فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 2 (پیاپی 9، مرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • امیر برخورداری*، رضا خانی جزنی، محمدحسین وزیری، حمزه قیسوندی، اکبر برخورداری صفحات 97-112
    مقدمه
    عامل انسانی را می توان به عنوان مهم ترین واصلی ترین عامل در بروز حوادث شغلی دانست. استعداد حادثه پذیری کارکنان به عنوان یک صفت ذاتی و یکپارچه در بروز حوادث شغلی شناخته می شود لذا شناخت عوامل موثر بر آن می تواند در جلوگیری از حوادث شغلی موثر باشد. پژوهش حاضر باهدف مدل سازی فاکتورهای فردی و اجتماعی منجر به حوادث شغلی در میان کارگران شرکت ذوب آهن اصفهان صورت گرفت.
    روش بررسی
    این پژوهش به صورت مقطعی- تحلیلی از طریق الگویابی معادلات ساختاری با رویکرد کمترین مربعات جزئی در سال 1397 انجام شد. حجم نمونه شامل 450 نفر (225 نفر کارگران حادثه دیده و 225 نفر کارگران حادثه ندیده) از کارگران کارخانه ذوب آهن اصفهان بود. ارزیابی الگوی پیشنهادی بر اساس نرم افزار SMARTPLS3 و SPSS23 انجام گرفت.
    یافته ها
    یافته های به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل های اندازه گیری و ساختاری بود. همچنین یافته ها نشان داد که تمامی فرضیات تحقیق به جز فرضیه ارتباط فاکتورهای فردی و استعداد حادثه پذیری معنی دار بودند.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد افراد شاغل در این صنعت از آنجا که در معرض استرس، عدم توازن تلاش - پاداش و تعارض کار - خانواده شدید قرار گرفتند به افراد مستعد حادثه تبدیل شدند و بروز حوادث و اعمال ناایمن در این صنعت را افزایش دادند. همچنین با بررسی سلامت عمومی و مرکز کنترل افراد به منظور جلوگیری از حوادث شغلی در غربالگری بدو استخدام می توان افراد با کنترل درونی برای مشاغل پر استرس انتخاب گردند.
    کلیدواژگان: استعداد حادثه پذیری، استرس، PLS-SEM
  • بهزاد فولادی دهقی، زینب موسویان اصل*، پریسا احمدی، زهرا حیدری، فرشته جهانی، ماهان بهمن زیاری صفحات 113-122
    مقدمه
    بیمارستان یکی از مهمترین نهادهای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی است که کارکنان شاغل در قسمت های مختلف با عوامل زیان آور شغلی متعدد و حوادث شغلی مواجهه دارند. ضمن بررسی حوادث رخ داده در میان کارمندان می توان در راستای کاهش خسارات جانی و مالی گام مهمی برداشت. مطالعه فعلی با هدف مقایسه حوادث شغلی در میان کارکنان دو بیمارستان آموزشی انجام شده است.
    روش بررسی
    مطالعه تحلیلی- مقطعی فعلی در سال 1396 و در میان کارکنان آزمایشگاه، پرستاران و پرسنل اتاق عمل دو بیمارستان انجام شده است. تعداد 110 نفر از هر بیمارستان (حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران) در مطالعه شرکت کردند و اطلاعات مربوط به تجربه حوادث رخ داده برای کارکنان و روزهای غیبت ناشی از آن از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. در نهایت تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS22  انجام شد.
    یافته ها
    85 درصد کارکنان بیمارستان های آموزشی شماره 1 و 2 از جنس زن بوده و پرستاران در میان سایر پرسنل بیشترین فراوانی را داشتند. حادثه بریدگی با اشیاء نوک تیز در بیمارستان 1 و حادثه تماس پوستی با با خون یا سایر مایعات بدن در بیمارستان 2 بیشترین تکرار را در میان سایر حوادث داشته اند.
    نتیجه گیری
    تماس پوستی با با خون یا سایر مایعات بدن بیشترین نرخ تکرار در میان سایر حوادث را داشته که ممکن است در آینده سبب افزایش غیبت ناشی از کار شود. لذا ارائه خدمات مشاوره ای از سوی کارشناسان بهداشت حرفه ای در خصوص استفاده مداوم از دستکش و انتخاب دستکش مناسب  کمک کننده است.
