فهرست مطالب

تحقیقات تولیدات دامی - سال هشتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال هشتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسن درمانی کوهی*، پریسا توکلی، اردشیر محیط، فاطمه محمد پور صفحات 1-10
    در این تحقیق، 600 قطعه بلدرچین ژاپنی یک روزه بر اساس آزمایش فاکتوریل 3 × 2 در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار، پنج تکرار و 20 قطعه بلدرچین در هر تکرار به واحد های آزمایشی اختصاص داده شدند. فاکتور ها شامل دو سطح ال-آرژنین (پیشنهادی NRC و 10% بیشتر از پیشنهاد NRC) و سه سطح گوانیدینواستیک اسید (GAA) (صفر، 6/0 و 2/1 گرم در کیلوگرم) بودند. وزن بدن و خوراک مصرفی در پایان دوره اندازه گیری شدند. در سن 42 روزگی، از دو قطعه بلدرچین از هر تکرارجهت تعیین متابولیت های خونی خون گیری به عمل آمد و سپس برای اندازه گیری خصوصیات لاشه کشتار شدند. مکمل ال-آرژنین در سطح 10 درصد بیشتر ازNRC منجر به افزایش خوراک مصرفی و بهبود افزایشوزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک شد (05/0P<). اثرات مرتبط با مکمل جیره ای GAA روی خوراک مصرفی، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک معنی دار نبود. مکمل ال-آرژنین در سطح 10% بیشتر از NRC منجر به افزایش وزن نسبی سینه، ران و کاهش چربی محوطه بطنی شد (05/0P<). اثرات اصلی ال-آرژنین در سطح 10 درصد بیشتر از NRC و GAA روی متابولیت های سرم خون معنی دار و منجر به کاهش کلسترول، تری گلیسرید و VLDL و افزایش HDL در مقایسه با گروه شاهد شد. برای اثرات متقابل نیز، تیمار حاوی ال-آرژنین در سطح 10% بیشتر از NRC و 6/0 و 2/1 گرم GAA در کیلوگرم جیره به طور معنی داری موجب کاهش کلسترول، تری گلیسرید و VLDL و افزایش HDL سرم خون در مقایسه با تیمارشاهد شد (05/0P<). نتایج نشان داد که افزودن GAA به جیره های با سطوح بالای ال-آرژنین منجربه بهبود عملکرد و برخی از فراسنجه های خونی در بلدرچین ژاپنی می شود.
    کلیدواژگان: ال-آرژنین، بلدرچین ژاپنی، خصوصیات لاشه، گوانیدینواستیک اسید، متابولیت های خونی
  • سحر فتاحی، صالح طباطبائی وکیلی*، مرتضی مموئی، علی آقائی صفحات 11-21
    ویتامین D3 در تخم طیوربرای متابولسیم کلسیم رویانی و تکاملآن اهمیت دارد. در پژوهش حاضر، اثر سطوح صفر، 1000، 2000، 4000 و 8000  واحد بین الملل ویتامین D3 درکیلوگرم جیره، بر خصوصیات تولیدمثلی بلدرچین ژاپنی بررسی شد. 320 قطعه بلدرچینژاپنی بالغ در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با پنج تیمار، چهار تکرار و 12 قطعه پرندهماده و چهار قطعه پرنده نر در هر تکرار استفاده شد. پس از شش هفته تغذیه پرنده ها با جیره های آزمایشی، 40 عددتخم جمع آوری شده از هر تکرار به دستگاه جوجه کشی منتقل شد. در پایانانکوباسیون، فراسنجه های تولیدمثلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در روز 42 آزمایش، دوپرنده نر و ماده از هر تکرار جهت اندازه گیری غلظت هورمون های تستوسترون و استروژنسرم خون انتخاب شدند. میزان باروری، هچ کل و وزن جوجه هایهچ شده تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند (05/0P>). کمترین (75/79%) و بیشترین (53/90%) هچتخم های بارور به ترتیب مربوط به جیره بدون ویتامین D3و سطح 1000 آن بود (05/0P<). بیشترین تلفات اوایل رویانی وتلفات کل مربوط به تیمار بدون ویتامین و کمترین تلفات مربوط به تیمار 1000 اینویتامین بود. تلفات اواسط و اواخر رویانی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند (05/0P>).فراسنجه های مورفومتریک دستگاه تناسلی نر و ماده و نیز میزان استروژن سرم خونپرنده های ماده تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند (05/0P>). بیشترینمیزان تستوسترون خون (05/11 نانوگرم بر هر میلی لیتر) در سطح 2000 این ویتامین مشاهده شد (05/0P<). در کل، سطح 1000 واحد بین الملل این ویتامین در جیره بلدرچین ژاپنی به منظور داشتن عملکردتولیدمثلی مطلوب توصیه می شود.
