فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 3 (پیاپی 42، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/31
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدرضا سمرقندی، قربان عسگری، رضا شکوهی، عبدالله درگاهی، حسین فرجی، مجتبی مرادی، ابوالفضل عرب * صفحات 270-286
    زمینه و هدف

    یکی از آلاینده های بالقوه خطرناک، آنتی بیوتیک ها بوده که در محیط زیست باعث ایجاد اثرات سوء بر عملکرد طبیعی اکوسیستم و همچنین زنجیره غذایی می شوند. مطالعه حاضر با هدف بررسی حذف آنتی بیوتیک سفتریاکسون توسط بیوجاذب ساکارومایسس سرویزیه از محیط های آبی انجام گردید.

    روش کار

    این مطالعه از نوع تجربی بوده که در مقیاس آزمایشگاهی و به صورت ناپیوسته انجام شد. سوش قارچ از مرکز کلکسیون قارچ ها و باکتری صنعتی ایران تهیه گردید. بعد از فعال سازی سوش قارچ، پلیت ها به مدت 7 تا 10 روز در دمای C° 25 در انکوباتور قرار داده شدند. کشت های قارچی به صورت یخ خشک به محیط کشت پوتیتو دکستروز آگار (PDA) انتقال داده و سپس از محیط رشد مایع پوتیتو دکستروز براث (PDB) استفاده گردید. به منظور تعیین راندمان جذب سفتریاکسون از محیط های آبی، تاثیر متعیرهای موثر در فرایند جذب نظیر pH، غلظت اولیه آنتی بیوتیک، مقدار بیوجاذب، زمان تماس و دما مورد بررسی قرار گرفتند. خصوصیات سطحی، فیزیکی و ساختاری بیوجاذب تولید شده با تکنیک های FTIR، SEM و BET ارزیابی گردید. تعیین پارامترهای ترمودینامیک، ایزوترم های تعادلی و سینتیک های فرایند جذب مورد مطالعه قرار گرفت. غلظت سفتریاکسون در محلول ها توسط دستگاه اسپکتروفتومتر نور مرئی فرابنفش در طول موج 276 نانومتر اندازه گیری شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که حداکثر جذب سفتریاکسون در pH برابر 6، غلظت اولیه سفتریاکسون 10 میلی گرم در لیتر، دوزجاذب 75/0 گرم، زمان تماس 120 دقیقه و دمای 25 سیلسیوس (78%) به دست آمد. جذب سطحی سفتریاکسون بر روی بیوجاذب از ایزوترم لانگمیر (0/903=R2) تبعیت کرده و مطالعات سینتیکی، همبستگی بیشتری با معادله شبه درجه دوم (0/961=R2) داشت.

    نتیجه گیری

    از مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که بیوجاذب تولید شده از مخمر نان می تواند به عنوان یک جاذب موثر و ارزان قیمت جهت حذف آنتی بیوتیک سفتریاکسون از محلول های آبی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سفتریاکسون، ساکارومایسس سرویزیه، بیوجذب، ایزوترم، محیطهای آبی
  • شیرین افشین، محسن حقیقی، سید احمد مختاری *، یوسف رشت بری صفحات 287-301
    زمینه و هدف

    رنگ ها یکی از عمده ترین آلاینده های زیست محیطی در پساب صنایع نساجی می باشند که سمی، سرطان زا، جهش زا و غیرقابل تجزیه بیولوژیکی هستند. لذا در این تحقیق از روش سطح پاسخ برای بررسی پارامترهای عملیاتی و تعیین شرایط بهینه فرایند حذف رنگ زای اسید آبی 113 در حضور بنتونیت استفاده شد.

    روش کار

    ساختار و مرفولوژی جاذب بنتونیت با استفاده از تکنیک های XRD، FESEM و XRF بررسی شد. آزمایش ها بر اساس طرح آماری مرکب مرکزی با چهار پارامتر ورودی از قبیل زمان واکنش، pH ، مقدار جاذب و غلظت اولیه رنگ در سه سطح مورد ارزیابی قرار گرفت. ایزوترم و سینتیک جذب در غلظت های مختلف برای ارزیابی فرایند جذب مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج حاصل از آنالیزهای فیزیکی- شیمیایی صحت ساختار بنتونیت را تایید کرد. مدل پیشنهادی (Quadratic) با میزان بالای ضریب همبستگی (0/9872=R2) و (0/9724=R2Adj) تایید شد. در شرایط بهینه غلظت اولیه رنگ 10/32میلی گرم بر لیتر، دوز جاذب 0/53 گرم بر لیتر، زمان واکنش 82/94دقیقه و pH برابر 06/3 برابر %62/98 با میزان مطلوبیت 0/945 حاصل شد. نتایج حاصل از مطالعه ایزوترم و سینتیک جذب نشان داد که فرآیند جذب از ایزوترم فروندلیچ (9216/0) تبعیت می کند درحالی که سینتیک فرایند با مدل سینتیک شبه درجه دوم (9985/0) مطابقت دارد.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد جاذب طبیعی بنتونیت کارایی بالایی در حذف رنگ زای اسید آبی 113 دارد. علاوه بر این، طرح مرکب مرکزی می تواند به عنوان یک روش موثر جهت بهینه سازی شرایط جذب رنگ از فاضلاب صنایع حاوی غلظت بالای رنگ مورداستفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: جذب سطحی، خاک معدنی بنتونیت، رنگ زای اسید آبی 113، روش سطح پاسخ، ایزوترم جذب و سینتیک جذب
  • رضوان مستولی، طاهره امیدی، رقیه عباس علی، نسرین ضیا * صفحات 302-311
    زمینه و هدف