    کلیدواژگان: بیمارستان، حوادث شغلی، غیبت از کار
  • احسان آسیوندزاده، زینب جمالی زاده*، افشین محبی، پیمان یاری، سید پوریا فاضلی صفحات 123-133
    مقدمه
    صدا به عنوان یک مخاطره شغلی در گستره وسیعی از محیط های صنعتی از جمله صنعت ساخت و ساز محسوب می شود. هدف از مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین استرس شغلی ناشی از مواجهه با صدا با اختلال خواب کارگران می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی بود که در بین 134 نفر از کارگران یکی از پروژه های عمرانی - صنعتی کشور انجام شد. با استفاده از استاندارد ISO 9612:2009 میزان مواجهه شغلی افراد بر حسب تراز معادل 8 ساعته با استفاده از دستگاه دزیمتر صدا اندازه گیری شد. برای سنجش استرس شغلی کارگران از پرسشنامه استرس شغلی پارکر و دکوتیس و جهت بررسی اختلال خواب، از پرسشنامه آزمون شدت بی خوابی (ISI) و پرسشنامه ایپورث (ESS) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های کولموگروف - اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره در محیط نرم افزار SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره نشان دادند که صدا با ایجاد استرس شغلی در کارگران می تواند باعث بروز اختلال خواب در آنها گردد. براساس نتایج مطالعه حاضر مواجهه صوتی،  استرس شغلی و اختلال خواب دارای ارتباط معنی دار و مستقیم می باشند به طوری که با افزایش میزان مواجهه صوتی، استرس شغلی و اختلال خواب نیز افزایش می یابد.
    نتیجه گیری
    ارزیابی مواجهه صوتی شاغلین در صنعت ساخت و ساز نشان داد که صدا، عامل بسیار مهمی در سلامت روحی - روانی کارگران این صنعت می باشد. علاوه بر اثرات مستقیم صدا بر روی اختلال خواب، صدا از طریق ایجاد استرس به طور غیرمستقیم موجب تشدید اختلال خواب در افراد می گردد.
    کلیدواژگان: مواجهه صوتی، استرس شغلی، اختلال خواب، صنعت ساخت و ساز
  • هستی برقعی پور، غزاله منظمی تهرانی، نادیا عباس زاده تهرانی، سعید نصیری لمر، آزاده نکویی اصفهانی، ایرج محمدفام* صفحات 134-145
    مقدمه
    نیروگاه ها از مهمترین زیرساخت های توسعه اقتصادی محسوب می شوند. برای پیشگیری از بروز حوادث، ارزیابی و مدیریت ریسک در این صنایع ضروری بنظر می رسد. هدف از این مطالعه شناسایی و ارزیابی خطرات HSE واحد کلرزنی نیروگاه های سیکل ترکیبی با استفاده از روش HAZOP و Bow- Tie می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه ابتدا خطرات فرایند تولید کلر در بخش های مختلف واحد کلرزنی با استفاده از روش HAZOP  مورد شناسایی قرار گرفت و پس از ارزیابی خطرات، سناریو تبدیل خطرات ریسک بالا به رویدادهای بحرانی تدوین گردید. برای ارزیابی رویداد بحرانی منتخب از روش  Bow- Tie استفاده شد.
    یافته ها
    با استفاده از روش HAZOP، 7 رویداد مهم و تعداد 105 مورد ریسک در واحد کلرزنی نیروگاه مورد مطالعه شناسایی شد که از این تعداد 65 درصد و 14 درصد به ترتیب مربوط به ریسک های قابل قبول و ریسک های نامطلوب بود. ریسک انفجار مخزن ذخیره کلر به دلیل افزایش فشار هیدروژن با توجه تهدیدات شناسایی شده و پیامد های مالی، جانی و زیست محیطی بعنوان مهمترین رویداد به روش  Bow- Tie تحلیل و اقدامات پیشگیرانه در راستای کاهش ریسک پیشنهاد گردید.
    نتیجه گیری
    استفاده از روش تلفیقی در شناسایی خطرات و تجزیه و تحلیل آن ها نشان دهنده اثربخشی روش ها در کنار هم است و انتخاب روش های مناسب به جهت هم پوشانی نقاط ضعف و قوت یکدیگر می توانند منجر به ارائه نتیجه نهایی مطلوب در مدیریت ریسک گردد.
