فهرست مطالب

قرآن پژوهی خاورشناسان (قرآن و مستشرقان) - پیاپی 26 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 26 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/21
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حسن رضایی هفتادر*، مهدی همتیان صفحات 9-22

    مراقبت از دین، وظیفه هر مسلمانی است و در این راستا پژوهشگران دینی در خط مقدم هستند، یکی از مواردی که اسلام همواره از آن جهت احساس خطر کرده است، تولیدات دین پژوهی خاورشناسان است؛ مقاله محمد[a] در دائره المعارف قرآن لیدن منتشر شده است و بخش کوچکی از آن به نام ها و القاب حضرت پرداخته است؛این پژوهش در نظر دارد با بررسی بخش کوچکی از مقاله محمدa که توسط یوری روبین نوشته شده است به اشکالات و ابهامات آن پاسخ گوید. در این پژوهش مقاله روبین راجع به نام ها و القاب حضرت محمدa در دو بخش بررسی می شود، روش کار بدین شکل است که تبیین های نویسنده مقاله پس از بررسی بیانات مفسران و مورخان مسلمان مورد ارزیابی قرار می گیرد؛ در نهایت معلوم خواهد شد آقای روبین[1] در تبیین مطالب روش صحیح پژوهشی را در پی نگرفته و به همین جهت، نوشتارش دارای اشکالاتی است. از جمله اشکالاتی که در مقاله روبین به نظر می رسد، می توان به توجه اندک به منابع شیعه، استفاده از واژه احتمال در جایی که اکثر مفسران دچار تردید نشده اند و هم چنین اظهار نظر بر اساس اقوال شاذ و مردود، اشاره نمود.

    کلیدواژگان: قرآن، خاورشناسان، یوری روبین، حضرت محمد، دائره المعارف قرآن لیدن
  • احترام رستمی* صفحات 23-40

    تحلیل علمی دیدگاه های خاورپژوهان درباره پیامبر ضرورتی انکارناپذیر است؛ چراکه مواجهه غربیان با اسلام از طریق دانشمندان آن ها صورت می پذیرد و به هنر، سیاست و سایر ابعاد انعکاس می یابد.سحر النبی از موضوعاتی است که نتیجه پذیرش آن می تواند اصل نبوت ایشان را موردحمله قرار دهد. از این رو پژوهش حاضر در صدد است باروش اسنادی و ابزار کتابخانه و مطالعه متون به پاسخ پرسش اصلی نائل شود.گابریل مندل خان از اساتید پیشکسوتی است که در عمر طولانی خود مطالعات اسلام شناسانه داشته است. اهم دیدگاه های او در این باره عبارتند از: تایید سحر شدن یا بیماری جسمی پیامبر در اثر سحر، طلسم نامیدن سوره های خاصی از قرآن، دوگانگی در معرفی مکی یا مدنی بودن معوذتین. توجه نکردن به منابع شیعی در این باره، بی توجهی به لوازم و تالی فاسد های سحر شدن پیامبر ، دخالت ندادن دلالت ها و زمینه های دیگر نزول آیه و استفاده نکردن از کلام معصومان موجب شده تا مندل خان دیدگاه سحر شدن پیامبر را تایید کند. پیامبر برگزیده خداوند و دارای توانایی لازم جهت احراز این مسئولیت بود . با وجود تاکید قرآن بر این امر ، در برخی تفاسیر، روایاتی نقل شده که پیامبر توسط فردی یهودی سحر شده است . رویکرد مفسران در این باره متفاوت است؛ برخی سحر شدن وی را قبول کرده و برخی معنای آیه را به امور دیگری غیر از سحر نسبت داده اند. هرچند آن جناب را در امور تبلیغی و شریعت مصون از سحر می دانند. اگر سوره فلق مدنی باشد با شان نزول سحر شدن پیامبر توسط یهود مدینه سازگار است در حالی که برخی آن را مکی دانسته اند. سوره های فلق و ناس با نام معوذتین مشهور شده اند و به آن ها نام طلسم اطلاق نشده است . نتیجه آن که آرای مندل خان نشان می دهد وی  سحر النبی را تنها دیدگاه در این زمینه دانسته است، در حالی که اسباب النزول و تفاسیر آیات سوره فلق،این امر را تردید پذیر می نمایاند؛ گرچه سحرکردن اتفاق افتاده باشد.

