فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 43 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید علی مهربان، ابوالفضل کرمی*، حسن اسدزاده، نعمت ستوده صفحات 7-26
    هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی پیشرفت تحصیلی از طریق سبکهای فرزندپروری و تعامل والد- فرزندی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم بوده است. جامعه پژوهشی شامل همه دانش آموزان دختر و پسر پایه های دهم و یازدهم دوره متوسطه شهر تهران به تعداد 123240 نفر در سال تحصیلی 96-1395 بوده که از میان آنها 400 نفر(220 دختر و 180 پسر) با بهر ه گیری از فرمول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند و به پرسشنامه های سبکهای فرزندپروری بامریند(1973) و مقیاس رابطه والد- فرزند(فاین و همکاران، 1983) پاسخ داده اند. نتایج این پژوهش نشان داد که سبک فرزندپروری اقتداری تاثیر مستقیم مثبت و معنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد. سبک فرزندپروری استبدادی تاثیر مستقیم منفی و معنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد، در حالی که سبک فرزندپروری سهل ا نگار تاثیر مستقیم منفی و غیرمعنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد. همچنین، ضرایب همبستگی میان ابعاد تعامل والد- فرزند و پیشرفت تحصیلی نشان داد که عاطفه مثبت مادر، ارتباط یا گفت و شنود و همانندسازی مادر همبستگی مثبت و معنادار با پیشرفت تحصیلی دارند، در حالی که آزردگی/سردرگمی نقش همبستگی منفی و معنادار با پیشرفت تحصیلی دارد. همچنین، عاطفه مثبت پدر، ارتباط یا گفت و شنود و مشارکت پدر، همبستگی مثبت و معنادار با پیشرفت تحصیلی دارند، اما، خشم پدر همبستگی منفی و معنادار با پیشرفت تحصیلی دارد. 
    کلیدواژگان: سبکهای فرزندپروری، تعامل والد- فرزندی، پیشرفت تحصیلی
  • زهرا اصغرپور، محمدرضا زربخش * صفحات 27-46
    هدف از این پژوهش بررسی نقش میانجیگری پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی در رابطه میان سبکهای فرزندپروری والدین و قربانی قلدری شدن نوجوانان بوده است. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس دولتی شهرستان آستانه اشرفیه در سال تحصیلی 96-1395 بود که از میان آنها 295 دانش آموز (150 دختر و 145 پسر) به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. آزمودنیها به پرسشنامه های فرزندپروری الیوا و همکاران(2007)، سیاهه ابعاد انضباطی استراوس و فاچیر(2007) و سیاهه زورگویی بریگی (2012) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان دادند که پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی در رابطه میان سبکهای فرزندپروری با قربانی قلدری شدن نوجوانان تاثیری غیرمستقیم و نقش میانجی دارند. همچنین یافته ها نشان دادند که سبکهای فرزندپروری پدر و مادر با میانجیگری پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی، پیش بینی کننده قربانی قلدری شدن نوجوانان اند. نتایج به دست آمده نقش میانجیگری پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی را در رابطه میان سبکهای فرزندپروری با قربانی قلدری شدن نوجوانان تایید  می کند و نشان می دهد که پرخاشگری روانی والدین و تنبیه بدنی خطر قربانی قلدری شدن نوجوانان را افزایش می دهد. بنابراین باید مداخلاتی برای آگاه سازی والدین درباره اهمیت نقش تربیتی آنها و بهبود فرزندپروری  صورت گیرد.