    کلیدواژگان: نیروگاه سیکل ترکیبی، HAZOP، Bow- Tie، مدیریت ریسک
  • فاطمه رستمی*، مهدی حجتی صفحات 146-155
    مقدمه
    حمل دستی بار  شاغلین را در معرض اعمال نیرو، وضعیت های بدنی نامناسب و حرکت های تکراری قرار می دهد. هدف مطالعه حاضر ارزیابی ظرفیت حمل بار در وظایف دستی با دو روش KIM و معادله NIOSH بود.
    روش بررسی
    مطالعه توصیفی - تحلیلی در سال 1397 بر روی 25 نفر از کارگران صنایع کوچک شهرستان کبودراهنگ که در زمینه تولید آرد، سویس و کالباس، کربنات کلسیم رسوبی و مصالح ساختمانی با استفاده از دو روش KIM و معادله NIOSH انجام و نتایج با استفاده از ضریب کاپا و نرم افزار SPSS18 مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    با توجه روش KIM بالاترین و پایین ترین رتبه ریسک به ترتیب مربوط به فعالیت های بارگیری مصالح و انتقال مواد تولیدی بود. نتایج حاصل از معادله NIOSH به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار CLI را به فعالیت های بارگیری کیسه و انتقال مواد تولیدی اختصاص داد. نتایج نشان داد در هر دو روش فعالیت بارگیری مصالح به علت وزن زیاد بار، تعداد دفعات بالای بلند کردن بار، اختلاف ارتفاع زیاد محل برداشت و قرارگیری بار دارای ریسک بالایی است.
    نتیجه گیری
    هر دو روش سطح ریسک بالایی را در 92 درصد کارگران نشان داد. نتایج نشان داد هر دو روش در برآورد ریسک 71 درصد توافق داشتند. همچنین به دلایلی مانند اختلاف ارتفاع بین مبدا و مقصد جابجایی بار، تکرار بالای جابجای بار میزان احتمال ابتلا به اختلالات اسکلتی - عضلانی در همه ایستگاه های مورد بررسی بالا بود.
    کلیدواژگان: KIM، NIOSH، حمل دستی بار، مقایسه
  • حمیدرضا پاکباز، انوش اسادات امینی نسب*، امین دلاور صفحات 156-168
    مقدمه
    امروزه در بسیاری از محیط های شغلی، بروز یک خطای انسانی می تواند به حادثه ای فاجعه بار منتهی شود که خطاهای انسانی عامل اصلی حوادث محسوب می شوند.
    روش بررسی
    تحقیق کنونی با هدف شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی اپراتور کابین حفار صورت گرفت. وظایف اصلی و زیر وظایف اپراتور کابین حفار بر اساس روش آنالیز سلسله مراتبی وظیفه (HTA) تعیین شد که شامل 4 وظیفه اصلی و 29 زیر وظیفه بود. سپس اقدام به شناسایی خطاهای انسانی متناظر با زیر وظایف اپراتور، بر اساس روش SHERPA گردید. تعداد 76 خطای انسانی شناسایی و ارزیابی شد. 38 خطای انسانی مربوط به زیر وظایف بازرسی، 20 مورد بخش عملیات، 12 مورد در بخش گزارش دهی و 6 خطای انسانی نیز در بخش مربوط به تعویض شیفت بود.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، 12 خطای انسانی در سطح غیرقابل قبول، 26 خطا در سطح نامطلوب، 34 مورد در سطح قابل قبول با تجدید نظر و 2 مورد در سطح قابل قبول بدون تجدید نظر ارزیابی گردید. نتایج تحقیق نشان داد که انجام فعالیت هایی مانند مکالمه با موبایل در زمان کنترل رشته درون چاهی، مهم ترین خطای انسانی برای اپراتور است که احتمال وقوع بالای این خطا، منجر به این عدد اولویت ریسک شده است.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان داد که تکنیک SHERPA ، می تواند به عنوان روشی موثر و سودمند جهت مطالعه خطاهای انسانی در اتاق های کنترل صنایع نفتی مانند کابین حفار بکار برده شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی خطاهای انسانی، کابین حفار، SHERPA
  • سیدجلال مروجی، غلامحسین حلوانی*، ابوالفضل رعیت محتشمی، فاطمه قنائی، ویدا السادات انوشه صفحات 169-177
