فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 25
|
  • پیمان کرمی، کامران شایسته*، مینا اسماعیلی صفحات 1-10
    خرس قهوه ای بزرگ ترین گونه از راسته گوشت خواران کشور است که در محدوده وسیعی از رشته کوه البرز و زاگرس پراکنش دارد. دامنه پراکنش آن در نیمه غربی کشور به استان لرستان نیز می رسد. منطقه حفاظت شده سفیدکوه با پوشش گیاهی، وسعتو شرایط اکولوژیکی مناسب خود زیستگاه مطلوبی را برای این گونه ایجاد کرده است. در راستای شناسایی محدوده پراکنش و زیستگاه مطلوب این گونه در منطقه مذکور نقاط حضور در فصول بهار و تابستان سال 1396 جمع آوری شدند. 14 متغیر زیستگاهی موثر در پراکنش گونه شناسایی شد. پس از اجرای تحلیل هم خطی 4 متغیر به دلیل شاخص تورم واریانس (VIF) بیش از 10 از مدل حذف و مدل سازی با استفاده از 10 متغیر زیستگاهی، 10000 نقطه تصادفی پس زمینه و 500 تکرار در نرم افزار مکسنت اجرا شد. اهمیت متغیرها در مدل سازی با استفاده از تحلیل جک نایف انجام گرفت. به منظور دستیابی به نقشه دودویی زیستگاه از حد آستانه (LPT=Lowest Presence Threshold) استفاده شد. نتایج حاصل از اعتبارسنجی مدل نشان داد که مدل در میانگین اجرا موفق بوده است (0/85= AUC) و متغیرهای زیستگاهی فاصله از سکونت گاه های انسانی، جاده های فرعی و ارتفاع بیش ترین تاثیر را بر روی پراکنش گونه داشته اند. براساس یافته ها 65 درصد از منطقه سفیدکوه برای خرس قهوه ای زیستگاه مطلوب است. با توجه به توزیع گونه در منطقه می توان این گونه را به عنوان شاخص سلامت و یک گونه کلیدی منطقه سفیدکوه تلقی کرد که در راستای حفاظت ازاین گونه ارزشمند سایر گونه ها نیز حفاظت شوند.
    کلیدواژگان: خرس قهوه ای، پراکنش، زیستگاه، لرستان، مدل سازی
  • میثم مددی*، حسین وارسته صفحات 11-20
    در عصر حاضر تخریب و جدایی زیستگاه اثرات بوم شناسی قابل توجهی بر روی گونه های حیات وحش به خصوص گونه های شاخص و در معرض تهدید به جا گذاشته است. در این میان گونه پلنگ توسط اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) در رده حفاظتی، در معرض خطر انقراض (EN) قرارگرفته است. پارک ملی گلستان به عنوان اولین پارک ملی ایران، توسط جاده میان گذر گرگان-بجنورد، عملا به دونیمه شمالی و جنوبی تقسیم گردیده است که موجب تاثیرات شدیدی بر روی مطلوبیت زیستگاه گوشت خواران به ویژه پلنگ شده است. لذا شناخت عوامل موثر بر مطلوبیت زیستگاه پلنگ به عنوان یک ابزار مفید در مدیریت و حفاظت از زیستگاه های باقی مانده در پارک ملی گلستان، می تواند مدیران حفاظت را در مدیریت موثر این گونه یاری رساند. در این پژوهش جهت مدل سازی مطلوبیت زیستگاه پلنگ، از روش رویکرد آنتروپی بیشینه و با استفاده از 15 متغیر زیستگاهی و 77 نقطه حضور گونه استفاده شده است. درنهایت پس از استفاده از مدل مکسنت پتانسیل مطلوبیت زیستگاه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان پیش بینی شد. شاخص AUC به دست آمده برابر با 0/9 بوده است که عدد به دست آمده بیانگر قدرت پیش بینی عالی مدل می باشد. نتایج براساس آزمون جک نایف نشان می دهد که پراکنش پلنگ در پارک ملی گلستان در درجه اول متاثر از پراکنش طعمه ها شامل کل و بز، تشی، قوچ و میش و مرال بوده و سپس به متغیرهای محیطی دیگر شامل ارتفاع 500 تا 1000 متر، فاصله از منابع آبی و جاده وابسته است.
    کلیدواژگان: پلنگ، مطلوبیت زیستگاه، مکسنت، پارک ملی گلستان
  • محیا خسروی، بهروز بهروزی راد* صفحات 21-26
    منطقه کاوه ده در شهرستان فیروزکوه از توابع استان تهران می باشد. این مطالعه بررسی مطلوبیت زیستگاه قوچ و میش و ارتباط آن با پراکنش پوشش گیاهی در این منطقه است. در فصل پاییز1393 با انجام پلات گذاری برای شناسایی گونه های گیاهی و با استفاده از نرم افزار Past برای تعیین شاخص های تنوع زیستی، گیاهان مورد بررسی قرار گرفت. مطلوبیت زیستگاه قوچ و میش با استفاده از رتبه دهی به متغیرهای زیستگاهی (روشHEP) و مدل  HSIتعیین شد. متغیرها شامل: پوشش گیاهی، جهت، شیب، فاصله از جاده، فاصله از سکونت گاه ها و فاصله از زمین های کشاورزی بود. نتایج نشان داد در مهرماه، 11گونه گیاهی، آبان ماه 9 گونه گیاهی و آذرماه نیز 9 گونه گیاهی شناسایی شد. شاخص تنوع شانون وینر در سه ماه در فصل پائیز به ترتیب 2/013، 882 ،1/2، غنای گونه ای مارگالف به ترتیب 2/153، 1/954، 2/288، غنای گونه ای منهینک به ترتیب 1/079، 1/162، 1/576 و تنوع گونه ای سیمپسون 0/8232، 0/8411، 8154 /0 به دست آمد. با توجه به امتیازات به دست آمده از روش HEP، مطلوبیت زیستگاه منطقه کاوه ده در فصل پاییز 0/67 تعیین شد که نشان دهنده مطلوبیت زیستگاه خوب در این منطقه می باشد. طبق نتایج به دست آمده هیچ اختلاف معنی داری بین ماه های مختلف در فصل پاییز وجود نداشت. 9 متغیر بررسی شده بین سه ماه مهر و آبان و آذر اختلاف معنی داری را نشان ندادند.
    کلیدواژگان: مدل HSI، روشHEP، مطلوبیت زیستگاه، قوچ و میش Ovis orientalis))، پوشش گیاهی، منطقه شکار ممنوع
  • آزیتا رضوانی، سیما فاخران*، علی رضا سفیانیان، مصطفی ترکش، محمود رضا همامی صفحات 27-36
    آگاهی از مسیر حرکت گونه ها در میان زیستگاه های مختلف امری ضروری جهت توسعه رویکردهای حفاظتی در مقیاس سیمای سرزمین است. حفظ توانایی حرکت و جابه جایی افراد در دوره های کوتاه تا میان مدت امکان انتشار، دسترسی به زیستگاه های مطلوب، مهاجرت های فصلی و پویایی ابرجمعیت ها و در بلندمدت، امکان تغییر محدوده های پراکنش گونه ها در واکنش به تغییر اقلیم را فراهم می نماید. هدف از این مطالعه شناسایی کریدورهای مهاجرتی قوچ و میش اصفهانی  Ovis orientalis isphahanica در بین منطقه حفاظت شده هفتادقله در استان مرکزی و پناهگاه حیات وحش موته در استان اصفهان با رویکرد تلفیقی مدل مدار الکتریکی با استفاده از نرم افزار Circuitscape و مدل حداکثر آنتروپی با استفاده از نرم افزار MaxEnt است. در مرحله اول، مدل سازی پراکنش گونه طی دو گام با استفاده از داده های حضور و بدون استفاده از داده های حضور درناحیه حدفاصل مورد مطالعه مابین مناطق تحت حفاظت مذکور انجام گرفت. خروجی های مدل حداکثر آنتروپی جهت شناسایی مسیرهای ارتباطی وارد مدل مدار الکتریکی گردید. نتایج مدل ها نشان داد تنها یک مسیر اصلی بالقوه مطلوب برای جابه جایی بین مناطق تحت حفاظت موته وهفتادقله وجود دارد که در نزدیکی منطقه هفتادقله به چند شاخه تقسیم شده و درنتیجه، مسیرهای متعدد بالقوه مطلوبی را درآن ناحیه به وجود می آورند. مسیرهای مطلوب شناسایی شده توسط مدل ها باراه های گدار شناخته شده ای که در طی سالیان گذشته توسط جمعیت های این گونه استفاده شده است مطابقت دارد و پیشنهاد می شود این کریدورها به شبکه مناطق تحت حفاظت، افزوده شود.
    کلیدواژگان: کریدور، مهاجرت، گردنه بطری، مقاومت سیمای سرزمین، مدار الکتریکی
  • سیما ساور سفلی*، رضا سید شریفی، محمدرضا منصوریان، مزدک کاظمی صفحات 37-46
    هدف از این تحقیق مطالعه اثر شاخص دما-رطوبت (THI) به عنوان یک توصیف گر محیطی برای استرس گرمایی بر تولید شیر و درصد چربی گاوهای هلشتاین در اقلیم مدیترانه ای ایران بود. اطلاعات تولیدی شکم اول جمع آوری شده طی سال های 1380 تا 1395 مربوط به 42751 و 38829 راس گاو شیری با 348868 و 302851 رکورد به ترتیب برای تولید شیر و درصد چربی شیر مورد استفاده قرار گرفت. میانگین روزانه THI برای سه روز قبل از رکوردگیری که از اطلاعات نزدیک ترین ایستگاه های هواشناسی به گله ها محاسبه شده بود به عنوان یک اثر محیطی درنظر گرفته شد. مولفه های (کو) واریانس با استفاده از روش بیزی از طریق مدل رگرسیون تصادفی برای ترکیبات مختلف THI و روز شیردهی (DIM) برآورد شد. در تابعی از روز های شیردهی با رسیدن به اواخر دوره شیردهی، وراثت پذیری افزایش و در تابعی از شاخص دما-رطوبت (اوایل دوره شیردهی) با افزایش THI، وراثت پذیریکاهش می یابد. همبستگی های ژنتیکی برای مقادیرTHI و DIM با افزایش فاصله بین مقادیر، کاهش داشت که نشان می دهد رکوردها در THIهای مختلف مانند DIMهای مختلف از ژن های متفاوتی اثر می گیرند و هم چنین همبستگی های ژنتیکی برآورد شده برای درصد چربی پایین تر از مقادیر مربوط به تولید شیر بود. از برآوردهای حاصل از این تحقیق نتیجه گیری می شود که وارد کردن اثر ژنتیک افزایشی در مدل ارزیابی مقاومت به گرما در گله های گاوهای شیری اقلیم مدیترانه ای ایران لازم است و پتانسیل ژنتیکی حیوان می تواند نقش مهمی در کنترل میزان کاهش تولید شیر گله در شرایط آب و هوایی استرس زا ایفا کند.