    کلیدواژگان: باروری، بلدرچین ژاپنی، جوجه درآوری، ویتامین D3
  • حسین احمدیان، ذبیح الله نعمتی*، امیر کریمی، رشید صفری صفحات 23-33
    این آزمایش به منظور بررسی اثر منابع مختلف سلنیوم جیره غذایی به همراه ویتامین E بر کیفیت تخم بلدرچین انجام شد. پرنده ها جیره هایآزمایشی را به مدت هشت هفته تغذیه کردند. تخم های بلدرچین در پایان دوره خوراک دهی جمع آوری و به مدت 15 و 30 روز در دو دمای C°5 یا C°22 نگهداریو از لحاظ کیفیت داخلی تجزیه شدند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی به روش فاکتوریل2×3 با چهار تکرار و 24 تخم در هر تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایششامل سه نوع جیره غذایی (پایه، 4/0 میلی گرم سلنیوم معدنی (سلنیت سدیم) و 120 میلی گرم ویتامین E ، و 4/0 میلی گرم سلنیوم آلی (سلپلکس) و 120 میلی گرم ویتامین E در کیلوگرم جیره) و دو دمای نگهداری (C°5 و C°22) بودند. صفات کیفی تخم شامل کاهش وزن تخم، ارتفاع و pH سفیده، واحدهاو، شاخص زرده، pH زرده و مالونیل آلدئید زرده اندازه گیری شد. افزودن هر دو منبع آلی و معدنی سلنیوم در جیره غذایی سبب کاهش درصد افت وزن تخم، افزایشارتفاع سفیده، واحد هاو و شدت رنگ زرده در مقایسه با گروه شاهد شد (05/0PP). شاخص واحد هاو بعد از 30 روز نگهداری در دمای C°5(4/80) نسبت به دمای C°22 (5/77)به طور معنی داری بیشتر بود. درصد افت وزن و pH سفیده در دمای C°5 (به ترتیب 6/1 و 7/8) نسبت به دمای C°22 (به ترتیب 3/7 و 3/9) کاهشنشان داد (05/0>P). افزودن سلنیوم به جیره غذایی با بهبود کیفیت سفیده و کاهش پراکسیداسیون چربی زرده سبب ماندگاری بیشتر تخم بلدرچین در دوره نگهداری می شود.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، سلنیوم آلی و معدنی، کیفیت تخم، ماندگاری، ویتامین E
  • حمیده یعقوبی طاسکوه، محمود شمس شرق*، تقی قورچی، سعید حسنی صفحات 35-51
    تحقیق حاضر به منظوربررسی اثر استفاده از سه شکل عنصر روی (فاقد مکمل روی، اکسید روی و روی- متیونین)و اسید بوتیریک (صفر و 05/0 درصد) بر عملکرد و صفات کیفی پوسته تخم مرغ در مرغ هایتخم گذار سویه های لاین w36 انجام شد. این آزمایش با تعداد 144 قطعه مرغ به مدت نه هفته از سن74 تا 83 هفتگی در مرحله دوم تخم گذاری در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با آرایشفاکتوریل 2×3 با شش تیمار، شش تکرار و چهار قطعه مرغ در هر تکرار انجام شد.پارامترهای عملکرد به صورت روزانه و صفات کیفی پوسته در سه دوره سنی اندازه گیریشدند. نتایج آزمایش نشان داد آثار اصلی سطوح اسید بوتیریک و سه شکل عنصر روی بردرصد تولید تخم مرغ، تولید تخم مرغ های معیوب، وزن تخم مرغ، توده تخم مرغ، ضریبتبدیل خوراک و مصرف خوراک روزانه در کل دوره آزمایش معنی دار نبودند. در سن 74 تا77 هفتگی، ضریب تبدیل خوراک در تیمار حاوی اکسید روی و اسید بوتیریک از سایر تیمارهابه استثنای تیمار حاوی روی- متیونین و بدون اسید بوتیریک به طور معنی داری بیشتربود (05/0P
