فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 47
|
  • پیمان کرمی، کامران شایسته*، مینا اسماعیلی صفحات 1-10

    خرس قهوه ای بزرگ ترین گونه از راسته گوشت خواران کشور است که در محدوده وسیعی از رشته کوه البرز و زاگرس پراکنش دارد. دامنه پراکنش آن در نیمه غربی کشور به استان لرستان نیز می رسد. منطقه حفاظت شده سفیدکوه با پوشش گیاهی، وسعتو شرایط اکولوژیکی مناسب خود زیستگاه مطلوبی را برای این گونه ایجاد کرده است. در راستای شناسایی محدوده پراکنش و زیستگاه مطلوب این گونه در منطقه مذکور نقاط حضور در فصول بهار و تابستان سال 1396 جمع آوری شدند. 14 متغیر زیستگاهی موثر در پراکنش گونه شناسایی شد. پس از اجرای تحلیل هم خطی 4 متغیر به دلیل شاخص تورم واریانس (VIF) بیش از 10 از مدل حذف و مدل سازی با استفاده از 10 متغیر زیستگاهی، 10000 نقطه تصادفی پس زمینه و 500 تکرار در نرم افزار مکسنت اجرا شد. اهمیت متغیرها در مدل سازی با استفاده از تحلیل جک نایف انجام گرفت. به منظور دستیابی به نقشه دودویی زیستگاه از حد آستانه (LPT=Lowest Presence Threshold) استفاده شد. نتایج حاصل از اعتبارسنجی مدل نشان داد که مدل در میانگین اجرا موفق بوده است (0/85= AUC) و متغیرهای زیستگاهی فاصله از سکونت گاه های انسانی، جاده های فرعی و ارتفاع بیش ترین تاثیر را بر روی پراکنش گونه داشته اند. براساس یافته ها 65 درصد از منطقه سفیدکوه برای خرس قهوه ای زیستگاه مطلوب است. با توجه به توزیع گونه در منطقه می توان این گونه را به عنوان شاخص سلامت و یک گونه کلیدی منطقه سفیدکوه تلقی کرد که در راستای حفاظت ازاین گونه ارزشمند سایر گونه ها نیز حفاظت شوند.

    کلیدواژگان: خرس قهوه ای، پراکنش، زیستگاه، لرستان، مدل سازی
  • میثم مددی*، حسین وارسته صفحات 11-20
    در عصر حاضر تخریب و جدایی زیستگاه اثرات بوم شناسی قابل توجهی بر روی گونه های حیات وحش به خصوص گونه های شاخص و در معرض تهدید به جا گذاشته است. در این میان گونه پلنگ توسط اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) در رده حفاظتی، در معرض خطر انقراض (EN) قرارگرفته است. پارک ملی گلستان به عنوان اولین پارک ملی ایران، توسط جاده میان گذر گرگان-بجنورد، عملا به دونیمه شمالی و جنوبی تقسیم گردیده است که موجب تاثیرات شدیدی بر روی مطلوبیت زیستگاه گوشت خواران به ویژه پلنگ شده است. لذا شناخت عوامل موثر بر مطلوبیت زیستگاه پلنگ به عنوان یک ابزار مفید در مدیریت و حفاظت از زیستگاه های باقی مانده در پارک ملی گلستان، می تواند مدیران حفاظت را در مدیریت موثر این گونه یاری رساند. در این پژوهش جهت مدل سازی مطلوبیت زیستگاه پلنگ، از روش رویکرد آنتروپی بیشینه و با استفاده از 15 متغیر زیستگاهی و 77 نقطه حضور گونه استفاده شده است. درنهایت پس از استفاده از مدل مکسنت پتانسیل مطلوبیت زیستگاه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان پیش بینی شد. شاخص AUC به دست آمده برابر با 0/9 بوده است که عدد به دست آمده بیانگر قدرت پیش بینی عالی مدل می باشد. نتایج براساس آزمون جک نایف نشان می دهد که پراکنش پلنگ در پارک ملی گلستان در درجه اول متاثر از پراکنش طعمه ها شامل کل و بز، تشی، قوچ و میش و مرال بوده و سپس به متغیرهای محیطی دیگر شامل ارتفاع 500 تا 1000 متر، فاصله از منابع آبی و جاده وابسته است.
    کلیدواژگان: پلنگ، مطلوبیت زیستگاه، مکسنت، پارک ملی گلستان
  • محیا خسروی، بهروز بهروزی راد* صفحات 21-26
    منطقه کاوه ده در شهرستان فیروزکوه از توابع استان تهران می باشد. این مطالعه بررسی مطلوبیت زیستگاه قوچ و میش و ارتباط آن با پراکنش پوشش گیاهی در این منطقه است. در فصل پاییز1393 با انجام پلات گذاری برای شناسایی گونه های گیاهی و با استفاده از نرم افزار Past برای تعیین شاخص های تنوع زیستی، گیاهان مورد بررسی قرار گرفت. مطلوبیت زیستگاه قوچ و میش با استفاده از رتبه دهی به متغیرهای زیستگاهی (روشHEP) و مدل  HSIتعیین شد. متغیرها شامل: پوشش گیاهی، جهت، شیب، فاصله از جاده، فاصله از سکونت گاه ها و فاصله از زمین های کشاورزی بود. نتایج نشان داد در مهرماه، 11گونه گیاهی، آبان ماه 9 گونه گیاهی و آذرماه نیز 9 گونه گیاهی شناسایی شد. شاخص تنوع شانون وینر در سه ماه در فصل پائیز به ترتیب 2/013، 882 ،1/2، غنای گونه ای مارگالف به ترتیب 2/153، 1/954، 2/288، غنای گونه ای منهینک به ترتیب 1/079، 1/162، 1/576 و تنوع گونه ای سیمپسون 0/8232، 0/8411، 8154 /0 به دست آمد. با توجه به امتیازات به دست آمده از روش HEP، مطلوبیت زیستگاه منطقه کاوه ده در فصل پاییز 0/67 تعیین شد که نشان دهنده مطلوبیت زیستگاه خوب در این منطقه می باشد. طبق نتایج به دست آمده هیچ اختلاف معنی داری بین ماه های مختلف در فصل پاییز وجود نداشت. 9 متغیر بررسی شده بین سه ماه مهر و آبان و آذر اختلاف معنی داری را نشان ندادند.
    کلیدواژگان: مدل HSI، روشHEP، مطلوبیت زیستگاه، قوچ و میش Ovis orientalis))، پوشش گیاهی، منطقه شکار ممنوع
  • آزیتا رضوانی، سیما فاخران*، علیرضا سفیانیان، مصطفی ترکش، محمود رضا همامی صفحات 27-36
    آگاهی از مسیر حرکت گونه ها در میان زیستگاه های مختلف امری ضروری جهت توسعه رویکردهای حفاظتی در مقیاس سیمای سرزمین است. حفظ توانایی حرکت و جابه جایی افراد در دوره های کوتاه تا میان مدت امکان انتشار، دسترسی به زیستگاه های مطلوب، مهاجرت های فصلی و پویایی ابرجمعیت ها و در بلندمدت، امکان تغییر محدوده های پراکنش گونه ها در واکنش به تغییر اقلیم را فراهم می نماید. هدف از این مطالعه شناسایی کریدورهای مهاجرتی قوچ و میش اصفهانی  Ovis orientalis isphahanica در بین منطقه حفاظت شده هفتادقله در استان مرکزی و پناهگاه حیات وحش موته در استان اصفهان با رویکرد تلفیقی مدل مدار الکتریکی با استفاده از نرم افزار Circuitscape و مدل حداکثر آنتروپی با استفاده از نرم افزار MaxEnt است. در مرحله اول، مدل سازی پراکنش گونه طی دو گام با استفاده از داده های حضور و بدون استفاده از داده های حضور درناحیه حدفاصل مورد مطالعه مابین مناطق تحت حفاظت مذکور انجام گرفت. خروجی های مدل حداکثر آنتروپی جهت شناسایی مسیرهای ارتباطی وارد مدل مدار الکتریکی گردید. نتایج مدل ها نشان داد تنها یک مسیر اصلی بالقوه مطلوب برای جابه جایی بین مناطق تحت حفاظت موته وهفتادقله وجود دارد که در نزدیکی منطقه هفتادقله به چند شاخه تقسیم شده و درنتیجه، مسیرهای متعدد بالقوه مطلوبی را درآن ناحیه به وجود می آورند. مسیرهای مطلوب شناسایی شده توسط مدل ها باراه های گدار شناخته شده ای که در طی سالیان گذشته توسط جمعیت های این گونه استفاده شده است مطابقت دارد و پیشنهاد می شود این کریدورها به شبکه مناطق تحت حفاظت، افزوده شود.
    کلیدواژگان: کریدور، مهاجرت، گردنه بطری، مقاومت سیمای سرزمین، مدار الکتریکی
  • سیما ساور سفلی*، رضا سید شریفی، محمدرضا منصوریان، مزدک کاظمی صفحات 37-46
    هدف از این تحقیق مطالعه اثر شاخص دما-رطوبت (THI) به عنوان یک توصیف گر محیطی برای استرس گرمایی بر تولید شیر و درصد چربی گاوهای هلشتاین در اقلیم مدیترانه ای ایران بود. اطلاعات تولیدی شکم اول جمع آوری شده طی سال های 1380 تا 1395 مربوط به 42751 و 38829 راس گاو شیری با 348868 و 302851 رکورد به ترتیب برای تولید شیر و درصد چربی شیر مورد استفاده قرار گرفت. میانگین روزانه THI برای سه روز قبل از رکوردگیری که از اطلاعات نزدیک ترین ایستگاه های هواشناسی به گله ها محاسبه شده بود به عنوان یک اثر محیطی درنظر گرفته شد. مولفه های (کو) واریانس با استفاده از روش بیزی از طریق مدل رگرسیون تصادفی برای ترکیبات مختلف THI و روز شیردهی (DIM) برآورد شد. در تابعی از روز های شیردهی با رسیدن به اواخر دوره شیردهی، وراثت پذیری افزایش و در تابعی از شاخص دما-رطوبت (اوایل دوره شیردهی) با افزایش THI، وراثت پذیریکاهش می یابد. همبستگی های ژنتیکی برای مقادیرTHI و DIM با افزایش فاصله بین مقادیر، کاهش داشت که نشان می دهد رکوردها در THIهای مختلف مانند DIMهای مختلف از ژن های متفاوتی اثر می گیرند و هم چنین همبستگی های ژنتیکی برآورد شده برای درصد چربی پایین تر از مقادیر مربوط به تولید شیر بود. از برآوردهای حاصل از این تحقیق نتیجه گیری می شود که وارد کردن اثر ژنتیک افزایشی در مدل ارزیابی مقاومت به گرما در گله های گاوهای شیری اقلیم مدیترانه ای ایران لازم است و پتانسیل ژنتیکی حیوان می تواند نقش مهمی در کنترل میزان کاهش تولید شیر گله در شرایط آب و هوایی استرس زا ایفا کند.
    کلیدواژگان: استرس گرمایی، شاخص دما-رطوبت نسبی، وراثت پذیری، رکورد روز آزمون
  • کاوان نیک دل، مهدی امین افشار*، احسان سیدجعفری، عبدالله محمدی، ناصر امام جمعه صفحات 47-52
    در این تحقیق  اثرات تنش القایی ملایم هیدروژن پراکسید در گامت های نر بر رشد رویان های حاصل  از روش برون تنی مورد بررسی قرار گرفت. بدین    منظور، نمونه های اسپرم در آزمایشگاه با غلظت های 0، 10، 50 ، 100 و 200 میکرومول بر لیتر هیدروژن پراکسید تیمار شدند و فراسنجه های مربوط به حرکت کل، حرکت پیش رونده، حرکت سریع، زنده مانی و کیفیت غشاء اسپرم ثبت و در گروه های تیماری مختلف مقایسه گردید. نتایج نشان داد که افزایش هیدروژن پراکسید تا سطح 50 میکرومولار با گروه شاهد تفاوت معنی داری ندارد و بیش از آن نیز باعث کاهش معنی دار در فراسنجه های حرکتی، زنده مانی و سلامت غشاء اسپرم می شود.
    کلیدواژگان: تنش ملایم القایی، هیدروژن پراکسید، اسپرم، گامت نر
  • پوریا احسانی*، اسدالله تیموری، یدالله چاشنی دل، غلام رضا قربانی صفحات 53-62
    افزایش محتوای الیاف سیلاژ ذرت به واسطه افزایش سن گیاه، در جیره گاوهای شیری، سبب افزایش لایه بندی مواد جامد شکمبه ای و فعالیت نشخوار و خرد کردن ذرات در شکمبه می شود. از طرف دیگر، اندازه ذرات به طور انتخابی در شکمبه می مانند و این موضوع توجیه کننده تفاوت در قابلیت هضم جیره های با ترکیبات شیمیایی مشابه است. ذرت علوفه ای کشت شده در شرایط استاندارد در مراحل یک سوم خط شیری و دانه خمیری برداشت شد.اثر مرحله برداشت بر خصوصیات سیلویی ذرت علوفه ای و اثر مرحله برداشت و اندازه ذرات بر مقدار مصرف و گوارش پذیری مواد مغذی گاوهای شیری هلشتاین با طرح کاملا تصادفی تجزیه آماری شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد اثر مرحله برداشت بر ترکیب شیمیایی و اسیدهای تخمیری سیلاژ معنی دار بود. در ارزیابی ظاهری سیلاژ ذرت علوفه ای مرحله برداشت دوم به طور معنی داری نمره بالاتری به خود اختصاص داد. اثر اندازه ذرات و مرحله برداشت بر مصرف ماده خشک و مصرف ترکیبات شیمیایی جیره معنی دار بود. مرحله برداشت و اندازه ذرات توانست اثر معنی دار بر گوارش پذیری ماده خشک و ماده آلی بگذارد. در مجموع جیره های حاوی ذرت علوفه ای برداشت دوم، فیبر نامحلول در شوینده خنثی غیرقابل هضم (iNDF) بیش تر، مصرف ماده خشک بیش تر و گوارش پذیری ماده خشک و انرژی قابل متابولیسم کم تری داشتند. جیره های حاوی ذرت علوفه ای با اندازه ذرات بلند گوارش پذیری ماده خشک پایین تر و گوارش پذیری ماده آلی بالاتر داشتند.
    کلیدواژگان: گوارش پذیری، مرحله برداشت، مصرف خوراک، سیلاژ ذرت علوفه ای، اندازه ذرات، الیاف نامحلول در شوینده خنثی غیرقابل هضم
  • مصطفی عمری، نعمت هدایت *، آزاده بوستان، رضا سید شریفی، وحید واحدی، رضا خلخالی صفحات 63-68
    حفظ نژادهای بومی از اهداف مهم اصلاح نزادی محسوب می شود و جهت شناسایی ساختار ژنتیکی جمعیت باقی مانده اساس حفظ نژادی است. لذا این پژوهش با هدف بررسی ساختار ژنتیکی اسب های استان اردبیل و مقایسه با دیگر نژادهای خارجی با استفاده از ناحیه کنترل (D- loop) ژنوم میتوکندریایی انجام گرفت. جهت انجام آزمایش DNA ژنومی استخراج و مستقیما پس از تکثیر 430 جفت بازی از ناحیه کنترل با استفاده از روش سنگر از 100 راس اسب بومی مربوط به استان اردبیل توالی یابی گردید. آنالیز توالی ها منجر به شناسایی 43 جایگاه چندشکلی شد که منجر به ایجاد  40 هاپلوتیپ مختلف گردید که براساس هاپلوگروه های شناسایی شده در 9 هاپلوگروه (A،B ،C ، G ،I ،L ،M ،P  و Q) قرار گرفتند. مقدار تنوع نوکلئوتیدی، تنوع هاپلوتیپ و  Dتاجیما در اسب های بومی استان اردبیل به ترتیب 0/02412، 0/877 و 0/571- به دست آمد. میزان D تاجیما انحراف معنی داری را نشان نداد. نتایج این مطالعه نشان داد که خط مادری در اسب های اردبیل از تنوع بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: اسب بومی، هاپلوتیپ، تنوع نوکلئوتیدی، تنوع ژنتیکی، ژنوم میتوکندریایی
  • محمود دشتی زاده*، عبدالمهدی کبیری فرد، حسین خاج، امیر ارسلان کمالی صفحات 69-76
    این پژوهش به منظور تعیین ارزش غذایی سرشاخه و قابلیت هضم دو گونه کنار (Ziziphus spina-christi, Ziziphus mauritiana) در تغذیه دام انجام شد. جهت تعیین قابلیت هضم، سرشاخه هرکدام از گونه های درخت کنار به نسبت های 10، 20 و 30 درصد با خوراک پایه (یونجه خشک) مخلوط شده و هر جیره روی 4 راس گوسفند نر بالغ، با روش جمع آوری مدفوع مورد آزمایش قرار گرفت. تیمارهای آزمایش شامل 7 جیره شامل: یک جیره شاهد (یونجه)، 3 جیره حاوی سرشاخه کنار بومی و 3 جیره حاوی سرشاخه کنار هندی در قالب طرح کامل تصادفی بود. نتایج ترکیبات شیمیایی ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، چربی خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی منهای همی سلولز، انرژی خام و میزان تانن برای سرشاخه کنار بومی به ترتیب 94/2، 90/1، 14/4، 2/0، 30/7، 17/6 درصد، 4517/7 کالری در گرم و 3/1 درصد و برای سرشاخه کنار هندی به ترتیب 94/6، 83/3، 14/5، 1/7، 33/9، 18/5 درصد، 4447/2 کالری در گرم و 3/9 درصد بود. در بین تیمارهای کنار هندی و بومی، بهترین ضریب قابلیت هضم مواد مغذی را 10 درصد سرشاخه کنار بومی داشت. ضرایب قابلیت هضم (درصد) ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی منهای همی سلولز و انرژی خام تیمار 10 درصد سرشاخه کنار بومی به ترتیب 68، 59/1، 49/6، 76/1، 68/1 و 71/7 به دست آمد. با توجه نتایج این مطالعه و ترکیب شیمیایی و قابلیت هضم هر دو گونه کنار در مقایسه با یونجه، می تواند در جیره روزانه دام های مناطق کنارخیز استفاده شود و برای بهبود وضعیت پرورش دام های کوچک در زمین های خشک و به ویژه در شرایط خشکسالی استان بوشهر دارای پتانسیل مناسبی است.
    کلیدواژگان: ارزش غذایی، استان بوشهر، سرشاخه کنار بومی، سرشاخه کنار هندی، قابلیت هضم
  • مهدی خدایی*، محمدحسین مرادی، مهدی کاظمی صفحات 77-84
    این مطالعه با هدف بررسی اثر گاواژ عصاره آویشن بر برخی از فراسنجه های خونی در بره های نژاد فراهانی در مزرعه دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه اراک انجام شد. در این مطالعه تعداد 15 راس بره ماده نژاد فراهانی در سه گروه به مدت چهل روز شامل: تیمار یک (شاهد): گاواژ آب مقطر، تیمار دو: گاواژ یک سی سی عصاره آویشن، تیمار سه: گاواژ دو سی سی عصاره آویشن. دو بار خونگیری از بره ها انجام شد و سپس فراسنجه های هماتولوژی و ایمنوگلوبولین G سنجش شد. داده ها با طرح کامل تصادفی آنالیز شدند. نتایج نشان داد که عصاره آویشن سبب افزایش گلبول های سفید خون (0/01>p) و هم چنین افزایش سطح ایمنوگلوبولین جی  (0/01>p) شد. آنزیم کبدی AST نیز پس از گاواژ عصاره آویشن به طور معنی داری کاهش یافت (0/05>p). به نظر می رسد مصرف عصاره آویشن در بره ها، می تواند سبب بهبود سیستم ایمنی در بره ها شود.
    کلیدواژگان: بره، عصاره آویشن، فراسنجه خون
  • اکبر ابرغانی، محمود صحرایی* صفحات 85-94
    این مطالعه در زیستگاه بومی و منطقه گسترش نژادی بز خلخالی با هدف شناسایی صفات نژادی، تغذیه ای و شاخص های ظاهری و اندازه های بدنی انجام گردید. برای اجرای این  پژوهش، در ابتدا مناطق پراکنش نژادی بز خلخالی مشخص گردیده، از سه بخش مرکزی، خورش رستم و امامرود شهرستان خلخال به طور تصادفی در مجموع 24 روستا و از هر روستا  3 گله انتخاب و مطالعه گردید. روش جمع آوری اطلاعات به شیوه پرسشنامه ای، مشاهده و اندازه گیری بود. نتایج نشان داد که 79/3 درصد از گله داران به روش روستایی و 20/7 درصد به روش نیمه عشایری با میانگین تعداد 7/1 نفر در هر خانواده گله های خود را پرورش می دهند. میانگین درصد بز و بزغاله در ترکیب گله ها 44/5 درصد، رنگ غالب بز خلخالی سیاه و ابلق (سیاه وسفید)، هرکدام با میانگین 34/3 درصد بود. اغلب بزهای خلخالی دارای شاخ بوده و تنها 26/8 درصد از آن ها بی شاخ بودند. ضرایب همبستگی بین ناحیه های اصلی بدن شامل ارتفاع جدوگاه، دور سینه و دور شکم در هر دو بز ماده بالغ و چپش ماده بالای 40 درصد بود. میانگین مدت زمان چرای بزها از مراتع و پس چر مزارع 8/3 ماه در سال با میانگین 1/82 دفعه تغذیه دستی در روز  بود. زمان نگه داری بزها در آغل 3/7 ماه در سال و تعداد دفعات تغذیه دستی در آغل به طور میانگین 4/2 دفعه بود. میانگین علوفه و کنسانتره مصرفی روزانه بزها به ترتیب 0/66 و 0/25 کیلوگرم برای هر راس بز بالغ بود. تلفات بزها بیش تر در اثر عارضه کیسه صفرا بوده و اسهال از بیماری های رایج آن ها می باشد.
    کلیدواژگان: بزخلخالی، نژاد، زیست سنجی، تغذیه
  • امیر رضا صفایی*، علیرضا آقاشاهی، مصطفی جعفری، هوشنگ لطف الهیان صفحات 95-104
    تغییرات اقلیمی منتج شده از انتشار گازهای گلخانه ای، زندگی انسان ها را به خطر انداخته است. یکی از این گازهای آلاینده اتمسفر، نیتروس اکساید می باشد که قدرت حفظ گرمای آن (با طول عمر حدود 165 سال)، 310 برابر گاز دی اکسایدکربن، می باشد. لذا هدف این پژوهش بررسی میزان تولید گاز نیتروس اکساید ناشی از پرورش دام های اهلی در ایران، بود. آمار تعداد دام های اهلی در یک دهه گذشته، از وزارت جهادکشاورزی، اخذ شدند. دام های اهلی به پنج تیمار آزمایشی شامل: گروه گاوها، گروه دام های سبک، گروه دام های سنگین، گروه طیورصنعتی و گروه سایر ماکیان تقسیم  بندی شدند. سپس با استفاده از نرم افزار IPCC (در سطح یک) میزان انتشار گاز نیرواکساید ناشی از پرورش دام های اهلی به دست آمد. داده های آزمایشی با روش طرح کاملا تصادفی در نرم افزارSAS ، تجزیه و تحلیل شدند. کواریانس میزان انتشار در بین سال های تحقیق، با روش اندازه گیری تکرار در زمان، مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان انتشار گاز نیتروس اکساید در سال 1396 به ترتیب تیمارهای مذکور 6/34، 79/87، 1/26، 1452/71 و 7/15 میلیون تن به دست آمد. میزان انتشار کل گاز نیتروس اکساید، کل خوراک مصرفی و کل تولیدات دامی طی دهه گذشته، به ترتیب درحدود 128/13 گیگاگرم، 605/72 میلیون تن و 118/37 میلیون تن بود. کواریانس انتشار این گاز در بین سال های آزمایش (متغییر مستقل)، از نوع بدون ساختار و ناهمگن بود. به نظر می رسد بیش ترین گروهی که باعث انتشار گاز نیتروس اکساید می شوند، گروه طیور صنعتی می باشند. لذا می بایستی در جهت بهینه سازی مدیریت کود این پرندگان، توجه علمی ویژه ای، صورت گیرد.
    کلیدواژگان: تغییرات اقلیمی، گازهای گلخانه ای، نیتروس اکساید، دام های اهلی
  • مهدی مهدی نسب* صفحات 105-114
    با توجه به موقعیت و شرایط اکوسیستم های تالابی در سطح جهان، بسیاری از گونه های مختلف پرندگان از لحاظ اکولوژیکی وابسته به تالاب ها بوده و از طریق سازش های مختلف از این اکوسیستم های منحصر به فرد به عنوان یک زیستگاه مناسب و حائز اهمیت بهره  برداری می نمایند. از این رو بررسی تغییرات تنوع و نوسانات جمعیتی پرندگان آبزی در سال های مختلف می تواند به عنوان یک شاخص زیستی نشان دهنده وضعیت سلامت یا وجود تهدیدات موجود در اکوسیستم های تالابی باشد. در این پژوهش جهت بررسی تنوع زیستی پرندگان آبزی و کنار آبزی زمستان گذران تالاب  های پلدختر در سال  های 1394- 1388 از شاخص های تنوع گونه  ای (شانون- وینر و عکس سیمپسون)، غنای گونه  ای (شاخص مارگالف)، یکنواختی گونه  ای (شاخص های اسمیت- ویلسون و غالبیت سیمپسون) و برای تشابه بین گونه  ای پرندگان در سال های مختلف از شاخص موریستا استفاده گردید. در طی دوره آماری مورد بررسی مجموعا تعداد 16986 پرنده از 6 راسته، 14 تیره و 43 گونه در تالاب  های پلدختر شناسایی شده اند. تراکم پرندگان در سطح تالاب های پلدختر 52/9 و از نظر زیستگاه 58 درصد از گونه ها کنار آبزی و 42 درصد آبزی می باشند. نتایج بررسی شاخص  های تنوع زیستی پرندگان تالاب های پلدخترنشان داد که سال 1388 کم ترین و سال 1391 بیش ترین تنوع گونه ای، سال 1392 بیش ترین و سال 1388 کم ترین میزان یکنواختی گونه  ای و سال 1393 بیش ترین و سال 1388 کم ترین میزان غنای گونه ای پرندگان را دارا بوده اند. براساس شاخص تشابه موریستا، بیش ترین شباهت گونه ای جامعه پرندگان تالاب های پلدختر مربوط به سال های 1391 با 1393 به میزان تشابه 1 و کم ترین میزان تشابه گونه ای در سال های 1394 با 1390 به میزان تشابه 0/79 می باشد.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، پرندگان آبزی و کنار آبزی، تالاب، پلدختر
  • کاملیا علوی*، سیده عالمه صباغ صفحات 115-124
    زیستگاه اصلی ترین عامل زندگی حیات وحش جانوری و زندگی گیاهی می باشد که حفاظت از آن برای تداوم توسعه پایدار ضروری است. مدل سازی زیستگاه می تواند یک برآورد در مقیاس وسیع از مطلوبیت زیستگاه گونه های حیات وحش بدون نیاز به جمع آوری اطلاعات از جزئیات ویژگی های فیزیولوژیک و رفتاری جانوارن در اختیار بگذارد. بنابراین بررسی و ارزیابی دقیق زیستگاه ها نیازی مبرم است. پارامترهای موثر در 4 زیستگاه جنگلی شمال کشور، قادیکلا، آب بندان کش، اروست، لاجیم برای تعیین مطلوبیت  با مدلHEP  مورد مطالعه قرار گرفته است این مدل از روش های ارزیابی زیستگاه به صورت کمی سازی است و با کم ترین داده ها می توان به نتیجه مطلوب رسید. بعد از مطالعات کتابخانه ای و بررسی محیطی براساس شواهد به دست آمده، 3 گونه کرم شب تاب (Lampyris noctiluca)، حشره خور خزری (Shrew caspian) و باز (Accipiter gentilis) به عنوان شاخص برای مطالعه زیستگاه انتخاب شدند. مرحله بعد مدل SI برای دو گونه حشره خور خزری و باز با استفاده از فرمول های معتبر موجود تهیه و برای کرم شب تاب با توجه به این که فرمول مشخصی در تحقیقات سایر محققان وجود نداشت، در ایستگاه های منتخب اقدام به تله گذاری به صورت ترانسکت شد. مطلوبیت زیستگاه با محاسبه شاخص مطلوبیت زیستگاه یا HSI به دست آمد. نتایج نشان می دهد هر 4 ایستگاه از مطلوبیت نسبتا مناسبی برخوردار بوده اند. در حالت کلی و محاسبه میانگین میزان مطلوبیت در 4 ایستگاه، سه ایستگاه آب بندان کش، اروست و لاجیم میزان یکسانی از مطلوبیت، با مقدار 0/67 و 0/68 برخوردار هستند. اما ایستگاه قادیکلا با میزان 0/87 دارای بیش ترین میزان مطلوبیت بوده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی، زیستگاه جنگلی، شاخص مطلوبیت، مدل HEP
  • سارا یالپانیان، سهیل سبحان اردکانی*، محمد کابلی، لیما طیبی، عاطفه اسدی، زینب اسدی، فاطمه ناصری صفحات 125-132
    امروزه استفاده از گونه های جانوری شاخص و حساس به سلامت بوم سازگان ها به ویژه بی مهرگان آبزی، ماهی ها و پرندگان به منظور ارزیابی سریع وضعیت این سیستم ها و صرفه جویی در زمان، نیرو و هزینه مورد توجه قرار گرفته است. لذا،این مطالعه با هدف بررسی شاخص حضور و تراکم زیرآبروک با برخی پیراسنجه های کیفی آب در چند رودخانه کوهستانی واقع در استان های تهران و همدان انجام یافت. در این پژوهش با پیمایش در امتداد رودخانه های مورد مطالعه نسبت به ثبت نقاط حضور و تراکم زیرآبروک ها اقدام شد. سپس متغیرهای دما، غلظت اکسیژن محلول، هدایت الکتریکی و pH در نقاط حضور و تراکم گونه مورد نظر ثبت شد. پردازش آماری داده ها نیز توسط نرم افزارهای Minitab و STATISTICA انجام یافت.نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک ترتیبی و از طرفی نتایج حاصل از مدل آکائیک نشان داد که متغیرهای هدایت الکتریکی، فراوانی ماکروبنتوزها و دمای آب با پیش بینی حضور و تراکم زیرآبروک ها در رودخانه های مورد مطالعه رابطه به نسبت معنی دار داشته و سایر متغیرها رابطه معنی دار با حضور و تراکم این پرنده نشان ندادند. از این رو، نتایج این مطالعه توانسته است تا حدودی رابطه بین حضور و تراکم زیرآبروک و کیفیت آب را به اثبات رساند.
    کلیدواژگان: شاخص زیستی، زیرآبروک، پیراسنجه های کیفی آب، تهران، همدان
  • جمال سیف *، صیاد سیف زاده، محسن رمضانی، ساحل بخشایش، حسین عبدی، رضا سید شریفی صفحات 133-138
    هدف این مطالعه بررسی تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم بر عملکرد جوجه درآوری، شمارش سلول های خونی و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی بود. در روز 15 جوجه کشی 324 عدد تخم مرغ های مادر گوشتی سویه راس 308، توزین و در قالب طرح کاملا تصادفی به شش گروه آزمایشی با سه تکرار و هر تکرار شامل 18 تخم مرغ تقسیم و در مایع آمنیوتیک عصاره بره موم تزریق شد. تیمار های آزمایشی شامل دو تیمار شاهد منفی بدون تزریق، شاهد مثبت با تزریق 60 میلی لیتر آب مقطر و چهار تیمار دیگر عبارت از تزریق 4 سطح 150، 300، 600 و 1200 قسمت در میلیون از عصاره بره موم به آمنیون، بودند. نتایج نشان داد که تزریق عصاره بره موم به تخم مرغ در روز 15 انکوباسیون تاثیری بر درصد جوجه درآوری، وزن جوجه های تفریخ شده و نسبت وزن جوجه های تفریخ شده به وزن تخم مرغ نشان نداد. درحالی که 1200 قسمت در میلیون عصاره بره موم نسبت وزن جوجه های تفریخ شده به وزن تخم مرغ را در مقایسه با گروه شاهد افزایش داد. تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم در سطوح مختلف نتوانست غلظت خونی گلبول سفید کل، هتروفیل، لنفوسیت، مونوسیت و ائوزینوفیل جوجه های گوشتی را تحت تاثیر قرار دهد. هم چنین وزن لاشه، وزن قلب، طحال و بورس فابرسیوس با تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم در سن 42 روزگی تحت تاثیر قرار نگرفتند. نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم نمی تواند در بهبود درصد جوجه درآوری، وضعیت شمارش سلول های خونی و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی موثر باشد.
    کلیدواژگان: خصوصیات لاشه، جوجه های گوشتی، سلول های خونی، عصاره بره موم، عملکرد رشد
  • آیجمال قلیچی، حاجی قلی کمی*، خسرو رجبی زاده صفحات 139-146
    افعی قفقازی (Gloydius halys caucasicus) تنها گونه از زیرخانواده Crotalinae در ایران است که در مناطق ساحلی ایران، بین کوه های البرز و دریای خزر یافت می شود. تاکنون مطالعاتی در زمینه دوشکلی جنسی، عدم تقارن فلس ها در ناحیه سر، بررسی صفات مورفولوژیک، مریستیک و مورفومتریک و هم چنین بررسی صفات مریستیک نامتقارن انجام شده است. اما در ایران تاکنون مطالعه ای در زمینه مطلوبیت زیستگاه افعی قفقازی انجام نشده است که در این پژوهش مورد توجه قرار خواهد گرفت. در این مطالعه با استفاده از نقاط حضور گونه به دست آمده از کتاب ها، مقالات و نمونه های موجود در موزه ها و کلکسیون های شخصی و 19 لایه زیست اقلیمی با مدل Maxent الگوی پراکنش جغرافیایی بالقوه افعی قفقازی در ایران پیش بینی شد. سپس نقشه مطلوب ترین مناطق پراکنش با استفاده از Maxent تهیه گردید و اهمیت نسبی متغیرها براساس آزمون جک نایف حاصل از Maxent ارزیابی شد. در نهایت شاخص صحت سنجی مدل سازی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد پراکنش کلی افعی قفقازی مناطق ساحلی ایران را شامل می شود که مطلوب ترین مناطق پراکنش بالقوه افعی قفقازی در ایران با نقاط حضور ثبت شده برای این گونه در ایران مطابقت دارد. پیش بینی پراکنش افعی قفقازی و وضعیت زیستگاه های تحت اشغال آن ها در مشخص کردن مباحث حفاظتی دارای اهمیت است.
    کلیدواژگان: افعی قفقازی، Gloydius halys caucasicus، ایران، MAXENT، پراکنش
  • محسن امیری، مریم کیانی *، علیرضا پسرکلو، معصومه نجیب زاده صفحات 147-154
    گونه سمندر لرستانی که در رشته کوه های زاگرس جنوبی در محدوده دو استان لرستان و خوزستان زیست می کند، با داشتن نوارهای بلند و نازک زرد رنگ و چندین خال سفید و گرد به راحتی از دو گونه دیگر جنس Neurergus در ایران (سمندر آذربایجان و سمندر کردستانی) متمایز می شود. یکی از کارآمدترین ابزارها برای ارزیابی صفات اکولوژیک مدل بندی الگوهای توزیع گونه است. در این مطالعه، از روش حداکثر آنتروپی (مکسنت) به عنوان ابزاری برای ارزیابی پراکنش بالقوه گونه سمندر لرستانی (Neurergus kaiseri) در محدوده دو استان لرستان و خوزستان استفاده شد. مساحت تحت منحنی   AUC  معادل 0/001±0/99 محاسبه شد که نشان دهنده صحت مدل و در نتیجه قابلیت استفاده از آن برای پیش بینی الگوهای حضور سمندر لرستانی است. بر طبق نقشه به دست آمده، چهار متغیر بیش ترین مشارکت را در پراکنش سمندر لرستانی دارند: عامل ارتفاع با (38 درصد)، بارش در گرم ترین یک چهارم سال (15/8 درصد)، کم ترین دما در سردترین ماه سال (10/3 درصد) و هم چنین بارش در یک چهارم سرد سال (8/7 درصد). برطبق نتایج به دست آمده در این مطالعه به نظر می رسد، سمندر لرستانی در نواحی کم بارش و مرتفع جنوب لرستان و شمال خوزستان زیست می کند، با این وجود مشاهدات میدانی نشان می دهد که این گونه برای بقا و تولیدمثل به سرچشمه های پر اکسیژن وابسته است.
    کلیدواژگان: سمندر لرستانی، زیستگاه مناسب، مکسنت
  • سینا جوانمردی، کامران رضایی توابع *، سعید مرادی، لیلا سادات بیات غیاثی صفحات 155-162
    با توجه به این که باکتری (Aeromonas hydrophila) یکی از عوامل بیماری زا عمده در پرورش آبزیان آب شیرین محسوب می گردد، در تحقیق حاضر با هدف دستیابی به راهکاری جهت بهبود عملکرد رشد و هم چنین سطح ایمنی ماهی تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) در برابر باکتری آئروموناس هیدروفیلا، 4 گروه ماهی تیلاپیا O. niloticusبا وزن اولیه 16 گرم، به مدت 60 روز توسط جیره هایی حاوی سطوح مختلف پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوسوس(Lactobacillus rhamnosus) تغذیه شدند و در پایان پس از اندازه گیری شاخص های رشد و فعالیت آنزیم های هضمی روده، تحت تزریق باکتری آئروموناس هیدروفیلا قرار گرفتند و پس از بروز کامل بیماری، شاخص های خونی نیز مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد وزن نهایی و ضریب تبدیل غذایی به ترتیب بیش ترین و کم ترین مقدار را در تیمار 3 گرم پروبیوتیک در هر کیلو گرم جیره دارا بود. به علاوه فعالیت آنزیم تریپسین در تیمار 3 و آنزیم آمیلاز در تیمارهای 2 و 3 گرم پروبیوتیک در هر کیلو گرم جیره به شکل معنی داری از سایر تیمارها بیش تر بود (0/05>P). یک هفته پس از تزریق باکتری نیز آنزیم های آلکالین فسفاتاز و آلانین آمینوترانسفراز موجود در سرم خون در تیمارهای 2 و 3 گرم پروبیوتیک در هر کیلو گرم جیره، در مقایسه با سایر تیمارها کم تر بود (0/05>P) و بقا در این تیمارها به ترتیب نسبت به سایر تیمارها افزایش یافت. به نظر می رسد استفاده از 2 تا 3 گرم پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوسوس در هر کیلوگرم جیره ماهی تیلاپیای نیل می تواند عملکرد رشد و ایمنی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
    کلیدواژگان: ایمنی غیر اختصاصی، Aeromonas hydrophila، Lactobacillus rhamnosus، افزایش وزن، آنزیم پروتئاز
  • عباسعلی آقایی مقدم، کامران عقیلی صفحات 163-168

