فهرست مطالب

تحقیقات علوم رفتاری - سال هفدهم شماره 1 (1398)
  • سال هفدهم شماره 1 (1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • سکینه خرمی منش، احمد منصوری * صفحات 1-11
    زمینه و هدف
    اگرچه رابطه بین سابقه آسیب (History of trauma) و نشانه‌های شخصیت مرزی (Symptoms of borderline personality) به‌خوبی تایید شده است، اما توجه اندکی به نقش عوامل میانجی این رابطه شده است. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive emotion regulation strategies) و مقابله‌های معنوی (Spiritual coping) در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه‌های شخصیت مرزی بود.
    مواد و روش‌ها
    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 200 زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر نیشابور به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس شخصیت مرزی (Borderline Traits Scale یا BTS)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، پرسشنامه سابقه آسیب (Trauma History Questionnaire یا THQ) و پرسشنامه مقابله معنوی (Spiritual Coping Questionnaire یا SCQ) را تکمیل کردند. داده‌های پژوهش به کمک نرم‌افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    نتایج این پژوهش نشان داد که مدل ارائه‌شده در مورد نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان و مقابله‌های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه‌های شخصیت مرزی از برازش قابل قبولی برخوردار است. بعلاوه، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله‌های معنوی منفی میانجی رابطه بین سابقه آسیب و نشانه‌های شخصیت مرزی هستند.
    نتیجه‌گیری
    نتایج این مطالعه بر اهمیت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله‌های معنوی منفی در ایجاد نشانه‌های شخصیت مرزی پس از آسیب تاکید دارد.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، سابقه آسیب، شخصیت مرزی، مقابله معنوی
  • امیر محمد جلالیان، قاسم آهی * صفحات 12-21
    زمینه و هدف
    ترس از هیجان‌های منفی نقش مهمی در تنظیم هیجان ناسازگار دارد و زمانی که چنین هیجان‌هایی تجربه می‌شوند افراد ممکن است درگیر اجتناب از هیجان شوند. بر این اساس مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش سرگردانی ذهنی (Mind wandering) و سفر ذهنی در زمان (Mental time travel) در پیش‌بینی ترس از شادی (Fear of happiness) انجام شد.
    مواد و روش‌ها
    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر بیرجند در سال تحصیلی 97-1396 بود. تعداد اعضای نمونه 500 نفر در نظر گرفته شد. برای انتخاب نمونه روش نمونه‌گیری خوشه‌ای بکار رفت. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از مقیاس ترس از شادی (Fear of Happiness Scale یا FHS)، پرسشنامه سرگردانی ذهنی (Mind-Wandering Questionnaire یا MWQ) و مقیاس سفر ذهنی در زمان (Mental Time Travel Scale یا MTTS) انجام شد. برای بررسی فرضیه‌های پژوهش از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد.
    یافته‌ها
    یافته‌ها نشان داد که بین سرگردانی ذهنی و ترس از شادی همبستگی مثبت و معنی‌دار وجود دارد. همچنین، بین سفر ذهنی در زمان (گذشته و آینده) و ترس از شادی رابطه منفی و معنی‌دار وجود دارد (01/0p<). ترس از شادی از طریق سرگردانی ذهنی، سفر ذهنی در زمان گذشته و سفر ذهنی در آینده پیش‌بینی می‌شود. به‌علاوه، سه مدل روی‌هم 19 درصد واریانس ترس از شادی را تبیین می‌کنند.
    نتیجه‌گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان‌دهنده نقش سرگردانی ذهنی و سفر ذهنی در زمان (گذشته و آینده) در پیش‌بینی ترس از شادی است؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرهای پیش‌بین توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با دانشجویان و به‌طور خاص در مراکز مشاوره‌ای و درمانی ضروری به نظر می‌رسد.
    کلیدواژگان: سرگردانی ذهنی، سفر ذهنی در زمان، شادی
  • هادی صمدیه *، حسین کارشکی، فرهاد تنهای رشوانلو، مهدی ارخودی قلعه نویی صفحات 22-34
    زمینه و هدف
    طراحی مقیاسی دقیق برای سنجش راهبردهای تنظیم هیجان که علاوه بر یکپارچه کردن راهبردهای مهم مختلف به یک پرسشنامه چندبعدی، ابزارهای موجود را نیز تکمیل کند موضوعی ارزشمند و قابل‌توجه است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی ویژگی های روان‌سنجی فرم هایدلبرگ راهبردهای نظم بخشی هیجان (HFERST) بود.
    مواد و روش‌ها
    طرح پژوهش حاضر از نوع آزمون سازی و همبستگی بود. کلیه دانشجویان دانشگاه بیرجند در مقطع کارشناسی در نیمسال اول سال تحصیلی 97-1396، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دادند؛ که از این میان 301 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. داده ها با استفاده از فرم هایدلبرگ راهبردهای نظم بخشی هیجان (HFERST) و پرسشنامه سبک های تنظیم هیجان شناختی (CERQ) جمع آوری شدند.برای تعیین همسانی درونی HFERST از روش آلفای کرونباخ و ضریب دونیمه کردن و برای تعیین روایی آن از روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و روایی همگرا استفاده شد.
    یافته‌ها
    نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس از ساختار شش عاملی مناسبی برخوردار است که در مجموع 53/55 درصد واریانس را تبیین می‌کردند. تحلیل عاملی تاییدی نیز این ساختار را تایید کرد. همسانی درونی خرده مقیاس ها نیز با آلفای کرونباخ در دامنه مطلوب به دست آمد. نتایج روایی همگرا حاکی از این بود که همبستگی مثبت و معناداری میان ابعاد HFERST مشتمل بر ارزیابی مجدد، پذیرش و فرونشانی تجربه هیجانی با ابعاد تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مثبت و پذیرش CERQ وجود داشت.
    نتیجه‌گیری
    نتایج تحلیل های آماری نشان داد که نسخه فارسی فرم هایدلبرگ راهبردهای نظم بخشی هیجان از ویژگی‌های روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به‌عنوان ابزاری معتبر در جمعیت ایرانی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: نظم بخشی هیجان، اعتبار، روایی
  • آرزو حشمتی، ساحل خاکپور، زهرا کوثری، مجید محمدی، سعیده زنوزیان * صفحات 35-43
    زمینه و هدف
    پدیده خودکشی (Suicide) یک ناهنجاری اجتماعی است که در ایران و به‌خصوص بین دانشجویان شیوع دارد. این پدیده دارای ابعاد متعددی است که درنتیجه عوامل روان‌شناختی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رخ می‌دهد. استفاده کارآمد از توان دانشجویان و تلاش برای حفظ پویایی محیط دانشگاه لزوم توجه به مشکلات دانشجویان و رسیدگی به تنش‌های آنان را ضروری می‌نماید. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بود.