    کلیدواژگان: استرس گرمایی، شاخص دما-رطوبت نسبی، وراثت پذیری، رکورد روز آزمون
  • کاوان نیک دل، مهدی امین افشار*، احسان سیدجعفری، عبدالله محمدی، ناصر امام جمعه صفحات 47-52
    در این تحقیق  اثرات تنش القایی ملایم هیدروژن پراکسید در گامت های نر بر رشد رویان های حاصل  از روش برون تنی مورد بررسی قرار گرفت. بدین    منظور، نمونه های اسپرم در آزمایشگاه با غلظت های 0، 10، 50 ، 100 و 200 میکرومول بر لیتر هیدروژن پراکسید تیمار شدند و فراسنجه های مربوط به حرکت کل، حرکت پیش رونده، حرکت سریع، زنده مانی و کیفیت غشاء اسپرم ثبت و در گروه های تیماری مختلف مقایسه گردید. نتایج نشان داد که افزایش هیدروژن پراکسید تا سطح 50 میکرومولار با گروه شاهد تفاوت معنی داری ندارد و بیش از آن نیز باعث کاهش معنی دار در فراسنجه های حرکتی، زنده مانی و سلامت غشاء اسپرم می شود.
    کلیدواژگان: تنش ملایم القایی، هیدروژن پراکسید، اسپرم، گامت نر
  • پوریا احسانی*، اسداله تیموری، یدالله چاشنی دل، غلام رضا قربانی صفحات 53-62
    افزایش محتوای الیاف سیلاژ ذرت به واسطه افزایش سن گیاه، در جیره گاوهای شیری، سبب افزایش لایه بندی مواد جامد شکمبه ای و فعالیت نشخوار و خرد کردن ذرات در شکمبه می شود. از طرف دیگر، اندازه ذرات به طور انتخابی در شکمبه می مانند و این موضوع توجیه کننده تفاوت در قابلیت هضم جیره های با ترکیبات شیمیایی مشابه است. ذرت علوفه ای کشت شده در شرایط استاندارد در مراحل یک سوم خط شیری و دانه خمیری برداشت شد.اثر مرحله برداشت بر خصوصیات سیلویی ذرت علوفه ای و اثر مرحله برداشت و اندازه ذرات بر مقدار مصرف و گوارش پذیری مواد مغذی گاوهای شیری هلشتاین با طرح کاملا تصادفی تجزیه آماری شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد اثر مرحله برداشت بر ترکیب شیمیایی و اسیدهای تخمیری سیلاژ معنی دار بود. در ارزیابی ظاهری سیلاژ ذرت علوفه ای مرحله برداشت دوم به طور معنی داری نمره بالاتری به خود اختصاص داد. اثر اندازه ذرات و مرحله برداشت بر مصرف ماده خشک و مصرف ترکیبات شیمیایی جیره معنی دار بود. مرحله برداشت و اندازه ذرات توانست اثر معنی دار بر گوارش پذیری ماده خشک و ماده آلی بگذارد. در مجموع جیره های حاوی ذرت علوفه ای برداشت دوم، فیبر نامحلول در شوینده خنثی غیرقابل هضم (iNDF) بیش تر، مصرف ماده خشک بیش تر و گوارش پذیری ماده خشک و انرژی قابل متابولیسم کم تری داشتند. جیره های حاوی ذرت علوفه ای با اندازه ذرات بلند گوارش پذیری ماده خشک پایین تر و گوارش پذیری ماده آلی بالاتر داشتند.
    کلیدواژگان: گوارش پذیری، مرحله برداشت، مصرف خوراک، سیلاژ ذرت علوفه ای، اندازه ذرات، الیاف نامحلول در شوینده خنثی غیرقابل هضم
  • مصطفی عمری، نعمت هدایت *، آزاده بوستان، رضا سید شریفی، وحید واحدی، رضا خلخالی صفحات 63-68
    حفظ نژادهای بومی از اهداف مهم اصلاح نزادی محسوب می شود و جهت شناسایی ساختار ژنتیکی جمعیت باقی مانده اساس حفظ نژادی است. لذا این پژوهش با هدف بررسی ساختار ژنتیکی اسب های استان اردبیل و مقایسه با دیگر نژادهای خارجی با استفاده از ناحیه کنترل (D- loop) ژنوم میتوکندریایی انجام گرفت. جهت انجام آزمایش DNA ژنومی استخراج و مستقیما پس از تکثیر 430 جفت بازی از ناحیه کنترل با استفاده از روش سنگر از 100 راس اسب بومی مربوط به استان اردبیل توالی یابی گردید. آنالیز توالی ها منجر به شناسایی 43 جایگاه چندشکلی شد که منجر به ایجاد  40 هاپلوتیپ مختلف گردید که براساس هاپلوگروه های شناسایی شده در 9 هاپلوگروه (A،B ،C ، G ،I ،L ،M ،P  و Q) قرار گرفتند. مقدار تنوع نوکلئوتیدی، تنوع هاپلوتیپ و  Dتاجیما در اسب های بومی استان اردبیل به ترتیب 0/02412، 0/877 و 0/571- به دست آمد. میزان D تاجیما انحراف معنی داری را نشان نداد. نتایج این مطالعه نشان داد که خط مادری در اسب های اردبیل از تنوع بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: اسب بومی، هاپلوتیپ، تنوع نوکلئوتیدی، تنوع ژنتیکی، ژنوم میتوکندریایی
  • محمود دشتی زاده*، عبدالمهدی کبیری فرد، حسین خاج، امیر ارسلان کمالی صفحات 69-76
    این پژوهش به منظور تعیین ارزش غذایی سرشاخه و قابلیت هضم دو گونه کنار (Ziziphus spina-christi, Ziziphus mauritiana) در تغذیه دام انجام شد. جهت تعیین قابلیت هضم، سرشاخه هرکدام از گونه های درخت کنار به نسبت های 10، 20 و 30 درصد با خوراک پایه (یونجه خشک) مخلوط شده و هر جیره روی 4 راس گوسفند نر بالغ، با روش جمع آوری مدفوع مورد آزمایش قرار گرفت. تیمارهای آزمایش شامل 7 جیره شامل: یک جیره شاهد (یونجه)، 3 جیره حاوی سرشاخه کنار بومی و 3 جیره حاوی سرشاخه کنار هندی در قالب طرح کامل تصادفی بود. نتایج ترکیبات شیمیایی ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، چربی خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی منهای همی سلولز، انرژی خام و میزان تانن برای سرشاخه کنار بومی به ترتیب 94/2، 90/1، 14/4، 2/0، 30/7، 17/6 درصد، 4517/7 کالری در گرم و 3/1 درصد و برای سرشاخه کنار هندی به ترتیب 94/6، 83/3، 14/5، 1/7، 33/9، 18/5 درصد، 4447/2 کالری در گرم و 3/9 درصد بود. در بین تیمارهای کنار هندی و بومی، بهترین ضریب قابلیت هضم مواد مغذی را 10 درصد سرشاخه کنار بومی داشت. ضرایب قابلیت هضم (درصد) ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی منهای همی سلولز و انرژی خام تیمار 10 درصد سرشاخه کنار بومی به ترتیب 68، 59/1، 49/6، 76/1، 68/1 و 71/7 به دست آمد. با توجه نتایج این مطالعه و ترکیب شیمیایی و قابلیت هضم هر دو گونه کنار در مقایسه با یونجه، می تواند در جیره روزانه دام های مناطق کنارخیز استفاده شود و برای بهبود وضعیت پرورش دام های کوچک در زمین های خشک و به ویژه در شرایط خشکسالی استان بوشهر دارای پتانسیل مناسبی است.
    کلیدواژگان: ارزش غذایی، استان بوشهر، سرشاخه کنار بومی، سرشاخه کنار هندی، قابلیت هضم
  • مهدی خدایی*، محمدحسین مرادی، مهدی کاظمی صفحات 77-84
    این مطالعه با هدف بررسی اثر گاواژ عصاره آویشن بر برخی از فراسنجه های خونی در بره های نژاد فراهانی در مزرعه دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه اراک انجام شد. در این مطالعه تعداد 15 راس بره ماده نژاد فراهانی در سه گروه به مدت چهل روز شامل: تیمار یک (شاهد): گاواژ آب مقطر، تیمار دو: گاواژ یک سی سی عصاره آویشن، تیمار سه: گاواژ دو سی سی عصاره آویشن. دو بار خونگیری از بره ها انجام شد و سپس فراسنجه های هماتولوژی و ایمنوگلوبولین G سنجش شد. داده ها با طرح کامل تصادفی آنالیز شدند. نتایج نشان داد که عصاره آویشن سبب افزایش گلبول های سفید خون (0/01>p) و هم چنین افزایش سطح ایمنوگلوبولین جی  (0/01>p) شد. آنزیم کبدی AST نیز پس از گاواژ عصاره آویشن به طور معنی داری کاهش یافت (0/05>p). به نظر می رسد مصرف عصاره آویشن در بره ها، می تواند سبب بهبود سیستم ایمنی در بره ها شود.
    کلیدواژگان: بره، عصاره آویشن، فراسنجه خون
  • اکبر ابرغانی، محمود صحرایی* صفحات 85-94
    این مطالعه در زیستگاه بومی و منطقه گسترش نژادی بز خلخالی با هدف شناسایی صفات نژادی، تغذیه ای و شاخص های ظاهری و اندازه های بدنی انجام گردید. برای اجرای این  پژوهش، در ابتدا مناطق پراکنش نژادی بز خلخالی مشخص گردیده، از سه بخش مرکزی، خورش رستم و امامرود شهرستان خلخال به طور تصادفی در مجموع 24 روستا و از هر روستا  3 گله انتخاب و مطالعه گردید. روش جمع آوری اطلاعات به شیوه پرسشنامه ای، مشاهده و اندازه گیری بود. نتایج نشان داد که 79/3 درصد از گله داران به روش روستایی و 20/7 درصد به روش نیمه عشایری با میانگین تعداد 7/1 نفر در هر خانواده گله های خود را پرورش می دهند. میانگین درصد بز و بزغاله در ترکیب گله ها 44/5 درصد، رنگ غالب بز خلخالی سیاه و ابلق (سیاه وسفید)، هرکدام با میانگین 34/3 درصد بود. اغلب بزهای خلخالی دارای شاخ بوده و تنها 26/8 درصد از آن ها بی شاخ بودند. ضرایب همبستگی بین ناحیه های اصلی بدن شامل ارتفاع جدوگاه، دور سینه و دور شکم در هر دو بز ماده بالغ و چپش ماده بالای 40 درصد بود. میانگین مدت زمان چرای بزها از مراتع و پس چر مزارع 8/3 ماه در سال با میانگین 1/82 دفعه تغذیه دستی در روز  بود. زمان نگه داری بزها در آغل 3/7 ماه در سال و تعداد دفعات تغذیه دستی در آغل به طور میانگین 4/2 دفعه بود. میانگین علوفه و کنسانتره مصرفی روزانه بزها به ترتیب 0/66 و 0/25 کیلوگرم برای هر راس بز بالغ بود. تلفات بزها بیش تر در اثر عارضه کیسه صفرا بوده و اسهال از بیماری های رایج آن ها می باشد.
