فهرست مطالب

ادیان و عرفان - سال پنجاه و یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال پنجاه و یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/02
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مظاهر احمدتوبی*، قربان علمی صفحات 161-181
    نجات یکی از اساسی ترین مسئله ها در ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام است. در این ادیان، خدا آدم را در بهشت یا باغ عدن ساکن کرد. آدم در آن از فرمان خدا به واسطه ابلیس یا مار سرپیچی کرد، در نتیجه، از آن اخراج شد و به زمین هبوط کرد و در واقع، همه انسان ها هبوط کردند. از این رو، انسان نیاز به نجات، یعنی بازگشت به بهشت یا باغ عدن را دارد. در اسلام، خدا برای نجات کل بشریت قرآن کریم را وحی کرده است. در قرآن مجید از نجات رسولان و مومنین سخن به میان آمده است. با توجه به اهمیت نجات در قرآن کریم، بدیهی است که آن در تفاسیر قرآن مجید نیز مورد توجه قرار گیرد. یکی از تفاسیری که این موضوع را به تفصیل و از نگاه تفسیری و عرفانی مورد بررسی قرار داده، تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار، اثر رشیدالدین ابوالفضل میبدی است. این مقاله که با روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته، به تبیین نقش خدا در سعادت و شقاوت، رابطه طاعت و معصیت با سعادت و شقاوت، نقش انبیا در سعادت و شقاوت و... در این تفسیر می پردازد. به نظر میبدی، گر چه خدا اقوال و اعمال بندگان را در روز ازل تقدیر کرد و امروز در وقت عمل آن ها را در آنان خلق می کند، اما بنده آن ها را کسب می کند. میبدی دلیل مثاب و معاقب شدن بندگان را همین کسب می داند. همچنین میبدی ثواب و عقاب را از احکام تکلیف و نه از احکام تقدیر می داند و به نظر او، بنای آن ها بر امر و نهی، و نه بر توفیق و خذلان است؛ زیرا تقدیر اصل و عمل فرع است و ثواب و عقاب از احکام فروع و نه از احکام اصول است.
    کلیدواژگان: سعادت، شقاوت، تقدیر، کسب، میبدی، کشف الاسرار
  • محمدرضا بیات*، علیرضا طاهری صفحات 183-202
    مسئله اساسی در این مقاله این است که آیا می توان تجربه زیبایی یا عشق در افلاطون را نوعی تجربه دینی شمرد. ابتدا با بیان دیدگاه های گوناگون درباره تجربه دینی به تبیین دیدگاه افلاطون درباره زیبایی و عشق و نسبت میان آن ها پرداخته و در نهایت، با اثبات الوهیت زیبایی در افلاطون نشان داده ایم که اگر تجربه دینی را نوعی مواجهه توام با آگاهی بی واسطه تجربه گر با موجودی الوهی یا به تعبیر دینی، خداوند بدانیم که در قالب های گوناگون ظهور پیدا می کند، می توان تجربه زیبایی یا عشق در افلاطون را نوعی تجربه دینی دانست. اگر چه، ادعای این مقاله صرفا این است که تجربه زیبایی یا عشق یکی از مصادیق تجربه دینی است و ناظر به دیدگاه معرفت شناختی خاصی درباره تجربه دینی نیست. ولی اتخاذ هرگونه دیدگاه معرفت شناختی درباره تجربه دینی منطقا، تجربه زیبایی یا عشق را هم در بر می گیرد.
    کلیدواژگان: افلاطون، الوهیت، تجربه دینی، زیبایی، عشق
  • محمد پوراحمد، خلیل حکیمی فر* صفحات 203-227
    یکی از مفاهیم بنیادی مشترک در مسیحیت و اسلام مفهوم "میثاق" است. اهمیت و جایگاه این مفهوم در این دو دین موجب طرح این پرسش می شود که آموزه میثاق چیست و ناظر بر چه نوع رابطه ای میان خدا و انسان در این دو دین است. در پاسخ به سوال مذکور و با بررسی تطبیقی و تحلیلی این فرضیه مورد ارزیابی قرار می گیرد که در هر دوی آن ها میثاق به معنی رابطه ایی دو جانبه میان خدا و انسان است و مفاد اصلی آن عبارت از این است که خداوند به انسان حیات می دهد و وظیفه انسان در قبال آن اطاعت از اوست. در مسیحیت انواع میثاق مطرح است اما در اسلام تنها یک نوع میثاق وجود دارد. این پژوهش به این نتیجه می رسد که منظور از میثاق در مسیحیت خود حضرت مسیح (ع) است اما در اسلام بیشتر توجه به نوع انسان است و پیامبر تنها مذکر است.