    این تحقیق در سال های 1395 و 1396 در مرکز بازسازی ذخایر شهید مرجانی استان گلستان به جهت بررسی وضعیت آلودگی به کرم های انگلی در دستگاه گوارش مولدین تاس ماهی ایرانی انجام گرفت. در سال 95 از دستگاه گوارش تعداد 11 مولد ماده تکثیر شده با میانگین طول و وزن به ترتیب 8/6±160/54 سانتی متر و 6/72±31/62 کیلوگرم دو گونه  Cuculanus sphaerosephalus و Skrjabinopsolus semiarmatus و درسال 96 از 12 مولد ماده با میانگین طولی و وزنی  به ترتیب 1/1±158/3 سانتی متر و 4/9±29/3 کیلوگرم تنها گونه جدا شده C. sphaerosephalus بود. درصد شیوع انگل کوکولانوس در 11 نمونه سال 1395، 72 درصد و درصد شیوع اسکریابینوپسولوس 27 درصد، میانگین شدت کوکولانوس 2/87±6 و میانگین شدت اسکریابینوپسولوس 2/64±3 محاسبه شد. درصد شیوع انگل کوکولانوس در 12 نمونه صید شده در سال 1396، 50 درصد و میانگین شدت آلودگی 3/25±3/17 محاسبه گردید. بیش ترین شدت آلودگی انگلی به کوکولانوس اسفراسفالوس تعلق داشت. این تحقیق نشان داد که تعداد و نوع آلودگی به انگل های گوارشی در ماهی قره برون نسبت به سال های گذشته در سواحل جنوب شرقی دریای خزر کاهش داشته است که می تواند حاصل تغییر رژیم غذایی و کاهش میزبان واسط باشد.

    کلیدواژگان: تاس ماهی ایرانی، انگل های کرمی گوارشی، دریای خزر، دستگاه گوارش
  • مهدی عادلی*، علی صادقی، محمدرضا ایمانپور، ابراهیم مسعودی، محمد فرخی صفحات 169-172

    طی این مطالعه که به مدت 2 ماه از فروردین تا اردیبهشت 1396 در مجتمع تکثیر و پرورش ماهیان خاویاری شهید مرجانیگرگان صورت پذیرفت خصوصیات حرکتی (طول دوره تحرک و درصد تحرک اسپرم)، اسپرماتوکریت، تراکم اسپرم و برخی از خصوصیات بیولوژیکی اسپرم شامل شاخص های پلاسمای سمینال (ترکیبات یونی و آلی) در 8 مولد وحشی و 8 مولد پرورشی مورد بررسی قرار گرفت. طول دوره تحرک اسپرم، درصد تحرک اسپرم، اسپرماتوکریت و تراکم اسپرم در فیل ماهی وحشی به ترتیب 61/65±310، 6/31±81/11، 0/31±2/33، 0/36±2/50 و در فیل ماهی پرورشی به ترتیب 34/61±170/43، 5/81±65/63، 0/23±2/26، 0/28±2/10 اندازه گیری شد. غلظت های یون سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم در فیل ماهی وحشی به ترتیب 9/47±99/36، 0/40±4/96، 0/44±7/57، 0/15±1/15 میلی مول در لیتر و در فیل ماهی پرورشی به ترتیب 10/40±98/29، 0/28±5/03، 0/47±7/76، 0/24± 2/12میلی مول در لیتر بود. غلظت کلسترول و گلوکز در فیل ماهی وحشی به ترتیب 8/77±49/33، 2/12±32/65 میلی گرم در دسی لیتر و در فیل ماهی پرورشی به ترتیب 4/78±47/47، 1/66±32/21 میلی گرم در دسی لیتر بود. هم چنین پلاسمای سمینال در فیل ماهی وحشی و پرورشی به ترتیب دارای 0/27±1/10، 0/29±1/33 گرم در دسی لیتر پروتئین بود. بررسی ها نشان داد که بین طول دوره تحرک، درصد تحرک اسپرم و میزان غلظت یون منیزیم در فیل ماهی وحشی و پرورشی اختلاف معنی داری وجود داشت.

