فهرست مطالب

  • پیاپی 29 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حدیث اسدی *، عزیز مراسلی صفحات 1-25
    در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها و تابع مسافت خروجی به تجزیه تغییر شدت انرژی به چهار جزء؛ تغییر کارایی فنی، تغییر کارایی تکنولوژیکی، نسبت موجودی سرمایه به انرژی و نسبت نیروی کار به انرژی در بخش صنعت ایران طی دوره 1383-1393، پرداخته شده است. برای این منظور از روش تحلیل پوششی داده های خروجی محور با فرض بازدهی ثابت نسبت به مقیاس استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که اثر تغییر نسبت سرمایه به انرژی عامل مهم کاهش شدت انرژی در بخش صنعت کشور است. دیگر اجزاء، نسبت تغییر نیروی کار به انرژی، تغییر کارایی فنی و تغییر کارایی تکنولوژی موجب افزایش شدت انرژی اکثر صنایع بوده اند.
    کلیدواژگان: شدت انرژی، تحلیل پوششی داده ها، تجزیه
  • مرضیه پاک نیت، جاوید بهرامی*، حسین توکلیان، سمیه شاه حسینی صفحات 27-67
    با توجه نقش بانک‍‍ها به عنوان واسطه گران مالی در چرخه های اقتصادی و همچنین اهمیت بانکها در بازار پولی اقتصاد ایران، تبعات سرمایه گذاری بانک ها در بخش مسکن در اقتصاد نفتی ایران که مستعد بروز بیماری هلندی است دغدغه ی مطالعه حاضر است. بدین منظور برای بررسی موضوع، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی کینزی طراحی شده است. نتایج حاصل از مدل که موید بروز بیماری هلندی به هنگام تکانه مثبت نفتی است، سرمایه گذاری بانک ها دربخش مسکن را در شرایطی مورد قبول و سودآور نشان می دهد که تولید در اقتصاد در حال رشد بوده و میزان تسهیلات اعطایی افزایش یافته باشد. تکانه مثبت بهره وری نیروی کار در بخش تولید و تکانه سیاست پولی، اقتصاد را در شرایطی قرار می دهند که تولید در اقتصاد افزایش یافته و سرمایه گذاری بانک ها در بخش مسکن سودآور شود. اما در فضایی که تولید افت کرده و میزان تسهیلات اعطایی بانکها کاهش می یابد، همانند زمانی که اقتصاد با تکانه مثبت بهره وری نیروی کار در بخش مسکن و یا تکانه مثبت درآمدهای نفتی مواجه می شود، انجماد دارایی بانکها در بخش مسکن توصیه نمی گردد و علاوه براینکه اقتصاد و تولید را بامشکل مواجه می سازد، با کاهش سود و افت در سرمایه بانک ها، آنها را در معرض بحران قرار می دهد.
    کلیدواژگان: مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE)، بانک، مسکن، نفت، بیماری هلندی
  • طاهره رضایی، عاطفه تکلیف*، عبدالرسول قاسمی صفحات 69-102
    رشد مصرف انرژی در جهان به ویژه تقاضای فزاینده سوخت های فسیلی از یک سو و توجه به ملاحظات زیست محیطی از سوی دیگر، چشم انداز افزایش قابل ملاحظه ای را برای تقاضای گاز طبیعی ایجاد کرده است. وجود شرایط ویژه در صنعت گاز کشور ما نظیر در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر گازی جهان، موقعیت ژئوپلتیکی ممتاز، دسترسی به آب های آزاد و زیرساختهای لازم در خطوط انتقال و ایجاد زیرساختهای ذخیره سازی گاز طبیعی دارای مزایای بالفعل و بالقوه فراوانی است. از این رو، با بهره گیری از این مزایا می توانیم با هدف گذاری و اقدامات مناسب در راستای توسعه تجارت منطقه ای و جهانی گاز، به نقش آفرینی در بازار گاز بپردازیم. تحقق این هدف، می تواند به ارتقای جایگاه بین المللی کشور در مناسبات سیاسی و اقتصادی منجر گردد. برای بررسی موارد فوق الذکر، در این تحقیق به امکان سنجی ایجاد هاب گازی در کشور با استفاده از رویکرد SWOT پرداخته شده است. لذا ضمن جمع آوری نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای صنعت