فهرست مطالب

  • پیاپی 22 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • قاسم کاکایی*، محبوبه جباره صفحات 11-41
    مرگ از مسائل مشترک همه ی انسان ها است. بررسی تطبیقی این مساله از دیدگاه آگوستین و ملاصدرا، گامی موثر در راستای فهم ما از مرگ اندیشی است. آگوستین با توجه به آموزه های مسیحی، به ویژه تعالیم پولس، مرگ را بر مبنای گناه نخستین و دیگر گناهان، تبیین کرده حتی گناه را علت مرگ می داند. به دیده او آفرینش انسان به گونه ای بود که اگر گناه نمی کرد از زندگی جاودان برخوردار می شد؛ اما با آن گناه نخستین آدم و حوا، چون نطفه ی نسل بشر نیز در آنان وجود داشت، مجازات مرگ به گونه ای عادلانه همه را در برگرفت. اما ملاصدرا تاثیر گناه نخستین را نمی پذیرد، هرچند با آگوستین هم عقیده است که گناهان ارادی انسان می تواند باعث مرگ نفس شود. علاوه بر این ملاصدرا با توجه به نظریه حرکت و تحول جوهری، مرگ طبیعی را نیز مرحله ای از کمال وجودی انسان می داند. و اما این دو، به رغم اختلافات، بر ویژگی های مشترک مرگ طبیعی مانند ضروری بودن، همگانی بودن و لطف بودن، تاکید دارند. همچنین بر مرگ ارادی به معنی تزکیه ی نفس و ریشه کن کردن هواهای نفسانی و قطع تعلق نفس از بدن به اراده ی سالک و جلوه های آن تصریح دارند. آنها مرگ را هم آغاز یک زندگی نو و هم وسیله ی وصال به محبوب ازلی می دانند.
    کلیدواژگان: مرگ، مرگ اندیشی، گناه، گناه نخستین، آگوستین، ملاصدرا
  • حسین اسعدی*، علی حقی، سید مرتضی حسینی صفحات 43-64
    ارائه و تحلیل سنت اندیشه اسلامی به زبان فلسفه معاصر می تواند ثمربخش باشد. در این پژوهش پس از ارائه نظریه رایل از مبحث «خود»، به سراغ اندیشه ملاصدرا رفته ام، و در این سپهر مقایسه ای جنبه هایی از علم النفس ملاصدرا را کاویده ام. به مقتضی تحلیل زبانی رایل، «من» هیچ گونه نامی نیست که بخواهد دلالتی خاص داشته باشد بلکه «من»، «واژه فهرستی» است که معادل «قید» در زبان فارسی است و دلالت آن بر گوینده ای است که آن را اظهار می دارد. رایل براساس تحلیل زبان این نتیجه را گرفته است که در استعمالاتی که «من» قابل جانشینی با «بدن من» نیست، فیلسوفان و غیرفیلسوفان را مجاب ساخته که باید بر «غیربدن» دلالت کند؛ حال آن که این پندار اساسا خطاست. نیز پدیده خودآگاهی به عنوان مصداقی از عمل «خود» بر «خود» تبیین زبانی می شود؛ حال آن که در اندیشه ملاصدرا، «من» دلالت دارد بر وجودی که دارای جلوه های گوناگون است و در عین بساطت می تواند محسوس یا متخیل یا معقول باشد، لذا «من» در هر استعمال خود معنای یگانه ای دارد که پرده از هستی برمی دارد که در آن مقام محقق شده است و ظهور کرده است بدون این که هیچ گونه دلالت مجازی در میان باشد. لذا هویدا می شود نگاه وجودی ملاصدرا لوازم جالبی به لحاظ تحلیل زبان دارد.
