فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 118 (تیر 1398)
  • پیاپی 118 (تیر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نگین لارتی، مژگان جوکار، فاطمه مرکی، اکرم اعرابی، محمدرضا زارعی* صفحات 1-10
    زمینه و هدف
    یکی از مهمترین عوارض جراحی، عفونت محل عمل (SSI) است. رعایت تکنیک آسپتیک از اقدامات موثر جهت جلوگیری از SSI است که دانش و عملکرد کاردان ها و کارشناسان اتاق عمل، نقش بسزایی در اجرای صحیح آن دارد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه دانش و عملکرد کاردان ها و کارشناسان اتاق عمل در خصوص رعایت تکنیک آسپتیک است.
    روش بررسی
    این مطالعه مقایسه ای- مقطعی درسال 97-1396 بر روی 235 نفر از کاردان ها و کارشناسان اتاق عمل در هشت بیمارستان آموزشی- درمانی شهر اصفهان انجام شد. روش نمونه گیری، طبقه ای تصادفی بود. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته جهت سنجش دانش بود که توسط نمونه ها تکمیل شد و چک لیستی محقق ساخته نیز با مشاهده عملکرد نمونه ها طی سه پروسیجر جراحی توسط پژوهشگر کامل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزارSPSS نسخه 22 انجام شد.
    یافته ها
    نمره دانش کاردان ها و کارشناسان اتاق عمل در سطح خوب و نمره عملکرد آن ها، متوسط بود. میانگین نمره دانش (047/0P=) و عملکرد (01/0P=) کارشناسان به طور معنی داری بیشتر از کاردان ها بود. هم در کاردان ها (027/0P=) و هم در کارشناسان (032/0P=)، بین نمرات دانش و عملکرد رابطه مستقیم وجود داشت.

    نتیجه گیری کلی
    یافته ها نشان داد افزایش دانش کاردان ها و کارشناسان اتاق عمل در خصوص تکنیک آسپتیک می تواند بهبود عملکرد آن ها را به دنبال داشته باشد. لذا امید می رود یافته های این پژوهش، منجر به اعمال نظارت دقیق تر بر عملکرد مراقبین درمانی به منظور همگام کردن دانش و عملکرد آنها با یکدیگر شود.همچنین با توجه به بالاتر بودن نمره دانش و عملکرد کارشناسان اتاق عمل، بهتر است کاردان ها به ادامه تحصیل تشویق شوند. علاوه بر این اجرای برنامه های آموزشی کارآمد، به منظور بهبود عملکرد کارکنان اتاق عمل باید مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: دانش، عملکرد، پرستار، اتاق عمل، عفونت
  • فاطمه حاجی بابایی، حدیث اشرفی زاده* صفحات 11-28
    زمینه و هدف
    ارزیابی و به کارگیری رویکردهای نوین آموزشی به منظور غنی سازی برنامه های آموزشی ضروری به نظر می رسد. یادگیری مبتنی بر حل مساله یکی از رویکردهای نوین آموزشی است که مبتنی بر اصول استفاده از مشکلات به عنوان  نقطه ی شروع کسب و ترکیب دانش جدید می باشد. مطالعه حاضر با هدف مرور جامع تحقیقات انجام شده در زمینه یادگیری مبتنی بر حل مساله در آموزش پرستاری در ایران صورت گرفته است.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه مروری جامع است که در آن تمامی مقالات منتشر شده به زبان فارسی در ارتباط با یادگیری مبتنی بر حل مساله در رشته پرستاری مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعه حاضر با جستجو در پایگاه های اطلاعاتیIran Medex, Magiran, Google Scholar, Iranian Research Institute for Information Science, Scientific Information Database با کلید واژه های یادگیری، تدریس، آموزش، حل مسئله، PBL، مشکل مدار و پرستاری از فروردین 1380 تا دی ماه 1397 صورت گرفته است.
