فهرست مطالب

علمی شیلات ایران - سال بیست و هشتم شماره 3 (مرداد 1398)
  • سال بیست و هشتم شماره 3 (مرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 20
|
  • حسین باصری ارغوانی، ابوالفضل عسکری ساری*، مهران جواهری بابلی صفحات 1-12
    در این مطالعه اثر سطوح مختلف اتیلن دی آمین تترا استیک اسید (EDTA) در جیره غذایی و تاثیر آن بر تغییرات میزان عناصر سنگین کادمیوم، جیوه، سرب و آرسنیک در گوشت ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) در یک دوره پرورش 90 روزه مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق بر اساس طرح کاملا تصادفی شامل 5 تیمار 1(شاهد)، 2، 3، 4 و 5 که بترتیب حاوی صفر، 75، 150، 300 و 600 میلی گرم در کیلوگرم EDTA بودند و تحقیق در 6 تکرار انجام گردید. میانگین وزن کل، طول کل و ارتفاع بدن در بچه ماهیان معرفی شده بترتیب 06/0±1/2 گرم، 05/0±96/1 سانتی متر و 01/0±51/0 سانتی متر بود. میانگین غلظت آرسنیک در گوشت ماهی کپور معمولی در تیمارهای مختلف در محدوده 66/84-56 میکروگرم بر کیلوگرم به ثبت رسید. حداکثر غلظت آرسنیک در تیمار 2 و کمترین مقدار این عنصر در تیمار 5 بدست آمد و تفاوت معنی داری بین تیمارها مشاهده نشد (05/ 0>P). حداکثر و حداقل غلظت جیوه در گوشت ماهی کپور معمولی بترتیب در تیمار 3 (4/2±33/129 میکروگرم بر کیلوگرم) و 4 (02/2±33/112 میکروگرم بر کیلوگرم) بدست آمدکه از نظر این عنصر سنگین تفاوت معنی داری بین تیمارهای 4، 5 و شاهد با تیمارهای 2 و 3 مشاهده شد (05/ 0>P). محدوده تغییرات غلظت سرب در گوشت ماهیان 256-192 میکروگرم بر کیلوگرم اندازه گیری شد. تیمار 4 با سایر تیمارها تفاوت معنی داری نشان داد (05/ 0>P). حداقل و حداکثر میزان غلظت کادمیوم در گوشت ماهی کپور معمولی بترتیب در تیمارهای 2 (72/4±00/106 میکروگرم بر کیلوگرم) و 4 (61/4±0/113 میکروگرم بر کیلوگرم) بدست آمد که تیمار 4 با تیمارهای 1، 2 و 5 تفاوت معنی داری را نشان داد (05/ 0>P).
    کلیدواژگان: EDTA، کادمیوم، جیوه، سرب، آرسنیک
  • محسن یحیایی، سعید گرگین*، دانیال اشتپوتیش، محسن صفایی، سید یوسف پیغمبری صفحات 13-21
    تورهای پره ساحلی ابزارهای صیدی هستند که از سطح تا بستر را بوسیله دیواره توری غیرگوشگیر اشغال می کنند. بالابودن میزان صید ماهیان غیراستاندارد در تورهای پره باعث شد تا این تحقیق در راستای استانداردسازی چشمه های کیسه پره انجام شود. نمونه برداری در فصل زمستان 1395 آغاز و در بهار 1396 با انجام 73 بار پره کشی با استفاده از چهار تور پره با چهار چشمه به اندازه های 26، 28، 30 و33 میلی متری (از گره تا گره مجاور) در قسمت کیسه در منطقه میانکاله صورت گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین میزان صید از گونه های مختلف در اندازه های مختلف مربوط به چشمه 26 میلی متر می باشد. همچنین بیشترین فراوانی طول کل برای گونه کفال طلایی Liza aurata Risso, 1810)) در چشمه های مختلف در طبقه طولی 35-30 سانتی متری، برای شگ ماهیان Alosa caspia Linck, 1790)) در طبقه طولی 35 تا 40 سانتی متری و برای گونه ماهی سفید Rutilus kutum Kamensky, 1901)) در طبقه طولی 30 تا 35 سانتی متری قرار داشتند. نتایج نشان داد که در تور با چشمه 26 میلی متر برای ماهی کفال طلایی طول 50 درصد صید مجاز معادل 87/24 سانتی متر، در چشمه 30 میلی متر 06/25 سانتی متر و چشمه 32 میلی متر 65/26 سانتی متر می باشد. میزان طول 50 درصد صید مجاز شگ ماهی در استفاده از چشمه 30 میلی متر مقدار 5/25 سانتی متر بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده مشخص شد که پره های موجود در منطقه به هیچ عنوان انتخابی عمل نکرده و ماهیان زیادی را زیر استاندارد طولی صید می کند.
    کلیدواژگان: استانداردسازی چشمه، صید انتخابی، صید پره، میانکاله
  • فاطمه حیدری، سید پژمان حسینی شکرابی*، مهدی شمسایی صفحات 23-32
    در این پژوهش، سطوح مختلف پودر دانه گیاه آناتو (Bixa orellana) به جیره غذایی ماهیان قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss ااضافه گردید و سپس برخی از شاخص های خونی (شامل تعداد گلبول های قرمز و سفید ، غلظت هموگلوبین و درصد هماتوکریت)، عملکرد رشد و رنگ فیله ماهیان بررسی شد. جیره های آزمایشی با سه تکرار شامل 0 (شاهد)، 25/0، 5/0 و 75/0 درصد پودر دانه گیاه آناتو بود. تعداد 360 عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان جوان (5±100 گرم) در 12 عدد تانک به صورت کاملا تصادفی ذخیره سازی و 40 روز پرورش یافتند. حداکثر مقدار شاخص های خونی بجز تعداد گلبول های سفید در تیمار شامل 75/0 درصد پودر دانه گیاه آناتو مشاهده شد، در حالیکه کمترین مقدار این شاخص ها در تیمار شاهد مشاهده شد (p<0.05). همچنین، بیشترین وزن نهایی بدن (235 گرم) مربوط به تیمار 75/0 درصد پودر دانه آناتو و کمترین (2/108 گرم) مربوط به تیمار شاهد بود (p<0.05). طیف رنگ های قرمز و زرد در فیله ماهیان با افزایش سطح پودر آناتو در جیره، به طور معنی داری افزایش یافت و بیشترین میزان آنها در فیله ماهیان تغذیه شده با 75/0 درصد پودر آناتو در مقایسه با سایر تیمارها مشاهده شد (p<0.05). بنابراین، افزودن پودر دانه گیاه آناتو به مقدار 75/0 درصد در جیره غذایی ماهی قزل آلای رنگین کمان تاثیر مثبتی در شاخص های خونی داشت و از سویی، با افزایش نرخ رشد و رنگ پذیری فیله احتمالا هزینه های پرورش را کاهش و مشتری پسندی گوشت ماهی را افزایش خواهد داد.
    کلیدواژگان: گیاه آناتو، رنگدانه، رنگ فیله، قزل آلای رنگین کمان
  • احسان احمدی فر*، حسین آدینه، رها فدایی راینی، سمیرا مقدم فر صفحات 33-44
    مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر پودر گلبرگ زعفر ان بر رشد و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی در لارو ماهی کپور علفخوار (Ctenopharyngodon idella) انجام شد. لارو ماهیان با میانگین وزن و طول (03/0± 75/0گرم و 09/0±39/4 سانتی متر) بصورت مجزا با چهار سطح پودر گلبرگ زعفران در رژیم غذایی به مدت 60 روز تغذیه شدند که شامل P0 (شاهد)،  P1(2 درصد)، P2 (4 درصد) و P3 (6 درصد) بود. 1200 قطعه ماهی در قالب طرح کاملا تصادفی در 12 مخزن تقسیم شدند (4 تیمار آزمایشی و هر یک با 3 تکرار). پایان آزمایش، پارامترهای رشد (وزن و طول نهایی، نرخ رشد روزانه، وزن بدست آمده، نرخ رشد ویژه و فاکتور وضعیت)، تغذیه (ضریب تبدیل غذایی و کارایی تبدیل غذا) و آنتی اکسیدان (گلوتاتیون پراکسیداز، سوپرکسید دیسموتاز، مالون دی آلدهید و کاتالاز) مورد بررسی قرار گرفتند. پارامترهای رشد پس از تغذیه با پودر گلبرگ زعفران در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت. وزن نهایی و نرخ رشد ویژه در تیمار P2 در مقایسه با تیمار شاهد افزایش معنی داری داشت درحالیکه ضریب تبدیل غذایی در این تیمار کاهش معنی داری داشت. علاوه بر این، مقدار مالون دی آلدهید و کاتالاز در لاروهای ماهی تغذیه شده با سطوح مختلف مکمل نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافت. افزایش قابل توجهی در پارامترهای گلوتاتیون و سوپرکسید دیسموتاز پراکسیداز در تیمار P3 نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد. این تحقیق نشان داد که مقدار بکارگیری 6 درصد پودر گلبرگ زعفران می تواند به عنوان یک افزودنی خوراکی در آبزی پروری مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ماهی کپور علفخوار، پودر گلبرگ زعفران، پارامترهای رشد، آنزیم های آنتی اکسیدانی
  • علی مهدی آبکنار*، مازیار یحیوی، امیر هوشنگ بحری، محمدرضا بیواره صفحات 45-54
    مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه میزان تجمع چهار فلز سرب (Pb)، مس (Cu)، کادمیوم (Cd) و جیوه (Hg) در بافت جلبک قهوه ای سارگاسوم (Sargassum illicifolium) و لابستر صخره ای (Panuliros homaros) در دو بازه زمانی قبل و بعد از مانسون در مناطق نوزادگاهی سواحل شمالی دریای عمان انجام شد. تعداد 50 نمونه از هر گونه در فصول بهار و پاییز سال 1396 از ایستگاه های بندر جاسک، صیدگاه درک، بندر پزم، خلیج چابهار و بندر گواتر تهیه شد. آماده سازی نمونه ها با روش هضم مرطوب و اندازه گیری میزان تجمع فلزات با دستگاه جذب اتمی انجام شد. اختلاف معنی داری در میزان تجمع فلزات سنگین در شرایط قبل و بعد از مانسون در بافت هر دو گونه مشاهده شد (05/0p<). مقایسه میزان تجمع فلزات در شرایط قبل و بعد از مانسون اختلاف معنی داری فقط در میزان تجمع کادمیوم در بافت عضله لابستر صخره ای نشان داد (05/0p<). میزان تجمع این فلز بعد از مانسون در مقایسه با شرایط قبل از آن کاهش معنی داری داشت (05/0p<). مقایسه نتایج با حد استانداردهای بین المللی (WHO، FDA، NHMRC و سازمان استاندارد ملی ایران) نشان داد که سطح هر چهار فلز در بافت جلبک قهوه ای سارگاسوم کمتر از حد مجاز استانداردها بود. سطح سرب در بافت لابستر صخره ای نیز از تمامی استانداردها پایین تر بود؛ اما سطوح مس، کادمیوم و جیوه بالاتر از حد مجاز استانداردها اندازه گیری شد. درمجموع، نتایج این تحقیق می تواند تا حدودی بیانگر وضعیت نامناسب زیستی در مناطق نوزادگاهی سواحل شمالی دریای عمان باشد.