    کلیدواژگان: رایل، ملاصدرا، تحلیل زبان، نفس، «وجود»، «من»
  • خاطره سبحانیان، محمد جواد صافیان* صفحات 65-91
    نحوه ی تعامل ما با محیط زندگی مان بستگی وثیقی دارد به تلقی و نگرشی که درباره ی آن داریم. این تعامل گاهی نسبتی است سلطه جویانه میان انسان و محیط زیست و موجودات ، چنانکه در تفکر سوبژکتیو مدرن شاهد آن هستیم. نسبتی که زمینه ساز ایجاد و تشدید بحران های زیست محیطی شده و حیات زمین و موجودات را با تهدیدات جدی مواجه ساخته است. در مقابل، می توان نسبت دیگری را در نظر آورد که بر اساس آن آدمی در برابر جهان و درباره ی آن واجد نسبتی از سر خویشاوندی است. در میان متفکران معاصر تفکر هیدگر مشیر به نسبتی با محیط زیست است که بر اساس آن می توان بر بحران های زیست محیطی غلبه کرد. تفکری که در عین حال به مباحث این حوزه اعتباری عقلانی اعطا می کند. در این مقاله نشان داده می شود اندیشه ی هیدگر درباره ی وجود و سکنی گزیدن می تواند نگاه ما را در خصوص نسبت آدمی با خود و جهان تغییر دهد. بنابراین بر پایه ی مفهوم سکنی گزیدن و معنی زمین و طبیعت در اندیشه ی وی ، شیوه ی دیگری از مواجهه ی انسان با محیط زیست و زمین مورد بررسی قرار می گیرد، شیوه ای مبتنی بر ذات سکونت که مطابق آن انسان در مقام نگهدارنده و وارث زمین و موجودات، با آنها نسبت برقرار می کند.
    کلیدواژگان: سکنی گزیدن، محیط زیست، زمین، طبیعت، تکنولوژی، مسئولیت
  • سعید انواری* صفحات 93-120
    در فلسفه اسلامی از قاعده عدم گنجانیده شدن شیء بزرگ در شیء کوچک (امتناع انطباع کبیر در صغیر) جهت اثبات غیرمادی بودن محل ثبت تصاویر جزئی بینایی و خیالی (صور مقداری) استفاده شده است. سپس از طریق اثبات غیرمادی بودن محل این صور، قوای ادراکی آنها و نیز فرایند ابصار و تخیل را غیرمادی دانسته اند. بدین ترتیب یکی از دلایل غیرمادی بودن عالم خیال (خیال متصل و منفصل) و نیز غیرمادی بودن نفس و قوای آن را عدم امکان انطباع صور خیالی بزرگ در محل مادی مغز دانسته اند. این مقاله با جمع آوری کاربردهای فلسفی این قاعده و استخراج مبانی مشترک آنها، به بررسی نظرات موافقان و مخالفان این کاربردها پرداخته و با توجه به فیزیولوژی جدید، نشان داده است که مواردی که قدما به آنها استناد کرده اند، از مصادیق انطباع کبیر در صغیر به شمار نمی آیند. بر این اساس کلیه استدلال هایی که در الهیات فلسفه اسلامی از طریق این قاعده مطرح شده اند، صحیح نبوده و برای اثبات مدعیات ذکر شده نیازمند برهان های دیگری هستیم.
    کلیدواژگان: انطباع کبیر، ادراک، صور جزئی، ابصار، قاعده فلسفی
  • حمیدرضا سعادت *، علی فتح طاهری صفحات 121-150
    یکی از چالش های مطرح درباره حقوق انسان در فلسفه عملی کانت، سخنان نژادپرستانه او است. در نگاه اول، این سخنان با روح حاکم بر تفکر او متعارض به نظر می رسد. برخی کانت پژوهان به توجیه آن پرداخته اند و بعضی دیگر، بر وجود این تضاد تاکید کرده اند. به عقیده ما، با وجود سخنان نژادپرستانه کانت، نظریه اخلاقی او مصون از رویکرد نژادپرستانه است و هیاتی جهان شمول دارد که بر حفظ کرامت همه انسان ها به عنوان وظیفه اخلاقی- اجتماعی تاکید می کند. در این مقاله، ابتدا به جایگاه انسان شناسی در اندیشه کانت، به عنوان چارچوبی که دیدگاه های نژادی وی در آن طرح شده است، می پردازیم. سپس، نگاهی به نژادشناسی (فلسفه نژاد) و دیدگاه های نژادپرستانه او می افکنیم. بعد از آن، چالشی که میان این دیدگاه ها و روح حاکم بر تفکر او به چشم می آید را بررسی می کنیم و نظرات کانت پژوهان را در این باره تبیین و ارزیابی می نماییم و بخش پایانی را به جمع بندی و نتیجه گیری اختصاص می دهیم.
