فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رزا ایران منش، زهرا دشت بزرگی* صفحات 263-273
    سالمندان با مشکلات زیادی در زمینه کاهش بهزیستی روان شناختی و افزایش فشار خون و اضطراب مرگ مواجه هستند. در نتیجه، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش سبک زندگی سلامت محور بر بهزیستی روان شناختی، فشار خون و اضطراب مرگ زنان سالمند انجام شد. این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش همه زنان سالمند شهر آبادان در سال 1397 بودند که از میان آنان 40 نفر با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه 60 دقیقه ای با روش سبک زندگی سلامت محور آموزش دید. گروه ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون با پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف، دستگاه فشار خون و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر ارزیابی شدند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر بهزیستی روان شناختی، فشار خون و اضطراب مرگ تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر آموزش سبک زندگی سلامت محور به طور معناداری باعث افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش فشار خون و اضطراب مرگ زنان سالمند شد (001/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود که روان شناسان بالینی و درمانگران در ارائه خدمات روان شناختی به زنان سالمند از روش آموزش سبک زندگی سلامت محور برای بهبود سلامت آنها به ویژه افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش فشار خون و اضطراب مرگ استفاده کنند.
    کلیدواژگان: سبک زندگی سلامت محور، بهزیستی روان شناختی، فشار خون، اضطراب مرگ، زنان سالمند
  • کامران یزدانبخش*، محمد جشن پور، امیر سنجابی، اکرم آبباریکی صفحات 275-282
    افزایش سن بر فرایندهای شناختی و فراشناختی تاثیرات قابل ملاحظه ای می گذارد و احتمال وقوع نارسایی های شناختی را افزایش می دهد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف حافظه در افراد سالمند و مقایسه آن با افراد غیر سالمند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. از بین شهروندان کرمانشاه تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در سه گروه سالمند، میانسال و جوان که هر گروه شامل 60 نفر بود قرار گرفتند. برای ارزیابی ابعاد حافظه (اطلاعات شخصی، جهت یابی، کنترل ذهنی، حافظه منطقی، حافظه ارقام، حافظه بینایی، حافظه تداعی) از آزمون حافظه وکسلر استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس و آزمون شفه نشان داد در تمام زیرمقیاس های آزمون حافظه وکسلر نمرات گروه سالمند با گروه جوان و میانسال تفاوت معنادار وجود دارد (001/0>P). همچنین در زیرمقیاس های حافظه منطقی، حافظه بینایی، حافظه تداعی و همچنین نمره کل حافظه بین گروه جوان و میانسال تفاوت معنادار بود (001/0>P)، اما در زیرمقیاس های اطلاعات شخصی، جهت یابی، کنترل ذهنی و حافظه ارقام تفاوت معناداری بین گروه جوان و میانسال مشاهده نشد. نتایج نشان داد افزایش سن با کاهش عملکرد حافظه در ابعاد مختلف آن همراه است و سالمندان عملکرد ضعیف تری نسبت به جوانان و میانسالان در ابعاد مختلف حافظه نشان می دهند. این موضوع بیانگر کاهش برخی ابعاد حافظه در دوره میانسالی و کاهش همه ابعاد آن در دوره سالمندی است که با استفاده از نتایج پژوهش ها می توان راهکارهایی برای پیشگیری از ضعف عملکرد و تقویت حافظه در پیری ارائه داد.