گاز ایران، این موارد را در قالب ماتریس SWOT تحلیل نموده ایم. در مرحله پایانی، بهترین استراتژی ها که شامل استراتژی های SO، WO،ST و WT می باشد در ارتباط با صنعت گاز ایران برای تبدیل شدن به هاب گازی در منطقه گردآوری شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، امکان ایجاد هاب گازی در ایران وجود دارد اما دستیابی به این هدف برای سال های پیش رو با توجه به نقاط ضعف داخلی و تهدیدهای بین المللی بعید به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: تجزیه وتحلیل راهبردی، گاز طبیعی، ماتریس تجزیه و تحلیلSWOT، هاب گازی
  • شاکر محمدی، افشین جوان، امیرحسین فاکهی، علی امامی * صفحات 103-129
    نیاز به برنامه ریزی بلندمدت در بخش انرژی و بهره گیری از ابزارهای طراحی سیاست گذاری در این بخش از موضوعات مهم و راهبردی کشور به شمار می رود. هدف اصلی در این مقاله اندازه گیری مقدار عرضه و تقاضای انرژی در بازه زمانی 1420-1393 در سناریو مرجع و سناریو های سیاست گذاری و محاسبه میزان صرفه جویی نفت و گاز تحت سناریوهای جدید مدیریت عرضه (بخش تبدیل انرژی) و تقاضا نسبت به سناریو مرجع است. نتایج حاصل از مدل سازی در زیر بخش های مختلف انرژی بیانگر رشد فزاینده تقاضای انرژی از 1321 میلیون بشکه معادل نفت خام در سال 1393 به 3/2471 میلیون بشکه معادل نفت خام در سال 1420 می باشد. با تعریف سناریوهای جدید و اتخاذ سیاست های مدیریت سمت تقاضا و عرضه، مقدار صرفه جویی در تولید نفت خام در سال افق برنامه ریزی به 119/702 میلیون بشکه معادل نفت خام می رسد که از میزان صادرات نفت خام سال پایه بیشتر بوده که می تواند به سرجمع صادرات نفت خام در سال افق برنامه ریزی اضافه شود. این نتیجه گیری حرکت به سمت بهره گیری از سیاست های مدیریت تقاضا و عرضه انرژی (بخش تبدیل انرژی) و هم چنین جایگزین کردن انرژی های تجدیدپذیر بادی و خورشیدی به جای سوخت های فسیلی را نمایان می سازد.
    کلیدواژگان: شبیه سازی، ترازنامه انرژی، مدل ساز Leap، سناریو مرجع
  • محمد صیادی*، مسعود خادمی، رضا عیوض لو صفحات 131-169
    قراردادهای نفتی به عنوان اولین حلقه ارتباط بین دولت ها و شرکت های نفتی از اهمیت خاصی در تسهیم ریسک بین طرفین قرارداد برخوردار است. در همین راستا، هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی مقایسه ای میزان ریسک (ریسک هزینه ، ریسک تولید و ریسک قیمت) شرکت ملی نفت ایران در ترتیبات قراردادی بیع متقابل، قرارداد نفتی ایران (IPC) و مشارکت در تولید و در نهایت انتخاب قرارداد بهینه بر اساس عامل ریسک است. بر اساس نتایج آزمون رتبه ای ویلکاکسون، میانگین ارزش فعلی خالص (NPV) مربوط به شرکت ملی نفت در IPC بیش از ارزش فعلی خالص مربوط به دولت در قراردادهای مشارکت در تولید می باشد. این در حالی است که NPV مربوط به دولت در IPC تفاوت معنی داری با ارزش فعلی خالص مربوط به دولت در قراردادهای بیع متقابل ایران ندارد. سایر یافته های حاکی از آن است که بیشترین ریسک تحمیل شده به شرکت ملی نفت ایران ناشی از افزایش هزینه ها به ترتیب به قرارداد بیع متقابل، IPC و مشارکت در تولید مربوط است. علاوه بر این، ریسک کاهش تولید در بیع متقابل بیشتر از IPC و در قراردادهای جدید نفتی بیشتر از مشارکت در تولید است، به بیان دیگر کاهش تولید بیشترین تاثیر را در قرارداد بیع متقابل بر ارزش فعلی خالص دولت می گذارد. ریسک کاهش قیمت نفت برای شرکت ملی نفت نیز در قراردادهای بیع متقابل و IPC تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشته و در عین حال از قرارداد مشارکت در تولید بیشتر است.