    تمایل انسان ها به ویژه زنان برای داشتن ظاهری زیبا، استفاده از رنگ موهای شیمیایی را افزایش داده است. فلزات سنگینی مانند سرب، آرسنیک و نیکل در این محصولات به عنوان ماده نگهدارنده و رنگی وجود دارند. هدف از انجام این مطالعه تعیین غلظت این عناصر در رنگ موهای برندهای ایرانی و خارجی و مقایسه بین آنها بود.

    روش کار

    این پژوهش، یک مطالعه مقطعی بود که جهت انجام آن، چهار برند ایرانی و چهار برند خارجی از رنگ موهای رایج در آرایشگاه های سطح شهر همدان انتخاب و جمع آوری شدند. پس از مراحل هضم اسیدی، غلظت سه عنصر سرب، آرسنیک و نیکل با استفاده از دستگاه اسپکتروسکوپی جذب اتمی برحسب میکروگرم بر کیلوگرم وزن خشک اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار SPSS-24 و برای مقایسه برند های ایرانی و خارجی از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس استفاده گردید.

    یافته ها

    میانگین غلظت عناصر سرب، آرسنیک و نیکل در چهار نوع رنگ موی ایرانی بر حسب µg/kg به ترتیب 14/50، 12/01و 8/78 بدست آمد. میانگین غلظت این سه عنصر در چهار نوع رنگ موی خارجی بر حسب µg/kg به ترتیب 39/5، 91/0 و 92/1 بدست آمد. بین غلظت فلز سرب، نیکل و آرسنیک در رنگ موهای ایرانی در مقایسه با رنگ موهای خارجی اختلاف معناداری مشاهده شد (p<0/05).

    نتیجه گیری

      میانگین میزان غلظت‫های سرب، نیکل و آرسنیک در هر دو نوع برند ایرانی و خارجی، مطابق استانداردهای موجود و در حد مجاز و قابل قبول تعیین شده توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) بود، اگرچه میانگین میزان این عناصر در رنگ موهای ایرانی نسبت به برندهای خارجی بیشتر بود. بنابراین لازم است اقدامات مناسب در جهت تدوین استاندارد ملی و کنترل کیفیت این نوع مواد آرایشی انجام شود.

    کلیدواژگان: سرب، نیکل، آرسنیک، رنگ مو، اسپکتروسکوپی جذب اتمی
  • رضوان قشقایی، غلام رضا سبزقبایی، سولماز دشتی *، سمیرا جعفری آذر، فرهاد صالحی پور صفحات 312-324
    زمینه و هدف

    مدل سازی به وسیله نرم افزار یک روش سریع برای پیش بینی میزان گسترش دامنه رهایش مواد و شبیه‫سازی پیامدهای آن می باشد. با توجه به ورود تعداد زیاد کالاهای خطرناک از جمله ماده استایرین از صنایع پتروشیمی به بندر امام خمینی (ره)، ارزیابی پیامدها و صدمات احتمالی این ماده امری ضروری می باشد. این مطالعه در سال 1393 در منطقه ترمینال کانتینر بندر امام خمینی (ره) با هدف پیش بینی و تخمین پیامدها و صدمات احتمالی انسانی و زیست‫محیطی انتشار این ماده خطرناک در فرآیند حمل و نقل صورت پذیرفت.

    مواد و روش

    در این مطالعه با به کارگیری نرم افزارهای PHAST و ALOHA به بررسی پیامد سمیت کالای خطرناک استایرن به‫عنوان کالاهای خطرناک وارد شده به ترمینال کانتینر پرداخته شد و با مشخص نمودن محدوده مناطق با بالاترین اثرات ناگوار پیامد، تجزیه و تحلیل و آنالیز نتایج صورت پذیرفت.