    کلیدواژگان: سحرالنبی، گابریل مندل خان، تفاسیر
  • جمال فرزندوحی*، نظام جمشیدی صفحات 41-62
    در دایره المعارف جودائیکا[1]، باثجا بایر[2]، سرگذشت حضرت یوسف را بر اساس کتاب مقدس یهود بیان می کند. توضیح می دهد که چرا و چگونه برادران سعی در حذف یوسف داشتند؛ فروختن یوسف به صدر اعظم فرعون پوتیفار را شرح می دهد؛ توضیح می دهد که چگونه داشتن علم تعبیر رویا، درایت و پاک دامنی سبب می شود که او از زندان آزاد شود و به مقام و جایگاهی عالی در مصر دست پیدا کند  و جایگاه یوسف را بعد از آزاد شدن از زندان بر می شمرد. این مقاله هم چنین ویژگی های اخلاقی مثبت و منفی یوسف را بیان می کند و شرح می دهد که چگونه خاخام ها از نکات مثبت زندگی او برای مواعظ اخلاقی استفاده می کنند. در پایان، سرگذشت یوسف را بر اساس قرآن، بازگو می کند. سرگذشت حضرت یوسف در کتاب مقدس یهود بر مبنای آیات قرآنی، نقد و موارد اختلافی آن با قرآن بیان شده است. با توجه به اینکه کتاب مقدس یهود و قرآن از یک منبع اخذ شده اند لذا کلیات داستان در هر دو کتاب مشترک است ولی در بیان بعضی جزئیات، اختلافاتی وجود دارد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است.
    کلیدواژگان: یوسف، یعقوب، بنی اسرائیل، دائره المعارف جودائیکا
  • محمد رضا قضائی*، احمد سعدی صفحات 63-82
    اسلام دینی است که به جهت دامنه اثر گذاری اش، توجه بسیاری از انسان ها را به خود جلب کرده است. از این میان، مستشرقانی هستند که تحقیقاتی را در حوزه اسلام انجام داده اند. یکی از آنها، ایگناس گلدزیهر یهودی می باشد که تالیفات و تحقیقات زیادی را در این زمینه انجام داده است. او در مقاله ای در دائره المعارف یهود و هم چنین در بعضی کتاب های خود، منکر وحیانی بودن اسلام و بلکه تبعیت و تقلید پیامبر اسلام  از دین یهودیت، شده و مواردی را ذکر کرده است. از میان آموزه ها به بحث «اعتقاد به خداوند»، «روزه»، «قبله»، «ذبح حیوانات» و «شستشوی مردگان» اشاره کرده است. آنچه در این پژوهش انجام شد، بررسی میزان صحت ادعاهای گلدزیهر به اسلام مبنی بر تقلید آموزه های اسلام از یهودیت بود . با بررسی و تطبیق آموزه های یهود و اسلام، مشخص شد که کلام او بدون دلیل است و صرف مشابهت در بعضی از آموزه ها باعث تقلید نبوده و منبع واحد برای ادیان توحیدی نیز، می تواند دلیل این مشابهت ها باشد. تفاوت عنصری در بعضی از این دستورات در میان این دو دین نیز گواه دیگری بر نادرست بودن ادعاهای گلدزیهر است.
    کلیدواژگان: قرآن، مستشرقان، اقتباس، گلدزیهر، اسلام، یهودیت، شریعت، روزه، قبله
  • محمدجواد اسکندرلو، مژگان خان بابا* صفحات 83-102
    برای قرآن کریم منابع و مصادر متعددی از جمله اشعار جاهلی توسط برخی قرآن پژوهان غربی مطرح گردیده است. در این میان بیشترین مورد مناقشه، اشعار دو تن از شعرای منتسب به عصر جاهلیت یعنی «امرو القیس» و «امیه بن ابی الصلت» از جهت تاثیر بر اندیشه های پیامبرa و شکل گیری متن قرآن کریم است. اما بررسی های سندی و متنی این اشعار نشان می دهد که از جهت انتساب اشعار ادعایی به صاحبان آن و ضعف در ساختار و عدم تناسب با اوضاع اجتماعی و فرهنگی اعراب پیش از اسلام، چنین ادعایی بی اساس است.
    کلیدواژگان: قرآن، منبع و مصدر قرآن، سرقت ادبی، اشعار جاهلی، خاورشناسان
  • حامد شاهبیکی*، محمدعلی رضایی اصفهانی صفحات 103-116
    نسخ یکی از مسائل مهم و بحث برانگیز قرآنی است. نسخ در نظر متقدمان بیشتر در همان معنای لغوی «ازاله» به کار رفته لذا به مخصص و مقید و هر آنچه استثناء و تبصره ای بر کلیات و عمومات بوده ناسخ می گفتند. این در حالی است که متاخران، مفهوم نسخ را محدودتر دانسته و تمایز روشنی بین نسخ، عام، خاص، مطلق، مقید و استثناء قائل بودند. از آنجایی که اصطلاح نسخ یک تعریف ثابت در بین علما نداشته است، شاهد اختلاف نظر فراوانی در تعداد آیات ناسخ و منسوخ هستیم به گونه ای که متقدمین شمارگان زیادی را به عنوان آیات ناسخ و منسوخ گزارش کرده اند، اما در عصر حاضر با توجه به دقت در معنا اصطلاحی نسخ، تنها در صورتی که بین دو آیه اختلاف عمیقی باشد به گونه ای که جمع حکم دو آیه با هم ممکن نباشد، حکم به نسخ می شود به خاطر همین، آمار بسیار کمتری ارائه شده است و حتی شاهد انکار وجود آیه منسوخ در قرآن هستیم. اما مستشرقان بدون تفکیک در تعریف نسخ دیدگاه حداکثری در شمارگان آیات ناسخ و منسوخ دارند. از آنجایی که نسخ را نتیجه تعارضات در قرآن می دانند و وجود تعارض در قرآن یک عیب بر آن محسوب می شود، علاقه مندند که تعداد آیات ناسخ و منسوخ را بسیار زیاد نشان بدهند. مدخل نسخ دایره المعارف یکی از جاهایی که لازم است مورد بررسی و نقد قرار گیرد در این پژوهش کلیه مواردی را که در مدخل نسخ دائره المعارف اسلامی لایدن به عنوان مورد نسخ ادعا شده است بررسی کردیم و نتیجه گرفتیم که در هیچ کدام از موارد ذکر شده نسخ مصطلح صورت نگرفته است. و در قرآن آیه منسوخی به معنای مصطلح آن وجود ندارد و کلیه موارد ادعایی یا مصداق تقیید مطلق و یا تخصیص عام و یا نسخ تمهیدی و مشروط است.
    کلیدواژگان: قرآن، آیه، نسخ، ناسخ، منسوخ، مستشرقان، دائره المعارف اسلام
  • حسین علوی مهر، محمد بشیر مقدسی* صفحات 117-138
    نوشتار حاضر تلاشی است جهت بررسی دیدگاه مستشرقان راجع به جبر و اختیار در قرآن کریم، و این امر به اندازه دفاع از اسلام ضرورت و اهمیت دارد، زیرا مستشرقان در عرصه های مختلف موجب تخریب چهره اسلام شده اند، موضوع جبر و اختیار در اسلام از جمله عرصه هایی است که مستشرقان در تحلیل آن دچار اشتباه شده اند و در نتیجه دیدگاه های گوناگونی ارائه داده موجب تخریب چهره اسلام شدند. با توجه به تحقیقی که در این زمینه داشتیم، مستشرقان را با دو دیدگاه متفاوت یافتیم، برخی اسلام را دین اختیارگرایانه تلقی نمودند از قبیل: وکنت هنری و پرفسورکدارناث، و تعداد کثیری از مستشرقان مانند: توشیهیکو ایزوتسو، ولفسن، ریبیکا باینام، کلین دی امسیت، ویل دورانت، واشنگتن اورنگ وبرخی دیگر با استفاده از برخی آیات، اسلام را دین کاملا جبرگرایانه تلقی نموده اند. می توان عدم تتبع و علم کافی راجع به قرآن، انگیزه تضعیف قرآن، انحصار به کتب اشاعره، و غیره را منشاء این دیدگاه شمرد، اما با تتبع و تدبر در آیات قرآن کریم، خواننده در می یابد که قرآن انسان را در انجام افعال مختار معرفی نموده و دست انسان را در این زمینه باز گذاشته است و اراده خداوند و اراده انسان در طول هم هستند وهیچ تنافی بین اراده انسان وخدا وجود نداشته و کاملا قابل جمع هستند، (البته مراد از آزادی در اینجا آزادی مطلق نیست) و دیدگاه مستشرقان در این مورد کاملا باطل بوده است، و می توان گفت که انتساب جبرگرایی به اسلام از سوی مستشرقان نتیجه عدم تتبع لازم و کافی در آیات بوده است چون ارائه نظر در رابطه با هرموضوعی مستلزم بررسی همه جوانب آن موضوع می باشد که آنها فاقد آن بوده اند.
    کلیدواژگان: قرآن، مستشرقان، جبر، اختیار
  • سهیلا جلالی کندری*، زینب پورکاویان صفحات 139-156

