فهرست مطالب

راهبردهای شناختی در یادگیری - پیاپی 12 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 12 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سعید مهقانی جمال الدین، حسین جناآبادی* صفحات 1-15
    هدف
    هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری شهر بیرجند بود.
    روش
    پژوهش به شیوه آزمایشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری، شامل تمامی دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری در پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی سال 98-1397 شهر بیرجند بودند؛ که از میان آن ها 28 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه یک ساعته آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی را دریافت کردند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش، مقیاس راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (MSLQ) که توسط پینتریچ و دی گروت ساخته شده است و پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس بود.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی و خودتنظیمی این دانش آموزان تاثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: می توان از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی برای افزایش خودتنظیمی و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری بهره برد.
    کلیدواژگان: اختلال یادگیری، راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، انگیزه پیشرفت تحصیلی
  • حسین سوری*، پروین کدیور، هادی کرامتی، حمیدرضا حسن آبادی صفحات 17-32
    هدف
    عدم درگیری اخلاقی به فرآیندی اطلاق می شود که با تغییر در درک و فهم اخلاقی خود اعمال غیراخلاقی را توجیه می کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی پایایی، روایی و تعیین ساختار عاملی مقیاس عدم درگیری اخلاقی در جمعیت ایرانی بود.
    روش
    پژوهش حاصر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم استان لرستان در سال تحصیلی 1398-1397 بود. نمونه آماری 617 دانش آموز (324 پسر و 293 دختر) که به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه پاسخ دادند. داده های پژوهش حاضر از طریق مقیاس عدم درگیری اخلاقی (بندورا و همکاران، 1996) گردآوری شد.
    یافته ها
    داده های پژوهش از طریق نرم افزارهای SPSS 21 و LISREL 8.8 و آزمون همسانی درونی (آلفای کرونباخ)، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی پژوهش حاضر نشان داد که داده های این پژوهش با یک عامل برازش مطلوبی نشان می دهند.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده حاکی از این است که مقیاس عدم درگیری اخلاقی از روایی و پایایی مناسبی جهت استفاده در جمعیت ایرانی برخوردار است.
    کلیدواژگان: عدم درگیری اخلاقی، ساختار عاملی، پایایی، روایی
  • ساناز عینی*، محمد نریمانی، سجاد بشرپور صفحات 33-45
    هدف

    یادگیری خود راهبر و سرزندگی تحصیلی از عوامل تاثیر گذار بر یادگیری هستند و می توانند به وسیله شیوه های گوناگون پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهند. ازاین رو هدف پژوهش حاضر پیش بینی پیشرفت تحصیلی براساس سرزندگی تحصیلی و یادگیری خود راهبر دانش آموزان دختر بود.

    روش

    این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر سال سوم دبیرستان شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 95-94 تشکیل دادند. تعداد 150 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (دهقانی و حسین چاری، 2014) و مقیاس سنجش خود راهبری در یادگیری دانش آموزان (فیشر و همکاران، 2001) پاسخ دادند. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیز براساس معدل کل (از شروع دبیرستان تا پایان نیم سال اول سال تحصیلی 95-94) مشخص شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بعد خود مدیریتی یادگیری خود راهبر و سرزندگی تحصیلی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند (p<0/001) و ابعاد رغبت به یادگیری و خودکنترلی یادگیری خودراهبر قادر به پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نمی باشند.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج پژوهش، یادگیری خودراهبر به ویژه بعد خودمدیریتی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد.

    کلیدواژگان: یادگیری خود راهبر، سرزندگی تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، دانش آموز
  • سید عبدالوهاب سماوی*، سمانه نجارپوریان صفحات 47-68
    هدف

    هدف از مطالعه ی حاضر بررسی رابطه علی انگیزش تحصیلی، درگیری تحصیلی و خودنظم جویی با عملکرد تحصیلی از طریق یادگیری خودهدایتی بوده است. به این منظور در مدل پیشنهادی، انگیزش تحصیلی، درگیری تحصیلی و خودنظم جویی تحصیلی به عنوان پیش بین های عملکرد تحصیلی و یادگیری خود هدایتی به عنوان متغیر میانجی موردسنجش قرار گرفته است.

