فهرست مطالب

  • پیاپی 40 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهدی ملک ثابت صفحه 1
  • حسین پورشریف*، عبدالرضا مدرس زاده، محمدرضا موحدی صفحات 9-39
    سعدی با نگارش گلستان در سال 656 ق، شیوهای را در نظم و نثر بنا نهاد که تاکنون پیروان بسیار داشته است. نگارستان جوینی، در سال 735 ق، یعنی 79 سال پس از نگارش گلستان نوشته شده است. شاید بتوان این کتاب را پس از روضه خلد مجد خوافی، دومین اثر و نزدیکترین کتاب به دوران نگارش گلستان دانست. نگارستان، کتابی اخلاقی عرفانی است که به تقلید از گلستان سعدی نگاشته شده است. کتاب، مشتمل بر هفت باب است: در صیانت و پرهیزگاری؛ در مکارم اخلاق؛ در حسن معاشرت؛ در عشق و محبت؛ در وعظ و نصیحت؛ در فضل و رحمت؛ در فوائد متفرقه. اگرچه نثر آن به پای گلستان نمیرسد، اما دارای نکات و فواید فراوان ادبی است. این نوشتار، در درجه اول، با تحقیق بر روی نسخه خطی نگارستان و در درجه بعد، با تکیه بر کتب تذکره و تاریخ ادبیات متقدم و متاخر، به معرفی معین الدین جوینی و کتابش پرداخته است. مقاله، با معرفی نویسنده (جوینی) آغاز می شود و سپس اطلاعات موجود درباره نام و لقب، تخلص، تولد و مرگ، استادان، ممدوحان، آثار، و ویژگی های اعتقادی و مذهبی وی، دسته بندی، تحلیل و در تطبیق با متن نگارستان، راستی آزمایی یا تکمیل می شوند. در ادامه، موضوعاتی چون: انتساب کتاب نگارستان به مولف، سبب نگارش کتاب، سبب نامگذاری کتاب به «نگارستان»، تخلص کتاب، مطالب و مضامین کتاب، و جایگاه علمی کتاب، با محور قرار گرفتن شواهد متن، بررسی شده است.
    کلیدواژگان: معین الدین جوینی، نگارستان، مقلدان سعدی، نثر مسجع، متون اخلاقی
  • سیدمحمود ریحانی، محمود براتی* صفحات 41-69
    کلیات اشعار وحشی بافقی (939- 991؟) یک بار در سال (1338) به تصحیح دکتر حسین آذران (نخعی) و به وسیله انتشارات امیرکبیر در فروردین (1339) منتشر شده است که شاید در آن زمان بهترین تصحیح آثار وحشی بوده است. اما به دلایلی که اشاره می شود نیازمند تصحیح مجدد است؛ این کار با روشی علمی و دقیق انجام نشده است. در این کار از چهار نسخه استفاده شده است که همه آن ها از جهت قدمت، صحت و جامعیت اعتبار کافی ندارند و همچنین شامل همه آثار شاعر نیستند؛ ضمن این که ابهام و اشتباهات بسیار از قبیل: خوانش های نادرست، گزینش های نامناسب، گزارش های نادرست و خطاهای چاپی، نگارشی و ویرایشی بسیار در آن وارد شده است. کاستی ها و ایراداتی نیز به حواشی آن راه یافته است. افتادگی های مکرر تک بیتی و چندبیتی و اشعار نویافته در نسخه های قدیم تر که مورد استفاده مصحح نبوده است، حدود %10 به آثار شاعر می افزاید. این مقاله می کوشد ضمن نقد و بررسی روش تصحیح و تدوین دیوان چاپ شده و اعتبارسنجی نسخه های مورد استفاده و ارائه نمونه هایی از اشکالات موجود، لزوم تصحیح دوباره کلیات وحشی را تبیین کند.
