فهرست مطالب

نامه انجمن جمعیت شناسی ایران - پیاپی 25 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 25 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سراج الدین محمودیانی*، حسین محمودیان صفحات 9-32
    در جریان مهاجرت های داخلی در ایران، زنان حضور قابل توجهی دارند. اما با وجود این، در مطالعات تجربی کمتر بشمار آمده اند. مطالعه حاضر به دنبال بررسی سهم زنان در طرح مهاجرت در خانواده است. برای این منظور تعداد 500 نفر زن مهاجر دارای همسر در مناطق 4 و 5 شهر تهران و نیز شهر ملارد با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که زنان از قدرت نسبتا بالایی در خانواده برخوردارند و در بسیاری از موارد اولین فرد مطرح کننده مهاجرت خانوادگی به استان تهران هستند. برخلاف ادعای مرسوم یعنی تبعی بودن مهاجرت زنان، نتایج این مطالعه گویای آن است که زنان خود از زمینه سازان مهاجرت بوده و با توجه به روند رو به بهبود موقعیت زنان در جامعه، حتی انتظار می رود سهم آنها در زمینه سازی مهاجرت خانواده افزایش یابد. مهاجرت به استان تهران و سکونت در تهران بی تردید پیامدهایی برای زنان و حتی کلیت خانواده آنها به دنبال خواهد داشت و ساختار کنونی خانواده ها پس از مهاجرت به چالش کشیده خواهد شد.
    کلیدواژگان: زنان، قدرت در خانواده، مهاجرت خانوادگی، مطرح کننده مهاجرت، استان تهران
  • سعیده شهبازین، عباس عسکری ندوشن*، محمدجلال عباسی شوازی صفحات 33-66
    مهاجرت با ایجاد تغییر در توزیع جمعیت و الگوهای سکونتی، روی توزیع منابع، خدمات بهداشتی و رفاهی و توسعه اقتصادی مناطق تاثیر فراوانی دارد و موجب تغییر در برنامه ریزی های منطقه ای و ملی می شود. به منظور اثربخشی این برنامه ریزی ها، دارا بودن دانشی عمیق در مورد جریان های مهاجرتی ضروری است. مطالعه حاضر، با استفاده از داده های سرشماری 1375 تا 1395 به بررسی تاثیر مهاجرت بر بازتوزیع جمعیت و تغییر الگوهای سکونتی کشور (براساس دوره های زمانی پنج ساله 95-1370) پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که در دوره مطالعه، همواره شهرستان های مرزی (به ویژه غرب و جنوب شرقی کشور) بالاترین مهاجرفرستی و شهرستان های بزرگ (عمدتا در مناطق مرکزی کشور)، بالاترین مهاجرپذیری را تجربه کرده اند. علی رغم تفاوت های شهرستانی، میزان اثربخشی مهاجرت طی دوره های 95-1385 کاهش یافته است. مسیر مهاجرت های داخلی نیز پس از سه دوره مهاجرت (70-1365، 75-1370 و 85-1380) که از سمت مناطق کم تراکم به سمت مناطق پرتراکم در جریان بوده است، در دوره 90-1385 جریان معکوسی را تجربه کرد و از سوی مناطق پرتراکم به سمت مناطق کم تراکم شکل گرفت. اما مجددا در دوره آخر (95-1390)، با شدت بیشتری به مهاجرت از سمت مناطق کم تراکم به مناطق پرتراکم بازگشت. انتظار می رود چنانچه از تمرکزگرایی امکانات و سرمایه گذاری ها در شهرستان های بزرگ کاسته نشود و روند توسعه ناموزون کشوری ادامه پیدا کند، جریان های مهاجرتی همچنان از سوی مناطق کم تراکم به سمت مناطق پرتراکم استمرار یابد.