    مقدمه
    اتاق عمل جزو یکی ازپیچیده ترین محیط های کار در سیستم مراقبت های بهداشتی به حساب می آید و احتمال بروزحوادث بسیاری در آن وجود دارد. از این رو هدف پژوهش حاضرشناسایی و ارزیابی خطرات اتاق های عمل با استفاده از تکنیک  JSAو ارتباط آن با کنترلهای اولویت بندی شده مهندسی و مدیریتی و ارائه راهکارهای کنترلی مناسب برای پیشگیری از بروز خطاها و کاهش پیامدهای ناشی از آن ها می باشد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضرتوصیفی - تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است که به صورت مقطعی در اتاق های عمل بیمارستان شهید بهشتی کاشان در سال 96 انجام شده است. جامعه پژوهش شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه، کارشناسان HSE، مدیران، پزشکان جراح و بیهوشی، پرستاران و سوپروایزرهای بیمارستان بهشتی بوده و نمونه گیری به صورت تمام شماری می باشد. شناسایی و ارزیابی خطرات به روش  JSAصورت گرفته و راهکارهای مهندسی و مدیریتی با استفاده از متخصصان تعیین گردیدند.
    یافته ها
    در شناسایی و ارزیابی اولیه خطرات اتاق های عمل، 25 خطر با روش JSA شناسایی و ارزیابی گردیدکه پس از اجرای کنترلهای اولویت بندی شده مهندسی و مدیریتی، 5 مورد از ریسکها کنترل شدند. بلندکردن بار و پوسچر نامناسب بیشترین کاهش ریسک را داشته اند (قبل 15 بعد 10)، پس از آن خطرات مواجهه با مواد شیمیایی ضدعفونی کننده و شوینده (قبل 16 و بعد 12) و تماس با اشیای نوک تیز و ابتلا به بیماری های عفونی (قبل 15 و بعد 12) بیشترین کاهش ریسک داشته اند.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان دادکه روش JSA می تواند جهت شناسایی و ارائه راهکارهای کنترلی موثر باشد. همچنین توجه مدیریت بیمارستان ها به جایگاه مدیریت ریسک برای توسعه کیفی درمان و ایجاد محیطی امن برای کارکنان و بیماران ضروری است. اتخاذ سیاست ها و برنامه ریزی برای آموزش و نظارت بر فعالیت های مدیریت ریسک در بیمارستان ها باید به صورت جدی پیگیری شود.
    کلیدواژگان: آنالیز ایمنی شغلی (JSA)، اتاق عمل، ارزیابی ریسک، بیمارستان
  • جواد کریمی* صفحات 178-187
    مقدمه
    از جمله عواملی موثر در بقای سازمان ها که همواره مد نظر مسئولان و مدیران سازمان ها می باشد، نیروی انسانی است. لذا پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت و اشتیاق شغلی در بین کارکنان دانشگاه ملایر انجام گرفت.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه پژوهش عبارت بود از کارکنان دانشگاه ملایر در سال 1396 که 140 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با مقیاس های پنج عامل بزرگ شخصیت نئو و مقیاس اشتیاق شغلی اترخت مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS21 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد بین ویژگی های شخصیتی وظیفه شناسی (71/0=r، 001/P<)، تجربه پذیری (76/0=r، 001/P<) و برون گرایی (78/0=r، 001/P<) با اشتیاق شغلی و ابعاد آن رابطه ی مثبت معنی دار و بین روان رنجورخویی و اشتیاق شغلی (72/0- =r، 001/P<) رابطه منفی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که برون گرایی (29/0=B، 001/P<) و تجربه پذیری (27/0=B، 001/P<) با رابطه مثبت و روان رنجورخویی (40/0- =B، 001/P<) با رابطه منفی پیش بینی کننده ی اشتیاق شغلی کارکنان می باشد و این سه متغیر 70 درصد اشتیاق شغلی کارکنان را تبیین می کنند.