    کلیدواژگان: اسید بوتیریک، روی آلی و معدنی، عملکرد، صفات کیفی پوسته، مرغ تخم گذار
  • رضا اسفنجاری کناری* صفحات 53-61
    انرژی نهاده ها با توجه به نقشی که در تقویت امنیت و رضایت مردم دارد برای انسان های سراسر جهان به عنوان یک ضرورت زندگی محسوب می شود. تحقیق حاضر الگوی مصرف انرژی واحدهای صنعتی پرورش مرغ تخمگذار ایران را مورد بررسی قرار داده است. داده‏های این مطالعه از یک نمونه 354 واحدی مربوط به سرشماری واحدهای صنعتی بدست آمده که به وسیله مرکز آمار ایران در سال 1395 انجام شده است. بررسی کارآیی انرژی در صنعت پرورش طیور تخمگذار نشان داد که کارآیی انرژی پایین است و شاخص بهره وری انرژی گروه اول (استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و همدان) و گروه دوم (استان های تهران، قم و مرکزی) به ترتیب برابر 47 و 48 کیلوگرم بر مگاژول است و نسبت انرژی ویژه برای این دو گروه به ترتیب برابر 74/40 و 96/20 مگاژول برآورد شد. نتایج نشان داد که در این صنعت، کارآیی انرژی پایین و هدر رفت انرژی بالا است. بنابراین می توان از روش های نوین و معتبر علمی در جهت بهبود کارآیی انرژی و کاهش تلفات انرژی در این صنعت بهره گرفت.
    کلیدواژگان: انرژی ویژه، بهره وری انرژی، کارآیی انرژی، مرغ تخم گذار
  • سید مهدی اسماعیلی فرد، سید حسن حافظیان*، محسن قلی زاده، رستم عبدالهی آرپناهی صفحات 63-80
    گوسفند بلوچی یکی از نژادهای بومی ایران است که از شرق کشور منشا گرفته و با شرایط آب و هوایی آن منطقه سازگار شده است. بازده اقتصادی اصلاح نژاد گوسفند به طور واضحی با بازده تولیدمثل میش ها مرتبط است. در این پژوهش، صفت دوقلوزایی به عنوان یک صفت تولیدمثلی مهم مورد بررسی قرار گرفت. جهت انجام این پژوهش از داده های ژنوتیپی 91 راس میش بلوچی که با استفاده از ریزآرایه گوسفندی 50k شرکت ایلومینا تعیین ژنوتیپ شده بودند، جهت پویش ژنوم و شناسایی ژن های مرتبط با دوقلوزایی استفاده شد. بدین منظور از مدل تکرارپذیری تعمیم یافته استفاده شد. در مرحله بعد، از تجزیه غنی سازی مجموعه های ژنی جهت شناسایی طبقات عملکردی مرتبط با دوقلوزایی استفاده شد. در این پژوهش تعداد شش نشانگر SNP واقع بر کروموزوم های 1، 3، 10، 15 و 25 شناسایی شدند که با ژن های CTH، ANKRD13C، SRSF11، PTGER3، LDHB، LRRC40 و KCNMA1 مرتبط بودند. همچنین در تجزیه غنی سازی مجموعه های ژنی، تعداد 25 مسیر با صفت دوقلوزایی مرتبط بودند (P<0.01). از این میان، مسیر defense response نقش مهمی در فرآیند تخمک ریزی دارد. عمده پروتئین های این مسیر، اینترفرون ها و اینترلوکین ها هستند که با ایجاد فرآیندی مشابه التهاب سبب رهاسازی تخمک در اویداکت می شوند. مسیرهای مربوط به چسبندگی سلولی مانند cell adhesion و مسیرهای ارتباط سلولی مانند intercellular bridge و cell junction از دیگر مسیرهای معنی دار بودند. مسیر cell junction به واسطه پروتئین کانکسین CX43 سبب انتقال اثر GDF9 به سلول های گرانولوزا می شود. نتیجه این پژوهش اولین گزارش از اثر غیر مستقیم GDF9 بر صفت دوقلوزایی در گوسفندان ایرانی است.