    کلیدواژگان: اسلام، مسیحیت، میثاق، نجات
  • فروغ السادات رحیم پور*، هنگامه بیادار صفحات 229-251
    عرفا در برخورد با واقعیات فرامادی به تجربه هایی دست می یابند که شایسته نامگذاری به تجربه عرفانی است. خانم اولین آندرهیل (18751941م) عرفان پژوه انگلیسی معاصر، در تحقیقات و تالیفات گسترده خود پیرامون عرفان مسیحی، به بررسی تجربه عرفانی همت گماشته است. ایشان پس از تحول بزرگ درونی، از بی دینی به سمت باورهای عمیقا دینی و عرفانی گروید و با تدوین کتب و مقالات متعدد، در زمره موثرترین پژوهشگران عرفان قرن بیست عالم مسیحیت قرار گرفت. این مقاله درصدد است تا به تبیین تجربه عرفانی و بررسی چگونگی تحقق آن از نگاه آندرهیل بپردازد و در همین راستا تلاش می کند با بیان انواع، نشانه ها و خصایص تجربه عرفانی، تصویر روشنی از چیستی آن ارائه دهد. آندرهیل با لحاظ کردن آموزه های عرفانی روان شناختی و با توجه به نقش ضمیر ناخودآگاه و حواس باطنی، همچنین با قبول تقدم ساحت احساس بر ساحت اندیشه، تحقق تجربه عرفانی را از طریق سیر آفاقی و انفسی میسر می داند. در سیر انفسی که بر محور درون گرایی در حرکت است، عارف به مهارتی دست می یابد که به واسطه آن از قیودی همچون «برای من، از من، مرا و...» رها می گردد و با وسعت بخشی به شخصیت خود، به مکاشفه انفسی دست می یابد. در سیر آفاقی نیز سالک با آموزه «کشف خدا در مخلوقات»، حوزه آگاهی خود را از سمت کثرت به سوی وحدت سوق می دهد تا جایی که به فهم حضور واقعی و روشن وحدت در کثرت نائل شود. مشخصه های اصلی تجربه عرفانی رازآلودگی، تناقض پذیری، احساس عینیت، احساس انفعال و مقاومت ناپذیری است و آگاهی از سازوکار لایه های معرفتی عالم، به تحقق تجربه عرفانی کمک شایانی می کند.
    کلیدواژگان: آندرهیل، تجربه عرفانی، حیات معنوی، سیر آفاقی، سیر انفسی، نفس
  • محمد شورمیج*، رمضان رضایی صفحات 253-272
    بررسی سیر تشیع امامی در طبرستان و چگونگی استقرار و تثبیت آن، از مباحث مهم تاریخ تشیع در ایران است. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی سیر و تحول تشیع امامی در طبرستان از مرحله استقرار تا تثبیت آن در منطقه است؟ لذا این فرضیه طرح می گردد، طبرستان به علت شرایط خاص سیاسی و جغرافیایی و به دلیل استقبال از مهاجران علوی شیعه، فعالیت علمای شیعه و حمایت حکام محلی، شرایط مناسبی برای استقرار و تثبیت تشیع امامی داشت. هدف اصلی پژوهش مذکور، تبیین سیر استقرار و تثبیت تشیع امامی در طبرستان است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به مسئله اصلی تحقیق پرداخته می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، عواملی چون اقامت برخی از پیروان ائمه در طبرستان، فعالیت تبلیغی سادات علوی و حضور علمای دینی و بزرگان شیعه امامی و فعالیت تبلیغی آن ها در طبرستان و حمایت حکام آل باوندی، مرعشی و برخی ملوک پادوسبانی از تشیع امامی، سبب تثبیت تشیع امامی در اوایل قرن نهم هجری در مازندران شد.