    یافته ها
     در مجموع 115 مورد مقاله با این کلیدواژه ها یافت شد که بعد از بررسی دقیق، 31 مقاله با توجه به هدف پژوهش که به زبان فارسی در مجلات علمی- پژوهشی داخلی چاپ و امکان دسترسی به متن کامل مقاله مهیا بود، انتخاب گردید. مقالات مورد بررسی متمرکز بر پنج محور اصلی بودند: 1- تاثیر آموزش حل مساله بر توانایی های دانشجویان پرستاری کشور، 2- دیدگاه دانشجویان پرستاری در رابطه با یادگیری مبتنی بر حل مسئله، 3- عوامل موثر بر یادگیری مبتنی بر حل مسئله، 4- مقایسه آموزش به شیوه حل مساله با سایر روش های آموزشی و 5- تبیین تجارب دانشجویان پرستاری از یادگیری مبتنی بر حل مسئله.
    نتیجه گیری کلی
    بر اساس بررسی های انجام شده در پژوهش حاضر، مطالعات متعددی حاکی از تاثیرگذار بودن روش یادگیری مبتنی بر حل مساله در آموزش پرستاری و توانمند سازی دانشجویان بوده و خواستار پذیرش گسترده و استفاده همه جانبه آن در آموزش دانشجویان پرستاری می باشند. مطالعات اندکی نیز در تناقض با تاثیر مثبت این رویکرد آموزشی قرار داشتند. بیشتر مطالعات، بیانگر رضایت دانشجویان از استفاده از این روش در کلاس های درسی بوده است.
    کلیدواژگان: یادگیری، آموزش، حل مسئله، پرستاری، مرور جامع
  • حمید رحیمی*، فاطمه باغ شیخی، اسماعیل عزیزی، سمیه حاجی جعفری صفحات 29-39
    زمینه و هدف
    سازگاری شغلی برای ادامه اشتغال موفقیت آمیز پرستاران عامل مهمی به شمار می رود که می تواند تحت تاثیر سرمایه روانشناختی قرار گیرد. هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین سرمایه روانشناختی با سازگاری شغلی پرستاران بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی کاشان بود.
    روش بررسی
    این پژوهش، توصیفی- همبستگی، به روش تصادفی طبقه ای روی 190 نفر از پرستاران بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد. جهت گردآوری داده ها از دو پرسش نامه سرمایه روانشناختی و پرسشنامه سازگاری شغلی استفاده شد. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد میانگین سرمایه روانشناختی (77/0 ± 41/5) بالاتر از حد متوسط چهار و میانگین سازگاری شغلی (42/0 ± 23/3) بالاتر از حد متوسط سه است. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین سرمایه روانشناختی و سازگاری شغلی (43/0=r) رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد. بیشترین رابطه بین سرمایه روان شناختی و ارزش دوستی (48/0=r) و کمترین رابطه بین سرمایه روان شناختی و خودمختاری (15/0=r) بود.
    نتیجه گیری کلی
     نتایج این پژوهش گویای این است که در جامعه پرستاران، به کارگیری برنامه هایی در جهت افزایش سرمایه روانشناختی پرستاران می تواند منجر به ارتقای سازگاری شغلی آن ها شود. همچنین نگاه حمایتی درون بیمارستان ها و در نتیجه ادراک پرستاران از مورد حمایت واقع شدن، سازگاری شغلی آن ها را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: سرمایه روانشناختی، سازگاری شغلی، پرستار
  • صدیقه خنجری، نسرین بیاتی*، حمید حقانی صفحات 40-49
    زمینه و هدف
    انجام نادرست ساکشن لوله داخل تراشه می تواند منجر به خونریزی، ضایعات در مخاط تراشه، عفونت، آتلکتازی، هایپوکسی و در نتیجه پیامدهایی مانند افزایش مرگ و میر، طولانی شدن مدت اقامت و هزینه درمان نوزادان در بیمارستان گردد. از آنجا که پرستاران نقش مهمی در پیشگیری از این عوارض دارند، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی برعملکرد پرستاران در زمینه ساکشن لوله داخل تراشه نوزادان صورت گرفته است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع نیمه تجربی با گروه کنترل است. بدین منظور در سال 1395 تعداد 80 پرستار به روش نمونه گیری مستمر از بیمارستان های منتخب دانشگاه های علوم پزشکی تهران و ایران (دو بیمارستان گروه کنترل و دو بیمارستان گروه مداخله) وارد مطالعه شدند. عملکرد پرستاران قبل از مداخله با استفاده از چک لیست پژوهشگر- ساخته نمره دهی شد. پرسشنامه شامل فرم مشخصات جمعیت شناختی و چک لیست عملکرد با 30 گویه بر اساس گایدلاین ها و نظرات متخصصین تدوین گردید. محتوای چک لیست و مطالب محتوای آموزشی توسط تیم متخصصین بررسی و تایید شد. مشاهدات عملکرد همان پرستاران در طی سه مرحله توسط محقق در نوبت های مختلف کاری انجام گرفت و پس از گذشت یک ماه از مداخله، مجددا عملکرد همان پرستاران طی سه مرحله مورد ارزیابی همان پژوهشگران قرار گرفت.