    کلیدواژگان: بزخلخالی، نژاد، زیست سنجی، تغذیه
  • امیر رضا صفایی*، علی رضا آقاشاهی، مصطفی جعفری، هوشنگ لطف الهیان صفحات 95-104
    تغییرات اقلیمی منتج شده از انتشار گازهای گلخانه ای، زندگی انسان ها را به خطر انداخته است. یکی از این گازهای آلاینده اتمسفر، نیتروس اکساید می باشد که قدرت حفظ گرمای آن (با طول عمر حدود 165 سال)، 310 برابر گاز دی اکسایدکربن، می باشد. لذا هدف این پژوهش بررسی میزان تولید گاز نیتروس اکساید ناشی از پرورش دام های اهلی در ایران، بود. آمار تعداد دام های اهلی در یک دهه گذشته، از وزارت جهادکشاورزی، اخذ شدند. دام های اهلی به پنج تیمار آزمایشی شامل: گروه گاوها، گروه دام های سبک، گروه دام های سنگین، گروه طیورصنعتی و گروه سایر ماکیان تقسیم  بندی شدند. سپس با استفاده از نرم افزار IPCC (در سطح یک) میزان انتشار گاز نیرواکساید ناشی از پرورش دام های اهلی به دست آمد. داده های آزمایشی با روش طرح کاملا تصادفی در نرم افزارSAS ، تجزیه و تحلیل شدند. کواریانس میزان انتشار در بین سال های تحقیق، با روش اندازه گیری تکرار در زمان، مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان انتشار گاز نیتروس اکساید در سال 1396 به ترتیب تیمارهای مذکور 6/34، 79/87، 1/26، 1452/71 و 7/15 میلیون تن به دست آمد. میزان انتشار کل گاز نیتروس اکساید، کل خوراک مصرفی و کل تولیدات دامی طی دهه گذشته، به ترتیب درحدود 128/13 گیگاگرم، 605/72 میلیون تن و 118/37 میلیون تن بود. کواریانس انتشار این گاز در بین سال های آزمایش (متغییر مستقل)، از نوع بدون ساختار و ناهمگن بود. به نظر می رسد بیش ترین گروهی که باعث انتشار گاز نیتروس اکساید می شوند، گروه طیور صنعتی می باشند. لذا می بایستی در جهت بهینه سازی مدیریت کود این پرندگان، توجه علمی ویژه ای، صورت گیرد.
    کلیدواژگان: تغییرات اقلیمی، گازهای گلخانه ای، نیتروس اکساید، دام های اهلی
  • مهدی مهدی نسب* صفحات 105-114
    با توجه به موقعیت و شرایط اکوسیستم های تالابی در سطح جهان، بسیاری از گونه های مختلف پرندگان از لحاظ اکولوژیکی وابسته به تالاب ها بوده و از طریق سازش های مختلف از این اکوسیستم های منحصر به فرد به عنوان یک زیستگاه مناسب و حائز اهمیت بهره  برداری می نمایند. از این رو بررسی تغییرات تنوع و نوسانات جمعیتی پرندگان آبزی در سال های مختلف می تواند به عنوان یک شاخص زیستی نشان دهنده وضعیت سلامت یا وجود تهدیدات موجود در اکوسیستم های تالابی باشد. در این پژوهش جهت بررسی تنوع زیستی پرندگان آبزی و کنار آبزی زمستان گذران تالاب  های پلدختر در سال  های 1394- 1388 از شاخص های تنوع گونه  ای (شانون- وینر و عکس سیمپسون)، غنای گونه  ای (شاخص مارگالف)، یکنواختی گونه  ای (شاخص های اسمیت- ویلسون و غالبیت سیمپسون) و برای تشابه بین گونه  ای پرندگان در سال های مختلف از شاخص موریستا استفاده گردید. در طی دوره آماری مورد بررسی مجموعا تعداد 16986 پرنده از 6 راسته، 14 تیره و 43 گونه در تالاب  های پلدختر شناسایی شده اند. تراکم پرندگان در سطح تالاب های پلدختر 52/9 و از نظر زیستگاه 58 درصد از گونه ها کنار آبزی و 42 درصد آبزی می باشند. نتایج بررسی شاخص  های تنوع زیستی پرندگان تالاب های پلدخترنشان داد که سال 1388 کم ترین و سال 1391 بیش ترین تنوع گونه ای، سال 1392 بیش ترین و سال 1388 کم ترین میزان یکنواختی گونه  ای و سال 1393 بیش ترین و سال 1388 کم ترین میزان غنای گونه ای پرندگان را دارا بوده اند. براساس شاخص تشابه موریستا، بیش ترین شباهت گونه ای جامعه پرندگان تالاب های پلدختر مربوط به سال های 1391 با 1393 به میزان تشابه 1 و کم ترین میزان تشابه گونه ای در سال های 1394 با 1390 به میزان تشابه 0/79 می باشد.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، پرندگان آبزی و کنار آبزی، تالاب، پلدختر
  • کاملیا علوی*، سیده عالمه صباغ صفحات 115-124
    زیستگاه اصلی ترین عامل زندگی حیات وحش جانوری و زندگی گیاهی می باشد که حفاظت از آن برای تداوم توسعه پایدار ضروری است. مدل سازی زیستگاه می تواند یک برآورد در مقیاس وسیع از مطلوبیت زیستگاه گونه های حیات وحش بدون نیاز به جمع آوری اطلاعات از جزئیات ویژگی های فیزیولوژیک و رفتاری جانوارن در اختیار بگذارد. بنابراین بررسی و ارزیابی دقیق زیستگاه ها نیازی مبرم است. پارامترهای موثر در 4 زیستگاه جنگلی شمال کشور، قادیکلا، آب بندان کش، اروست، لاجیم برای تعیین مطلوبیت  با مدلHEP  مورد مطالعه قرار گرفته است این مدل از روش های ارزیابی زیستگاه به صورت کمی سازی است و با کم ترین داده ها می توان به نتیجه مطلوب رسید. بعد از مطالعات کتابخانه ای و بررسی محیطی براساس شواهد به دست آمده، 3 گونه کرم شب تاب (Lampyris noctiluca)، حشره خور خزری (Shrew caspian) و باز (Accipiter gentilis) به عنوان شاخص برای مطالعه زیستگاه انتخاب شدند. مرحله بعد مدل SI برای دو گونه حشره خور خزری و باز با استفاده از فرمول های معتبر موجود تهیه و برای کرم شب تاب با توجه به این که فرمول مشخصی در تحقیقات سایر محققان وجود نداشت، در ایستگاه های منتخب اقدام به تله گذاری به صورت ترانسکت شد. مطلوبیت زیستگاه با محاسبه شاخص مطلوبیت زیستگاه یا HSI به دست آمد. نتایج نشان می دهد هر 4 ایستگاه از مطلوبیت نسبتا مناسبی برخوردار بوده اند. در حالت کلی و محاسبه میانگین میزان مطلوبیت در 4 ایستگاه، سه ایستگاه آب بندان کش، اروست و لاجیم میزان یکسانی از مطلوبیت، با مقدار 0/67 و 0/68 برخوردار هستند. اما ایستگاه قادیکلا با میزان 0/87 دارای بیش ترین میزان مطلوبیت بوده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی، زیستگاه جنگلی، شاخص مطلوبیت، مدل HEP
  • سارا یالپانیان، سهیل سبحان اردکانی*، محمد کابلی، لیما طیبی، عاطفه اسدی، زینب اسدی، فاطمه ناصری صفحات 125-132
    امروزه استفاده از گونه های جانوری شاخص و حساس به سلامت بوم سازگان ها به ویژه بی مهرگان آبزی، ماهی ها و پرندگان به منظور ارزیابی سریع وضعیت این سیستم ها و صرفه جویی در زمان، نیرو و هزینه مورد توجه قرار گرفته است. لذا،این مطالعه با هدف بررسی شاخص حضور و تراکم زیرآبروک با برخی پیراسنجه های کیفی آب در چند رودخانه کوهستانی واقع در استان های تهران و همدان انجام یافت. در این پژوهش با پیمایش در امتداد رودخانه های مورد مطالعه نسبت به ثبت نقاط حضور و تراکم زیرآبروک ها اقدام شد. سپس متغیرهای دما، غلظت اکسیژن محلول، هدایت الکتریکی و pH در نقاط حضور و تراکم گونه مورد نظر ثبت شد. پردازش آماری داده ها نیز توسط نرم افزارهای Minitab و STATISTICA انجام یافت.نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک ترتیبی و از طرفی نتایج حاصل از مدل آکائیک نشان داد که متغیرهای هدایت الکتریکی، فراوانی ماکروبنتوزها و دمای آب با پیش بینی حضور و تراکم زیرآبروک ها در رودخانه های مورد مطالعه رابطه به نسبت معنی دار داشته و سایر متغیرها رابطه معنی دار با حضور و تراکم این پرنده نشان ندادند. از این رو، نتایج این مطالعه توانسته است تا حدودی رابطه بین حضور و تراکم زیرآبروک و کیفیت آب را به اثبات رساند.
    کلیدواژگان: شاخص زیستی، زیرآبروک، پیراسنجه های کیفی آب، تهران، همدان
  • جمال سیف *، صیاد سیف زاده، محسن رمضانی، ساحل بخشایش، حسین عبدی، رضا سید شریفی صفحات 133-138
    هدف این مطالعه بررسی تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم بر عملکرد جوجه درآوری، شمارش سلول های خونی و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی بود. در روز 15 جوجه کشی 324 عدد تخم مرغ های مادر گوشتی سویه راس 308، توزین و در قالب طرح کاملا تصادفی به شش گروه آزمایشی با سه تکرار و هر تکرار شامل 18 تخم مرغ تقسیم و در مایع آمنیوتیک عصاره بره موم تزریق شد. تیمار های آزمایشی شامل دو تیمار شاهد منفی بدون تزریق، شاهد مثبت با تزریق 60 میلی لیتر آب مقطر و چهار تیمار دیگر عبارت از تزریق 4 سطح 150، 300، 600 و 1200 قسمت در میلیون از عصاره بره موم به آمنیون، بودند. نتایج نشان داد که تزریق عصاره بره موم به تخم مرغ در روز 15 انکوباسیون تاثیری بر درصد جوجه درآوری، وزن جوجه های تفریخ شده و نسبت وزن جوجه های تفریخ شده به وزن تخم مرغ نشان نداد. درحالی که 1200 قسمت در میلیون عصاره بره موم نسبت وزن جوجه های تفریخ شده به وزن تخم مرغ را در مقایسه با گروه شاهد افزایش داد. تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم در سطوح مختلف نتوانست غلظت خونی گلبول سفید کل، هتروفیل، لنفوسیت، مونوسیت و ائوزینوفیل جوجه های گوشتی را تحت تاثیر قرار دهد. هم چنین وزن لاشه، وزن قلب، طحال و بورس فابرسیوس با تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم در سن 42 روزگی تحت تاثیر قرار نگرفتند. نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که تزریق داخل تخم مرغی عصاره بره موم نمی تواند در بهبود درصد جوجه درآوری، وضعیت شمارش سلول های خونی و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی موثر باشد.