    کلیدواژگان: فیل ماهی، پارامترهای اسپرم شناختی، پارامترهای بیوشیمیایی
  • مصطفی بیگی*، عبدالمجید حاجی مرادلو، سید حسین حسینی فر، علی جافرنوده صفحات 173-178

    در مطالعه حاضر اثرات سطوح مختلف ملاس چغندر بر برخی از فاکتورهای ایمنی موکوسی، شاخص های بیوشیمیایی خون در ماهی کپور معمولی مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش از 360 قطعه ماهی کپورمعمولی با میانگین وزنی 2/5±22 استفاده شد. بچه ماهی ها در 12مخزن به تعداد 30 قطعه در هر مخزن به طور تصادفی توزیع شد. پس از یک هفته آداپتاسیون، در یک دوره به مدت 8 هفته غذادهی انجام گرفت . آزمایش در قالب 4 تیمار و هر تیمار با 3 تکرار شامل: جیره فاقد ملاس (تیمار 1)، جیره حاوی 0/5 درصد ملاس (تیمار 2)، جیره حاوی 1 درصد ملاس (تیمار3) و جیره حاوی 2 درصد ملاس (تیمار 4) انجام شد و ماهی ها روزانه به میزان 3 درصد وزن بدن و دو بار در روز با جیره های آزمایشی تغذیه شدند. غذای گروه شاهد، غذای تجاری کپورمعمولی شرکت فرادانه بدون ملاس بود. نتایج نشان داد بعد از تغذیه با جیره حاوی ملاس مقدار پروتئین محلول موکوس افزایش معنی داری پیدا کرده است (0/05>P). بیش ترین مقدار پروتئین محلول موکوس هم در تیمار 2% ملاس بوده است. مقدار ایمنوگلوبین در تیمارها و گروه شاهد تغییر معنی داری پیدا نکرده است. هم چنین میزان آلکالین فسفاتاز موکوس در تیمارها نسبت به گروه شاهد دارای افزایش معنی داری در تیمار 1% ملاس بوده است (0/05>P). مقدار پروتئین محلول و هم چنین میزان فعالیت فسفاتاز قلیایی در سرم خون ماهی کپور افزایش معنی داری پیدا کرده است (0/05>P). هم چنین مقدار گلوکز سرم خون ماهی کپور مورد آزمایش با افزایش مقدار ملاس جیره افزایش پیدا کرده است (0/05>P).

    کلیدواژگان: ملاس چغندر، ایمنی موکوس، سرم خون و کپورمعمولی
  • فاطمه کیاپاشا، مجید رضا خوش خلق*، بهرام فلاحتکار صفحات 179-186

    هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیرات جایگزینی تفاله زیتون بر شاخص های خونی و رشد بچه ماهی کپورمعمولی Cyprinus carpioانجام پذیرفت. ماهی کپورمعمولی با میانگین وزنی 0/00±19/97 گرم و طول متوسط 0/49±10/05 سانتی متر با  6 جیره غذایی شامل سطوح صفر، 3، 6، 9، 12و 15 درصد تفاله زیتون به مدت 8 هفته در آکواریوم مورد تغذیه قرار گرفتند. غذا دهی 3 بار در روز در حد سیری ماهیان صورت پذیرفت. پس از طی 57 روز از انجام آزمایش، نتایج  نشان داد اختلاف معنی داری در سطح 6 درصد، بین شاخص های رشد از نظر وزن، طول، وزن به دست آمده، درصد افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه، غذای مصرفی و شاخص کبدی مشاهده شد اما در شاخص احشاء اختلاف معنی ‌دار نبود. پارامتر های خونی بچه ماهی کپورمعمولی نشان داد که در برخی شاخص ‌ها خونی شامل تعداد گلبول قرمز، هموگلوبین، هماتوکریت، مونوسیت و MCHC اختلاف معنی ‌داری نبود اما در تعداد گلبول سفید، نوتروفیل، لنفوسیت،MCH  وMCV اختلاف معنی‌ داری مشاهده گردید. نتایج این تحقیق نشان دهنده تاثیر مثبت جایگزینی تفاله زیتون تا سطح 6 درصد بدون اثر منفی بر  روی عملکرد رشد و فاکتور های خونی، در جیره بچه ماهی کپور معمولی می باشد و می توان سطح 6 درصد را به عنوان سطح مناسب برای جایگزینی پیشنهاد کرد.

    کلیدواژگان: تفاله زیتون، تغذیه، رشد، کپور معمولی
  • سپیده حسین زاده، معصومه بحرکاظمی* صفحات 187-196

    به منظور مقایسه محرک های ایمنی گیاهی و شیمیایی، تاثیر تجویز خوراکی لاکتوفرین، بتاگلوکان و سیاه دانه بر شاخص های رشد، پارامترهای خونی و ایمنی در کپورمعمولی مورد مطالعه قرار گرفت. 300 قطعه بچه ماهی 0/02±3 گرمبه مدت 60 روز با غذای شاهد (بدون محرک ایمنی) و تیمارهای غذایی حاوی 20 میلی گرم لاکتوفرین، 10 میلی گرم بتاگلوکان و 50 میلی گرم پودر سیاه دانه در کیلوگرم غذا تغذیه شدند. براساس نتایج، بیش ترین افزایش وزن، ضریب رشد ویژه و ضریب چاقی در تیمار گلوکان به دست آمد. میزان بازماندگی در تمام تیمارها بیش تر از 80  درصد و بدون اختلاف معنی دار بین تیمارها بود (0/05>P). همه تیمارهای حاوی محرک ایمنی اختلاف معنی داری را از نظر ضریب تبدیل غذایی نسبت به تیمار شاهد نشان دادند (0/05>P). کم ترین ضریب تبدیل غذایی و بیش ترین نسبت کارایی پروتئین در تیمار گلوکان حاصل شد (0/05>P). بیش ترین تعداد گلبول های قرمز و سفید و بالاترین میزان هموگلوبین و هماتوکریت در تیمار گلوکان و کم ترین میزان در تیمار شاهد مشاهده گردید. بیش  ترین و کم ترین میزان فعالیت آنزیم لیزوزیم نیز به ترتیب مربوط به تیمار گلوکان (38/18±5/0) و شاهد (19/05±3/0) بود. درحالی که درصد نوتروفیل و مونوسیت در تیمار گلوکان بیش ترین مقدار بود، بیش ترین درصد لنفوسیت (66/57±73/0) در تیمار لاکتوفرین مشاهده شد. درنتیجهدر مقایسه با دو محرک دیگر، بتاگلوکان می تواند به عنوان محرک رشد و ایمنی در ماهی کپورمعمولی استفاده شود.

    کلیدواژگان: ایمنی، سیاه دانه، لاکتوفرین، کپورمعمولی، بتاگلوکان
  • ولی الله جعفری*، سعید نورقلی پور، محمدرضا ایمانپور، سید حسین حسینی فر صفحات 197-204

    هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثرات اسیدآمینه گلیسین بر شاخص های رشد، غذا گیری و درصد بازماندگی در مواجهه با تنش شوری در بچه ماهیان ماهی کپورمعمولی (Cyprinus carpio) بود. به این منظور بچه ماهیان با میانگین وزن 0/18±15/64 گرم به چهار گروه تقسیم شدند و با جیره های حاوی صفر (گروه شاهد)، 0/5 (تیمار 1)، 1 (تیمار 2) و 1/5 (تیمار 3) درصد گلیسین به مدت 60 روز تغذیه شدند و سپس در معرض شوری 15ppt  به مدت 72 ساعت قرار گرفتند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Excel صورت گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد اسیدآمینه گلیسین اثر معنی داری بر شاخص های رشد (وزن نهایی، شاخص وضعیت، نرخ رشد ویژه و ضریب تبدیل غذایی) نداشت (0/05<P). درصد افزایش وزن بدن به طور معنی داری تحت تاثیر اسیدآمینه گلسین قرار گرفت (0/05>P). هم  چنین افزودن اسیدآمینه گلیسین به جیره غذایی باعث افزایش بقاء و مقاومت به تنش شوری در بچه ماهیان کپورمعمولی گردید. از این رو بر طبق نتایج حاصل از تحقیق حاضر، می توان این گونه نتیجه گیری نمود که افزودن اسیدآمینه گلیسین می تواند سبب افزایش درصد بقاء و بازماندگی بچه ماهیان کپو معمولی در مواجه با تنش شوری گردد.

    کلیدواژگان: گلیسین، کپور معمولی، شاخص های رشد، بازماندگی، تنش شوری
  • محمد جواد سپاهی*، دل آرام نخبه زارع، رها فدایی راینی صفحات 205-214

    در این تحقیق، به منظور تعیین سمیت حاد فلز سنگین مس بر برخی شاخص های خونی و بیوشیمیایی ماهی فیتوفاگ، 270 قطعه ماهی در مجاورت غلظت های 0، 5 و 10 میلی گرم در لیتر نیترات مس (Cu(No3)2) قرار گرفتند. نمونه برداری از ماهیان در زمان های 12، 24، 48، 72 و 96 ساعت انجام شد. همه ماهیان در مجاورت غلظت 10 میلی  گرم در لیتر پس از 12 ساعت و در مجاورت 5 میلی  گرم در لیتر پس از 24 ساعت تلف شدند و میزان 50 LC در 24 ساعت آن 2/5 میلی  گرم در لیتر تعیین گردید. نتایج نشان داد که درصد هماتوکریت (Hct) با افزایش غلظت مس و با گذشت زمان افزایش یافت(0/05>p). سطوح هموگلوبین (Hb)، تعداد گلبول های سفید (WBC)، میانگین غلظت هموگلوبین ذره ای (MCHC) و میانگین هموگلوبین ذره ای (MCH) به طور معنی داری از ساعت صفر تا ساعت 24 کاهش یافت (0/05>p). نتایج شمارش افتراقی گلبول های سفید نشان داد که با افزایش غلظت مس و با گذشت زمان، تعداد لنفوسیت ها کاهش و تعداد نوتروفیل ها و مونوسیت ها افزایش یافت (0/05>p). تغییرات سطوح تری گلیسرید در زمان 24 ساعت بین تیمار 5 میلی  گرم در لیتر و شاهد اختلاف معنی  داری نشان داد (0/05>p)، ولی سطوح کلسترول فاقد اختلاف معنی  دار بود. سطوح گلوکز و آلبومین پلاسمای خون با افزایش غلظت نیترات مس در زمان 12 و 24 ساعت به طور معنی  داری تغییر کرد (0/05>p). سطوح پروتئین کل در زمان 24 ساعت در تیمار 5 میلی  گرم در لیتر نسبت به شاهد کاهش معنی  داری را نشان داد (0/05>p). براساس نتایج حاصل، شاخص های خونی فاکتورهای حساس در پایش سمیت مس و استرس ناشی از آن به ویژه در غلظت های مورد مطالعه، می باشند.

    کلیدواژگان: مس، شاخص های خونی، شاخص های بیوشیمیایی، فیتوفاگ
  • مهرداد عادلیان*، محمدرضا ایمانپور، ولی الله جعفری صفحات 215-224

    افزودن ترکیبات مختلف آنزیم ها به جیره غذایی یک راه بالقوه برای بهبود ارزش غذایی مواد مغذی است. مولتی‌آنزیم ناتوزیم دارای پروتئاز، لیپاز، فیتاز، آلفا آمیلاز، سلولاز، آمیلوگلوکوسیداز، بتاگلوکاناز، پنتوسوناز، همی سلولاز، زایلاناز، پکتیناز، اسیدفسفاتاز و اسیدفیتاز است، بنابراین به نظر می رسد جهت افزایش قابلیت هضم، از بین بردن عوامل ضد تغذیه‌ ای و درنتیجه بهبود شاخص‌های رشد و عملکرد تولیدمثلی ماهی قرمز (Carassius auratus gibelio) می‌توان از مولتی‌آنزیم ناتوزیم استفاده کرد و به‌طورکلی وضعیت تغذیه را بهبود بخشید. هدف از این آزمایش استفاده از مولتی آنزیم ناتوزیم در جیره غذایی ماهی قرمز و بررسی اثرات آن بر شاخص های رشد، بازماندگی و عملکرد تولیدمثلی است. جهت انجام این آزمایش از ماهیانی با میانگین وزنی 0/03±5/56 گرم استفاده شد و مولتی‌آنزیم ناتوزیم پلاس® (بیوپروتون، استرالیا) در 5 تیمار 0، 250، 500، 750 و 1000 میلی گرم بر کیلوگرم غذا، به جیره غذایی اضافه شد. این مولتی آنزیم در سطح آنزیمی 1 (250 میلی‌گرم بر کیلوگرم جیره غذایی) بهترین افزایش وزن، نرخ رشد ویژه، ضریب تبدیل غذایی، درصد افزایش وزن بدن و راندمان پروتئین را ایجاد کرد که با گروه شاهد تفاوت معنی دار داشت (0/05>P) اما بر درصد بازماندگی تاثیری نداشت (0/05<P). مولتی آنزیم ناتوزیم در سطح آنزیمی 2 (500 میلی‌گرم بر کیلوگرم جیره غذایی) بالاترین میزان شاخص گنادوسوماتیک، هماوری، درصد لقاح و بازماندگی لاروی را ایجاد کرد که با گروه شاهد دارای تفاوت معنی دار بودند (0/05>P) اما این مولتی آنزیم در هیچ یک از گروه های آزمایش تاثیری بر قابلیت تفریخ و درصد تحرک اسپرم نداشت (0/05<P). پیشنهاد می گردد از این مولتی آنزیم در جیره غذایی ماهیانی که ارزش اقتصادی بالایی دارند، استفاده شود و عملکرد رشد و تولیدمثلی ماهی را بهبود بخشند.

    کلیدواژگان: شاخص های رشد، عملکرد تولیدمثلی، مولتی آنزیم ناتوزیم، ماهی قرمز (Carassius auratus gibelio)
  • سعید زاهدی، آرش اکبرزاده*، جلیل مهرزاد، احمد نوری، محمد هرسیج صفحات 225-232
    تراکم نگه داری به عنوان یک عامل استرس زای مزمن در آبزی پروری تلقی می شود. هدف از این مطالعه، مقایسه عملکرد رشد، تغییرات هورمون کورتیزول و بیان ام آر ان ای ژن پروتئین شوک حرارتی (70 HSP) ماهی قزل آلای رنگین کمان (Onchorhynchus mykiss) در دو تراکم نگه داری متداول کشور در سیستم پرورشی باز می باشد. به این منظور، قزل آلای جوان تمام ماده با دو تراکم نگه داری 24 (تراکم متوسط) و 44 (تراکم بالا) کیلوگرم بر مترمکعب و تراکم بارگذاری 1 لیتر بر دقیقه به ازای هرکیلوگرم ماهی به مدت 60 روز مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصله کاهش معنی دار میانگین وزن نهایی ماهیان را در تراکم بالا و به میزان 6/2% در مقایسه با تیمار تراکم متوسط نشان داد. با این وجود، افزایش تراکم نگه داری اثری بر طول کل، چنگالی و استاندارد در پایان آزمایش نداشت. هم چنین، افزایش تراکم نگه داری هیچ گونه تغییر معنی داری را در طول نسبی باله های سینه ای، شکمی، مخرجی، پشتی و دمی پس از دو ماه موجب نشد. از سوی دیگر، درصد افزایش وزن، افزایش وزن روزانه، نرخ رشد ویژه و ضریب رشد حرارتی در تیمار تراکم بالا، کاهش معنی داری را در مقایسه با تیمار تراکم متوسط نشان داد. در مقابل، تغییرات ضریب چاقی فاقد اختلاف معنی دار بود. افزایش تراکم نگه داری موجب افزایش ضریب تغییرات وزن ماهیان و ضریب تبدیل غذایی گردید. مقادیر گلوکز و هورمون کورتیزول خون فاقد تغییر معنی دار بین دو تیمار آزمایشی بود. در پایان، مقادیر بیان ژن 70 HSP ماهیچه در سطح ام آر ان ای افزایش معنی داری را در تیمار تراکم بالا در مقایسه با تراکم متوسط نشان داد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که افزایش تراکم نگه داری در محدوده تراکم های مجاز در سیستم های فاقد اکسیژن دهی، می تواند موجب ایجاد استرس در ماهیان شده که به صورت تغییر برخی از پارامترهای رشدی مورد بررسی در این مطالعه و نیز افزایش میزان بیان ام آر ان ای 70 HSP مشاهده گردید. لذا افزایش تراکم نگه داری، بایستی توام با به کارگیری تمهیدات مدیریتی صحیح و رهیافت تغذیه ای در جهت تقلیل استرس مربوطه و تقویت سیستم ایمنی ماهی باشد.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، تراکم نگه داری، کورتیزول، 70 HSP
  • پریا اکبری، فرزاد غیاثی*، محسن علی صفحات 233-240
    این تحقیق به منظور بررسی اثر سمیت تحت حاد علف کش توفوردی- ام پی سی آطی مدت زمان 2 و 3 هفته، بر برخی شاخص های خونی و آنزیم های کبدی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchusmykiss) انجام شد. پس از تعیین LC50  سم با استفاده از مدل پروبیت، القای غلظت تحت کشنده (یک نهم LC50) علف کش ترکیبی توفوردی-ام سی پی آبه میزان 0/11 میلی لیتر بر لیتر (معادل 40 میلی گرم بر لیتر توفوردی + 35 میلی گرم بر لیتر ام سی پی آ) صورت پذیرفت. نمونه های خون از قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 97 گرم که به مدت دو هفته و سه هفته در معرض غلظت تحت کشنده علف کش توفوردی-ام سی پی آقرار داشتند و ماهیانی که در معرض علف کش نبودند، گرفته شد. نتایج نشان داد که علف کش توفوردی- ام پی سی آموجب تغییرات در پارامترهای خونی و آنزیم های کبدی ماهی قزل آلای رنگین کمان بعد از دوهفته و سه هفته می گردد که این تغییرات در شاخص های خونی با کاهش گلبول های قرمز، گلیول های سفید، نوتروفیل و لنفوسیت در تیمارهایی که ماهیان در معرض غلظت تحت کشنده علف کش قرار داشت، همراه بود(0/05>P) کم ترین میزان گلبول های قرمز خون و بیش ترین مونوسیت ها، آنزیم های کبدی آلانین آمینو ترانسفراز و آسپارتات آمینو ترانسفراز در تیماری که ماهیان در معرض غلظت تحت کشنده علف کش به مدت سه هفته بودند مشاهده شد (0/05>P). نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که سمیت تحت کشنده علف کش توفوردی-ام سی پی آبه مدت دوهفته و سه هفته، با کاهش گلبول های سفید، نوتروفیل و لنفوسیت ها می تواند منجر به تضعیف فعالیت سیستم ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان گردد و افزایش سطح آنزیم های کبدی در سرم خون نیز آسیب های ناشی از مواجهه با این سم را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: توفوردی- ام سی پی آ، شاخص های خونی، علف کش، سیستم ایمنی، آنزیم های کبدی، قزل آلای رنگین کمان
  • هادی تحسینی*، محسن احمدپور صفحات 241-246
    فلزآرسنیک به عنوان یکی از فلزات سنگین آلاینده اکوسیستم های آبی موجب ایجاد مسمومیت و نگرانی در مصرف ماهی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی غلظت فلز آرسنیک در بافت کبد و عضله، هم چنین ارتباط آن با وزن و طول چنگالی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) و ارزیابی خطر مصرف آن انجام شد. 60 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان در دو حوضچه پرورش ماهی واقع در شهرستان های سنندج (روستای ننله) و کامیاران (روستای دیوزناو) تهیه گردید (تعداد 30 قطعه از هر حوضچه) و پس از هضم اسیدی نمونه های  مذکور، غلظت فلز آرسنیک به وسیله دستگاه جذب اتمی مدل Phonix 986 اندازه گیری شد. میانگین غلظت فلز آرسنیک دربافت هایکبدو عضله به ترتیب  28/16 و 15/68 میکروگرم برگرم وزن خشک به دست آمد. تجمع آرسنیک در بافت کبد بیش از بافت عضله مشاهده شد (0/05>P). ارتباط نسبتا قوی بین غلظت این فلز با طول چنگالی و وزن کل داشت (0/01>p). هم چنین نتایج نشان داد بین حوضچه های شهرستان کامیاران و سنندج از لحاظ غلظت آرسنیک در بافت های مورد مطالعه، تفاوت معنی داری وجود نداشت. با توجه به نتایج محاسبه شاخص خطر برای مصرف روزانه 25 گرم ماهی خطرمصرف وجود دارد و مقدار حداکثر مصرف روزانه مجاز  1/3 گرم برای یک فرد بالغ 70 کیلوگرمی محاسبه گردید. با مقایسه غلظت های اندازه گیری شده این تحقیق با حد مجاز استانداردهای بین المللی در بافت عضله مشخص شد، غلظت آرسنیک بیش از استانداردهای USEPA، FAO و WHO می باشد.
    کلیدواژگان: آرسنیک، قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)، کبد، عضله
  • حمید رمضانی*، شهرام دادگر، سیامک یوسفی سیاه کلرودی صفحات 247-252

    مطالعه تاثیر استفاده از مکمل گیاهی درغذای پلتشده به منظور افزایش رشد قزل آلای رنگین کمان پرورشی در مرحله پرواری در پژوهشکده اکولوژی دریای خزر در سال های 97-1396 انجام شد. تعداد 180 عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان پرورشی با میانگین وزنی  2/1±28/7 گرم در 9 عدد مخزن فایبرگلاس (به حجم 150 لیتر و با حجم آبگیری 100 لیتر) تقسیم گردیده و به مدت 7 هفته با سه جیره غذای حاوی صفر (شاهد)، 2 و 4 درصد مکمل گیاهی تغذیه شدند. میانگین بازماندگی در پایان آزمایش 100 درصد بوده است. بررسی‌ها نشان داد که وزن اکتسابی در گروه شاهد برابر با 1/95±28/62 گرم و برای تیمار 2% و 4% به ترتیب 1/37±30 گرم و 4/13±30 گرم بوده است. ضریب رشد وی‍ژه نیز برای تیمار های شاهد  0/38±1/33 و برای تیمار 2% و 4% به ترتیب برابر 0/38±1/52 و 0/16±1/48 بوده است. هم چنین رشد اختصاص روزانه برای تیمار شاهد برابر 0/04±0/58 با ضریب تبدیل غذایی 0/58 گرم و برای تیمارهای 0/02 و 4% به ترتیب برابر 0/80±0/61 با ضریب تبدیل غذایی 0/79 و 0/50±0/60 با ضریب تبدیل غذایی 0/81 بوده است. هم چنین بین میانگین های وزن نهایی سه تیمار اختلاف معنی دار نبود (79/0<p) بررسی فوق نشان داد که مکمل گیاهی منجر به تفاوت معنی داری در شاخص رشد، ضریب تبدیل غذایی و رشد اختصاصی قزل آلای رنگین کمان پرورشی نگردیده است.

