فهرست مطالب

صفه - پیاپی 85 (تابستان 1398)
  • پیاپی 85 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/16
  • تعداد عناوین: 7
|
  • کیان دهقان، افرا غریب پور صفحات 5-18
    انطباق کارکرد‌ جدید یک اثر معماری با کالبد تاریخی آن رویکردی قابل توجه در زمینه میراث فرهنگی کشور است. اصلی‌ترین هدف آن حفظ برخی ارزش‌های میراثی برای نسل‌های آتی است. ساکنان خانه‌های سنتی ارزشمند در شهرهای ایران، که در تناسب کامل با اقلیم محلی، مصالح، و ساختارهای فرهنگی طراحی شده‌اند، به طور عمده آن‌ها را تخلیه و رها کرده‌اند. به منظور محافظت از این میراث‌ها و همچنین مقابله با کهنگی ناشی از خالی بودن آن‌ها در بافت‌های تاریخی، در برخی از این خانه‌ها عملکرد‌های جدیدی جاری شده است. پرسش اساسی این است: مهم‌ترین معیارها در تطبیق‌پذیری مناسب این میراث ارزشمند با عملکرد‌های جدید کدامند؟ در این مقاله نخست با کنکاش در ادبیات موضوع به استخراج مهم‌ترین معیارهای تطبیق‌پذیری پرداخته می‌شود و سپس سه نمونه با سه نوع عملکرد متداول در این گونه بناها را بر اساس آن معیارها ارزیابی می‌گردد. با علم به اینکه پروژه‌های بی‌شماری در این خصوص در کشور در حال انجام است، تلاش شده چالش‌ها و فرصت‌های استفاده مجدد از خانه‌های تاریخی، با هدف دست‌یابی به تطبیق‌پذیری مناسب‌تر، با دقت و به طور مفصل بررسی شود. این پژوهش جزء تحقیقات کاربردی و از نوع مطالعه موردی و پیمایشی است. با در نظر داشتن نمونه‌های مورد مطالعه، بر اساس معیارهای استخراج‌شده، از متخصص‌ها و غیر متخصص‌ها (همراه با توضیح واژه‌های تخصصی) پرسش‌هایی می‌شود و پاسخ‌ها به پرسش‌ها با شاخص‌هایی، که بر اساس پیشینه تحقیق تعیین و شناسایی شده‌اند، تحلیل می‌شود همچنین، از طریق بررسی‌های معمارانه در نمونه‌ها، تلاش می‌شود چالش‌های موجود در این روند شناسایی گردند. نتیجه پژوهش نشان داده است که در هر سه نمونه، هویت فرهنگی پایدار شده، اقتصاد محلی رونق یافته، و منافع زیست‌محیطی به دست آمده است. با وجود این، مشارکت‌های ذی‌نفعان در فرایند استفاده مجدد کمرنگ است و همچنین سازه بنا نیاز به بازنگری و تقویت دارد.
    کلیدواژگان: استفاده مجدد، تطبیق پذیری، خانه، میراث، معماری داخلی
  • علیرضا خضریان، محمدجواد ثقفی، اصغر ساعد سمیعی صفحات 19-36
    صنعتی‌سازی ساختمان محصولی است سازمانمند، روشمند، و هدفمند و معنای آن استفاده از شیوه‌های مدرن با بهره‌گیری از تجهیزات و مصالح مدرن است. در این روش، شاخصه‌های کیفیت، زمان، و هزینه همواره مهم‌ترین خواسته‌ها در کشورهای بهره‌مند از شیوه‌های صنعتی ساخت محسوب می‌شوند. از این رو، جلوه‌های تجلی آن را می‌توان در سیاست‌گذاری این جوامع مشاهده کرد، به گونه‌ای که با تغییر نگرش، ایجاد راهبردهای لازم، تدوین سازوکارها، و انگیزه‌های اقتصادی‌ اجتماعی درصدد اصلاح رویکردهای گذشته ساخت برآمدند. در این پژوهش سعی می‌شود با نگاهی ژرف به تجربیات علمی و عملی کشورهای هدف، تدابیر و مکانیزم‌های مرتبط با برنامه‌های توسعه صنعتی‌سازی ساختمان و میزان اثربخشی مولفه‌های آن‌ها سنجش، تحلیل، و به تبع آن رویکردها و چالش‌های این روش در برنامه‌های ملی ایران طی چهار دهه گذشته واکاوی و آسیب‌شناسی شود. شاکله این پژوهش، بر اساس مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و گردآوری داده‌ها، از روش اسنادی‌ کتابخانه‌ای، و برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل محتوای کیفی سازمان‌یافته نضج یافته است. بنا بر نتایج تحقیق، به دلیل ایجاد نشدن بینش صنعتی در ساختمان از خلال برنامه‌های توسعه ملی، می‌توان ناکارآمدی برنامه‌های تدوین شده، پراکندگی حوزه‌های تصمیم‌ساز، نبود راهبردهای مبتنی بر معیارهای سازمانی، فقدان مهارت‌افزایی، و نبود ثبات و تمایلات اجتماعی را از جمله اثرگذارترین آسیب‌ها و چالش‌ها در مسیر تحقق صنعتی‌سازی در معماری ایران دانست.