    مواد و روش‌ها
    این مطالعه به‌صورت توصیفی-مقطعی انجام گردید. نمونه این مطالعه 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه استانداردشده سنجش افکار خودکشی بک (Beck Scale for Suicidal Ideations یا BSSI) در اختیار دانشجویان قرار گرفت. داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    نتایج نشان داد شیوع افکار پرخطر خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان 6 درصد است. شیوع افکار خودکشی در مردان (2/10 درصد) به‌طور معناداری بیشتر از زنان (6/3 درصد) بود (002/0p=). شیوع افکار خودکشی در دانشجویان غیر خوابگاهی (19 درصد) به‌طور معناداری بیشتر از دانشجویان خوابگاهی (9/4 درصد) بود (017/0p=). بین شیوع افکار خودکشی بر اساس مقاطع تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد (566/0p=).
    نتیجه‌گیری
    این مطالعه نشان داد افکار خودکشی در بین دانشجویان از شیوع قابل‌توجهی برخوردار است. با توجه به این‌که افکار خودکشی می‌توانند زمینه‌ساز اقدام به خودکشی باشند می‌توان با ارائه خدمات بهداشت روان و غربال‌گری منظم گام موثری در پیشگیری از این معضل در بین دانشجویان برداشت.
    کلیدواژگان: افکار خودکشی، شیوع، دانشجویان علوم پزشکی
  • مریم فراهانی فر، حسن حیدری*، حسین داودی، سیدعلی آل یاسین صفحات 44-55
    زمینه و هدف
    مشاوره انگیزشی نظام‌مند (Systematic Motivational Counseling یا SMC) و درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) با تاکید بر اصلاح ساختار انگیزشی و پذیرش مشکلات زندگی می‌توانند باعث بهبود سبک‌های حل تعارض زنان ناسازگار شوند. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی SMC و ACT بر سبک‌های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی انجام شد.
    مواد و روش‌ها
    روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه گواه و پیگیری سه‌ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان ناسازگاری بود که در سال 1396 به مراکز مشاوره شهر اراک مراجعه کرده بودند. از بین این افراد 36 نفر انتخاب و به‌صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. داده‌ها در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با پرسشنامه سبک‌های حل تعارض رحیم (Rahim Organizational Conflict Inventory یا ROCI-II) جمع‌آوری شد. اعضای گروه‌های آزمایش پس از اجرای پیش‌آزمون به‌طور جداگانه در 10 جلسه SMC و 12 جلسه ACT شرکت کردند. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر استفاده شد.
    یافته‌ها
    نتایج نشان داد که تاثیر SMC و ACT بر سبک‌های حل تعارض معنی‌دار و باثبات است (05/0p<). بین اثربخشی SMC و ACT بر سبک‌های اجتنابی و مصالحه تفاوت وجود داشت (05/0p<).
    نتیجه‌گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که SMC و ACT می‎توانند در بهبود سبک‌های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی موثر باشند.
    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، حل تعارض، زنان، مشاوره انگیزشی نظام مند
  • فروغ فرشیدمنش، حسین داودی *، حسن حیدری، مهدی زارع بهرام آبادی صفحات 56-67
    زمینه و هدف
    بسیاری از زنان زندگی زناشویی خود را با روابط صمیمی آغاز می‌کنند، اما با گذر زنان این روابط صمیمی کم‌کم دچار مشکل می‌شود و این درست زمانی است که دلزدگی زناشویی (Couple burnout) آغاز شده است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی (Mindfulness Education) و درمان هیجان مدار (Emotional Focused Therapy یا EFT) بر صمیمیت (Intimacy)، تعهد (Commitment) و شادکامی زناشویی (Couple happiness) زنان با دلزدگی زناشویی بود.
    مواد و روش‌ها
    روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان با دلزدگی زناشویی مراجعه‌کننده به انجمن خیریه بقیه‌ الله الاعظم شهر خمینی‌شهر در سال 1397 بود. از این جامعه 36 نفر به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه جایگزینی تصادفی در سه گروه ذهن آگاهی (12 نفر)، هیجان مدار (12 نفر) و گواه (12 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه‌ای آموزش دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه صمیمیت زناشویی (Couple Intimacy Questionnaire یا CIQ)، پرسشنامه تعهد زناشویی (Couple Commitment Questionnaire یا CCQ)، مقیاس شادکامی زناشویی (Marital Happiness Scale یا MHS) و مقیاس دلزدگی زناشویی (Couple Burnout Measure یا CBM) بود. داده‌ها با کمک نرم‌افزار SPSS و با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و یک‌راهه تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    یافته‌ها تفاوت معناداری را بین دو گروه آزمایش و گواه در صمیمیت (94/37=F، 001/0=p)، تعهد (77/30=F، 001/0=p) و شادکامی زناشویی (29/58=F، 001/0=p) در مرحله پس‌آزمون نشان دادند. باوجوداین، بین میزان اثربخشی دو رویکرد ذهن آگاهی و EFT بر صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p).
    نتیجه‌گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش می‌توان گفت ذهن آگاهی و EFT می‌توانند میزان صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی را افزایش دهند؛ ازاین‌رو توصیه می‌شود مشاوران و درمانگران از این دو رویکرد به‌عنوان روش درمانی موثر برای افزایش صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: تعهد زناشویی، درمان هیجان مدار، دلزدگی زناشویی، ذهن آگاهی، شادکامی، صمیمیت
  • ماندانا محمودجانلو، حسن احدی *، سهیلا نظرپور، آدیس کراسکیان موجمباری صفحات 68-76
    زمینه و هدف
    زایمان واژینال (Vaginal Delivery) می‌تواند به‌عنوان یکی از پراسترس‌ترین تجارب زندگی یک مادر به‌حساب آید. ازاین‌رو تعداد قابل‌توجهی از مادران باردار برای رهایی از این شرایط زایمان سزارین را به‌عنوان روش ختم بارداری بر می‌گزینند. ازآنجاکه ترس از درد زایمان (fear of labor pain) یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار بر انتخاب روش سزارین در زنان باردار است، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی کاهش ترس از درد زایمان به شیوه واقعیت درمانی (Reality therapy) بر انتخاب روش زایمان واژینال در زنان باردار نخست زا بود.
    مواد و روش‌ها
    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد بررسی شامل 39 زن باردار ساکن شهرستان نوشهر بود که سن حاملگی 4 هفته و بالاتر داشتند، روش سزارین انتخابی را جهت زایمان برگزیده و برای مراقبت مامایی در دی‌ماه لغایت اسفندماه سال 1396 به مراکز بهداشت شهری و روستایی مراجعه کرده بودند. افراد نمونه به روش غیر تصادفی هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20) و گواه (19) گمارده شدند. واقعیت درمانی در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای و دو بار در هفته برای گروه آزمایش اجرا شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه نگرش به زایمان (Childbirth Attitudes Questionnaire یا CAQ) استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته‌ها
    بعد از اجرای واقعیت درمانی، ترس از درد زایمان در افراد گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه تفاوت معنی‌داری نشان داد (01/0>p). تفاوت معناداری در نمره ترس از درد زایمان زنانی که پس از واقعیت درمانی تصمیم به انجام زایمان واژینال گرفتند نسبت به افرادی که همچنان انجام زایمان به روش سزارین را برای ختم حاملگی در نظر داشتند، مشاهده نشد.
    نتیجه‌گیری
    نتایج نشان داد واقعیت درمانی در کاهش ترس از درد زنان باردار نخست زا موثر است ولی کاهش ترس از درد بر انتخاب روش زایمان واژینال اثری نداشت. واقعیت درمانی را می‌توان برای کاهش ترس از درد زایمان به کار برد.
