فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و دوم شماره 7 (پیاپی 291، مهر 1398)
  • سال بیست و دوم شماره 7 (پیاپی 291، مهر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیده زهرا معصومی، آرزو شایان، رویا احمدی نیا تابش، حسن احمدی نیا، شیرین مرادخانی، مریم فرهادیان، ریحانه ابراهیمی، فرزانه سلطانی* صفحات 1-12
    مقدمه
    اختلالات وازوموتور از جمله گرگرفتگی، یکی از رنج آورترین علائم دوران یائسگی است و کیفیت زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو داروی گیاهی مریم گلی و کوهوش سیاه بر گرگرفتگی زنان یائسه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1395 بر روی80 نفر از زنان یائسه مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی همدان انجام شد. پس از بررسی معیار های ورود، افراد به دو گروه 40 نفره کوهوش سیاه و مریم گلی تقسیم شدند و 2 ماه داروها مصرف شد و چک لیست محقق ساخته ثبت مدت، شدت و تعداد دفعات گرگرفتگی قبل از مداخله و طی 8 هفته توسط افراد تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های تی تست، من ویتنی یو، فریدمن و ویلکاکسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    داروی مریم گلی از هفته دوم به بعد تاثیر معناداری بر کاهش مدت گرگرفتگی داشت (001/0>p)، ولی تاثیر کوهوش سیاه به جز در هفته سوم، در بقیه موارد معنی دار نبود. از نظر شدت گرگرفتگی در گروه مریم گلی بعد از هفته اول شدت گرگرفتگی کاهش یافت و اختلاف معنی داری با قبل از مصرف دارو مشاهده شد (000/0>p). در گروه کوهوش سیاه نیز از هفته چهارم به بعد، شدت گرگرفتگی کاهش داشت و اختلاف معنی داری با قبل از مصرف دارو داشت (000/0>p). داروی مریم گلی بر تعداد گرگرفتگی در طول زمان تاثیر گذار بود و در هفته های مختلف (در طول زمان) تعداد گرگرفتگی تغییر کرد، ولی برای گروه کوهوش سیاه تعداد گرگرفتگی در طول زمان تغییر محسوسی نداشت.
    نتیجه گیری
    مریم گلی در مقایسه با کوهوش سیاه مدت، شدت و تعداد دفعات گرگرفتگی زنان یائسه را بیشتر کاهش می دهد، بنابراین با توجه به غیر تهاجمی و گیاهی بودن آن، استفاده از این دارو جهت تخفیف علائم گرگرفتگی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کوهوش سیاه، گرگرفتگی، مریم گلی، یائسگی
  • سیده صدیقه حسینی*، عزت الله قائمی، فرهاد نیک نژاد، حمیدرضا جوشقانی، مینا ربیعی، فهیمه آزادی، تکتم شرفی، ناعمه جاوید، محبوبه کبیر، صبا مودی، فریده جعفری، زهرا کمیزی صفحات 13-22
    مقدمه
    ولوواژینیت کاندیدایی، یک عفونت مخمری و از شایع ترین علل مراجعه زنان به پزشک می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارتباط نوع گونه های کاندیدا و برخی ریسک فاکتورهای موثر بر بروز ولوواژینیت کاندیدیایی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی طی سال های 97-1395 بر روی 404 نمونه ترشحات واژن با علائم بالینی وولوواژینت در بیمارستان صیاد شیرازی و درمانگاه های پزشکی و مامایی شهر گرگان انجام شد. بر روی ترشحات واژینال آزمایش مستقیم، کشت بر روی محیط کروم آگار کاندیدا انجام و 280 فرد مبتلا به کاندیدیازیس با روش RFLP-PCR تعیین گونه گردید. به منظور جمع آوری اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات فردی باروری افراد از پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های کای دو و دقیق فیشر انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از بین افراد مورد مطالعه، 62 نفر (22%) از بیماران عفونت تکرار شونده داشتند؛ همچنین بین بروز عفونت ولوواژینیت کاندیدیایی با گروه سنی 35-26 سال، بروز بیماری های زمینه ای، بارداری و مصرف داروهای ضدبارداری نظیر LD، مترونیدازول و فلوکونازول ارتباط آماری معنی داری یافت شد (05/0>p)، اما بین سایر عوامل، ارتباط معنی داری مشاهده نشد (05/0<p). کاندیدا آلبیکنس به عنوان شایع ترین گونه موثر در ارتباط با ریسک فاکتورهای مختلف ولوواژینیت کاندیدیایی، شناسایی گردید.
    نتیجه گیری
    آگاهی از نوع مخمر، نوع داروی ضدقارچی موثر و ریسک فاکتورهای موثری چون مصرف بی رویه برخی آنتی بیوتیک ها، داروهای ضدبارداری چون LD و برخی عوامل زمینه ای می تواند تصویر روشن تری در رابطه با شیوع بیماری و عوامل موثر در بروز ولوواژینیت کاندیدیایی برای پزشکان متخصص و مسئولین بهداشتی مربوطه فراهم آورد.
