فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهدی کاظمی*، مریم نظام زاده، زهرا فارسی صفحات 1-7
    مقدمه
    دیابت یک بیماری متابولیک است که می تواند باعث ناتوانی و مرگ ومیر قابل ملاحظه ای گردد. هدف اصلی از درمان دیابت، طبیعی سازی سطح گلوکز خون جهت کاهش پیشرفت عوارض عروقی و عصبی می باشد. کنترل قند خون و اطمینان از میزان نتایج، جهت برنامه ریزی درمانی بسیار اهمیت دارد.
    هدف
    در این مطالعه تاثیر ضدعفونی کننده های موضعی ایزوپروپیل الکل 70 درصد و کلرهگزیدین گلوکونات 2 درصد بر قند خون بیماران دیابتیک مراجعه کننده به اورژانس مورد مقایسه قرارگرفته است
    مواد و روش ها
    در این مطالعه شبه تجربی که بر روی 165 نفر از افراد دیابتی مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان 502 انجام گرفت، میزان قند خون بیماران در سه مرحله پس از ضدعفونی موضعی با ایزوپروپیل الکل 70 درصد و کلرهگزیدین گلوکونات 2  و روش وریدی اندازه گیری گردید. سپس داده‏های جمع آوری شده با استفاده از روش‏های آماری توصیفی (درصد و فراوانی) و تحلیلی (آزمون تی تست و آنووای یک طرفه) جهت مقایسه میانگین قند خون با نرم ‏افزار  SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
     نتایج به دست آمده نشان داد میانگین قند خون اندازه گیری شده با گلوکومتر بعد از ضدعفونی ایزوپروپیل الکل 70 درصد و کلرهگزیدین گلوکونات 2 درصد و آزمایش خون وریدی در نمونه ها به ترتیب 72/219، 210/91 و 199/42 با انحراف معیار 57/16، 56/58 و 57/29 می باشد. همچنین، سطح گلوکز خون مویرگی اندازه گیری شده با گلوکومتر بالاتر از سطوح گلوکز خون وریدی بوده و تفاوت میانگین کلرهگزیدین گلوکونات 2 درصد با ایزوپروپیل الکل 70 درصد به وسیله آزمون تی تست بر اساس 0/045 P= معنی دار شد.

    بحث و نتیجه گیری
     نتایج حاصله نشان داد که بین آزمایش مویرگی و آزمایش وریدی تفاوت وجود دارد. اگرچه سرعت عمل در اورژانس بسیار اهمیت دارد اما تصمیم گیری های بالینی و درمانی نیازمند بررسی های دقیق تری از بیمار می باشد و بررسی وریدی در نهایت به منظور نتیجه قطعی کارساز خواهد بود. انجام مطالعات بیشتر در این زمینه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: دیابت، ضدعفونی های موضعی، ایزوپروپیل الکل
  • فرهاد امیری، شهلا علیاری، هنگامه حبیبی، سید امیر حسین پیشگویی* صفحات 8-15
    مقدمه
    تسلط پرستار بر داروهای ترالی و کاربرد مشخص هر کدام از آن ها فاکتور حیاتی در موفقیت احیای بیماران می باشد.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای تاثیر آموزش به روش بازی و سخنرانی بر میزان یادگیری و یادآوری پرستاران از داروهای ترالی اورژانس بیمارستان های منتخب نظامی می باشد.
    مواد و روش ها
    مطالعه نیمه تجربی حاضر در سال 1397 در دو بیمارستان منتخب نیروهای مسلح انجام گرفت. حجم نمونه شامل 32 نفر گروه بازی و 32 نفر گروه سخنرانی بود. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه پژوهشگر ساخته ای شامل 30 سوال تعین میزان آگاهی پرستاران از طبقه اول داروهای ترالی بود؛ که ابتدا برای هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. آموزش گروه سخنرانی طی دو جلسه 45 دقیقه ای با فاصله یک هفته از هم به صورت نظری تدوین شد. شرکت کنندگان در گروه بازی، به گروه های 4 نفره تقسیم شدند و آموزش در قالب بازی طراحی شده طی دو جلسه 45 دقیقه ای با فاصله دو هفته اجرا شد. بلافاصله و یک ماه پس از مداخله پس آزمون برای هردو گروه به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری فیشر، تی زوجی و تی مستقل و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 انجام شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که روش های بازی و سخنرانی بعد از مداخله با سطح معناداری 05/0 P< بر یادگیری و یادآوری پرستاران از داروهایی ترالی اورژانس موثر است. نتایج آماری یک ماه پس از مداخله نشان داد که هر دو روش موردنظر بر یادگیری و یادآوری پرستاران موثر است و بیشترین تاثیر را روش بازی بر پرستاران گذاشته است.