    کلیدواژگان: مانسون، دریای عمان، فلزات سنگین، جلبک، لابستر
  • افشین عادلی*، طاهره غفاری، سید مهدی اجاق، محسن واحدی صفحات 55-65
    از آنجایی که مصرف هدف اصلی تولید است و موارد مد نظر تولید کننده باید از طریق فروشنده همسو با خواسته های مصرف کننده باشد، ارزیابی روند خرید و فروش بازار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین، تحقیق حاضر در سال 1393به منظور ارزیابی روند خرید و فروش در بازار ماهی بنادر استان گیلان (بندر انزلی، آستارا و کیاشهر) با جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه از 30 ماهی فروشی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون فریدمن و آزمون کای دو استفاده شد. نتایج نشان داد، بیشتر فروشندگان ماهی بنادر استان گیلان در رده سنی 40-31 سال (6/26%) قرار دارند. بیشتر آنها سطح تحصیلات راهنمایی (40%) و متوسطه (40%) دارند. حدود نیمی از آنها 20-10 سال سابقه اشتغال داشته و 65% دارای خانواده 3 و 4 نفره می باشند. 70 درصد فروشندگان بازار ماهی بنادر استان گیلان از امکاناتی همچون یخچال برای عرضه مناسب برخوردارند، اما بیش از 80 درصد آنها فاقد پیشخوان بودند. یافته های تحقیق نشان داد تازگی و کیفیت به عنوان مهمترین عامل قابل توجه مصرف کنندگان هنگام خرید ماهی است. دلایل عدم مصرف ماهی بوی نامطبوع، وجود تیغ و دشواری پاک کردن عنوان شد و فروشندگان در مصرف ماهی سالم بودن و در خرید، تازگی را عامل فروش بیشتر می دانستند. اما برای مصرف، دسترسی آسان و علاقه مندی به گونه ای خاص و در خرید، چینش ماهی در پیشخوان، یخ گذاری و شن پوشی را عامل قابل توجه از سوی مصرف کنندگان نمی دانستند. به دلیل بازار مناسب، فروشندگان مشکلی نداشتند و عدم دسترسی به مصرف کننده نهایی، اجاره سنگین و عوارض بالای شهرداری از مشکلات فروشندگان در فروش ماهی در بازارهای بنادر گیلان تشخیص داده نشد. با این وجود ساماندهی بازارهای بنادر استان گیلان و تجهیز آنها به پیشخوان و استانداردهای لازم جهت مدرن سازی بازار سنتی ضروری بنظر می رسد.
    کلیدواژگان: گیلان، بازار آبزیان، فروشندگان ماهی، بندر، شیلات
  • محمد علی افرایی بندپی*، حسن نصرالله زاده، غلامرضا سالاروند، مهدی نادری، ابوالفضل روحی صفحات 67-76
    این پژوهش در راستای برنامه انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی، در سواحل جنوب شرقی دریای خزر و منطقه گهرباران در سال 93-1392 انجام شد. هدف از این تحقیق بررسی روابط بین برخی پارامترهای فیزیکی-شیمیایی آب و رسوبات بستر  با پراکنش، تراکم و زی توده گونه پرتار Streblospio gynobranchiata  در نیم خط ها، عمق، ایستگاه و فصول می باشد. نمونه برداری به صورت ماهانه و در 8 ایستگاه در اعماق 5، 10 و 15 متر در 2 نیم خط عرضی عمود بر ساحل صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که ییشترین مقدار تراکم و زی توده بترتیب در نیم خط شرقی با میانگین (±خطای معیار) 1/269±7/1437 عدد در متر مربع و 131/0±711/0 گرم در متر مربع بود. بر اساس آزمون پیرسون، همبستگی مثبتی بین میزان تراکم گونه S. gynobranchiata  با مواد آلی بستر (TOM) و عمق در سطح 01/0، شوری و درجه حرارت آب در سطح 05/0 یافت شد. بررسی تراکم و زیتوده این گونه در فصول مختلف دارای نوساناتی بود، بطوریکه بیشترین تراکم با میانگین (±خطای معیار) 2/185±08/1550 عدد در متر مربع و 09/0±775/0 گرم در متر مربع مربوط به زمستان و در دی ماه ثبت شد و اختلاف معنی داری بین تراکم و زی توده در ماه های مختلف یافت شد (05/0>p) که این امر می تواند به دلیل نزدیک شدن به دوره اختلال آب، به دلیل تغییرات فصلی و ایجاد آشفتگی زیستی (Bioturbation) در بستر دریا و رژیم غذایی معلق خواری (deposit feeder) این گونه باشد
    کلیدواژگان: تراکم، زی توده، S. gynobranchiata، گهرباران، دریای خزر
  • زهرا فرح بخش، آرش اکبرزاده*، ابوالفضل ناجی صفحات 77-88
    فلزات سنگین به عنوان یکی از گروه های اصلی آلاینده های محیط آبی، در اثر فعالیت های طبیعی و انسانی به محیط آبی راه می یابند. این فلزات ممکن است در بدن موجودات آبزی، از جمله ماهی تجمع یابند و خطر بالقوه برای سلامتی اکوسیستم و موجودات زنده و بخصوص برای انسان محسوب گردند. در مطالعه حاضر، میزان فلزات سنگین مس، روی و نیکل در بافت عضله ماهی سفید (Rutilus frisii Kutum) و ماهی سیاه کولی (Vimba vimba persa) صید شده از سواحل بندر انزلی بوسیله دستگاه طیف سنجی جذب اتمی تعیین گردید. میانگین غلظت فلزات سنگین مس، روی و نیکل در بافت عضله ماهی سفید بترتیب 26/1±47/7، 49/1±96/18، 23/0±68/2 و سیاه کولی بترتیب 26/2±41/10، 82/6±01/32 و30/0±50/2 میکروگرم برگرم وزن خشک بود. غلظت فلزات سنگین در بافت عضله کمتر از غلظت مجاز استانداردهای بین المللی بود، بجز فلز نیکل که از استانداردهای سازمان بهداشت جهانی (WHO) و سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) بیشتر بود. میزان پتانسیل خطر و شاخص خطر برای هر دو گروه سنی بزرگسال و کودکان کمتر از 1 بدست آمد. بنابراین، خطر چندانی برای مصرف کنندگان وجود ندارد. با توجه به اهمیت کیفیت ماهی مصرفی برای ساکنین مناطق شمالی ایران، جهت کنترل میزان آلاینده ها در آبزیان و جوامع مصرف کننده، باید آلاینده های منطقه، بخصوص فلزات سنگین به طور مستمر ارزیابی و پایش گردد.