    قرآن کریم، کتاب مسلمانان و معجزه پیامبر اکرم، محمد مصطفی است و از دیرباز توجه عالمان و پژوهشگران مسلمان و غیرمسلمان را جلب کرده است. دایره المعارف قرآن لیدن یکی از پژوهش هایی است که مستشرقان درباره این کتاب آسمانی انجام داده اند. پی بردن به رویکرد مستشرقان درباره اسلام و قرآن، زمینه پژوهش ها و تحقیقات جدید مسلمانان را فراهم می آورد، ضمن آنکه به شبهات مطرح هم پاسخ خواهد داد. مدخل هجرت از این دایره المعارف را محمد الفاروق نگاشته است و در آن، مفهوم هجرت را در آیات الهی بررسی نموده است. نوشتار حاضر، این مدخل را با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش تحلیلی- توصیفی ترجمه و تحلیل کرده است. نکات مثبت این مدخل آن که رویکرد نویسنده در این مدخل منصفانه است؛ بیان گویا و روان، صحت در ارجاع آیات، بررسی دقیق لغوی و ارجاع به سایر مدخل ها از محاسن این مدخل به شمار می آید؛ اما در عین حال این مدخل خالی از نقص نیست؛ از جمله موارد ضعف آن  عبارت است از: اشکال در ارجاع دهی به منابع، بیان اجمالی مطالب، عدم بیان اقوال مختلف، عدم بیان صحیح و دقیق مطالب، استناد به نظرات شاذ و عدم رجوع به منابع متعدد که سبب می شود برخی از مطالب از اتقان کافی برخوردار نباشد.