    کلیدواژگان: اسپهبدان باوندی، تشیع امامی، سادات علوی، طبرستان، علمای دینی تشیع
  • محمود شیخ* صفحات 273-290
    از آیات، روایات و احکام اسلامی برمی آید که قرآن، پیامبر و صحابه توجه بسیاری به حضور اجتماعی فرد مسلمان داشته اند و انزوای راهبانه را امری ناپسند می دانسته اند و به همین علت عالمان و فقیهان منتقد تصوف نسبت به این جریان بدبین اند و وجود رفتارهای انزواطلبانه پیروان بعضی از طرق و سلاسل، منتقدان تصوف آنان را بر آن داشته که عرفان و معنویت را در تضاد با حساسیت های اجتماعی بدانند و غفلت عرفا از محیط زندگی خود و اجتماع را موجد بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و سیاسی تلقی کنند و به همین علت با ترویج رفتارهای عرفانی مخالفت نمایند. این در حالی است که کلمات عرفا در این خصوص نشان می دهد که: (1) آن ها آموزه هایی دارند که با عزلت مطلق در تعارض است مانند صحبت که بیش و پیش از خلوت بر آن تاکید دارند یا آموزه ایثار؛ (2) آنان خلوت و عزلت را مقید به مرتبه فرد و مدت زمانی محدود می کنند و این تقیید با انزوای زاهدانه ناسازگار است؛ (3) در ساحت باور و انگیزه آنان جماعت را پلید و متهم نمی دانند، بلکه به خود بدبین اند و انگیزه شان حفظ دیگران است و این با انزوای برآمده از سوء ظن به جماعت تفاوت دارد، همچنین مراد آنان از خلوت رسیدن به خلوت قلبی و درونی است، نه جدا شدن از جماعت؛ (4) خلوت در نظر صوفیان در کتاب و سنت سابقه دارد و منافی شریعت نیست و در آداب آن بر نگاهداشت شریعت، به ویژه عبادات جمعی چون نماز جماعت و نماز جمعه، تاکید شده است. علاوه بر این ها حضور متصوفه در عرصه های اجتماعی سیاسی نشانه نادرست بودن مدعای منتقدان تصوف در متهم کردن آن به رهبانیت است.
    کلیدواژگان: تصوف، حضور اجتماعی، خلوت، عرفان اسلامی، عزلت
  • علی محمدی آسیابادی، احمد امین، پرستو کریمی، زهره اسماعیلی* صفحات 291-308
    عزیزا لدین نسفی از عارفان پرکار قرن هفتم هجری است که در آثارش توجه بسیاری به تعلیم، تربیت و آموزش داشته؛ از این جهت میان انواع ادبی، «نوع تعلیمی» را می توان به تا لیفاتش اطلاق کرد. تعلیم و تربیت موفق همواره از دغدغه های اساسی جوامع و افراد بوده است. نسفی نیز همچون معلم و مصلحی که در قبال افراد و جامعه احساس مسئولیت می کند به امر خطیر آموزش و تعلیم می پردازد و این وجهی است که در آثار نسفی فراموش گردیده است. آثار او هم متضمن قصد و نیت تعلیم و هم مبتنی بر روش تعلیمی زمان خودش است. در این پژوهش این مسئله با در نظر گرفتن اینکه تعلیم تصوف معطوف به دو رویکرد نظری و عملی است بررسی می شود. موضوعاتی که به وجهه تعلیمی آثار نسفی مربوط می شود عبارت است از: «نسفی و تعلیم علم»، «نسفی و تعلیم عمل» و بالاخره «روش تعلیم نسفی». تعلیم علم مربوط به آموزش تصوف نظری و تعلیم عمل مربوط به آموزش سیر و سلوک عرفانی است. روش تعلیم نسفی مبتنی بر نظام های تعلیمی قرن هفتم و هشتم در سرزمین های اسلامی است.