    کلیدواژگان: پتانسیل خطر، تالاب انزلی، فلزات سنگین، ماهی، میزان جذب روزانه
  • پریا اکبری*، فرزانه دباشی، رها فدایی راینی صفحات 89-99
    هدف از این مطالعه، بررسی اثر عصاره جلبک قرمز جانیا (Jania adhaerens) بر شاخص های بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی ماهی کفال خاکستری بعد از 60 روز بود. 120 قطعه ماهی کفال خاکستری (Mugil cephalus) با میانگین وزنی 01/2± 95/14 (میانگین± خطای معیار) گرم، در 4 تیمار با جیره های مختلف شامل 0 (تیمار شاهد)، 5 ، 10 و 15 میلی گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا تقسیم بندی شدند. پس از 60 روزتغذیه با جیره های فوق، نتایج نشان داد بین تیمارهای آزمایشی و گروه شاهد از نظر آلبومین و فعالیت آنزیم کاتالاز اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0<P). کمترین میزان گلوکز، کلسترول، آلکالین فسفاتاز و آلانین آمینوترانسفراز و بیشترین میزان گلوتاتیون احیاء شده در تیمار حاوی 15 میلی گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا مشاهده شد. تیمار های حاوی سطوح مختلف عصاره جانیا افزایش معنی داری را از نظر فعالیت آنزیم های سوپر اکسیداز دیسموتاز، مالون دی آلدئید، گلوتاتیون احیاء شده، پروتئین تام و گلبولین در مقایسه با تیمار شاهد نشان دادند (05/0>P).  به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد که ماهیان کفال تغذیه شده با رژیم غذایی حاوی 10 و 15 میلی گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا منجر به بهبود فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی و شاخص های بیوشیمیایی سرم خون شده و استفاده از 15 گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا در جیره غذایی ماهی کفال خاکستری توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدانی، جلبک دریایی قرمز، شاخص های بیوشیمیایی خون، ماهی کفال خاکستری
  • عرفان اکبری نرگسی، بهرام فلاحتکار*، محمد محمدی صفحات 101-112
    به منظور بررسی اثر پروبیوتیک بر پارامترهای رشد و شاخص های خونی مولدین نر قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)، 44 قطعه مولد نر با میانگین وزن اولیه 85/33 ± 14/1366 گرم (خطای استاندارد ± میانگین) دوبار در روز به مدت 8 هفته با جیره های حاوی صفر (شاهد)، 5/0، 1 و 2 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک بیوآکوا (Bio-Aqua) تغذیه شدند. با توجه به نتایج، بیشترین میانگین وزن نهایی و کمترین ضریب تبدیل غذایی در تیمار 1 گرم در کیلوگرم مشاهده شد و اختلاف معنی داری با تیمار شاهد نشان داد (05/0P<). همچنین بیشترین نرخ رشد ویژه و درصد افزایش وزن بدن در تیمار 1 گرم در کیلوگرم مشاهده شد و تفاوت معنی داری با تیمار 2 گرم در کیلوگرم و شاهد داشت (05/0P<). با این حال اختلاف معنی داری در فاکتور وضعیت بین تیمارها دیده نشد (05/0P>). در شاخص های خونی بالاترین تعداد گلبول های قرمز و بیشترین مقدار هموگلوبین در تیمار 1 گرم در کیلوگرم بدست آمد و اختلاف معنی داری با تیمار 2 گرم در کیلوگرم و شاهد نشان داد (05/0P<). بیشترین تعداد گلبول های سفید و درصد هماتوکریت نیز در تیمار 1 گرم در کیلوگرم مشاهده شد و اختلاف معنی داری با تیمار شاهد داشت (05/0P<). در سایر شاخص های خونی تفاوتی بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد (05/0P>). نتایج پژوهش حاضر بیانگر اثرات مناسب پروبیوتیک بر پارامترهای رشد و شاخص های خونی مولدین نر قزل آلای رنگین کمان می باشد. بر همین اساس توصیه می شود از پروبیوتیک بیوآکوا به میزان 1 گرم به ازای هر کیلوگرم جیره در جیره غذایی مولدین نر قزل آلای رنگین کمان استفاده شود.
    کلیدواژگان: آزاد ماهیان، باکتری زیست یار، تغذیه، خون شناسی، مخمر
  • ابوالفضل ناجی*، سمیه کرد صفحات 113-123
    تقاضای جهانی برای استفاده از پلاستیک ها به علت کاربردهای فراوان آن رو به افزایش می باشد. حدود 80-60 درصد از زباله های محیط دریا را مواد پلاستیکی تشکیل می دهند. کمبود اطلاعات و پژوهش در مورد وجود آلودگی پلاستیکی و میکروپلاستیکی در آبزیان وجود دارد. بنابراین، در تحقیق حاضر به بررسی فراوانی، توزیع، اندازه، رنگ و نوع میکروپلاستیک ها در دستگاه گوارش 5 گونه (10n=) از ماهیان سواحل حوزه خلیج چابهار، دریای عمان در بهار 96 پرداخته شد. تعداد کل میکروپلاستیک های یافت شده در گونه های مورد مطالعه متغیر بود و بیشترین درصد شکل میکرو پلاستیک ها در دستگاه گوارش ماهیان متعلق به فیبر (%55)، قطعات (26%)، گلوله (18%) و فیلم (%1) بوده است. بر اساس نتایج حاصل از آنالیز طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR) از نمونه های میکروپلاستیک های یافت شده نشان داد که شایع ترین پلیمرهای یافت شده، پلی اتیلن (PE)، پلی اتیلن ترفتالات (PET) و نایلون بودند. نتایج نشان داد که تمامی ماهیان نمونه برداری شده از خلیج چابهار حاوی میکروپلاستیک بودند. با توجه به اهمیت آلودگی میکروپلاستیک می توان با نظارت بر رهاسازی پلاستیک ها در سواحل گردشگری و ماهیگیری خلیج چابهار به عنوان موضوع پیشنهادی مطالعات آتی ارائه گردد.
    کلیدواژگان: آلودگی سواحل، میکروپلاستیک، خلیج چابهار، دریای عمان، استان سیستان و بلوچستان
  • سهیل ایگدری*، آرش جولاده رودبار، جلیل ایمانی هرسینی، محسن رستمی صفحات 125-136
    تاکنون 12 گونه از کپورماهیان جنس Alburnoides در ایران بر اساس صفات ریخت شناسی توصیف شده است. ویژگی های کلیدی تخصیص داده شده به این گونه ها فاقد کارایی لازم جهت شناسایی آنهاست، بنحوی که با استفاده از این ویژگی ها نمی توان گونه های توصیف شده را از یکدیگر تشخیص داد. از اینرو، این تحقیق به منظور بررسی روابط آرایه شناسی و اعتبارسنجی گونه های توصیف شده با استفاده از نشانگر مولکولی زیر واحد I ژن سیتوکروم اکسیداز (COI) به اجرا درآمد. برای این منظور تعداد 70 نمونه از اعضاء این جنس از 20 ایستگاه مختلف در 6 حوضه آبریز داخلی نمونه برداری شد. جهت تعیین تفاوت های ژنتیکی و روابط خویشاوندی، DNA نمونه ها به روش فنل-کلروفرم استخراج و ژن سیتوکروم COI طی فرآیند PCR تکثیر و پس از خالص سازی توالی یابی شد. نتایج نشان داد که گونه های ایرانی جنس Alburnoides به هشت شاخه تقسیم می شوند. بیشترین فاصله ژنتیکی K2P درون گونه ای، مابین نمونه های گونهA. samiii  و کمترین میزان بترتیب در بین نمونه های A. coadi، A. holciki، A. parhami و A. nicolausi محاسبه گردید. همچنین بیشترین فاصله ژنتیکی K2P بین گونه ای به میزان 56/7 بین دو گونه A. qanati و A. holciki و کمترین میزان به مقدار 33/0 بین دو گونه A. parhami و A. holciki بدست آمد. با توجه به نتایج، به دلیل تمایز اندک ژنتیکی بر اساس ژن COI، اعتبار گونه های A. parhami،A. coadi  و A. nicolausi تائید نگردید و پیشنهاد می گردد که بترتیب مترادف گونه های A. holciki، A. namaki و A. idignensis در نظر گرفته شوند.
    کلیدواژگان: ماهی خیاطه، تنوع ریختی، تنوع ژنتیکی، آرایه شناسی، ایران
  • صدیقه محمدزاده، سکینه یگانه*، فاطمه مرادیان، بهرام فلاحتکار، سلواین میلا صفحات 137-147
    هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) یک نوروپپتید موثر در تنظیم فرآیند تولیدمثل در مهره‌‌داران می‌‌باشد. آنالوگ‌‌های مختلفی از این هورمون به فرم سنتتیک با نیمه عمرهای مختلف برای تکثیر مصنوعی آبزیان در بازار موجود می‌‌‌‌باشند. هدف از این تحقیق بررسی بیان GnRH نوترکیب در باکتری  Escherichia coliسویه  BL21به منظور تولید هورمون نوترکیب می‌‌‌‌باشد. در این تحقیق، توالی DNA مربوط به پپتید GnRH طراحی شده در وکتور بیانی pET28a+ کلون شد. واکنش زنجیره‌‌ای پلیمراز (PCR) به کمک آغازگرهای اختصاصی صحت کلونینگ را نشان داد. وکتور نوترکیب pET28a+/GnRH به باکتری بیانی E. coli BL21 (DE3) انتقال داده شد و صحت انتقال با کلونی PCR سنجیده شد و باند 186 جفت بازی حاصل از تکثیر ژن بر ژل آگارز مشاهده گردید. سپس برای بررسی بیان، باکتری نوترکیب در محیط Luria Bertani (LB) حاوی آنتی‌‌بیوتیک کانامایسین در دمای 37 درجه سانتی‌گراد کشت داده شد و با غلظت یک میلی‌‌مولار Isopropyl β-D-1-thiogalactopyranpside (IPTG) القاء شد و بعد از القاء، باکتری در دو دما و زمان مختلف شامل 6 ساعت در دمای 37 درجه سانتی‌‌گراد و 24 ساعت در دمای 20 درجه سانتی‌‌گراد قرار گرفت. میزان بیان به کمک الکتروفورز ژل SDS-PAGE تعیین شد. بررسی SDS-PAGE نشان‌‌دهنده بیان پپتید بوده و باند هشت کیلودالتونی مربوط به پپتید مورد نظر بر روی ژل قابل مشاهده بود. همچنین میزان بیان پپتید در دمای 20 درجه سانتی‌‌گراد بیشتر از دمای 37 درجه سانتی‌‌گراد می‌‌باشد. با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیق حاضر می‌‌توان نتیجه گرفت که هورمون GnRH قابلیت تولید در سیستم بیانی پروکاریوتی همانند اشریشیاکلی را دارد و پس از خالص سازی می‌‌تواند به‌‌عنوان یک همولوگ خاص برای درمان اختلالات تولید مثلی در آبزیان معرفی گردد.