    کلیدواژگان: مهاجرت داخلی، بازتوزیع جمعیت، اثرگذاری مهاجرت، مهاجرت خالص، الگوی سکونتی
  • فریده خلج آبادی فراهانی، فاطمه کیانی علی آبادی* صفحات 67-106
    تحقیق حاضر، با هدف واکاوی معنای فرزند و نقش آن در فرزندآوری از دیدگاه زنان بی فرزند ساکن شهر تهران انجام شد. با استفاده از روش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی، 18 مصاحبه عمیق با زنان بدون فرزندی که حداقل 5 سال از ازدواج آن ها گذشته و به طور ارادی بارور نشده اند، انجام شد. این زنان به روش هدفمند در تابستان 1396 نمونه گیری شده و داده های کیفی با استفاده از تحلیل محتوایی موضوعی با رویکرد استقرایی تحلیل شدند. مقوله اصلی عبارت است از: " فرزندتلفیقی از تمایل غریزی و ذاتی به همراه نگرانی و ابهام است که با رشد عقلانیت در فرزند آوری ارادی و برنامه ریزی شده، بازاندیشی در نقش فرزند بر کیفیت رابطه زناشویی و حمایت سالمندی همراه بوده و مفهومی دینامیک بوده که با گذر زمان (چه در گذر نسلی، چه در دوره زندگی)، متحول می شود". علی رغم ارزش ذاتی فرزند، به علت رشد عقلانیت، زنان به دنبال شرایطی هستند که تصمیم فرزند آوری را با کنترل شرایط اتخاذ کرده، قبل از فرزندآوری از کیفیت رابطه زناشویی اطمینان حاصل کرده و با داشتن سالمندی فعال و سالم، به دنبال تعدیل انتظارات خود از فرزند در سالمندی هستند. این معانی برای فرزند و کارکردهای آن در زندگی در تفسیر تغییرات رفتار فرزندآوری نسل های حاضر کاربرد خواهد داشت
    کلیدواژگان: معنای فرزند، رفتار فرزندآوری، مطالعه کیفی، زنان، شهر تهران
  • فاطمه ترابی*، محمد میرزایی، محمد حدادی صفحات 107-132
    الگوهای زناشویی، میزان باروری، مرگ ومیر، طلاق، بیوگی، مهاجرت و نوع خانواده بر تغییرات بعد خانوار تاثیر گذارند. هدف اصلی این مقاله مشخص کردن سهم تعیین کننده های بلافصل و زمینه ای بعد خانوار در شهرستان های ایران می باشد. این پژوهش از نوع مطالعه تحلیل ثانویه، که با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 انجام گرفته است. واحد تحلیل در این مطالعه، شهرستان است. از منظر میانگین بعد خانوار، در بین شهرستان های کشور تفاوت قابل توجهی وجود دارد؛ به طوری که عدد آن از 6/6 نفر در شهرستان کنگان تا 9/2 نفر در شهرستان طالقان متغیر است. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که کاهش باروری یکی از مهم ترین عوامل کاهش بعد خانوار است. بعد خانوار، رابطه ی مستقیمی با میزان باروری، میانگین سن ازدواج و بیکاری دارد. از سویی دیگر، رابطه ی معکوسی با شاخص های مدرنیزاسیون و میزان اشتغال زنان دارد. باروری بیشترین تاثیر مثبت (61/0= β) و مدرنیزاسیون بیشترین تاثیر معکوس (41/0= β) را بر بعد خانوار دارند. مطالعات آینده می توانند نقش سایر عوامل مانند تغییر در ترتیبات زندگی و فردگرایی را در تغییرات بعد خانوار مورد بررسی قرار دهند.
    کلیدواژگان: بعد خانوار، باروری، میانگین سن ازدواج، تعیین کننده های زمینه ای، مدرنیزاسیون
  • سیده زهرا اجاق*، محمد جلال عباسی شوازی صفحات 133-164
    با وجود تاکید اخیر برنامه ها و سیاست های رسمی و آشکار برخی کشورها بر افزایش جمعیت، مطالعات اندکی درباره نقش رسانه ها در موفقیت سیاستهای جمعیت منتشر شده است. پس از اعمال سیاست کنترل جمعیت در ایران، با ابلاغ سیاست های کلی جمعیت در 30 اردیبهشت 1393 تغییر سیاستها به افزایش جمعیت وجهه ای رسمی یافت. علیرغم توجه سیاست های ابلاغی به ابعاد مختلف (کمی و کیفی) جمعیت، نحوه بازتولید گفتمانی و ترویج این سیاست ها در رسانه ها عمدتا با توجه به بعد کمیت جمعیت انجام می شود، که به نظر می رسد هم توانایی این پیام ها در تغییر رفتار را کاهش داده و هم تصویری ناقص از سیاست های جمعیتی ارائه می دهد. در این مقاله، با استفاده از نظریه رفتار برنامه ریزی شده عوامل موثر بر تغییر رفتار معرفی شده و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان های اصلی دو روزنامه کیهان و ایران شناسایی می شوند. سپس، گفتمان ها از نظر حضور یا فقدان عوامل اثرگذار بر تغییر رفتار باروری تحلیل می گردند. در نهایت، سه اصل برای بهینه کردن فعالیت های ترویجی سیاست های جمعیتی ایران معرفی می شوند که عبارتند از الف) توجه به عوامل متعدد اثرگذار بر رفتار باروری؛ ب) اتخاذ رویکرد مخاطب آگاه، گزینشگر، و عقلانی؛ و ج) برقراری ارتباط و همکاری علمی بین روزنامه نگاران و جمعیت شناسان.