    بحث و نتیجه گیری
      با توجه به تاثیر مثبت آموزش از طریق بازی، پرستاران باید با روش های نوین آموزشی آشنا شده و هم با بهره گیری از روش های جذاب تر و کاربردی تر جهت بهبود کیفیت یادگیری و یادآوری آموزه های قدم بردارند.
    کلیدواژگان: بازی، ترالی، داروهای سخنرانی، یادگیری، یادآوری
  • بهناز لامی، ناهید رجایی*، سید امیر حسین پیشگویی، هنگامه حبیبی، زهره منوچهری صفحات 16-26
    مقدمه
    تنش ها و فشارهای روانی ناشی از مراقبت از بیمار اسکیزوفرن امری قابل توجه و در عین حال معمول است که اگر بدون درمان و مداخله رها شود، می تواند منجر به کاهش سطح سلامت جسمانی و روانی مراقبان خانوادگی به عنوان بیماران پنهان شود و بر کیفیت مراقبتی که ارائه می دهند موثر باشد.
    هدف
    هدف از این مطالعه تعیین تاثیر آموزش همتا محور بر بار روانی مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا می باشد.
    موارد و روش ها
      مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی بود که در سال 1397 بر روی 64 مراقب خانوادگی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بستری در بیمارستان های منتخب نظامی انجام شد. بیماران به روش مبتنی بر هدف انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. جهت گروه آزمون آموزش همتا محور به مدت 6 جلسه و جهت گروه کنترل اقدامی صورت نگرفت. در نهایت بار روانی دو گروه با هم مقایسه شدند. داده ها با استفاده از روش آماری به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 0/05<P سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که بین دو گروه آزمون و کنترل، متغیرهای زمینه ای اختلاف معناداری نداشتند. همچنین در مرحله قبل از مداخله میانگین بار روانی در دو گروه آزمون و کنترل با هم اختلاف معناداری نداشتند، در حالی که بلافاصله و دو هفته بعد از مداخله این اختلاف معنادار بود (0/001<P). همچنین نتایج مقایسه بین گروهی آزمون آنووا در دو گروه معنادار بود (0/001<P).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به سطح متوسط بار روانی نمونه های این مطالعه و نظر به اینکه نتایج این مطالعه حاکی از اثرات مثبت آموزش همتا محور بر بار روانی خانواده های بیماران مبتلا به اسکیزوفرن بود توصیه می شود، استفاده از تجارب موفق افراد همتا به عنوان یک الگو با ایجاد همدلی بین آموزش دهنده و آموزش گیرنده، در جهت کاهش بار روانی خانواده های بیماران اسکیزوفرن در بیمارستان ها و بعد از ترخیص استفاده شود.
    کار آزمایی بالینی
     IRCT2018122180420040N1
    کلیدواژگان: آموزش، اسکیزوفرنیا، بار روانی، بیمار، خانواده
  • رضا یوسفی، زهرا فارسی*، ناهید رجایی صفحات 27-38
    مقدمه
    آموزش پرستاری وظیفه آماده سازی دانش آموختگان با کفایتی را بر عهده دارد که بتوانند در محیط در حال تغییر جامعه و بالین، نیازهای مددجویان را تشخیص داده و در پرتو استفاده از بهترین شواهد علمی، مناسب ترین مراقبت را ارائه دهند.
    هدف
    این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر آموزش به روش سخنرانی و آموزش بالینی نحوه مراقبت از بیماران مبتلا به آنژین صدری بر نگرش پرستاران بخش اورژانس بیمارستان های نظامی شهر مشهد‏ انجام شد.
    مواد و روش ها
     این پژوهش کارآزمایی بالینی سه گروهه- یک سو کور، با اندازه گیری قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در سال 98-1397 انجام شد. جامعه پژوهش تمام پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستان های نظامی شهر مشهد بودند که در سه گروه آموزش سخنرانی، بالینی و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه پژوهشگر ساخته نگرش بود که قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در هر سه گروه تکمیل و میزان نگرش پرستاران نسبت به مراقبت از بیماران آنژین صدری هر یک از گروه ها تعیین و با یکدیگر مقایسه شد. داده ها با استفاده آزمون های آماری در نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.