    یافته ها

    بر اساس نتایج گستره پوشانندگی آلودگی احتمالی ایجاد شده (محدوده ممنوعه) حداقل تا شعاع 67 متری و بهترین مکان جهت قرارگیری گروه های پشتیبانی از پایان منطقه ممنوعه تا فاصله 329 متری در اطراف محوطه کالای خطرناک لازم و ضروری می‫باشد. همچنین مطالعه نشان داد براساس پوشش دهی گستره خطر در این مدل سازی ها، نرم‫‫افزار ALOHA به نسبت نرم افزار PHAST از حساسیت بالایی برای محیط زیست برخوردار می باشد؛ زیرا مقدار LOC های در نظر گرفته شده در ارزیابی پیامد پایین تر و منطقه خطر بیش تری را در نظر می گیرد. در نهایت نیز اقدامات مدیریتی جهت جلوگیری از بروز یا کاهش پیامدهای احتمالی در سایت ها و انبارهای نگهداری کالای خطرناک در منطقه مورد مطالعه اشاره گردید.

    نتیجه گیری

    بروز پیامدهای زیست محیطی کانتینرهای کالای خطرناک در بندر امام خمینی (ره) امری محتمل و قابل بررسی است به‫طوری که پیامدهای حاصل از این موارد می تواند سوانح و خسارات محیط زیستی زیادی به بار آورد. لذا می توان گفت مدل سازی با استفاده از نرم افزار در این تحقیق نقش کلیدی در مدیریت محوطه های کانتینرهای کالاهای خطرناک دارد.

    کلیدواژگان: استایرن، پیامد محیط زیستی، ALOHA، PHAST، LOC، بندر امام خمینی (ره)
  • محمدرضا منظم، جلال عبدی، رضوان عابدین لو، وحیده ابوالحسن نژاد * صفحات 325-335
    زمینه و هدف

    باتوجه به فراوانی کارگاه های کوچک در کشور و نیروی عظیم کار شاغل در این کارگاه ها و وجود صدا به‫عنوان یکی از مهمترین عوامل زیان آور این محیط ها و اهمیت سلامت کارگران، این مطالعه با هدف تعیین اثر مداخله آموزشی استفاده از وسایل حفاظت شنوایی مبتنی بر مدل بزنف در شاغلین کارگاه های کوچک شهر همدان انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مورد شاهدی در دو گروه 45 نفره انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه مدل بزنف بصورت قبل و سه ماه بعد از مداخله آموزشی جمع آوری گردید. مداخله آموزشی به صورت 3 جلسه آموزشی (تئوری- عملی) برای گروه آزمون انجام شد و گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-17 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

     نتایج نشان دادند که میانگین نمره حیطه های مدل بزنف بعد از مداخله آموزشی نسبت به قبل از آن افزایش معنی داری داشته است. بر اساس یافته ها، در میان حیطه ها نیز بیشترین نمره مربوط به قصد رفتاری و کمترین نمره با عملکرد مرتبط بود.

    نتیجه گیری

    مداخله آموزشی بزنف نقش بسزایی در افزایش آگاهی و نگرش افراد و نیز رفتار و عملکرد آنان در ارتباط با استفاده از گوشی های حفاظتی داشت که این امر می تواند افزایش مدت زمان استفاده از گوشی و کاهش تغییر آستانه شنوایی افراد تحت مواجهه با صدای بیش از حد مجاز را به همراه داشته باشد.

    کلیدواژگان: مداخله آموزشی، مدل بزنف، وسایل حفاظت شنوایی، کارگاه های کوچک
  • پرویز مولوی، افشان شرقی، حبیبه سلوت، پریسا توکلی، مهریار ندرمحمدی * صفحات 336-345
    زمینه و هدف

    شاخص های آنتروپومتریک از معیارهای قابل اعتماد برای ارزیابی وضعیت سلامت کودکان می باشند و چون خصوصیات و شرایط روانشناختی مادر تا حد زیادی می تواند کیفیت ارتباط وی را با کودک تحت تاثیر قرار دهد، لذا این مطالعه به منظور تعیین رابطه سلامت روان مادران و شاخص های آنتروپومتریک کودکان در مادران و کودکان مراجعه‫کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اردبیل در سال 1394 انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بود. 117 نفر از مادران و کودکان زیر 5 سال آنها، مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر ادربیل، به روش نمونه تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز مادران، از پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه GHQ-28، و برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز کودکان، از شاخص های آنتروپومتریک کودکان استفاده شد. سپس داده ها با کمک نرم افزار SPSS-16 و به روش همبستگی و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد 59 درصد زنان مشکوک به مشکلات روانی بودند که به ترتیب شامل مشکل در عملکرد اجتماعی (94/9%)، اضطراب (38/5%)، جسمانی سازی (41%) و افسردگی (14/5%) بود. همچنین میانگین شاخص وزنی کودکان 31/31±37/84و شاخص قدی 32/17±39/57بود. نتایج حاصل از آنالیز آماری نشان داد که 2/69 درصد از کودکان دارای شاخص وزنی پایین تر از 50 و 61/5 درصد دارای شاخص قدی پایین تر از 50 بودند. همچنین نتایج آماری نشان داد که تنها در مورد خرده مقیاس جسمانی سازی مادران با وزن کودک همبستگی وجود داشته (0/01>p) و در بقیه موارد همبستگی بین متغیرها با شاخص های وزنی و قدی کودک مشاهده نگردید.
     