    کلیدواژگان: نسخه پژوهی، تصحیح انتقادی، شعر قرن دهم، وحشی بافقی، کلیات وحشی بافقی
  • علیرضا فولادی* صفحات 71-95
    پژوهشگران، گاه نسبت به غیاب شاطر عباس صبوحی از تاریخ های ادبیات دوره قاجاریه، ایراد روا داشته اند و حتی این غیاب را یک نوع سانسور انگاشته اند. بااین حال، بی گمان فقدان اسناد معتبر درباره زندگی او و ورود پرشمار شعرهای غیرصحیح الانتساب به مجموعه شعرهای وی، باعث این غیاب بوده است. تذکره شعرای معاصرین دارالایمان قم که طی دوره جوانی شاطر عباس تالیف شده است، با آوردن چکیده احوال و نمونه اشعار صبوحی تا حدی این ایراد را رفع می کند. در مقاله حاضر بر اساس این تذکره به واکاوی زندگی و شخصیت صبوحی پرداخته ایم. این مقاله با روش تحلیلی و تاریخی پیش رفته است و نتیجه آن نشان می دهد که صبوحی(1257-1315ق)، متولد در قم و متوطن و متوفی در تهران عصر ناصری، یک شاعر مردمی خوش قریحه با تعارض های درونی میان «کم سوادی و اطلاع»، «تجرد و عشق» و در برهه ای حتی «پریشان حالی و فراآگاهی» بوده است و همه این تعارض ها به تعارض درونی اصلی وی، یعنی «عام بودن اجتماعی و خاص بودن فردی» بازمی گردند. همین تعارض، موجبات شهرت و محبوبیت او را میان عام و خاص فراهم آورده است و این دو طبقه، از زندگی وی روایات متناقضی هماهنگ با روحیاتشان به دست داده اند، تا جایی که مطابق موارد مشابه، گاه در این باره داستان پردازی ها و افسانه سازی ها صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: شاطر عباس صبوحی، نقد تاریخی، تذکره شعرای معاصرین، شعر دوره قاجار
  • سکینه عباسی* صفحات 97-129
    هزارویک شب یکی از قصه های عامیانه شرقی است که چالش مردان با زنان را فراتر از نظام طبقاتی به تصویر می کشد؛ دنیای این اثر با 360 قصه در هزارویک شب، نگرش واقعی مرد به زن و بالعکس، با رویکردی ماهرانه در جدال نیرو و قدرت مردان و مکر و تزویر زنان و مکار دانستن ایشان است. در پژوهش حاضر، با روش تحلیلی توصیفی نقش و کارکرد دگردیسی در دو حوزه ساختار و پیام قصه بر اساس روایت اصلی شب اول («بازرگان و عفریت») بررسی شده است. حاصل کار نشان می دهد که در ساختار گسستی هزارویک شب، «وفای به عهد» فرادست به فرودست، محور اثر را شکل داده و در ساختاری تقابلی، «خیانت» دگردیسی را برای اشخاص قصه به همراه دارد. تقریبا همه نقش آفرینان به اختیار یا به اجبار دگردیسی می یابند یا سبب دگردیسی می شوند تا پاداش اصلی (حفظ جان) تحقق یابد. نیز، به سبب تغییر جایگاه قدسی «پادشاه» و «زن» در روایت اثر، اشخاص بر خلاف هنجار قصه ها، «مطلق» نیستند و به دلایل مختلف، ویژگی نیکی و بدی را با هم دارند.
    کلیدواژگان: هزارویک شب، روایت، شخصیت پردازی، دگردیسی، طرح هنری
  • عبدالله آلبوغبیش* صفحات 131-151
    مطالعات تطبیقی ادبیات در مقام یک تخصص روشمند، از سازوکارهای پژوهشی متعددی برای تحلیل متون بهره گرفته است. تعمق در متون ادبی از رهگذر کشف پیوند آنها با هنرها یکی از سازوکارهای تعریف شده در این حوزه شناختی است. پژوهش حاضر با تکیه بر این انگاره کوشیده است داستان کوتاه «مینیاتورها» از مجموعه داستان دیوان سومنات از ابوتراب خسروی را واکاوی و تحلیل نماید. براساس پژوهش حاضر، عنوان پردازی متن ادبی، کاربست اصطلاحات و مفاهیم نگارگری و نقاشی در متن ادبی، توصیف های نگارگرانه و در نتیجه اثرگذاری آنها در روند روایت از مصادیق همکنشی ادبیات و نقاشی در این متن ادبی اند. همچنین درآمیختن پرسوناژ نگارگری با شخصیت روایی و خلق گونه ای جدید از شخصیت که می توان آن را «پیکره-شخصیت» نامید، نمونه دیگری از تعامل ادبیات و نقاشی در این روایت است. کمااینکه سپردن کنش روایتگری به نگارگر و در نتیجه ظهور نگارگر به مثابه راوی علاوه بر آنکه مصداق دیگر تلاقی ادبیات و نقاشی در متن است، باعث شده تا رویدادها از روزنه ای نگارگرانه بر مخاطب عرضه شوند و طبیعتا شخصیت ها و پدیده ها براساس رنگ هایشان توصیف می شوند. مکتب شناسی مینیاتورهای متن و شناخت سبک نگارگری آنها نیز بخش دیگری از پژوهش حاضر را شکل می دهد. پژوهش پیش رو نشان می دهد که کشف کیفیت نقش آفرینی نگارگری در ادبیات می تواند به کشف توانایی ها و ظرفیت های هنری نهفته در متن ادبی نیز منجر شود و از این طریق می توان به شناختی دقیق تر از ادبیات دست یازید و این همان هدفی است که پایه گذاران مکتب ساختارگرای ادبیات تطبیقی در ورای مطالعات خویش آن را دنبال می کردند.