    کلیدواژگان: GnRH، اشرشیاکلی، القای هورمونی، آبزیان
  • مسعود ستاری*، جاوید ایمانپور نمین، مهدی بی باک، محمد فروهر واجارگاه، آرش خسروی صفحات 149-161
    ماهی سفید (frisii Rutilus) یکی از ماهیان ساکن دریای خزر با بازارپسندی و ارزش اقتصادی بالاست با توجه به بسته بودن دریای خزر، تمامی آلاینده‌هایی که به آن تخلیه می‌شود، در حوضه دریا انباشته می‌شود. آلودگی رسوبات به فلزات سنگین منجر به مشکلات زیست‌محیطی جدی می‌شود. بدین منظور، تعداد 36 عنصر در بافت‌های کبد، عضله، گناد، پوست و کلیه این ماهی اندازه‌گیری شد و ارتباط آنها با پارامترهای رشد (سن و طول)، شاخص‌های فیزیولوژیک (ضریب چاقی، وزن نسبی، شاخص کبدی) بررسی شد. تعداد 51 عدد ماهی در فصل پاییز 1396 توسط پره‌های ساحلی و دام گوش‌گیر صید شدند و اندازه‌گیری فلزات با استفاده از دستگاه-OES  ICP انجام شد. بیشترین غلظت فلزات کلسیم، منگنز در بافت عضله، فلزات آلومینیم، باریم، کادمیم، کبالت، آهن، پتاسیم، سدیم، گوگرد، قلع، تنگستن و روی در بافت کلیه، فلزات آرسنیک، نیکل، سرب و روبیدیوم در بافت گناد، فلزات کروم، لیتیوم، منیزیوم، فسفر، آنتیموآن، سیلیکون، استرونسیم، توریوم و تیتانیوم در بافت پوست و فلز مس در بافت کبد بود. همبستگی میزان عناصر در هر بافت موردسنجش قرار گرفت که در این میان پایین‌ترین میزان همبستگی را عناصر استونسیوم و نیکل در بافت کبد و پایین‌ترین میزان همبستگی عناصر آنتیموان، منگنز و نیکل در بافت عضله محاسبه شد.
    کلیدواژگان: -OES ICP، فلزات سنگین، پارامترهای رشد، Rutilus frisii
  • مهران لقمانی *، پروین صادقی، ناصر جدگال صفحات 163-173
    مطالعه حاضر به منظور مقایسه میزان تجمع فلزات سنگین مس‌(Cu)، آهن (Fe)، سرب‌(Pb)، کادمیوم‌(Cd)‌، قلع‌(Sn)،‌آرسنیک‌(As) و جیوه‌(Hg) در بافت خوراکی میگوی سفید هندی در مناطق صیادی سواحل دریای مکران ‌(دریای عمان) در سال 1396 انجام گردید. بدین منظور تعداد 60 عدد میگو از مناطق کنارک،‌ اسکله های‌بریس و گواتر در فصل صید میگو جمع آوری گردید. پس از بیومتری و آماده‌سازی نمونه ها و سنجش فلزات مشخص گردید که میانگین غلظت مس،‌ آهن،‌‌ قلع، ‌‌سرب، ‌کادمیوم،‌ آرسنیک و جیوه بترتیب برابر با ‌28/0±13/13، 2/0±‌76/2، ‌30/0±‌77/1، ‌05/0±‌24/0، ‌001/0±‌03/0، ‌05/0±32/0، 001/0±‌02/0 میکروگرم بر‌گرم وزن خشک در بافت عضلانی میگو بوده‌ است. در مقایسه میان‌ ایستگاه ها، منطقه بریس بجز در جیوه و آهن، در سایر فلزات اختلاف معنی‌داری با سایر مناطق داشته است ‌(05/0P<). مقایسه نتایج با برخی استانداردهای بین‌المللی مثل سازمان بهداشت جهانی‌ (WHO, 1995) و مدیریت غذا و داروی آمریکا ‌(FDA) نشان می دهد که غلظت تمامی عناصر بررسی شده کمتر از حد‌مجاز جهانی بوده است و مصرف میگو در مناطق نمونه‌برداری شده برای سلامتی خطری نخواهد داشت.
    کلیدواژگان: میگوی سفید هندی، Penaeus indicus، مکران، خلیج چابهار، فلزات سنگین
  • فروغ درفش، مهدی سلطانی *، حسین علی عبدالحی، مهدی شمسایی مهرجان صفحات 175-183
    به منظور تعیین اثر پروبیوتیک دی‌پرو (Bacillus licheniformis, Bacillus subtilis)و مخمر ساکارومایسس سرویزیه (Saccharomycess Cerevisia) در جیره غذایی بچه تاسماهی ایرانی(Acipenser persicus) بر شاخص‌های رشد و ترکیب بیوشیمیایی لاشه، تعداد 2400 قطعه بچه تاسماهی ایرانی به صورت تصادفی با میانگین وزن 10/0±00/4 گرم)میانگین±خطای استاندارد(و میانگین طول 35/0±91/9 سانتی‌متر)میانگین±خطای استاندارد(انتخاب و در چهار تیمار و هر تیمار با سه تکرار گروه بندی شدند. مدت آزمایش 60 روز و محل اجرای آن در مرکز تکثیر و بازسازی ذخایر ماهیان خاویاری شهید دکتر بهشتی واقع در استان گیلان بود. تیمارهای آزمایشی شامل 1) 5 گرم دی پرو در کیلوگرم غذا 2) 5 گرم مخمر ساکارومایسس سرویزیه در کیلوگرم غذا 3) 5 گرم دی پرو در کیلوگرم غذا و 5 گرم مخمر ساکارومایسس سرویزیه در کیلوگرم غذا 4) گروه شاهد (جیره پایه فاقد پروبیوتیک و مخمر). نتایج حاصله نشان دادکه، بیشترین میانگین وزن به ترتیب در تیمار حاوی دی‌پرو حاصل گردید. تیمار دریافت کننده پروبیوتیک دی پرو بیشترین افزایش رشد، کوچکترین ضریب تبدیل غذاییرا داشت، که تفاوت آن با سایر تیمارها، معنی دار (05/0>P) بود. استفاده از دی پرو در جیره سبب شد تا چربی لاشه افزایش یابد که این افزایش از نظر آماری معنی دار بود (05/0>P). رطوبت لاشه با افزودن دی پرو به جیره کاهش یافت که این کاهش سبب اختلاف معنی داری در رطوبت لاشه در مقایسه باکنترل گردید(05/0>P). میزان خاکستر کل لاشه در تیمار حاوی دی پرو و یا مخمر در مقایسه با شاهد اختلاف معنی داری را نشان نداد (05/0<P). این در حالی بود که در تیمار حاوی دی پرو و مخمر نتایج متفاوتی مشاهده شد به طوری که میزان خاکستر افزایش نشان داد و تنها در مقایسه با گروه دیپرو بطور معنی داری (05/0>P) افزایش یافته است . مصرف خوراکی 5 گرم پروبیوتیک دی‌پرو در جیره غذایی بچه تاسماهی ایرانی، باعث افزایش رشد و شاخصهای رشد شده و اسفاده از آن در صنعت آبزی پروری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تاسماهی ایرانی، پروبیوتیک دی پرو، مخمر ساکارومایسس سرویزیه، شاخص های رشد، ترکیب بیوشیمیایی لاشه
  • کمال اینانلو، سهیل علی نژاد *، عسگر زحمتکش، باقر امینیان فتیده صفحات 185-194
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دو باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و پدیوکوکوس پنتوساسئوس بر شاخص‌های خونی، ایمنی‌شناسی و رشد بچه ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) انجام شد. به این منظور تعداد 180 عدد ماهی با وزنS.D) 44/1±gr14 (در 3 تیمار ذخیره‌‌سازی شدند. تیمار 1: جیره تجاری حاوی پروبیوتیک Lactobacillus acidophilus g/10kg(1010CFUg-1) 5/1 و تیمار 2: جیره تجاری حاوی پروبیوتیک Pediococcus pentosaceus g/10kg(1010CFUg-1) 5/1 و تیمار 3 یا شاهد با استفاده از غذای تجاری بدون پروبیوتیک، به مدت 60 روز مورد تغذیه قرار گرفتند. در پایان دوره آزمایش، تعداد 15 ماهی از هر تیمار نمونه‌گیری و شاخص‌‌های رشد، خون‌‌شناسی و ایمنی اندازه‌‌گیری شد. بر اساس نتایج، درصد افزایش وزن، درصد نوتروفیل و مونوسیت، لایزوزیم و C3 در تیمار 1 به شکل معنی‌داری بیشتر از تیمارهای 2 و 3 بود. مقادیر هماتوکریت، گلبول قرمز خون، هموگلوبین، MCV، MCH در تیمار 2 به شکل معنی‌داری بیشتر از سایر تیمارها بود. مقادیر MCHC و درصد لنفوسیت در تیمار 3 بیشترین مقدار را نشان داد. مقادیر IGM و C4 در بین تیمارها تفاوت معنی‌دار آماری نشان ندادند. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از جیره حاوی پروبیوتیک‌‌های Lactobacillus acidophilus و Pediococcus pentosaceus می‌‌تواند تاثیرات مثبتی بر فراسنجه‌‌های رشد، خون‌‌شناسی و ایمنی بچه ماهی کپور معمولی داشته باشد
    کلیدواژگان: کپور معمولی، پروبیوتیک، شاخص های خونی، ایمنی، رشد
  • مرضیه منصورلکورج، کامران رضایی توابع *، علیرضا میرواقفی، ملیکا ناظمی، محمدعلی نعمت الهی، مجتبی جهاندیده صفحات 195-205