    کلیدواژگان: رشد، قزل آلای رنگین کمان، مکمل گیاهی
  • حبیب الله سنچولی، عباسعلی حاجی بگلو*، محمد سوداگر صفحات 253-258

    نور یکی از مهم ترین عوامل موثر بر رشد و بقای لارو ماهیان است. در آزمایشی به مدت  55 روز، اثرات رنگ نور و دوره نوری بر درصد تفریخ، بقا و شاخص های رشد لارو در بچه ماهیان قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) مورد ارزیابی قرار گرفت.  اثر سه رنگ نور قرمز، سفید و زرد و چهار دوره نوری ( 20L/4، 16L/8، 10L/14، 4L/20 و0L/24) در روزهای 10، 20 و 55  پس از مرحله تخم چشم زده بر شاخص های درصد تخم گشایی، بقا و رشد بررسی شد. نتایج این تحقیق نشان داد بیش ترین درصد تخم گشایی (94/86%) در تیمار یا نور قرمز با مدت تاریکی 20 ساعت و کم ترین میزان (77/13% و 77/33%) آن در نورهای زرد و قرمز در 24 ساعت روشنایی مشاهده شد (0/05>P). بیست روز پس از تفریخ، بیش ترین درصد بقا و میانگین وزن لارو، در تیمار با دوره نوری کوتاه تر و رنگ های قرمز و زرد مشاهده شد که اختلاف معنی داری با سایر تیمارها داشت (0/05>P)، با این وجود تیمارهای مختلف دوره نوری و رنگ نور اثر معنی داری بر میانگین طول لارو در پایان روز بیستم نداشتند. پس از 55 روز تغذیه، لاروهایی که تحت مدت زمان روشنایی بیش تر و نور زرد قرار داشتند افزایش معنی دار وزن، بهترین ضریب تبدیل غذایی و بیش ترین نرخ رشد ویژه را مشاهده نمودند (0/05>P). به طورکلی در مرحله پیش از هچ نور قرمز با مدت تاریکی طولانی تر و بعد از هچ نور زرد وسفید با دوره روشنایی طولانی تر جهت با لابردن تفریخ و رشد موثر می باشند.

    کلیدواژگان: قزل‎ آلای رنگین‎ کمان، دوره نوری، رنگ نور، رشد، درصد بقا
  • برزو الماسی بردمیری، مجتبی علیشاهی*، نرگس جوادزاده صفحات 259-266

    پروبیوتیک‌ها مکمل های غذایی زنده ای هستند که از طریق بهبود بار میکروبی روده میزبان ، تاثیرات سودمندی را در آن ایجاد کرده، سبب بهبود جذب مواد غذایی از روده می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی اثر تجویز خوراکی سطوح پروبیوتیک (Lactobacillus casei(PTCC1608 بر شاخص های رشد و بازماندگی ماهی قزل آلای رنگین کمان بود. 4800 قطعه بچه ماهی قزل‌آلا، با وزن متوسط 5/5±32/6 گرم در چهار تیمار با سه تکرار به صورت تصادفی تقسیم شدند (هر تکرار با 400 قطعه ماهی). ماهیان تیمارهای A، B و C به ترتیب با جیره‌های غذایی حاوی 106×5، 107×5 و 108×5 باکتری در میلی لیتر باکتری لاکتوباسیلوس کازئی به مدت 60 روز غذادهی شدند. ییمار شاهد با شرایط کاملا مشابه اما بدون اضافه کردن باکتری به خوراک درنظر گرفته شد. زیست سنجی در روزهای صفر، 30 و 60 صورت گرفت و شاخص های رشد (ضریب رشد ویژه، درصد افزایش وزن، ضریب تبدیل غذایی، فاکتور وضعیت، بازده پروتئین، میزان رشد روزانه، میزان رشد نسبی، بازده خوراک و بازماندگی) بین تیمارهای مختلف مقایسه گردید. نتایج نشان داد افزودن پروبیوتیک L. casei با غلظتCFU/mL 106×5 باعث بهبود معنی دار شاخص های رشد در ماهی قزل آلا می شود، به طوری که ضریب رشد ویژه، درصد افزایش وزن و میزان رشد نسبی بهترین عملکرد را در تیمار A پس از 30 و 60 روز از شروع آزمایش داشتند و با تیمار شاهد اختلاف معنی دار نشان دادند (0/05>P)، درحالی که در تیمار تغذیه شده با جیره حاوی بالاترین میزان پروبیوتیک در هر دو مرحله نمونه گیری برخی شاخص های رشد و بازماندگی نسبت به گروه شاهد کاهش نشان دادند (0/05>P). تغییریدر شاخص های رشد در تیمار تغذیه شده با جیره حاوی  CFU/mL106×5 نسبت به تیمار شاهد در مراحل مختلف نمونه گیری مشاهده نشد. میزان بقا در طول دوره در بین تیمارهای مختلف نیز تفاوت معنی دار نشان داد، به طوری که بیش ترین تلفات مربوط به تیمار تغذیه شده با L. casei با غلظت CFU/mL108×5 بود که تفاوت معنی داری با تیمار شاهد داشت (0/05>P). به طورکلی نتایج تحقیق نشان داد افزودن پروبیوتیک L. casei با غلظت  CFU/mL106×5 به خوراک ماهی قزل آلای رنگین کمان انگشت قد، به عنوان مناسب ترین غلظت باعث بهبود شاخص های رشد ماهی شد، ولی غلظت های بالاتر این پروبیوتیک اثرات منفی بر رشد دارد.

    کلیدواژگان: L. casei، Oncorhynchus mykiss، پروبیوتیک، رشد و بازماندگی
  • مهدی بدری، اصغر عبدلی*، بهرام حسن زاده کیابی، محمود کرمی صفحات 267-276

    در این پژوهش ساختار سنی و ویژگی های رشد ماهی خواجو در دو زیستگاه با ویژگی های متفاوت (رودخانه فریزی و دریاچه چشمه سبز در استان خراسان) در بازه زمانی دی ماه 1388 تا دی ماه سال 1389 مطالعه شده است، پارامترهای سن و رشد با بررسی 495 قطعه استخوان سرپوش آبششی 261 نمونه از زیستگاه رودخانه ای و 234 گونه از زیستگاه دریاچه ای جمعیت های ماهیان خواجوی با دامنه طولی 69 تا 274 میلی متر تعیین گردید. نرخ رشد لحظه ای ماهیان خواجوی جوان (یک و دو ساله) در زیستگاه رودخانه ای(میانگین دمای بالاتر) بیش تر از جمعیت ساکن در زیستگاه دریاچه ای (میانگین دمای پائین تر) مشاهده شد. هم چنین نتایج نشان داد که  S. pelzami در زیستگاه دریاچه ای دارای طول عمر بیش تری هستند. ماهیان خواجو در زیستگاه رودخانه ای در 2-3 سالگی و در زیستگاه دریاچه ای در سن 5-4 سالگی به بلوغ جنسی رسیدند. مقادیر پارامتر رشد ون برتالانفی دوجمعیت، نشان داد که L∞ در جمعیت زیستگاه دریاچه ای (514/70♀ ، 646/464♂) بالاتر از جمعیت زیستگاه رودخانه ای(456/92 ♀، 303/15♂) بود. شاخص فای پریم مونرو (φ′) در زیستگاه دریاچه ای (9/386 ♀، 9/225♂) و در زیستگاه رودخانه ای (9/253♀، 9/074♂)محاسبه گردید. غلبه نسبت جنسی در زیستگاه رودخانه مربوط به جنس نر و در زیستگاه دریاچه به جنس ماده اختصاص داشت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تفاوت در شرایط زیستگاهی به ویژه دمای آب و موقعیت جغرافیایی دو زیستگاه سبب شکل گیری استراتژی های متفاوت از نظر ساختار سن و الگوی رشد در هریک از جمعیت ها گردیده است.

    کلیدواژگان: ماهی خواجو، رودخانه فریزی، دریاچه چشمه سبز، سن و رشد
  • پریا اکبری*، فرزانه دباشی صفحات 277-282

    هدف از این تحقیق، ارزیابی استفاده از عصاره جلبک قرمز جانیا (Jania adhaerens) برای اولین بار به عنوان مکمل غذایی بر عملکرد رشد، تغذیه، ترکیب شیمیایی بدن و آنزیم های گوارشی ماهی کفال خاکستری (Mugil cephalus) می باشد. چهار رژیم غذایی به ترتیب حاوی 0، 5، 10 و 15 گرم عصاره جلبک جانیا بر کیلوگرم غذا تهیه شد. 120 قطعه ماهی کفال خاکستری با میانگین وزنی 2/01±14/95 (میانگین± خطای معیار) گرم در 4 گروه برطبق رژیم های غذایی مختلف به صورت تصادفی به ترتیب 0 (گروه شاهد)، 5 ، 10 و 15 گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا تقسیم بندی شدند. بین گروه های آزمایشی و گروه شاهد از نظر وزن نهایی، میزان غذای دریافتی، میزان افزایش وزن به دست آمده، راندمان مصرف پروتئین و راندمان مصرف چربی اختلاف معنی داری مشاهده شد (0/05>P). هم چنین بیش ترین میزان شاخص های فوق در گروه حاوی 10 گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا مشاهده شد. بیش ترین میزان پروتئین خام، رطوبت لاشه، فعالیت آنزیم های پروتئآز، آمیلاز و لیپاز و کم ترین میزان چربی در گروه حاوی 15 گرم جانیا بر کیلوگرم غذا مشاهده شد. هرچند از نظر فعالیت آنزیم لیپاز بین گروه 10 و 15 گرم جانیا بر کیلوگرم غذا اختلاف معنی داری مشاهده نشد (0/05<P). در کل، نتایج این تحقیق نشان داد که ماهیان کفال تغذیه شده با رژیم غذایی حاوی 10 و 15 گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا عملکرد رشد، تغذیه، ترکیب لاشه و فعالیت آنزیم های گوارشی بهتری را در مقایسه با تیمار شاهد نشان دادند و استفاده از 10 گرم عصاره جانیا بر کیلوگرم غذا در جیره غذایی ماهی کفال خاکستری توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: جلبک دریایی قرمز، ماهی کفال خاکستری، عملکرد رشد، فعالیت آنزیم های گوارشی
  • شیرین یلباسی، بهاره شعبان پور، محمدرضا ایمان پور* صفحات 283-288
    این مطالعه به منظور ارزیابی اثرات استفاده از بتاکاروتن به عنوان رنگدانه سنتتیک و جلبک اسپیرولینا و فلفل دلمه ای زرد به عنوان رنگدانه ای طبیعی بر رنگ پذیر و عملکرد رشد ماهی سیچلاید الکتریکی زرد آبی انجام شد. تعداد120عددماهی سیچلاید زرد آبیبامیانگینوزنی (0/05±2/51 گرم) در قالب 3 تیمار و یک گروه شاهد و هر کدام با سه تکرارتقسیم شدند.12عدد آکواریوم به ابعاد 70×40×30 سانتی متر آماده و 10 قطعه ماهی به هر کدام اضافه شد. گروه شاهد با غذای فاقد افزودنی (غذایپایه) تغذیه گردید. تیمار 1 جیره های حاوی بتاکاروتن  (40 میلی گرم در کیلوگرم غذا)، تیمار 2 جلبک اسپیرولینا و  تیمار 3 فلفل دلمه ای زرد (هریک به مقدار 10 گرم در کیلوگرم غذا) بودند. بعد از تیماربندی به مدت 8 هفته ماهیان با جیره های آزمایشی مورد تغذیه قرارگرفتند. سپس شاخص های رنگیشدن ازنظر معنی داری با روش  One way ANOVA در نرم افزار19  Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. هم چنین برخی از شاخص های رشد مانندSGR ،FCR ، BWI مورد بررسی قرار گرفتند . پسازپایاندورهپرورشاز هر تیمار تعداد 9 عدد ماهی به صورت تصادفی انتخاب گردید و برای ارزیابی میزان تغییر رنگ ایجاد شده از سیستم رنگسنجی L*a*b* با استفاده ازدستگاهChroma meter CR-40 استفاده شد. در نتایج به دست آمده از نظر هر سه مولفه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که استفاده از بتاکاروتن، جلبک اسپیرولینا و فلفل دلمه ایی در جیره ماهی سیچلاید الکتریکی زرد آبی تاثیر معنی دار بر رویشاخص های رنگ ظاهری نشده است (0/05<P) و هم چنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در شاخص های رشد بین تیمارهای تغذیه شده حاوی بتاکاروتن، جلبک اسپیرولینا و فلفل دلمه ایی با تیمار شاهد وجود نداشت (0/05<P).
    کلیدواژگان: رنگ پذیری، رشد، بتاکاروتن، اسپیرولینا، فلفل دلمه ای زرد، ماهی ماکرو
  • پویا شریفی، مهرزاد مصباح، علی شهریاری* صفحات 289-294
    ماهی شیربت یک گونه بومی استان خوزستان و از مهم ترین گونه ها از دیدگاه صنعت و صیادی می باشد. اطلاعات کافی در مورد پارامترهای بیوشیمیایی و متابولیسم درباره این گونه در دسترس نیست. بنابرین در این تحقیق اثر بر جنسیت بر پارامترهای لیپید و لیپوپروتئین در سرم، کبد و عضله شیربت پرورشی مورد مطالعه قرار گرفت. جهت اجرای این پروژه، 72 قطعه ماهی بالغ (36 نر و 36 ماده) از مجموعه پرورشی آزادگان منتقل گردیده و مورد آزمایش قرار گرفتند. خونگیری از ناحیه باله دمی صورت گرفت و پس از آسان کشی نمونه های کبد و عضله اخذ شد. نمونه های کبد و عضله به حجم 1 گرم، توسط حلال آلی چربی زدایی شده و به روش اسپکتوفتومتری مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج این گونه نشان می دهند که چربی کل، TG، TC، HDL-c، VLDL-c، LDL-c در سرم به ترتیب 488/174، 179/88، 252/958، 71/65، 36/343 و 128/041 میلی گرم در دسی لیتر تعیین گردید. مقدار چربی کل، TG، TC در کبد به ترتیب 73/407، 43/109 و 1/053 و در عضله به ترتیب 33/831، 19/417 و 0/703 میلی گرم درگرم بودند. اطلاعات به دست آمده در این مطالعه نشان داد که بین جنس نر و ماده در چربی کل، TG، TC و VLDL-c در سرم اختلاف معنی داری  وجود دارد (0/05>P)، ولی در عضله مقدار چربی کل، TG، TC اختلاف معنی داری بین دو جنس نر و ماده مشاهده نشد (0/05<P).
    کلیدواژگان: سرم، کبد، عضله، تری گلیسرید کل، کلسترول کل
  • فریده محسنی، تورج ولی نسب*، احسان رمضانی فرد، سید محمدرضا فاطمی، محمدصدیق مرتضوی صفحات 295-304

    مطالعاتریخت شناسی جهت تخمین جمعیت گونه هایماهی ضروری وحائز اهمیت می باشد. این مطالعه، باهدف بررسی رابطه طول-وزن در چهار گونه ازگربه ماهیان شامل گربه ماهی بزرگ(Netuma thalassina (Rüppell, 1837،گربه ماهی خاکی Plicofollis dussumieri  (Valenciennes, 1840، گربه ماهی پوزه گرد (Netuma bilineata   (Valenciennes, 1840 و گربه ماهی زخمی (Plicofollis layardi  (Günther, 1866 از سواحل خلیج فارس صورت گرفت. نمونه برداری از بهار 96 تا زمستان 96 به طور ماهانه از طریق تور ثابت ساحلی مشتا و تور ترال انجام گرفت. در کل 495 ماهی جمع آوری شد که شامل 212 گونه خاکی، 151 گونه ماهی بزرگ، 120 گونه زخمی و 12 گونه پوزه گرد  بود. تفاوت معنی دار بین طول کل و وزن کل چهار گونه گربه ماهی مشاهده شد. مقایسه طول کل و وزن کل بین چهارفصل تفاوت معنی داری را نشان داد. فصل پاییز و تابستان به ترتیب بالاترین (42/80%) و پایین ترین (16%) درصد از گونه ها را شامل بودند. بالاترین میانگین طول کل در گربه ماهی خاکی در طول فصل تابستان مشاهده شد (میانگین 0/70±45/24) و کم ترین میانگین طولی مربوط به گونه زخمی در فصل پاییز بود (میانگین 3/83±15/08). بالاترین میانگین  وزنی در گونه خاکی در فصل پاییز (80/86±1135/360) و کم ترین میانگین وزنی مربوط به گونه زخمی در طول فصل پاییز بود (20/39±40/3). در کل، روابط مورفومتریک متفاوت در چهار گونه حاکی از همبستگی قوی بین طول کل و وزن کل بود. در بین گربه ماهیان، گربه ماهی بزرگ (0/98=P>0/05 R2)، گربه ماهی خاکی (0/97=P>0/05 R2) و گربه ماهی زخمی (0/99=P>0/05 R2) رشد ایزومتریک را نشان دادند. در حالی که، رشد آلومتریک در گربه ماهی پوزه گرد (0/98=P<0/05 R2) مشاهده شد.

    کلیدواژگان: رابطه طول و وزن، رشد، گربه ماهیان، خلیج فارس، هرمزگان _
  • منا مقدم*، محمدرضا رحمانی، سهیل ایگدری، سمیرا کیانی هرچگانی صفحات 305-312

    بررسی  تنوع و ساختار ژنتیکی گونه های مختلف ماهیان از اساسی ترین شاخص های لازم برای حفظ و بازسازی ذخایر آن ها است. این مطالعه بر آن است تا با استفاده ازروش های مولکولی با استفاده از توالی‏ های به‌ دست ‌آمده از ژن سیتوکرم اکسیداز COI به بررسی آرایه  شناسی سگ ماهی جویباری جنس Paraschistura در جنوب ایران بپردازد. به این منظور نمونه بالغ از هر گونه که شامل:7عددگونه  P. bamporensis، سه عدد گونه P. sargadensis، چهار عدد گونه P. hormozensis، و پنج عدد گونه Parascshistura sp.، از حوضه های جنوبی ایران جمع آوری گردید، DNA نمونه ها با استفاده از کیت ژنومی و پرایمر FCOI20ʹ استخراج گردیدو طیفرآیند PCR تکثیرو پس از الکتروفورز توالی یابی انجام گرفت. جهت بررسی روابط فیلوژنی توالی های ژن COI از نرم افزار MEGA6 استفاده گردید. نتایج این بررسی نشان داد که نمونه های جنس   Paraschistura در چهار کلاد قرار گرفته اند. نمونه های P. bamporensis از حوضه های مختلف با فاصله تکاملی (0/128-0/005) به همراه P. sargadensis و Parascshistura sp از حوضه سرباز در یک کلاد قرار گرفته اند. نمونه های  P. hormozensis با دارا بودن فاصله تکاملی (0/042)، در کلاد مجزایی قرار دارند. به همین ترتیب P. abdolii ،P. naumani و P. delvarii و با دارا بودن فواصل تکاملی (0/185-0/030) و نمونه Parascshistura sp. با فاصله تکاملی (0/206-0/042) در کلادهای مجزایی قرار گرفته اند. با توجه به فاصله حوضه ها از هم و بررسی خصوصیات مورفولوژی، نتایج مولکولی با نتایج مرفولوژیکی موجود مطابقت داشت. تجزیه و تحلیل درخت فیلوژنی در این مطالعه نشان می دهد ویژگی های ریخت شناسی مورفولوژیک به همراه شناسایی مولکولی برای تایید تشخیص گونه‌ها ضروری می‌ باشد.