    کلیدواژگان: قرآن، مستشرقان، دایره المعارف قرآن لیدن، هجرت، محمد الفاروق
  • سید محمد موسوی مقدم*، سید منصوره مدرسی مصلی صفحات 157-175

    این پژوهش ترجمه و نقد مقاله «نکاح و طلاق» نوشته هارالد موتسکی است که در جلد سوم دائرهالمعارف قرآن لایدن، صفحات 276-281 به چاپ رسیده است. هارالد موتسکی، از خاورشناسان قرآن پژوهی است که به نظر می رسد در پژوهش های خود، حسن نیت داشته و بدون غرض ورزی به تحقیق می پردازد، اما گاهی به دلیل عدم شناخت کافی از دیدگاه ها و مبانی اسلامی، آراء او با تعالیم اسلام در تضاد است. بعضی از این موارد در مقاله نکاح و طلاق نیز دیده می شود. در این نوشتار سعی شده  مواردی که با مبانی اسلام یا خصوص شیعه در تضاد است، استخراج و تبیین شود.  مهم ترین نقدهایی که بر مقاله وارد است: واژه شناسی نکاح و افعال مربوط به این باب، رابطه ی زن و مرد در بهشت،  زنانی که نکاح با آنان حلال می باشد، حکم نکاح با یتیمان، حکم نکاح با شخص زناکار، حکم زنای یکی از زوجین، نکاح با کنیزان، حکم عقد موقت، انواع طلاق، میزان و احکام مربوط به عده طلاق و علت نبود حق طلاق برای زن.

    کلیدواژگان: نکاح، طلاق، مهریه، عده، دائرهالمعارف قرآن لیدن، موتسکی
  • mohammadali hemmati*، vafadar keshavarzi صفحات 177-194

    Gabriel Sauma wrote in 2006 the book (Quran, Misinterpretation, Misinterpretation, Misread reading, Aramaic Quranic language).In this book, he claims that the language of the Qur'an is Aramaic-Syriac and claims to try to prove the adoption of the Quran from Jewish-Christian sources. he investigates The Qur'anic surahs and mentions many words as witnesses and have analyzed them.The two words "Qavamoun" and "Fazl" in the« الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی‏ بعض… » is one of the words that he believed are from syriac aramaic language And should be translated and interpreted accordingly. He mentions evidence from the Bible, Hebrew and Syriac, that this is not an Arabic vocabulary and, is derived from the ruling culture in the region.. In this paper, while presenting Gabriel Sauma's view on the above verse, we will examine it in terms of the historical-comparative linguistics in three languages: Hebrew, Arabic, Syriac and Biblical..