     یافته ها
     آزمون کروسکال والیس نشان داد که سه گروه از نظر نمره نگرش در مرحله قبل از مداخله تفاوت معنی داری نداشتند (0/821= P). همچنین، آزمون میانه تفاوت معنی داری را در نمره نگرش واحدهای مورد پژوهش در مرحله قبل از مداخله نشان نداد (0/456P=). آزمون آنوای یک طرفه نشان داد که نگرش سه گروه مورد مطالعه در نوبت بلافاصله (0/001<P) و یک ماه بعد از مداخله (001/0<P) تفاوت معنی داری داشتند. به طوری که میانگین نمره گروه بالینی بالاتر از دو گروه دیگر بود و آزمون تعقیبی آنوای یک طرفه (پست هاک) نشان داد که نگرش هر گروه با گروه دیگر از تفاوت معنی دار برخوردار هستند (001/0<P).
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش به روش سخنرانی و آموزش بالینی بر نگرش پرستاران در زمینه مراقبت از بیماران آنژین صدری تاثیر مثبت داشته است. همچنین، در این مطالعه مشخص شد که آموزش بالینی نسبت به آموزش به روش سخنرانی اثربخش تر است و افزایش نگرش پرستاران در روش آموزش بالینی ماندگارتر بود، از این رو پیشنهاد می شود جهت آموزش پرستاران از روش هایی با اثربخشی بیشتر همانند آموزش بر بالین و روش های مشابه استفاده گردد.
    کلیدواژگان: آموزش، آموزش بالینی، آنژین صدری، پرستار، سخنرانی، نگرش
  • ساناز امیری، محمد ناصحی*، پیمان حسنی ابهریان، روزبه کاظمی، خدیجه حاجی نقی صفحات 39-48
    مقدمه
    سکته مغزی دومین علت مرگ در جهان و ایران می باشد، این در حالی است که بیشتر بیمارانی که زنده می مانند، دچار ناتوانی های جسمی و شناختی طولانی مدت می گردند و هزینه های زیادی را نیز به جامعه و این بیماران تحمیل می کند. از عوارض روانی شایع در میان مبتلایان سکته مغزی، افسردگی است که شیوع آن در کشور ایران 45 درصد تخمین زده شده است.
    هدف
    هدف از این پژوهش بررسی نقش اثربخشی نرم افزار توانبخشی شناختی رهاکام (REHACOM) بر افسردگی بیماران مبتلا به سکته مغزی استان تهران در سال 1397 است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش مداخله ای 50 بیمار مبتلا به سکته مغزی مزمن در کلینیک تخصصی توانبخشی سکته مغزی تبسم در استان تهران با روش نمونه گیری در دسترس هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گرو کنترل (25=N) و آزمایش (25=N) تقسیم شدند. با استفاده از آزمون افسردگی بک 2 از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 45 دقیقه ای (هفته ای 2 جلسه) تحت مداخله با نرم افزار شناختی رهاکام قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. البته هر دو گروه تحت درمان توان بخشی سنتی مانند فیزیوتراپی بودند. در نهایت مجددا از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد.
     یافته ها
     نتایج آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری (ANCOVA) نشان داد که با وجود کنترل اثر پیش آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ پس آزمون مربوط به میانگین نمرات افسردگی در سطح معنی داری 05/0 P< تفاوت معناداری وجود داشت. در نتیجه نرم افزار توانبخشی شناختی رها کام به طور معناداری در بهبود افسردگی بیماران مبتلا به سکته مغزی موثر بود.
    بحث و نتیجه گیری
     نتایج ما نشان می دهد که نرم افزار رهاکام اثر سودمندی بر کاهش افسردگی ناشی از سکته مغزی دارد و احتمال می رود که بر روی کارکردهای اجرایی دیگر نیز موثر باشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود مطالعات دقیق تری در این راستا با استفاده از ابزارهای علوم اعصاب مانند QEEG جهت بررسی دقیق تر انجام شود.