    روش

    جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهر بندرعباس بود که به روش نمونه گیری تصادفی 390 نفر (195 دختر و 195 پسر) به عنوان نمونه از بین آن ها انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از چهار پرسشنامه ی یادگیری خود-هدایتی سو و همکاران (2015)، درگیری تحصیلی ریو و تیسنگ (2011)، خودنظم جویی تحصیلی پنتریچ و دیگروت (1990) و انگیزش تحصیلی هارتر (1980) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که تمامی ضرایب مسیر بین متغیرها، از لحاظ آماری معنی دار بودند. در این مدل، رابطه انگیزش تحصیلی، درگیری تحصیلی و خودنظم جویی تحصیلی با عملکرد تحصیلی مثبت و معنی دار بود. همچنین رابطه یادگیری خود-هدایتی با عملکرد تحصیلی مثبت و معنی دار بود. روابط غیرمستقیم با استفاده از روش بوت استراپ بررسی شدند که نتایج نشان داد همه فرضیه های غیرمستقیم مورد تایید قرار گرفتند.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش به طور کلی از نقش متغیرهای انگیزشی در عملکرد تحصیلی حمایت کرده است و یادگیری خود هدایتی را به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه ی این متغیرها با عملکرد تحصیلی مورد توجه و تاکید قرار داده است. بر این اساس توصیه می گردد مشاوران مدارس و معلمان در فرایند آموزش، یادگیری خودهدایتی را مورد توجه قرار دهند.

    کلیدواژگان: یادگیری خودهدایتی، درگیری تحصیلی، خودنظم جویی تحصیلی، انگیزش تحصیلی، عملکرد تحصیلی
  • حبیبه درستی، حیدرعلی زارعی* صفحات 69-85
    هدف
    این پژوهش به منظور تعیین رابطه خودتنظیمی و عزت نفس با تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری انجام شد.
    روش
    روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی - همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر متوسطه نظری (دوره دوم) شهر خوی، به تعداد 1933 نفر (مشغول به تحصیل در 13 مدرسه) تشکیل می دادند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان به طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ایبه تعداد 322 نفر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خودتنظیمی پینتریچ و دیگروت (1990) عزت نفس آیزنک (1987) و تعلل ورزی سولومون و راث بلوم (1984) که از روایی و پایایی معتبری برخوردار بودند، استفاده شد. بااین وجود جهت حصول اطمینان مجددا روایی صوری آن توسط اساتید متخصص تایید و پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 824/0، 895/0 و 874/0 به دست آمد.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان دختر با خودتنظیمی (266/0-) و عزت نفس (408/0-) آنان رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (01/0>P). همچنین رابطه منفی معنی داری بین تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان با راهبرد شناختی (01/0>P، 321/0-=r) و راهبرد فراشناختی (05/0>P، 117/0-=r) مشاهده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای خودتنظیمی (23/0-=β) و عزت نفس (38/0-=β) به طور معنی داری تعلل ورزی دانش آموزان را پیش بینی می کنند (01/0>P).
    نتیجه گیری
    آموزش راهبردهای خودتنظیمی و افزایش عزت نفس در دانش آموزان دختر می تواند نقش موثری در کاهش تعلل ورزی آنان داشته باشد.
    کلیدواژگان: خودتنظیمی، تعلل ورزی، عزت نفس، دانش آموزان دختر
  • نگین برات دستجردی*، سید هدایت الله داورپناه صفحات 87-108
    هدف

    هدف پژوهش حاضر سنجش روابط بین قابلیت های سیستم مدیریت یادگیری (LMS) با تقویت باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیم دانشجویان مجازی دانشگاه اصفهان بود.

    روش

    روش پژوهش، توصیفی - همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانشجویان مجازی دانشگاه اصفهان در سال 97-1396 به تعداد 311 نفر تشکیل می دادند. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 155 بود. روش نمونه گیری، تصادفی ساده بود. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده گردید: پرسشنامه محقق ساخته قابلیت های سیستم مدیریت یادگیری و پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیم و باورهای انگیزشی (MSLQ) پینتریج و دی گروت (1990). روایی پرسشنامه ها تائید شد و پایایی آن ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 97/0 و 91/0 به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS23 و Lisrel صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که قابلیت های سیستم مدیریت یادگیری با باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیم (راهبردهای شناختی و فراشناختی) رابطه مثبت و معناداری دارد (05/0≥P). نتیجه گیری: همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد که قابلیت های سیستم مدیریت یادگیری با ضرایب مسیر 79/0، 58/0 و 55/0 به ترتیب 62، 34 و 30 درصد از واریانس راهبردهای شناختی، فراشناختی و باورهای انگیزشی را تبیین می نماید (96/1t≥؛ 05/0P≤).

