فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 2 (پیاپی 15، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • روح الله شاه مرادیان*، اسماعیل داراب، حسین مقیسه صفحات 5-26
    انسان ها فطرتا طالب لذت و خوشی هستند و از رنج، گریزان. این جستار به مدد «روش توصیفی»، دیدگاه علامه جوادی آملی درباره لذت، چیستی و چندگونگی آن و آسیب شناسی و موانع ادراک آن را تبیین کرده است. یافته ها نشان می دهند که آیت الله جوادی، لذت را «ادراک ملایم» می داند و از آن جا که ایشان پیرو مکتب ملاصدرا است، لذت را امری وجودی می داند، نه همچون برخی از فلاسفه که فقدان درد را لذت دانسته اند. ایشان بر این باور است که شناخت و رفع حجاب ها و موانع ادراک لذات برتر، به انسان کمک می کند که زیست اخلاقی توام با بهجت و سرور داشته باشد؛ چراکه رسیدن به لذت و خوشی، مستلزم نیل به کمال حقیقی و رسیدن به قرب ذات کبریایی حضرت حق است. آیت الله جوادی آملی با تبیین لذت و موانع ادراک آن، قصد عبور از لذات جسمانی به لذات روحانی و قرب الهی را دارد؛ چیزی که در فلسفه های گذشته چندان مدنظر نبوده است. مطابق نگرش وی، بین ادراک لذات با قوای ادراکی و عوالم متعدد، ارتباط وجود دارد؛ به گونه ای که لذت حسی با ادراک در قوه حس و عالم ناسوت مرتبط است، و هر چه سطح ادراکی انسان بالاتر رود، ادراک و نوع لذت نیز برتر از آن عالم خواهد بود. از سوی دیگر، نشان داده می شود که ایشان درباره درک هر چه بیش تر لذات برتر و پایداری آن ها معتقد است که اگر انسان در شناخت صحیح مصادیق لذت ها و رفع موانع آن ها تلاش کند، به لذت های پایدار و برتر می رسد. مقاله پس از بیان تعریف لذت با نگاه ویژه صدرایی ایشان، آن را از چهار جهت مختلف «فعل و انفعال»، «تعلق به نشئه طبیعت یا آخرت»، «مطابقت با واقع»، و «میزان ادراک» تقسیم کرده است. با در نظر گرفتن دیدگاه های مختلف، می توان موانع و حجاب های ادراک لذات برتر را نیز این گونه برشمرد: «ظلمانی»، «نوری»، «مستور»، «باطن»، «متقابل»، «خودی»، «معرفت نفس»، و «شهود». پس از تعریف، چندگونگی لذت، و موانع درک آن، مقاله در بحث پایانی، به آسیب شناسی شناخت مصادیق حقیقی لذت پرداخته و عوامل «عدم تهذیب نفس» و «جهل» را مهم ترین موانع درک برشمرده است.
    کلیدواژگان: لذت، ادراک لذت، اقسام لذت، موانع درک لذت، مصادیق درک لذت، تهذیب نفس، جوادی آملی
  • روح الله شهریاری*، حسین دیبا، سیدرضا هاشمی پیکر صفحات 27-48
    بهره گیری از معارف اخلاقی تربیتی نهج البلاغه نیازمند فهم مقاصد کلام حضرت علی7 است تا فارغ از تحمیل معنایی، دلالت های کلام آن حضرت روشن شود. این پژوهش با چنین هدفی انجام شده است تا با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی کلمات آن حضرت بپردازد و به کشف خطوط کلی و تفکر کلان امیرالمومنین7 در باب اخلاق هنجاری دست یابد و با در نظر گرفتن آن، دلالت های روشی آن را استخراج کند. آنچه در این تلاش به بار آمد، نشان می دهد که آن حضرت7 ملاک بایستگی و نبایستگی یک عمل را در پیامدها و نتایج آن می دانند، به گونه ای که فضایل و رذایل اخلاقی نیز بر اساس غایات آنها، به صدق و کذب اخلاقی متصف می شوند. از سوی دیگر، آن دسته از روایات که موهم دیدگاه فضیلت گرایانه است، نوعی تفکر غایت گرا را نشان می دهد و دلالتی بر فضیلت گرایی محض ندارد. غایت گرایی موردنظر آن حضرت7 از دیدگاه های موجود، ممتاز است، به این دلیل که مبدا و منتهای این حرکت غایی، توحید است. شاید بتوان نام «غایت گرایی توحیدی» را بر آن نهاد. در باب دلالت های تربیتی نیز آن حضرت برای نیل به غایت گرایی توحیدی از سه نوع اقدام تربیتی استفاده می کردند که بخشی متوجه شرایط مطلوب مربی است، بخشی به ظرفیت های متربی برمی گردد و برخی نیز ناظر به محتوا و ابزار تربیت است.