    محیط زیست دریایی، منبع بسیاری از ترکیبات طبیعی زیست فعال است که خصوصیات ساختاری-شیمیایی آنها در سایر محصولات طبیعی گیاهان و جانوران خشکی‌زی مشاهده نمی‌شوند. این مطالعه به منظور بررسی و مقایسه خواص آنتی بیوتیکی عصاره‌های دی‌اتیل‌اتری و متانولی استخراج شده از ستاره دریایی و شقایق موکتی انجام شد. برای این تحقیق، ستاره دریایی و شقایق موکتی از منطقه جزیره لارک جمع آوری شدند و سپس عصاره‌گیری با استفاده از حلال‌های دی‌اتیل‌اتر و متانول انجام گردید. بررسی خواص آنتی بیوتیکی عصاره‌های به‌دست آمده بر باکتری‌های اشرشیاکلی (Escherichia coli) و باسیلوس سوبتیلیس (Bacillus subtilis) ابتدا با استفاده از روش انتشار در آگار جهت تعیین قطر هاله عدم رشد و سپس رقت لوله‌ای به منظور تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی باکتریایی (MBC) صورت گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، عصاره دی‌اتیل‌اتری استخراجی از شقایق موکتی هیچ اثر مهارکنندگی و کشندگی بر باکتری‌های مورد آزمایش نداشت. در حالیکه عصاره دی اتیل اتری استخراجی از ستاره دریایی در غلظت 40 mg/ml بر باکتری اشرشیاکلی اثر مهارکنندگی رشد را نشان داد، اما قدرت کشندگی نداشت. این عصاره در غلظت‌های مورد نظر تاثیری بر مهار رشد و کشندگی باکتری باسیلوس سوبتیلیس نداشتند. عصاره متانولی استخراجی از ستاره دریایی در غلظت 30mg/ml بر باکتری باسیلوس سوبتیلیس اثر مهارکنندگی رشد و در غلظت 50mg/ml اثر کشندگی نشان داد ولی هیچ یک از غلظت های مورد آزمایش تاثیری بر باکتری اشرشیاکلی نداشتند. همچنین عصاره متانولی استخراجی از شقایق موکتی در غلظت 40mg/ml برای باکتری اشرشیاکلی اثر مهارکنندگی رشد داشت، اما اثر کشندگی نشان نداد. در حالیکه هیچیک از غلظت‌های مورد آزمایش تاثیری بر باکتری باسیلوس سوبتیلیس نداشتند. همچنین بیشترین قطر هاله عدم رشد برای عصاره متانولی ستاره دریایی بر باکتری باسیلوس سوبتیلیس با قطر هاله عدم رشد 8/0±1/12 میلی‌متر ثبت گردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که عصاره متانولی استخراجی از ستاره دریایی دارای اثر مهارکنندگی رشد بیشتر و نیز اثر کشندگی بر باکتری باسیلوس سوبتیلیس بود. در حالیکه عصاره متانولی استخراجی از شقایق موکتی دارای قدرت مهار کنندگی رشد بر باکتری اشرشیاکلی بود. در نتیجه، عصاره متانولی ستاره دریایی در مهار رشد باکتری باسیلوس سوبتیلیس و عصاره متانولی شقایق موکتی در مهار رشد باکتری اشریشیاکلی موثر بودند.
    کلیدواژگان: قطر هاله عدم رشد، حداقل غلظت کشندگی، حداقل غلظت مهار کنندگی، ستاره دریایی، شقایق موکتی
  • پردیس پروین، زهرا خوشنود * صفحات 207-211
    هدف از انجام مطالعه ی حاضر بررسی کارایی روش بسته بندی در خلا در وضعیت آلودگی میکروبی فیله ی ماهیان بسته بندی شده موجود در بازار اهواز می باشد. به منظور بررسی آلودگی میکروبی میگوهای تجاری در بازار اهواز، 8 گونه‌ی متداول موجود شامل شامل ببری سبز Penaeus semisulcatus، هندی سفید Penaeus indicus، صورتی جنوبیPenaeus farfante ، شاه میگو Penulirus homarus، موزی Penaeus merguiensis، کیدیParapenaopsis stylifra ، سرتیز Metapenaeus affinis، وانامی Litopenaeus vanamei استفاده گردید. جهت بررسی آلودگی میکروبی این میگوها از بافت عضله نمونه برداری شد. دو خانواده باکتریایی (Vibrionaceae و Streptococcaceae) مشتمل بر 2 جنس و 3 گونه جداسازی شدند. بیشترین گونه جدا شده Streptococcus faecalis با درصد فراوانی 5/61% و کمترین میزان فراوانی مربوط به Vibrio alginolyticus با میزان فراوانی 7/7% بود. میگوی صورتی جنوبی با میزان آلودگی Vibrio parahaemolyticus به میزان 103× 5/4 دارای بالاترین میزان آلودگی بود. همچنین وجود یک گونه قارچ از شاخه Ascomycota با نام Penicillium expansum از خانواده Trichocomaceae مشاهده گردید. با توجه به اینکه 25% نمونه های مورد مطالعه دارای آلودگی باکتریایی بودند به نظر می رسد که نظارت دقیق و مستمر بر بیماری زاهای احتمالی V. parahaemolyticus، به منظور ارزیابی در معرض خطر بودن سلامت انسان از طریق مصرف غذاهای دریایی، لازم و ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: میگو، آلودگی میکروبی، آلودگی قارچی
  • مهدی محمد مهدی زاده *، مریم دبستانی، ابوالحسن غیبی، جعفر عزیزپور صفحات 213-217
    این مقاله با هدف تعیین الگوی شوری و دمای سطحی آب خلیج فارس با استفاده از داده‌های سنجنده AMSU-B بر ماهواره NOAA-16 مورد مطالعه قرار گرفته است. روش رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار آماری R بر داده‌های سنجنده AMSU-B و داده میدانی اجرا شده است که بر اساس نتایج بدست آمده، ضریب تعیین (R2) برای شوری و دما بترتیب برابر با 85/0 و 94/0 بود. همچنین خطای (RMSE) بین داده‌های ماهواره و داده‌‌های میدانی برای شوری 045/0و دما 12/0 می‌باشد که حاکی از آن است که داده‌‌های ماهواره سنجنده AMSU-B برای تعیین الگوی شوری و دمای سطحی آب در این مطالعه دقت کافی دارد .
    کلیدواژگان: SSS، SST، داده های سنجنده AMSU-B، نرم افزار آماری R، خلیج فارس
|
  • H. Basseri Arghavani, A. Askary Sary*, M. Javaheri Baboli Pages 1-12
    In this study the effects of various amounts of dietary EDTA (ethylene di amine tetra-acetic acid) supplementation on the amounts of cadmium, mercury, lead and arsenic were evaluated over a growing period of 90 days. This research was conducted according to completely randomized design with 5 treatments including 1(the control), 2, 3, 4 and 5 containing different EDTA concentration of 75, 150, 300 and 600 ppm, respectively and 6 replicates. The average concentration of arsenic ranged from total weight, total length and body height in fingerling fishes were 2.1±0.06 g, 1.96±0.05 and 0.51±0.01 cm, respectively. The average concentration of arsenic ranged from 56 to 84.66 µg/kg in different treatments. The highest and lowest concentration of arsenic were observed in treatment 2 and 5 were significantly different among various treatments (P>0.05).The highest and the lowest concentration of mercury were observed in treatment 3 (129.33±2.4 µg/kg) and 4 (112.±332.02 µg/kg), respectively. The amounts of mercury in treatment 1, 4 and 5 were significantly different from treatments   2 and 3(P<0.05). Lead concentration ranged from 192 to 256 µg/kg, in which the treatment 4 showed a significantly different as compared to the other (P<0.05). The lowest and the highest concentration of cadmium were observed in treatments 2 (106.00±4.72 µg/kg) and 4 (113.0±4.61 µg/kg), respectively. The concentration of cadmium in treatment4 was a significantly different from treatments 1, 2 and5 (P<0.05).