    کلیدواژگان: Qavamoun، Fazzala، Aramaic، Syriac، Quran
  • احمد مسائلی* صفحات 195-220
    پروردگار مهربان به بشر منت نهاد و او را با گوهر دین آشنا نمود، گوهری که حیات بخش انسان است. خداوند متعال جهت اثبات حقانیت انبیا آنها را مجهز به اعجاز نمود، قرآن مجید سند حقانیت دین خاتم است، گوهر گران بهایی که همه انسان ها را در تمام قرون دعوت به تحدی نموده است. در دهه اول قرن بیست و یکم کتابی تحت عنوان (الفرقان الحق) بر روی سایت ها مشاهده شد که یک نوع تحدی عملی با قرآن محسوب می شود پژوهش حاضر در صدد بررسی اشکالات این کتاب است. اشکالات متعدد در محورهای متعدد؛ از آن جمله: میزان سرقت این کتاب از قرآن مجید؛ که حدود دو سوم آن را در بر می گیرد، روش تحقیق در این پژوهش کتابخانه ای با رویکرد توصیفی است.
    کلیدواژگان: قرآن، اعجاز، الفرقان الحق، تحدی عملی، انتحال
  • اسماعیل ابراهیمی*، محمدحسن زمانی صفحات 221-238

    این نوشتار ابتدا نرم افزار (Software) «قرآن و مستشرقان Quran&Orientalism» را به صورت خیلی مختصر به جامعه ای علمی، به ویژه رشته قرآن و مستشرقان معرفی می نماید، سپس امتیازات و کاستی های این نرم افزار را به کارشناسان موسسه تولید کننده، گزارش می نماید تا ان شاء الله در نسخه های بعدی بایسته ها تقویت و نواقص بر طرف شود. مهم ترین کاستی این نرم افزار بر خلاف ادعای موسسه تهیه کننده که از آن به عنوان جامع ترین نرم افزار در مورد «استشراق و قرآن» نام برده اند، یکی عدم جامعیت آن و دیگری قایل نشدن جایگاه برای قرآن است.

    کلیدواژگان: قرآن، مستشرقان، نرم افزار قرآن و مستشرقان
|
  • Hasan Rezaee Haftador *, Mahdi Hemmatian Pages 9-22

    It is the duty of every Muslim to defend the religion, and religious scholars are at the forefront of this endeavor. One of the things that Islam is constantly under threat by is the output of research on religion by of Orientalists. The article on Muḥammad (s) published in the Leiden Encyclopedia of the Qurʾān has a small section devoted to the names and titles of Prophet Muḥammad (s). This study intends to address the shortcomings and ambiguities of the article, authored by Uri Rubin, by examining the section on Muḥammad’s names and titles. In this paper, Rubin’s article is examined in two parts, with the author’s explanations evaluated after examining the statements of Muslim exegetes and historians. The conclusion shows that Uri Rubin has not followed the correct research methodology and therefore, his writing has some shortcomings. Some of the shortcomings of Rubin’s article are: the lack of attention to Shīʿī sources, the use of the word ‘probably’ where most commentators have no doubt, and claims that are based on divergent and anomalous beliefs.

    Keywords: orientalists, Uri Rubin, Prophet Muḥammad (s), Leiden Encyclopedia of the Qurʾān
  • Ehteram Rostami * Pages 23-40