    نتیجه گیری
     نتایج پژوهش در مجموع نشان می دهد که روان رنجورخویی بهترین پیش بینی کننده اشتیاق شغلی کارکنان است که می تواند به عنوان یک عامل آسیب پذیری عمل کند و هر چه این عامل در کارکنان قویتر باشد، احتمال ظهور مشکلات کاری همچون انگیزه پایین و کاهش عملکرد بیشتر است.
    کلیدواژگان: اشتیاق شغلی، پنج عامل بزرگ شخصیت، کارکنان، دانشگاه ملایر
|
  • Amir BARKHORDARI*, Reza KHANI JAZNI, Mohammad Hossein VAZIRI, Hamzeh GHEISVANDI, Akbar BARKHORDARI Pages 97-112
    Introduction
    Human factor can be regarded as the most important and basic factors to cause the occurrence of occupational accidents. Workers' accident-proneness is considered an inherent and coherent feature among these factors, therefore, recognizing its determinants could be effective in preventing such accidents. The present research has been done in among workers of Isfahan Steel Company with the aim of modeling the individual and social factors that affect occupational accidents.
    Methods
    This analytical and cross-sectional research was conducted in 2018 using structural equation modeling (SEM) with partial least square approach. The sample size of the study 450 people (225 case, and 225 control) esfahansteel company were selected. Data analysis was performed in SPSS-23 and SMARTPLS3.
    Results
    The obtained results indicated that the measurement and structural models was fitted. In addition, results demonstrated that all assumptions of the research were significant with the exception of the theory of effect of the relationship between individual factors and accident- proneness.  
    Conclusion
    The current study showed that people working in this industry became more vulnerable to the incident due to being exposed to stress, effort-reward imbalance and work family conflict and they increased the possibility of incidents and unsafe acts in the industry. Also, by checking the general health and work locus of Control for preventing occupational accidents in the screening process, people with internal control can be selected for stressful occupations.
    Keywords: Accident- proneness, Stress, PLS-SEM
  • Behzad Fouladi, Zeinab Mosavianasl*, Parisa Ahmadi, Zahra Heidari Pages 113-122
    Introduction
    Hospitals are one of the most important sources of health and medical services, with employees working in different parts that in touch with numerous Occupational harmful factors and Occupational Accidents. Through examining the accident occurring among employees, can do important action to reduce the Human and financial losses. Therefore, the current study aimed at comparing occupational accidents among the staff of the two educational hospitals of Medical Sciences University of Ahvaz.
    Methods
    A cross-sectional analytical study was conducted in 2017 among laboratory staff, nurses and operating room personnel in two educational hospitals. 110 persons from each hospital (sample size based on Cochran formula) participated in the study and information about the experiences of accidents occurred for employees and the days of absence were collected through a questionnaire. Finally, data analysis was done by using SPSS 22 software.
    Findings
    Over 85% of staff in educational hospitals No. 1 and No. 2 were female. The nurses had the highest frequency in terms of the organizational status of the staff employed in these two hospitals. The incident Crop with sharp objects in the hospital 1 and the incidence of skin contact with blood or other body fluids in the hospital 2 were the most frequent among other incidents.
    Results
    Due to the fact that skin contact with blood or other body fluids has the highest rate of recurrence among other events, it can lead to an increase in absenteeism. Therefore, recommended services provided by professional health experts on the continued use of gloves and the selection of suitable gloves are helpful.
    Keywords: Hospital, occupational accidents, absence from work
  • Ehsan Asivandzadeh, Zeynab Jamalizadeh*, Afshin MOHEBI, Peyman YARI, Seyyed Poorya FAZELI Pages 123-133
    Introduction
    Noise is considered as a risk factor for a wide range of industrial environments, including construction industry. The aim of this study was to determine the relationship between job stress due to noise exposure with sleep disturbance.
    Methods
    This descriptive-analytic study was carried out among 134 workers of one of the construction industry in the country. For assessment of noise exposure of individuals, in accordance with ISO 9612: 2009 was measured by the occupational exposure level of 8 hours. To assess occupational stress, the Parker Job Stress Questionnaire and Epworth's (Epworth) Questionnaire were used to assess sleep disturbance. Data were analyzed using Kolmogorov-Smirnov test, Pearson correlation test and multivariate regression in SPSS version 23 software.