    کلیدواژگان: نژادپرستی، نظریه نژاد، امر مطلق، حقوق بشر
  • مژگان محمدی، مالک حسینی* صفحات 151-182
    نسبت میان زندگی اخلاقی و لذت و درد یکی از پرسش های مهم فلسفی است. آیا انسان اخلاقی لزوما لذت بیشتری از زندگی و عمل اخلاقی خود می برد؟ یا نه، اخلاق نسبتی با زندگی لذت بخش ندارد. و حتی چه بسا فرد غیراخلاقی لذت بیشتری از زندگی خود ببرد. ما در این مقاله این پرسش مهم را از نظر ارسطو به عنوان یکی از مهمترین فیلسوفانی که در این حوزه سخن گفته است بررسی می کنیم. نسبت میان حالات اخلاقی و لذت در فلسفه ارسطو پیچیده است. مطابق با فهم ما از او زندگی اخلاقی لزوما لذت بخش نیست ولی این به معنای رد ارتباط وثیق اخلاق و لذت و درد نیست. از نظر ارسطو، حالات اخلاقی در قلمرو لذت و درد هستند و لذت، نتیجه عمل اخلاقی است، یعنی خوبی یک فعل به دلیل لذت آور بودنش نیست، به عکس فعل به جهت خوب بودنش لذت آور است. این یعنی فرد به خاطر لذت و دوری از درد است که کار بد می کند و از امور اخلاقی اجتناب می ورزد، ولی انسان فضیلتمند از کار اخلاقی خود لذت می برد، بنابراین لذت بردن از عمل اخلاقی نشانه سیرت انسان فضیلتمند است. این نگاه ارسطو تبعات مهمی در هدایت هیجانات ما از آغاز کودکی دارد. به نظر او، هدایت و مهار لذت و درد اهمیت و قوت فراوانی در ایجاد روحیه اخلاقی و زندگی اخلاقی توام با لذت دارد.
    کلیدواژگان: ارسطو، فضیلت، پرهیزگاری، لذت، درد
  • رهام شرف*، مسلم حاجی زاده صفحات 183-212
    رویکردهای مختلفی در مواجهه با مساله درستی یا نادرستی سقط جنین وجود دارند که هر یک از آنها از منظری متفاوت به این مساله پاسخ داده اند. ریچارد داوکینز یکی از حامیان نظریه تکامل است که اندیشمندانی بزرگ همچون آلوین پلانتینگا و ریچارد سویین برن به تحلیل و بررسی دیدگاه های وی پرداخته اند. او یکی از مدافعان سقط جنین بوده که بر مبنای نظریه تکامل از آن دفاع می کند . هدف این پژوهش این است که با روش توصیفی - تحلیلی ضمن ارائه گزارشی دقیق از مبانی فکری داوکینز و استدلال وی در دفاع از سقط جنین، مهمترین نقدهای وارد بر دیدگاه او در دفاع از سقط جنین را بیان کنیم. یافته های این پژوهش نمایانگر این است که استدلال داوکینز در دفاع از سقط جنین ضمن مشکلات نظری، در عمل نیز ما را با مشکلات جدی مواجه می کند که با عمل گرایی و پیامدگرایی مورد نظر وی در تعارض است. اما با وجود اینکه این استدلال در دفاع از سقط جنین کارایی ندارد، با توجه به مقدماتی که در آن مطرح می شود، می تواند در جهت دفاع از حقوق حیوانات مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: جنین، سقط جنین، جنین انسان، تکامل، پیامدگرایی
  • زکریا بهارنژاد*، خدیجه فرخ پناه صفحات 213-244