    کلیدواژگان: سبک های فرزندپروری، قربانی قلدری، نوجوانان، پرخاشگری روانی، تنبیه بدنی
  • سیده جمیله خلیلی، یاسمن مدانلو* صفحات 47-66
    هدف این پژوهش بررسی رابطه میان رفتار شهروندی سازمانی با بهره وری و کیفیت زندگی کاری مدیران مدارس شهر نکا درسال 1395 بوده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری متشکل از تمام مدیران شاغل آموزش و پرورش شهر نکا بود (مجموعا 180 نفر) که  به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 118نفر از آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی کانوسکی و اورگان(1996)، پرسشنامه  بهره وری آچیو(1980) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون(1975) استفاده شده است. پس از تایید روایی پرسشنامه ها، پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 0/90، پرسشنامه بهره وری 0/88 و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری 0/78 محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد.  نتایج نشان داد که میان مولفه های رفتارشهروندی سازمانی با بهره وری و کیفیت زندگی کاری مدیران از نظر آماری رابطه معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن است که سهم هر یک از مولفه های رفتار شهروندی سازمانی در پیش بینی بهره وری و کیفیت زندگی کاری مدیران متفاوت است. به عبارتی از میان مولفه های رفتار شهروندی سازمانی، جوانمردی بیشترین سهم و رفتار مدنی کمترین سهم را در پیش بینی بهره وری مدیران داراست. همچنین می توان گفت از میان مولفه های رفتار شهروندی سازمانی، جوانمردی بیشترین رابطه و وجدان کمترین رابطه را با کیفیت زندگی کاری دارد.
    کلیدواژگان: رفتار شهروندی سازمانی، بهره وری، کیفیت زندگی کاری، مدیران مدارس
  • سید علی اکبر مرتضوی اممی*، قدسی احقر، ذبیح پیرانی، حسن حیدری، رحیم حمیدی پور صفحات 67-82
    هدف از این پژوهش تعیین تاثیر روان شناسی مثبت نگر بر خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی دانش آموزان دختر بود. جامعه آماری پژوهش همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم مدارس دولتی منطقه 4 شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند. نمونه پژوهش شامل 240 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بود که از میان مدارس این منطقه به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و همتاسازی شدند و 30 نفر از دانش آموزان به طور تصادفی از دو مدرسه انتخاب و در دو گروه آزمایش و شاهد گمارده شدند (برای هر گروه 15 نفر). آموزشهای مثبت نگری طی هشت جلسه 120 دقیقه ای به افراد گروه آزمایش ارائه شد و گروه شاهد در این مدت هیچ آموزشی را دریافت نکرد. خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی شرکت کنندگان با پرسشنامه های خودکارآمدی عمومی شرر و سرسختی روان شناختی کوباسا پیش و پس از مداخله اندازه گیری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده گردید. نتایج اندازه گیریهای انجام شده نشان داد که آموزش روان شناسی مثبت نگر سبب افزایش خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی (تعهد، کنترل و مبارزه جویی) گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد شده است. بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت مداخلات مثبت نگر می تواند خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی را افزایش دهد. بنابراین می توان آموزش روان شناسی مثبت نگر را برای کاهش مشکلات روان شناختی دانش آموزان و همچنین افزایش بیشتر خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی آنان به کار برد.
    کلیدواژگان: روان شناسی مثبت نگر، خودکارآمدی، سرسختی روان شناختی
  • کبری کریمیان*، مهربان پارسامهر، سیدعلی رضا افشانی صفحات 83-100
    پژوهش حاضر4 با هدف بررسی رابطه میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و انزوای اجتماعی دانش آموزان دختر دبیرستانهای شهر شهرکرد انجام شده است. روش   به کارگرفته شده در این تحقیق، پیمایش بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر همه دانش آموزان دختر دبیرستانهای شهر شهرکرد بودند که 390 نفر از آنها با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و مورد پرسش قرار گرفته اند. داده ها با ابزار پرسشنامه، گردآوری شده و مورد تحلیل قرار گرفته اند. اعتبار ابزار به شیوه صوری محرز شده است. در این پژوهش برای سنجش انزوای اجتماعی دانش آموزان از مقیاس تنهایی گیرولد و کمفیوس(1985)که متشکل از 11 گویه است، استفاده شده و این مقیاس هر دو بعد تنهایی عاطفی و تنهایی اجتماعی را مورد سنجش قرار داده است. ضریب آلفای کرونباخ بعد تنهایی عاطفی 0/73،  بعد تنهایی اجتماعی این مقیاس 0/76 و برای سازه انزوای اجتماعی 0/79 به دست آمده است. به منظور سنجش میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی نیز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده که از 13 گویه تشکیل شده است و ضریب آلفای کرونباخ آن 0/93 به دست آمده است. بر اساس یافته های پژوهش، میانگین انزوای اجتماعی در میان پاسخگویان کمتر از متوسط نظری بوده است. همچنین یافته ها نشان دادند که میان میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با میزان انزوای اجتماعی دانش آموزان رابطه معکوس و معنا دار وجود دارد، اما میان سن و پایه تحصیلی با میزان انزوای اجتماعی دانش آموزان رابطه معنا دار وجود ندارد.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی مجازی، نوجوانان، انزوای اجتماعی، شهر شهرکرد