    کلیدواژگان: ریسک فاکتورها، گونه های کاندیدا، ولوواژینیت کاندیدایی، ارتباط
  • زهرا بساک، مینا ایروانی*، اسکندر مقیمی پور، محمدحسین حقیقی زاده، پریوش جلوداریان صفحات 23-31
    مقدمه
    آتروفی واژن با کمبود استروژن در زنان یائسه اتفاق می افتد و کیفیت زندگی زنان یائسه را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر ژل واژینال بابونه بر نشانه های ذهنی آتروفی واژن در زنان یائسه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور در سال 1397 بر روی 96 زن یائسه دارای نشانه های ذهنی آتروفی واژن در مرکز بهداشتی درمانی شماره یک شهر گتوند انجام شد. افراد به صورت تصادفی در سه گروه 32 نفره جهت دریافت ژل واژینال بابونه 5%، کرم واژینال استروژن کنژوگه و ژل دارونما به مدت 12 هفته قرار گرفتند. نشانه های ذهنی آتروفی شامل: سوزش، خارش، درد هنگام مقاربت و احساس خشکی واژن با استفاده از پرسشنامه خودسنجی 4 درجه ای لیکرت قبل از مداخله و در هفته های 2، 6 و 12 بعد از درمان بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه، کروسکال والیس، کای دو و فریدمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نشانه های ذهنی آتروفی واژن در گروه های درمانی ژل واژینال بابونه و کرم واژینال استروژن کنژوگه در مقایسه با گروه دارونما (ژل واژینال دارونما) به صورت معنی داری بهبود یافت (001/0>p)، اما بین گروه استروژن واژینال کنژوگه و گروه ژل واژینال بابونه تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    ژل واژینال بابونه مشابه کرم استروژن کنژوگه سبب کاهش نشانه های ذهنی آتروفی واژن در زنان یائسه می گردد.
    کلیدواژگان: بابونه، ژل واژینال، علائم آتروفی، یائسگی
  • مهدی خانبابایی گول، داوود آقامحمدی* صفحات 32-38
    مقدمه
    با توجه به عوارض نامطلوب اوپیوئیدهای تزریقی پس از جراحی هایی همچون هیسترکتومی و همچنین نتایج ضدو نقیض مناسب ترین روش استفاده از سولفات منیزیم جهت به صفر رساندن مصرف اوپیوئید پس از جراحی، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر انفوزیون وریدی سولفات منیزیم بر میزان مصرف اوپیوئید و وضعیت همودینامیک پس از جراحی هیسترکتومی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور در سال 1390 بر روی 60 بیمار کاندید جراحی هیسترکتومی در بیمارستان امام رضا (ع) تبریز انجام شد. افراد به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برای گروه مداخله، نیم ساعت قبل از بیهوشی، سولفات منیزیم به میزان 50 میلی گرم بر کیلوگرم به صورت بولوس به بیماران تزریق شد. پس از پایان عمل جراحی و ترخیص بیماران از واحد ریکاوری، انفوزیون 500 میلی گرم در ساعت منیزیم سولفات تا 24 ساعت پس از جراحی ادامه یافت. وضعیت همودینامیک بیماران و میزان مصرف اوپیوئید در چک لیست محقق ساخته ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های من ویتنی یو و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در وضعیت همودینامیک بیماران دو گروه در تمامی زمان ها اختلاف آماری معنی داری مشاهده شد؛ به طوری که گروه مداخله دارای وضعیت پایدارتری شده بود (حداکثر میزان p برابر 04/0)، همچنین میزان مصرف مخدر در گروه مداخله با گذشت زمان با کاهش همراه بود؛ حال آنکه کاهش قابل توجهی در گروه کنترل مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    استفاده از سولفات منیزیم موجب ثبات وضعیت همودینامیک می گردد و بر کاهش نیاز به اوپیوئید تاثیرگذار است، اما نمی تواند نیاز به اوپیوئید پس از جراحی هیسترکتومی را به صفر برساند.
    کلیدواژگان: اوپیوئید، درد پس از جراحی، سولفات منیزیم، هیسترکتومی
  • عفت سیدهاشمی، رقیه درگاهی، ملیحه انتظاری، سید سعید حسینی اصل* صفحات 39-46
    مقدمه
    زایمان زودرس، یکی از مشکلات اصلی بهداشتی محسوب می شود و بعد از ناهنجاری های مادرزادی، اصلی ترین عامل ابتلاء به بیماری و مرگ ومیر نوزادان است. با توجه به نقش گسترده MicroRNAها به عنوان بیومارکر در تشخیص انواع بیماری ها، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان بیان miR200a به عنوان یک بیومارکر در زنان مبتلا به زایمان زودرس در استان اردبیل انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1396 تا آذر 1397 بر روی 50 زن باردار نخست باردار سالم و 50 زن نخست باردار که برای زایمان زودرس به بیمارستان علوی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند، انجام شد. پس از استخراج MicroRNA از خون و سنتز cDNA به منظور بررسی میزان بیان miR200a از تکنیک Real Time PCR استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون آنوا، وان وی و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میزان بیان miR200a در گروه نرمال 04/0±35/0 و در گروه زایمان زودرس 09/0±24/0 بود که نسبت به گروه نرمال بارداری، به میزان 11% کاهش بیان داشت. همچنین اختصاصیت و حساسیت انجام این تست برای بررسی زایمان زودرس به ترتیب برابر 4/53% و 74% بود که توسط منحنی ROC مورد بررسی قرار گرفت. این نتایج از نظر آماری معنادار بود (05/0≥p).
