فهرست مطالب

  • پیاپی 53 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • یونس امیراحمدی، سعید ضرغامی*، خسرو باقری، یحیی قائدی صفحات 1-26
    فلسفه علم یکی از مبانی نظری و اصیل تدوین و طراحی برنامه درسی آموزش علوم است. در دوره های مختلف تاریخی نیز هر یک از سنت های فلسفه علم تجربه گرایی یا ایده آلیسم، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم پیام ها و استلزاماتی برای آموزش علوم داشته اند. این مقاله، منطق آموزش علوم را بر اساس رئالیسم استعلایی روی باسکار به عنوان بدیل فلسفه های علم رایج به شیوه استنتاجی بررسی نموده است. به این منظور در آغاز هسته مرکزی رئالیسم استعلایی که بر سه عنصر واقع گرایی هستی شناختی، نسبی گرایی معرفت شناختی و عقلانیت داوری تمرکز دارد، معرفی و در نهایت پیامدهای این عناصر برای منطق برنامه درسی آموزش علوم به بحث گذاشته شد. یافته های پژوهش نشان داد، ترکیب واقع گرایی هستی شناختی و نسبی گرایی معرفتی رویکرد واقع گرایی سازه گرایانه را برای آموزش علوم به ارمغان می آورد. واقع گرایی سازه گرایانه به این معناست که علم اگرچه محصول تخیل خلاقانه انسان است، اما همواره معطوف به واقعیت بیرونی است. بر این اساس در آموزش علوم علاوه بر به رسمیت شناختن فعالیت دانش آموزان به عنوان سازنده های فعال دانش، بر مشاهده و ارتباط با واقعیت بیرونی نیز تاکید گردد. همچنین عنصر سوم فلسفه علم باسکار عقلانیت داوری است که رویکرد انتقادی را برای آموزش علوم توصیه کرده است.
    کلیدواژگان: رئالیسم استعلایی، آموزش علوم، منطق برنامه درسی
  • لیلا عیاری*، علی حسینی خواه، نعمت الله موسی پور، مجید علی عسگری صفحات 27-54
    مقاله حاضر باهدف بررسی وضعیت موجود آموزش نیکوکاری انجام شد. بدین منظور، روش تحلیل کیفی از نوع پدیدار نگاری با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد توجه قرار گرفت و نمونه آماری به صورت هدفمند از جامعه مدیران و معلمان 12 مدرسه دولتی، غیردولتی و قرآنی دخترانه و پسرانه مقطع ابتدایی شهر تبریز انتخاب شد. در بخش اول؛ به نوع و میزان فعالیت های آموزشی در مدارس مورد بررسی اشاره گردید و در بخش دوم؛ از روش تحلیل محتوای استقرایی جهت تحلیل مصاحبه ها استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که مقوله های مربوط به استفاده از صندوق صدقات در مدارس و توزیع پاکت پول در پاسخ مدیران و مقوله انشانویسی در پاسخ معلمان بیشترین تکرار را داشته است. همچنین، طبق پاسخ اکثریت مدیران، زمان برگزاری غالبا در هفته نیکوکاری و مسئولیت اجرای آن در بخش مسئولین اغلب بر عهده معاون مدرسه و مربی پرورشی و در بخش دانش آموزی به صورت گروهی بوده است. طبق نظر اکثریت معلمان، مفهوم نیکوکاری از پایه دوم ابتدایی قابلیت درک بیشتری برای دانش آموزان داشته است و نقش فعالیت های عملی و محتوای کتب درسی را به یک میزان موثر و مکمل هم بیان نمودند. درنهایت، مصاحبه شوندگان به موانعی در مسیر آموزش این نوع محتوا اشاره کردند که بعد از تلخیص و طبقه بندی اطلاعات، چهار تم تحت عنوان برنامه درسی آشکار، پنهان، پوچ و فوق برنامه از آن استخراج گردید.