    کلیدواژگان: حافظه، جوانان، میانسالان، سالمندان
  • عبدالله معتمدی*، احمد برجعلی، فرامرز سهرابی اسمرود، علی دلاور، یلدا تنگستانی صفحات 283-299
    نارسایی های شناختی از جمله مشکلات شایع دوران سالمندی می باشد که طیف بسیار وسیعی از اختلالات شایع دوران سالمندی را به خود اختصاص داده است و چنین اختلالاتی می توانند به طور جدی بهزیستی روان شناختی، اجتماعی و فیزیکی آنها را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین هدف پژوهش حاضر پیش بینی نارسایی های شناختی در سالمندان بر اساس اختلالاتروان شناختی و با واسطه گری فراشناخت بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و جامعه آماری را کلیه سالمندان شهر تهران تشکیل دادند که 300 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل چک لیست نشانه های روانی، نارسایی های شناختی برادبنت و همکاران و فراشناخت ولز بود. برای تحلیل داده از روش های آماری تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای مربوط به اختلالات روان شناختی یعنی وسواسی-اجباری، افسردگی، ترس مرضی، اضطراب و روان پریشی اثر مستقیم و معناداری بر روی نارسایی شناختی داشتند و متغیرهای شکایات جسمانی، حساسیت در روابط بین فردی و پرخاشگری اثر مستقیم و معناداری بر نارسایی شناختی در سالمندان نداشتند. همچنین بررسی اثرهای غیر مستقیم نشان داد که فراشناخت نقش واسطه ای در پیش بینی نارسایی شناختی در سالمندان دارد (01/0P<). بر اساس یافته های این مطالعه، متغیرهای اختلالات روان شناختی مستقیم و همچنین با واسطه گری فراشناختمی توانند نارسایی های شناختی در سالمندان را پیش بینی کنند. بنابراین مداخلات کمک کننده می تواند گروه های آسیب پذیر نسبت به نارسایی های شناختی را شناسایی کرده و توصیه های لازم برای فهم علل و سبب شناسی، مشاوره و پیشگیری از نارسایی های شناختی را در اختیار متخصصان قرار دهد.
    کلیدواژگان: نارسایی شناختی، فراشناخت، اختلالات روانشاختی، سالمندی
  • فهیمه رجبی*، الهه اسلمی صفحات 301-312
    سالمندی موفق یکی از مفاهیم اصلی در پیری شناسی است. امروزه توجه پژوهش ها از افراد پیر ضعیف و آسیب دیده به افراد سالمند با ناتوانی ها و بیماری های کمتر، سطوح بالای عملکرد فیزیکی و شناختی و درگیری های اجتماعی فعال معطوف گشته است. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مهارت های زندگی بر بهزیستی روان شناختی و شادکامی در زنان سالمند عضو کانون جهاندیدگان شهرستان آباده بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان سالمند عضو مرکز جهاندیدگان شهرستان آباده در سال 97-96 تشکیل دادند. با در نظر گرفتن ملاک های ورود، افراد واجد شرایط شرکت در مطالعه انتخاب و بصورت تصادفی در گروه های 15 نفری آزمایش و کنترل جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه (هر جلسه 70 دقیقه) تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت هیچ آموزشی دریافت نکردند. در این پژوهش از پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف و پرسش نامه شادکامی آکسفورد (آرگیل، مارتین و کروسلند) استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که در پس آزمون بین میانگین نمرات بهزیستی روان شناختی و شادکامی گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معناداری در پس آزمون وجود داشت، به عبارت دیگر آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش معنادار بهزیستی روان شناختی و شادکامی در زنان سالمند گردید. با این حال قابل ذکر است که در مرحله پیگیری (پنج ماه بعد از آموزش) تفاوت معناداری بین متغیرهای دو گروه مشاهده نشد کهمی تواند بر برگزاری مجدد این دوره ها در فواصل زمانی کوتاه برای سالمندان صحه گذارد. یافته های این پژوهش ضرورت کاربرد برنامه های آموزش مهارت های زندگی در راستای بهبود بهزیستی روان شناختی و شادکامی در زنان سالمند را خاطر نشان می سازد
    کلیدواژگان: مهارت های زندگی، بهزیستی روان شناختی، شادکامی، زنان سالمند
  • مهدی ابراهیمی، بهزاد محمدی*، رسول یاعلی، مجتبی محمد نژاد صفحات 313-322
    به دلیل روند رو به رشد جمعیت سالمندان بهبود ویژگی های روان شناختی آن ها ازجمله انگیزش شرکت در فعالیت بدنی و افسردگی ضروری است. درنتیجه، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مهارت های حرکتی به روش نقطه چالش بر انگیزش شرکت در فعالیت بدنی و افسردگی مردان سالمند شهر همدان بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. 28 سالمند (09/71 M=، 72/4SD=) به روش در دسترس از بین سالمندان شهر همدان بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و به دو گروه 14 نفره آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جای دهی شدند. ابزار مطالعه عبارت از پرسشنامه های انگیزش شرکت در فعالیت بدنی سالمندان بنام، بادامی و مشکلاتی و افسردگی بک بود. مداخله تمرینی به مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه یک ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد هر دو متغیر گروه آزمایش شامل انگیزش شرکت در فعالیت بدنی (001/0p <) و افسردگی (003/0P=) در پس آزمون نسبت به پیش آزمون پیشرفت معناداری داشته است. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که فعالیت بدنی به صورت چالشی به واسطه تشویق فرد برای پیشرفت در تمرین و از بین بردن سختی تمرین متناسب با سطح مهارت بدنی و آمادگی روانی می تواند انگیزش فرد را برای فعالیت بدنی افزایش دهد و از این طریق از افسردگی فرد جلوگیری کند.