    Keywords: EDTA, Cadmium, Mercury, Lead, Arsenic
  • M Yahyaei, S Gorgin*, D. Stepputis, M. Saffaei, S.Y. Paighambari Pages 13-21
    Beach seine is fishing gears that occupy all depths of water from surface to bed by non-gillnet net. Increasing non-standard catches caused this survive was done to standardization of the beach seine mesh size. The research was started from winter of 2017 to spring of 2017, performing 73 hauling with four mesh sizes of 26, 28, 30 and 33 mm (knot to knot) in the bag area of ​​the beach seine in Miankaleh region of Golestan Province. According to the mesh size used in the bag section, the results showed that the highest amount of catches from different mesh size was done in size of 26 mm. Also, the maximum lengths were found for Liza aurata, Risso, 1810 in different mesh size in the 30-35 cm class length and for Alosa caspia, Linck, 1790 for 35-40 cm and for Rutilus kutum, Kamensky, 1901 at 30 to 35 cm. Also, in the mesh size of 26 mm, 50 percent of Lisa fish was caught at the length of 24.87 centimeters, in mesh size of 30 mm, 25.66 centimeters and mesh size of 32 mm, 26.65 centimeters. Also, the length of 50% of the permitted catch was obtained 25.5 centimeters by using 30 mm mesh size. According to the results, it was found that the Beach seines in the region did not caught selective and did catch much fish below the standard length.
    Keywords: Mesh standardization, Selectivity of catches, Beach seine, Miankaleh
  • F. Heidari, S.P. Hosseini Shekarabi*, M. Shamsaie Mehrgan Pages 23-32
    In this study, rainbow trout diet was supplemented with different levels of annatto (Bixa orellana) seed powder and then some blood parameters (i.e. red and white blood cells count, hemoglobin concentration and hematocrit percentage), growth performance and the fillets color was evaluated. The experimental diets consisted of 0 (control), 0.25, 0.5 and 0.75% annatto powder with three replicates. A total of 360 juvenile rainbow trout (100±5 g) were stocked completely randomly in 12 tanks and reared for 40 days. The maximum amount of all measured blood parameters except white blood cells were obtained in supplemented diet with 0.75% annatto seed powder and the minimum amount of the blood indices were observed in control group (p<0.05). Also, the highest body weight (235 g) was related to 0.75% annatto seed powder and the lowest (108.2 g) was related to control one (p<0.05). Spectrum of red and yellow colors in the fish fillets were increased by increasing in annatto seed powder level in the diet and the highest values were recorded in the fish fillet fed with 0.75% annatto seed powder in comparison with others (p<0.05). Therefore, the addition of annatto seed powder at 0.75% in rainbow trout diet has a positive effect on the blood parameters, and on the other hand, by increasing the growth rate and fillet coloring, probably the cost of culturing will reduce and the customer's satisfaction with the fish meat will increase.
    Keywords: Annatto, Pigment, Fillet color, Rainbow trout
  • E. Ahmadifar*, H. Adineh, R. Fadaee Raienee, S. Moghaddam Far Pages 33-44
    The present study was conducted to determine the effect of saffron petal powder on the growth and activity of antioxidant enzymes in the grass carp larva (Ctenopharyngodon idella). Fish larva (0.75 ± 0.03 g and 4.39± 0.09 cm) were fed separately with four levels of saffron petal powder diets which were included; P0 (0%), P1 (2%), P2 (4%) and P3 (6%) for 60 days. One thousand two hundred fish were divided randomly into 12 tanks (4 experimental treatments and each with 3 replications). End of the experiment, growth (final weight, final length, daily growth rate, weight gain, specific growth rate and condition factor), feed (food conversion ratio and food conversion efficiency) and Antioxidant (glutathione peroxidase, superoxide dismutase, malonyldialdehyde and catalase) parameters were evaluated. Growth parameters were enhanced following feeding with saffron petal powder compared with the control group. The final weight and specific growth rate in P2 treatment increased significantly compared to control, while there was a significant reduction in food conversion ratio (FCR) in this treatment. In addition, the activities of MDA and Catalase were significantly decreased in the fish larvae fed with different levels of supplement compared to those of the control group. A significant enhancement in the SOD and GPX parameters of P3 compared to control. This research demonstrated that the saffron petal powder of 6% could be used as a promising feed additive in aquaculture.
    Keywords: Ctenopharyngodon idella, Saffron Petal Powder, Growth Parameters, Antioxidant Enzymes
  • A.M. Abkener*, M. Yahyavi, A.H. Bahri, M.R. Bivareh Pages 45-54
    The aim of this study was to evaluate the accumulation of Lead, Copper, Cadmium and Mercury in the soft tissues of brown algae (Sargassum ilicifolium) and muscle of spiny lobster (Panulirus homarus) in a five different stations along the northern coasts of the Oman Sea during pre and post monsoon seasons. A number of 50 specimens of each sample were collected from stations of Jask port, Darak port, Pozm port, Chabahar Golf and Goatre port during spring and autumn 2016. Heavy metals were extracted from the muscle tissues using a wet digestion method. Concentration of metals was measured by Atomic Absorption Spectrophotometer. The results showed a significant difference in the accumulation of heavy metals in the tissues of both species during pre and post condition the monsoon between different stations (p<0.05). Comparisons of heavy metal accumulation in the pre and post-monsoon showed a significant difference only in the cadmium accumulation in the muscle of Spiny lobsters (p<0.05). The accumulation of Cadmium in the post-monsoon was lower than the pre-monsoon condition (p<0.05). By comparison between the results obtained from this study to the international standards defined by WHO, FDA, NHMRC and the National Iranian Standards Organization, it was cleared that the concentrations of heavy metals in brown algae soft muscle were lower than permitted levels and so not risky for health. Also, the Concentration of lead in the soft muscle of Spiny lobster is lower than allowable limits. But, the concentration of copper, cadmium and mercury in the muscle of Spiny lobster was much higher than permitted levels. In conclusion, the results of this study could show inappropriate environmental conditions of the northern coasts of the Oman Sea.
    Keywords: Monsoon, Oman Sea, Heavy metals, Algae, Lobster
  • A. Adeli*, T. Ghafari, S.M. Ojagh, M. Vahedi Pages 55-65
    Since the consumption is the main target of production and desired items of manufactures must be in the same direction with consumer demands through seller, evaluation of purchase and sale trends have specially importance. Therefore, this study was conducted in 1393 in order to evaluate the purchase and sale trend in the fish market of Guilan province’s in Bandar Anzali, Astara, and Kiashahr ports. Using a questionnaire data were collected from 30 fish store. Friedman test and chi-squared test were used to analyze the data from descriptive statistics. The results showed that most (26.6%) of fish sellers in Guilan ports were 31 to 40 years old. Most of them have had middle school or high school educations. About half of them have had 10 to 20 year experience, and 65% had 3 or 4-person families. 70% of fish market sellers in these ports possess facilities such as refrigerators to appropriately supply fish, but over 80% of them were lacking in counters. The research findings showed that sellers believed that the buyer and the consumer should give the most attention to freshness and quality when buying fish. In order to evaluate the priorities on not to be consumed fish by consumers from suppliers’ perspective, the unpleasant smell, the tiny bones and the difficulty of cleaning were first to fourth priorities. Sellers found that the healthiness and freshness were as the most important factors in consuming fish from the viewpoint of consumers. In addition, it was discovered that, regarding sellers, lack of access to final consumers, high rent, high municipal taxes, lack of buyers’ awareness lack of awareness, and low space in stores are not among problems with which fish sellers are faced in the markets of Guilan ports. Therefore, organizing these markets and equipping them with counters and standards and, modernizing the traditional market is an essential factor.
    Keywords: Guilan, Fish market, Fish sellers, Ports, Fisheries
  • M.A. Afraei Bandpei*, H. Nasrolahzadeh, G. Salarvand, M. Naderi, A. Roohi Pages 67-76
    This study was carried out in line with the Caspian Sea water transportation program to the central plateau on the Southeast shores of the Caspian Sea (Goharbaran region) since 2013-2014. Sampling was performed monthly and there were 8 stations at depths of 5, 10 and 15 meters in 2 transects. The purpose of this study was to investigate the relationships between some physico-chemical parameters of water and total organic matter, distribution, abundance and biomass of Streblospio gynobranchiata (Spionoidae) in the different depths. The results showed that the highest abundance and biomass were in the Eastern transect with mean 1437.1±269.17 ind.m-2 and 0.711±0.131 g.m-2, respectively. A positive correlation was found between the abundance and biomass of S. gynobranchiata with TOM and at 0.01 level, salinity and water temperature at 0.05 level based on Pearson correlation test. The abundance and biomass of S. gynobranchiatain different seasons was fluctuating, with the highest abundance 1550.08±185.22 ind.m-2 and 0.775±0.09 g.m-2 recorded in winter and in January, respectively .So there was a significant difference between the abundance and biomass in different months (p<0.05). This could be due to the approach to the period of water disruption following the seasonal changes and the creation of a bioturbation in the seabed and a deposit feeder species.