    کلیدواژگان: فیلوژنی، Paraschistura، آرایه شناسی، ساختار ژنتیکی، سگ ماهی
  • معصومه درویشی مجره، رقیه صفری*، علی شعبانی، حسین حسینی فر صفحات 313-318

    در این تحقیق تاثیر دوزهای مختلف سم دیازینون بر بیان ژن‌ یتلوژنین (Vtg) درجنس ماده ماهی گورخری (Danio rerio) بررسی شد. تعداد 600 قطعه بچه‌ ماهی‌ گورخری با میانگین وزنی 0/01±0/15 ‌گرم در 4 تیمار و 3 تکرار به مدت یک ماه تحت تاثیر سه دوز سم 0/8، 1/6 و 3/2 میلی گرم بر لیتر و تیمار شاهد قرار گرفتند. در انتهای دوره جهت مطالعات ژنتیکی از کبد نمونه‌ برداری و استخراج RNA انجام شد. برای سنتز cDNA از کیت Superscript RTase استفاده ‌شد و cDNA حاصله با استفاده از پرایمرهای ژن‌های مذکور و ژن بتا اکتین به‌ عنوان ژن رفرنس در Real Time PCR استفاده شد. ارزیابی بیان ژن ویتلوژنین کاهش بیان را در گروه های تیمار شده با سم دیازینون نسبت به گروه شاهد نشان داد. در گروه های تیمار شده با سم دیازینون (0/8، 1/6 و 3/2 میلی گرم بر لیتر) میزان بیان ژن ویتلوژنین به ترتیب 0/9، 0/69 و 0/39 برابر گروه شاهد بود که الگوی کاهشی وابسته به دوزی را نشان می دهد (0/05>P). نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که سم دیازینون می تواند اثر منفی بر رشد و تکامل سلول های جنسی در جنس ماده ماهی زبرا داشته باشد.

    کلیدواژگان: ویتلوژنین، دیازینون، بیان ژن، ماهی گورخری
  • حجت احمدی فگجور، احسان کامرانی*، علی اصغر خانی پور، آرش اکبرزاده، احمد همایی صفحات 319-328

    برای بسیاری از گونه های دریای خزر اطلاعات بسیار اندکی در مورد پاسخ استرس به ابزار و آلات صید و صیادی وجود دارد. در این تحقیق پاسخ های فیزیولوژیک ماهیان سفید دریای خزر پس از تنش و استرس حاد وارده توسط ابزار صید گوشگیر مورد ارزیابی قرار گرفت. تور گوشگیر ثابت از ساحل در عمق 0/5 تا 5 متر در دریا مستقر گردید. نمونه های خونی برای ارزیابی پاسخ های فیزیولوژیک در فواصل زمانی صفر، 1، 3، 6، 12 و 18 ساعت پس از درگیری ماهیان با تور گوشگیر جمع آوری گردید. نمونه برداری در دو دمای متفاوت (دمای حدود 10 و 15 درجه سانتی گراد) انجام گرفت. سطوح کورتیزول، گلوکز پلاسما و پروتئین شوک حرارتی (HSP70) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پارامترهای مذکور نشان داد بین اثر استرس با دمای آب رابطه مستقیم وجود داشت، این نتیجه نشان داد که مقادیر شاخص های خونی در دمای بالاتر به نسبت بیش تر از دمای پایین تر بود. مقادیر کورتیزول در هر دو دما اختلاف معنی داری بین نمونه های خونی در فواصل زمانی را نشان داد (0/05≥P). سطوح کورتیزول افزایش 100 درصدی را به خود اختصاص داده بودند. مقادیر گلوکز پلاسما و پروتئین شوک حرارتی (HSP70) در هر دو دما اختلاف معنی داری بین نمونه های خونی در فواصل زمانی را نشان نداد (0/05≤P). در دوره سنجش، مقادیر گلوکز پلاسما و پروتئین شوک حرارتی (HSP70) روند افزایشی داشت که نشان دهنده تاثیر زمان استرس بر روی این پارامترها بود. ماهیان درگیر با تور گوشگیر پس از 18 ساعت همگی تلف شدند. شروع این تلفات حدودا شش ساعت پس از درگیری بود. این مطالعه نشان داد که استرس حاد ناشی از تور گوشگیر بسیار کشنده است و ماهی حتی قادر به تحمل استرس و بقاء را به مدت زمان 18 ساعت نیز ندارد.

    کلیدواژگان: کورتیزول، گلوکز، پروتئین شوک حرارتی، تور گوشگیر، ماهی سفید (Rutilus frisii)
  • ذبیح الله نعمتی، سجاد قنبری*، اسماعیل شیدای کرکج، محسن سبزی نوجه ده صفحات 329-338

    تعیین شایستگی مرتع برای کاربری های مختلف یکی از اهداف مدیریت اصولی منابع طبیعی بوده و ضامن توسعه پایدار است. بنابراین، هدف این تحقیق، مطالعه شایستگی تیپ های مختلف گیاهی موجود در مراتع منطقه تبریز برای زنبورداری می‌باشد. بدین منظور با استفاده از نقشه تیپ های گیاهی منطقه و نیز مطالعات مرتبط، جذابیت گیاهان تعیین و تعداد گونه های جذاب برای تیپ ها مشخص گردیدو سپس نقشه نهایی طبقه بندی پتانسیل تیپ ها از نظر کاربری زنبورداری و زنبورپذیری تهیه شد. نتایج نشان داد که تعداد 250 گونه جذاب برای زنبور عسل در منطقه وجود دارد و بیش ترین گونه از لحاظ جذابیت برای گرده زایی و شهدزایی مربوط به تیپ Bromus tomentollus،Astragalus chrysostachys Acantholimon bracteatum با تعداد 68 گونه می باشد.تیپ های Aeluropus littoralisو Halocnemum strabilaceum فاقد گونه های جذاب برای زنبورعسل می باشد. شوری خاک در قسمت‌ها و شوره زارهای اطراف دریاچه ارومیه سبب کاهش پتانسیل تیپ های موجود در این مناطق شده است. با توجه به نتایج این پژوهش، در حدود 77 درصد از مساحت مراتع منطقه (550873 هکتار)، قابلیت متوسط و بالا جهت پرورش زنبورعسل را دارد. بنابراین اکثر سطح منطقه مورد مطالعه از لحاظ پتانسیل زنبورداری و دارا بودن گیاهان جذاب زنبور عسل دارای طبقه متوسط (S2)هستند. با توجه به نتایج حدود 77 درصد از مراتع منطقه دارای پتانسیل متوسط به بالا برای زنبورداری بوده که با رعایت اصول می توان جهت زنبورداری اقدام و ضمن کسب درآمد، با کاهش فشار چرای دام به احیاء مرتع کمک کرد که درنهایت زمینه‌ساز مدیریت اصولی و صحیح مراتع منطقه، حفاظت خاک و آب و افزایش پوشش گیاهی منطقه می شود.

    کلیدواژگان: شایستگی مرتع، زنبورداری، تیپ های گیاهی، تبریز
  • محمدرضا محسنی، شاهرخ پاشایی راد*، نسیم حیاتی رودباری صفحات 339-346

    طی تحقیقی که در باتلاق های نمکی و شوره زارهای نواحی مرکزی ایران در سال های 1395 و 1396 انجام گرفت، تعداد 21 نمونه مورچه به روش تله گذاری و دستی در 3 فصل بهار، تابستان و پائیز از 5 ایستگاه جمع آوری شدند. از این تعداد 9 گونه متعلق به 5 جنس و 5 قبیله و از 2 زیرخانواده Myrmicinae و Formicinae به شرح ذیل مورد شناسایی قرار گرفتند: Subfamily: Myrmicinae Tribe: Stenammini Genus: Messor Species: 1) Messor ebeninus Tribe: Solenopsidini Genus: Monomorium Species: 2) Monomorium indicum 3) Monomorium sp. Tribe: Crematogastrini Genus: Tetramorium Species: 4) Tetramorium sp. Subfamily: Formicinae Tribe: Formicini Genus: Cataglyphis Species: 5) Cataglyphis niger 6) Cataglyphis bellicosus 7) Cataglyphis setipes 8) Cataglyphis lividus Tribe: Plagiolepidini Genus: Lepisiota Species: 9) Lepisiota dolabellae تمامی گونه ها اولین بار از باتلاق های نمکی و شوره زارهای نواحی مرکزی ایران گزارش می شوند و تمامی نمونه ها مورد تائید پروفسور برایان تیلور عضو انجمن حشره شناسان سلطنتی انگلستان قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: Biodiversity، جانوران، حشرات، تنوع زیستی، شوره زار، نواحی مرکزی ایران
  • سیامک بهزادی*، غلامعلی اکبرزاده چماچایی، محمد مومنی، علی سالارپوری، محمد درویشی، سیده لیلی محبی نوذر، محمدصدیق مرتضوی صفحات 347-352

    میگو ازجمله آبزیانی است که از سالیان گذشته یکی از اقلام اصلی غذائی مردمان مناطق جنوب به‌ویژه استان هرمزگان را تشکیل داده است، ازاین‌رو نوسانات این ذخایر به منظور دست‌یابی به صید پایدار همواره مورد توجه مسئولین قرار گرفته است. در این مطالعه به ارزیابی ارتباط بین فاکتورهای هواشناسی (میانگین سرعت باد، درجه حرارت و میزان بارندگی) در زمان برداشت (مهر و آبان) با میزان صید در بازه زمانی سی‌ساله 1394-1364، پرداخته شده است. به‌منظور بررسی پارامترهای اقلیمی انتخاب‌ شده با میزان صید میگو از آزمون تجزیه مولفه‌های اصلی استفاده شد. نتایج مربوط به شاخص KMO در این آزمون 0/71 بوده و آزمون بارتلت معنی‌دار بوده است. نتایج نشان داد که مولفه اول شامل صید کل میگو (0/03)، میانگین سرعت باد (0/06)، درجه حرارت (0/82) و میزان بارندگی (0/33) با 33/58 درصد و مولفه دوم شامل صید کل میگو (0/76)، میانگین سرعت باد (0/84-)، درجه حرارت (0/28) و میزان بارندگی (0/79) با 28/67 درصد از کل واریانس ها (62/25 درصد)، می تواند برای شناسایی مهم‌ترین پارامتر های موثر در تغییرات صید کل میگو استان در سی‌ساله اخیر استفاده گردد. به‌علاوه، بررسی ضرایب مربوط به بارهای عاملی بارگذاری شده حاصل از آزمون مولفه‌ها نشان داد که بارش با بار عاملی (0/79) و میانگین سرعت باد با نمره عاملی 0/84-، در مولفه دوم بیش ترین عامل اثرگذار مثبت و منفی بر تغییرات صید کل میگو (0/76)، در دوره سی‌ساله داشته است. تاثیر باد در کاهش نرخ صید میگوهای تجاری در صیدگاه های استان هرمزگان را شاید بتوان به راندمان کم تر ابزار صید ترال کف به دلیل قرار نگرفتن تخته ها و زنجیرهای این ابزار صید بر روی بستر دریا، مرتبط دانست، هم چنین به نظر می رسد میزان بارش سالانه بر روی میزان صید در صیدگاه ها تاثیری نباید داشته باشد و تاثیر آن‌ها می تواند بر روی ذخایر میگوهای جوان در مناطق نوزادگاهی در ذخایر سال قبل از حضور در صیدگاه ها صورت پذیرفته باشد.

    کلیدواژگان: میگوی موزی، پارامترهای هواشناسی، میزان صید، PCA و خلیج فارس
  • منیره فئید*، حجت خداپرست، محمدرضا مهرابی، سید فخرالدین میر هاشمی نسب صفحات 353-360

    این تحقیق با هدف بررسی پارامترهای میکروبی و فیزیکوشیمیایی آب دریاچه نئور انجام گرفت. 5 ایستگاه با توجه به موقعیت جغرافیایی، ارتفاع آب، جریان های ورودی به دریاچه انتخاب گردید. نمونه برداری دوبار در هر فصل (از فصول بهار و تابستان و پاییز) 1395صورت گرفت. آزمون های میکروبی شامل شمارش تعداد کل باکتری، تعداد کلی فرم و تعداد کلی فرم مدفوعی، استرپتوکوکی و باکتری های احیاکننده سولفیت انجام گرفت. بیش ترین میزان تراکم باکتری های هتروتروف در تابستان و در ایستگاه 1 بود (50000 cfu/ml ) و بیش تر از استاندارد بود. بیش ترین میزان باکتری های کلی فرم مدفوعی در پاییز در ایستگاه های 1و3 مشاهده شد (110 cfu/ml ). بیش  ترین میزان فراوانی استرپتوکوکی نیز در فصل تابستان در ایستگاه 3 (110 cfu/ml) بود. بیش ترین میزان فراوانی باکتری های احیاکننده سولفیت در بهار در ایستگاه 1 بود. نیترات، آمونیوم و فسفات در تمامی فصول در حد مجاز (استاندارد EPA) بود. COD ،BOD و pH در برخی از فصول بیش تر از حد مجاز (استاندارد EPA) بود میزان باکتری های هتروتروف، کلی فرم و کلی فرم مدفوعی و استرپتوکوکی در برخی از فصول بالاتر از حد استاندارد بود و دلیل آن، بالارفتن دمای محیط و آب، عبور دام و احشام در منطقه و برخی فعالیت های توریستی و کشاورزی در فصول گرم سال و تلاطم باد و آب و افزایش رسوبات در پاییز بود. این دریاچه، به دلیل بالابودن برخی پارامترها، برای زیست ماهیان خصوصا ماهیان سردآبی مطلوب نمی باشد.

    کلیدواژگان: نئور، باکتری، هتروتروف، کلی فرم، کلی فرم مدفوعی، استرپتوکوک
  • مریم علی زاده*، سید عباس حسینی، حجت الله جعفریان، رسول قربانی، محمد قلی زاده صفحات 361-370

    جوامع بنتیک به عنوان شاخص زیستی در اکوسیستم های آبی مطرح می باشند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی زیستی رودخانه آجی‎سو براساس ساختار جوامع درشت بی‌مهرگان کفزی بود. نمونه های کفزی به صورت فصلی از چهار ایستگاه (با 3 تکرار) به مدت یک سال با استفاده از نمونه بردار سوربر با سطح پوشش 30×30 سانتی متر جمع آوری شدند. در مجموع تعداد 1106 نمونه از موجودات کفزی شناسایی شدند که بیش ترین فراوانی به ترتیب مربوط به رده دوبالان و یک روزه ها در فصل پاییز بود درحالی که سایر گروه ها فراوانی ناچیزی داشتند. بیش ترین پراکنش درشت بی‌مهرگان کفزی در ایستگاه های 2 (37 درصد) و 3 (29 درصد) به دست آمد. مقیاس گذاری چند بعدی (MDS) و نمودار خوشه بندی به دلیل فراوانی راسته Diptera، Oligocheta و Ephemeroptera در ایستگاه های 2، 3 و 4 فصل پاییز و تابستان، درشت بی‌مهرگان کفزی 3 گروه مجزا از یکدیگر نشان داند. شاخص تنوع (شانون– وینر)، شاخص غالبیت (سیمپسون) و غنای گونه (مارگالف) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیش ترین شاخص تنوع (0/16± 1/36)، شاخص غالبیت (0/03± 0/77) و غنای گونه (0/21±1/37) در فصل پاییز بود، درحالی که کم ترین مقدار در فصل گرم (تابستان) به دست آمد. همبستگی معنی داری بین شاخص های مختلف زیستی و برخی از پارامترهای آب ازجمله دما، اکسیژن محلول، شوری، هدایت الکتریکی و کل مواد جامد محلول وجود دارد. به طورکلی مشخص گردید که حشرات آبزی، جمعیت غالب درشت بی‌مهرگان کفزی رودخانه آجی سو را تشکیل می‌ دهند. درشت بی‌مهرگان کفزی در فصل پاییز بیش ترین فروانی و تنوع زیستی را به خود اختصاص دادند.

    کلیدواژگان: ماکروبنتوزها، ترکیب جمعیت، رودخانه آجی سو، شاخص های بیولوژیکی
  • نرگس رجایی، عیسی ابراهیمی*، نصرالله محبوبی صوفیانی، امیدوار فرهادیان صفحات 371-378

    وضعیت تروفی و روند تغییرات آن طی فصول پاییز و زمستان در دریاچه سد زاینده رود مورد بررسی قرارگرفت. نمونه  برداری از مهر تا اسفند 1390 در 4مرحله (اواسط ماه های مهر، آذر، دی و اسفند) با فاصله زمانی 45 روز انجام شد. 9 ایستگاه نمونه برداری در سه منطقه (هر منطقه 3 ایستگاه) شامل: اول (دهانه ورودی رودخانه به دریاچه)، دوم (مجاور دهکده تفریحی چادگان) و سوم (نزدیک به تاج سد) انتخاب شد. نمونه برداری از عمق 30 سانتی متر آب با بطری نمونه بردار نانسن انجام شد. دامنه پارامتر های عمق رویت سکشی  دیسک 4/30-1/0 متر، فسفات کل 11/57-0/01، نیتروژن کل 2/20-0/20 و میزان کلروفیل a 8/84-0 میلی گرم در لیتر اندازه گیری شد. مقدار شاخصTSI ، Trophic State Index) در 4 مرحله مذکور بر اساس پارامتر فسفات کل به ترتیب برابر 25/22، 33/37، 29/80 و 31/02 و بر اساس کلروفیل a برابر 44/82، 31/28، 32/37 و 35/14 به دست آمد. درحالی که میزان این شاخص بر اساس عمق رویت سکشی در مراحل نمونه برداری به ترتیب 40/83، 42/42، 50/34 و 48/92 را نشان داد. تاثیرپذیری زیاد کلروفیل a از میزان فسفرحاکی از آن بود که این عنصر نقش موثری در رشد جلبک ها دارد درحالی که عمق رویت سکشی متاثر از ذرات سیلت حاصل از آبشویی زمین های اطراف در اثر بارندگی بود. میانگین TSI در همه مراحل نمونه برداری در محدوده 38/3-36/5 قرار داشت که نشان دهنده وضعیت الیگوتروف دریاچه سد زاینده رود در فصول پاییز وزمستان بود. علاوه بر این براساس مقدار کلروفیل a وفسفر کل این دریاچه در وضعیت الیگوتروف و براساس عمق رویت صفحه سکشی در وضعیت مزوتروف قرار گرفت.

    کلیدواژگان: دریاچه سد زاینده رود، شاخص TSI، وضعیت تروفی
|
  • Peyman Karami, Kamran Shayesteh *, Mina Esmaeili Pages 1-10

    Brown Bear is the country's largest species in carnivorous which is distributed in a wide range of Alborz and Zagros mountains. Its distribution range in the western part of the country reaches Lorestan province. Sephid-Koh protected area with its vegetation, its breadth and ecological condition has created a good habitat for this species. In order to identify the range of distribution and favorable habitat of this species in the mentioned area, the presence points of species were collected in spring and summer seasons of 1396. 14 effective variables in the distribution of the species were identified. After performing the multicollinearity analysis, 4 variables were omitted due to variance inflation index (VIF) more than 10 and modelling was performed by using 10 habitat variables, 10000 randomized background points and 500 iterations in MaxEnt software. The significance of variables in modeling was done using jackknife analysis. In order to obtain habitat binary map, threshold of the LPT (Lowest Presence Threshold) was used the results of the model validation showed that the model was successful in the average run (AUC = 0.85); and the habitat variables of distance from human settlements, sub roads and altitudes had the most effect on species distribution. Based on the findings, 65% of the Sephid-Koh area is suitable for the brown bear. Regarding the distribution of species in the region, this species can be considered as a health index and a key species of the Sephid-Koh region.