    کلیدواژگان: خصوصیات لاشه، جوجه های گوشتی، سلول های خونی، عصاره بره موم، عملکرد رشد
  • آیجمال قلیچی، حاجی قلی کمی*، خسرو رجبی زاده صفحات 139-146
    افعی قفقازی (Gloydius halys caucasicus) تنها گونه از زیرخانواده Crotalinae در ایران است که در مناطق ساحلی ایران، بین کوه های البرز و دریای خزر یافت می شود. تاکنون مطالعاتی در زمینه دوشکلی جنسی، عدم تقارن فلس ها در ناحیه سر، بررسی صفات مورفولوژیک، مریستیک و مورفومتریک و هم چنین بررسی صفات مریستیک نامتقارن انجام شده است. اما در ایران تاکنون مطالعه ای در زمینه مطلوبیت زیستگاه افعی قفقازی انجام نشده است که در این پژوهش مورد توجه قرار خواهد گرفت. در این مطالعه با استفاده از نقاط حضور گونه به دست آمده از کتاب ها، مقالات و نمونه های موجود در موزه ها و کلکسیون های شخصی و 19 لایه زیست اقلیمی با مدل Maxent الگوی پراکنش جغرافیایی بالقوه افعی قفقازی در ایران پیش بینی شد. سپس نقشه مطلوب ترین مناطق پراکنش با استفاده از Maxent تهیه گردید و اهمیت نسبی متغیرها براساس آزمون جک نایف حاصل از Maxent ارزیابی شد. در نهایت شاخص صحت سنجی مدل سازی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد پراکنش کلی افعی قفقازی مناطق ساحلی ایران را شامل می شود که مطلوب ترین مناطق پراکنش بالقوه افعی قفقازی در ایران با نقاط حضور ثبت شده برای این گونه در ایران مطابقت دارد. پیش بینی پراکنش افعی قفقازی و وضعیت زیستگاه های تحت اشغال آن ها در مشخص کردن مباحث حفاظتی دارای اهمیت است.
    کلیدواژگان: افعی قفقازی، Gloydius halys caucasicus، ایران، MAXENT، پراکنش
  • محسن امیری، مریم کیانی *، علی رضا پسرکلو، معصومه نجیب زاده صفحات 147-154
    گونه سمندر لرستانی که در رشته کوه های زاگرس جنوبی در محدوده دو استان لرستان و خوزستان زیست می کند، با داشتن نوارهای بلند و نازک زرد رنگ و چندین خال سفید و گرد به راحتی از دو گونه دیگر جنس Neurergus در ایران (سمندر آذربایجان و سمندر کردستانی) متمایز می شود. یکی از کارآمدترین ابزارها برای ارزیابی صفات اکولوژیک مدل بندی الگوهای توزیع گونه است. در این مطالعه، از روش حداکثر آنتروپی (مکسنت) به عنوان ابزاری برای ارزیابی پراکنش بالقوه گونه سمندر لرستانی (Neurergus kaiseri) در محدوده دو استان لرستان و خوزستان استفاده شد. مساحت تحت منحنی   AUC  معادل 0/001±0/99 محاسبه شد که نشان دهنده صحت مدل و در نتیجه قابلیت استفاده از آن برای پیش بینی الگوهای حضور سمندر لرستانی است. بر طبق نقشه به دست آمده، چهار متغیر بیش ترین مشارکت را در پراکنش سمندر لرستانی دارند: عامل ارتفاع با (38 درصد)، بارش در گرم ترین یک چهارم سال (15/8 درصد)، کم ترین دما در سردترین ماه سال (10/3 درصد) و هم چنین بارش در یک چهارم سرد سال (8/7 درصد). برطبق نتایج به دست آمده در این مطالعه به نظر می رسد، سمندر لرستانی در نواحی کم بارش و مرتفع جنوب لرستان و شمال خوزستان زیست می کند، با این وجود مشاهدات میدانی نشان می دهد که این گونه برای بقا و تولیدمثل به سرچشمه های پر اکسیژن وابسته است.
    کلیدواژگان: سمندر لرستانی، زیستگاه مناسب، مکسنت
  • سینا جوانمردی، کامران رضایی توابع *، سعید مرادی، لیلا سادات بیات غیاثی صفحات 155-162
    با توجه به این که باکتری (Aeromonas hydrophila) یکی از عوامل بیماری زا عمده در پرورش آبزیان آب شیرین محسوب می گردد، در تحقیق حاضر با هدف دستیابی به راهکاری جهت بهبود عملکرد رشد و هم چنین سطح ایمنی ماهی تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) در برابر باکتری آئروموناس هیدروفیلا، 4 گروه ماهی تیلاپیا O. niloticusبا وزن اولیه 16 گرم، به مدت 60 روز توسط جیره هایی حاوی سطوح مختلف پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوسوس(Lactobacillus rhamnosus) تغذیه شدند و در پایان پس از اندازه گیری شاخص های رشد و فعالیت آنزیم های هضمی روده، تحت تزریق باکتری آئروموناس هیدروفیلا قرار گرفتند و پس از بروز کامل بیماری، شاخص های خونی نیز مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد وزن نهایی و ضریب تبدیل غذایی به ترتیب بیش ترین و کم ترین مقدار را در تیمار 3 گرم پروبیوتیک در هر کیلو گرم جیره دارا بود. به علاوه فعالیت آنزیم تریپسین در تیمار 3 و آنزیم آمیلاز در تیمارهای 2 و 3 گرم پروبیوتیک در هر کیلو گرم جیره به شکل معنی داری از سایر تیمارها بیش تر بود (0/05>P). یک هفته پس از تزریق باکتری نیز آنزیم های آلکالین فسفاتاز و آلانین آمینوترانسفراز موجود در سرم خون در تیمارهای 2 و 3 گرم پروبیوتیک در هر کیلو گرم جیره، در مقایسه با سایر تیمارها کم تر بود (0/05>P) و بقا در این تیمارها به ترتیب نسبت به سایر تیمارها افزایش یافت. به نظر می رسد استفاده از 2 تا 3 گرم پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوسوس در هر کیلوگرم جیره ماهی تیلاپیای نیل می تواند عملکرد رشد و ایمنی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
    کلیدواژگان: ایمنی غیر اختصاصی، Aeromonas hydrophila، Lactobacillus rhamnosus، افزایش وزن، آنزیم پروتئاز
  • سعید زاهدی، آرش اکبرزاده*، جلیل مهرزاد، احمد نوری، محمد هرسیج صفحات 225-232
    تراکم نگه داری به عنوان یک عامل استرس زای مزمن در آبزی پروری تلقی می شود. هدف از این مطالعه، مقایسه عملکرد رشد، تغییرات هورمون کورتیزول و بیان ام آر ان ای ژن پروتئین شوک حرارتی (70 HSP) ماهی قزل آلای رنگین کمان (Onchorhynchus mykiss) در دو تراکم نگه داری متداول کشور در سیستم پرورشی باز می باشد. به این منظور، قزل آلای جوان تمام ماده با دو تراکم نگه داری 24 (تراکم متوسط) و 44 (تراکم بالا) کیلوگرم بر مترمکعب و تراکم بارگذاری 1 لیتر بر دقیقه به ازای هرکیلوگرم ماهی به مدت 60 روز مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصله کاهش معنی دار میانگین وزن نهایی ماهیان را در تراکم بالا و به میزان 6/2% در مقایسه با تیمار تراکم متوسط نشان داد. با این وجود، افزایش تراکم نگه داری اثری بر طول کل، چنگالی و استاندارد در پایان آزمایش نداشت. هم چنین، افزایش تراکم نگه داری هیچ گونه تغییر معنی داری را در طول نسبی باله های سینه ای، شکمی، مخرجی، پشتی و دمی پس از دو ماه موجب نشد. از سوی دیگر، درصد افزایش وزن، افزایش وزن روزانه، نرخ رشد ویژه و ضریب رشد حرارتی در تیمار تراکم بالا، کاهش معنی داری را در مقایسه با تیمار تراکم متوسط نشان داد. در مقابل، تغییرات ضریب چاقی فاقد اختلاف معنی دار بود. افزایش تراکم نگه داری موجب افزایش ضریب تغییرات وزن ماهیان و ضریب تبدیل غذایی گردید. مقادیر گلوکز و هورمون کورتیزول خون فاقد تغییر معنی دار بین دو تیمار آزمایشی بود. در پایان، مقادیر بیان ژن 70 HSP ماهیچه در سطح ام آر ان ای افزایش معنی داری را در تیمار تراکم بالا در مقایسه با تراکم متوسط نشان داد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که افزایش تراکم نگه داری در محدوده تراکم های مجاز در سیستم های فاقد اکسیژن دهی، می تواند موجب ایجاد استرس در ماهیان شده که به صورت تغییر برخی از پارامترهای رشدی مورد بررسی در این مطالعه و نیز افزایش میزان بیان ام آر ان ای 70 HSP مشاهده گردید. لذا افزایش تراکم نگه داری، بایستی توام با به کارگیری تمهیدات مدیریتی صحیح و رهیافت تغذیه ای در جهت تقلیل استرس مربوطه و تقویت سیستم ایمنی ماهی باشد.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، تراکم نگه داری، کورتیزول، 70 HSP
  • پریا اکبری، فرزاد غیاثی*، محسن علی صفحات 233-240
    این تحقیق به منظور بررسی اثر سمیت تحت حاد علف کش توفوردی- ام پی سی آ طی مدت زمان 2 و 3 هفته، بر برخی شاخص های خونی و آنزیم های کبدی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchusmykiss) انجام شد. پس از تعیین LC50  سم با استفاده از مدل پروبیت، القای غلظت تحت کشنده (یک نهم LC50) علف کش ترکیبی توفوردی-ام سی پی آ به میزان 0/11 میلی لیتر بر لیتر (معادل 40 میلی گرم بر لیتر توفوردی + 35 میلی گرم بر لیتر ام سی پی آ) صورت پذیرفت. نمونه های خون از قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 97 گرم که به مدت دو هفته و سه هفته در معرض غلظت تحت کشنده علف کش توفوردی-ام سی پی آ قرار داشتند و ماهیانی که در معرض علف کش نبودند، گرفته شد. نتایج نشان داد که علف کش توفوردی- ام پی سی آ موجب تغییرات در پارامترهای خونی و آنزیم های کبدی ماهی قزل آلای رنگین کمان بعد از دوهفته و سه هفته می گردد که این تغییرات در شاخص های خونی با کاهش گلبول های قرمز، گلیول های سفید، نوتروفیل و لنفوسیت در تیمارهایی که ماهیان در معرض غلظت تحت کشنده علف کش قرار داشت، همراه بود(0/05>P) کم ترین میزان گلبول های قرمز خون و بیش ترین مونوسیت ها، آنزیم های کبدی آلانین آمینو ترانسفراز و آسپارتات آمینو ترانسفراز در تیماری که ماهیان در معرض غلظت تحت کشنده علف کش به مدت سه هفته بودند مشاهده شد (0/05>P). نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که سمیت تحت کشنده علف کش توفوردی-ام سی پی آ به مدت دوهفته و سه هفته، با کاهش گلبول های سفید، نوتروفیل و لنفوسیت ها می تواند منجر به تضعیف فعالیت سیستم ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان گردد و افزایش سطح آنزیم های کبدی در سرم خون نیز آسیب های ناشی از مواجهه با این سم را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: توفوردی- ام سی پی آ، شاخص های خونی، علف کش، سیستم ایمنی، آنزیم های کبدی، قزل آلای رنگین کمان
  • هادی تحسینی*، محسن احمدپور صفحات 241-246
    فلزآرسنیک به عنوان یکی از فلزات سنگین آلاینده اکوسیستم های آبی موجب ایجاد مسمومیت و نگرانی در مصرف ماهی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی غلظت فلز آرسنیک در بافت کبد و عضله، هم چنین ارتباط آن با وزن و طول چنگالی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) و ارزیابی خطر مصرف آن انجام شد. 60 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان در دو حوضچه پرورش ماهی واقع در شهرستان های سنندج (روستای ننله) و کامیاران (روستای دیوزناو) تهیه گردید (تعداد 30 قطعه از هر حوضچه) و پس از هضم اسیدی نمونه های  مذکور، غلظت فلز آرسنیک به وسیله دستگاه جذب اتمی مدل Phonix 986 اندازه گیری شد. میانگین غلظت فلز آرسنیک دربافت هایکبدو عضله به ترتیب  28/16 و 15/68 میکروگرم برگرم وزن خشک به دست آمد. تجمع آرسنیک در بافت کبد بیش از بافت عضله مشاهده شد (0/05>P). ارتباط نسبتا قوی بین غلظت این فلز با طول چنگالی و وزن کل داشت (0/01>p). هم چنین نتایج نشان داد بین حوضچه های شهرستان کامیاران و سنندج از لحاظ غلظت آرسنیک در بافت های مورد مطالعه، تفاوت معنی داری وجود نداشت. با توجه به نتایج محاسبه شاخص خطر برای مصرف روزانه 25 گرم ماهی خطرمصرف وجود دارد و مقدار حداکثر مصرف روزانه مجاز  1/3 گرم برای یک فرد بالغ 70 کیلوگرمی محاسبه گردید. با مقایسه غلظت های اندازه گیری شده این تحقیق با حد مجاز استانداردهای بین المللی در بافت عضله مشخص شد، غلظت آرسنیک بیش از استانداردهای USEPA، FAO و WHO می باشد.