    کلیدواژگان: افسردگی، سکته مغزی مزمن، نرم افزار
  • امیر لطافت کار، نازنین کامرانی، نورالله جاودانه* صفحات 49-60
    مقدمه
    گردن درد، دومین ناتوانی شایع عضلانی اسکلتی بعد از کمر درد محسوب می شود. علی رغم شیوع بالای گردن درد هنوز درمان این بیماری به عنوان یک چالش اساسی مطرح است. تمرین ثبات دهنده گردن روشی است که برای بهبود مکانیسم های درونی ستون فقرات طراحی شده است و سبب ثبات فقرات گردنی و آسیب ناپذیری آن می گردد. از طرفی درمان های دستی گروهی از درمان های کم هزینه، با حداقل عوارض جانبی هستند که در درمان گردن درد مورد استفاده قرار می گیرند.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی مقایسه تاثیر تمرینات ثباتی با و بدون تکنیک ریلیز وضعیتی بر میزان درد و دامنه حرکتی گردن مردان دارای گردن درد مزمن بود.
    مواد و روش ها
     این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است. جامعه آماری شامل کارمندان بانک ملت استان تهران بود که به صورت هدفمند و در دسترس 24 نفر دارای گردن درد مزمن به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نمونه ها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول (مداخله)، تمرینات ثباتی همراه با تکنیک ریلیز وضعیتی و گروه دوم (شاهد)، فقط تمرینات ثباتی را دریافت نمودند. هر گروه، پنج هفته درمان را یک روز در میان دریافت کردند. درد بر اساس مقیاس بصری درد و دامنه حرکتی گردن به وسیله گونیامتر، قبل و 48 ساعت بعد از درمان ارزیابی شد. روش های آماری مورد استفاده شامل آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.
    یافته ها
     بررسی های درون گروهی نشان داد که اختلاف معنی داری در مقیاس شدت درد و دامنه حرکتی گردن بعد از مداخله تمرینی در هر دو گروه مشاهده شد (0/005<p). همچنین در مقایسه بین گروهی پس از مداخله های درمانی، در متغیر شدت درد و همچنین دامنه حرکتی گردن اختلاف معنی داری بین دو گروه مشاهده گردید، به طوری که در گروه تمرینات ثباتی همراه با تکنیک ریلیز وضعیتی نسبت به تمرینات ثباتی تنها بهبود بیشتری حاصل شد (0/005<p).
    بحث و نتیجه گیری
     تمرینات ثباتی همراه با تکنیک ریلیز وضعیتی در مقایسه با تمرینات ثباتی به تنهایی، تاثیر بیشتری در کاهش درد و افزایش دامنه حرکتی گردن داشت؛ بنابراین توصیه می شود همراه با تمرینات ثباتی از تکنیک ریلیز وضعیتی برای بهبود افراد دارای گردن درد استفاده گردد.
    کلمات کلیدی: تمرین درمانی، درد، درمان دستی، عضله تراپزیوس، گردن درد، نقاط ماشه ای.
    کلیدواژگان: گردن درد، نقاط ماشه ای، عضله تراپزیوس، درمان دستی، تمرین درمانی، درد
  • یاسر حاجی آقا نژاد*، محمد زارع، مهدی داداشی صفحات 61-68
    مقدمه
     یکی از عوامل تاثیر گزار بر دانشجویان و پیشرفت آن ها عامل هوش است. در این رهگذر توجه به ماهیت هوش خصوصا هوش اجتماعی، چگونگی تبلور رفتار خردمندانه، روش های ارزیابی، سنجش هوش و تفاوت های بین فردی و درون فردی از دیرباز مورد توجه همگان بوده، از آغاز قرن 20 مطالعات مربوط به ماهیت هوش و ظرفیت هوشی کودکان و نوجوانان و بزرگسالان و بهره گیری از ابزارهای گوناگون برای ارزیابی میزان هوش افراد در کشورهای مختلف مورد توجه خاص قرار گرفته است.
    هدف
     هدف از تحقیق حاضر، تعیین رابطه بین خلاقیت و هوش اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و شهید بهشتی بوده است.