    Keywords: Brown bear, Distribution, Habitat, Lorestan, Distribution modeling
  • Maysam Madadi *, Hossein Varasteh Pages 11-20
    In the current century, the destruction and separation of the habitat has had significant ecological effects on wildlife species, particularly species that are under threat. In the meantime, the leopard has been classified as endangered (EN) species by the International Convention for the Protection of Nature and Natural Resources (IUCN). Golestan National Park, as the first national park in Iran, is divided by the Gorgan-Bojnourd road, practically into the northern and southern divisions, which has had a profound effect on the desirability of the carnivorous habitat, especially the panther. Therefore, recognizing the factors affecting the usefulness of the Leophor's habitat as a useful tool in managing and protecting the remaining habitats in Golestan National Park can help conservation managers in this effective management. In this research, for optimizing the leopard habitat model, the maximum entropy approach was utilized using 15 habitat variables and 77 species points. Eventually, after using the Maxent model, the potentiality of the Iranian leopard habitat was predicted in Golestan National Park. The obtained AUC is 0.9, which indicates the high predictive power of the model. The results of the jacknife test show that the distribution of the leopard in Golestan National Park is primarily influenced by the distribution of prey, including wild boar, wild goat, wild sheep and red deer, and then to other environmental variables including altitudes of 500 to 1000 m, distance to water resources and roads, it is dependent.
    Keywords: Leopard, Habitat suitability, Maximum Entropy, Golestan National Park
  • Mahya Khosravi, Behrouz Behrouzirad * Pages 21-26
    Kaveh deh area is located at Firouzkouh around Tehran province. The purpose of this study is to determine the Ovis orientalis habitat suitability and its relation to vegetation dispersion in this area in fall 1393, by plotting to recognize plant species, and using Past software to determine indicate of plant biodiversity. Ovis orientalis habitat suitability was determined using ranking of habitat variables (HEP method) and HSI model. 9 habitat variables were studied: vegetation, direction, slope, distance from road, distance from habitats, distance from agricultural land, and etc. 11 species in Octobe, 9 in November, and 9 in December were recognized. Shannon Winner diversity index in 3 fall months was 2.013, 882, 1.2؛ Margalo species richness was 2.153, 1.954, 2.288؛ Menhinick species richness was 1.079, 1.162, 1.567؛ and Simpson species diversity was 0.8232, 0.8411, 0.8154, respectively. According to given scores of HEP method, the habitat suitability of Kaveh Deh area in fall season was 0.67, indicating favorable habitat suitability in this area.
    Keywords: HSI model, HEP method, Habitat suitability, Ovis orientalis, Vegetation, Kaveh Deh hunt-forbidden area
  • Azita Rezvani, Sima Fakheran Isfahani *, Alireza Soffianian, Mahmoud Reza Hemami, Mostafa Tarkesh Pages 27-36
    Identifying the migration routes of species between different habitats is essential for development of conservation strategies at landscape scale. Maintaining connectivity in the short to medium-term provides possibility of dispersal, access to suitable habitats, seasonal migration and dynamics of the meta populations, and in the long-term, ensure connectivity between appropriate habitat patches to support movements in response to climate change. In this study, we identified and evaluated migration corridors for vulnerable ungulate species, wild sheep (Ovis orientalis isphahanica) between Haftad Gholleh protected area in Markazi Province, and Mooteh Wildlife Refuge in Isfahan Province in central Iran. To identify migration corridors, two models were used, Maximum Entropy (MaxEnt), and Circuit Theory. Using MaxEnt, species distribution modeling was done in two steps with and without presence data in the unprotected study area. Then, Outputs of MaxEnt model was used to identify connectivity with electrical circuit model. The results shows that maximum connectivity (lowest resistance) is most pronounced only in one rout, however near Haftad ghole protected area, there are several high current paths with the highest habitat suitability. We conclude that protecting and incorporating the remaining suitable migration corridors into the existing protected areas network of Iran seems crucial.
    Keywords: Corridor, migration, Pinch Point, Landscape Resistance, Circuit Theory
  • Sima Savar Sofla *, Reza Seyedsharifi, Mohammadreza Mansourian, Mazdak Kazemi Pages 37-46
    In this regard, the objective of this research was to investigate the impact of temperature-humidity index (THI) as an environmental descriptor for heat stress on milk yield (MY) and fat percentage (FP) of Holstein dairy cattle in Mediterranean climate of Iran. The first lactation information between 2001 and 2016 from 42781 and 38829 cows with 348868 and 302851 records, for MY and FP were considered, respectively. The average of daily THI for 3 days before test date was used as an environmental factor which calculated using information of the nearest weather stations to each herd. (Co) variance components were estimated using Bayesian methodology via random regression model (RRM) for different combinations of THI and days in milk (DIM). As a function of DIM at the end of the lactation increases the heritability and decreases the heritability as a function of the THI with increasing THI.For both DIM and THI values, the genetic correlations gradually decline as the distance between values increases. It is evidence that different records along the different THI values like DIM are affected by different genes. In this regard, the estimated genetic correlations for FP were lower than corresponding correlations for MY. The overall idea of this research on heat stress indicates the need to model an additive genetic effect for heat tolerance of dairy cattle in Mediterranean climate of Iran and the genetic potential of the animal can play an important role in controlling the reduction in the production of herd milk in stressful weather conditions.
    Keywords: Heat stress, heritability, Temperature humidity index, Test day record
  • Kavan Nikdel, Mehdi Aminafshar *, Ehsan Seyedjafari, Abdollah Mohammadi, Nasser Emamjomeh Pages 47-52
    In this research, the effects of induced mild stress of hydrogen peroxide was investigated on bovine male gametes quality. For this purpose, Semen samples were treated with 0, 10, 50, 100 and 200 μmol / L of hydrogen peroxide concentrations, and the parameters related to the total motility, progressive motility, fast motility, survival and quality of sperm cell membrane were recorded and compared in all treatments. Results showed that, increasing of hydrogen peroxide concentration up to 50 μM did not have a significant effect on parameters in compare with control group, but all parameters were decreased when the concentration of Hydrogen Peroxide was going up to 100 and more.
    Keywords: Induced mild stress, Hydrogen peroxide, Sperm, Male gametes
  • Pooria Ehsani *, Yadollah Chashnidel, Golamreza Ghorbani, Asad Allah Teimouri Pages 53-62
    Increasing the content of corn silage due to aging of the plant, in the diet of dairy cows, increases the stratification of rumen solids and Rumination activity and fragment particles in the rumen. Particle size remains selectively in the rumen, and this justifies the difference in the digestibility of diets with similar chemical compounds. In this experiment, the effect of harvesting stage and particles size of forage corn in a completely randomized design was compared to Holstein The forage was planted in standard condition and harvested in milk stage and dough stage of maturity.This experiment showed that effect of harvesting stage on the chemical composition and fermentation of silage was significant. Also, forage corn silage in second harvest showed significantly higher Quality. Also, the effect of particle size and harvesting stage on dry matter consumption and consumption of chemical compounds of diet was significant. The harvesting stage and the particle size could have a significant effect on the DMD and OMD. The diets containing Forage corn silage in the second harvest, contains of higher amount of iNDF and cause of more DMI less DMD and less ME. Also, rations containing forage corn with a long particle size had high OMD and low DMD.
    Keywords: digestibility, harvest, DMI, Forage corn silage, particle size, iNDF
  • Azadeh Boustan, Reza Seyedsharifi, Vahid Vahedi, Mostafa Omri, Reza Khalkhali, Nemat Hedayat * Pages 63-68
    Conservation of indigenous animal is one of the main goals of animal breeding and identification of genetic structure of population is the basis for breed conservation. The aim of this study was to evaluate the genetic structure and the genetic relationship between native horses’ in Ardabil Province using mitochondrial D-loop region. Blood samples were collected from 100 horses. Total DNA was extracted and 430 bp of D-Loop region (hyper variable) were amplified and sequenced using Sanger sequencing method. The analysis of data led to identify 48 polymorphic sites that create 52 haplotypes. The plotted phylogenic tree for haplotypes of Iranian native horses is placed in the 9 haplogroups including A, B, C, G, I, L, M, P and Q. Genetic and haplotype diversity values were 0.0241 and 0.877, respectively. Tajima D was calculated -0.571 which was not significant (p>0.1). Results of this study indicated that the maternal line of Ardabil horses had high genetic diversity.
    Keywords: Indigenous Horse, Haplotype, Nucleotide diversity, genetic diversity, Mitochondrial genome
  • Mahmoud Dashtizadeh *, Abdulmahdi Kabirifard, Hossein Khaj, Amir Arsalan Kamali Pages 69-76
    This study was carried out to determine the nutritional value of the two species of Ziziphus tree branches in animal nutrition. To determine digestibility, each tree species branches were mixed with a ratio of 10, 20 and 30% of the basic feed (alfalfa) and were fed to 4 mature male sheep, with feces collection method. The treatments were consisted of 7 experimental diet: alfalfa, 3 diets consisted of native Ziziphus tree branches (Ziziphus spina-christi) and 3 diets consisted of Ziziphus mauritiana tree branches in a completely randomized design. The results of chemical composition of DM, OM, CP, EE, NDF, ADF, GE and tannins for Z. spina-christi were 94.24, 90.07, 14.40, 2.01, 30.75, 17.65 percent, 4517.72 (cal/gr) percent and for Z. mauritiana were 94.61,83.30, 14.56, 1.77, 33.90, 18.55 percent, 4447.26 (cal/gr), and 3.95 percent respectively. The results showed that the digestibility of DM, OM, CP, EE, NDF, ADF and GE were significantly different (P<0.05). Among the diet treatments, 10% Z. spina-christi had the best nutrient digestibility. The digestibility of DM, OM, CP, EE, NDF, ADF and GE for 10% Z. spina-christi were 68, 59.1, 49.6, 76.1, 68.1 and 71.7, respectively. The findings from this study demonstrated that Ziziphus tree branches foliage has the potential to improve small livestock production in the dry lands of Bushehr by alleviating nutritional constraints during the dry season.
    Keywords: Ziziphus spina-christi, Z. mauritiana, nutritive value, digestibility, Bushehr provinc
  • Mahdi Khodaei *, Mohammadhossein Moradi, Mahdi Kazemi Pages 77-84
    The aim of this syudy was investigated the effect of gavage of thmye extract on some blood parameters in Farahani lambe breed.  This work was done in farm of Arak University. Fiften female lambes divide three groups: T1 (control): Distilled water gavage; T2: one milliliter thyme extract gavage; T3: two milliliter thyme gavage blood. Blood sampling was done two towice. Hematology and IgG were measured. Resultant data were analyzed in a completely randomized design. Results indicated that supplementing of thymus extract was increased WBC and IgG singnificantly (p<0.01). AST was decreased after thymus gavage (p<0.05). It seems that thymus extract shall improved lambe immunosystem.
    Keywords: thyme extract, Lambe, blood parameters
  • Akbar Abarghani, Mahmoud Sahraei * Pages 85-94
    This study was carried out in indigenous habitat and breeding area of Khalkhali goat with the aim of identifying racial traits, nutritional, biometric and phenotypic characteristics. In order to implementthis plan, at first, the districts of the Khalkhali goat breed were identified. Then, from three parts (Central, Khorosh Rostam and Emamrudd) in Khalkhal, a total of 24 villages were selected and three herds studied from each village. The selection of villages was proportional in a randomized manner. The data collection method was a questionnaire, observation and measurement. The results showed that 79.3% of Herdsmen, were breeding their flocks in a rural way and 20.7% with a semi-nomadic way. The average number of people in each family was 7.1. The average of goats and kids in the composition of herds  was 44.5%. The dominant color of Khalkhali goat was pure black and white–black, each with an average of 34.3%. Most of the goats had horns and only 26.8% have did not. Correlation coefficients between the main areas of the body, including the height of intersect, round the chest and abdomen, in both the female and yearling goats are higher than 40 percentage.Mean duration of grazing of goats from rangelands and left over of farms was 3.8 months / year with an average of 1.82 time manual feeding /day. The time of keeping the goats in the barn was 3.7 months / year and the number of manual feeding in the barn was 4.2 times. The average daily forage and concentrate consumption of goats was 0.66 and 0.25 kg / head of goat, respectively. Often the deaths of goats are due to gallbladder sediments, and diarrhea is a common disease.
    Keywords: Khalkhali goat, Breed, Biometry, nutrition
  • Amirreza Safaei *, Alireza Aghashahi, Mostafa Jafari, Houshang Lotfollahian Pages 95-104
    Climate change resulting from greenhouse gas emissions has endangered the life of humans. One of these atmospheric pollutants is N2O, which has a lifespan of 165 years and is roughly 310 times more efficient at trapping heat than CO2. Therefore, the aim of this study was to determine the amount of N2O production by domestic animals in Iran.The number of livestock in the last decade, was obtained from the Ministry of Jihad-e-Agriculture.Domestic animals were divided into five experimental treatments: the cows group, the small-ruminants group, the large-livestock’s group, the industrial-poultry group and the other-poultry group.Then, using IPCC software (Tier 1), the amount of N2O emissions from domestic animal husbandry was obtained. Data wereanalyzedaccording to acompletely randomized design usingSAS software.The covariance among the considered years was estimated using repeated measurementsanalysis intimes.The amounts of N2O emissions in 2017 were 6.34, 79.87, 1.26, 1452.71, and 7.15 million tons, respectively. Total emissions of this gas, feed intake and productions livestock’s during the last decade were about 128.13 Gg/Year, 605.72 million tons and 118.37 million tons, respectively. The covariance structure of emissions was unstructured and heterogeneous among the studied years. It seems that the industrial poultry section is the main producer of N2O gas. Therefore, special scientific attention should be made to optimize the poultry manure management.
    Keywords: Climate-Changes, Greenhouse-Gases, N2O, Livestock’s
  • Mehdi Mehdinasab * Pages 105-114
    Considering the Situation and Conditions of Wetland Ecosystems in the World, Many Different Species of Birds are Ecologically Dependent on the Lagoons and Through Various Compromises these Unique Ecosystems are used as a Suitable and Important Habitat To Make. Therefore, The Study of the Variation and Fluctuations in the Population of Aquatic Birds During Different Years can be a Biological Indicator of the health Status or the Presence of Threats in Wetland Ecosystems. In this Study, to Study the Biodiversity of Birds  Waterfowl and Waders the Wintering of Poldokhtar Wetlands in 2009-2015, from Species diversity Indices (Shannon-Wiener and Simpson's Image), Species Richness (Margaluf index), Species Uniformity ( Smith-Wilson and Simpson Dominance Indexes) and for the Similarity of the Species of Birds in Different Years, the Morrista index was studied using Ecological Methodology, Species Diversity and Richness total of 16986 bird species from 6 orders, 14 dwarfs and 43 species have lived in the wetland wetlands. The density of birds at the surface of the wetlands is 52.9 and 58 Percent of the Habitats have Waders habitats and 42 Percent have Waterfowl Habitats. The Results of Survey of Biodiversity Index of Birds in Poldokhtar wetlands Showed that the Highest Variety, According to the Biodiversity Index of 2009, the lowest and the highest in 2012, the Highest Species Diversity, 2013 and 2009, the Lowest Level of Species Uniformity in the Year 2013 and the Lowest in the year 2009 Have Been the Least Species Richness of Birds. Based on the Morrista Similarity Index, the Most Similar species of the birds community in Poldokhtar wetlands related to 2012 with 2014 is the Similarity of 1 and the Least Similar Species in 2015 with 2011 with Similarity of 0.79.
    Keywords: Biodiversity, Birds Waterfowl, Waders, Wetland, Poldokhtar
  • Camelia Alavi *, Seyyedeh Alemeh Sabbagh Pages 115-124
    Habitat is the most important factor for wild life and plant life that is necessary to protect it for sustainable development. The most important factor of threat and destruction plant and animal life is related to habitat`s changes and insecurity. With habitat Modeling we can estimate wild life species habitat suitability on a large scale without collecting a lot of information about physiological and behavioral characteristics details. With respect to the importance of habitat and problems that caused by their destruction, habitat survey and exact assessment is emergent need more than ever. In this research effective parameters have been studied in 4 forest habitat in north of country, GhadiKola, Abbandankash, Erus, Lajim, for determining habitat suitability with HEP model. This model is a quantifiable method for assessing habitats that with the lowest data, the best and most desirable result can be achieved. After library studies and checking selected stations, trapping was done in the form of transect. And then 3 indicator spices including (Lampyris Noctiluca), (Crocidura caspica / Caspian Shrew) and (Accipiter gentilis) were chosen and finally with calculating habitat suitability index (HSI) the suitability situation of each four stations was compared. Results show that each of the four stations has had a relatively good utility. in general, calculate the average utility rate in4 stands, three of them include: abbankash, erus and lajim have had the same utility with value of 67 and 68 percent's but gladiola’s station whit amount of 87 percent has had the highest utility rate.
    Keywords: Assessment, Forest Habitat, Utility Index, HEP Model
  • Sara Yalpaniyan, Soheil Sobhan Ardakani *, Mohammad Kaboli, Lima Tayebi, Atefeh Asadi, Zeynab Asadi, Fatemeh Naseri Pages 125-132
    Nowadays, use of ecosystem health indicators, such as aquatic invertebrates, fishes and birds, has received growing attention to quickly assess of ecosystem health due to their properties such as saves time, energy and costs. Therefore, this study was conducted to investigate the correlation among presence and density of the Cinclus cinclus and physico-chemical parameters of some riverine systems of Tehran and Hamedan provinces in 2015. In so doing, presence points and the number of individual birds were detected by direct observation and/or finding its signs and tracks along riversides. Then, some physicochemical properties of water (i.e. temperature, dissolved oxygen, electrical conductivity and pH) and richness and abundance of macrobenthos were investigated in the presence points of dipper. Also, all statistical analyses were performed using the Minitab and STATISTICA statistical software's. Based on the results of ordinal regression analysis and AIC, significant correlations were found between electrical conductivity, macrobenthos abundances as well as water temperature and the presence and density of the dipper. Therefore, it seems that our results revealed a good relationship between the presence and the density of the dipper and water quality in the studied riverine systems.
    Keywords: Biological Indicators, Cinclus cinclus, Water quality parameters, Tehran, Hamedan
  • Jamal Seifdavati *, Sayyad Seyfzadeh, Mohsen Ramazani, Sahel Bakhshayesh, Reza Seyedsharifi, Hossein Abdi Pages 133-138
    The aim of this study was to evaluate the effects of in-ovo injection of oil-extracted propolis on hatchery performance, blood cell count and carcass characteristics of broiler chicks. For this purpose, on the 15th day of incubation, 324 Ross 308 broiler chicken eggs were weighed and completely randomized to six experimental groups with three replicates and each replicate containing 18 eggs and injected into amniotic fluid. Experimental treatments consisted of two types of negative control without injection, positive injection of 60 mL distilled water and injection of 4 levels (150, 300, 600 &1200 ppm) from oil-extracted propolis to amniotic sac. The results showed in-ovo injection of oil-extracted propolis on day 15 of incubation did not show any effect on hatching percentage, hatching weight and the ratio of the weight of hatching chicks to egg weight. While 1200 ppm of in-ovo injection of oil-extracted propolis increased the ratio of the weight of hatching chicks to egg weight compared to control group. In-ovo injection of oil-extracted propolis at different levels could not affect the concentration of total white blood cell, heterophile, lymphocyte, monocyte and eosinophil blood in broiler chicks. The carcass weight, heart rate, spleen and tissue stockings were not affected by in-ovo injection of oil-extracted propolis at 42 days of age. So, these results of this study suggest that in-ovo of oil-extracted propolis cannot improve the status of hatching percentage, blood cell count and carcass characteristics of broiler chicks.
    Keywords: Blood cells, broiler chickens, Carcass characteristics, growth performance, Oil-extracted propolis
  • Haji Gholi Kami *, Khosro Rajabizadeh, Aijamal Ghelichy Pages 139-146
    Caucasian pit viper (Gloydius halys caucasicus), is the only species in the Subfamily of Crotalinae in Iran, it is found in the northern coastal region of Iran. So far, studies have been done on the polymorphism, asymmetry of scales in the head area, morphological, meristic and morphometric traits, asymmetric meristic traits. But in Iran, so far, no study has been done on the desirability of the Caucasian pit viper habitat, which will be considered in this research. In this study, using the points of presence of the species from the books, articles and samples in museums and personal collections, and 19 layers of climate, with the Maxent model, is a potential pattern of geographic distribution in Iran. Then the map of the most desirable distribution areas was prepared using Maxent, and the relative importance of the variables was evaluated based on jackknife results from Maxent. Finally, the modeling verification index was evaluated. The results showed that the overall distribution of Caucasian pit viper in coastal regions of Iran is included, the most desirable areas of the potential distribution of Caucasian pit viper in Iran, are consistent. The prediction of Caucasian pit viper distribution and the status of their occupied habitats are important in defining conservation issues.
    Keywords: Caucasian pit viper, Gloydius halys caucasicus, Iran, MAXENT, Distribution
  • Mohsen Amiri, Alireza Pesarakloo, Masoumeh Najibzadeh, Maryam Kiani * Pages 147-154
    N. kaiseri, from the southern Zagros Mountains in Lorestan and Khuzestan Provinces, is characteristically different from the other two newts of the genus Neurergus (N. microspilotus and N. crocatus) occurring in Iran by a long and narrow band of yellow color with several round blotches of white color. Modeling the distribution patterns of species is a generally efficient tool to assess their ecological characteristics. In this study, we used maximum entropy, MaxEnt, a method as a tool to assess potential distribution for Neurergus kaiseri in regional scale. The MaxEnt model predicted potentially suitable habitats for N. kaiseri with high success rates (AUC Training data = 0.904 ± 0.057). According to the map constructed, four important variables had a high contribution to species presence: elevation (38%), Precipitation of Warmest Quarter (15.8%), Min Temperature of Coldest Month (10.3%) and Precipitation of Coldest Quarter (8.7) variables. According to our results in the present study, Lorestan newts prefer mountain area with low rainfall in southern Lorestan and northern Khuzestan provinces, although the species need fountains for survival and reproduction.
    Keywords: Lorestan newt, Habitat suitability, MAXENT, Precipitation, Elevation
  • Sina Javanmardi, Kamran Rezaei tavabe *, Saeed Moradi, Leila sadat Bayat ghiasi Pages 155-162
    Considering that Aeromonas hydrophila bacteria is one of the major pathogens in fresh water aquaculture, in the present study, four fish groups of Nile tilapia (Oreochromis niloticus) with an initial weight of 16 g, were fed for 60 days by diets containing different levels of probiotic Lactobacillus rhamnosus and finally, after measuring the growth performance and digestive enzymes activity, they were injected with Aeromonas hydrophila bacteria and blood indices were measured after complete incidence of the disease. The results showed that, in treatment of 3 g/kg probiotic in diet the final weight and feed conversion ratio were the highest and lowest, respectively. In addition, the trypsin activity in treatment 3 and amylase activity in treatments 2 and 3 was significantly higher than other treatments (P < 0.05). One week after infection by bacteria, the alkaline phosphatase and alanine aminotransferase enzymes in the blood serum decreased in treatments of 2 and 3 g/kg probiotic in diet compared with other treatments, and survival in these groups was higher than other treatments (P < 0.05). Finally, it seems that using 2 to 3 g/kg Lactobacillus rhamnosus in Nile tilapia diet can significantly increase the growth performance as well as the resistance to Aeromonas hydrophila infection.
    Keywords: Non specific immunity, Lactobacillus rhamnosus, Gram negative bacteria, Aeromonas hydrophila, weight gain, Protease enzymes
  • Abbasali Aghaei Moghaddam*, Kamran Aghili Pages 163-168

    This study was carried out in Shahid Marjani Farm to identify the occurrence of helminth parasites in digestive tract of Iranian Sturgeon (Acipenser persicus) in 2016 and 2017. In 2016, 2 Species of Skrjabinopsolus semiarmatus and Cuculanus sphaerosephalus from 11 specimens (mean total length and weight of 160.54 ± 8.6 cm and 31.62 ± 6.72 kg, respectively) and in 2017 just one species (C. sphaerosephalus from 12 specimens (mean total length and weight of 158.3 ± 1.1 cm and 29.3 ± 4.9 kg, respectively) were collected. Incidence in 11 samples were 72% and mean intensity was 6 ± 2.87 for C. sphaerosephalus and incident was 27% , and mean intensity was 3.17 ± 3.25 for S. semiarmatus in 2016. In 12 samples incidence was 50%, and mean intensity was 6 ± 2.87 for C. sphaerosephalus in 2017. results showed the highest rate of incidence was belonged to C. sphaerosephalus. The number and type of gastrointestinal parasites in Iranian sturgeon compared to previous years decreased in southeast of the Caspian Sea that can be the result of changing diet and reducing the host interface.