    کلیدواژگان: تمرین نفطه چالش، انگیزش، فعالیت بدنی، افسردگی
  • مهدی ابراهیمی، بهزاد محمدی*، رسول یاعلی، مجتبی محمد نژاد صفحات 313-322
    به دلیل روند رو به رشد جمعیت سالمندان، بهبود ویژگی های روان شناختی آنها از جمله انگیزش شرکت در فعالیت بدنی و افسردگی ضروری است. درنتیجه، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مهارت های حرکتی به روش نقطه چالش بر انگیزش شرکت در فعالیت بدنی و افسردگی مردان سالمند شهر همدان بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. 28 سالمند (09/71 =میانگین، 72/4=انحراف معیار) به روش در دسترس از بین سالمندان شهر همدان بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 14 نفره آزمایش و کنترل جای دهی شدند. ابزار مطالعه عبارت از پرسشنامه های انگیزش شرکت در فعالیت بدنی سالمندان بنام، بادامی و مشکلاتی و افسردگی بک بود. مداخله تمرینی به مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه یک ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد هر دو متغیر گروه آزمایش شامل انگیزش شرکت در فعالیت بدنی و افسردگی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون پیشرفت معناداری داشته است (01/0P<). با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که فعالیت بدنی به صورت چالشی به واسطه تشویق فرد برای پیشرفت در تمرین و از بین بردن سختی تمرین متناسب با سطح مهارت بدنی و آمادگی روانی می تواند انگیزش فرد را برای فعالیت بدنی افزایش دهد و از این طریق از افسردگی فرد جلوگیری کند.
    کلیدواژگان: تمرین نقطه چالش، انگیزش، فعالیت بدنی، افسردگی
  • میثم عبدالله پور، فریبا حافظی*، پروین احتشام زاده، فرح نادری، رضا پاشا صفحات 323-335
    کاهش اضطراب وجودی و بهبود باورهای غیرمنطقی تاثیر بسزایی در سلامت روان سالمندان دارد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه اثربخشی درمان روایت مدار و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر اضطراب وجودی و باورهای غیرمنطقی افراد سالخورده بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. سالمندان ساکن در خانه های سالمندی شهر تهران در سال 1397، جامعه آماری پژوهش را شامل شدند که تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل 10 نفره جای گرفتند. درمان های روایت مدار و مبتنی بر تعهد و پذیرش هر کدام 10 جلسه و هفت های دو نوبت اجرا شدند. یک ماه و نیم بعد از پس آزمون نیز آزمون پیگیری به عمل آمد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب وجودی گود و باورهای غیرمنطقی جونز استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که هر دو روش درمانی به صورت معنادار در کاهش اضطراب وجودی (01/0>P) و باورهای غیرمنطقی (01/0>P) شرکت کنندگان اثربخش بوده اند. با این حال اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در کاهش باورهای غیرمنطقی بیشتر بود (05/0<P)، در حالیکه هر دو روش درمانی اثربخشی یکسانی بر اضطراب وجودی داشتند (05/0>P). به نظر می رسد درمان های گروهی روایت مدار و مبتنی بر تعهد و پذیرش به سبب شباهت در ماهیت و شیوه اجرا و تناسب با شرایط سالمندان مورد پژوهش، اثربخشی مناسب و یکسانی بر اضطراب وجودی داشته اند. به نظر می رسد که علت تناسب بیشتر درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در کاهش باورهای غیرمنطقی نیز مربوط به ایجاد انعطاف پذیری روان شناختی در سالمندان می باشد.