    کلیدواژگان: بارداری، ترس از درد، زایمان، واقعیت درمانی
  • سعید مهنا، سیاوش طالع پسند *، علی محمد رضایی، محمد علی محمدی فر صفحات 77-86
    زمینه و هدف
    بهزیستی جسمانی (Physical well-being) از ملاک‌های اصلی کیفیت زندگی است و هیجان‌ها (Emotions) از عوامل مهمی هستند که زمینه بهزیستی جسمانی را فراهم می‌کنند. ازاین‌رو، در مطالعه حاضر رابطه هیجان‌های پیشرفت با بهزیستی جسمانی دانش آموزان و شناخت فرایندهای ارتباطی بین آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش‌ها
    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران بود. شرکت‌کنندگان با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی (1146 نفر) انتخاب شدند. پرسشنامه هیجان‌های پیشرفت (Achievement Emotions Questionnaire یا AEQ)، مقیاس بهزیستی جسمانی (Physical well-being scale)، مقیاس خودارزیابی مثبت (Self-evaluation scale) و مقیاس احساس‌های بدنی (Bodily sensation scale) برای گردآوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، چولگی و کشیدگی) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری) در نرم‌افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شد.
    یافته‌ها
    مدل بهزیستی جسمانی در نمونه پژوهش برازنده بود (073/0=RMSEA، 78/2=χ2/df). مسیر هیجان‌های پیشرفت و بهزیستی جسمانی مثبت و معنادار بود. اثر خودارزیابی مثبت بر بهزیستی جسمانی و اثر احساس‌های بدنی بر بهزیستی جسمانی نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، خودارزیابی مثبت و احساس‌های بدنی در رابطه بین هیجان‌های پیشرفت با بهزیستی جسمانی نقش میانجی داشتند.
    نتیجه‌گیری
    هیجان‌های پیشرفت نقش مهمی در تعیین بهزیستی جسمانی دانش آموزان دارا هستند. مسیرهای شناختی (خودارزیابی مثبت) و عاطفی (احساس‌های بدنی) حمایت گر این رابطه هستند. شناخت و توجه به این متغیرها عاملی کلیدی در بهزیستی جسمانی دانش آموزان است.
    کلیدواژگان: احساس ها، خودارزیابی، هیجان ها
  • علی طالعی، معصومه اسمعیلی، محمدرضا فلسفی نژاد*، سمیه کاظمیان، احمد برجعلی صفحات 87-97
    زمینه و هدف
    گسترده شدن اینترنت و ایجاد شبکه‌های اجتماعی در بستر آن منجر به شکل‌گیری گروه‌های مختلف مجازی شده است. ارتباط با جنس متفاوت (Relationship with different sex) یکی از پدیده‌هایی است که از طریق فضای مجازی بسیار رایج شده به‌گونه‌ای که به دوران نوجوانی نیز تسری یافته است. هدف پژوهش حاضر آسیب‌شناسی ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت در شبکه‌های اجتماعی مجازی (Virtual social networks) بود تا درک عمیق‌تری از آن حاصل شود.
    مواد و روش‌ها
    روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و به روش کولایزی (Colaizzi's method) صورت گرفت. نمونه پژوهش شامل 11 دانش‌آموز پسر 14 تا 16 ساله یکی از مدارس متوسطه منطقه 18 تهران بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس ملاک‌های شرکت در پژوهش انتخاب شدند.
    یافته‌ها
    تحلیل مصاحبه‌ها منجر به شناسایی سه مفهوم اصلی تجربه ارتباط با جنس متفاوت، فساد جنسی، پیامدهای آسیب‌زا و 11 مقوله انگیزه ارتباط، الگوگیری ارتباط با جنس متفاوت، تنوع روابط، رقابت برای تصاحب کردن، تقویت رابطه، ارتباط جنسی، ترویج فساد جنسی، آسیب‌های جنسی، اجتماعی، فردی و 73 خرده مقوله شد.
    نتیجه‌گیری
    نتایج پژوهش نشان داد شبکه‌های اجتماعی مجازی سبب تسهیل هر چه بیشتر ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت و تقویت این روابط شده و زمینه را برای ارتباط آن‌ها در دنیای واقعی و پیامدهای آسیب‌زای آن فراهم می‌کند.
    کلیدواژگان: ارتباط با جنس متفاوت، فضای مجازی، نوجوان
  • زهرا چابکی نژاد، عذری اعتمادی *، فاطمه بهرامی، مریم فاتحی زاده صفحات 98-107
    زمینه و هدف
    روابط زناشویی یکی از مهم‌ترین حیطه‌های زندگی افراد است که عوامل گوناگونی در چگونگی آن نقش دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره زوجی (Marital counseling) بر تعارضات (Marital conflicts) و صمیمیت زناشویی (Marital intimacy) زوجین دارای ویژگی‌های شخصیتی متفاوت (Different personality characteristics) مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهرستان یزد انجام شد.
    مواد و روش‌ها
    روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. به‌منظور انجام پژوهش از کلیه زوجین دارای ویژگی‌های شخصیتی متفاوت مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر یزد به‌صورت در دسترس 32 نفر انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت مشاوره زوجی مبتنی بر حل مسائل تفاوت‌های شخصیتی قرار گرفتند. به‌منظور انجام پیش‌آزمون و پس‌آزمون از دو پرسشنامه تعارضات زناشویی (Marital Conflict Questionnaire یا MCQ) و پرسشنامه صمیمیت زناشویی (Marital Intimacy Questionnaire یا MIQ) استفاده گردید. داده‌ها به روش آماری تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    نتایج نشان داد مشاوره زوجی بر صمیمیت و تعارضات زناشویی شرکت‌کننده‌ها اثربخش بوده است.
    نتیجه‌گیری
    می‌توان به‌منظور کاهش تعارضات زناشویی و افزایش صمیمیت زناشویی زوجین دارای ویژگی‌های شخصیتی متفاوت از مشاوره زوجی مبتنی بر حل مسائل تفاوت‌های شخصیتی استفاده نمود و به مشاوران ازدواج و متخصصان آن را پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: تعارضات زناشویی، شخصیت، صمیمیت زناشویی، مشاوره زوجی
  • معصومه محسنی کبیر، حمید پورشریفی *، علیرضا کیامنش، مریم مشایخ صفحات 108-119
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی ابزاری برای ارزیابی رفتارهای ابرازی (Expressive behaviors) و ابزاری (Instrumental behaviors) در روابط زوجین بود.
    مواد و روش‌ها
    جامعه موردمطالعه کلیه متاهلین حاضر در گروهای تلگرامی، جمعیت شهروندان تهرانی و فضاهای ورزشی منطقه سعادت‌آباد تهران بود. معیارهای ورود زوجین شامل گذشت سه ماه از زمان تاهل آن‌ها و سواد خواندن و نوشتن بود. نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد. برای ساخت این آزمون از نظریه Epstein و Baucom و همچنین مصاحبه کیفی با چهار زوج استفاده گردید.