    مسئله خلقت وآفرینش نظام هستی به نحو عام وخلقت انسان به طریق خاص در ادیان وبه ویژه در ادیان ابراهیمی از جایگاه رفیع وبلندی بر خوردار است،زیراکه اعتقاد به آن به معنا ومفهوم قبول توحید در خالقیت پروردگار ونفی وانکار ازلی بودن عالم است.هنگامی که داروین نظریه«تکامل تدریجی» را مطرح کرد،برای برخی از متکلمان وشریعتمداران این تصور پدید آمد که قبول واعتقاد به این نظریه با ظواهر کتب مقدس در تعارض است،چه به باور آنها کتب مقدس مدافع «خلقت دفعی»است.بتدریج این نزاع به یکی از مسائل تعارض علم ودین افزوده شد،نخست متکلمان مسیحی،سپس متکلمن سایر ادیان با آن مخالفت نمودند.این مشاجره به غلط نمادی برای تقابل علم ودین گردید.اختلاف نظرعلامه طباطبائی ودکتر سحابی را نیز می توان در همین راستا تلقی کرد.در این مقاله ضمن بررسی دیدگاه این دو متفکر -که یکی از موضع کلامی ودیگری از جایگاه علم تجربی به مسئله خلقت انسان پرداخته است- با روش تحلیلی در مقام مقایسه وداوری برآمده ووجوه اشتراک وافتراق دیگاه آنها را بیان کرده ایم؛نوآوری این مقاله و مزیت آن بر نوشته های دیگر در این زمینه نیز همین است.نویسندگان بر این باورند که اختلاف درکیفیت خلقت انسان که به نحو تدریجی ویا دفعی است،تاثیری منفی دراعتقاد مومنان به خدا ندارد،زیرا آنچه برای یک خدا باور اهمیت دارد،این است که باور داشته باشد ،خداخالق او و خالق جهان است وتدریجی ویا دفعی بودن خلقت مربوط به کیفیت خلقت است ونه اصل خلقت.
    کلیدواژگان: انسان تکامل، فیکسیسم، ترانسفورمیسم، علامه طباطبایی، یدالله سحابی
  • مریم عسگرپورعلی، حسین شیخ رضایی* صفحات 245-272
    رویکردهای طبیعت گرایانه به اخلاق درصدد هستند تا از یافته های علوم تجربی در مباحث فلسفه ی اخلاق بهره گیرند. از معروفترین رویکردهای طبیعت گرایانه به اخلاق رویکرد تکاملی است. اخلاق تکاملی همواره به ارتکاب مغالطه های طبیعت گرایانه متهم بوده است. مغالطه ی طبیعت گرایانه دو قرائت هیومی و موری دارد. قرائت هیومی که به قرائت استنتاجی مغالطه ی طبیعت گرایانه نیز موسوم است استنتاج «بایدها» از «است ها» را ارتکاب به نوعی مغالطه می داند. قرائت موری که به قرائت تعریفی مغالطه ی طبیعت گرایانه موسوم است تعریف ویژگی های اخلاقی به ویژگی های نااخلاقی، و به ویژه ویژگی های طبیعی، را مغالطه درنظر می گیرد. در این مقاله پس از معرفی اخلاق تکاملی روس دلایل وی برای آنکه دچار مغالطه های طبیعت گرایانه نشده است آورده می شوند. سپس به این پرسش پاسخ می دهیم که آیا روس واقعا از مغالطات اجتناب کرده است یا خیر. پاسخ ما به این پرسش مثبت است. اما همگام با منتقدانی مانند روتشیفر و مارتینسن نشان خواهیم داد که هزینه ی اجتناب از این مغالطه ها از عینیت انداختن اخلاق بوده است. سپس به این پرسش می پردازیم که آیا روس می توانست بدون آنکه اخلاق را از عینیت بیاندازد و آنرا موهومی بپندارد دچار مغالطه ها نشود؟ و نشان خواهیم داد که با دادن نقش بیشتری به فرهنگ می توانست چنین قرائتی ارائه دهد. بنابراین هدف مقاله مخالفت با قرائت ذهنی روس از اخلاق و دفاع از قرائتی است که عینی گرایانه باشد. به نظر ما عناصری از این قرائت را در آراء خود روس نیز می توان یافت که در انتهای مقاله آورده شده اند.