    کلیدواژگان: درمان روایت مدار، درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، اضطراب وجودی، باورهای غیر منطقی، سالمندان
  • لیلا محمد، زهرا غلامی حیدرآبادی* صفحات 337-349
    افسردگی به عنوان یک اختلال روانی رایج در میان جمعیت سالمندی جهان می‏تواند اثر منفی در توانایی حل مشکلات آنها داشته باشد. همچنین عدم توانایی حل مساله ممکن است باعث ایجاد افسردگی در سالمندان شود. بنابراین این پژوهش با هدف اثر‏بخشی آموزش راهبرد‏های شناختی مبتنی بر حل‏مساله بر افسردگی زنان سالمند در سال 1397 انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش ‏آزمون- پس ‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زنان سالمند مبتلا به افسردگی عضو فرهنگ سراهای شهر تهران بودند که از میان آنها 24 زن با دامنه سنی 65-55 با روش نمونه‏ گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 8 جلسه نود دقیقه‏ ای، هر هفته یک جلسه تحت آموزش قرار‏ گرفت، در صورتی که گروه کنترل هیچ مداخله‏ ای دریافت نکرد. به منظور ارزیابی متغیر‏ افسردگی از پرسشنامه‏ افسردگی بک استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره‏ های افسردگی گروه آزمایش و کنترل در پس‏آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر این مداخله باعث کاهش معنادار افسردگی در زنان سالمند گردید. با توجه به مطالعه حاضر می‏توان چنین بیان کرد که آموزش راهبردهای شناختی مبتنی بر حل مساله افکار منفی را کاهش می‏دهد، خوش بینی و حس خودکارامدی را افزایش می‏دهد و در نتیجه باعث کاهش افسرگی در این افراد می‏شود. بنابراین می‏توان این روش مداخله‏ ای را به عنوان یک روش موثر برای کاهش افسردگی زنان سالمند به کار برد.
    کلیدواژگان: راهبردهای شناختی مبتنی بر حل مساله، افسردگی، زنان سالمند
|
  • Roza Iranmanesh, Zahra Dasht Bozorgi * Pages 263-273
    The elderly due to reduced physical and mental functions is one of the very challenging periods of life, so improving their characteristics is essential. Therefore, the present research aimed to determine the effect of health-oriented lifestyle training on psychological well-being, blood pressure and death anxiety of elderly women. This study was a quasi-experimental with pre-test and post-test design with the control group. The statistical population of the research was all elderly women of Abadan city in the 2018 year that among them 40 people after considering the criteria for entering the study were selected by available sampling method and randomly replaced into two experimental and control groups (each group 20 people). The experimental group trained 12 sessions of 60 health-oriented lifestyle methods. The groups were evaluated in the pre-test and post-test stages in terms of psychological well-being, blood pressure and death anxiety. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance method. The findings showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in terms of psychological well-being, blood pressure, and death anxiety. In other words, health-oriented lifestyle training significantly led to increased psychological well-being and decreased blood pressure and death anxiety of elderly women (P<0/001). The results indicated the effect of health-oriented lifestyle training on increasing psychological well-being and decreasing blood pressure and death anxiety of elderly women. Therefore, it is suggested that clinical psychologists and therapists in providing psychological services to elderly women used from health-oriented lifestyle training methods to improve their health, especially increase psychological well-being and decrease blood pressure and death anxiety.
    Keywords: Health-Oriented Lifestyle Training, psychological well-being, Blood Pressure, death anxiety, elderly women
  • Kamran Yazdanbakhsh *, Mohammad Jashenpour, Amir Sanjabi, Akram Abbariki Pages 275-282
    Growing old causes significant effects on cognitive and metacognitive processes and increases the likelihood of cognitive failure. The present study aimed to investigate various dimensions of memory in the elderly and compare it with non-elderly. It was designed as a causal-comparative study. 180 samples were chosen among Kermanshah citizens through the availability sampling method and were divided into three groups of elderly, middle-aged and young, each group consisting of 60 people. Wechsler Memory Scale was used to evaluate the dimensions of memory (personal information, navigation, subjective control, logical memory, counting memory, visual memory, associative memory). Results from variance analysis and  Scheffe's test showed a significant difference in all sub-scales of the Wechsler memory test for the elderly with young and middle-aged groups (P <0.001). Also, there was a significant difference in the subscales of logical memory, visual memory, associative memory, and total memory score between the young and middle-aged groups (P <0.001); though, no significant difference was observed in personal information, navigation, subjective control and counting memory subscales between young and middle-aged groups. The results suggested that growing old associated with a decrease in memory performance in different dimensions, and the elderly showed poorer performance in different dimensions of memory compared to young and middle-aged. This indicated a decrease in some dimensions of memory in middle age and a decrease in all dimensions in old age. Research findings could be used to provide strategies to prevent memory impairment and enhance memory in aging.