    یافته‌ها
    اجرای تحلیل عاملی با چرخش واریماکس (Varimax rotation) با بار عاملی حداقل 3/0 طی پنج مرحله درنهایت 22 گویه در پنج عامل باقی ماند. عامل اول با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به خود (818/0=α)، عامل دوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی معطوف به رابطه (824/0=α)، عامل سوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به همسر (715/0=α)، عامل چهارم با سه گویه رفتارهای ابزاری معطوف به رابطه (827/0=α) و عامل پنجم با چهار گویه رفتارهای ابرازی و ابزاری به محیط (756/0=α) نامیده شد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 861/0 به دست آمد.
    نتیجه‌گیری
    مطابق با نظریه Epstein و Baucom رفتارهای ابرازی و ابزاری در چهار حیطه معطوف به خود، رابطه، همسر و محیط درمجموع شامل 8 عامل است. در مصاحبه کیفی با چهار زوج مشخص شد که افراد قادر به تفکیک رفتارهای ابرازی و ابزاری به‌طور کامل از هم نیستند. در تحلیل عاملی اکتشافی نیز این نتیجه به دست آمد که در سه حیطه خود، همسر و محیط رفتارهای ابرازی و ابزاری از هم تفکیک نشده و فقط در حیطه رابطه از هم تفکیک شدند.
    کلیدواژگان: رفتارهای ابرازی، روان سنجی، رفتارهای ابزاری
  • سالار فرامرزی *، سید حسین سیادتیان، اعظم رشیدی، زهرا کاردان صفحات 120-129
    زمینه و هدف
    حضور کودک مبتلا به ناتوانی هوشی (Intellectual disabilities) در هر خانواده ساختار و سلامت روانی آن به‌ویژه مادران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ازاین‌رو هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مقایسه‌ای احساس اندوه مزمن (Chronic sorrow) و احساس گرفتاری (Entrapment) در مادران با و بدون کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی شهرستان کاشان در سال تحصیلی 97-1396 بود.
    مواد و روش‌ها
     این مطالعه از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری آن متشکل از کلیه مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی و غیر مبتلا در مدارس استثنایی و عادی شهرستان کاشان بود. نمونه آماری شامل 66 نفر از مادران (31 نفر مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی و 35 نفر مادران کودکان غیر مبتلا) بود. مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی به روش نمونه‌گیری در دسترس و مادران کودکان غیر مبتلا به روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. جهت سنجش اطلاعات از پرسشنامه‌های احساس اندوه مزمن کندال (Kendall Chronic Sorrow Instrument یا KCSI) و احساس گرفتاری (Entrapment Questionnaire) استفاده گردید. داده‌ها با استفاده از روش‌های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیره) تحلیل شدند.
    یافته‌ها
     نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن بود که بین احساس اندوه مزمن و احساس گرفتاری در مادران با و بدون کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی شهرستان کاشان تفاوت معنادار وجود دارد (0001/0=p)؛ به‌عبارت‌دیگر مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی احساس اندوه مزمن و گرفتاری بیشتری داشته‌اند.
    نتیجه‌گیری
     با توجه به تاثیرات منفی دو احساس اندوه مزمن و گرفتاری در سلامت روان افراد ارائه خدمات روان‌شناختی به مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: احساس گرفتاری، سوگ مزمن، ناتوانی هوشی
  • مهناز علی اکبری دهکردی، زهره عزیزی* صفحات 130-138
    زمینه و هدف
    کاهش هورمون‌های جنسی در مردان با مشکلات جسمانی و روان‌شناختی مختلفی ازجمله افسردگی، کاهش فعالیت جسمانی، اختلال در حافظه و کارکردهای اجرایی همراه است. هدف مطالعه حاضر مقایسه سلامت روان (Mental health) مردان مبتلا به آندروپوز (Andropause) و مردان مسن بهنجار به‌منظور شناسایی ابعاد روان‌شناختی آندروپوز بود.
    مواد و روش‌ها
    طرح پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه‌ای بود. جامعه پژوهش شامل کلیه کارکنان مرد گروه سنی 65-45 سال دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بود. از میان جامعه مورد بررسی 150 نفر به‌صورت در دسترس به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پس از پر کردن پرسشنامه کمبود آندروژن در مردان مسن (Androgen Deficiency of Aging Men questionnaire یا ADAM) و سلامت عمومی (General Health Questionnaire یا GHQ) به دو گروه تشخیص بالینی آندروپوز و عادی تقسیم شدند.
    یافته‌ها
    به‌منظور تشخیص بیوشیمیایی آندروپوز افراد دارای نشانگان کمبود آندروژن به آزمایشگاه مراجعه کردند و پس‌ازآن سلامت روان بین سه گروه از مردان عادی، مردان دارای تشخیص بالینی و آزمایشگاهی آندروپوز مقایسه گردید. هر سه گروه در ابعاد علائم جسمانی، کارکرد اجتماعی، اضطراب و افسردگی با یکدیگر تفاوت معنادار داشتند. افراد دارای تشخیص آزمایشگاهی آندروپوز مشکلات بیشتری در ابعاد افسردگی و اضطراب گزارش کردند.
    نتیجه‌گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر افرادی دارای تشخیص آزمایشگاهی آندروپوز مشکلات شدیدتری در زمینه افسردگی و اضطراب داشتند. نتایج پژوهش حاضر نشان‌دهنده ضرورت استفاده از برنامه‌های درمانی در خصوص افسردگی و اضطراب این گروه از افراد در کنار درمان‌های هورمونی و سایر درمان‌های پزشکی دیگر است.
  • سرور آرمان، محمدرضا محمدی، سید سلمان علوی، علی خالقی، مهناز قانعیان *، سارا عطایی مقصود بیگی، مینا ادیبان زاده، آیدا توکل فر، شکوفه علیدادی شمس آبادی، سعید کرباسی عامل، محمد عسگری، الناز فرزام فر، مهرداد هوازاده صفحات 139-150
    زمینه و هدف
    اختلال‌های روان‌پزشکی (Psychiatric disorders) در حال کسب رتبه‌های برتر در ایجاد بار ناشی از بیماری‌ها هستند. بدون شک آگاهی از شیوع آن‌ها در بین کودکان و نوجوانان می‌تواند به پیشگیری و کنترل این مشکلات و صرفه‌جویی در هزینه‌ها کمک نماید. ازاین‌رو، هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع اختلال‌های روان‌پزشکی در کودکان و نوجوانان استان اصفهان بود.
    مواد و روش‌ها
    بر اساس ماهیت پژوهش روش تحقیق از نوع بنیادی است. نمونه پژوهش شامل 1010 نفر از کودکان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1396 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای تصادفی انتخاب شدند. برای اجرای پژوهش روان شناسان بالینی آموزش‌دیده به خانه‌های کودکان و نوجوانان انتخاب‌شده مراجعه و با استفاده از نسخه فارسی مصاحبه تشخیصی نیمه ساختاریافته اختلال‌های خلقی و اسکیزوفرنیا برای کودکان و نوجوانان، تشخیص فعلی و طول عمر (Kiddie Schedule for Affective Disorders and Schizophrenia, Present and Lifetime version یا K-SADS-PL) نمودند. علاوه بر این، داده‌های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، تحصیلات، تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی) نیز جمع‌آوری گردید. پس از جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها از طریق نرم‌افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از شاخص‌های فراوانی و درصد فراوانی تحلیل شد.