     
     

    کلیدواژگان: راهبردهای معماری صنعتی، مولفه های ساخت صنعتی، برنامه های توسعه ملی، تجربیات معماری صنعتی، چالشهای معماری
  • نازیلا رشیدپور، سیدمحسن حبیبی صفحات 37-54
    موجودیت کلان‌شهر فراتر از کنار هم قرارگیری شبکه حمل‌ونقل، ساختمان، پارک، و رودخانه، و... است. کلان‌شهر ترکیبی از موضوعات تولید فرهنگی و به مثابه فضایی مملو از محتوا و معنی است که با دیدگاه صرفا اثباتی (پوزیتیویستی) نمی‌توان آن را شناخت و بازنمایی کرد. برای دستیابی به شناخت کامل از شهر و ریشه‌های واقعیات اجتماعی آن تبیین هیروگلیف کلان‌شهر مدرن بسیار ضروری است. آنچه در سطح ظاهری دیده می‌شود، برای درک شدن نیروهای زیرساختی عمیقش نیازمند رمزگشایی و تفسیر است. هر نظریه‌پردازی که قصد تجزیه‌وتحلیل شهر را دارد، باید بسان یک پژوهشگر، با بررسی آثار موجود به رازهای نهفته شهر پی ببرد. بنا بر این علاوه بر روش‌های اثباتی برای شناخت یک شهر باید با توامانی از قرائت و تجربه، از روش‌های نشانه‌شناسانه و پدیدارشناسانه بهره جست. کلان‌شهر به مثابه یک متن باید خوانده شود، فرم‌هایش رمزگشایی و معنایش فهمیده شود، خوانشی قضیه‌ای (پروبلماتیک) که خود به کثرت و تعدد معانی‌اش اذعان دارد. شهر باید با نیروی بالقوه هستی‌شناسانه، که در تجربه انسانی موجود است، درک شود. هر شهر همواره باید پذیرای تفاسیر متنوع از خودش باشد و معنا همیشه باید متکثر و منازعه‌آمیز باقی بماند. برای شناخت بهتر شهر نه‌تنها باید تعداد راه‌های خوانش یک کلان‌شهر افزایش یابد؛ بلکه باید به تنوع تجربه قشرهای مختلف نیز بها داده شود؛ اما در هرصورت باید در نظر داشت که ارائه یک تصویر همه‌جانبه، که نمایشی از واقعیت زندگی شهری باشد و شهر را در همه ابعاد و جهات نشان دهد، غیر ممکن است؛ چون اساس شهر در مقام امر منفی امکان بازنمایی شدن به شکل تمام و کمال را ندارد.