    Keywords: memory, young, middle age, old
  • Abdolah Motamedi *, Ahmad Borjali, Faramarz Sohrabi Esmrod, Ali Delavar, Yalda Tangestani Pages 283-299
    Cognitive impairment is one of the most common problems of aging, which has a wide range of common disorders of aging, such disorders can seriously affect their psychological, social and physical well-being. The purpose of this study was to predict cognitive deficits in the elderly based on psychological disorders and metacognitive intermediation. The research method was correlational and the statistical population was all elderly in Tehran, 300 of whom were selected by the Multi-stage random sampling method. Measuring instruments were a checklist of psychological symptoms, cognitive failures of Broadbent et al., and meta-cognition of Wells. Statistical analysis was used for data analysis. The results showed that variables related to psychological disorders such as compulsive obsessive-compulsive disorder, depression, anxiety, anxiety, and psychosis had a direct and significant effect on cognitive impairment. The variables of physical complaints, sensitivity in interpersonal relationships and aggression had a direct and significant effect on insufficiency there was no cognitive experience in the elderly. Also, the study of indirect effects showed that metacognition has a mediator role in the prediction of cognitive impairment in the elderly (p <0.01). According to the findings of this study, variables of psychological disorders and metacognition can predict cognitive impairments in the elderly. Therefore, helping methods can identify vulnerable groups of cognitive impairments and provide advice to specialists to understand the causes and causes, and counseling and prevention of cognitive failures.
    Keywords: Cognitive impairment, Metacognition, Psychological disorders, elderly
  • Fahime Rajabi *, Elahe Aslami Pages 301-312
    Successful aging is one of the key concepts in aging. Nowadays, research has focused on the elderly, the elderly, those with less disability and illness, higher levels of physical and cognitive functioning, and active social involvement. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of life skills on psychological well-being and happiness in elderly women in Abadeh city. The study has been quasi-experimental, pre-test post-test with the experimental and control group. The statistical population of this study consisted of all elderly women members of Abadeh Jahandidegan Center in 1396-1397. Regarding the inclusion criteria, eligible participants were selected through available sampling that 15 people were placed in the experimental group and 15 people were in the control group. The experimental group received life skills training for 10 sessions (70 minutes each session) and the control group received no training during this period. In this study, the Ryff Scale of Psychological Well-being (RSPWB) Questionnaire and the Oxford Happiness Questionnaire (Argyle, Martin & Crosland) were used. The results of the univariate analysis of covariance showed that life skills training significantly increased psychological well-being and happiness in elderly women. It should be noted, however, that there was no significant difference between the two groups in the follow-up phase (five months after training), which could confirm the re-holding of these courses at short intervals for the elderly. The findings of this study highlight the necessity of using life skills training programs to improve psychological well-being and happiness in elderly women.
    Keywords: life skills, psychological well-being, happiness, elderly women
  • Mehdi Ebrahimi, BEHZAD MOHAMMADI ORANGI *, Rasoul Yaali, Mojtaba Mohammadnejad Pages 313-322
    Due to the growing population of elderly people, their psychological characteristics, including the motivation to participate in physical activity and depression, are essential. The purpose of the present study was to investigate the effect of eight weeks of motor skills training Using Challenge Point Method on motivation on Engagement in Physical Activity and Depression in Older Men. The present study was a semi-experimental with design pre-test-post-test design with control group. 28 elderly (M = 71.09, SD = 4.72) were selected through voluntary and available methods among the elderly in Hamadan based on inclusion criteria and were randomly assigned to two groups of 14 experimental and control groups. The tools study was motivation on Engagement in Physical Activity and Beck Depression Inventory. Motor skills training were performed for eight weeks each week, three sessions per sessions one hour for the experimental group. Data were analyzed using covariance in spss. The results showed that all tow variables in the experimental group: motivation the (P = 0/000), depression (P = 0.03) in posttest were significantly better than the pre-test, but there was no significant improvement in the control group (05 / 0p>). Regarding the results of this study, it can be concluded that physical activity is challenged by encouraging one to progress in training and eliminating the difficulty of the exercise in proportion to the level of physical skill and mental fitness that can increase the person's motivation for physical activity. Prevent depression.