    The need to analyze the views of Orientalists about the Prophet (s) is indispensable today, since Western exposure to Islam is through the eyes of their scholars and is reflected in art, politics and other social aspects. The enchantment of the Prophet is one of the subjects that, if accepted, may result in attacks on the very essence his prophethood. As such, the present study seeks to answer the central question concerning the alleged enchantment through a documentary study. Gabriel Mendel Khan is one of the pioneering scholars who has studied Islam for a long time. His most important views on this subject are: confirmation of the Prophet’s enchantment or physical illness as a result of magic, considering certain surahs of the Qurʾān to be talismans, the duality of introducing the Muʿawwidhatān (Surah al-Falaq and Surah al-Nās) as Makkī or Madanī, not paying attention to Shīʿī sources on the subject, ignoring the consequences of accepting that the Prophet (s) was enchanted by magic, and failure to incorporate other possible contexts of revelation of the particular verses and the explanations of the infallibles, all of which has led Mendel Khan to endorse the view of the Prophet’s enchantment. The Prophet (s) was chosen by God and had the ability required to fulfill his responsibility. Despite the Qurʾān’s emphasis on this, some exegeses quote traditions that state the Prophet (s) had been bewitched by a Jew. The opinions of exegetes on this matter differ. Some of them accept that he had been bewitched while others explain the verse through other means aside from bewitchment. However, they all believe that the Prophet was protected from magic in matters pertaining to his responsibility of teaching the people about Divine revelation and law. If Surah al-Falaq is Madanī, it is compatible with the narrations of his being enchanted by a Jew from Madīnah; on the other hand, some consider it Makkī. Surah al-Falaq and al-Nās are together known as Muʿawwidhatān, yet they have not been called talismans. The conclusion we derive is that Mendel Khan considers the enchantment of the Prophet to be the only valid interpretation whereas the occasions of revelation and exegeses of the verses of Surah al-Falaq raise doubts about this interpretation, even if bewitchment is [generally] something possible.