    نتیجه گیری

    اطلاعات بدست آمده از این مطالعه نشان داد که سلامت روان مادران می تواند نقش مهمی در رشد کودکان ایفا نماید. بنابراین آگاهی مراقبان بهداشتی از تغییرات وضعیت سلامت روانی زنان برای برنامه ریزی به منظور ارتقای سلامت روانی آنان و بهبود شاخص های آنترپومتریک کودکان شان مهم است.

    کلیدواژگان: سلامت روان مادران، شاخص های آنتروپومتریک وزنی و قدی کودکان
  • علی خالق خواه، سید رضا میرمهدی، شکیبا عباسیان* صفحات 346-358
    زمینه و هدف

    هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه سلامت معنوی، امید به زندگی و اضطراب مرگ در دو گروه بیماران سرطانی درمان پذیر و افراد غیرمبتلا با در نظر گرفتن نقش جنسیت بود.

    روش کار

    این پژوهش به روش علی- مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل بیماران مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز خصوصی درمان سرطان و افراد غیرمبتلا مراجعه کننده به مراکز خصوصی درمانی شهر شیراز بود. انتخاب بیماران سرطانی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به تعداد (با نسبت مساوی مرد و زن)100 نفر انجام شد. برای انتخاب افراد غیرمبتلا با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و به صورت همتا 100 نفر (با نسبت مساوی زن و مرد) انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه سلامت معنوی پالوتزین و الیسون، پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر بود. داده ها با استفاده از آماره تحلیل واریانس عاملی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    بر اساس نتایج این پژوهش در متغیر سلامت معنوی تفاوت جنسیتی معناداری مشاهده نگردید، اما در متغیر امید به زندگی، این متغیر در مردان مبتلا به سرطان نسبت به سایر گروه ها بیشتر گزارش شد. همچنین در متغیر اضطراب مرگ در بیماران سرطانی نسبت به افراد غیرمبتلا تفاوت معناداری مشاهده گردید که بیشترین میانگین متعلق به مردان مبتلا به سرطان و کمترین میانگین مربوط به مردان غیرمبتلا بود.

    نتیجه گیری

    شناخت دقیق و به دست آوردن درک صحیحی از احساسات و نگرش بیمار نسبت به بیماری خود و توانمندی های روانی و معنوی او در مقابله با بیماری و حتی مرگ می تواند برای تیم درمان و خانواده بیماران به منظور کمک به این بیماران راهگشا باشد.

    کلیدواژگان: سرطان درمان پذیر، امید به زندگی، سلامت معنوی، اضطراب مرگ
  • عبدالصالح زر*، فاطمه رضایی، حمیدرضا صادقی پور صفحات 359-368
    زمینه و هدف

    کیفیت خواب و کیفیت زندگی متغیرهایی هستند که در سازماندهی اجتماعی، جسمانی و روانشناختی انسان نقش بسیار مهمی دارند. هدف مطالعه حاضر مقایسه کیفیت زندگی و کیفیت خواب سربازان فعال و غیرفعال بود.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی که در سال 1395 انجام گرفت، از میان 400 سرباز پایگاه نیروی هوایی شهید عباس دوران شیراز، تعداد 200 سرباز به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و بر اساس میزان فعالیت ورزشی در هفته به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شدند. سپس پرسشنامه های کیفیت خواب پیتزبورگ و کیفیت زندگی SF-36 توسط نمونه ها تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-16 و آزمون یو من ویتنی استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین مقیاس‫های تاخیر در به خواب رفتن (41/0=p)، استفاده از داروهای خواب آور (13/0=p) سربازان فعال و غیرفعال تفاوت معنی‫داری وجود ندارد، در حالی که بین نمره کلی و متغیر‫های دیگر کیفیت خواب تفاوت معنی‫داری وجود داشت (05/0>p). همچنین مشخص شد که تفاوت معنی داری در مورد متغیرهای کیفیت زندگی سربازان فعال و غیرفعال وجود دارد (05/0>p).

    نتیجه گیری

    از آنجایی که سربازان فعال نسبت به سربازان غیرفعال دارای کیفیت خواب و کیفیت زندگی بهتری بودند، می توان نتیجه گیری کرد که فعالیت بدنی و ورزش می تواند تاثیر مثبتی بر کیفیت خواب و کیفیت زندگی سربازان داشته باشد.

