فهرست مطالب

مطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان - سال سیزدهم شماره 2 (زمستان 1397)
  • سال سیزدهم شماره 2 (زمستان 1397)
  • بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/11/16
  • تعداد عناوین: 6
|
  • موسی افضلیان سلامی، مسعود زمانی مقدم*، اسماعیل صالحی صفحات 7-46
    لازمه تحقق توسعه همه جانبه و پایدار، توجه و تاکید بر مشارکت اجتماعی به عنوان ابزار و هدف توسعه است. با این دیدگاه، در این مقاله به بررسی عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی در شهرستان خواف، با توجه به شرایط خاص آن، پرداخته شده است. این عوامل عبارت اند از: سن، مذهب، تحصیلات، اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، عام گرایی، آینده گرایی، سنت گرایی و احساس بی قدرتی. در چهارچوب نظری پژوهش از آرای دورکیم، پارسونز، راجرز، اولسن، دال، اینگلهارت، دوز و لیپست استفاده شده است. روش تحقیق این پژوهش از نوع پیمایشی بوده است. داده ها با استفاده از پرسشنامه و به روش نمونه گیری چندمرحله ای به دست آمده اند. جامعه آماری، شامل جمعیت فعال شهرستان خواف، یعنی 55405 نفر است. از این تعداد 380 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس، رگرسیون چندمتغیره، مدل تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهند که میانگین مشارکت اجتماعی پاسخگویان در حد متوسط است و متغیرهای استفاده شده در این تحقیق توانسته اند 31% از واریانس متغیر وابسته را تبیین کنند. از بین عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و تحصیلات بیشترین تاثیر و مذهب و احساس بی قدرتی کم ترین تاثیر را داشته اند. در این تحقیق تاثیر اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، عام گرایی، آینده گرایی و سنت گرایی بر مشارکت اجتماعی، معنادار بوده و تاثیر سن، مذهب و احساس بی قدرتی بر مشارکت اجتماعی معنادار نبوده است. همچنین، در مدل تحلیل مسیر که با نرم افزار لیزرل رسم شده است، آثار مستقیم و غیرمستقیم اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، عام گرایی، آینده گرایی، سنت گرایی و تحصیلات توانسته اند40% از تغییرات مشارکت اجتماعی را تبیین کنند.
    کلیدواژگان: مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی، شهرستان خواف، سنت گرایی
  • محمدحسن بهنام فر*، فاطمه شاعری صفحات 47-74
    مشارکت سیاسی که از ضرورت های انکارناپذیر نظام های سیاسی در قرن حاضر به شمار می رود، تحت تاثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد. یکی از این عوامل، فرهنگ و بویژه فرهنگ سیاسی است. هدف از تحقیق حاضر مطالعه ی نقش شاخص های فرهنگ سیاسی بر میزان مشارکت سیاسی است. این پژوهش به روش پیمایش و با مطالعه بر روی 383 نفر از افراد بالای 25 سال ساکن در شهر اسفراین انجام شده است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده و اعتبار آن به روش صوری و پایایی آن به کمک آماره ی آلفای کرونباخ سنجیده شده است. داده ها با استفاده از ابزار 16spss، تحلیل شده اند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین پنج شاخص فرهنگ سیاسی، یعنی احساس قدرت و نفوذ سیاسی، اعتماد سیاسی، اعتماد اجتماعی، رضایت از زندگی و دینداری که در این پژوهش بررسی شده اند و متغیر مشارکت سیاسی، همبستگی معناداری وجود دارد. از میان متغیرهای زمینه ای پژوهش نیز متغیرهای جنسیت، شغل، تحصیلات و وضعیت اقتصادی، همبستگی معناداری با مشارکت سیاسی دارند.