    نتیجه گیری
    در این پژوهش میزان بیان microRNA200a مورد مطالعه در بین زنان با زایمان زودرس و طبیعی متفاوت بود و به نظر می رسد، بتوان از miR200a به عنوان یک بیومارکر جدید برای پیش بینی زایمان زودرس استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بیومارکر، زایمان زودرس، MicroRNA
  • محجوبه رمضانی مطلق، ناهید گلمکانی*، حسن رخشنده، سید رضا مظلوم، فریده اخلاقی صفحات 47-57
    مقدمه
    پس درد، یکی از مشکلات دوران پس از زایمان است که جهت رفع آن گاهی نیاز به مسکن می باشد و تسکین آن موجب بهبود شیردهی و ارتباط بهتر مادر و نوزاد می گردد. بررسی فارماکولوژی دانه خرفه نشان دهنده تاثیر این گیاه در تنظیم و تعدیل درد است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر دانه خرفه در پیشگیری از پس درد انجام شد.
    روش کار
    این مطالعهکارآزمایی بالینی سه سوکور در سال 1397 بر روی 74 مادر چندزا در شهرستان شیروان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی انجام شد. واحد های پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه 37 نفری دانه خرفه و پلاسبو قرار گرفتند. پس از تکمیل مرحله سوم زایمان، یک عدد از کپسول های دانه خرفه یا پلاسبو به واحد پژوهش داده می شد. برای بیماران هر دو گروه در صورت وجود درد، مسکن تجویز می شد. بعد از شروع مداخله، هر 8 ساعت (تا 4 دوز) کپسول ها مصرف می شد. نمره پس درد با استفاده از مقیاس دیداری درد، بعد از شروع مداخله و یک ساعت قبل و پس از مصرف دوز های بعدی اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 25) و آزمون های من ویتنی، تی مستقل، فیشر و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    شدت پس درد بعد از مصرف کپسول ها در گروه دانه خرفه نسبت به گروه پلاسبو کاهش معناداری داشت (001/0>p). تعداد مسکن مصرفی مادران چندزا در گروه دانه خرفه کاهش معنی داری نسبت به گروه پلاسبو داشت (001/0>p).
    نتیجه گیری
    دانه خرفه در کاهش شدت پس درد و پیشگیری از بروز آن موثر است و موجب کاهش نیاز به مسکن های خوراکی می شود.
    کلیدواژگان: پس درد، دوران پس از زایمان، خرفه
  • زهرا خجسته فرد، ناهید گلمکانی*، سید رضا مظلوم، شکوه سادات حامدی، زهره فیض آبادی، معصومه میرتیموری صفحات 58-65
    مقدمه
    خونریزی پس از زایمان، یک وضعیت اورژانسی مامایی و یکی از شایع ترین علل مرگ و میر مادران در سراسر جهان می باشد که پیشگیری از آن می تواند بر کاهش مرگ و میر و عوارض تاثیرگذار باشد. یکی از گیاهانی که در طب سنتی به عنوان بندآورنده خونریزی به آن اشاره شده است، بارهنگ می باشد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر شیاف رکتال بارهنگ بر میزان خونریزی پس از زایمان زنان در معرض خطر خونریزی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور در سال 1397 بر روی 70 زن باردار واجد شرایط پژوهش مراجعه کننده جهت زایمان واژینال به بیمارستان ام البنین (س) شهرستان مشهد انجام شد. در این مطالعه، واحدهای پژوهش شامل زنان پرخطر زایمان کرده بودند که طبق نوموگرام پیشگویی احتمال خونریزی پس از زایمان، نمره مساوی یا بیشتر از 10 را کسب کرده بودند. افراد به طور تصادفی در دو گروه 35 نفری بارهنگ و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه بعد از تولد نوزاد، اقدامات مطابق روتین بیمارستان و انفوزیون 30 واحد اکسی توسین در هزار سی سی کریستالوئید صورت گرفت. در گروه مداخله، بلافاصله پس از خروج جفت و پرده های جنینی و ماساژ رحمی، اولین دوز شیاف رکتال بارهنگ 120 میلی گرمی و سپس دوزهای بعدی با فاصله هر نیم ساعت تا 5 دوز توسط پژوهشگر قرار داده شد. میزان خونریزی پس از زایمان با استفاده از توزین کیسه جمع آوری خون و پد به مدت 4 ساعت پس از زایمان، توسط پژوهشگر اندازه گیری و ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های تی مستقل، من ویتنی و کای اسکوئر انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین خونریزی در پایان 4 ساعت اول پس از زایمان در گروه کنترل 2/11±2/306 سی سی و در گروه بارهنگ 2/14±3/253 سی سی بود که بین دو گروه اختلاف آماری معنی داری وجود داشت (001/0=p).