    کلیدواژگان: ورزش، کیفیت زندگی، کیفیت خواب، سربازان
  • احسان بخشی *، شهناز اجاقی، رضا کلانتری، نوشین سلیمی صفحات 369-378
    زمینه و هدف

    خدمات بهداشتی اولیه بخش جدایی ناپذیر سیستم سلامت هر کشوری را تشکیل می دهد و بررسی کیفیت زندگی جزء اساسی در ارزشیابی کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی کیفیت خدمات مراقبت بهداشتی اولیه و تاثیر آن بر کیفیت زندگی دریافت کنندگان خدمت در یکی از مراکز سلامت جامع و خانه های بهداشت تابعه آن بود.

    روش کار

    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود که به صورت مقطعی بر روی 219 نفر از گیرندگان خدمت در یک مرکز خدمات سلامت جامع و شش خانه بهداشت تابعه در سال 1395 صورت گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی (36-SF) و پرسشنامه محقق ساخته با بهره گیری از اصول و اجزای مراقبت های بهداشتی اولیه بود. داده های آماری با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون های کروسکال والیس و من ویتنی در نرم افزار SPSS-20 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین نمره کیفیت خدمات مراقبت بهداشت 25/16±66/42 به دست آمد. 58 درصد شرکت کنندگان کیفیت خدمات بهداشتی اولیه را بالا، 32 درصد متوسط و 10 درصد پایین گزارش کردند. بین کیفیت خدمات بهداشتی اولیه با مولفه های درد (002/0= ,p 208/0- = r)، سلامت عمومی (001/0>,p423/0=r) و زیر مقیاس سلامت جسمی (001/0>p، 301/0-=r) رابطه معنی داری به دست آمد.

    نتیجه گیری

    کیفیت خدمات مراقبت بهداشتی اولیه متوسط به بالا بوده و با کیفیت زندگی دریافت کنندکان خدمت همبستگی داشت. با سنجش درست کیفیت زندگی می توان به ارزیابی کیفیت مراقبت بهداشتی اولیه پرداخت، اما برای یک مطالعه دقیق تر استفاده از شاخص های عینی در کنار پرسشنامه ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: خدمات مراقبت بهداشتی اولیه، کیفیت زندگی، مراکز خدمات سلامت، خانه بهداشت
  • حجت لایق، مالک اباذری * صفحات 379-386
    زمینه و هدف

    اینترنت وسیله ای است که بیشتر افراد از آن برای فعالیت‫های خود استفاده می‫کنند. استفاده آسیب‫زا از اینترنت با افت تحصیلی، کاهش عملکرد شغلی و مشکلات خواب ارتباط دارد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع استفاده آسیب‫زا از اینترنت و ارتباط آن با خواب آلودگی روزانه می‫باشد.

    روش کار

    این مطالعه یک مطالعه توصیفی- مقطعی بود که بر روی 280 نفر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل اجرا شد. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس دانشجویان پزشکی عمومی با رضایت آگاهانه وارد مطالعه شده و با استفاده از پرسشنامه های استفاده آسیب زا از اینترنت و ایپورث (Epworth) مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از روش آماری مقایسه میانگین ها، کای دو و رگرسیون خطی ساده در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه 25/2±93/23 سال بود و اکثر شرکت کنندگان در رده سنی 23 تا 25 سال بودند. نمره استفاده آسیب زا از اینترنت برای 6/33 درصد طبیعی، 8/44 خفیف، 4/18 متوسط و 2/3 شدید بود. شیوع خواب آلودگی روزانه 6/11 درصد بدست آمد. بین استفاده آسیب زا از اینترنت و خواب آلودگی روزانه ارتباط مثبتی بدست آمد.

    نتیجه گیری

    خواب آلودگی روزانه ارتباط شدیدی با استفاده از اینترنت دارد و دانشجویان باید تحت آموزش ها و آگاهی لازم در مورد استفاده مفید از اینترنت قرار گیرند.

    کلیدواژگان: استفاده آسیب زا از اینترنت، خواب آلودگی روزانه، دانشجویان پزشکی اردبیل
|
  • MR Samarghandi, G Asgari, R Shokoohi, A Dargahi, H Faraji, A* Arabkouhsar, M Moradi Pages 270-286
    Background & objectives

    Antibiotics are potentially harmful contaminants, which can cause harmful effects on environmental equilibrium of ecosystems and the food chain. The aim of this study was to investigate the removal of ceftriaxone antibiotic by Saccharomyces Cerevisiae biosorbent from aquatic environments.

    Methods

    This experimental study was conducted in a lab-scale batch reactor as discontinuous. The fungus strain was collected from the “Persian Type Culture Collection of Iran”. After activating fungus strain, the plates were placed in incubator for 7 to 10 days at 25°C. Fungus cultures were transferred to a potato dextrose agar medium (PDA) in the form of dry ice and subsequently cultivated in potato dextrose broth (PDB) medium. In order to determine the adsorption efficiency of ceftriaxone from aqueous solutions, the impact of variables effected on adsorption including pH, initial concentration of antibiotic, biosorbent dose, contact time and temperature were investigated. The physical, structural and surface properties of produced biosorbent were determined by FTIR, SEM and BET techniques. Also, thermodynamic parameters, adsorption isotherms and adsorption kinetics were studied. Ceftriaxone concentrations were measured by UV-Visible spectrophotometer in 276 nm wavelength.