    یافته ها
     نمره عملکرد پرستاران درگروه مداخله قبل از آموزش (70/8 ± 38/51) و بعد از آموزش (16/4 ± 19/72) اختلاف آماری معنی داری را (001/0P <) نشان داد.
    نتیجه گیری کلی
     با توجه به این که عملکرد پرستاران در زمینه ساکشن در حد مطلوب نبوده است، آموزش پرستاران و ارایه امکانات کافی بر مبنای گایدلاین ها و نظر متخصصین برای ارتقاء کیفیت مراقبت ضروری است. آموزش های ضمن خدمت در این زمینه می تواند در ارتقای کیفیت خدمات به نوزادان در زمینه ساکشن، نقش بسزایی داشته باشد.
    کلیدواژگان: پرستاران، نوزادان، عملکرد، آموزش، ساکشن کردن
  • سعیده حاجتی، فریده باستانی* صفحات 50-61
    زمینه و هدف
    سالمندی با عوامل متعدد تهدید کننده سلامت از جمله سقوط همراه است که پدیده "ترس از سقوط" از عوارض آن محسوب می شود، به ویژه بعد از جراحی های ارتوپدی که محدودیت انجام فعالیت های روزمره زندگی، انزوا طلبی و عدم مشارکت اجتماعی را در پی دارد. این مطالعه با هدف تعیین ترس از سقوط و عوامل مرتبط با آن در سالمندان با سابقه جراحی ارتوپدی ناشی از سقوط مراجعه کننده به درمانگاه های ارتوپدی بیمارستان های منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، مطالعه ای مقطعی از نوع همبستگی- توصیفی بود که 280 نفر از سالمندان مراجعه کننده به درمانگاه های بیمارستان های منتخب تهران در آن شرکت داشتند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم کوتاه شده ی آزمون شناختی (AMT)، فرم مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه مقیاس کارآمدی در سقوط (FES-I) بود که به صورت مصاحبه حضوری با سالمند تکمیل شد. داده ها به روش آمار توصیفی، استنباطی و با آزمون های آماری تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS نسخه 20 و در سطح معنی داری 05/0  P≤مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین سنی سالمندان شرکت کننده در این مطالعه 29/4 ± 50/69 بود و 65 درصد از شرکت کنندگان زن و 35 درصد مرد بودند ضریب همبستگی پیرسون نشان دهنده ارتباط مستقیم بین ترس از سقوط و سن بود (008/0=P ، 159/0-r=)، ضمن این که نتایج حاصل بین متغیر ترس از سقوط با پرفشاری خون، تعداد داروهای مصرفی سالمند و شکستگی لگن نیز ارتباط آماری معنی دار و مستقیم را نشان داد (05/0>P). همچنین 9/97 درصد از شرکت کنندگان سابقه ی بیش از یک بار جراحی ارتوپدی داشتند که در ارتباط مستقیم با ترس و نگرانی بالا از سقوط می باشد.
    نتیجه گیری کلی
    فراوانی ترس از سقوط در سالمندانی که سابقه جراحی ارتوپدی داشتند، در سطح قابل توجهی بالاتر بوده است. با توجه به پیامدهای نامطلوب ترس از سقوط در سالمندان، توصیه می گردد برای سالمندان تحت جراحی ارتوپدی که در بیمارستان بستری می شوند، حین ترخیص برنامه های آموزشی مشاوره ای گذاشته شود تا بدین طریق، زمینه ای جهت ارتقاء سطح سلامت و دستیابی به سالمندی فعال و همچنین کاهش ترس بیماران سالمند از سقوط فراهم آید.