  • شهرام نظری* صفحات 101-122
    هدف از تحقیق حاضر بررسی ارتباط میان جامعه پذیری سازمانی و هویت سازمانی معلمان تربیت بدنی شهرستانهای استان تهران بود. این تحقیق از نظر هدف، از پژوهشهای کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل همه معلمان زن (786 نفر) و مرد (595 نفر) تربیت بدنی شهرستانهای استان تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود (1381 نفر). بر اساس جدول مورگان و کرجسی و به روش خوشه ای تصادفی 302 نفر (172 نفر زن، 130 نفر مرد) به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها و اندازه گیری متغیرهای تحقیق از پرسشنامه های استاندارد هویت سازمانی میلر و همکاران (2000) (0/849=α) و جامعه پذیری سازمانی تائورمینا (2004) (0/899=α) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها روش های آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) به کار گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان داد که میان جامعه پذیری سازمانی و ابعاد آن (آموزش، تفاهم، حمایت همکاران، چشم انداز آینده) با هویت سازمانی معلمان تربیت بدنی ارتباط مثبت معنادار وجود دارد. نتایج مدل تحلیل مسیر نیز نشان داد که مولفه های جامعه پذیری سازمانی 42/6 درصد از واریانس کل تغییرات هویت سازمانی معلمان تربیت بدنی را تبیین می کنند و در این میان مولفه های آموزش، حمایت همکاران و چشم انداز آینده اثری مثبت و معنادار بر هویت سازمانی معلمان تربیت بدنی داشته و اثر تفاهم بر هویت سازمانی معنادار نبوده است. یافته ها نشان دادند که مولفه های آموزش و چشم انداز آینده بیشترین اثر را بر هویت سازمانی معلمان دارند.  
    کلیدواژگان: جامعه پذیری سازمانی، هویت سازمانی، آموزش، حمایت همکاران، معلمان تربیت بدنی
  • اکرم احمدی، زهره رئیسی* صفحات 123-137
    فشار روانی که به مادران کودکان اوتیسم وارد می شود، منجر به کاهش خودکارآمدی این مادران می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی مادران دارای کودک اوتیسم انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را مادران دارای کودک اوتیسم شهر اصفهان تشکیل دادند که از میان آنان 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی به دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. به دلیل ریزش نمونه، 10 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه گواه باقی ماندند. ابزار پژوهش، مقیاس خودکارآمدی مادران برکلی ساخته هالووی و همکاران (2005) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند و برای گروه گواه هیچ مداخله ای اعمال نشد. داده ها با بهره گیری از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش خودکارآمدی و مولفه های آن (مسئولیت پذیری، خودمدیریتی، پذیرش فرزند و ارزیابی مثبت فرزند) در مادران دارای کودک اوتیسم موثر بوده است (0/05>p). از این رو می توان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند در افزایش خودکارآمدی مادران دارای کودک اوتیسم موثر باشد و از طریق این نوع درمان می توان به مادران دارای کودکان اوتیسم کمک کرد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، خودکارآمدی، مادران دارای کودک اوتیسم
|
  • S.A. Mehraban, A. Karami, Ph.D.*, H. Asadzadeh, Ph.D., N. Sotoudeh Pages 7-26

    The purpose of this research was to develop a structural model for predicting academic achievement based on parenting styles and parent-child relationship among high school students. The statistical population of the study was comprised of all male and female 10th and 11th graders in Tehran in school year 2016-17 (123240 students). To draw the sample, random multi-stage cluster sampling method was utilized and 400 students (220 girls and 180 boys) were selected based on Morgan’s formula. The instruments included Parental Authority Questionnaire (Baumrind, 1973) and the Parent-Child Relationship Survey (Fine et al., 1983). The results indicated that authoritative parenting style had a significant, positive effect on students’ academic achievement. Authoritarian parenting style had a significant, negative effect on academic performance, while indulgent parenting style had a non-significant, negative impact on academic achievement. As to dimensions of mother-child relationship, positive correlations were observed between positive affect, communication, identification and students’ academic achievement, whereas resentment/role confusion had a significant, negative association with academic performance. With regard to components of father-child relationship, communication, positive affect, and interaction had significant, positive associations with academic achievement, while father's anger was negatively associated with academic performance
    Keywords: parenting styles, parent-child relationship, academic achievement
  • Z. Asgharpour, Ph.D.*, M.R. Zarbakhsh Pages 27-46