    کلیدواژگان: دوقلوزایی، گوسفند بلوچی، SNP، GSEA-SNP، GWAS
  • وفا محمدی چپدره، محمد مهدی معینی*، منوچهر سوری صفحات 81-91
    در این مطالعه با استفاده ازکشت برون تنی میکروارگانیسم های شکمبه، امکان ساخت مکمل ترکیبی جدید جهت پیشگیریاز اسیدوز با استفاده از بافرهای رایج، مواد معدنی و گیاهان دارویی بر اساس حفظ pH، شاخصاسیدزایی (AV)، مقدارماده خشک ناپدید شده در شرایط برون تنی (IVDMD) ونسبت AV/IVDMD، در جیرهپر کنسانتره بررسی شد. این مطالعه در قالب طرح کاملا تصادفی و در چهار آزمایشانجام شد. در آزمایش اول، تیمارهای آزمایشی شامل بافرها (بی کربنات سدیم، بی کربناتپتاسیم، اکسید منیزیم، بنتونیت سدیم و زئولیت)، گیاهان دارویی (آنیسون، رزماری،فلفل، مرزنگوش، دارچین و سیر) به مقدار یک درصد ماده خشک جیره و مواد معدنی(کبالت، مس، منگنز، سلنیم و روی) به مقدار یک در میلیون قسمت در واحد خوراک بود.درآزمایش دوم و سوم از ترکیب های متفاوت (بافرها-گیاهان دارویی-مواد معدنی) به مقداریک درصد ماده خشک جیره استفاده شد. ترکیب 1 (بی کربناتسدیم 5/29%، اکسید منیزیم 25%، بنتونیت سدیم 18%، انیسون 10%، سیر 9% و رزماری 5/8%) در آزمایش سوم عملکرد معنی داری داشت و"رومینوبافر" نام گرفت. در آزمایش چهارم، رومینوبافر در مقایسه با بی کربناتسدیم و گیاه رزماری مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج آزمایش اول نشان داد که بی کربناتسدیم، بی کربنات پتاسیم، اکسید منیزیم و گیاه دارویی رزماری نسبت به سایر تیمارهااثر معنی داری بر pH، مقدار مادهخشک ناپدید شده و شاخص اسیدزایی داشتند (01/0>(P. نتایجآزمایشات دوم و سوم نشان داد که اغلب ترکیب ها آثار معنی داری بر حفظ pH، مقدارماده خشک ناپدید شده و شاخص اسیدزایی داشتند (01/0>(P. با توجهبه نتایج این آزمایش، مکمل رومینوبافر شاخص اسیدزایی و نسبت شاخص اسیدزایی بهمقدار ماده خشک ناپدید شده کمتری داشت و ضمن حفظ pH در ساعت هایاولیه انکوباسیون، توانست pH محیطرا در سطح بالاتری حفظ نماید.
    کلیدواژگان: اسیدیته، بی کربنات سدیم، رومینوبافر، شاخص اسیدزایی، گیاه دارویی
  • موسی زرین*، امیر احمدپور، روپرت بروکمایر صفحات 93-103
    انسولینو گلوکاگون هورمون‎های تنظیم کننده سوخت و ساز گلوکز هستند که هنگام بروز التهاب، ترشحآن‎ها برای تنظیم گلوکز خون تغییر می‎نماید. چالش داخل پستانی لیپوپلی ساکارید (LPS) سبب بروز پاسخ‎های سیستم ایمنی می شود که با تغییر فراسنجه هایخونی و تغییر در سیستم هورمونی همراه است. هدف از این پژوهش، بررسی اثر چالش داخلپستانی LPS به ‎همراه افزایش غلظت انسولین در دو وضعیت هایپوگلایسمی ویوگلایسمی بر غلظت هورمون گلوکاگون در گاوهای شیری بود. تعداد 19 راس گاو هلشتاین با شکم زایش 1/0 ± 0/3 (انحراف معیار ± میانگین) به سه گروه تیماری شامل تزریق انسولین (هایپوگلایسمی) (6n=؛ HypoG)، تزریق انسولین همراه گلوکز (5n=؛ EuG)، و تزریق سرم فیزیولوژی (NaCl 9/0%) به عنوانگروه شاهد (8n=؛ Control) اختصاص یافتند. تزریق‎ها بهمدت 56 ساعت انجام گرفت. در ساعت 48 ام تزریق متابولیت‎ها، LPS به دو کارتیهپستانی تزریق شد. در پاسخ به چالش LPS، غلظت انسولین و گلوکز پلاسما افزایش داشت. چالش داخلپستانی LPS غلظت هورمونگلوکاگون را در گروه‎های HypoG و شاهد نسبت بهگروه EuG  و همچنین نسبت به پیش از شروع تزریقات و قبل ازچالش LPS افزایشداد. به طور کلی چالش داخل پستانی LPS سبب افزایش غلظت گلوکز، انسولین و گلوکاگون شد.نتایج حاصل نشان داد که غلظت گلوکاگون هنگام تحریک سیستم ایمنی حتی با افزایش غلظتانسولین افزایش یافته و نقش آن در هموستازی سوخت و ساز گلوکز هنگام بروز التهاباتدر گاو شیری اهمیت دارد.