    کلیدواژگان: آرسنیک، قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)، کبد، عضله
  • شیرین یلباسی، بهاره شعبان پور، محمدرضا ایمان پور* صفحات 283-288
    این مطالعه به منظور ارزیابی اثرات استفاده از بتاکاروتن به عنوان رنگدانه سنتتیک و جلبک اسپیرولینا و فلفل دلمه ای زرد به عنوان رنگدانه ای طبیعی بر رنگ پذیر و عملکرد رشد ماهی سیچلاید الکتریکی زرد آبی انجام شد. تعداد120عددماهی سیچلاید زرد آبیبامیانگینوزنی (0/05±2/51 گرم) در قالب 3 تیمار و یک گروه شاهد و هر کدام با سه تکرارتقسیم شدند.12عدد آکواریوم به ابعاد 70×40×30 سانتی متر آماده و 10 قطعه ماهی به هر کدام اضافه شد. گروه شاهد با غذای فاقد افزودنی (غذایپایه) تغذیه گردید. تیمار 1 جیره های حاوی بتاکاروتن  (40 میلی گرم در کیلوگرم غذا)، تیمار 2 جلبک اسپیرولینا و  تیمار 3 فلفل دلمه ای زرد (هریک به مقدار 10 گرم در کیلوگرم غذا) بودند. بعد از تیماربندی به مدت 8 هفته ماهیان با جیره های آزمایشی مورد تغذیه قرارگرفتند. سپس شاخص های رنگیشدن ازنظر معنی داری با روش  One way ANOVA در نرم افزار19  Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. هم چنین برخی از شاخص های رشد مانندSGR ،FCR ، BWI مورد بررسی قرار گرفتند . پسازپایاندورهپرورشاز هر تیمار تعداد 9 عدد ماهی به صورت تصادفی انتخاب گردید و برای ارزیابی میزان تغییر رنگ ایجاد شده از سیستم رنگسنجی L*a*b* با استفاده ازدستگاهChroma meter CR-40 استفاده شد. در نتایج به دست آمده از نظر هر سه مولفه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که استفاده از بتاکاروتن، جلبک اسپیرولینا و فلفل دلمه ایی در جیره ماهی سیچلاید الکتریکی زرد آبی تاثیر معنی دار بر رویشاخص های رنگ ظاهری نشده است (0/05<P) و هم چنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در شاخص های رشد بین تیمارهای تغذیه شده حاوی بتاکاروتن، جلبک اسپیرولینا و فلفل دلمه ایی با تیمار شاهد وجود نداشت (0/05<P).
    کلیدواژگان: رنگ پذیری، رشد، بتاکاروتن، اسپیرولینا، فلفل دلمه ای زرد، ماهی ماکرو
  • پویا شریفی، مهرزاد مصباح، علی شهریاری* صفحات 289-294
    ماهی شیربت یک گونه بومی استان خوزستان و از مهم ترین گونه ها از دیدگاه صنعت و صیادی می باشد. اطلاعات کافی در مورد پارامترهای بیوشیمیایی و متابولیسم درباره این گونه در دسترس نیست. بنابرین در این تحقیق اثر بر جنسیت بر پارامترهای لیپید و لیپوپروتئین در سرم، کبد و عضله شیربت پرورشی مورد مطالعه قرار گرفت. جهت اجرای این پروژه، 72 قطعه ماهی بالغ (36 نر و 36 ماده) از مجموعه پرورشی آزادگان منتقل گردیده و مورد آزمایش قرار گرفتند. خونگیری از ناحیه باله دمی صورت گرفت و پس از آسان کشی نمونه های کبد و عضله اخذ شد. نمونه های کبد و عضله به حجم 1 گرم، توسط حلال آلی چربی زدایی شده و به روش اسپکتوفتومتری مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج این گونه نشان می دهند که چربی کل، TG، TC، HDL-c، VLDL-c، LDL-c در سرم به ترتیب 488/174، 179/88، 252/958، 71/65، 36/343 و 128/041 میلی گرم در دسی لیتر تعیین گردید. مقدار چربی کل، TG، TC در کبد به ترتیب 73/407، 43/109 و 1/053 و در عضله به ترتیب 33/831، 19/417 و 0/703 میلی گرم درگرم بودند. اطلاعات به دست آمده در این مطالعه نشان داد که بین جنس نر و ماده در چربی کل، TG، TC و VLDL-c در سرم اختلاف معنی داری  وجود دارد (0/05>P)، ولی در عضله مقدار چربی کل، TG، TC اختلاف معنی داری بین دو جنس نر و ماده مشاهده نشد (0/05<P).
    کلیدواژگان: سرم، کبد، عضله، تری گلیسرید کل، کلسترول کل
  • ذبیح اله نعمتی، سجاد قنبری*، اسماعیل شیدای، محسن سبزی صفحات 309-318
    تعیین شایستگی مرتع برای کاربری های مختلف یکی از اهداف مدیریت اصولی منابع طبیعی بوده و ضامن توسعه پایدار است. بنابراین، هدف این تحقیق، مطالعه شایستگی تیپ های مختلف گیاهی موجود در مراتع منطقه تبریز برای زنبورداری می باشد. بدین منظور با استفاده از نقشه تیپ های گیاهی منطقه و نیز مطالعات مرتبط، جذابیت گیاهان تعیین و تعداد گونه های جذاب برای تیپ ها مشخص گردیدو سپس نقشه نهایی طبقه بندی پتانسیل تیپ ها از نظر کاربری زنبورداری و زنبورپذیری تهیه شد. نتایج نشان داد که تعداد 250 گونه جذاب برای زنبور عسل در منطقه وجود دارد و بیش ترین گونه از لحاظ جذابیت برای گرده زایی و شهدزایی مربوط به تیپ Bromus tomentollus،Astragalus chrysostachys Acantholimon bracteatum با تعداد 68 گونه می باشد.تیپ های Aeluropus littoralisو Halocnemum strabilaceum فاقد گونه های جذاب برای زنبورعسل می باشد. شوری خاک در قسمت ها و شوره زارهای اطراف دریاچه ارومیه سبب کاهش پتانسیل تیپ های موجود در این مناطق شده است. با توجه به نتایج این پژوهش، در حدود 77 درصد از مساحت مراتع منطقه (550873 هکتار)، قابلیت متوسط و بالا جهت پرورش زنبورعسل را دارد. بنابراین اکثر سطح منطقه مورد مطالعه از لحاظ پتانسیل زنبورداری و دارا بودن گیاهان جذاب زنبور عسل دارای طبقه متوسط (S2)هستند. با توجه به نتایج حدود 77 درصد از مراتع منطقه دارای پتانسیل متوسط به بالا برای زنبورداری بوده که با رعایت اصول می توان جهت زنبورداری اقدام و ضمن کسب درآمد، با کاهش فشار چرای دام به احیاء مرتع کمک کرد که درنهایت زمینه ساز مدیریت اصولی و صحیح مراتع منطقه، حفاظت خاک و آب و افزایش پوشش گیاهی منطقه می شود.
    کلیدواژگان: شایستگی مرتع، زنبورداری، تیپ های گیاهی، تبریز
|
  • Peyman Karami, Kamran Shayesteh *, Mina Esmaeili Pages 1-10
    Brown Bear is the country's largest species in carnivorous which is distributed in a wide range of Alborz and Zagros mountains. Its distribution range in the western part of the country reaches Lorestan province. Sephid-Koh protected area with its vegetation, its breadth and ecological condition has created a good habitat for this species. In order to identify the range of distribution and favorable habitat of this species in the mentioned area, the presence points of species were collected in spring and summer seasons of 1396. 14 effective variables in the distribution of the species were identified. After performing the multicollinearity analysis, 4 variables were omitted due to variance inflation index (VIF) more than 10 and modelling was performed by using 10 habitat variables, 10000 randomized background points and 500 iterations in MaxEnt software. The significance of variables in modeling was done using jackknife analysis. In order to obtain habitat binary map, threshold of the LPT (Lowest Presence Threshold) was used the results of the model validation showed that the model was successful in the average run (AUC = 0.85); and the habitat variables of distance from human settlements, sub roads and altitudes had the most effect on species distribution. Based on the findings, 65% of the Sephid-Koh area is suitable for the brown bear. Regarding the distribution of species in the region, this species can be considered as a health index and a key species of the Sephid-Koh region.