    یافته‌ها
    بر اساس یافته‌های این پژوهش میزان شیوع اختلال‌های روان‌پزشکی در کودکان و نوجوانان استان اصفهان 8/14 درصد بود. میزان شیوع این اختلال‌ها در پسران بیشتر از دختران بود. همچنین در طیف سنی 14-10 سال بیش از سایر سنین بوده ‌است. اختلال‌های روان‌پزشکی در کودکان و نوجوانان ساکن در شهر نیز بیش از کودکان و نوجوانان ساکن در روستا بود.
    نتیجه‌گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت شیوع اختلال‌های روان‌پزشکی در استان اصفهان در مقایسه با سایر پژوهش‌های انجام‌گرفته در داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد. باوجوداین لزوم سیاست‌گذاری‌های سلامت روان در دوران کودکی و نوجوانی برای کاهش بار آسیب در آینده و ارائه‌ راهکارهای برون‌رفت از این مسئله پیشنهاد می‌گردد.
  • محمدصالح عبدی، حمیدرضا وطن خواه*، مرضیه سادات رضوی صفحات 151-158
    زمینه و هدف
    اثر حساسیت‌زدایی از طریق حرکات چشم و باز پردازش (EMDR) بر اضطراب در تحقیقات مختلفی موردبررسی قرارگرفته است ولی بر اضطراب ورزشی و عملکرد بسیار اندک است؛ بنابراین هدف از این پژوهش بررسی میزان اثر EMDR بر اضطراب و عملکرد جسمانی در ورزشکاران بود.
    مواد و روش‌ها
    روش تحقیق نیمه تجربی با طرح تحقیق پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه‌های گواه و آزمایش بود. جامعه آماری تحقیق را ورزشکاران دو رشته رزمی کاراته و تکواندو تشکیل دادند. نمونه آماری بر اساس معیارهای ورود و خروج 30 نفر و به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در این تحقیق شامل پرسشنامه اضطراب رقابتی CSAI-2 و دستگاه دینامومتر الکترونیکی Digital Pinch/Grip Analyser MIE بود. در تحلیل های استنباطی جهت سنجش نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کلموگروف – اسمیرنف و در بخش آمار استنباطی از آزمون‌ کوواریانس استفاده شد. از سطح معنی‌داری 05/0 و از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شد.
    یافته‌ها
    نتایج تحقیق نشان داد که EMDR بر ورزشکاران گروه تجربی و گروه گواه ازنظر اضطراب شناختی، اضطراب جسمانی، اعتمادبه‌نفس و عملکرد جسمانی تفاوت معنی‌داری وجود دارد (001/0≥ P).
    نتیجه‌گیری
    به نظر می‌رسد که EMDR بر کاهش اضطراب و افزایش عملکرد ورزشکاران تاثیر دارد؛ بنابراین توصیه می‌شود که جهت تعمیم بیشتر نتایج، تحقیقات بیشتری صورت بگیرد.
    کلیدواژگان: حساسیت زدایی با حرکت چشم و باز پردازش، اضطراب، عملکرد جسمانی
  • علیرضا ترکان، هادی فرهادی*، محسن گل پرور صفحات 159-170
    زمینه و هدف
    آشفتگی روابط زوجی ازجمله شایع‌ترین عوامل استرس‌زای دهه‌های اخیر است که تاثیر منفی قابل‌توجهی بر رضایت زوجین و فرزندان آن‌ها دارد. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی زوج‌درمانی هیجان مدار (Emotional-Focused Couple Therapy یا EFCT) و روایتی (Narrative Couple Therapy یا NCT) بر تعارضات زناشویی (Marital conflicts) انجام شد.
    مواد و روش‌ها
    طرح پژوهش حاضر از نوع کار آزمایی بالینی بود. نمونه آماری شامل 45 نفر از زوجین ناسازگار مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهرستان اصفهان بود. شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی در سه گروه 15 نفری به نام گروه EFCT، NCT و کنترل گمارده شدند. شرکت‌کنندگان با استفاده از پرسشنامه تعارضات زناشویی (Marital Conflict Questionnaire یا MCQ)، در پیش‌آزمون و پس‌آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    هر دو رویکرد NCT و EFCT در مرحله پس‌آزمون موجب بهبودی معنادار تعارضات زناشویی نسبت به گروه کنترل در همه سطوح تعارضات زناشویی شدند.
    نتیجه‌گیری
    به‌طورکلی بیشترین کاهش تعارضات زناشویی به ترتیب در گروه‌های EFCT، NCT و کنترل مشاهده شد. درواقع شاید بتوان گفت EFCT در کاهش تعارضات زناشویی نسبت به NCT اثربخشی بیشتری داشته است.
    کلیدواژگان: تعارض زناشویی، زوج درمانی روایتی، زوج درمانی هیجان مدار
|
  • Khoramimanesh Sakine, Mansouri Ahmad * Pages 1-11
    Aim and Background
    Although the relationship between history of childhood trauma and symptoms of borderline personality is widely studied, there has been little attention to lifetime traumas and investigate the role of cognitive emotion regulation strategies and spiritual coping as mediators of this relationship. Therefore, the aim of this study was to investigate the mediating role of cognitive emotion regulation strategies and spiritual coping in the relationship between the history of trauma and symptoms of borderline personality.
    Methods and Materials
    In a descriptive-correlational study, 200 female-headed households of Neyshabur city were selected by available sampling method. The participants completed Borderline Traits Scale (BTS), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ), Trauma History Questionnaire (THQ) and Spiritual Coping Questionnaire (SCQ). Data were analyzed by LISREL and SPSS software, using Pearson correlation and structural equation modeling.
    Findings
    The results of this study showed that proposed model about mediating role of cognitive emotion regulation strategies and spiritual coping in the relationship between the history of trauma and symptoms of borderline personality has an acceptable fit with the data. In addition, maladaptive cognitive emotion regulation strategies and negative spiritual coping mediated the relationship between history of trauma and symptoms of borderline personality.
    Conclusions
    The results of present study emphasize the importance of maladaptive cognitive emotion regulation strategies and negative spiritual coping in developing the symptoms of borderline personality after the trauma.
    Keywords: Borderline personality, Emotion regulation, History of trauma, Spiritual coping
  • Amir Mohammad Jalalian, Qasem Ahi * Pages 12-21
    Aim and Background
    Fear of negative emotions plays an important role in maladaptive adjustment. When such emotions are experienced, individuals may be involved in emotional avoidance. Accordingly, the present study was conducted to investigate the role of mind wandering and mental time travel in predicting of fear of happiness.
    Methods and Materials
    The research method was descriptive from type of correlation. The statistical population of this study was all students of Islamic Azad University of Birjand in the academic year of 2017-2018. The number of sample members in this study was considered to be 500. A cluster sampling method was used to select the sample. Data gathering was conduct using Fear of Happiness Scale (FSH), Mind Wandering Questionnaire (MWQ) and Mental Time Travel Scale (MTTS). Analyzing the data was carrying out by multiple regression.