    کلیدواژگان: التهاب، انسولین، گلوکاگون، گلوکز، لیپوپلی‎ساکارید
|
  • H. Darmani Kuhi *, P. Tavakolli, A. Mohit, F. Mohammad Poor Pages 1-10
    In this study, 600 one-day Japanese quails were assigned to six treatments with five replicates of 20 chicks per replicate in 2×3 factorial arrangement based on a completely randomized experimental design. Two levels of L- arginine (the recommended level of NRC and 10% higher than the recommended level by NRC) and three levels of Guanidino acetic acid (GAA) (0, 0.6 and 1.2 g/kg diet) were used in this study. Body weight and feed intake were recorded at the end of the experiment. On day 42, blood samples from two chicks of each replicate were taken from wing vein for some blood metabolites measurements. Then, thechicks wereslaughtered for carcass and internal organs investigations. L-arginine supply at 10% over NRC recommendation increased daily feed intake, and improved body weight gain and feed conversion ratio significantly (P<0.05). L-arginine supply at 10% over NRC recommendation and 1.2 g GAA/kg diet increased feed intake and improved feed conversion ratio (P<0.05). The relative weight of breast and thigh increased and abdominal fat decreased significantly by L-arginine supplementation (P<0.05). The main effects of L- arginine and GAA on blood metabolites were significant (P<0.05), with a reduction effect on cholesterol, triglyceride and VLDL concentrations and enhancement effect on HDL content. L-arginine supply at 10% over NRC recommendation with 0.6 and 1.2 g GAA/kg diet significantly decreased blood cholesterol, triglyceride and VLDL and increased HDL concentrations in compared to those fed L- arginine at NRC recommendation (P<0.05). Therefore, the findings of this study showed that providing extra L- arginine than the NRC recommendation with 0.6 g GAA/kg diet significantly improved performance and decreased blood serum cholesterol, triglyceride, and VLDL in Japanese quails (P<0.05).
    Keywords: L-arginine, Japanese quail, Carcass characteristics, Guanidino acetic acid, Blood metabolites
  • S. Fatahi, S. Tabatabaei Vakili *, M. Moamouei, A. Aghaei Pages 11-21
    The presence of vitamin D3 in eggs is important for calcium metabolism of embryo and its development. This research was conducted to evaluate the effect of dietary vitamin D3 levels of 0, 1000, 2000, 4000 and 8000 IU/Kg on reproductive characteristics of Japanese quail. 320 adult Japanese quails were used in a randomized complete block design with five treatments, four replicates containing 12 females and four male birds in each replicate. After six weeks of feeding with experimental diets, 40 eggs from each replicate were transferred to a hatchery machine. After incubation, reproductive parameters were investigated. On day 42 of the experiment, two male and female birds from each replicate were selected to measure the blood sere testosterone and estrogen levels. Fertility, total hatch and weight of hatching chicks were not affected by vitamin D3 (P>0.05). The lowest (79.75%) and the highest (90.53%) hatch of fertile eggs were recorded in diets without vitamin and containing 1000 IU/Kg of vitamin, respectively (P<0.05). The highest early and total embryonic mortality were related to zero level of vitamin and the lowest losses were belonged to 1000 IU/Kg of vitamin. The mid and late embryonic mortalities were not influenced by treatments (P>0.05). The morphometric characteristics of reproductive system in both sexes and blood sera estrogen level in female birds were not differ (P>0.05). The highest sera testosterone concentration (11.05 ng/ml) was observed in 1000 IU/Kg of vitamin (P<0.05). In conclusion, the use of 1000 IU/Kg of vitamin D3 in Japanese quail diet is recommended for the best reproductive performance.