    Keywords: Acipenser persicus, Helminthes parasite, Caspian Sea, Digestive tract
  • Mehdi Adeli *, Ali Sadeghi, Mohammad reza Imanpoor, Ebrahim Masoudi, Mohammad Farokhi Pages 169-172

    The present study investigated sperm motility parameters (sperm motility duration, sperm motility percentage), spermatocrit and concentration and some biological aspects of sperm by determination of seminal plasma indices (ionic and organic composition in Beluga, Huso huso,</em>). Survey was done on 8 wild fish and 8 cultured fish during March and April in 2017 in Propagation and Culture of Sturgeons center, Shahid Marjani, in Gorgan Sperm motility duration, sperm motility percentage, spermatocrit and sperm concentration in wild Beluga were measured 310±61.65, 81.11±6.31, 2.33±0.31, 2.50±0.36 and in cultured Beluga were determined 170.43±34.61, 65.63±5.81, 1.26±0.23, 1.41±0.28 respectively. The concentrations of Sodium (Na+), Potassium (K+), Calcium (Ca2+) and Magnesium (Mg2+) ions were in wild Beluga were measured 99.36±9.47, 4.96±0.40, 7.75±0.44 and 1.15±0.15 MmL-1 and incultured Beluga were determined 98.29±10.40, 5.03±0.28, 7.76±0.47 and 2.12±0.24 MmL-1</sup> respectively. The concentrations of cholesterol and glucose in wild Beluga were measured 49.33±8.77, 32.65±2.12 and in cultured Beluga were determined 47.47±4.78, 32.21±1.66 respectively. Also Seminal plasma in wild Beluga and cultured Beluga was contained 1.10±0.27, 1.33±0.29 mg/dl protein respectively. Studies showed that between duration of motility, motility and concentration Magnesium (Mg2+) ions in wild Beluga and cultured there are significant difference.

    Keywords: Beluga, Spermatological parameters, Biochemical parameters
  • Mostafa Beygi *, Abdolmajid Hajimoradloo, Seyedhossein Hoseinifar, Ali Jafernoudeh Pages 173-178

    In this study, the effects of different levels of beet molasses on some mucosal immune factors, biochemical parameters of blood in common carp were investigated. The experiment consisted of 360 pieces of common carp with an average weight of 22 ± 2.5. The fish in 12 reservoirs were randomly distributed to 30 units per reservoir. After one week of adaptation, it was fed for a period of 8 weeks. The experiment was carried out in the form of 4 treatments and each treatment with 3 replications including: Molasses (treatment 1), diet containing 0.5% molasses (treatment 2), diet containing 1% molasses (treatment 3) and diet containing 2% molasses (treatment 4) And fish were fed daily with 3% body weight and twice daily with experimental diets. Food from the control group, the commercial food of the common carp of the corporation was no molasses. The results showed that the amount of mucus solution was significantly increased after feeding with molasses (P <0.05). The highest amount of mucus-soluble protein was in the treatment of 2% molasses. The amount of immunoglobulin in treatments and control group did not change significantly. Also, the amount of alkaline phosphatase mucus in treatments was significantly increased in treatment of 1% molasses (P <0.05). The amount of soluble protein and alkaline phosphatase activity in the blood serum of the carp were significantly increased (P <0.05). Also, the amount of blood serum glucose in the carp was increased by increasing the amount of dietary molasses. (P <0.05).

    Keywords: Beet molasses, Mucosal immunity, Serum, common carp
  • Fatemeh Kiapasha, Majidreza Khoshkholgh *, Bahram Falahatkar Pages 179-186

    The aim of the present study was to investigate the effects of olive pomace replacement on blood indices and growth of common carp of Cyprinus carpio Common carp with average weight of 19.97 ± 0.05 gr. And average length of 10.55 ± 0.49 centimeters with 6 diets including 0, 3, 6, 9, 12 and 15% olive pomace for 8 weeks in The aquarium was fed. Feeding three times a day at satiation fish was done. After 56 days, the results showed that the 6% level showed the highest growth in terms of weight, length, weight gain, body weight gain, specific growth rate, feed efficiency and liver index But the difference in viscera index was not significant.Blood parameters of common carp showed that in some indices, including RBC, hemoglobin, hematocrit, monocyte and MCHC, no significant differences were observed But in the number of white blood cells, neutrophils, lymphocytes, MCH, MCV, there was a significant difference. The results of this study indicate positive effect of olive pomace replacement to 6% level without negative effect on growth performance and blood factors in common carp ruminant diet. And you can suggest a level of 6% as the appropriate level for replacement.

    Keywords: Olive pomace, Nutrition, Growth, Common carp
  • Sepideh Hoseinzadeh, Masoumeh Bahrekazemi * Pages 187-196

    In order to compare the herbal and chemical immunity stimulants, the effect of orally administration of Lactoferrin, β-glucan and Nigela sativa</em> on growth indexes and hematological and immunological parameters in common carp was studied. 300 fingerling (3±0.02 g), were fed with control food (without immune stimulant) and food treatments include 20 mg lactoferrin, 10 mg  β-glucan and 50 mg Nigela sativa</em> powder in kg of food for sixty days. Based on the results, the highest amounts of weight increase, specific growth rate and condition factor were obtained in the glucan treatment. The survival rate was above 80 percent, without significant difference, in all treatments (P>0.05). Also, all treatments include immune stimulant, showed significant difference in food conversion rate (FCR) compare to control group (P<0.05). The minimum amount of FCR and the maximum amount of protein coefficient were obtained in glucan treatment. The higher numbers of red and white blood cells and the higher amounts of hemoglobin and hematocrit were observed in glucan and the lower were observed in the control group. The higher and the lower rate of lysozyme enzyme activity were related to glucan (5.38± 0.18) and control treatments (3.19± 0.05) respectively. While the percentage of neutrophil and monocytes were higher in glucan treatment, the highest percentage of lymphocytes was observed in lactoferrin treatment (73.66± 0.57). So, compare to the other stimulants, glucan can be used as a growth and immunity stimulant in common carp.

    Keywords: Common carp, β-glucan, Immunity, Lactoferrin, Nigela sativa
  • Valiallah jafari*, Saeed Noor Gholipour, Mohammad Reza Imanpoor, Seyed hossein Hosseini far Pages 197-204

    The aim of this study was to determine the effects of amino acid glycine on growth indices, survival rate, food intake and resistance to salinity stress in Common carp (Cyprinus carpio</em>) fingerlings. Fish with an average weight of 15.46±0.18 gr were devided in to four groups and fed with different levels of glycine including diets containing 0 (control), 0.5 (treatment 1), 1 (treatment 2) and 1.5 (treatment 3) of glycine were fed for 60 days and then exposured to salinity stress 15 ppt for 72 houres. The experimental design was a complete randomized data analysis performed SPSS and Excel software package. The results showed that there was no significant difference among studied groups regarding growth indices (final weight, SGR, CF and FCR) (P>0.05). Body weight gain affected significantly by glycine (P<0.05). The addition of glycine to the diet increases observed in survival and resistance to stress salinity in common carp. Hence according to the results obtainer of present study, it can be concluded that the glycine improved the resistance can increase survival of common carp under salinity stress.

    Keywords: Glycine, Common carp (Cyprinus carpio), Growth indices, Survival, Salinity stress
  • Mohammad Javad Sepahi *, Delaram Nokhbeh Zareh, Raha Fadaii Rayeni Pages 205-214

    In this study, in order to investigation of acute toxicity heavy metal copper on some blood and biochemical parameters of Silver carp (Hypophthalmicthys molitrix</em>), a total of 270 fish were exposed to 0, 5 and 10 mg/L of Cu (NO3</sub>)2 </sub>andduring 96h. All of fishes at treatment 5 mg/L and 10mg/L were died after 24 and 12 hours, respectively. While ecposed to copper nitrate survived up to 96 hours at all concentrations. 24h- LC50</sub> of Cu2+</sup> was 2.5 mg/L. Results showed that Hemoglobin (Hb) levels was decreased with the increase of copper concentration (p<0.05). Hematocrit (Hct), white blood cells count (WBC), mean corpuscular hemoglobin concentration (MCHC) and mean corpuscular hemoglobin (MCH) was decreased significantly (p<0.05) with increase of duration. Differential count of leukocyte showed significant decrease in lymphocyte and significant increase in neutrophil and monocyte from zero to 24 hours. Biochemical parameter results showed significant changes, but not about cholesterol. Glucose and albumin levels were changed significantly with the increase of copper concentration in 12 and 24 hours (p<0.05). Total protein levels were decreased significantly at treatment 5 mg/L at two studied times. Based on results, blood indices are sensitive to copper acute toxicity. According to the results, blood parameters and biochemical factors are sensitive factors in monitoring the toxicity and the stress caused by copper particularly in acute concentrations.

    Keywords: Copper, Hematological indices, Biochemical parameters, Hypophthalmicthys molitrix
  • Mehrdad Adelian*, Mohammad Reza Imanpoor, Valiolah Jafari Pages 215-224

    Adding various enzymes compounds to the diet is a potential way to improve the nutritional value of nutrients. Natuzyme multi-enzyme contains protease, lipase, phytase, alpha-amylase, cellulase, amyloglucosidase, beta-glucanase, pentosonase, hemicellulase, xylanase, pectinase, acid phosphatase and phytase acid. Therefore, it seems Natuzyme multi-enzyme can be used to increase digestibility, eliminating anti-nutritional agents and improve the growth indices and reproductive performance of gold fish (Carassius auratus gibelio), and generally improve nutritional status.The purpose of this experiment is to use multi-enzyme Natuzyme in the Gold Fish diet (Carassius auratus</em>) and to investigate its effects on growth, survival and reproductive performance. For this experiment, the fishes with the average weight of 5.56 ± 0.03 grams were used, and Natuzyme multi enzyme Plus® (Bioproton, Australia) in 5 treatments of 0, 250, 500, 750 and 1000 mg / kg food was added to the supplementary diet. The multi enzyme at enzyme level of 1 (250 mg / kg diet) established the best weight gain, specific growth rate, feed conversion ratio, body weight gain percentage and protein efficiency which was significantly different with the control group (P <0.05) but did not affect the survival rate (P> 0.05). The Natuzyme multi enzyme at enzyme level of 2 (500 mg / kg diet) produced the highest gonadosomatic index, fecundity, fertilization rate and larval survival rate (P <0.05). However, this multi enzyme at none of the experimental groups had any effect on hatchability and sperm motility (P> 0.05). It is suggested using this multi-enzyme in fish diets with high economic value and improve the growth and reproductive performance of fish.

    Keywords: Growth factors, Reproductive performance, Natuzyme multi enzyme, Goldfish (Carassius auratus gibelio)
  • Saeed Zahedi, Arash Akbarzadeh *, Jalil Mehrzad, Ahmad Noori, Mohammad Harsij Pages 225-232
    Stocking density (SD) is considered as a chronic stressor in aquaculture. The aim of the present study was to compare the growth performance, cortisol response and the mRNA expression of heat shock protein70 (HSP70) gene in rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) reared at two common SDs of Iranian fish farms in an open system. For this purpose, young all-female rainbow trout were studied at two SDs of 24 (medium SD or MSD) and 44 (high SD or HSD) Kg/m3 and loading density of 1 L/min/Kg of fish for 60 days. The obtained results showed a decrease of mean final weight in HSD groups by 6.2% as compared to MSD. However, no differences were observed between treatments in terms of fish length (total, fork, standard). Furthermore, relative fin lengths (pectoral, pelvic, anal, dorsal and caudal) were similar in the two categories after two months of treatment. On the other hand, body weight gain (%), daily growth rate, specific growth rate and thermal growth coefficient were decreased significantly in HSD in comparison to MSD sets. In contrast, no changes were observed in fish condition factor. High SD caused an increase of coefficient of variance of weight and feed conversion ratio in respect to MSD. Blood glucose and cortisol levels remained unchanged between treatments. At last, muscle HSP70 gene expression at mRNA level increased significantly in HSD versus MSD. In conclusion, our results suggested that increasing the SD in allowable ranges in trout fish farming systems with no oxygenation might cause a stress in fish indicated by change in some studied growth parameters as well as increased HSP70 mRNA expression. Therefore, SD increase should be accompanied by proper management schemes as well as nutritional approaches aimed to relieve the related induced stress and to strengthen the fish immune system.
    Keywords: rainbow trout, Stocking density, cortisol, HSP70
  • Paria Akbary, Farzad Ghiasi *, Mohsen Ali Pages 233-240
    This study aimed to evaluate the Sub- lethal toxcity effects of 2, 4- D+ MCPA herbicide after 2 week and 3 week on some hematological indices and liver enzymes of rainbow trout, Oncorhynchus mykiss. After determining LC50 by probit model, induced sub- lethal concentration (1/9 LC50) 0.11 mL/L (0.11 mL/L of  this herbicide equal 40 mg/L, 2, 4- D, 35 mg/L MCPA ) of  this herbicide were studied.. Blood samples of rainbow trout with weight mean 97 g were taken in the 72 hours following exposure to sub- lethal  concentration  of 2,4,D- MCPA herbicide after 2 week and 3 week with fish that were not exposed. The results showed that 2, 4, D- MCPA herbicide could changes in blood parameters and liver enzymes of rainbow trout by reducing red blood cell (RBC),  white blood cell (WBC), neutrophil and lymphocyte in treatments were influenced by the herbicide after 2 week and 3 week (P<0.05). The lowest RBC and the highest monocyte, alanine aminotransferase (ALT) and aspartate aminotransferase (AST) were observed in the treatment of fish exposed to sub-lethal concentration of herbicide after three week (P>0.05) The results of this study showed that sub-lethal toxicity of 2,4 D- MCPA herbicide after 2 week and 3 week with the reduction of white blood cells, neutrophil and lymphocytes could weaken the activity of the immune system of rainbow trout and increase the level of liver enzymes In blood serum, it also shows the damage caused by exposure to this toxin
    Keywords: 4- D+ MCPA, Hematological indices, Herbicide, immune system, liver enzymes, Oncorhynchus mykiss
  • Hadi Tahsini *, Mohsen Ahmadpour Pages 241-246
    Arsenic as a heavy metal is pollutant of aquatic ecosystems that caused poisoning and concern for fish consumption. The aim of this study was to evaluate the concentration of arsenic in liver and muscle tissues, also its association with weight and length of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) and its risk assessment. 60 rainbow trout species were prepared in two fish farming ponds located in Sanandaj (Nanle Village) and Kamyaran (Divznav Village), (30 pieces of each pond) and after acid digestion of the samples, the concentration of arsenic metal was measured by the Phonix 986 Atomic Adsorption Spectroscopy. The average concentration of arsenic metal in liver and muscle tissues was 28.16 and 15.68 μg/g, obtained. Arsenic accumulation in the liver tissue was more than muscle tissue (P<0.05). A relatively strong correlation was found between the concentration of this metal with density and total weight (p <0.01). Also, the results showed that there was no significant difference between the basins of Kamyaran and Sanandaj in terms of the concentration of arsenic in the studied tissues. According to the calculation results of the risk index for daily consumption of 25 grams of suspected fish, the maximum daily allowable dose of 1.3 grams was calculated for an adult population of 70 kg. By comparing the concentrations measured in this study with the international standards of muscle tissue, the concentration of arsenic is higher than the USEPA, FAO and WHO standards.
    Keywords: ARSENIC, Rainbow Trout (Oncorhynchus Mykiss), Liver, Muscle
  • Hamid Ramezani *, Shahram Dadgar, Siamak Yousefi Siahkalroodi Pages 247-252

    The main goal of  the current study is to evaluate the impact of dietary herbal on the  growth performance of growth out  rainbow trout. This project was conducted at Caspian sea research institute of ecology from 2017 to 2018. Totally 180 rainbow trout with an average weight of 28.8g were randomly distributed to 9 fiberglass tanks with area  and depth of 1m2 and of 0.6 m.  The experiment lasted for seven weeks and the rainbow trout were fed by three different diets as follows: 1. Commercial pellet contained no herbal additive (control diet) 2. Commercial pellet contained 2% dietary herbal and 3. Commercial pellet contained 4% dietary herbal.  The results showed that fishes weight gains for diet 1, 2 and 3 were 28.62, 30.41 and 30 respectively. The estimated growth rate was 1.33g for control diet, 1.52g for 2% inclusion of the additive and 1.44g for 4% inclusion of the additive. Results also showed that inclusion of the additive did not change statistically average final weight (p>0.79).  A larger weight gain was observed at 2% additive inclusion although this was not statistically different with other treatments. In conclusion, with regard to the observed results, dietary herbal administration cannot improve growth, feed conversion rate and weight gain in oncorhynchus mykiss.

    Keywords: Grower, Rainbow Trout, Dietary herbal
  • Habib Sanchooli, Abasali Hajibeglou *, Mohammad Sudagar Pages 253-258

    Light is one of the most important factors affecting the growth and survival of larvae in fish. In a 55-day experiment, the effects of light color and photoperiod on hatching percentage, survival rate and larval growth indices in rainbow trout (Oncorhynchus mykiss</em>) were evaluated. Three light colors red, white and yellow  and four light periods (20 D / 4 L, 16 D / 8 L, 10 D / 14 L, 4 D / 20 L and 0 D / 24 L)  and natural situation as control group were tested in three replications.The results of this study showed that the highest percentage of hatching (94.86%) was observed in red light with darkness of 20 hours and the lowest (77.13% and 77.33%) in yellow and red light in 24 hours of brightness (P <0.05). Twenty days after hatching, the highest survival percentage and mean weight of larvae were observed in treatment with shorter photoperiod and red light, which had a significant difference with other treatments (p <0.05); however, different photo period and light colors did not significantly affect the mean larval length at the end of the twentieth day After 55 days of feeding, a significant increase in weight, the best feed conversion ratio and the highest specific growth rate were observed in larvae that were exposed to longer photoperiod and yellow light (p <0.05). In general, in the pre-hatch period, red light with longer darkness, and after-hatch yellow and white light with longer brightness can be effective in increasing hatching and growth.

    Keywords: Oncorhynchus mykiss, Photoperiod, Light color, Growth, Survival
  • Borzoo Almasi Bardmili, Mojtaba Alishahi *, Narges Javadzadeh Pages 259-266

    Probiotics are generally defined as a live microbial food supplement which improve the balance of the host animal’s intestinal flora and the absorption of nutrients from the intestine. The aim of this study was to evaluate the effect of different levels of Lactobacillus casei</em> (PTCC1608) on survival andgrowth performanceof rainbow trout (Oncorhynchus mykiss</em>)fingerlings. Four thousand eight hundred fingerlings (average weight 32.6±5.5g) were randomly divided into 4 groups with three replicates (each with 400 fish). The control group fed with basal diet and the other groups were fed with 5×106</sup> (A), 5×107</sup> (B) and 5×108</sup>(C) CFU/mL L. casei</em> for 60 days. Biometry of specimen was down at 0, 30 and 60 days of study and growth performance rate evaluated. Results showed that fish were fed with 5×106</sup> (A) of L. casei </em>had significant impact (P<0.05) on growth performance. The specific growth rate (SGR), BWG and RGR had best performance at 5×106</sup> (A) of L. casei </em>andshow Significant differences compared with control treatment (P<0.05), while in the diet fed diet with 5×108</sup>(C) CFU/mL of L. casei</em>, some growth and survival indices decreased compared to the control group (P<0.05). There was no change in growth indices in diet fed with diet containing 5×107</sup> (B) CFU/mL of L. casei</em> compared to control in different stages of sampling. Survival rate was significantly different between treatments, so that the highest losses were related to 5×108</sup>(C) CFU/mL of L. casei</em>, which had a significant difference with control group. Results showed that adding 5×106</sup> (A) of L. casei</em> to rainbow trout diet as the most suitable concentration, improved the fish growth indices, but the higher concentrations of this probiotic has negative effects on growth.