    Keywords: Abundance, Biomass, Physico-chemical, S. gynobranchiata, Caspian Sea
  • Z. Farahbakhsh, A. Akbarzadeh*, A. Naji Pages 77-88
    Heavy metals are one of the main groups of environmental pollutants; enter the aquatic environment through natural and human activities. These metals may accumulate in aquatic organisms including fish and be a potential danger to the health of the ecosystem and living organisms, especially for human beings. In this study, the amount of heavy metals including copper, zinc, and nickel was investigated in the muscle tissue of Caspian kutum (Rutilus frisii Kutum), and Caspian Vimba (Vimba vimba persa) from Bandar Anzali by atomic absorption. Mean concentrations of heavy metals including copper, zinc and nickel in dry weight of muscle tissue in Caspian kutum were 7.47 ±1.26, 18.96 ±1.49 and 2.68± 0.23, μg/g, respectively. These amounts were 10.41±2.26, 32.01 ±6.82, and 2.50 ± 0.30 ug in dry weight in the muscle of Caspian Vimba for the copper, zinc and nickel, respectively. The concentration of heavy metals in muscle tissue was less than the permitted concentration of international standards, except for nickel that was higher than the World Health Organization (WHO) and Food and Drug Administration (FDA) standards. Potential risk and hazard indicators were less than 1 for both age groups of adults and children, so there is not much danger to consumers. Due to the importance of the quality of fish used for the inhabitants of northern Iran, pollutants in the area, especially heavy metals, should be continuously monitored to control the amount of contaminants in consumer communities.
    Keywords: Potential risk, Anzali Wetland, Heavy metals, Fish, Estimated daily intakes
  • P. Akbary*, F. Debashi, R. Fadai Raeini Pages 89-99
    The objective of the study was to examine the effects of red seaweed Jania adhaerens J.V. Lamouroux extract (JE) on blood biochemical parameters and antioxidant enzyme activity of grey mullet, Mugil cephalus, after 60 days.  Four experimental diets were prepared: JE0 as a control group; JE5, JE10 and JE 15, which included 0, 5, 10 and 15 mg JE kg-1 diet respectively. One hundred twenty grey mullet weighting 14.95± 2.01 g (mean± SE) was randomly divided into four groups corresponding to the different feeding regimes.After 60 days feeding with above diets, No significant differences were evident in albumin and catalase (CAT) between the control group and treatments (P>0.05). The lowest levels of glucose (GLU), cholesterol (CHO), alkaline phosphatase (ALP), alanine aminotransferase (ALT) and the highest glutathione (GSH (activity were shown in JE15. Treatments containing different levels of JE showed significantly different in superoxide dismutase (SOD), MDA, GSH, total protein and globulin compared with control treatment (P<0.05). Overall, the results of the experiment revealed that grey mullet fed with JE10 and JE15 diets showed improvement of the activity of antioxidant enzymes and blood biochemical parameters and use of diet containing 15 mg/kg J.adhaerens extract could suggest for grey mullet.
    Keywords: Antioxidant enzymes. Red marine seaweed, Blood biochemical parameters, Grey mullet
  • E. Akbari Nargesi, B. Falahatkar*, M. Mohammadi Pages 101-112
    This study was carried out to determine the effect of probiotic on growth performance and hematological indices in male rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) broodstock. For this purpose, broodstock with an average initial weight of 1366.14 ± 33.85 g (mean ± S.E.M) were fed for 8 weeks with diets containing 0, 0.5, 1 and 2 g.kg-1 Bio-Aqua probiotic. At the end of the period, growth performance and blood parameters were evaluated. According to the results, the highest average final weight and the lowest feed conversion ratio was observed in 1 g.kg-1 treatment and showed a significant difference with control treatment (P<0.05). Moreover, the highest specific growth rate and body weight increase were obtained in 1 g.kg-1 treatment and showed significant difference with control and 2 g.kg-1 treatments (P<0.05). The condition factor was not significantly different among treatments (P>0.05). In hematological indices, the highest number of red blood cells and hemoglobin levels were observed in 1 g.kg-1 treatment and showed significant difference with control and 2 g.kg-1 treatments (P<0.05). The highest number of white blood cells and hematocrit percentage were obtained in 1 g.kg-1 treatment and showed significant difference with control treatment (P<0.05). However, significant difference were not observed in other hematological indices among the treatments (P>0.05). The results of present study demonstrated the ability of probiotic to influence on growth parameters and hematological indices in male rainbow trout broodstock. Accordingly, the Bio-Aqua probiotic in 1 g.kg-1 as the best level suggested to using in feed of male rainbow trout broodstock.
    Keywords: Salmonids, Probiotic bacteria, Nutrition, Hematology, Yeast
  • A. Naji*, S. Kord Pages 113-123
    The global demand for plastics is increasing due to it wide applications. About 60 to 80 percent of the waste of the marine environment belong to plastic class. There is a lack of information and research on the presence of plastic and micro-plastic contamination in aquatic animals, The present study, therefore examined the frequency, distribution, size, color and type of micro-plastic (MPS) in the gastrointestinal tract of 5 species (n =10) from the coasts of the Chabahar Bay, the Oman Sea in spring, 96. The total number of MPS found in the studied species varied and highest percentage of MPS in the gastrointestinal tract of the fish belonged to fiber (55%), fragments (26%) and pellets (18%). The results of the Fourier transform infrared spectroscopy (FT-IR) analysis from suspect samples were shown the microplastic samples were found. The most commonly detected polymers were polyethylene (PE), polyethylene terephthalate (PET) and nylon. The results showed that all fish sampled from Chabahar Bay contained MPS. Considering the importance of MPS pollution, it can be suggested by studying this contamination By monitoring the release of plastics on the shores of tourism and fishing in the Chabahar of bay, as a subject of future studies.
    Keywords: Coastal contamination, Micro plastic, Chabahar Bay, Oman Sea, Sistan, Baluchestan Province
  • S. Eagderi*, A. Jouladeh, Roudbar, J. Imani Harsini, M. Rostami Pages 125-136
    Up to now, twelve species of the genus Alburnoides belonged to Cyprinidae have been described from Iranian inland water solely based on the morphological characteristics. The described key characters for these species have no efficiency for their discrimination, and cannot help their precise diagnosis. Therefore, this study was conducted to study the phylogenetic relationship and verification of these species based on COI gene. For this purpose, 70 specimens of Alburnoides species were collected from 20 sampling sites in six Iranian inland water basins. To determination of inter- and intra-species genetic differences, the DNA of sampled specimens were extracted based on Phenol-chloroform method, their COI gene were amplified using thermal cycler and were sequenced after purifications. Based on the results, the members of the Iranian species of the genus Alburnoides were divided into seven linages. Maximum and minimum intra-species genetic distances based on K2P criterion were found between the populations of A. samiii, and A. coadi, A. holciki, A. parhami and A. nicolausi, respectively. Furthermore, maximum and minimum inter-species genetic distances based on K2P criterion were calculated between A. qanati and A. holciki (7.56), and A. parhami and A. holciki (0.33). Based on the results of this study using COI gene, the validity of A. parhami, A. coadi and A. nicolausi were not confirmed and it is suggested to be synonym of A. holciki, A. namaki and A. idignensis, respectively.
    Keywords: Spirlin, Morphological variation, Genetic variation, Taxonomy, Iran
  • S. Mohammadzadeh, S. Yeganeh*, F. Moradian, B. Falahatkar, S. Milla Pages 137-147
    Gonadotropin releasing hormone (GnRH) is a neuropeptide known to regulate reproduction in vertebrates. Different analogues of synthetic GnRH are used to induce final sexual maturation in fish breeders. The purpose of this research was to evaluate the expression of recombinant GnRH (rGnRH) in Escherichia coli</em> BL21 to produce recombinant hormone. In the present research, the sequence of DNA related to designed fish GnRH was cloned in pET28a+</sup>. The cloning was confirmed by polymerase chain reaction (PCR) and specific primers. Recombinant vector pET28a+</sup>/GnRH was transformed into the expression host, E.coli</em> BL21 (DE3). The transformation was confirmed using colony PCR. The transformed bacteria were cultured in LB medium containing kanamycin antibiotic at 37°C at overnight then, induced with 1 mM IPTG. After induction, the bacteria were cultured in two different times and temperatures including 37°C for 6 h and 20° C for 24 h. The protein expression was determined by SDS-PAGE analysis. A band of expected size (186 base pair) of amplification from the gene transmitted to the bacteria was detected on the agarose gel. The 8-kD band of peptide expression was observed in the SDS-PAGE gel and the expression level in 20° C for 24 h was higher than 37° C for 6 h.  The result showed that GnRH from fish had the possibility of producing in the prokaryotic expression system and after optimization, it can be introduced as a specific homologous for the treatment of reproductive disorders in fish.</span></div>
    Keywords: GnRH, E.coli, Aquatic animals, Hormonal induction
  • M. Sattari*, J. Imanpour, M. Bibak, M. Forouhar Vajargah, A. Khosravi Pages 149-161
    Caspian kutum, Rutilus frisii </em>Kamensky 1901, is a commercially important fish species in the southern part of the Caspian Sea. All of the metal entered in the Caspian Sea. The pollution of this metal cause To create environmental problem. To address the issue, some 51 R.</em> frisii</em> specimens were caught at five different fishing regions (including Astara, Anzali, Kiashahr,) of the southern shoreline of the Caspian Sea from September 2017 through January 2018. An inductively coupled plasma optical emission spectrometry (ICP-OES) was used to measure heavy metals concentrations in fish tissues. The highest concentrations of calcium, manganese in muscle tissue, aluminum, barium, cadmium, cobalt, iron, potassium, sodium, sulfur, tin, tungsten and zinc in kidney tissues, arsenic, nickel, lead and rubidium in gonads, chromium, lithium, Magnesium, phosphorus, antimony, silicon, strontium, thorium and titanium in skin tissue, copper and uranium in liver tissue. The lowest correlation between Ni and Sr with the other elements reported in liver tissue and the lowest correlation between Sb, Ni and Mn with another elements reported in liver tissue.</div>
    Keywords: Rutilus frisii, growth factors, heavy metals, ICP-OES
  • M. Loghmani *, P. Sadeghi, N. Jadgal Pages 163-173
    Shrimps are one of the most important seafood sources for humans. Heavy metals accumulated in the body of shrimp can be transmitted to humans in the food chain. The present study was done in 2017 to compare the accumulation of heavy metals Copper (Cu), Iron (Fe), Lead (Pb), Cadmium (Cd), Tin (Sn), Arsenic (As) and Mercury (Hg) in edible tissue of Indian white shrimp in the fishing grounds of the Makoran coasts. For this purpose, 60 shrimps were harvested from Konarak, Beris and Pasabander. After biometry and preparation of samples and measurement of metals, the mean concentrations of Cu, Fe, Sn, Pb, Cd, As and Hg were 2.13 ± 0.28, 2.76±0.13, 1.77±0.30, 0.24±0.05, 0.03±0.001, 0.32±0.05,0.02±0.001 μg/g dry weight in muscle tissue of the shrimp. Comparing the stations showed that the Bris area had a significant difference except for mercury and iron in other metals (P <0.05). Comparing the results with some international standards, such as the World Health Organization (WHO) and American Food and Drug Administration (FDA), shows that the concentration of all the tested elements is less than global, so shrimp consumption is not hazardous to human health in the sampled areas.