    کلیدواژگان: آموزش نیکوکاری، مدرسه ابتدایی، برنامه درسی، روش پدیدارنگاری
  • موسی پیری*، شاهی افسانه، عیسی برقی صفحات 55-76
    هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه کیفیت تجارب یادگیری دانش آموزان در احساس تعلق به مدرسه با نقش واسطه ای نگرش به برنامه درسی است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری، دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی97-96 به تعداد 5304 نفر است که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و کرجسی، 358 نفر تعیین گردید که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. اطلاعات از طریق سه پرسشنامه کیفیت تجارب یادگیری نیومن و نیومن (1993)، احساس تعلق به مدرسه بری و بتی (2005) و نگرش برنامه درسی اسدیان (1395) جمع آوری گردید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نگرش به برنامه درسی با ضریب بتای 42% قوی ترین پیش بینی کننده کیفیت تجارب یادگیری است و بین مولفه های کیفیت تجارب یادگیری (منابع، محتوا، انعطاف پذیری، کیفیت روابط بین معلم و دانش آموز) با نگرش به برنامه درسی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد.
    کلیدواژگان: کیفیت تجارب یادگیری، احساس تعلق به مدرسه، نگرش به برنامه درسی
  • عظیمه سادات خاک باز*، معصومه زیوری، معصومه ریعان صفحات 77-100
    مقاله حاضر با هدف بررسی چگونگی مواجهه معلمان عربی پایه دهم با تغییر برنامه درسی عربی تدوین شده است. مقاله مربوط با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته است. مشارکت کنندگان، 15 نفر از معلمان عربی پایه دهم در شهر همدان درسال تحصیلی97-1396بودند که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند. ابزارجمع آوری اطلاعات، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده است. داده های حاصل به روش کدگذاری و مقوله بندی و در سه سطح آگاهی، نگرش و رفتار تحلیل شدند. نتایج نشان داده که به طور کلی معلمان عربی نسبت به ماهیت تغییرات (رویکردی و شکلی) آگاهی نسبتا خوبی دارند؛ اگر چه در خصوص فلسفه تغییرات، آگاهی کمتری دارند. نگرش آنان در سه دسته موافق با رویکرد کتاب، مخالف با آن و موافق با رویکرد تغییر اما مخالف با تحقق آن در کتاب درسی عربی می گنجد. همچنین رفتار معلمان در برابر تغییرات را می توان در سه دسته اجرای حداکثری تغییرات، کاستن از و افزودن به آن دسته بندی کرد.
    کلیدواژگان: آموزش عربی، تغییر برنامه درسی، واکنش معلمان، برنامه درسی عربی پایه دهم
  • سید احمد هاشمی، جمشید امیدی*، عباس قلتاش، علی اصغر ماشین چی صفحات 101-134
    هدف این مقاله، بررسی برساخت های ذهنی مدیران آموزشی، متخصصان و اساتید حوزه برنامه درسی و کارآفرینی در مدارس است و قصد محقق می تواند کشف موضوع تحقیق با نظر مشارکت کنندگان در تحقیق باشد که با روش کیفی با استراتژی گراندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری برای انجام مصاحبه جهت مفهوم سازی، مدیران آموزشی، متخصصان و اساتید حوزه برنامه درسی و کارآفرینی هستند و نمونه آماری 30 نفر از آنها بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه عمیق از نوع مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. نتایج نشان داد که در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، ارتباط میان معیارهای الگوی برنامه درسی آموزش کارآفرینی در قالب تحلیل روایت تحقیق، تعیین شدند و بر این اساس «طراحی برنامه درسی آموزش کارآفرینی» به عنوان مقوله محوری بر مبنای شرایط علی «سیاست ها و اهداف محیطی» و «ارتباط با بازار کار» و از طریق راهبردهای «مشارکت مربیان در تولید برنامه درسی» و «تعامل مستمر با مراکز علمی» با در نظر گرفتن «ویژگی پذیرندگان»، «به عنوان زمینه الگو» محقق می شود و منجر به تحقق «پیامدهای آموزشی، پرورشی و اقتصادی» می گردد. قابلیت اعتماد یافته ها به روش های مشارکت طولانی و مشاهده مداوم در میدان تحقیق، بررسی همکاران و تایید مشارکت کنندگان تایید شد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، کارآفرینی، برساخت های ذهنی مدیران، مدارس
  • نادر نادری، بیژن رضایی، معین سلیمانی*، سحر رستمی صفحات 135-166