    کلیدواژگان: ریسک، شرکت ملی نفت ایران، قرارداد، نظام مالی، ویلکاکسون
  • امیر عباس فرنودی*، محمد مهدی عسگری، علی طاهری فرد، مهدی صادقی صفحات 171-193
    در این مقاله نرخ بازگشت سرمایه و عوامل ریسکی که شرکت های بین المللی، در قراردادهای نفتی IPC با آن مواجه می شوند، بررسی شده و به طور خاص برای قرارداد میدان دارخوین مدلسازی شده است. بدین منظور مهم ترین عوامل ریسکی که می تواند منجر به کاهش نرخ بازده پیمانکار در این قراردادها شود، نظیر قیمت نفت، سطح تولید، هزینه های سرمایه ای، هزینه های عملیاتی و دستمزد (پاداش) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحلیل حساسیت جریان نقدی قراردادهای IPC نشان داد تاثیر این عوامل بر نرخ بازده پیمانکار در قراردادهای IPC در مقایسه با قراردادهای بیع متقابل چندان قابل توجه نیست. مهم ترین عامل ریسکی در قراردادهای بیع متقابل هزینه های سرمایه ای است که به مقدار زیادی نرخ بازده پیمانکار را متاثر می کند ولی در این قراردادها این ریسک به دلیل جبران هزینه اضافی توسط دولت تا حد قابل توجهی کاهش یافته است. به طور کلی با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت در قراردادهای IPC نسبت به قراردادهای بیع متقابل نرخ بازده پیمانکار چندان تحت تاثیر عوامل ریسکی بررسی شده، نیست و در نتیجه ریسک شرکت بین المللی نفتی در این قراردادها کاهش یافته است.
    کلیدواژگان: قرارداد نفتی ایران، تحلیل ریسک، نرخ بازده، IPC، دارخوین
|
  • Aziz Moraseli, Hadis Asadi* Pages 1-25
    In this research, By using data envelopment analysis method and output distance functions to decomposes energy productivity change into four components; technical efficiency change, technological change, changes in capital to energy ratio and labor in energy ratio In the industrial sector of the country Iran during the period 2014-2004. To this end, the output-axis data envelope analysis method has been used with the assumption of constant returns to scale. The results show that the effect of changing the ratio of capital to energy is a major factor in reducing the of energy intensity in the industrial sector of the Iran, changes technological progress, changes labor- energy ratio and changes technical efficiency drove up energy intensity in most industries.
    Keywords: Energy Intensity, Data Envelopment Analysis, Decomposition
  • Marzieh Pakniyat, Javid Bahrami *, Hossein Tavakolian, Somayeh Shahhosseini Pages 27-67
    Banks as financial intermediaries play an important role in facilitating the economic cycle. The implications of the bank’s investment in the housing sector in Iran's economy, which is prone to Dutch disease, is a concern of the present study and we have designed a Keynesian dynamic stochastic general equilibrium model for it. The results of the model, which confirm the Dutch disease during a positive oil shock, suggest that banks' investment in the housing sector when production in the economy is growing and the amount of concessional facilities has increased, is a well-accepted and profitable. The positive shock of labor productivity in the manufacturing sector and the shock of monetary policy will put the economy in a position where production in the economy will increase and banks' investment in the housing sector will be profitable. But in a space where production is declining and the size of the granting of bank facilities is decreased, as the economy faces a positive shock to labor productivity in the housing sector or a positive shock to oil revenues, the freezing of banks' assets in the housing sector has not been favorable and, furthermore, putting them at risk by reducing profits and falling capital in banks.