    کلیدواژگان: ادبیات تعلیمی، تعلیم علم، تعلیم عمل، روش تعلیم نسفی، عزیزا لدین نسفی
|
  • Mazaher Ahmadtobi *, Qorban Elmi Pages 161-181
    Salvation is one of the most fundamental issues in the Abrahamic religions of Judaism, Christianity, and Islam. In these religions, God put Adam into paradise or the Garden of Eden. Adam disobeyed God's command commandment through the Devil; Consequently, he was expelled of it. In fact, all human beings descended. Hence, human being needs to be saved and return to paradise. In Islam, God has revealed the Qur'an to save all humanity. In the Holy Qur'an, the salvation of the prophets and believers is mentioned. Given the importance of salvation in the Holy Qur'an, it is obvious that it should be considered in the Quranic commentary. One of the interpretations that have examined this issue in detail and in terms of interpretation and mysticism is the interpretation of Kashf Al-Asrār Wa ʿUddat Al-Abrār (“The Unveiling of the Mysteries and the Provision of the Pious”) by Abu’l-Faḍl Rashīd Al-Dīn Maybudī. This article, written by descriptive and analytical method, explains the role of God in eternal bliss and eternal affliction‚ the relationship of obedience and sin with happiness and cruelty, the role of prophets in happiness and cruelty, and ... in this commentary. In Maybudi’s view, although God has determined the sayings and the deeds of his servants in the eternity, and creates them in the servants at the time of acting‚ the servants acquire them. Meybudi considers the same acquisition as the cause of being rewarded and punished. He also considers reward and punishment as relating to the decrees of obligation and not to the decrees of determination. In Meybudi’s view, they are based on commandment and prohibition and not on divine grace and abandonment; because determination is principle and deed is branch‚ and reward and punishment relate to the decrees of the branches and not to the decrees of the principles.
    Keywords: Happiness, Unhappiness, Determination‚ Acquisition‚ Maybudī, Kashf Al- Asrār
  • Mohammadreza Bayat *, Alireza Taheri Pages 183-202
    The central issue of this article is whether one can consider the experience of Beauty or love in Plato as a religious experience. First, it describes different views on the religious experience. Then it deals with Plato's view on beauty and love and their relationship. Finally, by proving the divinity of Beauty in Plato, the article shows that if religious experience is the encounter of the experiencer with the Divine being, God, who manifests itself in various forms, and that encounter is accompanied by a direct conscious of the divine being, then the experience of Beauty or love in Plato can be considered as a kind of religious experience. However, the claim of this article is merely that the experience of beauty or love is one of the examples of religious experience and does not imply a specific epistemological view of religious experience. But the adoption of any epistemological view of religious experience logically involves an experience of beauty or love.
    Keywords: religious experience, Beauty, Love, divinity, Plato
  • Mohammad Pour Ahmad, Khalil Hakimifar * Pages 203-227
    One of the basic concepts of Christianity and Islam is the "Covenant". The significance and position of this concept in these religions raises these questions: what is the doctrine of the Covenant and what kind of relationship between God and Man is in these two religions. In response to this question, the hypothesis evaluated in a comparative and analytical research is that in both of them the Covenant means the interrelationships between God and Man and the main meaning of it is that God gives life to man and wants to obey Him purely. There are various types of covenant in Christianity, but in Islam there is only one type. This study concludes that the meaning of the Covenant in Christianity is Jesus Christ himself, but in Islam, more attention is paid to human being and the Prophet is only the reminder.
    Keywords: Islam, Christianity, covenant, salvation
  • Forugh Rahimpoor *, Hengameh Bayadar Pages 229-251
    In dealing with supernatural facts, the mystics find the experiences that deserve to be described as mystical experience. Mrs. Underhill (1875-1941), the contemporary English mystic scholar, in her extensive research on Christian mysticism, has studied mystical experience. After the great inner transformation, she turned from atheism to deeply religious and mystical beliefs, and by compiling numerous books and articles, was among the most influential scholars of the twentieth century in Christianity. This article tries to explain her perspective about the mystical experience and its realization. It presents a clear picture of its nature by expressing the types, signs and characteristics of the mystical experience. With considering the mystical-psychological doctrines and accepting the role of the subconscious and inner senses, she believes that occurring of the mystical experience through universal and internal journey is possible. In internal journey, the mystic achieves a skill through which he abandons constraints like "for me, from me, me ...", and by extending his character, receives an internal revelation. In the course of the external journey, the Salek leads the area of consciousness to the unity through the "discovery of God in creatures". Then he realizes the real presence of unity in the plurality. The main characteristics of the mystical experience are the mystery, inconsistency, the sense of objectivity, the feeling of passivity and irresistibility and awareness of the mechanism of the epistemic layers of the universe. They help to realize the mystical experience.