    نتیجه گیری
    شیاف رکتال بارهنگ می تواند به عنوان یک داروی موثر بر کاهش میزان خونریزی بعد از زایمان در زنان در معرض خطر خونریزی توصیه شود و می توان از آن به عنوان یک روش کمکی در کاهش خونریزی در زنان در معرض خونریزی بعد از زایمان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: بارهنگ، خونریزی پس از زایمان، شیاف رکتال، فاکتور خطر
  • فاطمه محمدزاده، راحله بابازاده*، روشنک سالاری، ملیحه عافیت، حمید حیدریان میری صفحات 66-76
    مقدمه
    از جمله عوامل فیزیولوژیک تاثیرگذار بر ارگاسم و به دنبال آن رضایت جنسی، قدرت عضلات کف لگن می باشد. ضعف این عضلات می تواند سبب ایجاد اختلال در رسیدن زنان به ارگاسم و در نهایت آنورگاسمی گردد و به دنبال آن رضایت جنسی را کاهش دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر ژل پوست انار بر ارگاسم و رضایت مندی جنسی زنان در سنین باروری انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهه سه سوکور در سال 1397 بر روی110 نفر از زنان 45-18 ساله مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام شد. واحدهای پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه ژل پوست انار و دارونما قرار گرفته و به آنها توصیه شد که به مدت 8 هفته از ژل استفاده نمایند. ارگاسم و رضایت مندی جنسی زنان قبل، 4 و 8 هفته بعد از مداخله در دو گروه بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Stata و آزمون های آماری تی مستقل، من ویتنی، تی زوجی، ویلکاکسون و فریدمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در ابتدای مطالعه در میانگین نمره حیطه های ارگاسم (748/0=p) و رضایت مندی جنسی (922/0=p) عملکرد جنسی زنان در دو گروه مداخله و دارونما تفاوت آماری معناداری وجود نداشت، اما بعد از 4 و 8 هفته مداخله، میانگین نمره این دو حیطه نسبت به گروه دارونما افزایش آماری معناداری یافته بود (001/0p<).
    نتیجه گیری
    استفاده از ژل پوست انار به طور موثری می تواند از طریق بهبود ارگاسم، باعث افزایش رضایت مندی جنسی زنان شود.
    کلیدواژگان: اختلالات عملکرد جنسی، ارگاسم، پوست انار، رضایت مندی جنسی
  • سولماز منیری جوادحصاری*، سپهر پورسیف، کیوان خاکپور صفحات 77-88
    مقدمه
    سرطان رحم، چهارمین سرطان رایج در زنان می باشد. تقریبا در تمامی موارد این سرطان، ابتلاء به انواع ویروس پاپیلومای انسانی با خطر بالا به خصوص تیپ های 16 و 18 مشاهده می شود. این ویروس عامل ایجاد سرطان های دیگری نظیر اوروفارنکس، آنورکتال و همچنین پوست نیز می باشد. مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی واکسن های موجود و در حال توسعه برای پیشگیری یا درمان HPV انجام شد.
    روش کار
    در این پژوهش مروری، کلمات کلیدی HPV، سرطان سرویکس، DNA واکسن، RNA واکسن، پیشگیری و درمان آلودگی با HPV در پایگاه های PubMed، Science direct، Scopus و Google Scholar در بازه زمانی سال های 2000 تا 2018 مورد جستجو قرار گرفتند. مقالات انگلیسی به روز و چاپ شده در مجلات چارک اول، در اولویت قرار گرفتند و مقالات دارای اطلاعات ناقص و نامرتبط از مطالعه حذف شدند.
    یافته ها
    با وجود واکسن هایی برای پیشگیری از ابتلاء به HPV، تحقیقات بر روی ارائه واکسن بهتر بر علیه این ویروس ادامه دارد، زیرا واکسن های موجود از تمامی تیپ های پرخطر ویروس پیشگیری نمی کنند. همچنین بر روی افراد مبتلا و دارای ناهنجاری های حاصل از ویروس و یا سرطان تاثیری ندارند. از راهکار های امیدبخش، واکسن هایی بر اساس نوکلئیک اسید ها (DNA یا RNA) می باشند.
    نتیجه گیری
    نوکلئیک اسید واکسن ها دارای نتایج امیدوارکننده ای به دلیل امن بودن، پایداری، راحتی در تولید و توانایی ایجاد ایمنی اختصاصی می باشند. در حال حاضر واکسن های GX-188E، VGX-3100، ZNF-603 و ZNF -758 بر علیه ژن های E6 و E7 ویروس در فاز کلینیکی موفق عمل کرده اند و امیدهایی برای یک واکسن درمانی برای افراد آلوده به ویروس یا مبتلا به سرطان ایجاد کرده اند.