    Keywords: Indian white shrimp, Penaeus indicus, Makoran, Chabahar Bay, Heavy metals
  • F. Darafsh, M. Soltani *, H.A. Abdolhay, M. Shamsaei Mehrejan Pages 175-183
    To determine the effect of D-Pro probiotics (Bacillus licheniformis, Bacillus subtilis) and Saccharomyces cerevisiae in Persian sturgeon’s diet on the growth indices and biochemical analysis of the carcass, a total of 2400 Persian sturgeon species were randomly selected, with a mean weight of 4.00±0.10 g (mean ± standard error) and a mean length of 9.91±0.35 cm (mean ± standard error), and were assigned to four treatment groups, each of which was carried out with three replications. The present study was conducted within 60 days in Dr. Beheshti Center of Proliferation and Restoration of Persian Sturgeon (Guilan province). The treatments were 1) 5 g/1 kg of D-Pro, 2) 5g/1kg of Saccharomyces cerevisiae, 3) a mixture of 5 g/1kg of D-Pro and 5 g/1kg of Saccharomyces cerevisiae, and 4) a control group  )a basic diet without any probiotics and yeasts(. Results of the analyses showed that the highest mean weight was obtained in the D-Pro treatment. The D-Pro treatment had the highest increase in length and the lowest feed conversion ratio which were significantly different compared to other treatments (P<0.05). Using D-Pro in their diet led to a carcass fat increase and this increase was statistically significant (P<0.05). By adding D-Pro to their diet, the carcass moisture decreased and this decrease resulted in a significant difference in the carcass moisture content compared to the control group (P<0.05). The levels of whole carcass ash were not significantly different in the D-Pro and Saccharomyces cerevisiae treatments compared to the control group (P>0.05). However, differences in the levels of whole carcass ash were observed between the D-Pro and Saccharomyces cerevisiae treatments, such that the levels of ash significantly increased compared to the D-Pro treatment (P<0.05). The oral consumption of 5g of D-Pro probiotic in the Persian sturgeon’s diet increased growth and growth indices and is recommended to be used in the aquaculture industry.
    Keywords: Persian sturgeon, Dpro probiotic, Saccharomyces cerevisiae, growth indices, Carcass analysis
  • K. Inanloo, S. Alinezhad *, A. Zahmatkesh, B. Aminian fatideh Pages 185-194
    The aim of this study was to evaluate the effect of Lactobacillus acidophilus and Pediococcus pentosaceus on hematological, immunological and growth parameters of common carp (Cyprinus carpio). 180 carp weighted 14±1.44 g were distributed in three treatments. Treatment 1: commercial diets with Lactobacilus acidophilus 1.5g/10Kg (1010CFUg-1), treatment 2: Pediococcus pentosaceus 1.5g/10Kg (1010CFUg-1) and treatment 3: commercial diets without probiotic diet were fed for 60 days. At the end of the experiment, 15 fish from each treatment were collected, hematological, immunological and growth parameters were measured. Based on the results, weight gain, neutrophil and monocyte percentages, lysozyme activity and C3 content in treatments 2 and 3 were significantly higher than control. Hematocrit, RBC, hemoglobin, MCV, MCH in treatment 2 were significantly higher than other treatments. MCHC and lymphocyte percentage showed the highest values in treatment 3. There was no significant difference between IgM and C4 levels between treatments. The results of this study showed that the use of L. acidophilus and P. pentosaceus probiotics have positive effects on the growth parameters, hematological and immunological parameters of juvenile common carp.
    Keywords: Common carp, Probiotic, Hematological, Immunological, Growth parameters
  • M. Mansurlakuraj, K. Rezaei Tavabe *, A.R. Mirvaghefi, M. Nazemi, M.A. Nematolahi, M. Jahandideh Pages 195-205
    Marine environment is the main source of natural bioactive products whose chemical-structural properties are not similar with other natural products of plants and other inland organisms. The present study was carried out to evaluate antibiotic properties of diethyl ether and methanol extracts of two marine species including starfish and carpet anemone. The samples of starfish and carpet anemone were collected from the Lark Island coasts. Extraction was done using diethyl ether and methanol solvents and antibiotic properties analysis on Escherichia coli and Bacillus subtilis were evaluated using agar diffusion method. Then tube dilution to determine the minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC). According to the results, diethyl ether extract from carpet anemone had no inhibitory effect on E. coli bacteria. While, starfish methanol extract (40 mg/ml) showed a growth inhibitory effect on E. coli bacteria. The starfish methanol extract (30 and 50 mg/ml) had a growth inhibitory effect on B. subtilis bacteria. Carpet anemone methanol extract (40 mg/ml) cause a growth inhibitory effect on E. coli, but did not have a deleterious effect. Starfish methanol extract showed the highest growth inhibitory effect on B. subtilis and created a growth inhibitory circle zoon (12.1±0.8 mm diameter). The results showed that the methanolic extract of the starfish has higher growth inhibitory effect on the two studied bacterial species. In conclusion, methanolic extracts of the starfish were effective in inhibiting the growth of Bacillus subtilis bacteria and methanolic extract of carpet anemone in inhibiting E. coli bacteria growth.
    Keywords: Antibacterial, Agar diffusion, Carpet anemone, starfish, MIC, MBC
  • P. Parvin, Z. Khoshnood * Pages 207-211
    The aim of present study was to assess the susceptibility of vacuum packaging in prevention of microbial contamination of packaged fish fillets at Ahvaz market. In order to evaluate the microbial contamination of commercial shrimps at Ahvaz market, 8 common species has been used as follow: Penaeus semisulcatus, Penaeus indicus, Penaeus farfante, Penulirus homarus, Penaeus merguiensis, Parapenaopsis stylifra, Metapenaeus affinis, and Litopenaeus vanamei. For Identification of microbial contamination of sampled shrimps, the muscle tissue has been observed. Two bacterial family (Vibrionaceae and Streptococcaceae) including 2 genus and 3 species has been identified. The most abundant species was Streptococcus faecalis with frequency of 61.5% and the lowest frequent species was Vibrio alginolyticus (7.7%). No bacterial contamination has been detected in Penulirus homarus and Metapenaeus affinis. Penaeus farfante with the 4.5×103 contamination of Vibrio parahaemolyticus was the most contaminated species. In study of organs for detection of fungi, Penicillium expansum from Phylum Ascomycota, Family of Trichocomaceae has been detected. Due to the contamination of of studied specimens it should be noted that precise and continuous monitoring of possible pathogenicity of V. parahaemolyticus in order to evaluate the health risk of consuming sea food would be necessary.
    Keywords: Shrimp, Microbial Contamination, Fungal Contamination
  • M.M. Mehdizadeh *, M. Dabestani, A.H. Gheybi, J. Azizpour Pages 213-217
    The aim of this paper is to determine the sea surface salinity (SSS) and temperature (SST) of Persian Gulf by using the AMSU-B sensor data of NOAA-16 satellite. A multiple linear regression method was used by statistical computing software R on AMSU-B data and in-situ data. Based on the results, the correlation coefficient (R2) for salinity and temperature was 0.85 and 0.94, respectively. Also, the Root Mean Square Error (RMSE) between satellite and ‘in-situ’ data are 0.045 psu for SSS and 0.12 for temperature. This indicates that in this study the AMSU-B satellite data for determining the salinity pattern and surface temperature is accurate enough.
    Keywords: SSS, SST, AMSU-B sensor data, Statistical computing software R, Persian Gulf