    کلیدواژگان: سالمند، ترس از سقوط، سقوط، جراحی ارتوپدی
  • صدیقه حنانی، نسرین قنبری نکو*، فریبا نصیری زیبا، آغا فاطمه حسینی صفحات 62-71
    زمینه و هدف
    سندرم پیش از قاعدگی یکی از شایع ترین اختلالات سنین باروری است و موجب کاهش سطح کارایی شغلی در گروه های مختلف حرفه ای می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین شیوع سندرم پیش از قاعدگی و عوامل مرتبط با آن در تکنولوژیست های اتاق عمل انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی در سال 96-1395 برروی112 نفر از تکنولوژیست های اتاق عمل بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. نمونه گیری به روش سرشماری و ابزار مورد استفاده سه پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، غربالگری علائم قبل از قاعدگی و استرس شغلی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون های فیشر- مجذور کای) از طریق نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام شد.
    یافته ها
     حدود 1/57 درصد از تکنولوژیست ها مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی متوسط یا شدید بودند. بین سن- شاخص توده بدنی- سطح تحصیلات- ورزش و ورزش منظم با سندرم پیش از قاعدگی ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت اما بین سندرم پیش از قاعدگی و نوع ورزش (027/0 P=) و همچنین استرس شغلی (005/0P=) ارتباط آماری معنی دار بود.
    نتیجه گیری کلی
     در تکنولوژیست هایی که استرس شغلی کمتری دارند و فعالیت های ورزشی مخصوصا ورزش های استقامتی انجام می دهند، شیوع این سندرم کمتر می باشد. بنابراین برگزاری کلاس های آموزشی جهت کاهش استرس شغلی و تشویق آنها به ورزش توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سندرم پیش از قاعدگی، اتاق عمل، استرس شغلی
  • آلیس خاچیان، محمد صادق فاضلی، حدیث صبور، حمید حقانی، غزاله آخوندیان* صفحات 72-85
    زمینه و هدف
    با توجه به دفع مواد از ایلئوستومی به صورت مایع و بی قوام، احتمال ایجاد عدم تعادل آب و الکترولیت و کاهش جذب مواد مغذی و به دنبال آن احتمال ایجاد سوء تغذیه وجود دارد. این مطالعه با هدف تاثیرآموزش تغذیه مبتنی بر گوشی هوشمند بر شاخص های بیوشیمیایی افراد دارای ایلئوستومی انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی نیمه تجربی با گروه کنترل در سال 1397 بود که با انتخاب 72 نفر از بیماران دارای ایلئوستومی به روش نمونه گیری به شکل مستمر با تخصیص غیر تصادفی نمونه ها در دو گروه کنترل و آزمون انجام شد. هر دو گروه بعد از تعبیه ایلئوستومی تحت آموزش رژیم غذایی مناسب توسط پرسنل بخش مربوطه قرار گرفتند و بیماران گروه آزمون علاوه بر آن، تحت آموزش تغذیه مبتنی بر گوشی هوشمند توسط پژوهشگر نیز قرار گرفتند. بررسی شاخص های بیوشیمیایی نیز در دو مرحله؛ یک روز قبل از تعبیه ایلئوستومی و سه هفته بعد از جراحی توسط پژوهشگر انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از فرم اطلاعات جمعیت شناختی و فرم گزارش دهی شاخص های بیوشیمیایی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS  نسخه 16 و با آمارهای توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
    یافته ها
    شاخص های بیوشیمیایی قبل از تعبیه ایلئوستومی در دو گروه تفاوت معنی دار آماری نداشته اند و سه هفته بعد از تعبیه ایلئوستومی تنها شاخص پروتئین واکنش دار سی  (CRP)تفاوت معنی دار آماری داشته است و در گروه کنترل به طور معنی داری بالاتر از گروه آزمون بوده است. تغییرات شاخص ها در دو گروه، قبل از تعبیه ایلئوستومی و سه هفته بعد از آن نشان دهنده آن بود که شاخص های آلبومین و پروتئین تام در گروه آزمون افزایش بیشتری نسبت به گروه کنترل داشته اند و CRP در گروه کنترل افزایش داشته است.