    کلیدواژگان: تفکر اخلاقی، دلالت های تربیتی، اخلاق هنجاری، نظریه های غایت گرا، فضیلت گرایی، وظیفه گرایی
  • محسن شکوه بخش، فتح الله نجارزادگان*، محمد عالم زاده، محمد کاظم رحمان صفحات 49-74
    یکی از مسائل مهم دانش اصول فقه، که در فقه و اخلاق کاربرد فراوانی دارد، مبحث «تزاحم» است. با توجه به تفاوت حوزه فقه و اخلاق، تزاحمی که در حل مسائل اخلاقی مطرح است، در تعریف، تقسیم و مرجحات، با تزاحم مطرح در دانش فقه، اختلاف قابل توجهی دارد. در این تحقیق، اولا در صدد طراحی چهارچوب نوینی برای مساله تزاحم در اصول «فقه الاخلاق» هستیم. ثانیا برای حل برخی از مسائل اخلاقی که در تبیین سبک زندگی اسلامی سهم قابل توجهی دارند، گونه جدیدی از تزاحم به نام «تزاحم اهتمامی (اشتغالی)» مطرح می شود. در این نوع تزاحم، بر خلاف تزاحم حکمی، مکلف برای انجام دو تکلیف متزاحم قدرت دارد؛ اما بایسته نیست یا نمی تواند برای هر دو تکلیف به یک اندازه زمان و توان صرف کند؛ در نتیجه، باید اهتمام اصلی خود را بر کار اهم متمرکز کند. به نظر می رسد با بررسی نصوصی که در صدد ارزش گذاری اعمال هستند، کلید فهم برخی از روایات، استفاده از تزاحم اهتمامی است. از آن جا که این گونه از تزاحم در قلمرو دانش اخلاق تعریف می شود و مرجحات آن با مرجحات تزاحم حکمی متفاوت است، نتایج آن در برخی موارد، با خروجی تزاحم حکمی در فقه اختلاف دارد.
    کلیدواژگان: فقه و اخلاق، اصول فقه الاخلاق، تزاحم اهتمامی، سبک زندگی
  • فرشته ابوالحسنی *، هاشم قربانی صفحات 75-106
    در این جستار، تلاش می شود الگوی رشد اخلاقی از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی بازطراحی شود. این مقاله بر آن است که با تاکید بر امکان تحول اخلاقی، و معنایابی واژه رشد در آثار خواجه نصیرالدین، از طریق تعمیم تعریف استکمال، به مقایسه مفهوم سازی وی از رشد اخلاقی با انگاره روان شناسان رشد بپردازد. تاکید اندیشمندان رشد اخلاقی، تعریف از طریق عوامل اخلاق است. ما پس از تبیین فرایند رشد اخلاقی، ماهیت رشد اخلاقی را از حیث کیفیت ترکیب و اولویت عوامل تعریف می کنیم. تحلیل مفهومی، گزاره ای و تحلیل سیستمی از آثار طوسی، ابزار و روش تحقیق بوده است. طوسی همچون فلاسفه یونان به نقش شناخت در تحول اخلاقی اهمیت ویژه ای داده است. استنباط و استدلال موضوعات کلی و جزئی اخلاقی که منشا رفتار است از پیش انگاره های معرفتی عقل نظری، از طریق عقل عملی صورت می پذیرد. نقش عواملی چون عواطف، جنسیت، عوامل جسمانی، عوامل بیرونی محیطی نیز بررسی شده است. بر این اساس، کارکرد اخلاقی انسان، فرایندی فعال با خاستگاه سرشتی، متضمن نظم دهی رفتارهای آدمی توسط شناخت در بافت هنجارها و ارزش های محیط است، به گونه ای که در طول زمان و ممارست و تجربه، این انتظام برای انسان به صورت ملکه که ارزش های خودساخته زیربنایی رفتارند درونی می شود. این تحول اخلاقی، به شکلی نظام مند همچون یک الگوی مرحله ای، از کودکی شروع به شکل گیری می کند و مراحل آن تا بزرگسالی ادامه دارد و در بزرگسالی نیز دارای سطوح و مراتب متعدد است. خواجه برای هر یک از این مراحل، اصول تربیتی ای بیان کرده است.