    کلیدواژگان: سرطان دهانه رحم، واکسن های درمانی، واکسن های DNA، واکسن های RNA، ویروس پاپیلومای انسانی
  • زینب طالبی تمجانی، سید دانیال محمدی، مریم گرجی، زینب علی مرادی* صفحات 89-102
    مقدمه
    یکی از متداول ترین روش های درمانی در ناباروری، استفاده از داروهای خوراکی مانند کلومیفن سیترات و لتروزول است. میزان موفقیت کلومیفن در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و مقاومت به انسولین نسبت به سایرین پایین تر است، اما لتروزل نتایج موفقیت آمیزی در این گروه ها داشته است، اما به دلیل قیمت بالاتر لتروزول، کلومیفن هنوز در بسیاری از موارد به عنوان خط اول درمان استفاده می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی این دو داروی اولیه مهم در درمان ناباروری انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه مرور سیستماتیک جهت یافتن مقالات، بانک های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی Magiran، Medlib، SID، pubmed، Cochrane، Irandoc، IranMedex و Google scholar جهت بازیابی مقالات فارسی و انگلیسی، بدون محدودیت زمانی تا ابتدای اردیبهشت سال 1398 (می 2019) جستجو شدند. جستجوی جامع با کلید واژه های فارسی داروهای ناباروری، کلومیفن سیترات، لتروزول، ایران و معادل های انگلیسی متناسب انجام شد. مقالات کارآزمایی بالینی تصادفی شده، دارای متن کامل که به مقایسه عملکرد دو داروی کلومیفن سیترات و لتروزول در ناباروری پرداخته بودند، وارد مطالعه شدند.
    یافته ها
    در ابتدا 627 مقاله بازیابی شد که پس از حذف موارد تکراری (164 مقاله) و غیرمرتبط (463 مقاله)، متن کامل 41 مقاله بررسی شد. از بین مقالات بازیابی شده، 19 مقاله واجد شرایط ورود به مطالعه بودند.19 کارآزمایی بالینی با مشارکت 2638 بیمار در این مطالعه وارد شدند.نتایج متاآنالیز نشان داد که در گروه لتروزول نسبت به کلومیفن سیترات شانس بارداری 10%، همچنین شانس تولد نوزاد زنده در گروه لتروزول 2/11% و میانگین ضخامت آندومتر بیشتر از کلومیفن بود. شانس سندرم تحریک بیش از حد تخمدان 4/1%، سقط 6/0% و بارداری چندقلو 4/4% و میانگین تعداد فولیکول غالب در گروه لتروزل نسبت به کلومیفن سیترات کمتر بود. بر اساس نتایج نمودار قیفی و آزمونegger ، سوگرایی انتشار وجود نداشت (43/0=p).
    نتیجه گیری
    هرچند قیمت لتروزول از کلومیفن سیترات بالاتر است، اما لتروزول در دستیابی و موفقیت در بارداری نتایج امیدوارکننده تری داشته است، با این حال نیاز به مطالعات وسیع تر در این زمینه وجود دارد.
    کلیدواژگان: ایران، تحریک تخمک گذاری، کلومیفن سیترات، لتروزول، ناباروری
|
  • Seyedeh Zahra Masoumi, Arezoo Shayan, Roya Ahmadiniya Tabesh, Hassan Ahmadinia, Shirin Moradkhani, Maryam Farhadian, Reyhaneh Ebrahimi, Farzaneh Soltani * Pages 1-12
    Introduction
    Vasomotor disorders including hot flushes are of the most painful symptoms of menopause and affect the women's quality of life. This study was performed with aim to compare the effects of Salvia and Black Cohosh on hot flashes in postmenopausal women.
    Methods
    This randomized clinical trial was performed on 80 postmenopausal women referring to Hamadan health centers in 2016. After reviewing the inclusion criteria, the subjects were randomly assigned to two groups of black cohosh (n=40) and salvia (n=40) and consumed the medicine for 2 months. The researcher-made checklist including duration, severity and frequency of hot flashes was completed before the intervention and within 8 weeks by the subjects. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and t-test, Mann-Whitney U, Friedman and Wilcoxon tests. P<0.05 was considered statistically significant.
     
    Results
    Salvia plant had a significant effect on the reduction of hot flashes from the second week (p<0.001), but the effect of Black Cohosh was not significant except for the third week. The intensity of hot flashes decreased in the salvia group after the first week and a significant difference was observed with before taking the drug (p<0.000). In black cohosh group, the intensity of hot flashes decreased after the fourth week, and there was a significant difference with before taking the drug (P<0. 000). Silvia plant was effective on the number of hot flashes over time, and the number of hot flashes changed in different weeks (over time), but for black cohosh group, the number of hot flashes was not significantly changed over time .
    Conclusion
    Salvia compared with black cohosh more reduces the duration, severity and frequency of hot flashes in postmenopausal women. Therefore, since it is non-invasive and is a herb, it is recommended to use this plant to reduce the symptoms of hot flashes.
    Keywords: Black cohosh, hot flashes, Menopause, Salvia
  • Seyedeh Sedigheh Hosseini *, Ezzatallah Ghaemi, Farhad Niknejad, Hamidreza Joshaghani, Mina Rabiee, Fahimeh Azadi, Toktam Sharafi, Naemeh Javid, Mahboobeh Kabir, Saba Modi, Farideh Jafari, Zahra Kamizi Pages 13-22
    Introduction
    Vulvovaginal candidiasis (VVC) is a yeast infection and is one of the most common causes of women's referral to the physician. The aim of this study was to investigate the relationship between different Candida species and some risk factors affecting the incidence of vulvovaginal candidiasis.