    Keywords: Challenges practice, motivation, physical activity, Depression
  • Mehdi Ebrahimi, BEHZAD MOHAMMADI ORANGI *, Rasoul Yaali, Mojtaba Mohammadnejad Pages 313-322
    Due to the developing trend of the elderly population, improving their psychological characteristics including Participation Motivation in Physical activity and depression is essential. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of eight weeks of motor skills training with a challenge point method on Participation Motivation in Physical activity and depression in elderly men at Hamadan. The present study was a quasi-experimental with pretest-posttest design with the control group. 28 elderly (mean = 71.09, standard deviation = 4.72) among the elderly in the city of Hamedan with an available method and based on inclusion criteria were selected and were randomly divided into experimental and control groups of 14. The measurement tools were the Benam, Badami and Moshkelati's Participation Motivation in Physical activity questionnaire of the elderly, and Beck depression questionnaire. Exercise intervention for eight weeks and three sessions per week of one hour in per session for the experimental group done. Data were analyzed using a one-way analysis of covariance in SPSS-22 software. The results showed that both variables of the experimental group including participation in physical activity and depression in post-test had significant improvement compared to the pre-test (P <0.01). According to the results of the present study, it can be concluded that physical activity as a challenge by encouraging one to progress in practice and eliminating the difficulty of training appropriate to the level of physical skill and mental fitness can increase one's motivation for physical activity and thus avoid depression.
    Keywords: Challenge point Exercise, motivation, physical activity, Depression
  • Maysam Abdollahpour, Fariba Hafezi *, Parvin Ehteshamzadeh, Farah Naderi, Reza Pasha Pages 323-335
    Reducing existential anxiety and improving irrational beliefs has a great effect on the mental health of elders. The aim of this study was to compare the efficacy of narrative therapy and acceptance & commitment therapy, in existential anxiety and irrational beliefs on elders. The method of this study was a quasi-experimental form pretest-posttest with a control group and followup. The statistical population consisted of older adults who resided in Tehran city nursing homes in 2018. 30 of elders who passed inclusion criteria were selected by available sampling method and they were randomly divided into two experimental and one control group of 10 members each. The experimental groups received 10 sessions twice a week of narrative therapy and acceptance & commitment therapy. All subjects passed the followup stage after 1.5 months from post-test. The Good's existential anxiety inventory and Jones' irrational beliefs test were used to collect data. Findings of ANCOVA revealed that both narrative therapy and acceptance & commitment therapy were significantly effective in reducing existential anxiety (p<0.01) and irrational beliefs (p<0.01), on subjects. However, acceptance & commitment therapy was more effective in reducing irrational beliefs (p>0.05), While both narrative and acceptance & commitment therapies had the same effect on existential anxiety variable (p<0.05). It seems that the similarity in the nature and performance of the implementation of narrative therapy and acceptance & commitment therapy and fitting with the conditions of the elderly people, these therapies had the same efficiency. The most appropriate reason for commitment-based and acceptance-based therapy to reduce irrational beliefs is also related to the creation of psychological flexibility on elders.
    Keywords: Narrative therapy, Commitment-based treatment, acceptance, existential anxiety, irrational beliefs, elders
  • Leila Mohammad, Zahra Gholami Heidarabadi * Pages 337-349
    Depression is a common mental disorder among the older population of the world can have negative effects on their problem-solving ability. In addition, the inability to solve the problems may cause depression in these people. This study investigated the effectiveness of problem-solving cognitive strategies on depression in elderly women. The method of this research includes a quasi-experimental pretest-posttest design, performing on an experimental as well as a control group. The statistical population of this study was obtained using an accessibility sampling method, including elderly women of age 55-65 years, who were members of cultural centers in the city of Tehran in 2018. In order to create the sample, twenty-four subjects were randomly selected and divided into the experimental and control groups. The experimental group experienced the problem solving cognitive therapy training course, whereas the control group received no intervention. A well-known inventory, Beck Depression Inventory-II (BDI-II), was used to assess the depression variable among these people. Having been accumulated, the data were analyzed using a univariate covariance method. The results of this study demonstrates a significant difference between the average depression scores of the experimental and control groups. According to the findings of this research, it can be concluded that taking part in sessions of problem solving-based cognitive strategies can diminish negative thoughts, increase optimism and self-efficacy among elderly women, and consequently decreases the depression.
    Keywords: Problem Solving-based cognitive strategies, Depression, elderly women