    مواد و روش ها
     جامعه آماری این پژوهش، کلیه ی دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دو دانشگاه مورد مطالعه است که به روش تصادفی طبقه ای 300 نفر، بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزارهای اندازه گیری به کار گرفته شده در این تحقیق، پرسشنامه ی استاندارد خلاقیت رندسیپ و پرسشنامه ی استاندارد هوش اجتماعی کری است. منظور تحلیل داده ها، از آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس، همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاکی از آن است که بین مولفه های خلاقیت و هوش اجتماعی تفاوت معناداری وجود ندارد و نتایج تحلیل واریانس نشان داده که بین میانگین خلاقیت دانشجویان به تفکیک مقطع تحصیلی تفاوت وجود دارد همچنین از بین مولفه های هوش اجتماعی مولفه های پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارت های اجتماعی و آگاهی های اجتماعی، خلاقیت را به طور معناداری پیش بینی می کنند.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه با یافته های این پژوهش می توان به این نتیجه رسید که مولفه های هوش اجتماعی نقش مهمی در ایجاد و تحریک خلاقیت در دانشجویان دارند. همچنین به نظر می رسد که دانشگاه با ایجاد بستری مناسب در جهت بهبود انگیزش و روحیه نشاط علمی در دانشجویان نقش مهمی را می تواند در آینده علمی و البته حرفه ای آنان ایفا کند.
    کلیدواژگان: آگاهی های اجتماعی، پردازش اطلاعات اجتماعی، خلاقیت، مهارت های اجتماعی، هوش اجتماعی
  • محسن ادیب *، زهره نبی زاده، شهناز بلندیان صفحات 69-77
    مقدمه
    برای انطباق با سیستم مراقبت بهداشتی که به سرعت در حال تغییر است، نیاز به آماده کردن برنامه درسی پرستاری با کیفیت بالا است. مقایسه نظام های مختلف آموزشی، یکی از روش های ارزیابی است که باعث ارتقای محتوی و کیفیت برنامه آموزشی می شود.
    هدف
    این مطالعه با هدف مقایسه تطبیقی نظام آموزشی دوره دکترای رشته پرستاری در ایران و آلبرتا و ارائه پیشنهادات عملی جهت بهبود کیفیت آن انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش توصیفی-تطبیقی در سال 1397 انجام شد. از الگوی چهار مرحله بردی (Beredy) توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسه، جهت مقایسه نظام آموزش پرستاری ایران با دانشکده پرستاری آلبرتا کانادا در مقطع دکتری استفاده شد. جستجوی اینترنتی، با استفاده از داده پایگاه های فارسی و انگلیسی صورت پذیرفت. سپس، داده های مورد نظر بر اساس هدف پژوهش، طبقه بندی و مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
     برنامه هر دو دانشگاه بر اساس اصول برنامه ریزی استراتژیک دارای رسالت، چشم انداز و ارزش ها است. در دانشگاه آلبرتا ارتباط مناسب بین طرح درس با نیازها و مشکلات جامعه است. برنامه درسی دوره دکتری پرستاری ایران درقسمت هایی مانند مشخصات و ساختار دوره نقاط مشترکی با برنامه درسی دوره دکتری پرستاری دانشگاه آلبرتا دارد. همچنین  مقایسه نشان داد که در نحوه پذیرش دانشجو در دانشگاه آلبرتا (Alberta)درخواست افراد دارای مدرک کارشناسی ارشد پرستاری و مدرک آمار و روش تحقیق و برای افراد غیر کانادایی مدرک زبان و سابقه بالین، برای دوره دکترای بررسی می شود. اما در ایران پذیرش دانشجو منوط به داشتن مدرک کارشناسی ارشد می باشد.
    بحث و نتیجه گیری
    از نقاط قوت برنامه دکتری در ایران می توان بهمنطبق بودن ارزش ها و باورهای برنامه بر اساس نظام ارزش های اسلامی و کسب شایستگی هایی مانند تفکر نقادانه، استدلال بالینی، حل مسئله، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد و ثبت گزارش تحلیلی اشاره نمود و بالینی محور نبودن و تاکید صرف بر تئوری و خصوصا پژوهش از نقاط ضعف آن می باشد. لذا، بر اساس تجارب کشورهای پیشرفته و نیازهای جامعه ایرانی، نقاط ضعف را اصلاح و نقاط قوت را تقویت کنیم .
    کلیدواژگان: مطالعه تطبیقی، برنامه درسی، دکتری پرستاری، مدل بردی، کانادا (آلبرتا)، ایران
|
  • Mehdi Kazemi* Pages 1-7
    Introduction
    Diabetes is a metabolic disorder that can cause considerable disability and mortality. The aim of controlling diabetes is to normalize blood glucose levels to reduce the progression of vascular and neurological complications. Blood glucose control and reassurance are essential for planning health care.
    Objective
    In the present study, the effect of local isopropyl alcohol and chlorhexidine gluconate disinfectants on blood glucose in diabetic patients referred to the emergency department was compared.