    Methods
    This descriptive study was conducted during 2016-2018 on 404 samples of vaginal discharge with clinical symptoms of vulvovaginitis in Sayyad Shirazi Hospital as well as Medical and Obstetric Clinics in Gorgan for two years. Vaginal secretions were tested directly on CHROMagar Candida medium and 280 patients with Candidiasis were identified using RFLP-PCR. The demographic information and individual fertility data were collected using a questionnaire. Subsequently, the data were analyzed in SPSS software (version. 22) through the Chi-square and Fisher's exact tests. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    According to the results, 62 (22%) patients had recurrent vulvovaginal; moreover, the incidence of the VVC correlated significantly with the age group of 26-35 years, the incidence of underlying diseases, pregnancy, and the use of contraceptive drugs, such as  LD, metronidazole, and fluconazole (P<0.05). However, no significant relationship was found between other symptoms (P>0.05). The most commonly identified species regarding the risk factors of vulvovaginal Candidiasis was Candida albicans.
    Conclusion
    Awareness on the type of yeast, the type of effective antifungal drugs, and effective risk factors, such as broad and long-term use of antibiotics contraceptives, including LD, and some underlying factors can pave the way on the prevalence of the disease and the factors affecting the incidence of vulvovaginal candidiasis for medical specialists and health authorities.
    Keywords: Vulvovaginal Candidiasis, Risk factors, Candida species, Relationship
  • Zahra Bosak, Mina Iravani *, Eskandar Moghimipour, Mohammad Hossein Haghighizadeh, Parivash Jelodarian Pages 23-31
    Introduction
    Vaginal atrophy is caused by estrogen deficiency in postmenopausal women and affects their quality of life. The present paper aimed to investigate the effects of chamomile vaginal gel on the subjective symptoms of vaginal atrophy in postmenopausal women.
    Methods
    This double-blind clinical trial study was performed on 96 postmenopausal women with the subjective symptoms of vaginal atrophy in the No. 1 healthcare center in Gotvand. The subjects were randomly divided into three groups of 32 cases to receive 5% vaginal chamomile gel, conjugated vaginal estrogen cream, and placebo gel for 12 weeks. Subjective symptoms of atrophy, including irritation, itching, pain during intercourse, and vaginal dryness, were assessed using a 4-point Likert self-report questionnaire before the intervention and at 2, 6, and 12 weeks after the treatment. The data were analyzed using SPSS statistical software (version 22) and one-way analysis of variance, Kruskal-Wallis, Chi-square, and Friedman tests. P-value less than 0.05 was considered significant.
    Results
    Subjective symptoms of vaginal atrophy improved significantly in the chamomile gel and conjugated vaginal estrogen cream treatment groups, compared with those of the placebo group (i.e., placebo vaginal gel) (P<0.001). However, there was no significant difference between the conjugated vaginal estrogen and chamomile vaginal gel groups.
    Conclusion
    Similar to the conjugated estrogen cream, the chamomile vaginal gel mitigated the subjective symptoms of vaginal atrophy; therefore, it can be useful in women with vaginal atrophy.
    Keywords: Chamomile, vaginal gel, Atrophic symptoms, Menopause
  • Mehdi Khanbabaei Gol, Davood Aghamohammadi * Pages 32-38
    Introduction
    Due to adverse effects of injection opioids after surgeries such as hysterectomy and also, controversial results, the most appropriate method for using magnesium sulfate to minimize the postoperative opioid use, this study was performed with aim to determine the effect of intravenous infusion of magnesium sulfate on opioid use and hemodynamic status after hysterectomy.
    Methods
    This double-blind clinical trial was conducted on 60 patients who were candidates for hysterectomy in Tabriz Imam Reza Hospital in 2018. The subjects were randomly divided into intervention and control groups. For the intervention group, half an hour before anesthesia, 50mg/kg magnesium sulfate was injected as bolus to the patients. After the end of surgery, and patients' discharge from the recovery unit, infusion of magnesium sulfate 500mg/hr continued for up to 24 hours after surgery. The hemodynamic status of patients and opioid use were recorded in the researcher-made checklist. Data were analyzed by SPSS software (version 19) and Mann-Whitney U and t-test. P <0.05 was considered statistically significant.
    Results
    There was a significant difference in hemodynamic status of patients in both groups at all times, so that the intervention group had a more stable status (maximum P value was 0.04), also, the opioid use in the intervention group was associated with a decrease over time, while no significant decrease was observed in the control group.
    Conclusion
    The use of magnesium sulfate leads to the stability of hemodynamic status and reduces the need for opioid, but it cannot minimize the need for opioids after hysterectomy.