    کلیدواژگان: طبیعت گرایی اخلاقی، مغالطه ی طبیعت گرایانه، داروینیسم اجتماعی، اخلاق تکاملی
  • محمد نجاتی* صفحات 273-294
    ملاصدرا در قبال مبنای اصالت وجود و اعتباریت ماهیت دو رویکرد متفاوت دارد. این تفکیک بدان جهت است که وی در تبیین مبنای اصالت وجود در برخی مواضع مویداتی را ذکر می کند که گاهی گویای تحقق تبعی ماهیت بوده و گاهی نیز مستلزم نفی هرگونه تحقق خارجی ماهیت است. این تفاوت باعث شده تا صدرا در قبال برخی مسائل نظام فلسفی خویش دارای دو نگرش باشد که البته در غالب این مواضع نگرش نهایی وی متلائم با مبنای نفی تحقق ماهیت در عالم خارج است. در مطالعه حاضر بر اساس این شاخصه برخی پیامدهای هستی شناختی مبنای اصالت وجود از جمله مساله کلی طبیعی، بازنگری در ذات و هویت اشیاء، نظریه مهم حرکت جوهری و تشکیک در وجود مورد بررسی قرار گرفته شده است. این بررسی موید آن است که ملاصدرا در مواضع مذکور دو نگرش کاملا متفاوت داشته و نگرش نهایی وی در ین خصوص متلائم با نگرش خاص وی در مبنای اصالت وجود(رویکرد خاص)است.
    کلیدواژگان: اصالت وجود، ماهیت، رویکرد عام، رویکرد خاص
  • حسن عباسی حسین ابادی* صفحات 295-321
    فیلسوفانی مانند ارسطو و ابن سینا اندیشه ورزی را بالاترین فعالیت سعادت برای آدمی می دانستند. پرسش این است رابطه اندیشه و تامل نظری با عمل چگونه است؟ بر اساس دیدگاه ایندو اندیشمند رابطه نظر و عمل در چه زمینه هایی مطرح می شود؟ آیا ابن سینا صرفا شارح ارسطو است یا آراء او را بسط نیز داده است؟ اگر بسط داده آیا در همه جوانب بسط داده یا در جوانبی آنرا مغفول گذاشته است؟ «نسبت علی» نظر و عمل در ارسطو و ابن سینا چگونه است؟ در این نوشتار رابطه نظر و عمل را ذیل دو مسئله بررسی کردیم: نخست رابطه قوه نظری و عملی را از حیث معرفت شناسی؛ دوم رابطه معرفت و عمل که تجلی آن در عرفان، سعادت، سیاست، اخلاق و نبوت است که با عنوان حکمت عملی از آن سخن می گوییم. بنابر مبانی ابن سینا می توان گفت رابطه نظر و عمل از سنخ رابطه علی است و نظر علت عمل است. ابن سینا در بعضی جوانب آراء ارسطو را بسط داده و در بعضی جوانب مغفول گذاشته است. براین اساس رابطه عقل نظری و عقل عملی و سپس حکمت عملی نزد ارسطو و ابن سینا را با تکیه بر رویکرد «علی» بررسی می کنیم.
    کلیدواژگان: عقل نظری، عقل عملی، انتخاب، عمل، عادت
  • محمد اوحدی حائری* صفحات 323-349
    در این مقاله سیر تحول عمل گرایی در اندیشه پاتنم مورد بررسی نقادانه قرار می گیرد و نقدهای او به دوگانگی های مختلف و ادعای فروپاشی دوپارگی واقعیت/ ارزش و انتهای سیر عمل گرایی او که منجر به مسئله ی امکان هستی شناسی و صدور اعلامیه ی ترحیم هستی شناسی شد، بیان می گردد. سپس با نگاهی تطبیقی، نظر ارسطو در باب دوگانگی نظر و عمل تقریر می گردد و تفکیک اخلاق به عنوان راهکار کلیدی ارسطو در مسئله ی امکان هستی شناسی مورد مداقه قرار می گیرد. در انتها تبیین می شود که علی رغم نقدهای کوبنده پاتنم به نظرات قبلی خود و تلاش وی برای رهایی از دوگانگی های مختلف، اندیشه ی پراگماتیک او از دوگانگی نظر و عمل ارسطویی رهایی نداشته و همراه همیشگی اندیشه ی پاتنم، از رئالیسم متافیزیکی تا رئالیسم درونی و کثرت گرایی عمل گرایانه بوده است و بر همین مبنا، تحول عمل گرایی پاتنم و تمایل او به اخلاق را می توان با در نظر گرفتن تاثیر دوگانگی نظر و عمل تبیین کرد و به این ترتیب برخلاف نظر پاتنم، نقدهای وی به متافیزیک هیچ گاه مویدی بر تردید در هستی شناسی و صدور اعلامیه ترحیم برای آن نمی گردد، بلکه یادآور اهمیت مسئله ی تفکیک اخلاق در فلسفه امروز و توجهی دوباره به فلسفه ی ارسطو است.