    The aim of this research was to determine the mediating role of punitive parental discipline (psychological aggression and physical punishment) between the dimensions of parents' parenting styles and their children's involvement in bullying victimization. The study had a correlational design. The statistical population of the study comprised all male and female students attending public junior high schools in Astaneh-ye Ashrafiyeh in school year 2016-17 from among whom 295 students (150 girls and 145 boys) were selected through random cluster sampling method. The instruments included Parenting Styles Questionnaire (Oliva et al., 2007), Discipline Dimensions Inventory (Straus & Fauchier, 2007), and European Bullying Intervention Project Questionnaire (Brighi et al., 2012). Structural equation modeling was performed to analyze the data. The results demonstrated that parental psychological aggression and physical punishment played a mediating indirect role in the link between parenting styles and adolescents’ bullying victimization. Findings also indicated that paternal and maternal parenting styles could predict adolescents' bullying involvement, while punitive parental discipline mediated this association. Furthermore, the results confirmed the mediating role of parental discipline between the parenting practices analyzed and students' victimization.  In fact, parental psychological aggression and physical punishment increase the risk of adolescents' bullying involvement. Therefore, intervention programs must involve parents to make them aware about the important role they play in this process and to improve their parenting styles.
    Keywords: parenting styles, bullying victimization, adolescents, psychological aggression, physical punishment
  • S.J. Khalili Ghal’Esari, Y. Modanlou, Ph.D.* Pages 47-66
    This research was undertaken to examine the relationship between organizational citizenship behavior, performance, and quality of work life among school principals in Neka. This study had a descriptive, correlational design. The statistical population of the study was comprised of all school principals in Neka in 2016 (180 individuals). The drawn sample (N=118) was selected through random stratified sampling method. The instruments included Organizational Citizenship Behaviour Questionnaire (Konovsky & Organ, 1996), ACHIEVE Questionnaire (1980), and Quality of Work Life Questionnaire (Walton, 1975). The validity of the measures was confirmed by experts and Cronbach's alpha coefficients obtained for the questionnaires were 0.90, 0.88, and 0.78, respectively. The obtained data were analyzed by using Pearson correlation and stepwise regression. The results showed that there were significant relationships between the components of organizational citizenship behavior, principals’ performance, and quality of work life. Regression analysis also demonstrated that each of the components of organizational citizenship behavior accounted for a different amount of variance in principals’ performance and quality of work life. More specifically, among the components of organizational citizenship behavior, sportsmanship and civic virtue explained the most and least variance in principals’ performance, respectively. Moreover, sportsmanship and conscientiousness accounted for the most and least variance in quality of work life, respectively. 
    Keywords: organizational citizenship behavior, performance, quality of work life, school principals
  • Gh. Ahghar, Ph.D., Z. Pirani, H. Heidari, R. Hamidipour, S.A.A. Mortazavi * Pages 67-82
    This study was carried out to determine the effects of positive psychology intervention on self-efficacy and psychological hardiness of female students. The statistical population of the study comprised all female students attending public high schools in District 4 of Tehran in school year 2017-18. The drawn sample was selected through multi-stage cluster sampling method and the subjects were randomly assigned to experimental and control groups (15 in each group). Positive psychology training was provided to the experimental group during eight 120-minute sessions and the control group received no intervention.Self-efficacy and psychological hardiness of the participants were assessed by General Self-Efficacy Scale (Sherer et al., 1982) and Psychological Hardiness Scale (Kobasa & Kahn, 1982) before and after the intervention. The obtained data were analyzed through analysis of covariance (ANCOVA). The results indicated that positive psychology intervention improved the self-efficacy and psychological hardiness (commitment, control, and challenge) of the intervention group compared with the control group. In general, it can be stated that positive psychology interventions can improve self-efficacy and develop psychological hardiness. Consequently, positive psychology training can be used to reduce students’ psychological problems.