    کلیدواژگان: هیروگلیف، کلانشهرمدرن، مدرنیته
  • مینا بیدار، جهانشاه پاکزاد، عباس وریج کاظمی صفحات 55-76
    تعداد زنان در فضاهای شهری تهران افزایش یافته و کیفیت حضور ایشان نیز با گذشته متفاوت شده است؛ اما پژوهشگران طراحی شهری ایران کمتر نگاهی کیفی به نحوه تعامل زنان با جنبه‌های کالبدی فضاهای شهری تهران داشته‌اند. محدوده‌ شمالی بازار تهران از جمله فضاهایی است که در آن دگرگونی در کمیت و کیفیت حضور زنان به چشم می‌خورد. هدف از پژوهش حاضر دریافت این است که چگونه محیط کالبدی و فعالیت‌های جاری در فضا بر حضور زنان در فضاهای بازار تاثیر می‌گذارد و از آن اثر می‌پذیرد. به این منظور با تکنیک‌های مشاهده مشارکتی و مصاحبه‌های عمیق بازتولید متقابل جنسیت و فضا در دو فضای سبزه‌میدان و مشیرخلوت بازار تهران مطالعه شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ویژگی‌های این دو فضا جنبه‌هایی از حضور زنان در محیط را محدود می‌کند و ایشان را به حاشیه می‌راند. علی‌رغم افزایش تعداد زنان در این دو فضای بازار، همچنان این مردان هستند که نقش پررنگ‌تری در بازتولید محیط کالبدی دارند. سبزه‌میدان و مشیرخلوت فضاهایی جنسیت‌دار شده‌اند و به شکل متعادلی مورد استفاده زنان و مردان نیستند. درعین‌حال فضای سبزه‌میدان که هم از نظر کالبدی و هم از نظر فعالیت‌های حاشیه آن (مثل آبمیوه‌فروشی و اغذیه‌فروشی‌ها) امکان بیشتری برای شکل‌گیری فعالیت‌های اختیاری و اجتماعی در عرصه عمومی دارد، به زن‌ها این امکان را می‌بخشد که اولا در فضا با اهدافی غیر ضروری حضور یابند و ثانیا با استفاده خلاقانه از فضاها در بازتولید محیط کالبدی نقش فعال‌تری داشته باشند.
     
    کلیدواژگان: جنسیت، فضای شهری، بازار تهران، اتنوگرافی، تولید اجتماعی فضا
  • شمین گلرخ صفحات 77-94
    در ذیل مفهوم ترجیحات محیطی متاثر از رویکرد «شناختی» در روان‌شناسی محیطی، چارچوب‌ها و معیارهایی عام برای تحلیل میزان مرجح بودن فضا در قضاوت افراد پیشنهاد شده است. در این معیارها بر کیفیت‌های محیط مطلوب تاکید می‌شود؛ اما در رویکرد «پدیدارشناختی» در روان‌شناسی محیطی بیشترین اهمیت را به تجربه واقعی و زیسته فرد و احساس‌ها و تفاسیر و انتظارات وی از یک مکان خاص می‌دهند. در این پژوهش با تکیه بر معیارهای سنجش ترجیحات محیطی از یک سو، و مفهوم حس مکان از سوی دیگر، کاربست معیارها و مفاهیم مزبور در ارزیابی کیفی یک فضای شهری به آزمون گذارده می‌شود. برای این منظور، ارزیابی مطلوبیت خیابان قدس برای دانشجویان دانشگاه تهران مبنای این آزمون قرار گرفته است. مطالعات میدانی این پژوهش در دو مرحله اصلی بررسی و با هم مقایسه شده است: نخست بر اساس معیارهای ترجیحات محیطی، خیابان قدس توسط متخصصان آموزش‌دیده، شامل 20 دانشجوی طراحی شهری، ارزیابی شد. در مرحله دوم، از طریق مصاحبه به روش «با هم پیمودن»، حس مکان 25 دانشجوی دانشگاه تهران مطالعه شد. تحلیل مصاحبه‌ها به روش تحلیل کیفی محتوا انجام شده است. مقایسه یافته‌های این دو مرحله نشان می‌دهد که به کمک مفهوم حس مکان می‌توان چارچوب ارزیابی متخصص از میزان مرجح بودن یک فضای شهری را تدقیق کرد.