    Keywords: Undrhill, mystical experience, self, spiritual life, universal journey, internal journey
  • Mohammad Shoormeij *, Ramazan Rezayi Pages 253-272
    The study of the Imami Shi'ism in Tabarestan and their establishment and consolidation is one of the important disputations of Shiite history in Iran. Therefore, the main question of this research is how the Imam of Shiism is transformed from the stage of deployment to its stabilization in that region. Looking for this question, this article proposes that Tabarestan, due to its specific political and geographical conditions, the acceptance of the Shi'a Alavid immigrants, activities of the Shiite scholars and support of the local rulers, has proper conditions for establishment and consolidation of Shiism. This research, by using of descriptive and analytical method, explains the process of the settlement and consolidation of Shi'ism in Tabaristan.  In this regard, the research findings shows that the residence of some followers of the Imams in Tabarestan, the propaganda activities of Alavid Sadat, the presence of religious scholars and Shi'ite leaders and their propaganda activities in Tabaristan, and the support of the rulers of Albawandi, Marashi and some Padosbani rulers of Shi'amami consolidated Imami Shi'ism in the early nineteenth A.H. in Mazandaran.
    Keywords: Espahbodan Bavandi, Imami Shiite, Sadat Alavi, Tabarestan, religious scholars
  • Mahmoud Sheikh * Pages 273-290
    Quranic verses and Narratives of the Prophet and Religious judgments indicate that Islam has paid much attention to the social presence of the Muslim individual, and they consider that the isolation is unnecessary. For this reason, the scholars and jurisprudents, who are critics of Sufism, are suspicious to this Way. The existence of isolationist behaviours in some Sufi classes has led their critics to recognize mysticism and spirituality as contradictory to social sensitivities and the mystic neglect from the environment of their society is considered as the cause of many social and political abnormalities and therefore opposes the promotion of mystical behaviours. This is while the mystic in this regard show that: (1) that are in conflict with absolute omnipresence, such as the conversation that emphasizes more and more before the seclusion, or the doctrine of sacrifice (2) The rest and isolation are bound to the degree of the individual and for a limited time, and this observation is incompatible with ascetic isolation; (3) In the field of beliefs and motives, they do not regard the community as filthy and accused, but they are suspicious of themselves and their motivation is to protect others, and It differs with the isolation from suspicion of the congregation; their goal is also to achieve inner solitary, not separation from the congregation; (4) In the Sufis' view, the solitary has its precedence in the Quran and the tradition and is not opposite of sharia. In their rituals, emphasis is placed on the keeping of the law, especially collective worship, such as prayer and Friday prayers. In addition, the presence of a Sufis in social and political areas is an indication of the falsehood of the claim by the critics of Sufism to accuse it of monasticism.
    Keywords: Islamic mysticism, Sufism, solitary, isolation, social presence
  • Ali Mohammadi Asiabadi, AHMAD AMIN, Parastou Karimi, Zohreh Esmaieli * Pages 291-308
    Aziz al-din Nasafi is a seventh century prolific writer and a mystic, who has dealt with education in his works. His style is didactic. There are an educative intention and a didactic approach in his works. According to Nasafi, instructin of Sufism has theoretical and practical approaches. In this research, this matter will be studied. The results of this study indicate that his works include both the intention of teaching and the didactical method of his own time. Issues related to the educational aspect of Nasafi's works are: "Nasafi and Teaching of Science", "Nasafi and Teaching of Practice," and finally "Nasafi's Teaching Method." Teaching science is related to the teaching of theoretical Sufism and the teaching of practice related to the teaching of mystical journey. The method used in this essay is descriptive and analytical.
    Keywords: Aziz al-din Nasafi, didactic literature, education of knowledge, instruction of mystical conduct, Nasafi’s didactic method