    Results

    The results showed that the maximum absorption of ceftriaxone was 78% at pH=6, the initial ceftriaxone concentration of 10 mg/L, the absorbent dose of 0.75 g, the contact time of 120 min and temperature of 25°C. The surface adsorption of Ceftriaxone on biosorbent was followed by Langmuir isotherm (R2=0.903), and kinetic processes were more correlated with the Pseudo-second order model (R2=0.961).

    Conclusion

    It can be concluded from present study that the biosorbent produced from baker's yeast can be used as an effective and inexpensive adsorbent for ceftriaxone removal from aqueous solutions.

    Keywords: Ceftriaxone, Saccharomyces Cerevisiae, Biosorbtion, Isotherm, Aqueous Solutions
  • Sh Afshin, M Haghighi, Y Rashtbari, SA* Mokhtari* Pages 287-301
    Background & objectives

    Dyes are one of the main environmental pollutants of textile industrial wastewater which are toxic, carcinogenic, mutagenic, and non-biodegradable. Therefore, in this study, Response Surface Methodology (RSM) was used to investigate the operational parameters and determine the optimum conditions for the removal of acid blue 113 in the presence of bentonite.

    Methods

    The structure and morphology of bentonite adsorbent was investigated by XRD, FESEM and XRF techniques. Experiments were carried out as central composite design with four input parameters namely reaction time, initial pH, adsorbent dosage and initial concentration of dye at three levels. Adsorption isotherms and kinetics model were investigated to evaluate the adsorption process in different concentrations.

    Results

    The results of physical-chemical analysis confirmed the structure of bentonite. The proposed model (Quadratic) was confirmed with high correlation coefficient (R2=0.9872 and R2Adj=0.9724) indicated that the experimental and predicted results were very consistent with the model. Finally, under optimal conditions (initial concentration=10.32 mg/L, absorbent dose=0.53 g/L, reaction time=82.94 min and pH=3.06) the removal efficiency was 98.62% with a desirability of 0.945 for acid blue 113. Adsorption isotherm and kinetic studies indicated that adsorption process followed Freundlich isotherm (0.9216), whereas the kinetic model found to fit well with pseudo-second-order kinetics (0.9985).

    Conclusion

    The present study demonstrated that natural bentonite absorbent had high ability to remove acid blue 113. In addition, the central composite design could be used as an effective method to optimize the dye adsorption from industrial wastewater containing high concentrations of dye.

    Keywords: Adsorption, Bentonite Clay, Acid Blue 113, Response Surface Methodology, Isotherm, Kinetic
  • R Mostoli, T Omidi, R Abbasalipourkabir, N* Ziamajidi* Pages 302-311
    Background & objectives

    The tendency of humans, especially women, to have the beautiful appearance, has increased the use of the chemical hair colors.  Heavy metals such as lead, arsenic and nickel are present in these products as a preservative and colorant. The purpose of this study was to determine the level of these elements in Iranian and foreign hair colors brands and compare them.

    Methods

    This study was a cross-sectional study. Four Iranian and four foreign brands of hair colors were selected and collected from the hairdresser's of Hamadan. After the acid digestion process, the concentration of three elements of lead, arsenic and nickel was measured using atomic absorption spectroscopy and reported as micrograms per kilogram of dry weight. SPSS 24 software was used for statistical analysis and independent t-test and ANOVA were used for comparing Iranian and foreign brands.

    Results

    The mean concentrations of lead, arsenic and nickel in 4 types of Iranian hair colors were 14.5, 12.01 and 8.78 (μg/kg), respectively. The mean concentrations of these three elements in 4 types of foreign hair colors were 5.39, 0.91 and 1.92 (μg/kg), respectively. There was a significant difference between the concentrations of lead, nickel and arsenic in Iranian compared to foreign hair colors (p<0.05).

    Conclusion

    The mean concentrations of lead, nickel and arsenic in both Iranian and foreign brands were within the range suggested by Food and Drug Administration (FDA). Although, the average levels of these elements in Iranian hair colors were higher than foreign brands. Therefore, it is necessary to take appropriate measures to develop a national standard and control the quality of this type of cosmetics.

    Keywords: Lead, Nickel, Arsenic, Hair Color, Atomic Absorption Spectroscopy
  • R Ghashghaei, G.R Sabzghabaei, S* Dashti*, F Salehipour, S Jafari Pages 312-324
    Background & objectives

    Modeling with software is a fast way to predict the extent of material release range and simulate its consequences. Due the arrival of the large number of dangerous goods, including styrene, from the petrochemical industries to the port of Imam Khomeini, it is necessary to evaluate the consequences and potential damages of this material.This study was conducted in 2014 in Imam Khomeini Port Container Terminal with the aim of predicting and estimating the possible human and environmental consequences of the release of this hazardous material during transportation process.