    کلیدواژگان: مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی، اسفراین
  • حسین شیرمحمدی باباشیخعلی*، مرضیه شریفی، مصطفی پیرمرادیان صفحات 75-97
    اندیشمندان علوم اجتماعی سه معیشت عشیره ای، روستایی و شهری را از هم متمایز کرده و به تحقیق در خصوص خلقیات اختصاصی هر سه، دست زده اند. به بیان دیگر، هر انسانی با توجه به نیازهایی که در شیوه ی معیشتی او ایجاب می کند، به چاره جویی برخواسته و به رفع نیازهای خود می کوشد و نیاز به علم از این قاعده پیروی می کند و محققین برآنند که شیوه ی تولید شهری، زمینه ی مساعدتری برای بروز علم و ظهور علما می باشد. در ابتدای دوره ی عباسی ما با ظهور یک نهضت علمی مواجه هستیم و این البته با ظهور شهرهای بزرگ و معمور مقارن بود. در این مقاله برآنیم که این نظریه را به بوته ی آزمایش قرار دهیم که عامل معیشت می تواند به عنوان یک علت ناقصه ی بسیار قوی در ترفیع یا زوال علم مطرح شود و این روش به عنوان یک روش نظری برای مطالعه ی تاریخ علم در دوره های مختلف تاریخ ایران اسلامی مورد توجه قرار گیرد. در واقع، این مقاله به دنبال یافتن جواب یکی از سوالات مهم در تاریخ علم است که آیا رونق و رکود علم در دوره های مختلف تاریخی می تواند معلول شیوه ی معیشتی جامعه و نیازهای متناسب با آن روش معیشتی باشد؟ از طرفی، باید گفت شیوه ی معیشتی چه تاثیری در رشد علم در خراسان داشته است؟ این مقاله بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی بر پایه ی منابع کتابخانه ای (روش تحقیق) به این نکته بپردازد که پس از استقرار خلافت اموی، بنا به دلایلی شهرهای خراسان رشد کرد و این باعث ثروتمند شدن خراسان شد. این انباشت ثروت در دوره های مختلف، موجبات تحرک علما را فراهم کرد. در واقع، شیوه ی معیشتی مردم و نیز جابه جایی سرمایه، تاثیری شگرف در رشد علم و نیز جابه جایی و مهاجرت علما از کانون های تمدنی داشته است.
    کلیدواژگان: خراسان، شهرنشینی، رشد علم
  • فاطمه فیروزی*، ربابه علیپور صفحات 99-126
    در گذشته محل مهمان و مهمان داری خانه بوده است. با بررسی ساختار کالبد و فضای خانه های سنتی می توان به ارزش مهمان و سنت مهمان نوازی در فرهنگ ایرانیان پی برد. امروزه تغییر سبک زندگی باعث کاهش رواج مهمان پذیری و مهمان داری داخل خانه شده؛ اما نمی توان نقش تغییرهای کیفی و کمی کالبدی خانه ها و همچنین انعطاف ناپذیری فضاها را در دامن زدن به این مساله نادیده انگاشت. میزبان معاصر برای پذیرایی از مهمان در خانه نامتناسب با فرهنگ ایرانی مشکلات زیادی دارد؛ اما هنوز این سنت حسنه میان مردم جایگاه خود را از دست نداده است. از سوی دیگر لزوم پرداختن به موضوع مهمان پذیری در خانه های شهر مشهد با وجود بارگاه امام رضا (ع) و زیارتی بودن این شهر بیش از دیگر شهرها احساس می شود؛ لذا این پژوهش با فرض اینکه خانه های امروز نسبت به خانه های دیروز، از لحاظ مهمان پذیری و آداب مهمان پذیری دست خوش تغییرهای اساسی شده است و با هدف «تبیین راهکارهای فضایی مناسب برای بهبودبخشی مهمان داری در طراحی های مجتمع مسکونی امروز در مشهد» به تحلیل خانه های شهر مشهد در گذشته (خانه های دیروز) و خانه های امروز (دوران معاصر) می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش است که در ساختار فضایی و کالبدی خانه های سنتی ایران بزرگداشت از مهمان به چه صورتی انجام می شده است و از طرف دیگر در خانه های امروز جایگاه مهمان چگونه جلوه یافته است. جامعه آماری و گونه ها به صورت تصادفی ساده انتخاب شده اند. در انتخاب خانه های پهلوی به دلیل دسترسی محدود، موردهایی انتخاب شدند که امکان برداشت نقشه و مصاحبه با افراد خانه وجود داشته است. از آنجا که امروزه زندگی کردن در مجتمع های مسکونی بسیار فراگیر شده است، پژوهشگران به طور تصادفی مجتمع مسکونی آرمس را برگزیدند. این پژوهش با برقراری ارتباط میان مفاهیم حوزه های مورد مطالعه و بررسی نمونه های موردی به صورت میدانی (عکس برداری، تحلیل نقشه ها و مصاحبه شفاهی) در چند گام به پاسخ پرسش نزدیک می گردد و در نهایت با بهره گیری از انعطاف پذیری تطبیق یافته با شرایط روز مهمانپذیری را تا حدی عملی دانسته است.