    Materials and Methods
    In this quasi-experimental study, 168 diabetic patients referred to the emergency department at 502 Hospital; their blood glucose levels were measured in three stages after local anesthetics with isopropyl alcohol, chlorhexidine gluconate and venous method. Then, the collected data were analyzed by descriptive statistical (percentage and frequency) and analytical (T-Test) methods to compare the mean of blood glucose using SPSS 21
    Results
    The results showed that the mean (219.72, 210.91 and 199.42) and standard deviation  (57.16, 56.58 and 57.29) of glucose level were measured with the glucometer after 70% applying isopropyl alcohol disinfection and 2% chlorhexidine gluconate and the venous blood test in the samples. Further, a capillary blood glucose measured is higher than that of glucose levels, and the mean of difference of chlorhexidine gluconate 70% and isopropyl alcohol was statistically significant by t-test(P=0.045).
    Discussion and
    Conclusion
    The results showed that there is a difference between capillary and venous test. Although the speed of operation in the emergency room is critical, clinical and therapeutic decisions require careful examination of the patient, and intravenous analysis will ultimately be useful to achieve an outcome. In emergencies, allowing the sampling position to dry the disinfection solutions can prevent false results which require the attention of nurses.
    Keywords: Alcohol, Chlorhexidine, Clinical Trial Code, Diabetes, Local Anesthetics
  • Seyed Amirhossein Pishgoye* Pages 8-15
    Introduction
     Nurse's dominance on tracheal drugs and the specific application of each of them is a vital factor in the success of patients' recovery. The inadequate knowledge of the nurse undoubtedly leads to the risk of losing the opportunity to save patients.
    Objective
     Therefore, the purpose of this study was to compare the effect of educational instruction and lecture on the amount of nurses' learning and reminders of emergency trauma drugs in selected military hospitals.
    Materials and Methods
     This semi-experimental study was conducted in 1397 in two hospitals selected by the Armed Forces. The sampling method was available and the sample size consisted of 32 participants in the group and 32 lecture groups. First tested for both groups. The lecture course was designed in a theoretical way during a two-part 45-minute session with a one-week interval. Participants in the group were divided into groups of 4. And training in the form of a game designed through two 45-minute sessions with a two-week interval. Immediately and one month after the intervention, a post-test was performed for both groups. Data analysis was done using Fisher, t-test and Paired t-test using SPSS 20 software.
    Results
     The results showed that play and lecture methods after intervention with a significant level of P (P<0.05) were effective on the learning and reminding of nurses from emergency trauma drugs. Also, the statistical results one month after intervention indicated that both methods were effective on nurses' learning and reminder, and the nurses had the most impact on the method of play.
    Discussion and
    Conclusion
     Considering the positive impact of learning through the game, nurses should be familiar with modern educational methods both within their job responsibilities and by using more attractive and practical methods to improve the quality of learning and to recall their teachings. Take an effective step.
    Keywords: Games, Lectures, Learning, Reminders, Trail Drugs
  • Nahid Rajaye* Pages 16-26
    Introduction
     Psychosocial stresses and stresses caused by schizophrenic patients are a significant but common practice that, if left untreated and intervened, can lead to a reduction in the physical and mental health of family caregivers as hidden patients, and The quality of care they provide is effective.
    Objectives
     The purpose of this study was to determine the effect of peer-centered education on psychological burden on family caregivers of schizophrenic patients.
    Materials and Methods
     This study was a clinical trial performed on 64 family caregivers of patients admitted to the military hospital with schizophrenia in 2018. Patients were selected using a purpose-based method and randomly divided into two groups of test and control. For the experimental group, peer educator training was performed for 6 sessions and the control group did not take any action. Finally, the psychological burden of the two groups was compared. P less than 0.05 was considered as a significant level.
    Result
     There were no significant differences between the two test groups between the two variables. In the pre-intervention stage, the mean psychological burden was not significantly different in the two groups of test and control, while immediately and two weeks after the intervention, this difference was significant (P<0.001).Also, the results of the ANOVA test showed significant differences between the two groups (P<0.001).
    Discussion and
    Conclusion
     Considering the average level of mental burden of the samples in this study and considering that the results of this study indicate the positive effects of peer-to-peer education on the psychological burden of families of schizophrenic patients, it is recommended to use successful experiences of peers as a model with Creating empathy between educator and learner to reduce the psychological burden of families of schizophrenic patients in hospitals and after discharge.