     

    کلیدواژگان: فضای شهری، ترجیحات محیطی، حس مکان، تحلیل کیفی محتوا
  • عفت صبوحی، محمد مسعود، داریوش مرادی چادگانی صفحات 95-116
    تلاش انسان در رفع نیازهای زیستی و کسب امنیت به شکوفایی و نیز خودباوری او در محیط زندگی‌اش تاثیر گذاشته و دگرگونی‌های متنوعی را گاه در کالبد (از خانه سنتی تا مجتمع مسکونی)، گاه در فعالیت (از کارگاه تا کارخانه)، و گاه در کالبد و فعالیت (از بازار سنتی تا بازار مجازی) ایجاد و طبیعت دیروز را به شهر امروز تبدیل کرده است تا مکان زندگی در تعامل با او تا امروز پاینده باشد. در این مقاله هدف مطالعه و تحلیل چگونگی دگرگونی مکان در گذر زمان و تداوم آن در تعامل با انسان است. به این منظور در بازبینی متون مرتبط با چارچوب‌های تعامل انسان و مکان و به‌کارگیری روش تحلیل متون مدون، بر پایه روش‌های پژوهش تحلیل تفسیری‌ تاریخی و مقایسه‌ای، زمینه‌های مشترک انسان، زمان، و مکان، در سه مقیاس زمانی 1) عمر یک انسان، 2) زمان‌های دگرگونی اندیشه‌ها و چارچوب‌های نظری، و 3) تاریخ مدون تمدن بشر، به‌صورت موازی بر محور زمان، سازمان‌دهی شده است. یافته‌های تحلیل‌های به‌کاررفته در این مقاله نشان می‌دهند که مکان همواره از تجربه فضایی انسان در طول زمان شکل می‌گیرد و برحسب شرایط زندگی، تنوع تجربه‌ها به تولید مکان‌های متنوع و درنتیجه شکل‌گیری سکونتگاه‌های شهری گوناگون منجر شده است. افزون بر این، دگرگونی‌های کلان ادراک مکانی با کسب آگاهی‌های جدید انسان در نقاط عطف شناختی (شامل ادراک حسی، ادراک تجربی، و ادراک عقلی) انطباق دارند و بر پایه این دگرگونی‌ها استوار شده‌اند.
    کلیدواژگان: دگرگونی، مکان زمان، انسان، تعامل، تداوم
  • علیرضا حامدی، رسول درسخوان، مهسا فرامرزی اصل صفحات 117-142
    رشد کالبدی شهرهای ایران در دهه اخیر غالبا به صورت گسترش افقی و پراکنده بوده و منجر به تبعات منفی و ناپایداری شهرها شده است. پدیده محیطی پراکنده‌رویی در کشور با خلا‌های نظری مواجه است و تاملی درخور می‌طلبد تا، با شناخت عوامل موثر، راهبردهایی برای مدیریت آن و حرکت به سوی پایداری شهری تدبیر شود. در این تحقیق تلاش شده با بررسی تجربیات و نظریات جهانی موجود و با تعیین شاخص‌ها، پراکنده‌رویی شهر ارومیه تبیین و مقدار آن در قسمت‌های مختلف اندازه‌گیری گردد تا بتوان راهکارهایی برای پایداری شهری عرضه کرد. برای شناخت ماهیت پراکنده‌رویی با بررسی دیدگاه‌های مختلف، شاخص‌های این پدیده و روش‌های اندازه‌گیری و انجام تحقیق حول آن شاخص‌ها استخراج گردید و سپس منطبق با شرایط ایران و شهر ارومیه 26 شاخص انتخاب شد. با بررسی روند گسترش کالبدی شهر و اثبات پراکنده‌رویی، محدوده شهر از نظر خصوصیات مورد توجه به 39 ناحیه همگن تقسیم شد و مقادیر 26 شاخص بر مبنای این نواحی از منابع مختلف استخراج گردید و با روش تحلیل عاملی در قالب 7 عامل اصلی، که 88/34 ٪ از تغییرات پراکنده‌رویی را تبیین می‌کنند، یکپارچه شد و با استفاده از GIS در نواحی شهر پیاده و میزان آن‌ها در پنج طبقه، از پراکنده‌رویی بسیار کم تا بسیار زیاد، تقسیم‌بندی گردید. بررسی نواحی شهر ارومیه از بعد شاخص‌های معرف پراکنده‌رویی نشان داد که تراکم پایین و ضعف اختلاط کاربری بیشترین، و عامل تمرکز خوشه‌ای و فضای فعالیت کمترین وزن و اهمیت را دارند. در نواحی‌ای که مجموع امتیاز عوامل در آن‌ها بالا است (8-10)، پراکنده‌رویی بسیار زیاد (توسعه‌های جدید شامل نواحی4، 5، 34 و 35)، و نواحی‌ای که مجموع امتیاز عوامل در آن‌ها کمتر است (0-2) پراکنده‌رویی بسیار کمی دارند (بافت قدیمی شامل نواحی 18، 19 و 20). با تهیه نقشه‌های تاثیر عوامل هفت‌گانه، راهکار پایدارسازی شهری با تعدیل اثر عوامل و اولویت‌بندی نواحی عرضه گردید.