    Keywords: Enchantment of the Prophet (s), Gabriel Mandel Khan, exegeses
  • Jamal Farzandwahy *, Nezam Jamshidi Pages 41-62
    In the Encyclopedia Judaica, Bathja Bayer narrates the story of Prophet Yūsuf (Joseph) on the basis of the Jewish Bible. She explains why and how the brothers attempted to eliminate Yūsuf; the sale of Yūsuf to Pharaoh’s chief steward, Potiphar; how having the ability to interpret dreams, wisdom, and chastity led to his release from prison and elevation to power in Egypt, and Yūsuf’s position and status after his release from prison. Her article also highlights Yūsuf’s positive and negative ethical traits and describes how rabbis use the positive aspects of his life for ethical teachings. Finally, she recounts the story of Yūsuf in the Qurʾān. In this article, the story of Joseph in the Jewish Bible is critiqued based on the Qurʾānic verses, and its differences with the account of the Qurʾān is presented. Given that the Jewish Bible and the Qurʾān are from the same [divine] source, the overall story is similar in both books, but there are some differences in the details. The research method applied in this article is descriptive-analytical.
    Keywords: Joseph, Jacob, Children of Israil, E. J
  • Mohammad Reza Ghazaie *, Ahmad Sadi Pages 63-82
    Islam is a religion that has attracted the attention of many people because of the scope of its influence. Among them are Orientalists, who have carried out research in the field of Islam. One of them is the Jewish scholar Ignaz Goldziher, who has done a lot of research and written copiously in this field. In an article in the Jewish Encyclopedia and in some of his works, he has stated his rejection of the revelatory nature of Islam and has claimed that the Prophet of Islam followed and took his teachings from Judaism, and has provided some examples to prove his assertion. Among the teachings, he has discussed the ‘belief in God’, ‘fasting’, ‘Qiblah’, ‘slaughter of animals’ and ‘washing the dead’. In this article we have examined the validity of Goldziher’s claims about Islam and the borrowing of Islamic teachings from Judaism. By studying and comparing the teachings of Judaism and Islam, it becomes clear that his claim is without merit and that mere similarity in some teachings does not mean that borrowing or adaptation has taken place, as it is quite possible that the singular source of monotheistic religions could also be the reason for their similarity. The fundamental difference between the two religions in some of the commandments is further evidence of the falsity of Goldziher’s claims.
    Keywords: Adaptation of Islamic teachings, orientalists, Goldziher, God of Islam, Judaism, Islamic, Judaic law, fasting, Qiblah, Direction of prayer
  • Muhammad Javad Eskandarloo, Mojzhgan Khanbaba * Pages 83-102
    Western scholars of the Qurʾān have posited many origins and sources for the Holy Qurʾān, including pre-Islamic poetry. Among these, the most controversial are the poems of two pre-Islamic poets of the ‘age of ignorance’, Imruʾ al-Qays and Umayyah ibn Abī al-Ṣalt, which are claimed to have influenced the thoughts of the Prophet (s) and the formation of the text of the Holy Qurʾān. However, a study of the chains of transmission and the text of these poems show that such a claim is baseless because of the false attribution of the poems to their supposed authors, their weakness in structure, and their incompatibility with the social and cultural conditions of the pre-Islamic Arabs.
    Keywords: Qurʾān, source, origin of the Qurʾān, literary plagiarism, pre-Islamic poetry, orientalists
  • Hamed Shahbeiki *, Mohammad Ali Rezaee Isfahani Pages 103-116
    Abrogation is one of the important and controversial issues pertaining to the Qurʾān. In the eyes of erstwhile scholars, abrogation was used mostly in the literal sense of ‘displacement’ such that they would refer to any restriction, limitation or anything that would exclude something from the general rule as an ‘abrogator’ (nāsikh). However, later scholars considered the concept of abrogation to be far more limited in scope and made a clear distinction between abrogation and the general and specific, the absolute and limited, and exceptions. Since the term abrogation has not been consistently used by scholars, there is a great deal of disagreement on the number of abrogating and abrogated verses such that erstwhile scholars have reported large numbers of abrogating and abrogated verses, while in contemporary times, due to careful attention given to the terminological meaning of abrogation, it is applied only if there is a profound discrepancy between the two verses that is impossible to harmonize. For this reason, there are said to be much fewer abrogated verses and some have even denied the existence of a single abrogated verse in the Qurʾān. However, Orientalists have, without exception, defined abrogation in a manner that would lead to the maximum number of abrogating and abrogated verses. Since they consider abrogation to be the result of contradictions in the Qurʾān and the existence of contradictions in the Qurʾān is considered to be a flaw, they are keen to portray the number of abrogating and abrogated verses as many. The entry on ‘Abrogation’ in Leiden’s Encyclopedia of Islam is one of the instances that need to be critically reviewed. In this article, we have surveyed all the cases where the said article in the encyclopedia claims that abrogation took place and concluded that actual abrogation has not taken place in any of the mentioned cases. In the Qurʾān, there is no truly abrogated verse in the technical sense, and all cases mentioned are either instances of limitations on absolute rulings or specifics of general laws, or cases of prima-facie and conditional abrogation.
    Keywords: Qurʾān, verse, abrogation, abrogating, abrogated
  • Hussain Alavi Mehr, Mohammad Bashir Moghaddasi * Pages 117-138
    The present article is an attempt to examine the Orientalist view of predestination and free-will in the Holy Qurʾān and this is an important issue in defending Islam, as Orientalists have sought to destroy the image of Islam in various ways. The issue of predestination and free-will in Islam is one of the areas where Orientalists have erred in their analysis and as a result, they have come up with various views which have tarnished the image of Islam. According to our research, we found Orientalists have two different views on the subject. Some consider Islam to be a religion based on free-will, such as W. Henry and Prof. Kadarnath, while many other Orientalists, such as Toshihiko Izutsu, Wolfson, Rebecca Beinam, Klein Diamist, Will Durant, Washington Irving and others have portrayed Islam, using some verses of the Qurʾān, as a purely deterministic religion. Factors such as lack of knowledge about the Qurʾān, an impetus for undermining the Qurʾān, limiting reference to the works of the Ashʿarites, etc. can be considered as the provenance of this view. However, by reflection upon the verses of the Holy Qurʾān, the reader will find that the Qurʾān introduces human beings as free agents with choice in their actions, and it leaves the human hand untethered, portraying the will of God and the will of man alongside each other, such that there is no contradiction between the will of man and God, and they can both come together as one. (Of course freedom here does not refer to absolute freedom). The views of the second group of Orientalists in this regard are completely invalid. In fact, and it can be said that the attribution of determinism to Islam by the Orientalists is the result of an insufficient and incomplete study of the verses of the Qurʾān, since presenting an opinion on any subject requires examining all aspects of that subject, which they have not done.
    Keywords: orientalists, predestination, free-will, Qurʾān
  • Soheila Jalali, Kondori *, Zeinab Poorkavian Pages 139-156

    The Holy Qurʾān is the book of Muslims and the miracle of the Holy Prophet Muhammad (s), and has long attracted the attention of both Muslim and non-Muslim scholars and researchers. The Leiden Encyclopedia of the Qurʾān is one of the products of research done by Orientalists on this heavenly scripture. Considering the Orientalist approach to Islam and the Qurʾān provides new areas of research and study for Muslims, while also giving them the opportunity to respond to doubts and misgivings. The entry on ‘emigration’ (hijra) in this encyclopedia has been written by Mohammed al-Faruque, and in it he explores the concept of emigration in divine verses. The present paper has translated and analyzed this entry using library-based sources with a descriptive-analytic approach. The positive points and merits of this entry are: the author’s approach is fair, expressive and fluent, correct references to the verses, careful scrutiny of lexical meanings, and referring to other related entries. However, at the same time, it is not without flaws. Some of its weaknesses include: mistakes in referral to sources, lack of adequate explanation, not relating the differing opinions, lack of precision in expression, citation of anomalous opinions and lack of reference to multiple sources. The result of this is that part of its contents are not sufficiently convincing.