    کلیدواژگان: طوسی، رشد اخلاقی، شناخت، استدلال اخلاقی، مراحل، عوامل
  • محمد رسول ایمانی * صفحات 107-126
    ارتقای سطح کمی و کیفی تعامل پلیس و جامعه که به افزایش سرمایه اجتماعی این سازمان منجر می شود، از دغدغه های مهم در مدیریت پلیس جامعه محور است. حاکم شدن اخلاق بر رفتار پلیس می تواند نقش مهمی در این زمینه داشته باشد. از سوی دیگر، در آثار دانشمندان اسلامی، عمده مباحث مربوط به نحوه تعامل مجری قانون با مردم، به منابعی مربوط است که به امر حسبه پرداخته اند و در خلال آن ها به فرد محتسب، توصیه هایی اخلاقی شده است؛ و لذا این آثار می توانند منابع مناسبی برای واکاوی اصول تعامل اخلاقی پلیس با جامعه، در جوامع کنونی باشند. در این نوشتار با رجوع به آثار حسبه نویسان، توصیه های اخلاقی آن ها به فرد محتسب به عنوان ضابط قانون، جمع آوری شده و با در نظر گرفتن مهم ترین وظایف سازمان پلیس در جوامع کنونی، نحوه کاربست آن ها توسط این سازمان، تبیین شده است. در نتیجه این پژوهش، مشخص می شود که چهار اصل «صلابت و اقتدار»، «بی نیازی و غنا»، «تعهد و التزام عملی به قانون» و «ترحم و مهرورزی»، اصولی هستند که می توان آن ها را در توصیه های حسبه نویسان مشاهده کرد. در نگاه اول، برخی از این اصول، در تقابل با برخی دیگر به نظر می آیند، اما انجام یک تبیین مفهومی درست از معنای این اصول اخلاقی در تعامل پلیس و جامعه و نیز افزایش بصیرت پلیس در شناخت مورد و تشخیص اصل اخلاقی حاکم در هنگام تزاحم این اصول، از جمله بایسته هایی هستند که می توانند مسیر را برای اجرایی شدن آن ها هموار کنند.
    کلیدواژگان: پلیس جامعه محور، تعامل پلیس و جامعه، اخلاق انتظامی، حسبه، محتسب
  • مریم رستگار*، رضا نوروزی، علی پیرهادی صفحات 127-154
    جایگاه زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان و نقش آنان در زندگی اجتماعی، امری موثر و تعیین کننده است و بررسی و مطالعه این امر، با توجه به استعدادها و ظرفیت های وجودی آنان، امری ضروری است. رسالت مادری و تربیت فرزند از قابلیت های ویژه زن، از کمالات اختصاصی و تکلیفی الهی بر دوش اوست که توجه وافی به آن، نیازمند اختصاص فرصت کافی است. از سویی، به رغم تعدد راه های وصول به کمال حقیقی، هر انسانی، آگاهانه یا ناخودآگاه در پی کسب کمال است. در این زمینه تحصیل علم، از مقدمات برجسته وصول به کمال و تعالی است که در شرایط روز جهان، نیازمند وقت و زمان است. در نتیجه، تزاحم میان انجام رسالت تام مادری و کسب علم و تخصص برای تعالی و رشد همه جانبه زن بروز می کند که از چالش های اخلاق کاربردی در عصر حاضر به شمار می آید. بدین جهت، پژوهش پیش رو به روش توصیفی تحلیلی، ابتدا با تبیین جایگاه مادری و کسب دانش در نظام وحیانی اسلام، با رویکرد اخلاق کاربردی، به تحلیل راهکارهای رفع تزاحم، متناسب با اولویت های امروزی می پردازد که ره آورد آن، در دو سطح مقدمی مبنایی و کاربردی عملی شامل چند راهکار همبسته خواهد بود که در سطح اول، تصحیح نگرش متناسب با واقعیات فطری و جهان بینی الهی، شناخت استعدادها و علایق فردی، کلان نگری متناسب با نیازها، و در سطح دوم، آینده نگری در انتخاب (زمان و نوع تحصیل)، نظم، برنامه ریزی و مدیریت (امکانات و زمان)، اولویت بندی (اهم و مهم) و... عامل رفع تزاحم است و وصول به آن، منوط به رعایت اصول رفع تزاحم خواهد بود.