    کلیدواژگان: سیاست های کلی جمعیت، روزنامه ایران، روزنامه کیهان، تحلیل گفتمان انتقادی، ترویج، نظریه رفتار برنامه ریزی شده
  • ملیحه علی مندگاری، حجیه بی بی رازقی نصرآباد*، سمانه اشرف گنجویی صفحات 165-192
    در این مقاله با روش کیفی و با رویکرد نظریه زمینه ای، وضعیت اقتصادی زنان سرپرست خانوار مورد واکاوی قرار گرفته و چگونگی مواجهه آنان با این شرایط تحلیل می شود. بدین منظور 40زن سرپرست خانوار در مرکز مشاوره سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر شیراز با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختارمند بود. داده ها با روش نظریه زمینه ای استروس و کوربین (کدگذاری باز، محوری و گزینشی) تحلیل شد. براساس مدل پارادایمی بدست آمده، زنان سرپرست خانوار در این مطالعه از نظر برخورداری از مسکن، شغل مناسب و تحصیل، بهداشت و درمان و حتی امنیت غذایی در مضیقه هستند. ناتوانی جسمی، محدودیت خانواده برای انجام کار، پرستاری از اعضای خانواده و اجاره نشینی به عنوان شرایط زمینه ای و بی اعتمادی کارفرما، تبعیض در پرداخت دستمزد، احساس ناامنی در محیط شغلی و مشکلات ترکیب وظایف کار و خانه به مثابه شرایط مداخله گر باعث ایجاد یک محیط خانوادگی ناایمن برای زنان شده اند. راهبرد کنش زنان در برخورد با چنین شرایطی، محدودبودن شبکه روابط اجتماعی، ترک تحصیل و شغل، صرفه جویی و چشم پوشی از بسیاری از خواسته ها و نیازهاست. پیامد تداوم این چرخه معیوب ناتوانی و محرومیت، بازتولید انواع بیماری و ناتوانی، سوء تغذیه، حاشیه نشینی و در نهایت احساس ناامیدی و درماندگی است. نتایج این مطالعه بسترسازی برای افزایش فرصت های شغلی و حذف موانع فرهنگی اجتماعی اشتغال زنان، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنها را پیشنهاد می دهد.
    کلیدواژگان: زنان سرپرست خانوار، محدودیت شغلی، فقر آموزشی، مضیقه اقتصادی، شهر شیراز
  • رضا کیهانی حکمت، غلامعلی حاجی*، سید عباس نجفی زاده، نادر مهرگان صفحات 193-219
    مشخصه های جمعیتی، به طور عام و ساختار سنی جمعیت به طور خاص، اثری بسیار مهم بر سطوح مخارج اجتماعی دولت و بنابراین بر فشار مالی بالقوه دارد. جمعیت جوان و مسن، دو گروه جمعیتی هستند که از جنبه های مختلف هزینه هایی را بر دولت تحمیل می کنند. به ویژه جمعیت جوان از طریق نیاز به آموزش و سایر خدمات، صرفا مصرف کننده است و با توجه به سهم بالای جمعیت زیر 15 سال، تاثیر قابل توجهی در شکل گیری هزینه های دولت دارد. لذا این جمعیت می تواند الگوی شکل گیری هزینه های دولت را تعیین کند. در مقاله حاضر، با استناد به اطلاعات و آمار موجود، بر اساس برآورد مدل های رگرسیونی رابطه بین ساختار سنی جمعیت و مخارج اجتماعی دولت طی دوره (1395-1350) تبیین می شود. در انجام محاسبات از نرم افزارهای اکسل و ایویوز[1] استفاده شده است. ساختار سنی جمعیت دارای یک فشار مالی است که به موجب آن افزایش نسبی جمعیت مسن و جوان سبب افزایش معنادار سهم خدمات اجتماعی می شود. به طوری که کشش مخارج اجتماعی نسبت به جمعیت مسن بزرگ تر از واحد بوده و نسبت به جمعیت جوان کمتر از واحد می باشد. یافته ها نشان می دهد که به دلیل فشار جمعیت و نیازهای روز افزون آن، نسبت مخارج آموزشی به تولید ناخالص داخلی به طور معنی دار تحت تاثیر نسبت جمعیت جوان قرار می گیرد، از طرف دیگر سهم مخارج بهداشتی و رفاهی با جمعیت مسن رابطه مثبت و معنی داری دارد.