    Findings
    Findings showed that there is a positive and significant correlation between mind wandering and fear of happiness. Also, there is a negative and significant relationship between mental time travel (past and future) with fear of happiness. In addition, it was found that the fear of happiness were predicted through mind wandering, mental time travel in the past, and mental time travel in the future. The three models all account for over 19% of the variance fear of happiness (R Square= 0.19).
    Conclusions
    The findings of the present study showed the roles of mind wandering and mental time travel in predicting of fear of happiness. Therefore, considering the role of these predictive variables by experts, therapists and planners seem to be necessary when working with students, and particularly in counseling and therapeutic centers.
    Keywords: Happiness, Mental time travel, Mind wandering
  • Hadi Samadieh *, Hossein Karshki, Farhad Tanhaye Reshvanloo, Mahdi Arkhudi Ghalenoei Pages 22-34
    Aim Background
    It is essential to development an accurate scale for the evaluation of emotion regulation strategies that not only integrates different important strategies into a unified multidimensional questionnaire but also complements the existing measures. The aim of this research was the evaluation of Psychometric properties Heidelberg form for emotion regulation strategies.
    Methods,Materials
    The design of this study was testing,correlation. Statistical population of this research was all students in University of Birjand in the first year of undergraduate of 2017-2018 academic years. 301 students were selected by cluster sampling method among them. Data were collected by using Heidelberg form for Emotion Regulation Strategies (HFERST),Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ). To determine the Inner consistency of HFERST,Cronbach's alpha,Split-halves coefficient,to determine its validity,Content validity,EFA,CFA,Convergent validity were used.
    Findings
    The results of exploratory factor analysis showed that the scale had a good six-factor structure that explained 55.53% of the variance. Confirmatory factor analysis confirmed this structure. The internal consistency of sub-scales was obtained with the Cronbach's alpha in the desired range. The results of Convergent validity indicated that there was a positive,significant correlation between HFERST dimensions including reappraisal,acceptance,experience suppression with Positive refocusing,positive reappraisal,acceptance of CERQ.
    Conclusions
    The results of statistical analysis showed that the Persian version of Heidelberg Form for Emotion Regulation Strategies has acceptable psychometric properties,can be used as a reliable tool in the Iranian population.
    Keywords: Emotion regulation, Reliability, Validity
  • Arezoo Heshmati Joda, Sahel Khakpoor, Zahra Kosari, Majid Mohammadi, Saeedeh Zenoozian * Pages 35-43
    Aim and Background
    The suicide phenomenon is a social abnormality that is common in Iran and specifically among students. This phenomenon has multiple dimensions that occur as a result of psychological, social, economic and cultural factors. Efficient use of student potential and efforts to maintain the dynamics of the academic environment requires the attention to the students’ problems and investigate their tensions. Therefore, the aim of this study was to investigate the prevalence of suicide ideation among students of Zanjan University of Medical Sciences.
    Methods and Materials
    This study was a descriptive cross-sectional study. The study sample of 400 students of Zanjan University of Medical Sciences were selected through available sampling method. Data were collected by using Beck Suicidal Thoughts Assessment (BSSI). Data were analyzed by descriptive and inferential statistical tests.
    Findings
    The results showed that the prevalence of high-risk suicidal thoughts in Zanjan University of Medical Sciences students was 6%. The prevalence of suicidal thoughts in men (10.2%) was significantly higher than in women (3.6%) (p=.002). The prevalence of suicidal thoughts in non-dormitory students (19%) was significantly higher than dormitory students (4.9%) (p=.017). No significant difference was found between the prevalence of suicidal ideation based on educational levels (p=.566).
    Conclusions
    This study showed that suicidal ideation among students was a significant outbreak. Considering that suicidal ideation can be the basis for suicide attempts, mental health services and regular screening can be effective in preventing this problem among students.
    Keywords: Medical students, Prevalence, Suicidal ideation, Suicidal thoughts
  • Maryam Farahanifar, Hasan Heidari*, Hosein Davodi, Seyed Ali Aleyasin Pages 44-55
    Aim and Background
    Systematic Motivational Counseling (SMC) and Acceptance and Commitment Therapy (ACT), with emphasis on motivational structure modification, and the acceptance of life’s problems, can improve conflict resolution styles of incompatible marital women. The purpose of this study was to compare the effectiveness of SMC and ACT on conflict resolution styles of incompatible marital women.
    Methods and Materials
    The method of this study was semi-experimental method with pre-test and post-test design and three-month follow-up. The statistical population of the study consisted of all incompatible women who referred to counseling centers in Arak city in 2018. Therefore, 36 participants were selected and randomly assigned to two test groups and one control. Data were collected in the pre-test, post-test and follow-up stages with Rahim Organizational Conflict Inventory-II (ROCI-II). The experimental group members participated separately in 10 SMC sessions and 12 ACT sessions after running the pre-test. For data analysis, analysis of variance with repeated measures test were used.
    Findings
    The results indicated that the effect of SMC and ACT on conflict resolution styles was significant and stable (p<0.05). Furthermore, there was significant difference between the effectiveness of SMC and ACT on avoidance and compromise styles (p<0.05).
    Conclusions
    SMC and ACT interventions can be effective in improving the conflict resolution styles of incompatible marital women.
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Conflict resolution, Systematic motivational counseling, women
  • Hosein Davoudi *, Hasan Heidari, Mehdi Zare Bahramabadi, Forough Farshidmanesh Pages 56-67
    Aim and Background
    Many women begin their marital life with high intimate relationships, but with time, these intimate relationships are becoming less and more difficult, and it is just when then couple burnout has begun. The purpose of this study was to comparison of the effectiveness of mindfulness education and Emotional Focused Therapy (EFT) on couple intimacy, commitment and happiness women with couple burnout.
    Methods and Materials
    The semi-experimental study was performed as pretest-posttest with a control group. The population included all women with couple burnout who was referred to the charity of association Baghiyato Allah Al-Azam Khomeini City in 2018. From this population 36 people were selected by available sampling method and were randomly assigned to three group mindfulness (12 person), EFT (12 person) and control (12 person). Both experimental groups received eight 90 minute training sessions. The study instrument was Couple Intimacy Questionnaire (CIQ), Couple Commitment Questionnaire (CCQ), Marital Happiness Scale (MHS) and Couple Burnout Measure (CBM). Data was analyzed by SPSS software using Multivariate Covariance Analysis (MANCOVA) and One way Covariance Analysis (ANCOVA).
    Findings
    The finding showed that a significant difference between the experimental and control groups in intimacy (p=.001, F=37.94), commitment (p=.001, F=30.77) and couple happiness (p=.001, F=58.29) in the post- test phase. Also there was no significant difference between the effectiveness of mindfulness and EFT on intimacy, commitment and intimacy happiness (p>.05).
    Conclusions
    According to the finding of research it can be concluded that the mindfulness and EFT can increase the level of intimacy, commitment and couple happiness. Therefore, it is recommended that counselors and therapists use these two approaches as an effective treatment for enhancing intimacy, commitment and couple happiness.