    Keywords: Oncorhynchus mykiss, Lactobacillus casei, Survival, growth performance
  • Mahdi Badri, Asghar Abdoli *, Bahram Hasanzadeh Kiabi, Mahmud Karami Pages 267-276

    </em></strong>Age structure and growth characteristics of  the Schizothorax pelzami</em> (Kessler,1870) in the  two different  habitate (Frizi river and  Cheshmeh Sabz lake in Khorasan province) were studied from January, 2009 through January,2010. Age and growth variables were determined by examining 495 opercular bones, 261 samples from the river habitat and 234 species from the lake habitat of the S.pelzami</em> populations from specimens ranging between 69 and 274 mm total length. The instantaneous growth rate of young (one and two year old) S. pelzami</em> in the river habitat (mean higher temperature) was observed higher than the population living in the lake habitat (mean lower temperature).The results also showed that S. pelzami</em> has living longer in the lake habitat. Almost all of S. Pelzami</em> had reached maturity in 2-3 year-old in River site but age maturity of this species in lake site was 4 and 5 years old. Von Bertalanffy growth parameters showed that L(¥)in the lake population(♂464.66, ♀514.70)was higher than river population(♂303.15 , ♀ 456.92). Growth performance index(φ') was calculated in the lake habitat (♀9. 386, ♂9.225) and in the river habitat (♀9.253, ♂9.074). Overcoming the sex ratio in the river habitat was related to the male genus and in the lake habitat to the female sex.results of this study show that differences in habitat conditions,especially water temperature and geographical location of two habitats, have led to the formation of different strategies in age structure and pattern of growth in each population.

    Keywords: Snow trout, Khaju fish, Cheshmeh Sabz Lake, Frizi River, Age, Growth
  • Paria Akbary *, Farzaneh Debashi Pages 277-282

    The aim of this study was to evaluate the use of seaweed, Jania adhaerens</em> extract (JE) for the first time as dietary additive on the growth performance, feed utilization, body composition and digestive enzymatic activities of grey mullet, Mugil cephalus</em>. Four experimental diets were prepared: JE0 as a control group; JE5, JE10 and JE 15 which included 0, 5, 10 and 15 g JE kg-1</sup> diet respectively. One hundred twenty grey mullet weighting 14.95± 2.01 g (mean± SE) was randomly divided into four groups corresponding to the different feeding regimes. Significant differences (P<0.05) were evident in final weight (FW), weight gain (WG), protein efficiency ratio (PER) and lipid efficiency ratio (LER)) between the control group and treatment. The highest levels for all previous parameters were shown in JE10. Also, the highest crude protein, moisture and amylase, lipase, protease activities the lowest crude lipid were observed in JE15. However no significant difference (P>0.05) were observed in lipase activity, between JE10 and JE15 diet (P>0.05).  Overall, the results of the experiment revealed that grey mullet fed with JE10 and JE15 diets showed better growth performance, feed utilization, body composition and digestive enzymatic activities than the control group, and use of diet containing 10 g/kgJ.adhaerens</em> could suggest for grey mullet.

    Keywords: Red marine seaweed, Grey mullet, Growth Performance, Digestive enzymatic activities
  • Shirin Belbasi, Mohammad Reza Imanpoor *, Bahareh Shabanpour Pages 283-288
    This study was conducted to evaluate the use of beta carotene as a synthetic pigment and spirulina algae and yellow sweet pepper as natural pigments on pigmentation and growth performance of Labidochromis caeruleus. has been studied in 120 Labidochromis caeruleus fish of average weight (2.51±0.05 gr) in 3 treatments and 1 control and each with 3 replicates. Twelve aquariums of 30 ×40×70 dimension were used. The control group had no food additives (basic food was fed). of Flower horn in 12 aquariums Equal to 10 fish per aquarium. The trial was continued for 8 weeks. The control group had no food additives (basic food was fed). First treatment beta carotene (40 mg/Kg food), treatment 2 spirulina algae and treatment 3 yellow sweet pepper (each one with level of 10 gr/Kg food)) The significance of them was analyzed using One-way ANOVA analysis software Spss 19. Also some index of growth like BWI, FCR, and SGR.  Also, at the end of the period from each treatment, 9 fish were selected at to random. To assess the color change, the colorimetric system L*a*b* was used, using device CHROMA METER CR_40. There was no significant difference regarding all three factors. Generally, it can be concluded that the use of beta carotene، spirulina algae، yellow sweet pepper of walnuts to fish food ration, cause no impact on some growth factors and as well as survival rate and food conversion rate, but the apparent color index impact was significanot (P>0.05). Also, the results showed that there was no significant difference in growth indices between fed treatments containing beta-carotene, spirulina algae and pepper bacilli with control treatment (P>0.05).
    Keywords: Pigmentation, growth, Beta carotene, Spirulina, Yellow sweet pepper, Labidochromis caeruleu
  • Pooya Sharifi, Farzad Mesbah, Ali Shahriari * Pages 289-294
    Barbus grypus is an indigenous fish species of Khuzestan province which is important in Fishery manufacturing industry. There is no enough information about biochemical parameters and metabolism in this species. So at this study Lipid and Lipoprotein parameters of serum, liver and muscle has been studied. For this purpose, 72 pieces of adult fish (36 males and 36 female) were prepared from Azadegaan culturing and examined. Blood got by caudal vein puncture Then the fishes euthanized. Pieces of liver and muscle approximately 1 gram, removed lipid extraction was down by organic solvents and analyzed by spectrophotometric methods. Results showed that the means of total lipids, TG, TC, HDL-c, VLDL-c and LDL-c in serum are 488.174, 179.88, 252.958, 71.65, 36.343 and 128.041 respectively. In liver total lipids, TG, TC were 73.407, 43.109 and 1.053 respectively and in muscle total lipids, TG, TC 33.831, 19.417 and 0.703 respectively. In comparison between male and female, total lipids, TG, TC and VLDL-c in serum showed significant difference (P< 0.05). Also in muscle total lipids, TG, TC showed significant difference between two sexes (P> 0.05).
    Keywords: Serum, Liver, Muscle, Triglyceride, total cholesterol
  • Farideh Mohseni *, Toraj Valinasab, Ehsan Ramzanifard, Seyed Mohammadreza Fatemi, Mohammad Sedigh Mortazavi Pages 295-304

    Morphometric characters are essential and important to estimate the population of fish species. This study be done to examine length-weight relationshipin four species including Netuma thalassina (Rüppell, 1837), Plicofollis dussumieri (Valenciennes, 1840), Netuma bilineata (Valenciennes, 1840) and Plicofollis layardi (Günther, 1866)from Persian Gulf coasts. The sampling be done during spring 2016 to winter 2017, monthly, through the fixed coastal Moshta and Trawl tours. In total, 495 fishes were collected including 212 P. dussumieri, 151 N. thalassina, 120 P. layardi, and 12 N. bilineata. The significant differences were observed in total length and total weight between four catfish species. The comparison of total length and total weight showed the significant differences between four seasons. The autumn and summer included the highest (42.80%) and the lowest (16%) of species percentage. The maximum of total length was observed in P. dussumieri during summer (Mean 45.24±0.70) and the minimum in P. layardi during autumn (Mean 15.08±3.83). The maximum of total weight was for P. dussumieri during autumn (Mean 1135.80±360.86) and the minimum in P. layardi during autumn (Mean 40.20±3.39). In total, the different morphometric relationships in four species represent the strong correlation between total length and total weight. Among catfishes, N. thalassina (R2=0.98, P<0.05), P. dussumieri (R2=0.97, P<0.05), and P. layardi (R2=0.99, P<0.05)showed the isometric growth, whereas, the allometric growth was observed in N. bilineata (R2=0.98, P>0.05).

    Keywords: Length, weight relationship, Growth, Catfishes, Persian Gulf, Hormozgan
  • Mona Moghadam *, Mohammadreza Rahmani, Soheil Eigderi, Samira Kiyany harchegany Pages 305-312

    Study of the diversity and genetic structure of various fish species are one of the most basic indexes for preservation and restoration of their reserves. the aim of this study is to review taxonomy of a genus of hillstream loaches paraschistura, by molecular methods using gene sequences obtained by cytochrome oxidase gen in the south of Iran. For this purpose, an adult sample of any species which include: 7 specimens P.bamporensis, 3specimens P. sargadensis, 4specimens P.hormozensis, and 5specimens Parascshistura sp. was collected from south of Iran. DNA of these samples was extracted by genomic kit and FCOI20' primer, and was multiplied during PCR process and sequencing after electrophoresis. in order to study phylogenetic relations of COI gene of above mentioned fishes MEGA6 software was used .the results of the study showed that samples of paraschistura genus are placed in 4 clades. Samples of p.bampurensis from different locations with evolutionary distance (0.005-0.128) and P. sargadensis are located in one clade close to each other. samples of p.hormozensis with evolutionary distances (0.042) are located on separate clades. accordingly P. abdolii, P. naumani AND P. delvarii with evolutionary distances (0.042-0.206) and Parascshistura sp With an evolutionary distance(0.030-0.185) are located on separate clades.Considering the distance of location from each other and also study of morphological traits, molecular results were consistent with morphological traits. Phylogenetic tree analysis in this study shows that morphologic characters together with molecular identification are needed to support recognition of species.

    Keywords: Phylogeny, Paraschistura, taxonomy, Genetic structure, Loach
  • Masumeh Darvishi, Roughieh Safari *, Ali Shabany Hosein Hoseinifar Pages 313-318

    The present study investigates, the effects of different doses of diazinon on the expression of vitellogenin (Vtg) gene in females Zebrafish (Danio rerio</em>). For this purpose, 600 Zebrafish with average weight of 0.15+ 0.01 gr in 4 treatments and 3 replicates for one month were exposed to three doses of 0.8, 0.1 and 3.2 mg /ll of diazinon, and a control group for 30 days. At the end of fexpriment,RNA extracted from liver and brain, cDNA syntesised with Superscript RTase kit and PCR were done using primers relate to Vtg and  Beta-actin as housekeeping gene. The evaluation of the expression of the vitellogenin gene showed significant reduction in diazinon-treated groups compared to the control. In the diazinon-treated groups (0.8, 1.6 and 3.2 mg / L), the expression of the vitellogenin gene was 0.9, 0.96 and 0.39 fold of control, respectively, which showed dose-dependent reduction pattern (P≤0.05). The results of this study indicate that diazinone can have a negative effect on the growth and development of sexual cells in zebra fish.

    Keywords: Diazinon, Vitellogenin, Gene expression, Zebrafish
  • Hojjat Ahmadi, Ehsan Kamrani *, Ali asghar Khanipour, Arash Akbarzadeh, Ahmad Homaei Pages 319-328

    To investigate physiologic responses, the induced tensions and stress among Caspian Sea Rutilus frisii caused through gillnet fishing operations were evaluated using fixed gillnets deployed at a depth of 0.5 to 5 m along the shore. The blood samples of the fish trapped at zero, 1, 3, 6, 12, and 24hrs of entanglement were collected for examining their physiologic responses. Blood samplings were done at varying temperature (approximate 100c and 150c). Cortisol, plasma glucose and Heat Shock Protein (HSP70) levels were examined. The results indicated a direct link between stress and water temperature, suggesting higher blood sample values in warmer waters than those of in lower water temperature. In both temperatures, Cortisol contents showed significant differences in the blood samples obtained at all time intervals (P≤0.05). Cortisol accounted for 100% increase level. The amount of Plasma glucose and thermal shock protein (HSP70) did not show any significant difference between blood samples at time intervals (P≥0.05).The amount of plasma glucose and Heat Shock Protein (HSP70) showed a gradual increase, reflecting the impact of timing of stress on the above parameters. The fish perished after 18hrs of entanglement in gillnets. The fish mortalities began six hours following entanglement. This study shows that the acute gillnet-induced stress is highly lethal and that fish cannot tolerate stress and continue to survive for 18 hours in entanglement.

    Keywords: Cortisol, Glucose, Heat Shock Protein, Gillnet, Rutilus frisii
  • zabihollah nemati, Sajad Ghanbari *, Esmaeil Sheidai Karkaj, Mohsen Sabzi Nojedeh Pages 329-338

    Determining rangeland suitability for different uses is one of the goals for natural resource management and it is guarantor of sustainable development, as well. The purpose of this study was to study the suitability of different plant types in the rangelands of Tabriz area for beekeeping. Using the vegetation type maps of the area as well as studies related to the attractiveness of plants, the number of attractive species for the plant types was determined and the final map of the potential classification of types was prepared from the point of view of beekeepers. The results showed that there are 250 attractive species for honey bee in the region. The most species is pollen and mosquito species blongs to the type of Bromus tomentollus-Astragalus chrysostachys-Acantholimon bracteatum with 68 species. The plant types of Aeluropus littoralis and Halocnemum strabilaceum have no attractive species for honey bee. Soil salinity in the fields and salt lands around Lake Urmia has reduced the potential of the types in these areas. The total area of rangeland area was 715573 ha and about 550873 hectares (77%) have high and medium capacity for breeding bee honey. Therefore, most of the study area has a medium class (S2) for beekeeping potential and attractive honey bee plants. According to the results, more than half of the rangelands of the region have a moderate to high potential for beekeeping which by following the principles of beekeeping, income earning can be achieved by reducing livestock pressure on rangeland regeneration, which ultimately leads to the systematic and proper management of regional rangeland, soil and water conservation, and enhancement of vegetation.

    Keywords: Range suitability, Beekeeping, plant types, Tabriz
  • Mohammadreza Mohseni, Sharokh Pashaei Rad *, Nasim Hyati Roudbari Pages 339-346

    During researches carried out in saline marshlands and dandies in the central regions of Iran in the years of 1395 and 1396, 21 samples were collected by the hand-trapping method in 3 seasons of spring, summer and autumn from 5 stations. Of these, nine species belonging to 5 genera and 5 tribes and two subfamilies of Myrmicinae and Formicinae were identified. Species identified are: Subfamily: Myrmicinae Tribe: Stenammini Genus: Messor Species: 1)Messor ebeninus Tribe: Solenopsidini Genus: Monomorium Species: 2)Monomorium indicum 3)M. rimae n. sp. Tribe: Crematogastrini Genus: Tetramorium Species: 4)Tetramorium sp. Subfamily: Formicinae Tribe: Formicini Genus: Cataglyphis Species: 5)Cataglyphis niger 6)C. bellicosus 7)C. setipes 8)C. lividus Tribe: Plagiolepidini Genus: Lepisiota Species: 9)Lepisiota dolabellae All species are reported for the first time from salt marshes and saline soils in the central regions of Iran and also all the identified species verified by prof. Brian Taylor, a member of the Royal Society of British Entomological Society.

    Keywords: Animals, Formicidae, saline soils, salt marshes, central regions of Iran, Trapping
  • Siamak Behzadi *, Golamali Akbarzadeh Chamchaei, Mohammad Momeni, Ali Salarpouri, Mohammad Darvishi, Seyedeh Mohebi Nouzar, Mohammad Sedigh Mortazavi Pages 347-352

    Shrimp is one of the most important food items in the southern parts of the country, especially Hormozgan province. Therefore, harvest management of shrimp stocks was an issue that has always been taken into consideration for sustainable catches. In this study, the relationship between meteorological factors (wind speed average, temperature and rainfall) was evaluated with catch rate at shrimp catch season (7 Oct. - 6 Dec.) in the period of 1985-2015. The Principal Components Analysis (PCA) was used in order to investigate the selected climatic parameters with shrimp catching. The results of the KMO index in this test were 0.71 and Bartlett's test was significant. The results of special values, variances and cumulative variables and factor loads related to the components showed that the first component((Shrimp catch(0.03), wind speed average(0.06), temperature(0.82) and rainfall(0.33)) with 33.58% and the second component(( Shrimp catch(0.76), wind speed average(-0.84), temperature(0.28) and rainfall(0.79))with 28.67% of the total variances (62.25%), can be used to verify the identification the most important parameters affecting on shrimp changes in the province during the last thirty years .In addition, evaluation of factors related to factor loading obtained from PCA showed that rainfall (0.79) and wind speed average(-0.84), in the second component, had the most positive and negative effect on shrimp catching changes (0.76) respectively. The effect of wind on the reduction of commercial shrimp catch may be related to the lower efficiency of trawl gear due to not placing the otter board trawl on the sea bed. It is probable that the annual rainfall will not be effect on the catch in catching area, and their effect may be on the stock of young shrimp in nursery grounds last year.

    Keywords: Penaeus merguiensis, Climatological parameters, Catching rate, Principal Component Analysis, Persian Gulf
  • Monireh Faeed *, Hojat Khodaparast, Mohammadreza Mehrabi, Seyed Fakhraddin Mirhashemi Nasab Pages 353-360

    The aim of this study was to investigate the microbial and physicochemical parameters of  Neur Lake water. Five stations (studied stations according to geographical location, water elevation, flows to the lake) were selected. Sampling was done twice in year, once in spring and summer and Autumn 1395. The microbial tests were performed including counting the total number of bacteria, total coliform and fecal coliform, streptococcus and sulfite Reducing Bacteria. The highest density of heterotrophic bacteria was in summer and at station 1 (50,000 cfu / ml). The highest levels of fecal coliforms were at station 1 and 3 (110 cfu / ml) in autumn. The highest incidence of streptococcus was at station 3 (110 cfu / ml) in summer.The highest frequency of sulfite reduction bacteria was at station 1 in the spring at PO4mg / l, NH4mg / l and NO3mg / l in all seasons in the EPA standard. The COD, BOD and pH in some seasons were higher than the standard EPA standard The amount of heterotrophic bacteria, total coliform and streptococus in some seasons and stations was higher than the standard, due to the increase of environment and water temperature, Passing livestock in the region, and some tourist and agricultural activities in the warm seasons. Wind and water turbulence and sediment increase in the autumn were the causes of microbial contamination in Neur Lake. The lake is not desirable for fish species, especially cold water, due to the high parameters of physical and chemical properties of water.

    Keywords: Neur, Bacteria, Heterotrophic, Coliform, Fecal coliforms, Streptococcus
  • Maryam Alizadeh *, Seyed Abbas Hosseini, Hojatillah Jafaryan, Rasoul Ghorbani, Mohammad Gholizadeh Pages 361-370

    Benthic communities are considered as bio-indicators in aquatic ecosystems. The purpose of the present study was to the biological evaluated of the Aji Sou River based macrobenthic population structure. Macrobenthic invertebrate samples were collected seasonally from 4 stations (each with 3 replications) for one year using a Surber sampler with a coating surface 30 × 30 cm. Totally, 1106 samples of benthic organism were identified, which highest frequency was observed for Diptera and Ephemeroptera in the autumn, while other frequent bastards had a low prevalence rate. The largest distribution of the benthos was obtained at stations 2 and 3. Multi-dimensional Scaling (MDS) and clustering chart show that, due to the frequency of Diptera,Oligocheta and Ephemeroptera orders at stations 2, 3 and 4 of the autumn and summer, the groups are separated in 3 separate sections. Diversity index (Shannon-Weaver), dominancy index (Simpson) and species richness (Margalof) was statistical analyzed. Results of this study indicate that the most diversity index (1.36±0.16), dominancy index (0.77±0.03) and species richness (1.37±0.21) were in fall season, while the lowest amount was obtained in the warm season (summer). There were significant correlations between the different index of biological and some water parameters, including temperature, Do, salinity, EC and TDS. Overall, the results were determined that aquatic insects constitute the dominant population of the benthic fauna in Aji-Su River. The Macrobenthos had the greatest density and diversity in the autumn.

    Keywords: Macrobenthos, Population structure, Aji-Su River, Biological indicators
  • Narges Rajaie, Eisa Ebrahimi*, Nasrolah Mahboobi Soofiani, Omidvar Farhadian Pages 371-378

    Trophic status of Zayandeh-rood dam water and changes in that were investigated in autumn and winter. Sampling was performed in October, November, January, and February of 2010-11 with 45-d intervals. Nine different sampling points was defined in three different stations, including first three points in lake input, another three points was close to Chadegan village area and the last three points was close to dam crest. Water sampling was done from 30 cm depth of water column in each sampling point by using of Nansen bottle. Water transparency was determined by Secchi disk (1.0-4.30 m), total phosphorus were 0.01-11.57 mg/l, total nitrogen were 0.2-2.20 mg/l and chlorophyll-a were obtained 0-8.84 mg/l in this study. The trophic state index (TSI) was determined for phosphorus 25.22, 33.37, 29.80 and 31.02 at four above-mentioned times. The TSI for chlorophyll a were 44.82, 31.28, 32.37 and 35.14 respectively while this value for Secchi depth was 40.83, 42.42, 50.34 and 48.29, respectively at four sampling time. The obtained appropriate relationship between chlorophyll-a and total phosphorus revealed the important role of this element in algae growth rate while Secchi depth is mainly related to silt particle, washed from ambient land following the raining in these seasons. The TSI mean in all sampling times was 36.5-38.8, showing that the lake can be oligotrophic in autumn and winter. In addition, this lake was an oligotrophic lake based on measured amount of chlorophyll a and total phosphorus in water though the Secchi depth categorized this lake as a mesotrophic.

    Keywords: Zayandeh-rood dam water, Trophic State Index, Trophic level