    Keywords: Brown bear, Distribution, Habitat, Lorestan, Distribution modeling
  • Maysam Madadi *, Hossein Varasteh Pages 11-20
    In the current century, the destruction and separation of the habitat has had significant ecological effects on wildlife species, particularly species that are under threat. In the meantime, the leopard has been classified as endangered (EN) species by the International Convention for the Protection of Nature and Natural Resources (IUCN). Golestan National Park, as the first national park in Iran, is divided by the Gorgan-Bojnourd road, practically into the northern and southern divisions, which has had a profound effect on the desirability of the carnivorous habitat, especially the panther. Therefore, recognizing the factors affecting the usefulness of the Leophor's habitat as a useful tool in managing and protecting the remaining habitats in Golestan National Park can help conservation managers in this effective management. In this research, for optimizing the leopard habitat model, the maximum entropy approach was utilized using 15 habitat variables and 77 species points. Eventually, after using the Maxent model, the potentiality of the Iranian leopard habitat was predicted in Golestan National Park. The obtained AUC is 0.9, which indicates the high predictive power of the model. The results of the jacknife test show that the distribution of the leopard in Golestan National Park is primarily influenced by the distribution of prey, including wild boar, wild goat, wild sheep and red deer, and then to other environmental variables including altitudes of 500 to 1000 m, distance to water resources and roads, it is dependent.
    Keywords: Leopard, Habitat suitability, Maximum Entropy, Golestan National Park
  • Mahya Khosravi, Behrouz Behrouzirad * Pages 21-26
    Kaveh deh area is located at Firouzkouh around Tehran province. The purpose of this study is to determine the Ovis orientalis habitat suitability and its relation to vegetation dispersion in this area in fall 1393, by plotting to recognize plant species, and using Past software to determine indicate of plant biodiversity. Ovis orientalis habitat suitability was determined using ranking of habitat variables (HEP method) and HSI model. 9 habitat variables were studied: vegetation, direction, slope, distance from road, distance from habitats, distance from agricultural land, and etc. 11 species in Octobe, 9 in November, and 9 in December were recognized. Shannon Winner diversity index in 3 fall months was 2.013, 882, 1.2؛ Margalo species richness was 2.153, 1.954, 2.288؛ Menhinick species richness was 1.079, 1.162, 1.567؛ and Simpson species diversity was 0.8232, 0.8411, 0.8154, respectively. According to given scores of HEP method, the habitat suitability of Kaveh Deh area in fall season was 0.67, indicating favorable habitat suitability in this area.
    Keywords: HSI model, HEP method, Habitat suitability, Ovis orientalis, Vegetation, Kaveh Deh hunt-forbidden area
  • Azita Rezvani, Sima Fakheran Isfahani *, Alireza Soffianian, Mahmoud Reza Hemami, Mostafa Tarkesh Pages 27-36
    Identifying the migration routes of species between different habitats is essential for development of conservation strategies at landscape scale. Maintaining connectivity in the short to medium-term provides possibility of dispersal, access to suitable habitats, seasonal migration and dynamics of the meta populations, and in the long-term, ensure connectivity between appropriate habitat patches to support movements in response to climate change. In this study, we identified and evaluated migration corridors for vulnerable ungulate species, wild sheep (Ovis orientalis isphahanica) between Haftad Gholleh protected area in Markazi Province, and Mooteh Wildlife Refuge in Isfahan Province in central Iran. To identify migration corridors, two models were used, Maximum Entropy (MaxEnt), and Circuit Theory. Using MaxEnt, species distribution modeling was done in two steps with and without presence data in the unprotected study area. Then, Outputs of MaxEnt model was used to identify connectivity with electrical circuit model. The results shows that maximum connectivity (lowest resistance) is most pronounced only in one rout, however near Haftad ghole protected area, there are several high current paths with the highest habitat suitability. We conclude that protecting and incorporating the remaining suitable migration corridors into the existing protected areas network of Iran seems crucial.
    Keywords: Corridor, migration, Pinch Point, Landscape Resistance, Circuit Theory
  • Sima Savar Sofla *, Reza Seyedsharifi, Mohammadreza Mansourian, Mazdak Kazemi Pages 37-46
    In this regard, the objective of this research was to investigate the impact of temperature-humidity index (THI) as an environmental descriptor for heat stress on milk yield (MY) and fat percentage (FP) of Holstein dairy cattle in Mediterranean climate of Iran. The first lactation information between 2001 and 2016 from 42781 and 38829 cows with 348868 and 302851 records, for MY and FP were considered, respectively. The average of daily THI for 3 days before test date was used as an environmental factor which calculated using information of the nearest weather stations to each herd. (Co) variance components were estimated using Bayesian methodology via random regression model (RRM) for different combinations of THI and days in milk (DIM). As a function of DIM at the end of the lactation increases the heritability and decreases the heritability as a function of the THI with increasing THI.For both DIM and THI values, the genetic correlations gradually decline as the distance between values increases. It is evidence that different records along the different THI values like DIM are affected by different genes. In this regard, the estimated genetic correlations for FP were lower than corresponding correlations for MY. The overall idea of this research on heat stress indicates the need to model an additive genetic effect for heat tolerance of dairy cattle in Mediterranean climate of Iran and the genetic potential of the animal can play an important role in controlling the reduction in the production of herd milk in stressful weather conditions.
    Keywords: Heat stress, heritability, Temperature humidity index, Test day record
  • Kavan Nikdel, Mehdi Aminafshar *, Ehsan Seyedjafari, Abdollah Mohammadi, Nasser Emamjomeh Pages 47-52
    In this research, the effects of induced mild stress of hydrogen peroxide was investigated on bovine male gametes quality. For this purpose, Semen samples were treated with 0, 10, 50, 100 and 200 μmol / L of hydrogen peroxide concentrations, and the parameters related to the total motility, progressive motility, fast motility, survival and quality of sperm cell membrane were recorded and compared in all treatments. Results showed that, increasing of hydrogen peroxide concentration up to 50 μM did not have a significant effect on parameters in compare with control group, but all parameters were decreased when the concentration of Hydrogen Peroxide was going up to 100 and more.
    Keywords: Induced mild stress, Hydrogen peroxide, Sperm, Male gametes
  • Pooria Ehsani *, Yadollah Chashnidel, Golamreza Ghorbani, Asad Allah Teimouri Pages 53-62
    Increasing the content of corn silage due to aging of the plant, in the diet of dairy cows, increases the stratification of rumen solids and Rumination activity and fragment particles in the rumen. Particle size remains selectively in the rumen, and this justifies the difference in the digestibility of diets with similar chemical compounds. In this experiment, the effect of harvesting stage and particles size of forage corn in a completely randomized design was compared to Holstein The forage was planted in standard condition and harvested in milk stage and dough stage of maturity.This experiment showed that effect of harvesting stage on the chemical composition and fermentation of silage was significant. Also, forage corn silage in second harvest showed significantly higher Quality. Also, the effect of particle size and harvesting stage on dry matter consumption and consumption of chemical compounds of diet was significant. The harvesting stage and the particle size could have a significant effect on the DMD and OMD. The diets containing Forage corn silage in the second harvest, contains of higher amount of iNDF and cause of more DMI less DMD and less ME. Also, rations containing forage corn with a long particle size had high OMD and low DMD.
    Keywords: digestibility, harvest, DMI, Forage corn silage, particle size, iNDF
  • Azadeh Boustan, Reza Seyedsharifi, Vahid Vahedi, Mostafa Omri, Reza Khalkhali, Nemat Hedayat * Pages 63-68
    Conservation of indigenous animal is one of the main goals of animal breeding and identification of genetic structure of population is the basis for breed conservation. The aim of this study was to evaluate the genetic structure and the genetic relationship between native horses’ in Ardabil Province using mitochondrial D-loop region. Blood samples were collected from 100 horses. Total DNA was extracted and 430 bp of D-Loop region (hyper variable) were amplified and sequenced using Sanger sequencing method. The analysis of data led to identify 48 polymorphic sites that create 52 haplotypes. The plotted phylogenic tree for haplotypes of Iranian native horses is placed in the 9 haplogroups including A, B, C, G, I, L, M, P and Q. Genetic and haplotype diversity values were 0.0241 and 0.877, respectively. Tajima D was calculated -0.571 which was not significant (p>0.1). Results of this study indicated that the maternal line of Ardabil horses had high genetic diversity.
    Keywords: Indigenous Horse, Haplotype, Nucleotide diversity, genetic diversity, Mitochondrial genome
  • Mahmoud Dashtizadeh *, Abdulmahdi Kabirifard, Hossein Khaj, Amir Arsalan Kamali Pages 69-76
    This study was carried out to determine the nutritional value of the two species of Ziziphus tree branches in animal nutrition. To determine digestibility, each tree species branches were mixed with a ratio of 10, 20 and 30% of the basic feed (alfalfa) and were fed to 4 mature male sheep, with feces collection method. The treatments were consisted of 7 experimental diet: alfalfa, 3 diets consisted of native Ziziphus tree branches (Ziziphus spina-christi) and 3 diets consisted of Ziziphus mauritiana tree branches in a completely randomized design. The results of chemical composition of DM, OM, CP, EE, NDF, ADF, GE and tannins for Z. spina-christi were 94.24, 90.07, 14.40, 2.01, 30.75, 17.65 percent, 4517.72 (cal/gr) percent and for Z. mauritiana were 94.61,83.30, 14.56, 1.77, 33.90, 18.55 percent, 4447.26 (cal/gr), and 3.95 percent respectively. The results showed that the digestibility of DM, OM, CP, EE, NDF, ADF and GE were significantly different (P<0.05). Among the diet treatments, 10% Z. spina-christi had the best nutrient digestibility. The digestibility of DM, OM, CP, EE, NDF, ADF and GE for 10% Z. spina-christi were 68, 59.1, 49.6, 76.1, 68.1 and 71.7, respectively. The findings from this study demonstrated that Ziziphus tree branches foliage has the potential to improve small livestock production in the dry lands of Bushehr by alleviating nutritional constraints during the dry season.
    Keywords: Ziziphus spina-christi, Z. mauritiana, nutritive value, digestibility, Bushehr provinc
  • Mahdi Khodaei *, Mohammadhossein Moradi, Mahdi Kazemi Pages 77-84
    The aim of this syudy was investigated the effect of gavage of thmye extract on some blood parameters in Farahani lambe breed.  This work was done in farm of Arak University. Fiften female lambes divide three groups: T1 (control): Distilled water gavage; T2: one milliliter thyme extract gavage; T3: two milliliter thyme gavage blood. Blood sampling was done two towice. Hematology and IgG were measured. Resultant data were analyzed in a completely randomized design. Results indicated that supplementing of thymus extract was increased WBC and IgG singnificantly (p<0.01). AST was decreased after thymus gavage (p<0.05). It seems that thymus extract shall improved lambe immunosystem.