    کلیدواژگان: گسترش شهری، پراکنده رویی، شاخص اندازه گیری، پایداری شهری، شهر ارومیه
|
  • Kian Dehghan, Afra Gharibpour Pages 5-18
    The adaptation of historic built environments with new uses is a significant approach for the country’s cultural heritage, with its main objective being preserving some cultural values for future generations. Designed in full harmony with local climate, materials and cultural structures, valuable traditional houses in Iranian cities are widely abandoned. To preserve this heritage and encounter the dilapidation caused by these voids in historic fabrics, new uses have been introduced into these houses. The main question is ‘what is the most important criteria for appropriate adaptation?’. The present paper starts with investigating the literature extracting adaptability criteria, and then moves on to assess three examples representing types of usual designated new uses. Understanding the fact that countless parallels are currently under way in the country, it attempts to scrutinise challenges and opportunities of such reuses in order to achieve more appropriate ways of adaptation. The paper adopts case studies and surveys as its core approach. Using extracted criteria, questions have been asked from both experts and non-experts, which is helped by architecturally oriented case studies to identify the challenges. The results show that in all three cases the cultural identity is stabilised, the local economy is flourished and environmental gains are achieved. Nevertheless, there has been poor stakeholder participation, and a need was left unfulfilled for structural reviews and reinforcements.
    Keywords: Reuse, House, Heritage, Interior Architecture, Adaptability
  • Alireza Khezrian, Mohammad Javad Saghafi, Asghar Saed Samiei Pages 19-36
    The industrialised building is an organised, methodological, purposeful product implying uses of modern methods, equipment and materials. Of particular importance in the countries taking advantage of these methods are quality, time and costs, manifested in these countries’ policy makings in such ways to constantly correspond with view changes through strategies, mechanisms and socio-economic motivations. The present research is an attempt to scrutinise scientific and practical experiences in target countries in order to analyse and assess measures and mechanisms of construction industrialisation and the effectiveness of their elements, and thereby investigate symptoms of their Iranian counterparts in the past four decades. The research is based on semistructured interviews, library/document-based data collection, followed by structured qualitative content analyses. The results show that a lack of industrial views emerging from national development programmes has resulted in, inter alia, inefficiencies in programmes, dispersed decision making, lack of skills training, instability, and social trends, all having adverse effects on the establishment of industrialisation in Iranian architecture.
    Keywords: Industrialised architecture strategies, Industrial constructionelements, National development programmes, Industrialisedarchitecture experiences, Industrialised architecture challenges
  • Nazila Rashidpour, Seyed Mohsen Habibi Pages 37-54
    The metropolis is more than a collection of transport networks, buildings, parks, rivers and so on. It is an amalgam of cultural products imbued with content and implications, which is well beyond recognition by strictly positivistic views. A deep understanding of the modern metropolis and the roots of its social realities would require deciphering its hieroglyphics. What we see on the surface is the product of deeper underlying forces, and in order to understand these forces we need to explore these deeper levels. The task of any theorist intent on analysing the metropolis is to act like a detective, interrogating these traces and diving into their secrets. Beyond the positivistic methods, there are two alternative models of knowing the metropolis: reading and experiencing. This involves semiological and phenomenological methods. The metropolis as text can be read, meaning of its forms deciphered and its meaning understood: a problematic reading selfconfessing of its multiple meanings. The city should be perceived by ontological potentials of human experience. Any city should always remain recipient of various interpretations of it, with meanings remaining multiple and contentious. In order to better understand the city one should not only keep the multiplicity of the ways in which we read the metropolis, but so too the ways in which any social class experience it. We should be aware of the impossibility of an allencompassing picture of the reality of urban life, because the city fundamentally lacks such representation capacity.
    Keywords: Hieroglyphics, Modern metropolis, Modernity
  • Mina Bidar, Jahanshah Pakzad, Abbas Varij Kazemi Pages 55-76
    The number of women in Tehran urban spaces is on the increase, and it is coupled with differing qualities of presence of women. But urban design researchers in Iran have rarely adopted a qualitative approach to the way women interact with the physical aspects of these spaces. The northern parts of the Tehran bazaar has experienced changes in the quantity and quality of women's presence. The present research aims to find out how the physical environment of the bazaar as well as its activities affects and is affected by women’s presence. In order to do so a study is conducted on reciprocal reproduction of gender and space in Sabzeh Meydan and Moshir Khalvat, using participant observation and in-depth interviews. The results show that the specifications of these spaces constrain some aspects of women’s presence and marginalizes them. Despite the increase in women’s numbers men keep their stronger role in reproducing the physical space in these two spaces. Despite both being gendered spaces not equally used by women and men, Sabzeh Meidan provides some more opportunities for optional and social activities in the public realm, giving women the chance to be present for non-essential purposes whilst participate more proactively in reproduction of the physical environment, which is due to both the physical aspects of this space and around space activities.
