amino acids, proteins, sugars and fatty acids are extracted and measured in colorimetric and titrimetric methods as HA, hence these methods overestimate HA content. The NSM method has obtained by modification of classical method and is based on extraction of HA and FA from natural substances. In this method the separation of FA from other strong base extractable substances such as polysaccharides, amino acids, proteins, and lipids is possible. Also, the NSM method has been accepted by International Humic Substances Society (IHSS) and Humic Products Trade Association (HPTA) and it is the base of standard method that has been developed by International Organization for Standardization (ISO 19822). Therefore, the NSM method is recommended as a reference method.
    Keywords: humic acid, Fulvic acid, Determination methods, Commercial fertilizers