    Methods

    In this study, with the use of PHAST and ALOHA softwares, the effect of toxicity of styrene was studied as a dangerous good entered into the container terminal. The analysis was performed by identifying the range of areas with highest adverse effects.

    Results

    According to the results, the extent of pollution coverage (the forbidden region) was at least in a radius of 67 meters and the best place for placement of support groups was in a radius of 329 meters of dangerous goods area. The study also showed that based on the coverage of the risk range in these modeling, ALOHA software had a high environmental sensitivity, because the amount of LOCs considered in the consequence of the explosion was lower and it considered more danger zones. Finally, management measures were pointed to prevent or reduce the potential consequences of hazardous goods storage sites and warehouses in the study area.

    Conclusion

    The environmental outcomes of dangerous goods containers in Imam Khomeini port are likely to be probable. So that the release consequences of these materials can cause a lot of environmental damage and accidents. Therefore, it can be said that modeling using software in this study played a key role in managing the area of hazardous materials containers.

    Keywords: Styrene, Environmental Consequences, ALOHA, PHAST, LOC, Bandar Imam Khomeini
  • M.R Monazzam, R Abedinlu, J Abdi, V* Abolhasannejad* Pages 325-335
    Background& objectives

    Due to the high number of small workshops in the country, the numerous workforce of them from one hand, the existing noise as one of the harmful factors in the working environment and the importance of workers’ health from the other hand, this study was conducted with the aim of identifying the effect of training intervention of hearing protection devices use based on BASNEF model on the workers of Hamadan small workshops.

    Method

    This study was performed in two groups of 45 workers. Data were collected through BASNEF questionnaire before and after 3 months of training intervention. Experimental group received three sessions of training intervention (theoretical and practical), while the control group received no trainings. The data were analyzed by SPSS software version 17.

    Results

    The results showed that the mean score of all BASNEF model’s areas were increased significantly after training intervention relative to the former. In addition, the findings indicated that among all areas of BASNEF model, the highest score was related to behavioral intention, whereas the lowest was related to the performance.

    Conclusion

    The BASNEF training intervention had an important role in increasing the awareness and attitude of people and also their behavior and performance in relation to the usage of hearing protection devices. This lead to the increased duration of earmuff’s usage and decreased hearing threshold variation of workers who were exposed to excessive noise.

    Keywords: Training Intervention, BASNEF Model, Hearing Protection Devices, Small Workshops
  • P Molavi, A Shargi, M* Nadermohammadi*, H Salvat, P Tavakoli Pages 336-345
    Background & objectives

    Anthropometric indices are one of the reliable criteria for assessing children's health status, since the mother's psychological characteristics and conditions can greatly affect the quality of her relationship with the child. The purpose of this study was to determine the relationship between maternal mental health and children's anthropometric indices in mothers and children referred to Ardabil health centers in 2015.

    Methods

     This is a descriptive-analytic study of cross-sectional type. 117 mothers and their children (under 5 years old) referred to the health centers of the Ardabil city were selected by random sampling method. To collect the information needed from mothers, a demographic questionnaire and a GHQ-28 questionnaire were used. Children's anthropometric indices were used to collect the information about children. Data were analyzed by SPSS-16 software, using correlation analysis and independent t-test.

    Results

     The results of this study showed that 59% of women were suspected of having mental problems which included social functioning problem (94.9%), anxiety (38.5%), physiological (41%) and depression (5.14%). Also, the means of weight and height indices of children were 37.84±31.31 and 39.57±32.17, respectively. The results of statistical analysis showed that 69.2% of children had a weight index of less than 50 and 61.5% had a height index of lower than 50. Also, statistical results showed the correlation only between the maternal somatization subscale with child weight (p<0.01). For others, no correlation was observed between the variables with the weight and height indices of the child.

    Conclusion

    The data obtained from this study show that the mental health of mothers can play an important role in the growth and development of children. Therefore, health care providers' awareness of changes in women's mental health status is important for planning toward improving their mental health and the anthropometric indices of their children.

    Keywords: Maternal Mental Health_Anthropometric Weight & Height Indices in Children
  • A Khaleghkhah, S.R Mir Mahdi, Sh Abbasian * Pages 346-358
    Background & objectives

    The purpose of this study was to compare the spiritual health, life expectancy and death anxiety in two groups of patients with curable cancer and non-cancer patients, taking into account the role of gender.

    Methods

    The method of this study was causal-comparative method. The statistical population was cancer patients referring to private cancer treatment centers and non-cancer patients referring to Shiraz private health centers. The selection of 100 cancer patients (50 men/50 women) was performed using available sampling method. To select 100 non-cancer individuals (50 men/50 women), a random sampling method was used. The research instruments were included Palutzian and Ellison Spiritual Health Questionnaire, the Snyder Hope Scale Questionnaire and the Templer Death Anxiety Scale Questionnaire. Data were analyzed using factorial analysis of variance.