    Keywords: Gender, Urban space, Tehran bazaar, Ethnography, Social production of space
  • Shamin Golrokh Pages 77-94
    Influenced by cognitive approach in environmental psychology, the concept of environmental preferences proposes frameworks and general criteria to analyse the preferability of the space in people’s judgement. These criteria refer to qualities of desirable environments. However, the phenomenological approach asserts real, lived experience of an individual and his or her expectations and interpretations as the most important. The present research examines these criteria and concepts in an urban space, using environmental preferences measurement criteria on one hand, and the concept of the sense of place on the other. To do so, the assessment of Quds Street’s desirability for the University of Tehran students has been used as the basis. Field studies have been conducted in two stages and compared with each other. In the first stage Quds Street was assessed by a group of 20 trained urban design students, based on environmental preferences criteria. In the second, a series of interviews were conducted using ‘go-along with’ method, to study the sense of place in 25 students from the University of Tehran. Interviews were then analysed using qualitative content analysis. A comparison between the findings of the above two stages shows that the concept of the sense of place can help experts accurately find how preferable an urban space is.
    Keywords: Urban space, Environmental preferences, sense of place, Qualitative content analysis
  • Effat Saboohi, Mohammad Massoud, Daryoush Moradi Chadgani Pages 95-116
    People’s efforts to fulfil their essential needs such as security, human flourishing and self-esteem have effects on their environment Which had several consequences as well as transformations ranging from transformations in physical spaces (e.g. from traditional homes to residential complexes), to activity spaces (e.g. from workshops to industrial spaces), as well as in both physical and activity spaces (i.e. from traditional marketplaces to the virtual markets). Thus, these changes allow a continuity of living places through interactions with the built environment. The purpose of this article is to survey and analyse how the place is transformed through time and how it will be continued in interactions with people. In so doing, first, the literature of human-place interaction have been reviewed using documentary analysis method, based on interpretive-historical and comparative analysis approaches. Then, it has followed with classifying the texts into three categories, which will have been organized in parallel to the axis of time as follows: 1) Human life span, 2) The transformation of time regarding theories and the adopted theoretical framework, and 3) The documented history of civilization. The findings show that the place has always formed by human spatial experiences through time and consequently to living conditions. Therefore, various experiences have resulted in a variety of placemaking practices as well as urban settlements. Furthermore, large-scale transformations in spatial perception coincide with tipping points in human cognitive awareness including sensory, experimental, and rational cognition.
    Keywords: Transformation, Place, Time, Human interaction, Continuity
  • AliReza Hamedi, Rasool Darskhan, Mahsa Fazamarzie Asl Pages 117-142
    Physical development of cities in Iran often spread out in the form of horizontal and fragmented expansion which resulted in the negative impacts and instability of cities in last decade .The Urban Sprawl known as an environmental phenomenon in the country and required to reflection to understand the effective factors strategies for managing it and moving toward urban sustainability. In this research we tried to study the existing global experiences and theories by determining the indicators Urban Sprawl the Urmia city explained and extent in different parts to make a solution to present sustainable city. For recognition nature of Urban Sprawl with Check out the different views, indicator of Urban Sprawl and technique of measurement and research method extract and match with Iran and Urmia conditions and 26 indexes have been selected. By studying the physical extension of the city and proving Urban Sprawl evidence area of city from the terms of desired properties divided to 39 homogeneous area and 26 index based on these area derivation form the various sources and with method of agent analysis in format of 7 main elements with 88.34 percent of various of outspreading explained, seamlessly take down with GIS in city area which form the five levels divided form so low to so much. Studying different area of Urmia form the representative indices show that weakness of user disorder and low density, the main activity space with least weight and importance. In the area which the points of factors in this higher (10-8) Urban Sprawl is so high (new developments contain 4-5-34- 35 regions) and area which total points in these low (0-2) have a lowest Urban Sprawl (old texture contains 18-19-20 regions) by creating interactive maps of Seven factors, approach of sustainability of city with moderating the effect of factors and prioritization of areas act and presented.
    Keywords: Urban Development, The Urban Sprawl, Measuring theindicators, Urban Sustainability, Urmia City