    کلیدواژگان: دوگانگی نظر و عمل، دوپارگی واقعیت، ارزش، رئالیسم متافیزیکی، رئالیسم درونی، کثرت گرایی عمل گرایانه، تفکیک اخلاق
|
  • Ghasem Kakaei *, Mahbubeh Jabbareh Pages 11-41
    Death is major issues that is common to all human. A comparative study of this issue from the perspective of St, Augustine and Mulla sadra is an effective and beneficial step toward our understanding of this problem Augustine according to Christian teaching especially St Paul’s introduces death based on original sin and other sins and said the main cause of death is sin. He believes that in the creation human must benefits eternal life is didn’t commit sin. But the original sin of Adam and Eve since the conception of the human race was in their death penalty as a just took it for all human. But Mulla sadra does not accept effect of original sin, however he agree with St, Augustine the human intentional sin can kill the soul. In addition Mulla sadra regards to substantial motion theory believes that natural death is one of the existential perfection of mankind stages but those two philosophers despite of all differences, emphasize the common feature of natural death such as necessity, generality and being a favor .also they believed that volitional death means the cultivation of the soul and to eradicate the sensory instincts and disconnect the soul from the body of Salek s (spiritual traveler) will and its effect. They consider death as beginning of new life and call it a way to get to God.
    Keywords: Death, Death awareness, sin, original sin, Augustine, Mulasadra
  • Hossein Asaadi *, Ali Haghi, Seyyed Morteza Hosseini Pages 43-64
    Representing and analyzing of classical islamic thoughts in the language of contemporary philosophy can be very fruitful. In this paper, I review Ryle's thesis on "self" and then explain this idea according to Mulla-Sadra. Ryle believes that "I" is not a name to indicate something, but it is just an "index word" which is somehow equivalent to adverbs and signyfies a person who presents it. By use of linguistic analysis, he finds this supposition that says when "I" cannot be replaced by "my body", then it must refer to "non body", is not true. Besides, self-consciousness is higher order performance above self. On the other hand, Mulla-Sadra sees "I" as an existance which has different aspects and in spite of subtlity can be sensitive, imaginational or reasonable. So "I" in all applications has a unique meaning that shows some reality which occured in that seat without any virtual denotations. As a result, we see that existantial viewpoint of Mulla-Sadra is accompanied by interesing discussions on linguistic analysis.
    Keywords: Ryle, Mulla-Sadra, Linguistic analysis, Self, existence
  • Khatereh Sobhanian, Mohammad Javad Safian * Pages 65-91
    We interact with our environment depends on our understanding and attitude it. This interaction can be based on relational hegemonic subjective view between human, the environment and the creatures, as we see in modern thought, a relation which is the underlying cause of creation and aggravation of contemporary environmental crisis. In contrary, another relation can be considered according to which human, confronting the world, does not intend to dominate the world and the environment but possesses a relation based on familiarity and kinship to the world, the nature, and environment. Among contemporary thinkers, Heidegger’s thought refers to a relation to the environment based on which environmental crisis can be overcome. His thought endows rational credit to the issues in this area. It is shown in this article that Heidegger’s thought about the reality of the existence and the dwelling can change our view to human’s relation to himself, the world, and his understanding of each of them. Therefore, based on the concept of dwelling and referring to the meaning of the earth and the nature in his thought, it is examined another way of the confrontation of human and the environment and the earth, a way based on the nature of dwelling according to which human has a relation to them in the position of a maintainer and inheritor of the earth and creatures.