    Keywords: thyme extract, Lambe, blood parameters
  • Akbar Abarghani, Mahmoud Sahraei * Pages 85-94
    This study was carried out in indigenous habitat and breeding area of Khalkhali goat with the aim of identifying racial traits, nutritional, biometric and phenotypic characteristics. In order to implementthis plan, at first, the districts of the Khalkhali goat breed were identified. Then, from three parts (Central, Khorosh Rostam and Emamrudd) in Khalkhal, a total of 24 villages were selected and three herds studied from each village. The selection of villages was proportional in a randomized manner. The data collection method was a questionnaire, observation and measurement. The results showed that 79.3% of Herdsmen, were breeding their flocks in a rural way and 20.7% with a semi-nomadic way. The average number of people in each family was 7.1. The average of goats and kids in the composition of herds  was 44.5%. The dominant color of Khalkhali goat was pure black and white–black, each with an average of 34.3%. Most of the goats had horns and only 26.8% have did not. Correlation coefficients between the main areas of the body, including the height of intersect, round the chest and abdomen, in both the female and yearling goats are higher than 40 percentage.Mean duration of grazing of goats from rangelands and left over of farms was 3.8 months / year with an average of 1.82 time manual feeding /day. The time of keeping the goats in the barn was 3.7 months / year and the number of manual feeding in the barn was 4.2 times. The average daily forage and concentrate consumption of goats was 0.66 and 0.25 kg / head of goat, respectively. Often the deaths of goats are due to gallbladder sediments, and diarrhea is a common disease.
    Keywords: Khalkhali goat, Breed, Biometry, nutrition
  • Amirreza Safaei *, Alireza Aghashahi, Mostafa Jafari, Houshang Lotfollahian Pages 95-104
    Climate change resulting from greenhouse gas emissions has endangered the life of humans. One of these atmospheric pollutants is N2O, which has a lifespan of 165 years and is roughly 310 times more efficient at trapping heat than CO2. Therefore, the aim of this study was to determine the amount of N2O production by domestic animals in Iran.The number of livestock in the last decade, was obtained from the Ministry of Jihad-e-Agriculture.Domestic animals were divided into five experimental treatments: the cows group, the small-ruminants group, the large-livestock’s group, the industrial-poultry group and the other-poultry group.Then, using IPCC software (Tier 1), the amount of N2O emissions from domestic animal husbandry was obtained. Data wereanalyzedaccording to acompletely randomized design usingSAS software.The covariance among the considered years was estimated using repeated measurementsanalysis intimes.The amounts of N2O emissions in 2017 were 6.34, 79.87, 1.26, 1452.71, and 7.15 million tons, respectively. Total emissions of this gas, feed intake and productions livestock’s during the last decade were about 128.13 Gg/Year, 605.72 million tons and 118.37 million tons, respectively. The covariance structure of emissions was unstructured and heterogeneous among the studied years. It seems that the industrial poultry section is the main producer of N2O gas. Therefore, special scientific attention should be made to optimize the poultry manure management.
    Keywords: Climate-Changes, Greenhouse-Gases, N2O, Livestock’s
  • Mehdi Mehdinasab * Pages 105-114
    Considering the Situation and Conditions of Wetland Ecosystems in the World, Many Different Species of Birds are Ecologically Dependent on the Lagoons and Through Various Compromises these Unique Ecosystems are used as a Suitable and Important Habitat To Make. Therefore, The Study of the Variation and Fluctuations in the Population of Aquatic Birds During Different Years can be a Biological Indicator of the health Status or the Presence of Threats in Wetland Ecosystems. In this Study, to Study the Biodiversity of Birds  Waterfowl and Waders the Wintering of Poldokhtar Wetlands in 2009-2015, from Species diversity Indices (Shannon-Wiener and Simpson's Image), Species Richness (Margaluf index), Species Uniformity ( Smith-Wilson and Simpson Dominance Indexes) and for the Similarity of the Species of Birds in Different Years, the Morrista index was studied using Ecological Methodology, Species Diversity and Richness total of 16986 bird species from 6 orders, 14 dwarfs and 43 species have lived in the wetland wetlands. The density of birds at the surface of the wetlands is 52.9 and 58 Percent of the Habitats have Waders habitats and 42 Percent have Waterfowl Habitats. The Results of Survey of Biodiversity Index of Birds in Poldokhtar wetlands Showed that the Highest Variety, According to the Biodiversity Index of 2009, the lowest and the highest in 2012, the Highest Species Diversity, 2013 and 2009, the Lowest Level of Species Uniformity in the Year 2013 and the Lowest in the year 2009 Have Been the Least Species Richness of Birds. Based on the Morrista Similarity Index, the Most Similar species of the birds community in Poldokhtar wetlands related to 2012 with 2014 is the Similarity of 1 and the Least Similar Species in 2015 with 2011 with Similarity of 0.79.
    Keywords: Biodiversity, Birds Waterfowl, Waders, Wetland, Poldokhtar
  • Camelia Alavi *, Seyyedeh Alemeh Sabbagh Pages 115-124
    Habitat is the most important factor for wild life and plant life that is necessary to protect it for sustainable development. The most important factor of threat and destruction plant and animal life is related to habitat`s changes and insecurity. With habitat Modeling we can estimate wild life species habitat suitability on a large scale without collecting a lot of information about physiological and behavioral characteristics details. With respect to the importance of habitat and problems that caused by their destruction, habitat survey and exact assessment is emergent need more than ever. In this research effective parameters have been studied in 4 forest habitat in north of country, GhadiKola, Abbandankash, Erus, Lajim, for determining habitat suitability with HEP model. This model is a quantifiable method for assessing habitats that with the lowest data, the best and most desirable result can be achieved. After library studies and checking selected stations, trapping was done in the form of transect. And then 3 indicator spices including (Lampyris Noctiluca), (Crocidura caspica / Caspian Shrew) and (Accipiter gentilis) were chosen and finally with calculating habitat suitability index (HSI) the suitability situation of each four stations was compared. Results show that each of the four stations has had a relatively good utility. in general, calculate the average utility rate in4 stands, three of them include: abbankash, erus and lajim have had the same utility with value of 67 and 68 percent's but gladiola’s station whit amount of 87 percent has had the highest utility rate.
    Keywords: Assessment, Forest Habitat, Utility Index, HEP Model
  • Sara Yalpaniyan, Soheil Sobhan Ardakani *, Mohammad Kaboli, Lima Tayebi, Atefeh Asadi, Zeynab Asadi, Fatemeh Naseri Pages 125-132
    Nowadays, use of ecosystem health indicators, such as aquatic invertebrates, fishes and birds, has received growing attention to quickly assess of ecosystem health due to their properties such as saves time, energy and costs. Therefore, this study was conducted to investigate the correlation among presence and density of the Cinclus cinclus and physico-chemical parameters of some riverine systems of Tehran and Hamedan provinces in 2015. In so doing, presence points and the number of individual birds were detected by direct observation and/or finding its signs and tracks along riversides. Then, some physicochemical properties of water (i.e. temperature, dissolved oxygen, electrical conductivity and pH) and richness and abundance of macrobenthos were investigated in the presence points of dipper. Also, all statistical analyses were performed using the Minitab and STATISTICA statistical software's. Based on the results of ordinal regression analysis and AIC, significant correlations were found between electrical conductivity, macrobenthos abundances as well as water temperature and the presence and density of the dipper. Therefore, it seems that our results revealed a good relationship between the presence and the density of the dipper and water quality in the studied riverine systems.
    Keywords: Biological Indicators, Cinclus cinclus, Water quality parameters, Tehran, Hamedan
  • Jamal Seifdavati *, Sayyad Seyfzadeh, Mohsen Ramazani, Sahel Bakhshayesh, Reza Seyedsharifi, Hossein Abdi Pages 133-138
    The aim of this study was to evaluate the effects of in-ovo injection of oil-extracted propolis on hatchery performance, blood cell count and carcass characteristics of broiler chicks. For this purpose, on the 15th day of incubation, 324 Ross 308 broiler chicken eggs were weighed and completely randomized to six experimental groups with three replicates and each replicate containing 18 eggs and injected into amniotic fluid. Experimental treatments consisted of two types of negative control without injection, positive injection of 60 mL distilled water and injection of 4 levels (150, 300, 600 &1200 ppm) from oil-extracted propolis to amniotic sac. The results showed in-ovo injection of oil-extracted propolis on day 15 of incubation did not show any effect on hatching percentage, hatching weight and the ratio of the weight of hatching chicks to egg weight. While 1200 ppm of in-ovo injection of oil-extracted propolis increased the ratio of the weight of hatching chicks to egg weight compared to control group. In-ovo injection of oil-extracted propolis at different levels could not affect the concentration of total white blood cell, heterophile, lymphocyte, monocyte and eosinophil blood in broiler chicks. The carcass weight, heart rate, spleen and tissue stockings were not affected by in-ovo injection of oil-extracted propolis at 42 days of age. So, these results of this study suggest that in-ovo of oil-extracted propolis cannot improve the status of hatching percentage, blood cell count and carcass characteristics of broiler chicks.
    Keywords: Blood cells, broiler chickens, Carcass characteristics, growth performance, Oil-extracted propolis
  • Haji Gholi Kami *, Khosro Rajabizadeh, Aijamal Ghelichy Pages 139-146
    Caucasian pit viper (Gloydius halys caucasicus), is the only species in the Subfamily of Crotalinae in Iran, it is found in the northern coastal region of Iran. So far, studies have been done on the polymorphism, asymmetry of scales in the head area, morphological, meristic and morphometric traits, asymmetric meristic traits. But in Iran, so far, no study has been done on the desirability of the Caucasian pit viper habitat, which will be considered in this research. In this study, using the points of presence of the species from the books, articles and samples in museums and personal collections, and 19 layers of climate, with the Maxent model, is a potential pattern of geographic distribution in Iran. Then the map of the most desirable distribution areas was prepared using Maxent, and the relative importance of the variables was evaluated based on jackknife results from Maxent. Finally, the modeling verification index was evaluated. The results showed that the overall distribution of Caucasian pit viper in coastal regions of Iran is included, the most desirable areas of the potential distribution of Caucasian pit viper in Iran, are consistent. The prediction of Caucasian pit viper distribution and the status of their occupied habitats are important in defining conservation issues.
    Keywords: Caucasian pit viper, Gloydius halys caucasicus, Iran, MAXENT, Distribution
  • Mohsen Amiri, Alireza Pesarakloo, Masoumeh Najibzadeh, Maryam Kiani * Pages 147-154
    N. kaiseri, from the southern Zagros Mountains in Lorestan and Khuzestan Provinces, is characteristically different from the other two newts of the genus Neurergus (N. microspilotus and N. crocatus) occurring in Iran by a long and narrow band of yellow color with several round blotches of white color. Modeling the distribution patterns of species is a generally efficient tool to assess their ecological characteristics. In this study, we used maximum entropy, MaxEnt, a method as a tool to assess potential distribution for Neurergus kaiseri in regional scale. The MaxEnt model predicted potentially suitable habitats for N. kaiseri with high success rates (AUC Training data = 0.904 ± 0.057). According to the map constructed, four important variables had a high contribution to species presence: elevation (38%), Precipitation of Warmest Quarter (15.8%), Min Temperature of Coldest Month (10.3%) and Precipitation of Coldest Quarter (8.7) variables. According to our results in the present study, Lorestan newts prefer mountain area with low rainfall in southern Lorestan and northern Khuzestan provinces, although the species need fountains for survival and reproduction.