    مقاله حاضر با هدف تحلیل موانع و مشکلات آموزش اثربخش درس «کارگاه کارآفرینی و تولید» در پایه دوم متوسطه نظری انجام شد. رویکرد حاکم بر این پژوهش، آمیخته از نوع متوالی- اکتشافی است که در بخش کیفی از رهیافت نظام مند روش نظریه بنیانی و در بخش کمی از روش توصیفی- پیمایشی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی و کمی این پژوهش، شامل اساتید دانشگاهی رشته کارآفرینی، کارشناسان کارآفرینی و معلمان آموزش کارآفرینی بودند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختارمند و بررسی اسناد و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. داده های حاصل از مصاحبه ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تجزیه و تحلیل و در بخش کمی با آزمون فریدمن اولویت بندی شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که عوامل علی (شامل ضعف موجود در ساختارهای کارآفرینانه کشور، ضعف ساختار مدیریتی آموزش و پرورش، ضعف موجود در برنامه ریزی آموزشی و...) باعث پایین آمدن اثربخشی آموزش درس کارگاه کارآفرینی و تولید شده است، که عملکرد ضعیف آموزش و پرورش در حمایت از درس کارگاه کارآفرینی و تولید، برگزاری دوره های ضمن خدمت نامناسب، تامین معلم درس کارآفرینی به شیوه نامناسب، تبلیغات نامناسب و مغایر با توسعه فرهنگ کارآفرینی در رسانه های ارتباط جمعی، ضعف در استفاده از روش های مناسب ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان به عنوان کنش های صورت گرفته از این پدیده، موجب پیامدهای منفی در کوتاه مدت و بلندمدت شده است. این کنش ها تحت تاثیر شرایط عمومی و خاصی تحت عنوان شرایط مداخله گر و زمینه ای نیز تشدید می شود.
    کلیدواژگان: آموزش کارآفرینی، کارگاه کارآفرینی و تولید، مدارس، موانع آموزش کارآفرینی
|
  • Younes Amirahmadi, Saed Zarghami *, Khosro Baagheri, Yahya Ghaedi Pages 1-26
    The aim of this study is to explain the logic of the science education curriculum based on the philosophy of Bhaskarian Transcendental Realism. The research method is deductive. For this purpose, it introduces the central core of transcendental realism that focuses on the three elements of ontological realism, epistemic relativism and judgmental rationality, and then its implications for the logic of science education curriculum. The findings showed that the combination of ontological realism and epistemic relativism brings about a constructive realism approach to the rationale of science education; in constructive realism, science, although a product of human imagination, is nevertheless realistic. Also the third element of Basskar's philosophy is the rationality of judgment which has recommended a critical approach to the science education. The Critical Approach drives science education towards critical thinking and rational criteria for judging competing theories and ideas.
    Keywords: transcendental realism, science education, science education curriculum
  • Leyla Ayyari *, Ali Hosseinkhah, Nematollah Mousapour, Majid Ali Asgari Pages 27-54
    The present study aimed to evaluate the present situation of charity education in schools. To this aim, a phenomenological method was used using semi-structured interview. The sample included the principals and teachers from 12 public, private and Quranic elementary schools for both girls and boys in Tabriz, Iran. First, the type and amount of educational activities in the schools were emphasized. Then, the posteriori content analysis method was used to analyze the interviews. Based on the results, the use of the charity fund and the distribution of the money envelope were more frequent among the principals’ responses, while composition was more frequent among the teachers' response. According to the majority of principals, the time that was often held at the celebration of charity and the deputy of the school and the training tutor, along with a group of student, were more responsible for its implementation. According to the majority of teachers, the concept of charity from the second grade of elementary school was more understandable for the students, and the role of practical activities and the content of the textbooks could play a significant and complementary role. Finally, the barriers for training this type of content were elaborated according to interviewees. After collecting and classifying the data, four themes including overt, hidden, absurd, and extracurricular curriculum were extracted.