    کلیدواژگان: ساختار سنی، فشار مالی، کشش درآمدی، درآمد سرانه، مخارج اجتماعی
|
  • Serajodin Mahmoudiyani*, Hosein Mahmoudian Pages 9-32
    Despite that a large number of Iranian women are involved in internal migration, they have rarely been considered in empirical studies. The aim of this study is to investigate the role of women as proposers of family migration and its determinants. For this aim, a total of 500 of migrant women in the cities of Tehran and Mallard were surveyed by using questionnaire and multi-stage cluster sampling. Findings indicate that the women have relatively high power in their family and in large number of cases, they are the first proposer of migration. Contrary to conventional notion that emphasize on women as tied migrants, the results of this study show that women appear as providers of family migration. Given that the social status of Iranian women, especially from the point of view of education, is improving, it expected that their role in migration will increase in the future. Migrating to Tehran province and residing in this province has some consequences for women and even whole family and it may cause changes in the family structure after migration.
    Keywords: Women, Power in the family, Family Migration, Proposer of Migration, Tehran province
  • Saeeideh Shahbazin, Abbas Askarinadoushan*, Mohammadjalal Abbasi Shavazi Pages 33-66
    Migration has a major impact on the distribution of resources, health services, economic development, changing the population redistribution and settlement patterns, which causes changes in regional and national planning. In order to make these plans more effective, deep knowledge of migration flows is essential. However, less studies in Iran have examined the indicators related to the impact of internal migration on population redistribution. Hence, in the present study, using census data from 1996 to 2016, the study of migration indicators and its impact on population redistribution and changing of country's patterns (by five-year period, 1991-2016) is undertaken. The findings showed that in spite of fluctuations in the internal migration flows, different regions of the country experienced different migration rates. In the studied period, the border counties, especially the western and southeastern parts, have the highest rates of out-migration rate and the largest counties, mainly in the central regions have highest rates of in-migration. During the twenty-five years of study, the migration efficiency index, along with the change in net migration rates, showed similar regional differences with net migration. Despite these differences in counties, the rate of migration effectiveness during the periods of 2006-2016 has been decreasing. The study of the flow of internal migration also showed that this flow after three periods of migration (1991-1996, 1996-2001, and 2001-2006), which flowed from the lower density areas to the densely populated areas, during the period of 2006-2001 experienced an opposite flow. and the migration flow from the densely populated areas to low-density areas was formed, but during the last five period again, the migration flows was from low-density areas to densely populated areas. Consequently, if the decentralization of the country's facilities and investments does not diminish and the irregular development of the country continues, migration flows will continue to the denely populated areas.
    Keywords: Internal Migration, Population Redistribution, Migration Effectiveness Index, Net Migration Effect, Settlement Pattern
  • Farideh Khalajabadi Farahani, Fatemeh Keiani* Pages 67-106
    The present research, aimed to explore the meaning of child and its role in childbearing in the perspective of childless married women. Using a qualitative method with Basic Interpretive approach, 18 in-depth interviews were conducted with women who were married within last 5 years and were voluntarily childless. These women were selected using purposive sampling method in the summer of 2017 and thematic content analysis with inductive approach was conducted. The main theme emerged was: “Child meaning is an integration of an intrinsic and internal desire with ambiguity and concerns ,which coincide with increased rationality on voluntary & planned childbearing, changes in child’s role in the quality of marital relations and elderly support. It is a dynamic notion and it evolves by time transition (both in the life course, and cohort transition)”. Despite intrinsic value of child, due to increased rationalization, women are looking to find circumstances that decide on child bearing upon control of all conditions, to ensure of marital quality before childbearing and looking to mediate their expectations from their child in elderly by having an active and healthy elderly. This meaning of child and it’s implication in life needs to be considered in the interpretation of changes of childbearing behavior in recent generations.