    IRCT No. : IRCT2018122180420040N1
    Keywords: Education, Schizophrenia, Psychological burden, Patient, Family
  • Zahra Farsi* Pages 27-38
    Introduction
    Nursing education has the task of preparing graduates with the ability to identify the needs of patients in a changing society and in the clinical setting, and provide the best possible care based on the best scientific evidence.
    Objective
    The aim of this study was to compare the effect of lecture and clinical education on the care of patients with angina pectoris on attitude of nurses in the emergency department of military hospitals in Mashhad.
    Material and Methods
    This single-blind randomized clinical trial was performed on 58 nurses in Emergency Department of Military Hospitals in Mashhad, Iran in 2018-2019. Nurses were divided into three groups: lecture training, clinical education and control groups. The data gathering tool was a researcher-made attitude questionnaire that was completed before, immediately and one month after intervention in all three groups, and the level of attitude of care for angina patients in each group was determined and compared. Data were analyzed by SPSS software version 22 using statistical tests.
    Results
    The Kruskal Wallis and the Median Test showed that the three groups had no significant difference in attitude scores before intervention (P = 0.821) and (P = 0.456), respectively. One-way ANOVA showed that the attitude of the three groups was significantly different immediately after intervention (P <0.001) and one month after the intervention (P <0.001). The mean score of the clinical group was higher than the other two groups, and the post hoc test showed that the attitude of each group was significantly different (P <0.001).
    Discussion and
    Conclusion
    The results of this study showed that training by lecture method and clinical education increased attitude of nurses in the care of patients with angina pectoris, but the effectiveness and durability of these trainings was higher in clinical education method. Also, in this study, clinical education was more effective than lecture training, and increasing attitude of nurses in clinical education was more stable. Therefore, it is suggested that more effective methods be used to educate nurses such as clinical education and similar methods.
    Keywords: Education, Clinical Education, Angina Pectoris, Nurse, Lecture, Attitude
  • Mohammad Nasehi* Pages 39-48
    Introduction
    Stroke is the second leading cause of death in the world as well as in Iran, while most survivors suffer from long-term physical and cognitive impairment, which imposes many costs on the community and these patients. The prevalence among people with stroke is depression, which is estimated at 45% in our country.
    Objectives
    The purpose of this study was to investigate the effect of relapse cognitive rehabilitation software on depression in patients suffering from stroke in Tehran province in 2018.
    Materials and Methods
    In this study, 50 patients with chronic stroke in Tehran province were selected in Tehran Tabason clinic by purposeful sampling method and randomly divided into control groups (n = 25) and test (n = 25). The pre-test of Beck Depression Inventory was performed by using Beck Depression Inventory. The experimental group received 10 sessions of 45 minutes (2 sessions per week) under the intervention of rehacom cognitive software, while the control group did not receive any intervention. However, both groups received treatment Traditional rehabilitation was like physiotherapy. Finally, the test was performed again from both post-test groups.
    Results
    The statistical significance of the data was analyzed using ANCOVA. Results showed that, despite the control of the pre-test effect between the two groups, the test and control group, as a result of the post-test regarding the mean scores of depression, showed a significant difference (P <0. 001). As a result, cognitive loss relief software significantly improved depression in patients with stroke.
    Discussion and
    Conclusion
    The results indicate that rehacom cognitive rehabilitation software group significantly improved depression in patients with chronic stroke. However, Further studies such as QEEG are needed for showing the actual mechanisem of rehacom cognitive rehabilitation software.
    Keywords: Chronic Stroke, Depression, Software
  • Norallah Javedaneh* Pages 49-60
    Introduction
    Neck pain is the second common musculoskeletal disorder Clinical trial only by back pain. Despite the high prevalence of neck pain, its treatment is still a major challenge. Neck stabilizer training is a technique designed to improve the internal mechanisms of the spine which causes cervical spine stability and invulnerability. On the other hand, manual treatments are low-costly with the least side effects used to treat neck pain.
    Objective
    The aim of this study was to compare the effect of stability execrise with and without positional release technique on the pain and neck motion range in men with chronic neck pain.
    Materials and Methods
    This is a semi-experimental study. The statistical population consisted of the employees of the Mellat bank of Tehran province. Using convenience sampling method, 24 patients with chronic neck pain were randomly divided into two groups . The first group received stabilization exercises with positional release technique and the second group received only stabilization exercises. Each group received a five-week treatment. Pain was assessed on the basis of Visual Analogue Scale (VAS) and neck motion range by goniometer before and 48 hours after the treatment. ANOVA along with repeated measures was employed for data analyses and significant level was considered P<0.05.