    Keywords: Charity education, Elementary School, Curriculum, Phenomenology
  • Moosa Piri *, Afsaneh Shahi, Isa Bargi Pages 55-76
    The purpose of this study is to examine the relationship between the quality of students' learning experiences in the sense of belonging to the school with the mediating role of attitude toward the curriculum. The research method was descriptive-correlational and the statistical population of the study included the second grade high school students in Ardebil in the academic year of 1997-96. The sample size was 358 individuals which was determined by Morgan and Krejcy tables and were selected by random cluster sampling method. The data was gathered through three questionnaires of Newman and Newman learning experiences (1993), belonging to Barry and Betty School (2005) and Asadian Curriculum (1395). The results of this study indicated that the attitude toward the 42% beta coefficient curriculum is the strongest predictor of the quality of learning experiences and there was a significant relationship between the components of the quality of learning experiences (resources, content, flexibility, quality of teacher-student relationships) and students' attitudes towards the curriculum.
    Keywords: quality of learning, Experiences, belonging to school, attitude to curriculum
  • Azimehsadat Khakbaz *, Masoumeh Rayaan, Masoumeh Zivari Pages 77-100
    The purpose of this study was to investigate how 10th grade Arabic teachers confront with Arabic curriculum reforms. This research was conducted by phenomenological approach. The participants in this study included 15 Arabic teachers in the 10th grade in Hamedan, in the academic year of 2017-18 which were selected through snowball sampling method. The data collection tools included semi-structured interviews and the collected data were analyzed using coding and categorization methods in three levels of knowledge, attitude and behavior. The results indicated that in general, Arabic teachers have a fairly good awareness of the nature of changes and reforms (approach and form), although they are less aware of the philosophy behind the changes. Their attitudes that teachers showed could be divided into three categories according to the approach of the textbook: agree with the changes, oppose the changes, agree with the approach of change but opposing its realization in the Arabic textbook. Also, teachers' behaviors against changes could be categorized into three categories: maximum changes, reduction, and addition.
    Keywords: Arabic education, Curriculum Change, teacher response, 10th grade Arabic curriculum
  • Jamshid Omidi *, Abbas Quatash, Ali Asghar Mehrachi Pages 101-134
    The purpose of this research is to investigate the mental structures of educational managers, experts and professors in the field of curriculum and entrepreneurship in schools. The researcher's intention could be discovering the subject of the research with the view of the participants in the research, which was done by a qualitative method with grounded theory.
    From the statistical population that included educational managers, experts and professors in the curriculum and entrepreneurship, a sample of 30 individuals were selected by purposeful method for the interviews. The data analysis was conducted using open, focal and selective coding and the findings were presented in the form of paradigm and native theory. The results of the study indicated that in the selection coding stage, the relationship between the criteria of the entrepreneurship education curriculum model was determined in the form of narrative analysis. Accordingly, "designing an entrepreneurship education curriculum" as a pivotal category based on the causal conditions of "environmental policies and objectives" "And" Relationship with the job market "and through the strategies of" coach participation in the production of curriculum "and" continuous engagement with scientific centers ", taking into account" receptor attributes "," as a model ground ", are realized and lead to the realization of" Educational, Educational and Economic Consequences". The reliability of the findings was confirmed by long participation methods and continuous observation in the field of research, peer review and approval of the participants.
    Keywords: Curriculum, Entrepreneurship, mental structures of managers, schools
  • Nader Naderi, Bijan Rezaee, Moein Soleimani *, Sahar Rostami Pages 135-166
    The present study was conducted with the aim of analyzing the barriers for effective teaching of the lesson "Entrepreneurship and Production Workshop" in the 2nd grade secondary school. The approach that was taken in this research included a combination of sequential-exploratory type which was used in the qualitative part of the systematic approach to the Grounded Theory method and in the quantitative part of the descriptive-survey method. The data collection tool in the qualitative section included a semi-structured interview and document review and a small part of the researcher's questionnaire. The data from the interviews in the qualitative section were analyzed by open, axial and selective coding and prioritized in the quantitative section with Friedman's test. The results of this research showed that the causal factors (including weaknesses in the entrepreneurial structures of the country, the weakness of the managerial structure of education, the weakness of the educational planning, etc.) could reduce the effectiveness of the training course in the workshops of Entrepreneurship and Production course, which reveals the poor function of Educational system in supporting teachers for this lesson, inadequate in-service training courses, inadequate teacher training in entrepreneurial lessons, inappropriate advertising and conflicts with the development of entrepreneurship culture in the mass media, weakness in the use of appropriate evaluation methods in order to face the consequences, which have caused negative consequences in the short and long terms.
    Keywords: entrepreneurship education, Entrepreneurship, Production workshop, schools, Barriers