    Results
    The results of Pearson correlation test and multivariate regression showed that noise can cause sleep disturbance by causing occupational stress in workers. Based on the results of this study, noise exposure, occupational stress and sleep disturbance have a direct and positive relationship. With increasing in noise exposure, occupational stress and sleep disturbance also increases.

    Conclusion
    Assessing the noise exposure of workers in the construction industry has shown that noise is a very important factor in the psychological problems of workers in this industry. In addition to the direct effects of noise on sleep disturbance, it can indirectly exacerbate sleep disturbances. This article confirms the necessity to pay attention to the conditions of this work group.
    Keywords: Noise Exposure, Job Stress, Sleep Disturbance, Construction Industry
  • Hasti Borgheipour, Ghazaleh Monazami Tehrani, Nadia Abbaszadeh Tehrani, Saeed Nasiri Lomer, Azadeh NEKOOEI ESFAHANI, Iraj MOHAMMADFAM* Pages 134-145
    Introduction
    Power plants are considered as the most important infrastructure for economic development. Risk assessment and risk management in these industries is essential to prevent accidents in these type of industries. The purpose of this study was to identify and evaluate the health safety and environmental hazards of the chlorination unit of combined cycle power plants by using HAZOP and Bow-Tie methods.
    Methods
    In this study, the hazards of chlorine production in different parts of the chlorination unit were identified using the HAZOP method. After assessing the hazards, the scenario of converting high risk into critical events was developed. Finally, the Bow-Tie method was used to assess the selected critical event.
    Resulting
    7 top events and 105 risk cases were identified in the chlorination unit of the studied plant by using HAZOP method.  The results showed that 65% of identified risks were acceptable and 14% related to the undesirable risks. The risk of the Chlorine Reservoir explosion related to high hydrogen pressure with regard to identified threats and also its financial, environmental and personal injuries consequences was determined as the most important top event. Therefore this event was analyzed by Bow-Tie and risk prevention measures were proposed.
    Conclusion
    Using the combined method to identify and analyze the hazards showed the effectiveness of these methods together. Also, choosing the appropriate methods to overlap the strengths and weaknesses of each method can lead to an optimal outcome in risk management.
    Keywords: Combined Cycle Power Plant with One-Through Cooling System, HAZOP, Bow-tie
  • Fatemeh ROSTAMI*, Mehdi HOJATI Pages 146-155
    Introduction
    Manual handling expose workers force, awkward postures, and repetitive motions. The aim of the present study was the assessment of lifting capacity by the KIM and NIOSH equation methods.
    Methods
    This descriptive-analytical study was conducted in 2018 on 25 workers of small-scale industries in Kabudarahang active in production of flour, sausage and salami, precipitated calcium carbonate and building materials. It was conducted using KIM method and NIOSH equation and then the results were compared by Cohen’s kappa coefficient and SPSS software version 18.
    Results
    According to the KIM method, the highest and lowest risk ratings were for material loading and transferring the material, respectively. The results of the NIOSH equation, respectively, assigned the highest and lowest CLI values ​​to bag loading and material transferring activities. The results showed that, in both methods, the loading activity of the materials had high risk due to the high load weight, the number of times of lifting load, the high height difference of the harvest place and placement.
    Conclusion
    The results of evaluation of both methods showed that the risk level was high in 92% of the workers. The results of the two methods showed that both methods agreed on 71% risk estimation. Also, for reasons such as high altitude difference between the source and the destination of the load transporting and the high repetition of the load shift, the probability of musculoskeletal disorders was high in all the stations examined.
    Keywords: Assessment, Manual Material Handling, KIM, NIOSH
  • Hamid Reza PAKBAZ, Anooshalsadat AMINI NASAB*, Amin DELAVAR Pages 156-168
    Introduction
    in many occupational environments, the occurrence of a human error can  lead to a catastrophic incident that human errors are the main cause of accidents,
    Methods
    The current research was conducted to Identification and evaluation of human errors of operator of digger. The main duties and responsibilities of the operator of the cockpit operator were determined based on the HTA (Hierarchy Analysis) method, which included 4 main tasks and 29 s Sub-tasks.  Then, the SHERPA method was used to identify the human errors associated with the operator's Sub-tasks. Number of 76 of human error was identified and evaluated. 38 Human error related to Inspection Sub-tasks, 20 cases of   Operation section, 12 cases in the reporting section and there were 6 human errors in the Shift shifting section.