    Keywords: positive psychology, self-efficacy, psychological hardiness
  • K. Karimian*, M. Parsamehr, Ph.D., S.A.R. Afshani Pages 83-100

    This study [4] sought to examine the association between use of virtual social networks and social isolation among high school girls in Shahrekord. The research method was survey. The statistical population of the study comprised all female high school students in Shahrekord from among whom 390 students were selected via multi-stage cluster sampling method. To collect the data, Loneliness Scale (Gierveld & Kamphuis, 1985) was used which consists of 11 items and measures emotional and social loneliness. The face validity of the measure was established by conducting expert review and Cronbach's alpha coefficients for emotional loneliness, social loneliness, and social isolation were 0.73, 0.76, and 0.79, respectively. In addition, a researcher-made questionnaire was utilized to measure use of virtual social networks. This scale consisted of 13 items and Cronbach’s alpha showed the questionnaire to reach acceptable reliability, α= 0.93. The analyses revealed that the students’ average social isolation score was less than the theoretical mean. The results also showed that there was a significant, inverse relationship between use of virtual social networks and students’ level of social isolation. However, no significant association was observed between students’ grade level, age, and level of social isolation. 
    Keywords: virtual social networks, adolescents, social isolation, Shahrekord
  • Sh. Nazari, Ph.D.* Pages 101-122
    This study set out to examine the relationship between organizational socialization and organizational identity among physical education teachers in cities of Tehran province. This applied research had a correlational design. The statistical population of the study consisted of all female and male physical education teachers in cities of Tehran province in school year 2017-18 (N= 1381). Based on Morgan and Krejcie Table, 302 subjects (172 women and 130 men) were selected via random cluster sampling method. The instruments included Organizational Identity Questionnaire (Miller et al., 2000) (α=.849) and Taormina Organizational Socialization Questionnaire (2004) (α=.899). To analyze the data, descriptive and inferential statistics (Pearson correlation and path analysis) were utilized. The results revealed that organizational socialization and its dimensions (training, understanding, co-worker support, and future prospects) were positively associated with organizational identity of physical education teachers. Moreover, the results of the path analysis showed that the components of organizational socialization accounted for 42.6% of the total variance in organizational identity. The components of training, co-worker support and future prospects had positive, significant effects on organizational identity of physical education teachers, whereas the effect of understanding was not statistically significant. The findings also showed that the components of training and future prospects had the greatest effects on organizational identity of teachers.
    Keywords: organizational socialization, organizational identity, training, co-worker support, physical education teachers
  • A. Ahmadi, Z. Raeisi, Ph.D.* Pages 123-137

    Given the unique stresses inherent in raising a child with autism, mothers may find it challenging to maintain a positive sense of self-efficacy. This study sought to determine the effects of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on self-efficacy of mothers of children with autism. This quasi-experimental research had a pretest-posttest control group design. The statistical population of the study included mothers of children with autism in Isfahan from among whom 30 individuals were selected via convenience sampling and were randomly assigned to experimental (N=15) and control (N=15) groups. Due to subject attrition, the sample size reduced to 10 and 12 in the experimental and control groups, respectively. The data were collected by Berkeley Parenting Self-Efficacy Scale- Second Grade Version (Holloway et al., 2005). The experimental group received eight 90-minute sessions of ACT, while the control group received no intervention. The data were analyzed by multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results showed that ACT was effective in increasing self-efficacy and its components (responsibility,  self-management, accepting child as an individual, and positive evaluation about child) among mothers of children with autism (p<0.05). Findings suggest that ACT can be effective in promoting self-efficacy of mothers of children with autism and may have promise in helping mothers better adjust to the difficulties in raising such children.
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy (ACT), self-efficacy, mothers of children with autism