    کلیدواژگان: زن، تزاحم اخلاقی، اخلاق مادری، چالش های اخلاقی، اخلاق کاربردی، فرزندآوری، تربیت
|
  • Rouhollah Shahmoradian *, Hosein Maghiseh, Esmail Darab Pages 5-26
    People intrinsically seek for joy and pleasure, hating toil. Using analytical method, this paper explains the viewpoint of Ayatollah Javadi Amoli   concerning joy, its nature, sorts of it, pathology and obstacles for knowing it. The result is that Ayatollah Javadi Amoli considers joy as comprehension of the proper, and since he is the follower of Mulla Sadra, he thinks that the joy is an existential reality, in contrast to some philosophers considering joy as the lack of pain. He believes that the cognition and elimination of barriers and obstacles of comprehension of the highest joys help human being to have an ethical life accompanied with joy and delight, because attaining joy and pleasure requires attaining the real perfection and closeness to almighty God. Elucidating joy and obstacle to comprehend it, Ayatollah Javadi Amoli intends to pass from corporeal joys to spiritual ones and to closeness to God; it is what has been neglected in the past philosophies. According to him, there is an intimate relation between comprehension of cognitive faculties and multiple worlds, in a way that sensitive joy is associated with comprehension of the sensitive faculty and the human world, and whatever the level of human understanding develops, the comprehension and the sort of joy of that world become higher than that world. From other hand, regarding the comprehension of the higher pleasure and their constancy, the article has indicated that Ayatollah Javadi Amoli contends that if human being endeavors to recognize truly the instances of joys and remove the obstacle, he can reach the more constant and the highest joys.   Having defined the definition of pleasure with his Sadr's viewpoint, the paper divides the pleasure from four different aspects: action and reaction, belonging to the natural world or afterlife, correspondence with reality, and scale of cognition. Considering various theories, the barriers and obstacles of comprehension of the highest joys could be counted as follow: dark, light, hidden, inner, reciprocal, self, the knowledge of the self and intuition. After definition, explaining multiple joys, and obstacle to know it, the article, in its final section, deals with the pathology of the cognition of real instances of pleasure, counting factors like non-purification of the self and ignorance as the most important obstacles of cognition
    Keywords: joy, cognition of joy, sorts of joy, obstacle of experiencing joy, instances of cognition of joy, purification of the self, Javadi Amoli
  • Roohollah Shahryary *, Reza Hashemipaykar, Hosein Diba Pages 27-48
    Using the moral and educational knowledge needs understanding of the objectives of Imam Ali (p.b.u.h) to declare the implication of speeches of the Imam without semantic confusion. This paper has been written for this paper to analyze the speeches of the Imam, using the descriptive-analytical method, and discover the general theme and though of Imam Ali (p.b.u.h) concerning normative ethics, and by considering it, it finds the methodical implications of it. The result of this paper shows that the Imam considers the consequences and results of one action as the criterion for its necessity or non-necessity, in the way that moral virtues and vices gain their moral truth or falsity from their results. From other hand, the narrations seem to show virtuous views, suggesting a teleological though, and has no implication on virtuous view. The teleological view of the Imam is significant, since the beginning and the end of this final movement is the unity of God, and might be called the monotheistic teleology. On the educational implications, the Imam has been used three educational actions to attain the monotheistic teleology, some are regarding the ideal conditions of the instructor, some are regarding the capacities of the pupil and some are regarding the content and means of education.
    Keywords: moral thought, Educational implications, normative ethics, teleological theories, virtuous ethics, Deontology
  • Mohsen Shokouhbakhsh, Fathollah Najarzadegan *, MOHAMMAD ALEMZADEH, Mohammad Kazem Rahman Pages 49-74
    One of the important subjects in the science of the principle of jurisprudence, having abundant applications in the jurisprudence and morality, is the practical contradiction. Considering the differences of jurisprudence and morality, the contradiction normally raised in morality has considerable differences with one of jurisprudence about the definition, division and preferrers (Morajjehat). In this paper, first, we design a new frame for the contradiction in the principle of moral jurisprudence. Second, for some moral affairs having considerable role in the explanation of Islamic lifestyle, a new sort of contradiction will be raised called practical contradiction of consideration. In this contradiction, in contrast to the judgmental contradiction, the committed man has the ability to do both contradictory actions, but it is not obligatory or he cannot use the time and power for both actions. Consequently, he must focus on the most important one. Reviewing the scriptures valuating actions, it seems that the key to understating some narrations is the practical contradiction of consideration. Since this sort of practical contradiction is defined in the domain of morality and its preferrers are different from the judgmental contradiction, the result of it in some cases is different from the judgmental contradiction in the jurisprudence.