    کلیدواژگان: خانه، مسکن ایرانی، خانه های سنتی مشهد، مهمان نوازی، مجتمع مسکونی
  • محمد کرمی*، شهرام محمدخانی صفحات 127-151
    یکی از مولفه های کارآیی خانواده، پرورش صحیح فرزندان و برقراری ارتباط موثر بین اعضای خانواده است. کیفیت روابط خانوادگی تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت روابط صمیمانه فرزندان با دیگران دارد. گاهی والدین هنگام پرورش فرزندان با نافرمانی آنان و مخالفت با خواسته های خود مواجه می شوند که این امر موجب تعارض بین آنها می گردد. از این رو این سوال پیش می آید که آیا آموزش مهارت های زندگی، می تواند موجب کاهش تعارض های بین والدین و نوجوان شود؟ هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی برنامه آموزش مهارت های زندگی بر کاهش تعارض های والد فرزند است. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری، دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول (پایه نهم) دبیرستان هیات امنایی شهرستان شیروان بود. نمونه آماری شامل40 نفر از دانش آموزانی بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی به دوگروه 20 نفره (گروه گواه و کنترل) تقسیم شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه والد فرزند موری- ای اشتراس بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از آمار های میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه آموزش مهارت های زندگی توانسته، تعارض کلی، پرخاشگری کلامی و پرخاشگری جسمی دانش آموزان را با والدینشان به طور معناداری کاهش و توانایی استفاده از راهبردهای استدلال را در آنها به طور معناداری افزایش دهد. با توجه به یافته های به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های زندگی در کاهش تعارض های بین دانش آموزان با والدینشان اثرگذار است.
    کلیدواژگان: آموزش مهارت های زندگی، خانواده، والدین، نوجوان
  • سمیه گلکاری*، هادی پورشافعی صفحات 153-175
    رضایت زناشویی یکی از عوامل مهم زندگی است که موجب آرامش زوجین شده و فقدان آن در بسیاری از زمینه ها، منجر به ایجاد مشکل، اختلاف و در مواردی هم طلاق می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده ی امید به زندگی در رضایت از زندگی زناشویی زنان شهر بیرجند انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است و جامعه ی آماری آن را کلیه ی زنان متاهل30 تا60 سال شاغل (فرهنگی) و خانه دار ساکن شهر بیرجند، در سال 1396تشکیل می دهند. 51 نفر زن متاهل از بین زنان فرهنگی با نمونه گیری تصادفی و 51 نفر زن خانه دار از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی امید به زندگی سیمپسون و پرسشنامه ی کوتاه شده ی رضایت از زندگی زناشویی انریچ جمع آوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی ساده و آزمون "تی" مستقل در نرم افزار SPSS 16 استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مولفه های امید به زندگی (رابطه ی اجتماعی، تحصیل، رابطه ی عاشقانه، رابطه ی خانوادگی، زندگی کاری و اوقات فراغت) با رضایت از زندگی زناشویی زنان به طور کلی و رضایت از زندگی زناشویی زنان شاغل و خانه دار، رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 43% از کل واریانس رضایت زناشویی زنان و 56% از کل واریانس رضایت زناشویی زنان شاغل و 37% از کل واریانس رضایت زناشویی زنان خانه دار به وسیله ی مولفه های امید پیش بینی می شود. از بین مولفه های امید، مولفه ی روابط خانوادگی و اوقات فراغت می تواند رضایت از زندگی زناشویی زنان را پیش بینی نماید. نتایج هم چنین نشان داد که امید به زندگی در زنان شاغل، بیشتر از امید به زندگی در زنان خانه دار است، اما بین رضایت از زندگی زنان شاغل و خانه دار، تفاوت معنادار مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: امید به زندگی، رضایت از زندگی زناشویی، زنان شاغل و غیرشاغل
|
  • Mosa Afzalian Salami, Masoud Zamani Moghadam, Ismael Salehi Pages 7-46