    نتیجه گیری کلی
     گرچه از نظر آماری تغییرات شاخص های بیوشیمیایی مورد ارزیابی، معنی دار بود ولی از نظر کلینیکی تغییرات شاخص ها ناچیز بود که قابل استناد نبود. می توان با افزایش بازه زمانی، در جامعه آماری بزرگتر و نتایج قابل تعمیم، نقش کاربردی این برنامه آموزشی را مشخص کرد تا برای بیماران دارای ایلئوستومی قابل استفاده گردد.
    کلیدواژگان: آموزش تغذیه، گوشی هوشمند، شاخص های بیوشیمیایی، ایلئوستومی
  • مصطفی سودمند، گلشن قاسم زاده، سمانه میرزایی، محسن محمدی، نسیم عموزاده لیچایی، آرزو منفرد* صفحات 86-95
    زمینه و هدف

    امروزه همودیالیز یکی از رایج ترین روش های درمانی به دنبال نارسایی مزمن کلیه می باشد. بیماران تحت درمان با همودیالیز دچار محدودیت هایی در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی خود می گردند و فعالیت های خود مراقبتی در این بیماران می تواند نقش موثری در سازگاری آن ها با فرآیند بیماری داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین توان خودمراقبتی و عوامل مرتبط با آن در بیماران همودیالیزی انجام شده است.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی است که بر روی بیماران مراجعه کننده به بخش همودیالیز مرکز آموزشی درمانی رازی شهرستان رشت در سال 1396 انجام گرفت که در آن 126 بیمار با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه ی دو بخشی شامل اطلاعات فردی– اجتماعی و شکل تعدیل یافته نسخه چینی مقیاس 28 گویه ای ارزیابی توان خودمراقبتی بود. اطلاعات پس از جمع آوری با آماره های توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد، فراوانی) و آزمون های تحلیلی (تی تست مستقل، ضریب همبستگی، آنالیز ئاریانس و رگرسیون لجستیک) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    حدود 4/71 درصد از بیماران دارای توان خود مراقبتی مطلوب بودند. ارتباط آماری معنی داری بین سن با توان خود مراقبتی وجود داشت (013/0P=). همچنین سطح تحصیلات با توان خودمراقبتی ارتباط آماری معنی داری داشت (0001/0˂P) .در بررسی به عمل آمده بر اساس مدل رگرسیون لجستیک نتایج نشان داد که هرچه سن بیماران از میانگین سنی کل بیماران مورد مطالعه بالاتر بود توان خودمراقبتی این بیماران به میزان 5/1 برابر کاهش پیدا کرده بود.

    نتیجه گیری کلی

    اگر چه در مطالعه ی حاضر بیشتر بیماران تحت درمان با همودیالیز دارای توان خودمراقبتی مطلوبی بودند اما نتایج این مطالعه نشان می دهد که این بیماران به علت افزایش سن، فرایند درمانی و مشکلاتی که ناشی از بیماری برای آن ها ایجاد می شود، دچار محدودیت هایی در مراقبت از خود می گردند. بنابراین توصیه می شود تا به منظور هرچه بهتر شدن توان خودمراقبتی این بیماران، تدابیری در برنامه های مراقبتی آنان گنجانده شود تا بیمار به عنوان عضوی از تیم مراقبتی در مراقبت از خود مشارکت کامل داشته باشد.

    کلیدواژگان: توان خود مراقبتی، همودیالیز، نارسایی مزمن کلیه
|
  • N Larti, M Jokar, F Maraki, A Aarabi, MR Zarei* Pages 1-10
    Background & Aims
    Surgical site infection (SSI) is a common postoperative complication. The observance of the aseptic technique is an effective measure to prevent SSI. The knowledge and performance of surgical technicians and technologists play a pivotal role in the proper implementation of this technique. The present study aimed to compare the knowledge and performance of surgical technicians and technologists regarding the observance of the aseptic technique.
    Materials & Methods
    This cross-sectional, comparative study was conducted during 2017-2018 on 235 surgical technicians and technologists in eight teaching hospitals in Isfahan, Iran. The participants were selected via stratified random sampling. Data were collected using a researcher-made questionnaire for the measurement of knowledge, which was completed by the participants. In addition, a researcher-made checklist was completed by the researcher after observing the performance of the participants in three surgical procedures. Data analysis was performed in SPSS version 22.0 using descriptive and analytical statistics.