    Keywords: DSGE Models, Dutch disease, Housing sector, Oil
  • Tahere Rezai, Atefeh Taklif *, Abdolrasoul Ghasemi Pages 69-102
    The global growth in energy consumption especially in fossil fuels together with environmental considerations has produced a prospect of considerable increase in the demand for natural gas.  The particular conditions prevailing the Iranian gas industry such as the existence of the World largest gas reservoir, the excellent geopolitical location, the access to the free seas and the availability of necessary infrastructures for pipelines as well as natural gas storage offers actual and potential advantages towards this objective, accordingly by benefiting these advantages, we can define the objectives and formulating appropriate actions towards promoting regional and global gas trade, perform an active role in the gas market.  The realization of this objective may contribute towards advancing the international status of Iran in political and economic relations.For study the aforementioned topics, the feasibility study of establishing gas-trading hub in Iran is carried out with using SWOT approach.  By focusing on the strengths, weaknesses, opportunities and threats in the Iranian gas industry, these points are examined within the SWOT matrix.  Finally, the best strategies involving SO, WO, ST and WT strategies are analyzed regarding the transformation of Iranian gas industry into gas-trading hub in the region. The results show that the establishment of gas-trading hub in Iran is possible, although the domestic shortcomings and the international threats, the possibility of achieving this objective in the foreseeable future is rather weak.
    Keywords: Strategic Analysis, Natural Gas, Matrix Analysis of SWOT, Gas-trading Hub
  • Shaker Mohammadi, Afshin Javan, Amir Hossein Fakehi, Ali Emami * Pages 103-129
    Importance of long-term planning in the energy sector and employing policy design tools are focal and strategic issues of the country. The main objective of this paper is to measure the supply (Energy Transformation) and demand of energy during the period of 2014-2042 according to the reference scenario and policy scenarios, and to calculate the amount of oil and gas savings under the new scenarios of supply and demand management of the reference scenario. The results of modeling below various energy sectors indicate that energy demand will increase from 1321 MBOE in 2014 to 2471.3 MBOE in 2042. By defining new scenarios and adopting demand and supply management policies, the amount of crude oil savings in the projected year is 702.6 MBOE, which is higher than the base year's crude exports. This result attributed to crude oil exports will be added in the planning horizon. This paper concludes that the move towards utilizing energy demand management and energy supply (Energy Transformation) policies, as well as replacing the renewable energy sources of wind and solar instead of fossil fuels.
    Keywords: Simulation, Energy Balance, LEAP Modeler, Reference scenario
  • Reza Eivazlu, Mohammad Sayyadi *, Masoud Khademi Pages 131-169
    As the first link between the host governments and oil companies, oil contracts arrangements have an important role to risk sharing between contract parties. In this regard, the main objective of this study is to provide a comparative evaluation of the risk factor (Cost Risk, Price Risk, Production Risk) of National Iranian Oil Company (NIOC) in Buy-Back (BB), Production Sharing Contract (PSC), and Iranian Petroleum Contract (IPC), and choosing the best contract based on the risk factor. Based on the results of the Wilcoxon Ranking Test, the average of the NPV of the NIOC in the IPC is more than the other types of contracts. However, the NPV in the IPC does not significantly differ from BB. Other findings revealed that the most risk of rising costs to the NIOC is related to the BB, IPC, and PSC, respectively. In addition, the most risk associated with a reduction in oil production is related to BB, IPC, and PSC, respectively. the most risk associated with the oil price reduction for the NIOC related to the IPC same as BB contracts that greater than PSC.
    Keywords: Risk, National Iranian Oil Company, Contract, Financial Regime, Wilcoxon
  • Amirabbas Farnoudi *, Mohamad Mahdi Asgari, Mahdi Sadeghi, Ali Taheri Fard Pages 171-193
    In this article the rate of return (ROR) and risk factors faced by international oil company (IOC), in IPC contract of Darkhowein oil field is modeled. For this purpose, we analyze the IPC contract specific risk factors that can contribute to a reduction in the rate of return for the international oil company including oil price, production level, capital cast, operating cost, and remuneration. The results of the cash flow risk analysis show the impact of these factors on the contractor's rate of return on IPC contracts is not significant in comparison to Buy-back contracts. The most important risk factor in Buy-back contracts is capital cast, which affects a large part of the contractor's returns, but in these contracts, this risk has been significantly reduced due to the government's additional compensation. In general, according to the results, it can be said that in IPC contracts, the contractor's return rate has not been heavily influenced by risk factors, and therefore the risk of the international oil company has fallen in these contracts.
    Keywords: Iranian Oil Contract, Risk Analysis, Rate of Return, IPC, Darkhowein