    Keywords: Couple burnout, Emotional focused therapy, Happiness, Intimacy, Marital Commitment, Mindfulness
  • Mandana Mahmoudjanlou, Hasan Ahadi *, Soheila Nazarpour, Adis Kraskian Moujembari Pages 68-76
    Aim and Background
    Vaginal delivery is one of the most stressful experiences of a mother's life. Therefore, a significant number of pregnant mothers select cesarean delivery as a method of termination of pregnancy to get rid of these conditions. Since one of the important factors in choosing cesarean in pregnant women is fear of labor pain. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of reducing the fear of labor pain in the way of the reality therapy on the choice of vaginal delivery in pregnant women.
    Methods and Materials
    The research method was semi-experimental with pre-test, post-test design, with control group. The statistical sample of study included 39 pregnant women with gestational age ≥4 weeks in Nowshahr city, in Iran. These women had chosen cesarean section method for the termination of pregnancy and were visited for Midwifery Care in the Urban and Rural Health Centers from December of 2017 to March 2018. The sample was selected targeted non-random method and randomly divided into two experimental (20) and control groups (19). The reality therapy was performed in 8 sessions of 90 minute, twice a week for the experimental group. The. Childbirth Attitudes Questionnaire (CAQ) was used for data collection. The data was analyzed using Analysis of covariance (ANCOVA).
    Findings
    After the intervention, the fear of labor pain in the experimental group was significantly different from that of the control group (p<.05). The scores of fear of labor pain in women who decided to undergo vaginal delivery after the reality therapy showed no significant difference with those who continued to perform cesarean section delivery for termination of pregnancy.
    Conclusions
    The result showed that reality therapy can be used to reduce the fear of childbirth.
    Keywords: Delivery, Fear of childbirth, Reality therapy, Pregnancy
  • Saeid Mohanna, Siavash Talepasand *, Alimohammad Rezaei, Mohammadali Mohammadfar Pages 77-86
    Aim and Background
    Physical well-being is one of the main criteria of quality of life, and emotions is one of the important factors in physical well-being. Therefore, the purpose of this study was to investigate the relationship between achievement emotions and students' physical well-being, and to identify the communication processes between these two variables.
    Methods and Materials
    This research was a descriptive-correlational study. The statistical population of this study was all students in the high school of Tehran city, in Iran. The sample size (n= 1146) was determined using the formula of Tabakhnic and Fidell and the participants were selected by random cluster sampling method. Questionnaires of Achievement Emotions (AEQ), physical well-being, self-evaluation and bodily sensation were used to collect data. Data were analyzed by using descriptive statistics (mean, standard deviation, skewness and kurtosis) and inferential statistics (Pearson correlation and structural equation method) in SPSS and LISREL software.
    Findings
    The hypothetical model of academic engagement provided a good fit to the research population (χ2/df=2.78, RMSEA=.073). The path of achievement emotions and physical well-being was positive and significant. The effect of self-evaluation on physical well-being and the effect of bodily sensations on physical well-being were significant. Moreover, positive self-evaluation and bodily sensations have a mediator role in the relationship between achievement emotions and physical well-being.
    Conclusions
    Achievement emotions play a fundamental role in determining the students' physical well-being. Cognitive (positive self-assessment) and emotional paths (physical feelings) support this relationship. Recognizing and paying attention to these variables is a key factor in student's physical well-being.
    Keywords: Emotions, Self-evaluation, Sensations
  • Ali Taleei, Massoumeh Esmaeili, Mohammadreza Falsafinejad*, Somayeh Kazemian, Ahmad Borjali Pages 87-97
    Aim and Background
    The expansion of internet and creation of social networks in its context, has caused a lot of interactions among people. Relationship with different sex is one of the phenomenon which is very common through cyberspace so that today these relationships has also been extended to adolescence. The purpose of this study was to study the pathology of relationship with different sex in virtual social networks to get a deeper understanding of it in adolescents.
    Methods and Materials
    The research method was qualitative and descriptive phenomenology. Semi-structured interviews and Colaizzi method were used to collection and analyzing data. The sample consisted of 11 students aged 14-16 years old in one of the high schools of Tehran 18th district which were selected through purposeful sampling.
    Findings
    Interviews analysis led to the identification of 3 main themes contains, experience with different sex, sexual corruption and traumatic consequences and 11 categories contains, motivations for communication, relationship modeling with different sex, variety of relationships, competition for takeover, strengthening relationship, sexual communication, promoting sexual corruption, sexual harm, social harm, and personal injury and 73 initial concepts.
    Conclusions
    The results showed virtual social networks facilitates and strengthen the communication with different sexes and provides the context for their real-world communication and its harmful consequences.
    Keywords: Adolescence, Cyberspace, Relationship to different sex
  • Zahra Chabakinejad, Ozra Etemadi *, Fatemeh Bahrami, Maryam Fatehizadeh Pages 98-107
    Aim and Background
    Marital relationship is one of the most important areas of life of individuals whose various factors play a role in it. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of couple counseling on marital conflicts and marital intimacy couples with different personality traits referred to counseling centers in Yazd.
    Methods and Materials
    This is a quasi-experimental design with pretest-posttest design with control group. In order to conduct research, all couples with different personality traits referring to counseling centers in Yazd were randomly selected into experimental and control groups. The experimental group was subjected to twin counseling based on solving the problem of personality differences for 12 sessions. Two pre-test and post-test questionnaires were used for Marital Conflicts Questionnaire (MCQ) and Marital Intimacy Questionnaire (MIC). Data were analyzed using analysis of covariance and using SPSS software.
    Findings
    The results showed that marital counseling was effective on marital intimacy and conflicts on subjects.
    Conclusions
    In order to reduce marital conflicts and increase marital intimacy in couples with different personality traits can use counseling based on solving the problem of personality differences and suggest it to marriage counselors and professionals.
    Keywords: Marital counseling, Marital conflict, Marital intimacy, Personality
  • Masoomeh Mohseni Kabir, Hamid Pourshrifi *, Alireza Kiamanenh, Maryam Mashayekh Pages 108-119
    Aim and Background
    The aim of this study was constructing and validating the scale of expressive and instrumental behaviors of couple's relationship.
    Methods and Materials
    The population includes all married people in telegram's groups, population of Tehran citizens and sports spaces in Sa'adat Abad district of Tehran. The entering criteria is three-month-married couples who can read and write. Sampling was based on Convenience sampling method.
    Findings
    Based on the results of performing factor analysis with Varimax rotation and factor load of at least 0.3 in five stages, finally, twenty-two items remained in five factors. The first five-item-factor entitled self-expressive and self-instrumental behaviors (α=0.818), the second five-item-factor is expressive behaviors related to relationship (α=0.824), the third five-item-factor called expressive and instrumental behaviors related to spouse (α=0.715), the fourth three-item-factor entitled instrumental behaviors related to relationship (α=0.827), and the fifth four-item-factor called expressive and instrumental behaviors related to environment (α=0.756). The total Cronbach's alpha coefficient is 0.861.
    Conclusions
    According to Epstein-Baucom theory, the expressive and instrumental behaviors are in four realms- self-centered, relationship, spouse, environment-and eight factors in total. But in interviewing the four couples, it was revealed that people were not completely able to differentiate between expressive and instrumental behaviors. In the exploratory factor analysis, it was also concluded that except in the realm of the relationship, the expressive and instrumental behaviors were not separated in other three realms.