    Results
    The mean score of the knowledge of surgical technicians and technologists was favorable, while their mean score of performance was average. The mean score of knowledge (P=0.047) and performance (P=0.01) was significantly higher in the surgical technologists compared to the surgical technicians. Moreover, a direct correlation was observed between the scores of knowledge and performance in both surgical technicians (P=0.027) and surgical technologists (P=0.032).
    Conclusion
    According to the results, improving the knowledge of surgical technicians and technologists regarding the aseptic technique could enhance their performance in this regard. Therefore, the findings of this study could lay the groundwork for the proper supervision of the performance of healthcare providers in order to harmonize their knowledge and performance. Furthermore, considering the higher scores of knowledge in surgical technologists compared to the technicians, it is advisable that the latter be encouraged to continue their education. The implementation of effective training programs should also be considered in order to improve the performance of operating room personnel.
    Keywords: Knowledge, Practice, Nurse, Operating Room, Infection
  • F Hajibabaee, H Ashrafizadeh* Pages 11-28
    Background & Aims
    Assessment and application of new educational approaches are essential to the enrichment of educational programs. Problem-based learning (PBL) is a novel educational approach, which is based on the principle of using problems as the starting point for the acquisition and combination of new knowledge. The present study aimed to systematically review the studies on PBL in nursing education in Iran.
    Materials & Methods
     In this comprehensive review, all the articles published in Persian focusing on PBL in nursing were evaluated. The articles were retrieved by searching in databases such as Iran Medex, Magiran, Google Scholar, Iran Research Institute for Information Science (Irandoc), and Scientific Information Database (SID) using various keywords, including learning, teaching, problem-solving, PBL, problem-oriented, and nursing for the articles published during April 2001-2018.
    Results
     In total, 45 articles were retrieved using the mentioned keywords. After a thorough review, 31 articles were selected based on the research objectives, which were published in Persian in national journals, and their full texts were accessible. The selected articles had five main themes, including the effects of problem-solving training on the ability of nursing students in the country, perceptions of nursing students toward PBL, influential factors in PBL, comparison of education based on PBL with other educational methods, and experiences of nursing students with PBL.
    Conclusion
     According to the results, several studies have confirmed the efficacy of PBL in nursing education and the empowerment of students, urging the extensive adoption and comprehensive incorporation of this approach into nursing education. Although few studies contradicted the positive impact of this educational approach, most of the studies in this regard indicated the satisfaction of nursing students with the use of PBL in their courses.
    Keywords: Learning, Teaching, Problem-solving, Nursing, Comprehensive Review
  • H Rahimi*, F Baghsheykhi, E Azizi, S Haji Jafari Pages 29-39
    Background & Aims
    Job adaptability is essential to the successful employment of nurses, which could be largely influenced by psychological capital. The present study aimed to investigate the association between psychological capital and job adaptability in the nurses at Kashan University of Medical Sciences hospital, Iran.
    Materials & Methods
    This descriptive-correlational study was conducted on 190 nurses at Kashan University of Medical Sciences hospital, who were selected via stratified random sampling. Data were collected using two questionnaires of psychological capital and job compatibility. Data analysis was performed in SPSS version 22 using descriptive and inferential statistics.  
    Results
    The mean psychological capital (5.41±0.77) was above average 4, and the mean job compatibility (3.23±0.43) was above average 3. Pearson's correlation-coefficient indicated a positive, significant correlation between psychological capital and job adaptability of nurses (r=0.43). In addition, the most significant association was observed between psychological capital and value orientation (r=0.43), while the least significant correlation was denoted between psychological capital and autonomy (r=0.15).
    Conclusion
    According to the results, the implementation of programs for the improvement of psychological capital in the nursing community could result in the job adaptability of nurses. Furthermore, a supportive view within hospitals toward nurses and the subsequent perception of being supported on behalf of nurses could effectively enhance their job adaptability.