    Keywords: dwelling, environment, earth, nature, technology, responsibility
  • Saeed Anvari * Pages 93-120
    In Islamic philosophy, the rule of impossibility of impression of big things in a small place has been used to prove the immateriality of their abstracts, imaginations and perceptual powers, as well as the place where the partial images of visual and imaginary images (figurative forms) are used. Thus, one of the reasons for the immateriality of the imaginal world as well as the immateriality of the soul and its powers is the impossibility of supposing large imaginary forms in the material place of brain. In this article, by collecting the philosophical applications of this principle and extracting their shared bases, the views of the proponents and opponents of it were discussed and, according to new physiology, it has been shown that the cases, which have been cited by the ancients philosophers were not considered as the impossibility of impression of big things in a small place. Thus, not all the arguments that have been arisen in the theology of Islamic philosophy through this rule were correct; and other proofs are needed to prove the claims. Accordingly, it is necessary to revise this rule in the philosophical applications.
    Keywords: impression of big things, perceptions, minor Forms, vision
  • Ali Fathtaheri, Hamidreza Saadat * Pages 121-150
    One of the challenges posed about human rights in Kant's practical philosophy is his racist statements. At the first glance, these statements seem contraversial to the spirit of his thinking. Some Kant scholars have justified that and some others have emphasized the existence of such conflict. In our opinion, Despite Kant's racist statements, his moral theory is immune from racist approach and has a universal form that emphasizes the preservation of the dignity of all human beings as a social- moral duty. In this article, w first consider the position of Anthropology in Kant's thought as a framework in which his racial views are outlined. Then regard his theory of race (philosophy of race) and racist statements. After that we examine the challenge between these views and the spirit of his thinking and explain and evaluate the views of Kant scholars as to this issue and allocate the final section to conclusion.
    Keywords: racism, theory of race, categorical imperative, human rights
  • Mozhgan Mohammadi, Malek Hoseini * Pages 151-182
    The relation between moral life and pleasure and pain is one of the most important philosophical questions. do the moral person necessarily enjoy more pleasure in his life and his moral practice? Or not. The relation between moral states and pleasures is complex in Aristotle's philosophy. According to our understanding of him, moral life is not necessarily enjoyable; but this does not mean there is not any relationship between morality and pleasure and pain. For Aristotle, moral states are in the realm of pleasure and pain, and pleasure is the result of moral action, that is, the goodness of an action is not because of it’s pleasurable, unlike, an action is pleasurable because of it’s goodness. This means that one is for the sake of pleasure and avoidance of pain, which does bad actions, and avoids moral actions; but the virtuous man enjoys his moral work; So enjoying the moral act is a sign of the character of the virtuous man. This view of Aristotle has had important implication in educating our emotions from the beginning of childhood, and it can be said that the basis of ethical knowledge is based on the interference in pleasure and pain in human life. This view of Aristotle has had important consequences of guiding our emotions since childhood. In his view, guiding and controlling pleasure and pain is important and strength to a moral character and moral life combined with pleasure.
    Keywords: Aristotle, virtue, Continence, pleasure, pain
  • Raham Sharaf *, Muslim Hajizadeh Pages 183-212
    There are different approaches about whether abortion is right or wrong each of which has answered this question from a different perspective. Richard Dawkins is one of the advocates of the Theory of Evolution who has tried to investigate abortion based on this theory. Applying library method in this article, his theory has been analytically studied and the major criticisms for his theory have been propounded. Due to the importance of Dawkins' explanations regarding the Theory of Evolution and his scientific books for the general public, it is necessary to study and analyze his answer to the issue of abortion. The findings of this article indicate that Dawkins' reasoning in support of abortion not only has theoretical problems, but also creates practical problems which are contrary to his pragmatistic and consequentialistic inclination. Although his line of reasoning does not work for abortion, it can be used to defend animal rights due to its premises.