    Keywords: Hysterectomy, Magnesium sulfate, Opioids, Postoperative pain
  • Effat Seyed Hashemi, Roghaye Dargahi, Malihe Entezari, Seyed Saeed L Hosseini As * Pages 39-46
    Introduction
    Preterm delivery is one of the main health problems and after congenital anomalies is the main cause of neonatal disease and mortality. Considering the main role of microRNAs as Biomarkers in the diagnosis of various types of diseases, this study was performed with aim to investigate the expression of miR200a as a biomarker in women with preterm delivery in Ardabil province.
    Methods
    This case-control study was performed on 50 healthy nulliparous women and 50 nulliparous women who had referred to Ardabil Alavi hospital for preterm labor from October 2017 to December 2018. After extracting MicroRNA and synthesis of cDNA, real time PCR technique was used to determine miR200a expression. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and ANOVA, t-test, and v-one test. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The expression of miR200a in the normal group was 0.35±0.04, and in the preterm delivery group was 0.24± 0.09 that had 11% decreases in expression compared to the healthy group. Also, specificity and sensitivity of this test for evaluation of preterm delivery was 53.4% and 74%, respectively, which was assessed by ROC curve. These results were statistically significant (P ≤ 0.05).
    Conclusion
    The expression of microRNA200a as a Biomarker was different among normal pregnant women and those with preterm delivery; it seems that microRNA200a can be used as a new marker to predict preterm delivery.
    Keywords: Biomarker, MicroRNA, Preterm delivery
  • Mahjoubeh Ramezani Motlagh, Nahid Golmakani *, Hasan Rakhshandeh, Seyed Reza Mazloum, Farideh Akhlaghi Pages 47-57
    Introduction
    After pain is one of the postpartum problems that sometimes requires analgesics to remove it, and its relief improves lactation and better communication between mother and baby. Pharmacological evalution of Purslane seed indicates the effect of this plant on pain adjustment and regulation. This study was performed with aim to determine the effect of purslane seed in preventionof after pain.
    Methods
    This triple-blind clinical trial study was conducted on 74 multiparous mothers in Shirvan city affiliated to North Khorasan University of Medical Sciences in 2018. The research units were randomly divided into two groups of purslane seed (n=37) and placebo (n=37). After completing third stage of delivery, one capsule of purslane seed or placebo was given to the research unit. The patients in both groups received analgesics if they had pain. After start of the intervention, the capsules were consumed every 8 hours (up to 4 doses). The score of after pain was measured after the intervention and one hour before and after the next doses using the visual analogue scale of pain. Data were analyzed using SPSS software (version 25) and Mann-Whitney, independent t-test, Fisher, and Chi-square tests. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    After taking capsules, the intensity of after pain in the purslane seed group significantly decreased compared to the placebo group (p<0.001). The number of consumed analgesics in multiparous mothers of purslane seed group was significantly less than the placebo group (p<0.001).
    Conclusion
    Purslane seed is effective in reducing the intensity of after pain and preventing it, and it reduces the need for edible analgesics.
    Keywords: after pain, Postpartum Period, Purslane
  • Zahra Khojastehfard, Nahid Golmakani *, Seyed Reza Mazloum, Shekveh Sadat Hamedi, Zohreh Feyzabadi, Masoumeh Mirteimouri Pages 58-65
    Introduction
    Postpartum hemorrhage (PPH) is an obstetric emergency condition being known as one of the most common causes of maternal mortality throughout the world. Prevention from this problem can reduce mortality and side effects. One of the plants suggested as an antihemorrhagic agent in traditional medicine is Plantago. The aim of this study was to evaluate the effect of the rectal suppository of Plantago on postpartum hemorrhage rate in women at the risk of bleeding.
    Methods
    This single-blind randomized clinical trial was performed on 70 pregnant women who were eligible for the study and referred to Umm al-Banin Hospital, Mashhad for vaginal delivery in 2018. In this study, the research population included high-risk women who, according to a prediction nomogram, had a chance of PPH with a score equal to or greater than 10. The participants were randomly divided into two groups of control and intervention with 35 subjects in each group. In both test and control groups, infusion of 30 units oxytocin in 1000 cc crystalloids was administered after delivery according to the hospital routine practice. In the intervention group, immediately after the expulsion of the placenta and fetal membranes and uterine massage, the first dose of rectal 120 mg suppositories of Plantago, followed by five doses with intervals of 30 min were given by the researchers. The amount of PPH was measured and recorded by weighing the blood bags and pads for 4 h after labor. All the data were analyzed using the SPSS software version 16. P-value < 0.05 was considered significant.
    Results
    Our findings showed that the mean of bleeding 4 h after delivery in the control group was 306.2±11.21 cc and in the test group was 253.3±14.23 cc. This difference was found to be significant (P=0.001).
    Conclusion
    According to the results of the present study, rectal Plantago suppository can be recommended as an effective medication for decreasing PPH in women at bleeding risk. In other words, it can be applied as an alternative for reducing bleeding in women at the risk of bleeding.
    Keywords: Plantago, Postpartum Hemorrhage, Rectal suppositories, Risk factors
  • Fatemeh Mohammadzadeh, Raheleh Babazadeh*, Roshanak Salari, Maliheh Afiat, Hamid Heidarian Miri Pages 66-76
    Introduction
    One of the physiologic factors affecting orgasms and sexual satisfaction is the strength of the pelvic floor muscles. The weakness of these muscles may lead to female orgasmic disruption, anorgasmia, and, in turn, to decreased sexual satisfaction. This study aimed to determine the effect of pomegranate peel gel on women's orgasm and sexual satisfaction during their reproductive age.