    Keywords: Psychological Capital, Job Adaptability, Nurse
  • S Khanjari, N Bayati*, H Haghani Pages 40-49
    Background & Aims
    Failure in proper endotracheal suctioning may lead to hemorrhage, lesions in the tracheal mucosa, infections, atelectasis, and hypoxia, which are associated with increased mortality, length of hospital stay, and treatment costs in hospitalized neonates. Considering that nurses play a key role in the prevention of these complications, the present study aimed to assess the effect of training on the performance of nurses in the endotracheal suctioning of neonates.
    Materials & Methods
    This quasi-experimental was conducted with control groups on 80 nurses, who were selected via continuous sampling, at selected hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences and Iran University of Medical Sciences (two control hospitals and two intervention hospitals) in 2016. Before the training intervention, the performance of nurses was evaluated using a researcher-made checklist, which was developed with a demographic section and nursing performance section with 30 items based on guidelines and expert opinions. The contents of the checklist and educational contents were assessed and approved by a panel of experts. The performance of nurses was observed by the researcher in three stages. One month after the intervention, the performance of the same nurses was evaluated again by the same researcher in three stages.
    Results
    The score of nursing performance before and after the intervention was 51.38±8.70 and 72.19±4.16, respectively, which indicated a statistically significant difference (P<0.001).
    Conclusion
    Considering that the performance of nurses was not optimal in the endotracheal suctioning of neonates, it is essential provide training to nurses based on the related guidelines and expert opinions in order to enhance the quality of care. In this regard, the provision of in-service training programs could promote the quality of neonatal care services for endotracheal suctioning.
    Keywords: Nurses, Neonate, Performance, Education, Suctioning
  • S Hajati, F Bastani* Pages 50-61
    Background & Aims
    Old age is associated with several health threats, including falls, with fear of falling considered to be one of its major complications, especially after orthopedic surgeries, which may lead to limited daily activities, isolationism, and lack of social participation. The present study aimed to assess the fear of falling and its contributing factors in the elderly patients with the history of falls following orthopedic surgeries, who referred to the orthopedic clinics of selected hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences.
    Materials & Methods
    This cross-sectional, descriptive-correlational study was conducted on 280 elderly patients referring to the clinics of the hospitals in Tehran, Iran. The patients were selected via convenience sampling. Data were collected using the abbreviated mental test (AMT), a demographic questionnaire, and the falls efficacy scale instrument (FES-I), which were completed via face-to-face interviews with the elderly. Data analysis was performed in SPSS version 20 using descriptive and inferential statistics, independent t-test, one-way analysis of variance (ANOVA), and linear regression analysis at the significance level of P≤0.05.
    Results
    The mean age of the elderly was 69.50±4.29 years, and 65% and 35% of the patients were female and male, respectively. The results of Pearson's correlation-coefficient indicated a direct correlation between the fear of falling and age (P=0.008; r=0.159). Direct, significant correlations were also observed between the fear of falling and hypertension, the number of the used medications, and pelvic fractures (P<0.05). In addition, 97.9% of the patients had more than one orthopedic surgery, which was directly correlated with the fear of falling.
    Conclusion
    According to the results, the frequency of fear of falling in the elderly with the history of orthopedic surgeries was significantly high. Considering the adverse outcomes of the fear of falling in elderly patients, it is recommended that counseling training programs be planned for the elderly patients after orthopedic surgeries for the health promotion of these individuals and active old age, as well as the reduction of the fear of falling in elderly patients.
    Keywords: Elderly, Fear of Falling, Falling, Orthopedic Surgery
  • S Hannani, N Ghanbary Nekoo*, F Nasiri Ziba, AF Hosseini Pages 62-71
    Background & Aims
    Premenstrual syndrome (PMS) is considered to be a common abnormality in the women of the reproductive age, which reduces efficiency in various professional groups. The present study aimed to determine the prevalence of PMS and its influential factors in the operating room technologists.
    Materials & Methods
    This cross-sectional study was conducted on 112 operating room technologists in the teaching hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences during 2016-2017. The participants were selected via census sampling. Data were collected using three questionnaires of demographic characteristics, PMS symptom screening, and occupational stress. Data analysis was performed in SPSS version 23 using descriptive and inferential statistics (Fisher's exact test and Chi-Square).