    کلیدواژگان: مطالعات تطبیقی ادبیات، نقاشی و نگارگری، مینیاتورها، ابوتراب خسروی، دیوان سومنات
  • اصغر شهبازی* صفحات 153-180
    حمله حیدری راجی کرمانی یکی از حماسه های دینی معروف در ادب فارسی است. در این منظومه حماسی بر خلاف اصول و شاخص های نوع ادبی حماسه، بیست و هشت ساقی نامه به کار رفته است. درباره علل استفاده راجی از ساقی نامه در یک متن حماسی و تفاوت آن با گذشتگان و درنهایت تاثیر آن بر زبان شعر، پیش از این مطالبی به صورت کلی مطرح شده بود. نگارنده برای روشن ترشدن ابعاد این موضوع، بر آن شد تا در قالب این مقاله، مطابق با الگوهای بررسی زبان شعر، تاثیر این ساقی نامه ها را بر آمیختگی زبان حماسی با زبان غنایی در حمله حیدری راجی کرمانی بررسی کند. در این بررسی مشخص شد که اولا راجی کرمانی در این کار، مقلد نظامی بوده و ثانیا استفاده زیاد وی از ساقی نامه با واژگان، ترکیبات، تصاویر و مضامین غنایی در مواضع مختلف یک منظومه حماسی، سبب شده که زبان در این اثر از وحدت و یکپارچگی زبان حماسی برخوردار نباشد؛ به عبارت دیگر، زبان در این اثر، متاثر از کاربرد وسیع ساقی نامه و محتوای دینی و تاریخی اثر، به آمیزه ای از زبان حماسی و غنایی تبدیل شده است.
    کلیدواژگان: راجی کرمانی، حمله حیدری، ساقی نامه، حماسه دینی
  • محمد یعقوب یسنا* صفحات 181-209
    سیاست فرهنگی درباره زبان فارسی پس از سده نوزده در افغانستان تغییر کرده است ؛ معمولا تلاش شده تا زبان فارسی از حوزه رسمی و ملی کنار زده شود و زبان های دیگر از جمله زبان پشتو در حوزه رسمی و ملی جای زبان فارسی را بگیرد؛ درحالی که زبان های دیگر در افغانستان، پیشینه و گستردگی زبان فارسی را از نظر اجتماعی، فرهنگی و کتابت ندارند. بنابراین در این مقاله کوشش شده تا خاستگاه و جایگاه زبان فارسی درگذشته و اکنون در افغانستان نشان داده شود و این دلایل نیز مشخص شود که چرا سیاست گذاری رسمی و فرهنگی حکومت های افغانستان معاصر در قبال زبان فارسی تغییر کرده است؛ اما با وصف این تغییر سیاست گذاری فرهنگی رسمی، زبان فارسی بنابه پیشینه فرهنگی و تاریخی و جایگاه اجتماعی تا هنوز از زبان های ملی و بیناقومی مردم افغانستان است که همه مردم افغانستان جدا از زبان ها و لهجه های محلی شان در عرصه عمومی و علمی به زبان فارسی سخن می گویند و می نویسند.      در این مقاله از تحقیق کتابخانه ای استفاده شده است. کتاب های معتبر علمی درباره زبان فارسی که توسط دانشمندان ایرانی، افغانستانی و مستشرقان نوشته شده اند دیده شده؛ درضمن قوانین و مدارکی که بیان گر تغییر سیاست فرهنگی حکومت های افغانستان از پایان سده نوزد به بعد است، نیز بررسی شده است. بنابه اطلاعات و داده هایی به دست آمده از اسناد، پیشینه زبان فارسی از نظر تاریخی و فرهنگی، دیدگاه رسمی و سیاسی حکومت ها و وضعیت کنونی زبان فارسی در افغانستان بررسی شده است.