    Results
    There was a significant difference between both groups in terms of pain severity and neck motion range after intervention (P <0.005). There was a significant difference between the severity of pain as well as the neck motion range (P<0.005). In the other words, more improvements were achieved in stabilization exercises with positional release technique.
    Discussion and Conclusion
    Stabilization exercises in combination with positional release technique had a dramatic effect on reducing pain and increasing the neck motion range compared to the positional release technique group. Thus, it is recommended to use this combination to relieve the neck pain.
    Keywords: Exercise Therapy, Pain, Manual Therapie, Neck Pain, Trigger Points, Trapezius Muscle
  • Yaser Hajiaghanejad* Pages 61-68
    Introduction
    One of the factors affecting students and their progress is intelligence. In this regard, the attention to the nature of intelligence, especially social intelligence, how to crystallize wise behaviors, assessment methods, measurements of intelligence and interpersonal and interpersonal differences have long been of interest to everybody. Since the beginning of the 20th century, studies on the nature of intelligence and intelligence in children and adolescents and adults, and using various tools to evaluate the level of intelligence in different countries.
    Objective
    The purpose of this study was to determine the relationship between creativity and social intelligence among students of Allameh Tabatabai University and Shahid Beheshti University.
    Material and Methods
    The statistical population of this study was all students of the faculty of psychology and education of the two universities studied, which were selected by random sampling of 300 people based on Morgan's table. The measurement tools used in this research are the standard Randsip's Creativity Questionnaire and the Kerry's Social Inventory Standard Questionnaire. Data analysis was done using independent t-test, analysis of variance, Pearson correlation, multiple linear regression.
    Results
    The results show that there is no significant difference between the components of creativity and social intelligence and the results of analysis of variance showed that there is a difference between the average creativity of students according to the educational level and also the components of social intelligence components of social information processing, Social skills and social awareness significantly predict creativity.
    Discussion and
    Conclusion
    According to the findings of this study, it can be concluded that the components of social intelligence play an important role in creating and stimulating creativity in students. It also seems that the university can play an important role in the future in science and, of course, in their professional career by creating an appropriate setting for improving the motivation and academic spirit of students.
    Keywords: Creativity, Social Awareness Social Intelligence, Social Information Processing, Social Skills
  • Mohsen Adib *, Zohreh Nabizadeh, Bolandianbafghi Pages 69-77
    Introduction
    In order to adapt to a rapidly changing health care system, it is necessary to prepare the content of a High-quality nursing program. Comparing different educational systems is one of the evaluation methods that improves the content and quality of the curriculum. The aim of this study was to compare comparative nursing education in Iran and Alberta and provide practical suggestions for improving its quality.
    Materials and Methods
    This descriptive-comparative study was carried out in 2018. The four-stage Beredy model of description, interpretation, neighborhood and comparison was used to compare the Iranian nursing education system the Canadian Alberta Nursing Faculty at Ph.D. Data were collected by searching the internet with using of databases Persian and English. Then, the data were categorized and compared according to the purpose of the research.
    Results
    The program of both universities is based on the principles of strategic planning with mission, vision and values. At Alberta University, the appropriate link between the lesson plan and the needs and problems of the community. The curriculum of the Iranian Nursing Doctor in parts such as the profile and structure of the course coincide with the syllabus of the doctoral program of nursing University of Alberta. Also, the comparison showed that applications for admission to the University of Alberta apply for individuals with a postgraduate degree in nursing and a degree in research statistics and for non-Canadian language proficiency and clinical records for Ph.D. But in Iran, student admission is subject to a master's degree.
    Discussion and
    Conclusion
    One of the strengths of the Ph.D. program in Iran can be the alignment of the values and beliefs of the program based on the Islamic values system and gaining competencies such as critical thinking, clinical argumentation, problem solving, evidence-based decision making, and the recording of an analytical report. Clinical the lack of focus and emphasis on theory and especially research are its weaknesses. Therefore, based on the experiences of the advanced countries and the needs of the Iranian community, we need to correct the weaknesses and strengthen the strengths.
    Keywords: Canada (Alberta), Comparative Study, Curriculum, Iran, Nursing, Bereday’s Model