    This paper examines the factors affecting social participation in the city of Khaf. These factors are: age, religion, education, social trust, social cohesion, universalism, futurism, traditionalism, and powerlessness. The method of this research is survey and the data are obtained using a multi-stage sampling method. The population of the active population of Khaf city was 55405 people and 380 people were selected using Cochran formula. Pearson correlation coefficient, variance analysis, multivariate regression, path analysis model and structural equation model were used for analyzing the data and testing the hypotheses. The findings of this study show that the average social participation of respondents was moderate and the variables used in this study were able to explain 31 percent of variance of dependent variable. Among the factors affecting social participation, social cohesion and education, the most influence and religion and powerlessness have had the least effect. In this research, the effect of social trust, social solidarity, universalism, futurism, and traditionalism on social participation was significant but their age, religion, and powerlessness had no significant effect on social participation.
    Keywords: Social participation, Social trust, Social cohesion, Khaf city, Traditionalism
  • Mohammad Hasan Behnamfar, Fatemeh Shaeri Pages 47-74
    Political participation, which is one of the undeniable necessities of political systems in the present century, is shaped by various factors. One of these factors is the role of cultural factors which the purpose of the present study is to study the role of these factors in the level of political participation. This research is a survey based on a sample of 383 people over 25 years of age living in Esfarayen, selected using stratified sampling method. Data were collected using a questionnaire and its reliability was assessed by method its form and reliability are measured using Cronbach’s alpha statistics. The data are analyzed using 16 spss. The findings of the research indicate that there is a significant correlation between the five cultural factors (feeling of political power and influence, political trust and social trust, life satisfaction and religiousness) that were studied in this study. Among the underlying variables of the research, there were significant relationships between gender, occupation, education and economic status, with political participation.
    Keywords: sociological study, political participation, cultural factors, citizens of Esfarayen
  • Hosein shirmohammadi babashikhali, Marziyeh sharifi, Mostafa pirmoradian Pages 75-97
    Social science scholars have distinguished three tribal, rural and urban livelihoods and have undertaken research into the proprietary morals of all three. In other words, every human being, according to the needs of his or her livelihood, seeks a solution and satisfies his / her needs, and the need for science follows this rule, and the researchers believe that the urban production method is a more favorable ground for science and this is the rise of the priests. At the beginning of the Abbasid era, we were faced with the emergence of a scientific movement, which coincided with the rise of major cities and architects. In this paper, we attempt to put the theory to the test that the factor of livelihood can be a very strong cause of the decline or decline of science and this method as a theoretical method for studying the history of science in the period. To be taken into consideration in the Islamic Iran. In fact, this article seeks to find an answer to one of the most important questions in the history of science, whether the boom and stagnation of science in different historical periods can be due to society›s livelihood and the needs appropriate to that system of living? In fact, what effect did the livelihood have on the growth of science in Khorasan? This paper aims to explain that after the establishment of the Umayyad Caliphate for some reason the cities of Khorasan grew after the establishment of the Umayyad Caliphate and this made Khorasan rich. In fact, the livelihoods of people and the movement of capital have had a tremendous impact on the growth of science as well as the relocation and migration of scholars from civilizational centers (achievements).