    Keywords: Instrumental Behaviors, Expressive Behaviors, Psychometric
  • Salar Faramarzi *, Sayed Hossein Siadatian, Azam Rashidi, Zahra Kardan Pages 120-129
    Aim and Background
    The attendances a child with intellectual disabilities in each family impress their structure and mental health, particularly mothers. Thus, the aim of this study was to compare the effect of chronic sorrow and feelings of entrapment in mothers that have children with intellectual disabilities and without, in Kashan 2017-2018.
    Methods and Materials
    This study was a causal-comparative study, and its statistical population include all mothers of disabled and non-disabled children, in exceptional and normal schools in Kashan. The sample consist 66 mothers (31 mothers of children with intellectual disabilities and 35 mothers of non-disabled children), which were selected mothers of children with intellectual disability, by available sampling method and mothers of non-disabled children by multistage random sampling. To measure information, were used Kendall's Chronic Sorrow Instrument (KCSI) and entrapment questionnaire. The method of analysis was descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (multivariate analysis of variance).
    Findings
    The results showed the significance difference between the feeling of chronic sorrow and feelings of entrapment in mothers of children with intellectual disabilities and without, in Kashan (p=.0001) and mothers of children with intellectual disabilities have chronicle chronic sorrow and feelings of entrapment more.
    Conclusions
    Regarding the negative effects of two chronic sorrow and feelings of entrapment in mental health, it is necessary to provide psychological services to mothers of mentally disabled children.
    Keywords: Chronic Sorrow, Feelings of entrapment, Intellectual disability
  • Mahnaz Aliakbari Dehkordi, Zohreh Azizi * Pages 130-138
    Aim and Background
    Reducing sex hormones in men with various physical and psychological problems, including depression, decreased physical activity, impairment in memory, and executive functions.The purpose of this study was to compare mental health between andropause and normal men in order to identify the psychological aspects of andropause.
    Methods and Materials
    The present study was a causal-comparative study and 150 men were selected as the research sample from the male employees of Tehran Medical University who aged 45-65 years. After filling Androgen Deficiency of Aging Men (ADAM) questionnaire and General Health Questionnaire (GHQ), participants divided into two groups; normal and andropause clinical diagnosis. Who received androgen-deficiency syndrome by the questionnaire referred to the lab in order to biochemical diagnosis of andropause.
    Findings
    There were significant differences between this three groups in terms of physical symptoms, social function, anxiety and depression, and those who received a laboratory diagnosis of andropause reported more depression and anxiety.
    Conclusions
    According to the result, who received andropause laboratory diagnosis had severe depression and anxiety that indicates the necessity of using psychotherapy along with hormonal and other therapies for andropause.
    Keywords: Aging, Andropause, Men, Mental health
  • Seyed Salman Alavi, Ali Khaleghi, Mahnaz Ghaneian *, Sara Atayi MaqsoodLoie, Mina Adibanzadeh, Aida Tavakolfar, Shokofeh Alidadi Shamsabadi, Saied Karbasi Ameli, Mohammad Asgary, Elnaz Farzamfar, Mehrdad Havazadeh, Mohammad Reza Mohammadi, Sarvar Arman Pages 139-150
    Aim and Background
    Psychiatric disorders are gaining top rank in the burden of disease. Undoubtedly, knowing their prevalence in children and adolescents can help prevent and control these problems and save money. Therefore, the purpose of this study was to investigate the prevalence of psychiatric disorders in children and adolescents in Isfahan.
    Methods and Materials
    According to the nature of the research, the research method is a fundamental type that was performed on 1010 children and adolescents in Isfahan province in 2017 that were randomly selected using multistage cluster sampling. Clinical psychologists are trained to conduct research refer to the selected children's homes and using the Persian version of the semi-structured diagnostic interview for Mental Disorders and Schizophrenia for children and adolescents, Current Detection and Lifespan (K-SADS-PL). In addition, demographic data (gender, age, education, parental education, and economic status) were also collected. After collecting the data, the data were analyzed by SPSS software using frequency indices and frequency.
    Findings
    According to the findings, the prevalence of psychiatric disorders in children and adolescents in Isfahan province is 14.8% and the prevalence of these disorders in boys is higher than in girls. Also, according to the results, the prevalence of these disorders in the age range of 10-14 years was more than other ages. Psychiatric disorders in children and adolescents in the city were more than children and adolescents in the village.
    Conclusions
    According to the results, the prevalence of psychiatric disorders in Isfahan province is in the middle range compared to other studies carried out in other researches carried out inside and outside the country. However, the need for mental health policies in childhood and adolescence is suggested to reduce the burden of damage in the future and provide solutions to the problem.
    Keywords: Adolescents, Children, Isfahan, Prevalence, Psychiatric disorders
  • Mohammad Saleh Abdi, Hamidreza Vatankhah*, Marzieh Sadat Razavi Pages 151-158
    Aim and Background
    The effect of Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR) on anxiety has been investigated in the subject area, but the effect of EMDR on exercise anxiety and performance is very low. The purpose of this study was to investigate the Effect of Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR) on Anxiety and Physical Performance in Athletes.
    Methods and Materials
    The research was a quasi-experimental design with pre-test post-test design and experimental and control groups. The statistical population of the study was Karate and Taekwondo martial arts athletes. The sample was selected based on entry and exit criteria of 30 people. The tools used in this study include the CSAI-2 Competitive Anxiety Inventory and the Digital-Pinch / Grip Analyzer MIE electronic dynamometer. Inferential analyzes of Kolmogorov-Smirnov test were used to measure the normal distribution of data. In the inferential statistics, independent t-test and dependent t-test were used. The significance level of 0.05 Data was analyzed using SPSS version 24 software.
    Findings
    The results of this study showed that Eye Movement Desensitization and Reprocessing on anxiety has a significant effect on athletes (P<0.001). Also, Eye Movement Desensitization and Reprocessing has a significant effect on physical performance in athletes (P<0.001).
    Conclusions
    It seems that Eye Movement Desensitization and Reprocessing affects the reduction of anxiety and increase the performance of athletes. Therefore, it is recommended that more research is done to further generalize the results.
    Keywords: Anxiety, Physical, Performance, Eye Movement, Reprocessing
  • alireza torkan, Hadi Farhadi*, Mohsen Golparvar Pages 159-170
    Aim and Background
    Disturbance of marital relationship is one of the most common stressors in recent decade which has a significant negative impact on the satisfaction of couples and their children. The purpose of this study was to compare the effectiveness of Emotional-Focused Couple Therapy (EFCT) and Narrative Couple Therapy (NCT) on marital conflicts.
    Methods and Materials
    This study was a clinical trial. The sample consisted of 45 maladaptive couples who referred to counseling centers in Isfahan. Participants were randomly assigned to three groups of 15, namely the EFCT, NCT and control groups. Participants were assessed using the Marital Conflict Questionnaire (MCQ) in pretest and posttest. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance.
    Findings
    Both the NCT and EFCT approaches at posttest significantly improved marital conflict compared to the control group at all levels of marital conflict.
    Conclusions
    In general, the highest reduction of marital conflicts was observed in the EFCT, NCT and control groups, respectively. In fact, EFCT may be more effective in reducing marital conflict than NCT.
    Keywords: Marital Conflict, Emotionally Focused Couple Therapy, Narrative Couple Therapy