    کلیدواژگان: زبان فارسی، دری، تاجیکی، ایران، افغانستان، تاجیکستان و وحدت فرهنگی
|
  • Mehdi MalakSabet Page 1
  • Hossein Poursharif *, Abdorreza Modarreszadeh, Mohammadreza Movahhedi Pages 9-39
    Sadi established a style of prose and poetry by writing GolestÁn in 656 AH which has so far had many followers. JowainÐ’s NegÁrestÁn, was written in 735 AH 79 years after Sadi's GolestÁn. This book, after the Majd KhafÐ’s Rowzeh khold, may be considered as the second and nearest to the era of writing GolestÁn. NegÁrestÁn is a book of moral teachings and mysticism, written in imitation of Sadi's GolestÁn. The book consists of seven chapters: on Guardianship and Virtue; on Noble Characters; on Good Communication; on Love and Affection; on Preaching and Conscience; on Grace and Mercy; and Miscellaneous Benefits. Although its prose is not as great as GolestÁn, it is filled with historical points and information. This study deals firstly with the investigation of the manuscript of Moein al-DÐn JowainÐ’s NegÁrestÁn and secondly with Moein al-DÐn JowainÐ and his book, based on biographies and early and modern literature books. The authors of the present paper first give an account of the author Moein al-DÐn JowainÐ, then come up with existing information about his name and nickname, pseudonym, birth and death, professors and endorsers of works; and his religious character and beliefs. They then classify, analyze and verify the available data. Based on the textual evidences, they review topics such as: NegÁrestÁn’s attribution to the author, the writing of NegÁrestÁn, why book named "NegÁrestÁn", pseudonym of books, articles and book themes, genre of books, scientific status of NegÁrestÁn.
    Keywords: Moein al-DÐn JowainÐ, NegÁrestÁn, Rhymed Prose, Sadi’s Imitators, Ethical Texts
  • Seid Mahmoud Reihani, Mahmood Barati * Pages 41-69
    Complete poetical work of Vahshi Bafghi (939-991) was emended once in (1338) by Dr Hossein Azaran (Nakha’s) & has been published by Amirkabir publication in Farvardin )1339) that maybe has been the best emendation of Vahshi’s works in that time. But for some reason that are mentioned it is needed to emend again.This emendation hasn’t been done with a scientific & exact method. In this emendation four versions has been used that all of those don’t have enough validity considering oldness, accuracy & universality also don’t include all of poet’s works. In addition to vagueness & mistakes such as: miss readings, inappropriate choices, false reports, many printing, writing & editing errors it also has shortcomings & problems in margins. Frequent elimination of single & several couplet & new finding poems in older versions that haven’t been used by proof-reader increase the poet’s work about (10%). This article tries to criticize emendation & composition method of printed poetical work & validate using versions & represent examples of existing problems & also to explain necessity of explain necessity of further emendation of Vahshi’s poetical work.
    Keywords: Version study, Critical emendation, Tenth Century Poem, Vahshi, general poetry of Vahshi
  • Alireza Fouladi * Pages 71-95
    researchers have sometimes criticized the absence of Shater Abbas-e Sabouhi, from the history of Qajar period literature, and even considered this absent as a kind of censorship. however, the lack of credible documents in Sabouhi's life and the inclusion of many false poems in his collection of poems has led to this absenteeism. Tazkere-ye sho'ara-ye mo'aserin-e darol'iman-e Qom, which has been written during the youth period of Shater Abbas, solves these problems by quoting a summary of life and a few samples of poem of Sabouhi. in the present article, based on this Tazkere, we have studied the life and character of Sabouhi. this article has been conducted with analytical and historical methods and the result shows that Sabouhi, have been a popular and good looking poet with internal contradictions such as "illiteracy and awareness", "celibacy and love" and at a time, even "distress and parapsychology" and all of these contradictions returning to his original internal contradiction, namely "being in the lower social class and having personal characteristics related to the noblesse class". the same contradiction has made him popular and famous among common and gentlefolk people and these two classes have presented contradictory narratives in accordance with their morals from his life, to the point where, according to similar cases, sometimes we encounter with making storys myths about this.