    Results
    Based on the results of this study, 12human errors at an unacceptable level, 26 errors at undesirable levels, 34 at acceptable level with revision, and 2 at acceptable level without revision. The results of the research showed that conducting activities such as conversations with mobile phones at the time of controlling the thread in the well, the most important human error is for the operator that high probability of occurrence of this error has led to this priority number of risk.
    Conclusion
    In general, the results of the research showed that the SHERPA technique could be used as an effective and useful way to study human errors in oil industry control rooms such as the drill cabin.
    Keywords: Evaluation of Human Errors, Digger Cabin, SHERPA
  • Seyed Jalal MORAVVEJI, Gholamhossein HALVANI*, Abolfazl RAEYAT MOHTASHAMI, Fatemeh GHANAEI, Vidasadat ANUSHE Pages 169-177
    Introduction
    The operation room is one of the most complex working environments in the health care system and the chance of accidents happening there is high. Studies show more than 50 identified dangers in the surgery room, which can potentially hurt the workers and patients there while many of these errors can be prevented. The aim of the current study is to identify and evaluate operating room dangers using the JSA technique and its correlation with prioritized engineering and managerial controls to prevent errors and decrease its consequences.
    Methods
    The current applied study has a descriptive-analytical design and was implemented with a cross-sectional design in the operating rooms of Shahid Beheshti Hospital in Kashan in 2017. The population of the study was the university faculty members, HSE experts, managers, surgeons and anesthesiologists, seasoned nurses, and the supervisors at Shahid Beheshti Hospital in Kashan and sampling was conducted via a census. The identification and evaluation of dangers was conducted using the JSA method and managerial and engineering approaches were determined using panel discussions.    
    Results
    In the initial identification and evaluation of hazards in the operating room, 25 hazards were identified and evaluated using the JSA technique and after implementing the prioritized engineering and managerial controls, five of the identified hazards were controlled. Lifting heavy objects and unsuitable postures had the highest risk decrease (decreasing to 10 from 15), which was followed by facing chemical disinfectants and detergents (decreasing to 12 from 16), and touching sharp objects and catching infectious illnesses (decreasing to 12 from 15).
    Conclusion
    The results of the current study showed that the JSA technique can be effective in identifying and presenting control approaches. Furthermore, with greater focus on risk management on behalf of hospital boards to develop health quality and create a safe environment for the workers and patients is necessary. Adopting policies and programs for the monitoring of risk management in hospitals must be seriously consistent
    Keywords: JSA, Operating room, Risk evaluation
  • Javad KARIMI* Pages 178-187
    Background
    Human resource is among the factors that influence the survival of organizations. It has always been considered by organization managers and officials. The aim of this study was to determine the relationship between big five personality and work engagement among Malayer University staff.
    Methods
    This descriptive correlation study was conducted among the Malayer University staff. A total of 140 employees were selected by convenience sampling. Measurement tools in the study were: The Big Five Inventory (NEO) and Utrecht Work Engagement Scale. The data were analyzed by descriptive statistics (mean and standard deviation), Pearson’s correlation coefficient, as well as multiple linear regressions. The collected data were analyzed using SPSS-v 22.0.
    Results
    Pearson correlation analysis showed that work engagement had a significant positive relationship with conscientiousness (P<0.001, r= 0.71), openness to experience (P<0.001, r= 0.78),   and extraversion (P<0.001, r= 0.76). Furthermore, a negative relationship was found between neuroticism (P<0.001, r=- 0.72), and work engagement. Multiple regression analysis also showed that extraversion (P<0.001, B= 0.29) and openness to experience (P<0.001, B= 0.27) had a positive relationship with work engagement. However, neuroticism (P<0.001, B= - 0.40) had a negative relationship with work engagement. Extraversion, openness to experience, and neuroticism were the predictive factors for work engagement and explained 40% of the variation in staff’s work engagement.
    Conclusions
    Results indicated that neuroticism was the best predictor of work engagement and acted as a vulnerability factor. In other words, staff with stronger neuroticism have more work problems, such as low motivation and decreased performance.
    Keywords: work engagement, Big Five personality, malayer University