    Methods
    This randomized triple blind clinical trial was conducted on 110 women aged 18-45 years old admitted to the women's clinic of Imam Reza Hospital in Mashhad in 2018. The participants were randomly assigned to two groups of control and intervention. The subjects in intervention and control group were recommended to use peel gel and placebo, respectively for 8 weeks. The orgasms and sexual satisfaction of the women in both groups were evaluated at the baseline, as well as 4 and 8 weeks after the intervention. The data were analyzed in Stata software, using T_test, Mann_whitney, T_paird, Wilcoxom & Friedman. P<0.05 was considered statistically significant.
    Result
    At the beginning of the study, the two groups were not different in terms of orgasms (p=0/748), sexual satisfaction (p=0/922), and sexual function. However, the mean scores of these two domains were significantly higher in study group after 4 and 8 weeks of intervention (p<0.001).
    Conclusion
    The use of pomegranate peel gel can effectively increase women's sexual satisfaction by improving orgasms.
    Keywords: Orgasm, Sexual satisfaction, Sexual Dysfunctions, Pomegranate peel
  • Solmaz Moniri Javadhesari *, Sepehr Pourseif, Keyvan Khakpour Pages 77-88
    Introduction
    Cervical cancer is the fourth common cancer among women. In almost all cases of this cancer, infection to a high risk human papilloma virus (HPV) especially type 16 and 18 is observed. HPV is also the cause of other cancers such as oropharyngeal, anorectal and skin. This study was performed with aim to evaluate the vaccines available or under investigation to prevent or treat HPV infection.
    Methods
    In this review study, the keywords of HPV, cervix cancer, DNA vaccine, RNA vaccine, and prevention or treatment of HPV infections were searched in databases of PubMed, Science direct, Scopus and Google Scholar from 2000 to 2018. The recent articles published in English Q1 journals were selected, and the articles with incomplete or irrelevant data were excluded from the study. 
    Results
    Despite the available vaccines to prevent HPV infection, ongoing research is continued to develop assorted vaccines against it, because available vaccines don’t prevent all high risk types of HPV; also they are not effective on those who are already infected and have HPV associated malignancies or cancer. Nucleic acid based (DNA or RNA) vaccines are of promising approaches.
    Conclusion
    Nucleic acid vaccines have promising outcomes due to safety, stability, simplicity of providing and ability to induce antigen-specific immunity. Currently, GX-188E, VGX-3100, ZNF–603 and ZNF -758 vaccines are successfully passing clinical trials based on E6 and E7 genes of HPV. These vaccines caused hopes for a vaccine to treat those who are already infected or have cancer.
    Keywords: Cervical Cancer, DNA Vaccines, Human papillomavirus, RNA Vaccines, Therapeutic vaccines
  • Zeinab Talebi Tamajani, Seyed Danial Mohammadi, Maryam Gorji, Zeinab Alimoradi * Pages 89-102
    Introduction
    One of the most common infertility treatment is oral medications, such as clomiphene citrate and letrozole. The clomiphene success rate is low among women with polycystic ovary syndrome and insulin resistance. However, letrozole overall success rate was high in these patients. Due to the higher price of letrozole, clomiphene is still the first-line therapy for this condition. This study aimed to systematically compare the efficacy of letrozole with clomiphene citrate in Iranian infertile females.
    Method
    Databases, including Magiran، Medlib، SID، PubMed، Cochrane، Irandoc، IranMedex, and Google Scholar were systematically reviewed to retrieve original research articles in both Persian and English language without time limit until May 2019. The comprehensive search was conducted using Persian keywords of infertility drugs, such as clomiphene citrate, letrozole, as well as Iran, and their English equivalents. Randomized controlled trials (RCT) with full texts which compared the effect of letrozole and clomiphene citrate on infertility were included in this study.
    Results
    Initially، 627 articles were retrieved. After removing duplicated (164) and irrelevant (463) articles، 41 full texts were further assessed in this study. Finally, 19 articles were found eligible to be included in this systematic review. In total, this study was conducted using 19 eligible RCTs involving 2638 patients. The results of the meta-analysis revealed that pregnancy rate (10%), chance of live birth (11.2%), and mean thickness of the endometrium were significantly higher in the letrozole group, compared to those in clomiphene citrate group. On the other hand, the chance of ovarian hyperstimulation syndrome (1.4%), mean number of dominant follicles (0.179), abortion (0.6%), and multiple pregnancies (4.4%) were lower in the letrozole group, compared to those in clomiphene citrate group. The results of the funnel plot and egger tests (P=0.43) confirmed no publication bias.
    Conclusions
    Although letrozole is more expensive than clomiphene citrate، it had more promising results in achieving pregnancy with fewer side effects. However, more extensive studies are needed in this regard.

    Keywords: Clomiphene citrate, Infertility, Iran, ovulation stimulation, Letrozole