    Keywords: Qurʾān, orientalists, Leiden’s Encyclopedia of the Qurʾān, Hijra, Muhammad al-Faruque
  • محمد علی همتی*, وفادار کشاورزی Pages 177-194

    گابریل ساوما در سال 2006م کتاب (قرآن، تفسیر اشتباه، ترجمه اشتباه و خوانش اشتباه، زبان آرامی قرآن) را نوشت. وی در این کتاب ادعا می کند که زبان قرآن، آرامی سریانی است و در صدد اثبات اقتباس قرآن از منابع یهودی مسیحی است. او با بررسی سوره های قرآن، واژگان فراوانی را به عنوان شاهد ذکر نموده و به تحلیل آنها پرداخته است. دو واژه «قوامون» و «فضل» در آیه شریفه: «الرجال قوامون علی‏ النساء بما فضل الله بعضهم علی‏ بعض...» (نساء/ 34) از جمله واژگانی است که وی معتقد است از اصل آرامی سریانی بوده و باید بر این اساس ترجمه و تفسیر شود. او شواهدی از عهدین، زبان عبری و سریانی ذکر می کند که این واژگان عربی نبوده و به ادعای وی، از فرهنگ حاکم بر منطقه اخذ شده است. در این پژوهش ضمن ارایه دیدگاه گابریل ساوما درباره این آیه به بررسی و نقد آن از جنبه زبان شناسی تاریخی تطبیقی در سه زبان عبری، عربی و سریانی و عهدین می پردازیم. وجود این واژگان قرآنی در اشعار جاهلی و ساخت های گوناگون این دو ریشه در زبان عربی نشان می دهد که این دو واژه در زبان عربی سیر تطور و تکامل ساختاری و معنایی خود را داشته و نمی توان بر اساس زبانی دیگر آنها را ترجمه و تفسیر نمود و شباهت های ساختاری و معنایی واژگان در این سه زبان به این دلیل است که این زبان ها اصل واحد سامی دارند. عبارت «قوامون علی النساء» و «فضل» نیز که توسط ساوما به صورت ذوقی و احساسی به ترتیب ترجمه به «به پا خاستن برای زنان و دفاع از ایشان» و «از دو جنس متفاوت بودن» شده، بر این اساس، ترجمه ای اشتباه بوده و آنچه محققان مسلمان در ترجمه و تفسیر آن آورده اند، صحیح می باشد.

    Keywords: قرآن, عهدین, آیه قوامون, گابریل ساوما, آرامی, سریانی
  • Ahmad Masaeli * Pages 195-220
    The Merciful Lord blessed humanity and acquainted them with religion, the essence of which is the lifeblood of man. The Almighty equipped Prophets with miracles in order to prove the truth of their mission. The Holy Qurʾān is the proof of the legitimacy of the religion of the Seal of Prophets, a precious gem that has challenged all mankind throughout the ages to produce its like. In the first decade of the 21st century, a book titled ‘al-Furqān al-Ḥaq’ appeared on certain websites, and it was considered a kind of practical challenge to the Qurʾān. The current paper is a study of the problems with this book. There are numerous problems in it, including the amount of plagiarism from the Holy Qurʾān which covers about two-thirds of it. The research method employed in this article is mostly descriptive, based on library studuing.
    Keywords: miracle, al-Furqān al-Ḥaq, practical challenge, plagiarism
  • Esmaeel Ebrahimi *, Muhammad Hasan Zamani Pages 221-238

    The author has attempted, in this paper, to briefly introduce the Qurʾān and Orientalists software to the scholarly community, especially those specializing in the discipline of Qurʾān and the Orientalism. He then gives the experts who were responsible for creating the software a report on the positive aspects and drawbacks of this software, so that they can improve future versions, include the necessary features and do away with its defects, God-willing. The most significant shortcomings of this software, contrary to what the institute that created it claims i.e. that it is the most comprehensive software on the subject of Orientalism and the Qurʾān, are firstly its incompleteness and secondly its lack of required deference for the Qurʾān.

    Keywords: Qurʾān, Orientalists, Orientalism, the Qurʾān, Islamicists, Orientalists software