    Results
    Approximately 57.1% of the operating room technologists had moderate-to-severe PMS. No significant correlations were observed between age, body mass index, education level, physical exercise, and regular exercise with PMS. However, there were significant correlations between PMS, type of physical exercise (P=0.027), and occupational stress (P=0.005).
    Conclusion
    According to the results, PMS had a lower prevalence in the technologists with less occupational stress and those with physical exercise (especially endurance training) comparatively. Therefore, it is recommended that training interventions be implemented in order to reduce occupational stress and encourage physical exercise in these healthcare professionals.
    Keywords: Premenstrual Syndrome, Operating Room, Occupational Stress
  • A Khachian, MS Fazeli, H Sabour, H Haghani, GH Akhoondian* Pages 72-85
    Background & Aims
    Discharge of materials from ileostomy in a fluid, inconsistent form may lead to water and electrolyte imbalance and decreased nutrient absorption, followed by the risk of malnutrition. The present study aimed to investigate the effects of smartphone-based nutritional education on the biochemical indicators of patients with ileostomy.
    Materials & Methods
    This quasi-experimental clinical trial was conducted with a control group on 72 patients with ileostomy in 2018. The patients were selected via continuous sampling and non-randomly allocated to two groups of intervention and control. After ileostomy implantation, both groups received training on proper dietary habits by the ward staff. In addition, the patients in the intervention group were provided with smartphone-based nutritional education by the researcher. Evaluation of biochemical indicators was performed one day before ileostomy implantation and three weeks after surgery by the researcher. Data were collected using demographic forms and biochemical indicator reports. Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive and inferential statistics.
    Results
    Before ileostomy implantation, biochemical indicators had no significant differences in the intervention and control groups. Three weeks after ileostomy implantation, the only significant difference was observed in the level of C-reactive protein (CRP), which was significantly higher in the control group compared to the intervention group. Moreover, changes in the biochemical indicators in the study groups before ileostomy implantation and three weeks after the procedure indicated that the levels of albumin and total protein increased more significantly in the intervention group compared to the control group, while the level of CRP increased in the control group.
    Conclusion
    Although statistically significant changes were denoted in the assessed biochemical indicators, the changes were not considered clinically significant and reliable. Therefore, the increasing of time intervals in larger sample populations with more generalizable results could determine the functional role of the training intervention, so that it could be applicable for patients with ileostomy.
    Keywords: Nutritional Education, Smartphone, Biochemical Indicators, Ileostomy
  • MostafaSoodmand, GolshanGhasemzadeh, SamanehMirzaee, MohsenMohammadi, NasimAmoozadehLichaei, ArezooMonfared* Pages 86-95
    Background & Aims

    Hemodialysis is currently a common treatment for chronic renal disease, which is associated with numerous limitations in the physical, mental and even social function of the patients. As such, self-care activities could significantly help hemodialysis patients to adapt to the course of their disease. The present study aimed to determine self-care agency and its influential factors in hemodialysis patients.Materials &

    Methods

    This cross-sectional was conducted on the patients referring to Razi Educational-Therapeutic Hemodialysis Center in Rasht, Iran in 2017. In total, 126 patients were selected via random sampling. Data were collected using a two-section questionnaire of sociodemographic characteristicsand modulated Chinese version of 28-statement self-care agency. Data analysis was performed using descriptive statistics (mean, standard deviation, frequency, and percentage) and analytical tests (independent t-test, correlation-coefficient, analysis of variance, and logistic regression analysis).

    Results

    Approximately 71.4% of the patients had optimal self-care abilities, and a significant correlation was observed between age and self-care agency (P=0.013). Moreover, education level was significantly correlated with self-care agency (P<0.0001). The logistic regression analysis also indicated that the increased age of the patients from the mean age was associated with the reduction of their self-care agency by 1.5 times.

    Conclusion

    Although the majorityof the patients had optimal self-care abilities, the results also indicated that with increased age and due to the treatment procedure and disease complications, hemodialysis patients were faced with limitations in proper self-care. Therefore, it is recommended that proper measures be taken regarding the care program of these patients, so that they could fully contribute to their care process as a member of the healthcare team.

    Keywords: Self-care Agency, Hemodialysis, Chronic Renal Disease