    Keywords: embryo, abortion, human embryo, evolution, Consequentialism
  • Zakaria Baharnezhad *, Khadijeh Farrokhpanah Pages 213-244
  • Maryam Asgarpourali, Hossein Sheykhrezaee * Pages 245-272
    The naturalistic approaches to ethics try to find some solution to problems of moral philosophy with an emphasis on finding of empirical science. One of the most famous naturalistic approaches to ethics is evolutionary approach. Evolutionary explanations of morality have always been accused of committing naturalistic fallacy. The naturalistic fallacy has two Humean and Moorian versions. Hume's reading, also known as deductive version of the naturalist fallacy, suggests that the inference of values from facts is a kind of fallacy. Moore's version of naturalistic fallacy, says that defining moral properties based on immoral properties, and in particular natural properties, is impossible. In this article, after introducing Ruse's evolutionary ethics, his reasons for not having been committed to naturalistic fallacies are brought. Then we answer this question if he really avoided the fallacies. Our answer to this question is yes. But, along with critics like Rottscheafer and Martinsen, we will show that the cost of avoiding these fallacies has been to discarding the objectivity of ethics.Would Ruse without endorsing an illusionary and subjective account of morality avoid the naturalistic fallacy? We will demonstrate that such a reading can be offered by giving a greater role to culture. Thus, the purpose of the article is to oppose the Ruse's illusionary readings of morality and to defend an objectivist reading. In our opinion, elements of this reading can also be found in the work of the Ruse himself and will be offered at the end of the article.
    Keywords: moral naturalism, naturalistic fallacy, social darwinism, evolutionary ethics
  • Mohammad Nejati * Pages 273-294
    Mulla Sadra has two different approaches to the principle of authenticity of existence and validity of the nature of the two. This separation is due to the fact that he mentions in the explanation of the principle of the originality of existence in some positions that sometimes indicate the realization of the causal nature, and sometimes necessitates the denial of any external realization of nature. This difference has caused Sadra to have two attitudes toward some issues in his philosophical system, which in most of these positions, his ultimate attitude is based on the rejection of the realization of the nature of the outside world. In the present study, based on this index, some of the ontological consequences of the principle of the originality of existence, including the general nature of the problem, the review of the nature and identity of objects, the theory of important motion and the formation of existence in existence has been studied. In this study, the author tried to explain the different views of Mulla Sadra on the authenticity of existence, and ultimately explain his final views on each of these issues.
    Keywords: Originality of existence, quiditty, general approach, particular approach
  • Hasan Abasi Hossein Abadi * Pages 295-321
    For a long time, philosophers have considered contemplative knowledge and thinking to be the specific perfection of the human species. The question is how is the relationship between thought and theoretical reflection with action? According to the relation between theory and practice in the fields arises the two thinkers? Is it merely a commentator of Aristotle or Avicenna has also developed his ideas? If it develop in all aspects or have been neglected it in parts? What is the "relative Causality " of opinion and practice in Aristotle and Avicenna? The relationship between theory and practice can be studied under twofold issues: First, the relationship between theoretical and practical potential in terms of epistemology; The relationship between knowledge and action manifested in mysticism, happiness, politics, ethics and prophecies that speak of it as practical wisdom. Discussion and action in Aristotle's and Avicenna`s views that all of these approaches; Accordingly, the relationship between practical and theoretical reason and practical wisdom of Aristotle and Avicenna with Relying on the " Causality " approach considered.
    Keywords: theoretical Reason, practical reason, Choice, Action, habituation
  • Mohammad Ohadi Haery * Pages 323-349
    This Article has Critical investigated for development of Putnam's pragmatism and has presented of Putnam's critiques to different dualities, Claim of The Collapse of the Fact/Value Dichotomy and end of Putnam's pragmatism that resulted to problem of "Ontology possibility" and to issue pronounces the death of Ontology. Then with view of comparative, we expressed Aristotle's opinion about duality of Theoria and Praxis; and "Separation of Morality" has investigated as Aristotle's best solution for problem of "Ontology possibility". At the end of article we explained that contrary to Putnam's critiques to his previous comments and his try for free of different dualities; Putnam's pragmatism have not separation of duality of Theoria and Praxis. On Putnam's philosophy as "Metaphysical Realism" to "Internal Realism" and "Pragmatic Pluralism", Accompanied with "duality of Theoria and Praxis" and Accordingly, development of Putnam's pragmatism and his tendency to Ethics, just explained with impact of the Aristotelian duality of theoria and praxis. In this way, Unlike Putnam's opinion, his critiques on Metaphysic has not Confirmed to Rejection of Ontology but But this critiques, reminds us that important of "Separation of Morality" in Contemporary Philosophy and Reconsidering on Aristotle's philosophy.
    Keywords: Duality of theoria, praxis, the Fact, value Dichotomy, metaphysical realism, realism internal, pragmatic pluralism, Separation of Morality