    Keywords: Fertility, Japanese quail, Hatchability, Vitamin D3
  • H. Ahmadian, Z. Nemati *, A. Karimi, R. Safari Pages 23-33
    This study was conducted to evaluate the effects of different selenium sources plus vitamin E on the quality of Japanese quail eggs. The birds were fed the diets for 56 d.  At the end of feeding period, the eggs were collected and stored for 15 or 30 d at 5°C or 22°C before quality measurement. A completely randomized experimental design in factorial arrangement 2 × 3, with four replicates and 24 eggs each was applied. The dietary treatments included three diet types (basal diet, basal diet plus 0.4 mg sodium selenite and 120 mg/kg vitamin E and basal diet plus 0.4 mg sel-plex and 120 mg/kg vitamin E) and two different storage temperatures (5°C or 22°C). The quality measurements included egg weight loss, albumen height, albumen pH, Haugh unit (HU), yolk index, yolk pH and malondialdehyde (MDA) concentration. Organic and inorganic sources of selenium plus vitamin E supplementation significantly decreased the percentage of egg weight loss but increased height albumen, HU and yolk color of egg compared to control group (P
    Keywords: Japanese quail, Organic, mineral selenium, Egg quality, Shelf life, Vitamin E
  • H. Yaghobi Taskooh, M. Schams Shargh *, T. Ghoorchi, S. Hassani Pages 35-51
    The present study was carried out to investigatethe effects of different forms of zinc (no zinc, ZnO  and Zn-Met) and butyric acid on internal eggquality traits and performance in Hy-Line W36 strain laying hens using 144chickens from 74 to 83 weeks of age in the second phase of laying. A completerandomized block design with 3 × 2 factorial arrangement with six treatments, sixreplicates and four layers per replicate for nine weeks was used. Performanceparameters were measured daily and quality traits were measured in threeperiods of age. The results of the experiment showed that the main effects oforganic acid and three forms of zinc on egg production, defective eggs, eggweight, egg mass, feed conversion ratio and daily feed intake were notsignificant during the whole experiment. During the period of 74 to 77 weeks,feed conversion ratio for the treatment containing mineral zinc and organicacid was higher than other treatments (P
    Keywords: Butyric acid, Organic, mineral zinc, Performance, Shell quality traits, Layer hen
  • R. Esfanjari Kenari * Pages 53-61
    Energy of inputs is a necessityof life for human beings all over the world due to its function instrengthening the security and contentment of the people. This study was focused on economics of energy onlaying hen rearing units in Iran. The data of this study obtainedfrom a sample of 354 farms that were taken from an industrial farm censusconducted by the Statistical Center of Iran in 2016. Investigation of energy efficiency in the layinghen rearing industry indicated that index of energy productivity in the firstgroup (the provinces of East Azarbaijan, West Azarbaijan and Hamadan) and thesecond group (the provinces of Tehran, Qom and Markazi) are 47 and 48 kg/MJ and specific energy ratios for these two groups were 40.74 and 29.96 MJ,respectively. Result of this study showed that energy efficiency was low and energy perishes was high in this industry. Therefore, modern and wellestablished scientific practices can be used to improve energy efficiencyand reduce energy losses.