    Keywords: : Qajar Period Poetry, Shater Abbas-e Sabouhi, Biography, Historical Criticism, Tazkere-ye sho'ara-ye mo'aserin-e darol'iman-e Qom
  • Sakineh Abbasi * Pages 97-129
    One of the ancient texts of Eastern narrative is a thousand and one nights. The big story series, challenges to women before class world-class Kingdom and depicts the general public; in other words, the thousand and one night with three hundred and sixty-five stories in the Thousand and One Nights, attitude contention man women and vice versa, with subtle approach in women and wily know is their rejection. In the present study, by analytical method, the role and function of metamorphosis in two areas of structure and message of story based on the first narrative of the first night ("Merciful and Soren") has been investigated. The result of the work indicates that in the structure of the disconnect of a thousand and twenty nights, "devotion to the covenant" to the subordinate, the axis of the work has been shaped and in the opposite structure, "betrayal" transformation for the person of the story. Almost all actors become voluntary or compulsorily transformed or transformed to realize the original reward (preservation of life). Also, due to the change in the sacred position of the "king" and "woman" in the narrative of the work, individuals are not "absolute" contrary to the norm of the stories and, for various reasons, have good and bad qualities.
    Keywords: Thousand, One Nights, metamorphosis, Narration, Characterasion, Intricate Form
  • Abdollah Alboghbish Pages 131-151
    As a methodological field, the comparative literature uses a various mechanisms for literary works analysis, one of them is discovering the connections among literature and arts. According to this issue, our research tries to studying the short story "The Miniatures" by Iranian writer Abutorab Khosrawi. According to this research, there are some items like Paratext, using the Artistic concepts and terms in literary work and artistic descriptions, which have entered the literary work and so that have shaped the work. Also, the combination the miniature figure and fictional character and creation a new type of character which we can name it “figure-character”, is the other instance for connection between literature and Miniature. This study shows that the discovering the quality of the role of Painting and miniature in literature can guide us to discovering the artistic potential in literary work and this is the goal that American school of comparative literature follows it in its studies.
    Keywords: Comparative literature, literature, painting, Miniatures, Abutorab Khosrawi
  • Asghar Shahbazi * Pages 153-180
    The Raji Kermani’s Hamleye heidari [Hiedari attack] is one of the famous religious epics of Persian literature in which, Contrary to epic literary principles and indicators, 28 Saghinamehs have been used. Some contents have been represented sporadically and generally about the cause of this type of application and its difference with the ancients and ultimately its effect on language. To clarify the dimensions of this subject, the author aimed to examine the effects of these Saghinamehs on blending the epic and lyric language of the Raji Kermani’s Hamleye heidari considering the Patterns of reading the poetry language detecting that excessive using of Raji from Saghinameh with lyric vocabularies, combinations and images in different places of an epic poem causes that the language of this work has no unity and integrity of the epic language criterion (Ferdousi’s Shahnameh); so that it can be claimed that the language has been changed into a blending of epic and lyric language affected by the issues about the era style (prevalence of Saghinameh template and religious poetry), individual style (the poet’s lack of epic mind) and the historical and religious content of the work.
    Keywords: Raji Kermani, Hamlehe Heidary, religious epics
  • Mohammadyaqub Yasna * Pages 181-209
    Cultural policy on the Persian language has changed since the nineteenth century in Afghanistan; it is usually attempted to remove the Persian language from the official and national spheres, and other languages, including the Pashtu language, in the official and national spheres of the Persian language, while other languages ​​in Afghanistan The background and breadth of the Persian language is socially, culturally and literally. Therefore, this article attempts to reveal the origin and place of the Persian language in Afghanistan and now it is shown in Afghanistan. These reasons also indicate why the official and cultural policies of contemporary Afghan governments have changed in relation to Persian language, but with the description of this change of official cultural policy, The Persian language, according to the cultural and historical background and social status, is still in the national and international languages ​​of the people of Afghanistan, which all the people of Afghanistan, apart from their local dialects and languages, speak and write in Persian.
    Keywords: Persian, Dari, Tajik, Iran, Afghanistan, Tajikistan, cultural unity