    Keywords: Khorasan, Urbanization, Science Growth
  • Fatemeh Firoozi, Robabeh Alipoor Pages 99-126
    In this research, it is assumed that today’s homes are fundamental changes to the houses of yesterday’s Mashhad, in terms of hospitality and hospitality, to cater for guests with appropriate rituals and Iranian culture with major problems, although lifestyle changes in the manner of the reception of the guest has also penetrated. But this good tradition among people has a special place where architecture has limited access to this possibility. This paper aims to “explain the appropriate spatial patterns for the prosperity of hospitality in the designs of today’s residential complex,” in the analysis of houses in the city of mashhad in the past (the houses of yesterday) and the modern houses of mashhad. According to the physical structure of traditional homes, we can recognize the value of guest and traditions of hospitality in Iranian culture; the need to address the issue of hospitality and hospitality in the houses of Mashhad with the presence of Imam Reza’s “Imam” and the pilgrimage of this city is felt. the aim of this study is to answer the question that in the spatial structure of Iranian traditional houses drawing from guests, and on the other hand And on the other hand, what is the status of the guesthouse in today’s homes; Analyzing comparative houses in Mashhad and Pahlavi houses, comparative comparisons were carried out so that with the review and modeling of the positive spaces of homes in Mashhad’s homes in the direction of hospitality, the living rooms in today’s houses were adapted to existing conditions. This research answers the question in several steps, by linking the concepts of the domains studied and studying case examples (mapping, map analysis, and semi-structured interviews).
    Keywords: home, Iranian housing, Mashhad traditional houses, hospitality, residential complex
  • Mohammad Karami, Shahram Mohammad Khani Pages 127-151
    One of the components of family efficiency is the proper upbringing of children and the effective communication between family members. Sometimes, when parents raise their children, they face disobedience and disagreement with their wishes, leading to conflicts between them. So the question arises, can life skills training reduce the conflicts between parents and adolescents? The purpose of this study was to investigate the effectiveness of life skills training program on reducing parent-child conflicts. To achieve this goal, pre-test, post-test semi-experimental research with control group was used the statistical population male high school students (ninth grade) of Shirvan high school security committee. The sample consisted of 40 students who were selected by convenience sampling method and randomly divided into two groups (control and control) Measurement tool was Murray-E. Strasz parent questionnaire. The data were analyzed using descriptive statistics, mean and standard deviation and inferential level by covariance analysis test. The results showed that the life skills training program was able to significantly reduce students’ total conflict, verbal aggression, and physical aggression with their parents and significantly increase their ability to use reasoning strategies. Based on the findings of the data analysis, it can be concluded that life skills training is effective in reducing conflicts between students and their parents.
    Keywords: Teaching life skills, family, parents, adolescents
  • Somayeh Golkari, Hadi Poorshafeie Pages 153-175
    Marital satisfaction is one of the important factors of life that causes couples peace and the lack of it in many areas leads to problems, differences and in some cases divorces.The present study attempts to investigate the role of life expectancy on predicting satisfaction of employed and householder women with their marital life and compares the satisfaction of marital life and life expectancy of these two groups. This study is a kind of descriptivesurvey research and all the married employed (educational and employee of university) women and householders aged from 30 to 60 dwelling in Birjand city in 1396 form it’s statistical universe. 51 married women among educational ones and employees of university and 51 householders are selected through random sampling. Then Sympson’s questionnaire of life expectancy and Enrich’s shortened questionnaire of satisfying with marital life have been distributed among them and collected after they had been completed. A Pearson correlation test, a simple linear regression, and a free T-test are used for analyzing data. The results showed that the components of life expectancy (social relation, education, romantic relationship, family relationship, work life and leisure) with satisfaction of marital life of women in general and satisfaction with married life of employed women And householder women have a meaningful positive relationship. Also, the results of regression analysis showed that 43% of the total variance of marital satisfaction of women and 56% of total marital satisfaction variance of employed women and 37% of total marital satisfaction variance of householder women were predicted by the components of hope . Among the components of hope, the component of family relationships and leisure time can predict the satisfaction of women’s marital life .Results also showed that, there is a significant difference between employed women and householders’ hope to life. And hope to life of women who work is much more than that of householder one.. And also there is no significant difference between satisfactions of these two groups with their life.
    Keywords: life expectancy, satisfying with marital life, employed andunemployed women