    Results

    According to the results of this study, there was no significant difference between males and females in terms of spiritual health variable. But the life expectancy variable was reported more frequently in men than other groups. Also, there was a significant difference in the death anxiety index in cancer patients compared with non-cancer individuals, with the highest mean for men with cancer and the lowest mean for non-cancer men.

    Conclusion

    Accurate knowledge about and obtaining a proper understanding of the emotions and attitudes of patient towards their illness and their mental and spiritual abilities in coping with illness and even death can be advantageous for the treatment team and the family of patients in order to help these patients.

    Keywords: Curative Cancer, Life Expectancy, Spiritual Health, Death Anxiety
  • A Zar *, F Rezaee, H.R Sadeghipour Pages 359-368
    Background & objectives

    The quality of sleep and life are variables that have a very important role in organizing the social, physical and psychological aspects of human. This study aimed to compare the quality of life and sleep of active and passive soldiers.

    Methods

    Among 400 soldiers of shahid Abbas Doran Air Force base in Shiraz, 200 soldiers were selected by available sampling method and participated in this descriptive study. They were divided into two groups of active and inactive based on the amount of their physical activity per week and completed the Pittsburgh sleep quality and quality of life (SF-36) questionnaires. For data analysis, Mann-Whitney test was used in SPSS-16 software.

    Results

    The results showed that there was no difference between passive and active soldiers in the scale of the delay in falling asleep (p=0.41) and use of sleep medications (p=0.13), While there was a significant difference in overall score and other sleep quality variables (p<0.05). It was also found that there were significant differences in the quality of life variables between active and inactive soldiers (p<0.05).

    Conclusion

    Since active soldiers have better sleep quality and quality of life than passive soldiers, it can be concluded that the physical activity and exercise can have a positive impact on the quality of sleep and life of soldiers.

    Keywords: Exercise, Quality of Life, Sleep Quality, Soldiers
  • E Bakhshi *, Sh Ojaghi, R Kalantari, N Salimi Pages 369-378
    Background & objectives

    Primary health services are inseparable part of health care system in each country and the assessment of quality of life is fundamental in the evaluation of healthcare system’s quality. The aim of this study was to assess the quality of primary healthcare services and its effect on quality of life in the recipients of these services in a health center and its subsection offices.

    Methods

    This cross-sectional descriptive and analytical study was conducted on 219 recipients of health services in a health center and its six subsection offices in 2016. Data collection tools were SF-36 questionnaire of life quality and a researcher-made questionnaire based on principles and components of primary healthcare. Data were analyzed using Spearman correlation coefficient, Krus-Kal Wallis and Mann Whitney tests in SPSS-20 software.

    Results

    The mean and standard deviation of the primary healthcare service was 42.66±16.25. 58% of participants reported the good quality of primary healthcare services, 32% reported it as medium, and 10% as low. There were significant relationships between the quality of primary healthcare services with some subcomponents of SF-36 questionnaire including Pain (r= -0.208, p=0.002), global health (r= 0.423, p<0.001), and physical health (r= -0.301, p<0.001).

    Conclusion

    The quality of primary healthcare services was higher than average and correlated with the quality of life in the recipients. With the correct assessment of the quality of life, it is possible to assess the quality of primary health services, however using objective methods alongside the questionnaires is necessary to have a more precious study.

    Keywords: Quality of Life, Primary Healthcare Services, Health House
  • H Layegh, M Abazari * Pages 379-386
    Background & objectives

    The Internet is used for different activities by many on a daily basis. The problematic internet use (PIU) is related to poor academic and job performances and also sleep problems. The purpose of this study was to investigate the prevalence of problematic internet use and its relationship with daytime sleepiness (DS).

    Methods

    A descriptive cross-sectional study was conducted on 280 medical students of the Ardabil University of Medical Sciences. Medical students were entered into the study using the convenience sampling method and were interviewed using the PIU and Epworth questionnaire. The statistical analysis was done by SPSS Version 23 using the chi-square test, Student’s t-test and Pearson’s correlation. Univariate linear regression analysis was applied to find the relation between PIU and DS.

    Results

    The mean age of participants in the study was 23.93 years with an SD of 2.25. Most of the participants were 23-25 years old. The obtained results showed that 33.6% of the participants had normal scores followed by 44.8% mild disorder, 18.4% moderate disorder, and 2.3% severe disorder. The daily prevalence of daytime sleepiness was 11.6%. There was a positive correlation between the improper use of the Internet and daytime sleepiness.

    Conclusion

    PIU associated strongly with daytime sleepiness. Students should be educated and informed about the problematic internet use.

    Keywords: Problematic Internet Use, Daytime Sleepiness, Medical Students, Ardabil