    Keywords: Specific energy, Energy productivity, Energy efficiency, Laying hen
  • S. M. Esmaeili Fard, S. H. Hafezian *, M. Gholizadeh, R. Abdolahi Arpanahi Pages 63-80
    Baluchi sheep is one ofthe indigenous sheep breeds originating from the eastern part of Iran and it isadapted to the severe weather conditions. The economic efficiency of sheepbreeding is clearly related to the reproduction efficiency of the ewes. In thisstudy, twinning trait was studied as an important reproductive trait. Toidentify the genes associated with twinning trait, genome-wide association wasdone using 91 Baluchi ewes genotyped with 50k Illumina SNP chips. For thispurpose, the extended repeatability model was used. In the next step, a geneset enrichment analysis was implemented to identify the biological pathwaysassociated with the twinning. Six SNP markers on chromosomes 1, 3, 10, 15 and25 located in CTH, ANKRD13C, SRSF11, PTGER3, LDHB, LRRC40, and KCNMA1 geneswere identified. According to pathway analysis, 25 pathways were associatedwith the twinning trait. Among those pathways, the defense response biologicalpathway has an important role in the ovulation. Interferons and interleukinsare the main cytokine proteins in this pathway. These cytokines create aprocess such as inflammation that causes oocytes releasefrom the follicle into the oviductfor transport and fertilization. Cell adhesion andintercellular bridge pathways were other significant pathways. Cell junction pathwayvia the CX43 protein can affect the transfer of GDF9 effects togranulosa cells. To the best of our knowledge, this is the first study thatreports indirect effects of GDF9 on twinning trait in Iranian sheep.
    Keywords: Twinning, Baluchi sheep, SNP, GSEA-SNP, GWAS
  • W. Mohamadi Chapdareh, M. M. Moeini *, M. Sori Pages 81-91
    In this study the possibility of producing a new compound to prevent ruminal acidosis were studied using common buffers, minerals and herbs, based on parameters such as: ability to maintain pH, acidogenic value (AV), amount of in vitro dry matter disappearance (IVDMD) and the AV/INVDMD ratio in high-concentrate diet in an in vitro batch culture. This study performed in a completely randomized design with four experiments. In the first experiment, the treatments were the buffers (sodium bicarbonate, potassium bicarbonate, magnesium oxide, sodium bentonite and zeolite) in the level of 1% DM of the ration, and the herbs (anise, rosemary, pepper, marjoram, cinnamon and garlic) in the level of 1% DM of the ration and minerals (cobalt, copper, manganese, selenium and zinc) used in one part per million units of the diet. In the second and third experiments, the treatments were the various components of buffers, herbs and minerals, in the level of 1% DM of the ration. The compound 1 (29.5% sodium bicarbonate, 25% magnesium oxide, 18% sodium bentonite, 10% anise, 9% garlic  and 8.5% rosemary) had a significant effect on performance in the third experiment which was named "Rumenobuffer". In the fourth experiment, the Rumenobuffer was tested in comparison with sodium bicarbonate and rosemary. The results of the first experiment indicated that sodium bicarbonate, potassium bicarbonate, magnesium oxide and rosemary had significant effects on pH, acidogenic value and IVDMD compared to other treatments (P
    Keywords: Acidity, Sodium bicarbonate, Rumenobuffer, Acidogenic value, Herbs
  • M. Zarrin *, A. Ahmadpour, R. Bruckmaier Pages 93-103
    Insulin and glucagon are glucoregulatory hormones which their secretions are critical for glucose hemostasis during inflammations. Intra-mammary LPS (lipopolysaccharide) challenge causes an immune reaction which is accompanied by metabolic and endocrine changes. The objective of the present study was to investigate the effects of intra-mammary LPS challenge concomitantly with elevated insulin concentrations on glucagon concentration during simultaneous hypoglycemia or euglycemia in dairy cows. Nineteen Holstein dairy cows with body weight of 3.0 ± 0.1 (mean ± SD) were randomly assigned to three treatment groups: an intravenous insulin infusion (Hypoglycemia; HypoG, n=5), insulin and glucose infusion (EuG, n=6), and a 0.9 % saline solution infusion (Control, n=8). At 48 h of metabolites infusions, LPS injected to two quarters of mammary glands. In response to LPS challenge, plasma insulin and glucose concentration increased. Intra-mammary LPS challenge caused an increase in plasma glucagon concentrations in HypoG and control compared to EuG group, pre infusion level, and pre LPS challenge. In conclusion, intra-mammary LPS challenge induced increases of glucose, insulin, and glucagon concentrations. The results showed that glucagon concentrations increased during immune system stimulation despite the increase of insulin concentrations, and its role is important in glucose metabolism hemostasis during inflammation.
    Keywords: Inflammation, Insulin, Glucagon, Glucose, Lipopolysaccharide