    Keywords: Child meaning, Childbearing behavior, qualitative study, Women, Tehran
  • Fatemeh Torabi*, Mohammad Mirzaei, Mohammad Haddadi Pages 107-132
    In recent years, household size has undergone a plunging trend. Social, economic, cultural and structural changes in society affected household size through proximate determinates such as the age of marriage, marital patterns, fertility, mortality, divorce, and widowhood. The primary purpose of this research is to determine the proximate and socioeconomic factors of the household size determinants. This research has been performed by using the data from census in 396 townships of Iran in 2011. Among the Iranian townships, the average household size changed from 4.8 members in 1996 to 3.5 members in 2011. Also, the average household size varies considerably between the privacies of the country, from 6.6 in the province of Kangan to 2.9 in the province of Taleghan. Path analysis shows that fertility reduction is one of the most critical factors in reducing the size of the household. The average age of marriage decreased somewhat after fertility control. Fertility, the average age of marriage and unemployment have a direct relationship with household size. On the other hand, the indicators of modernization and employment of women have an inverse relationship with household size. Fertility has the most positive association (β = 0.61) and modernization has the most inverse association (β = 0.41) with household size.
    Keywords: Houshold Size, Fertility, Mean age of marriage, Proximate determinants, Modernization
  • Zahra Ojagh*, Mohammadjalal Abbasishavazi Pages 133-164
    Despite the emphasis on direct and formal pronatlaist policies, little attention has been paid to the role of media on the success of population policies.   After the implementation of antinatalist policies in Iran, the pronatalist policy was formally revealed by the announcement of the population decree by the Supreme Leader in May 2014.  Although the new policy is comprehensive and pays attention to various aspects (i.e quantity and quality) of population, the media discourse only promotes one aspect, that is quantitative aspect of the policy. This means that the media content not only does not have the ability for making behavioral change, but also produces an incomplete picture of the new population policy.  Using the planned behavior theory, this paper identifies factors affecting behavior change, and introduces main discourses in Iran and Keyhan newspapers as the two mainstream media by using critical discourse analysis. Then, discourses are analyzed taking into account the presence or lack of determining factors of fertility. Finally, three principles are proposed for the improvement of  advocacy of population policies which includes a) considering multiple factors affecting fertility behavior, b) taking  informed, selective and rational audience approach, and c) making scientific communication and collaboration between journalists and demographers.
    Keywords: General Population Policies, Iran Newspaper, Keyhan Newspaper, Critical Discourse Analysis, Promotional, Planned Behavior Theory
  • Maliheh Alimandegari, Hajjehe Razeghi*, Samaneh Ashraf Ganji Pages 165-192
    In this article, the economic status of female heads of households and their way of dealing with these conditions are analyzed using qualitative method and grounded theory approach. For this purpose, 40 female headed households were selected by purposeful and theoretical sampling at the Consultative Center of Welfare Organization and Imam Khomeini Emdad Committee of City of Shiraz. Data were collected using semi-structured interviews. The data were analyzed using field theory (open, axial, and selective coding). According to the paradigmatic model obtained in this study, female households are in short supply in terms of access to housing, suitable employment, education, health, and even food security. Physical disabilities, family limitation for work, family nursing and renting have been identified as a prerequisite for creating an insecure family environment for women.   Employer's distrust, wage discrimination, insecurity in the workplace, and the difficulties in combining work and family as intervening conditions have created an unsafe family environment for women. The strategy of women's actions in dealing with such conditions is the limitation of the network of social relations, the dropout and occupation, the saving of resources and goods, and renunciation of many demands and needs The consequence of the continuation of this cycle of disability and deprivation is the reproduction of a variety of diseases and disabilities, malnutrition, marginalization and, finally, a sense of despair and helplessness. Based on this study, it is suggested to increase job opportunities and eliminate social barriers to women's employment, empowerment of women headed households and their children.
    Keywords: Female Head of Household, Occupational Restriction, Educational poverty, Economic hardship, Shiraz city
  • Reza Keihani, Gholamali Haji*, Abbas Najafizadeh, Nader Mehregan Pages 193-219
    Population characteristics in general and specially age structure of the population, have a very important effect on the levels of government spending and thus on potential financial strain. The young and old age population are two groups that impose various costs on the government from different aspects. In particular, the young population is merely a consumer through the need for education and other services and, given the high share of the population under the age of 15, has a significant impact on the formation of government spending. Based on the estimation of regression models, the relationship between the age structure of the population and the social expenditures of the state during the period (1971-2016) is explained by using available information and statistics. Excel and Eviews have been used in calculations. The age structure of the population has a financial strain, whereby the relative increase of the elderly and younger populations increases with the share of social services substantinely. The results show that due to population pressure and increasing needs, the ratio of educational expenditures to gross domestic product is significantly affected by the proportion of young population. On the other hand, the share of health and welfare expenditures with the elderly population is positive and meaningful.
    Keywords: Age structure, Financial pressure, income elasticity, Per Capita Income, Social expenditures