    Keywords: Lorestan newt, Habitat suitability, MAXENT, Precipitation, Elevation
  • Sina Javanmardi, Kamran Rezaei tavabe *, Saeed Moradi, Leila sadat Bayat ghiasi Pages 155-162
    Considering that Aeromonas hydrophila bacteria is one of the major pathogens in fresh water aquaculture, in the present study, four fish groups of Nile tilapia (Oreochromis niloticus) with an initial weight of 16 g, were fed for 60 days by diets containing different levels of probiotic Lactobacillus rhamnosus and finally, after measuring the growth performance and digestive enzymes activity, they were injected with Aeromonas hydrophila bacteria and blood indices were measured after complete incidence of the disease. The results showed that, in treatment of 3 g/kg probiotic in diet the final weight and feed conversion ratio were the highest and lowest, respectively. In addition, the trypsin activity in treatment 3 and amylase activity in treatments 2 and 3 was significantly higher than other treatments (P < 0.05). One week after infection by bacteria, the alkaline phosphatase and alanine aminotransferase enzymes in the blood serum decreased in treatments of 2 and 3 g/kg probiotic in diet compared with other treatments, and survival in these groups was higher than other treatments (P < 0.05). Finally, it seems that using 2 to 3 g/kg Lactobacillus rhamnosus in Nile tilapia diet can significantly increase the growth performance as well as the resistance to Aeromonas hydrophila infection.
    Keywords: Non specific immunity, Lactobacillus rhamnosus, Gram negative bacteria, Aeromonas hydrophila, weight gain, Protease enzymes
  • Saeed Zahedi, Arash Akbarzadeh *, Jalil Mehrzad, Ahmad Noori, Mohammad Harsij Pages 225-232
    Stocking density (SD) is considered as a chronic stressor in aquaculture. The aim of the present study was to compare the growth performance, cortisol response and the mRNA expression of heat shock protein70 (HSP70) gene in rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) reared at two common SDs of Iranian fish farms in an open system. For this purpose, young all-female rainbow trout were studied at two SDs of 24 (medium SD or MSD) and 44 (high SD or HSD) Kg/m3 and loading density of 1 L/min/Kg of fish for 60 days. The obtained results showed a decrease of mean final weight in HSD groups by 6.2% as compared to MSD. However, no differences were observed between treatments in terms of fish length (total, fork, standard). Furthermore, relative fin lengths (pectoral, pelvic, anal, dorsal and caudal) were similar in the two categories after two months of treatment. On the other hand, body weight gain (%), daily growth rate, specific growth rate and thermal growth coefficient were decreased significantly in HSD in comparison to MSD sets. In contrast, no changes were observed in fish condition factor. High SD caused an increase of coefficient of variance of weight and feed conversion ratio in respect to MSD. Blood glucose and cortisol levels remained unchanged between treatments. At last, muscle HSP70 gene expression at mRNA level increased significantly in HSD versus MSD. In conclusion, our results suggested that increasing the SD in allowable ranges in trout fish farming systems with no oxygenation might cause a stress in fish indicated by change in some studied growth parameters as well as increased HSP70 mRNA expression. Therefore, SD increase should be accompanied by proper management schemes as well as nutritional approaches aimed to relieve the related induced stress and to strengthen the fish immune system.
    Keywords: rainbow trout, Stocking density, cortisol, HSP70
  • Paria Akbary, Farzad Ghiasi *, Mohsen Ali Pages 233-240
    This study aimed to evaluate the Sub- lethal toxcity effects of 2, 4- D+ MCPA herbicide after 2 week and 3 week on some hematological indices and liver enzymes of rainbow trout, Oncorhynchus mykiss. After determining LC50 by probit model, induced sub- lethal concentration (1/9 LC50) 0.11 mL/L (0.11 mL/L of  this herbicide equal 40 mg/L, 2, 4- D, 35 mg/L MCPA ) of  this herbicide were studied.. Blood samples of rainbow trout with weight mean 97 g were taken in the 72 hours following exposure to sub- lethal  concentration  of 2,4,D- MCPA herbicide after 2 week and 3 week with fish that were not exposed. The results showed that 2, 4, D- MCPA herbicide could changes in blood parameters and liver enzymes of rainbow trout by reducing red blood cell (RBC),  white blood cell (WBC), neutrophil and lymphocyte in treatments were influenced by the herbicide after 2 week and 3 week (P<0.05). The lowest RBC and the highest monocyte, alanine aminotransferase (ALT) and aspartate aminotransferase (AST) were observed in the treatment of fish exposed to sub-lethal concentration of herbicide after three week (P>0.05) The results of this study showed that sub-lethal toxicity of 2,4 D- MCPA herbicide after 2 week and 3 week with the reduction of white blood cells, neutrophil and lymphocytes could weaken the activity of the immune system of rainbow trout and increase the level of liver enzymes In blood serum, it also shows the damage caused by exposure to this toxin
    Keywords: 4- D+ MCPA, Hematological indices, Herbicide, immune system, liver enzymes, Oncorhynchus mykiss
  • Hadi Tahsini *, Mohsen Ahmadpour Pages 241-246
    Arsenic as a heavy metal is pollutant of aquatic ecosystems that caused poisoning and concern for fish consumption. The aim of this study was to evaluate the concentration of arsenic in liver and muscle tissues, also its association with weight and length of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) and its risk assessment. 60 rainbow trout species were prepared in two fish farming ponds located in Sanandaj (Nanle Village) and Kamyaran (Divznav Village), (30 pieces of each pond) and after acid digestion of the samples, the concentration of arsenic metal was measured by the Phonix 986 Atomic Adsorption Spectroscopy. The average concentration of arsenic metal in liver and muscle tissues was 28.16 and 15.68 μg/g, obtained. Arsenic accumulation in the liver tissue was more than muscle tissue (P<0.05). A relatively strong correlation was found between the concentration of this metal with density and total weight (p <0.01). Also, the results showed that there was no significant difference between the basins of Kamyaran and Sanandaj in terms of the concentration of arsenic in the studied tissues. According to the calculation results of the risk index for daily consumption of 25 grams of suspected fish, the maximum daily allowable dose of 1.3 grams was calculated for an adult population of 70 kg. By comparing the concentrations measured in this study with the international standards of muscle tissue, the concentration of arsenic is higher than the USEPA, FAO and WHO standards.
    Keywords: ARSENIC, Rainbow Trout (Oncorhynchus Mykiss), Liver, Muscle
  • Shirin Belbasi, Mohammad Reza Imanpoor *, Bahareh Shabanpour Pages 283-288
    This study was conducted to evaluate the use of beta carotene as a synthetic pigment and spirulina algae and yellow sweet pepper as natural pigments on pigmentation and growth performance of Labidochromis caeruleus. has been studied in 120 Labidochromis caeruleus fish of average weight (2.51±0.05 gr) in 3 treatments and 1 control and each with 3 replicates. Twelve aquariums of 30 ×40×70 dimension were used. The control group had no food additives (basic food was fed). of Flower horn in 12 aquariums Equal to 10 fish per aquarium. The trial was continued for 8 weeks. The control group had no food additives (basic food was fed). First treatment beta carotene (40 mg/Kg food), treatment 2 spirulina algae and treatment 3 yellow sweet pepper (each one with level of 10 gr/Kg food)) The significance of them was analyzed using One-way ANOVA analysis software Spss 19. Also some index of growth like BWI, FCR, and SGR.  Also, at the end of the period from each treatment, 9 fish were selected at to random. To assess the color change, the colorimetric system L*a*b* was used, using device CHROMA METER CR_40. There was no significant difference regarding all three factors. Generally, it can be concluded that the use of beta carotene، spirulina algae، yellow sweet pepper of walnuts to fish food ration, cause no impact on some growth factors and as well as survival rate and food conversion rate, but the apparent color index impact was significanot (P>0.05). Also, the results showed that there was no significant difference in growth indices between fed treatments containing beta-carotene, spirulina algae and pepper bacilli with control treatment (P>0.05).
    Keywords: Pigmentation, growth, Beta carotene, Spirulina, Yellow sweet pepper, Labidochromis caeruleu
  • Pooya Sharifi, Farzad Mesbah, Ali Shahriari * Pages 289-294
    Barbus grypus is an indigenous fish species of Khuzestan province which is important in Fishery manufacturing industry. There is no enough information about biochemical parameters and metabolism in this species. So at this study Lipid and Lipoprotein parameters of serum, liver and muscle has been studied. For this purpose, 72 pieces of adult fish (36 males and 36 female) were prepared from Azadegaan culturing and examined. Blood got by caudal vein puncture Then the fishes euthanized. Pieces of liver and muscle approximately 1 gram, removed lipid extraction was down by organic solvents and analyzed by spectrophotometric methods. Results showed that the means of total lipids, TG, TC, HDL-c, VLDL-c and LDL-c in serum are 488.174, 179.88, 252.958, 71.65, 36.343 and 128.041 respectively. In liver total lipids, TG, TC were 73.407, 43.109 and 1.053 respectively and in muscle total lipids, TG, TC 33.831, 19.417 and 0.703 respectively. In comparison between male and female, total lipids, TG, TC and VLDL-c in serum showed significant difference (P< 0.05). Also in muscle total lipids, TG, TC showed significant difference between two sexes (P> 0.05).
    Keywords: Serum, Liver, Muscle, Triglyceride, total cholesterol
  • Zabihollah Nemati, Sajad Ghanbari *, Esmaeil Sheidai, Mohsen Sabzi Pages 309-318
    Determining rangeland suitability for different uses is one of the goals for natural resource management and it is guarantor of sustainable development, as well. The purpose of this study was to study the suitability of different plant types in the rangelands of Tabriz area for beekeeping. Using the vegetation type maps of the area as well as studies related to the attractiveness of plants, the number of attractive species for the plant types was determined and the final map of the potential classification of types was prepared from the point of view of beekeepers. The results showed that there are 250 attractive species for honey bee in the region. The most species is pollen and mosquito species blongs to the type of Bromus tomentollus-Astragalus chrysostachys-Acantholimon bracteatum with 68 species. The plant types of Aeluropus littoralis and Halocnemum strabilaceum have no attractive species for honey bee. Soil salinity in the fields and salt lands around Lake Urmia has reduced the potential of the types in these areas. The total area of rangeland area was 715573 ha and about 550873 hectares (77%) have high and medium capacity for breeding bee honey. Therefore, most of the study area has a medium class (S2) for beekeeping potential and attractive honey bee plants. According to the results, more than half of the rangelands of the region have a moderate to high potential for beekeeping which by following the principles of beekeeping, income earning can be achieved by reducing livestock pressure on rangeland regeneration, which ultimately leads to the systematic and proper management of regional rangeland, soil and water conservation, and enhancement of vegetation.
    Keywords: Range suitability, Beekeeping, plant types, Tabriz