    Keywords: Jurisprudence, morality, principle of moral jurisprudence, practical contradiction of consideration, Lifestyle
  • Hashem Ghorbani, Fereshte Abolhassani * Pages 75-106
    This essay redesigns the model of moral development from viewpoint of Nasir al-Din al-Tusi. Emphasizing on the possibility of moral evolution and finding the meaning of development in the works of Nasir al-Din al-Tusi, this paper compares his conception of moral development with Psychologists of growth from generalization of the definition of perfecting. The thinkers of moral development emphasize on the definition in terms of moral factors. Having explained the process of moral development, we define the nature of moral development from the aspects of the quality of composition and the priority of factors. The conceptual analysis, propositional analysis and systematic analysis from the works of Tusi have been the means and methods of this survey. Tusi, like Greek philosophers, has paid attention to the role of cognition in the moral evolution. The deduction and inference of general and particular moral subjects, the source of behavior, from the epistemological presumptions of the intellect is done from the way of practical reason. The role of factors like emotions, gender, bodily factors, exterior-environmental factors has been studied in this paper. Accordingly, the moral function of humans, active process with natural origin, entails the ordering of human behaviors by cognition in the context of environmental norms and values, in a way that during time and by exercising and experiencing, this order for humans will become an inner disposition, that is the underlying self-constructive values. This moral evolution, in a mannered form like a step by step model, begins its forming from the childhood and continues to the maturity, and on maturity has various levels and ranks. For each of these levels, Tusi has mentioned some educational principles.
    Keywords: Tusi, Moral Development, cognition, moral argument, levels, factors
  • Mohammad Rasool Imani * Pages 107-126
    The quantative and qualitative development of the interaction of the police officers and society, that increase the values of social asset of this organization, is one of the important concerns in the management of a police whose concern is society. From other hand, in the works of Islamic scientists, most of the discussions related to the line of interaction of the executor of the law with people associated with the sources dealt with inspection (al-Hesbah), through them some advices to the inspectors (al-Muhtasab) has been advanced. So these works could be a proper source for inquiring into the principles of moral interaction of the police with society in our societies. Referring to the works of the lawmakers of inspectors (al-Mohtaseb), this paper has collected their moral advices to the inspectors (al-Muhtasab), and by considering the most important duties of organization of police in our society, the function of them in this organization has been explained. The result of this investigation shows that four principles of power, needlessness, practical commitment to the laws, and kindness are the principles can be seen in the works of the lawmakers of inspectors (al-Mohtaseb). It seems prima facie that some of these principles are contradicting, but a proper conceptual explanation of these moral principles in the interaction of the police and society, as well as the development of the insight of the police in discerning instances and moral principles of the ruler on the practical contradiction, are from the requisites can facilitate the path of implantation of them.
    Keywords: police society-oriented, interaction of police, society, morality of police, inspection (al-Hesbah), inspectors (al-Mohtaseb)
  • Maryam Rastagar *, Reza Noroozi, Alli Pirhadi Pages 127-154
    The position of women as half of the population of the world and their role in the social life is the effective and impressive affair, and study of it, given their existential dispositions and capacities, is a necessary issue. The mission of motherhood and training children is one of the particular capacities of woman, privileged perfections and divine mission on the shoulder of women that the complete consideration of it need assigning sufficient time. From one hand, despite the multitude of the ways to gain the real perfection, each person attempts to gain perfection consciously or unconsciously. In this respect, acquiring knowledge is one of the important conditions for attaining perfection and sublimation that need time in the current conditions of the world. As a result, the practical contradiction between exercising the mission of motherhood and attaining knowledge and proficiency for multilateral development of woman appears that is one of challenges of practical morality in the current ages. Therefore, this investigation, using the analytical- descriptive method, addresses primarily, by explanation of the positon of motherhood and attaining knowledge in the revealed code of Islam with the tendency of practical morality, the analysis of solutions for obliterating practical contradiction proper to our today priorities. The result is in two introductory-basic and practical levels include several associate solutions which in the first level are: the correctness of the proper view with natural realities and divine ideology, recognition of dispositions and personal interests, having comprehensive view according to needs. And the solutions for the second levels are: foresight about the choices (time and kind of study), order, planning, management (facilities and time), prioritizing and so on. These factors obliterate the practical contradiction, and attaining it is subject to considering the principle of removing practical contradiction.
    Keywords: Woman, practical contradiction in morality, motherhood ethics, moral challenges, practical morality, Breeding, Training