    کلیدواژگان: معادلات ساختاری، قابلیت های سیستم مدیریت یادگیری، باورهای انگیزشی، راهبردهای شناختی، راهبردهای فراشناختی، دانشگاه اصفهان
  • اسماعیل سلیمانی*، مهران علی پور، هیوا محمودی صفحات 109-125
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه‏ حافظه بازشناسی و تجسم فضایی براساس ماز ذهنی پترسون در دانشجویان با سرعت پردازش اطلاعات بالا و پایین صورت گرفت.
    روش
    روش پژوهش حاضر علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان پسر دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 95-1394 بودند. 140 دانشجو به عنوان نمونه براساس نمرات انتهایی توزیع Z (25/1±Z) در پرسشنامه استروپ با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند و به آزمون های حافظه بازشناسی وکسلر و ماز ذهنی پترسون پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون های باکس، لون و کلموگروف- اسمیرونف بررسی شده و با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته های حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد در مقایسه با گروه دارای سرعت پردازش اطلاعات پایین، میانگین حافظه بازشناسی گروه دارای سرعت پردازش بالا، بیشتر و خطای ماز ذهنی پترسون آنان کمتر هست و بر عکس، میانگین حافظه بازشناسی گروه دارای سرعت پردازش پایین کمتر و خطای ماز ذهنی پترسون آنان بیشتر است.
    نتیجه گیری
    حافظه بازشناسی و تجسم فضایی گروه نمونه از سرعت پردازش متاثر بوده و دانشجویان دارای سرعت پردازش اطلاعات بالا از توانمندی بالاتری در این زمینه برخوردارند.
    کلیدواژگان: پردازش اطلاعات، حافظه بازشناسی، تجسم فضایی، ماز ذهنی پترسون
  • سیاوش شیخعلی زاده*، منصور بیرامی، تورج هاشمی، شهرام واحدی صفحات 127-148
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش فنون ذهن آگاهی بر سرزندگی تحصیلی دانشجویان با نقش تعدیلی اهداف پیشرفت اجتماعی بود.

    روش

    در این پژوهش که به صورت آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت، 120 نفر از افرادی که متمایل به شرکت در پژوهش بودند، از دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انتخاب و براساس نمرات پرسشنامه اهداف پیشرفت اجتماعی در گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش طی 16 جلسه ی 60 دقیقه ای و طی 2 ماه مورد آموزش فنون ذهن آگاهی قرار گرفتند، درحالی که آزمودنی های گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. همه آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آموزش با استفاده از پرسشنامه سرزندگی تحصیلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس دوراهه تک متغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که فنون ذهن آگاهی منجر به بهبود معنی دار گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در سرزندگی تحصیلی به تفکیک اهداف پیشرفت اجتماعی شد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد بین میانگین سرزندگی تحصیلی دو گروه آزمایش و کنترل در زیرگروه های اهداف پیشرفت اجتماعی تفاوت معنی داری ازنظر آماری وجود دارد و اهداف پیشرفت اجتماعی توانستند اثر آموزش فنون ذهن آگاهی را بر سرزندگی تحصیلی دانشجویان تعدیل کنند.

    نتیجه گیری

    با به کارگیری فنون ذهن آگاهی و همچنین توجه به نقش تعدیلی اهداف پیشرفت می توان سرزندگی تحصیلی را افزایش داد.

    کلیدواژگان: آموزش فنون ذهن آگاهی، سرزندگی تحصیلی، اهداف پیشرفت اجتماعی
  • حسنعلی ویسکرمی، زهرا خلیلی گشنیگانی*، کبری عالی پور، زینب علوی صفحات 149-168
    هدف

    هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی اشتیاق تحصیلی در رابطه بین جو روانی اجتماعی کلاس درس و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 95-1394 بود.

    روش

    روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 95-1394 به تعداد 8700 نفر در شهر خرم آباد بود که تعداد 385 نفر از آنان به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی و بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها شامل پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران (2002)، جو روانی اجتماعی کلاس درس فرایزر و همکاران (1995) و بهزیستی تحصیلی تومینن سوینی و همکاران (2012) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آلفای کرونباخ، مدل معادلات ساختاری، تحلیل عامل تاییدی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار Amos مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. ارزیابی مدل پژوهش با استفاده از شاخص های برازش مدل معادلات ساختاری صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که جو روانی اجتماعی کلاس درس تاثیر مثبت و معناداری بر اشتیاق تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دارد، همچنین اشتیاق تحصیلی نیز تاثیر مثبت و معناداری بر بهزیستی تحصیلی دارد، اما اشتیاق تحصیلی بین جو روانی- اجتماعی کلاس درس و بهزیستی تحصیلی میانجی گری نمی کند و فرضیه مربوطه تایید نگردید (05/0<P، 9/0<GFI، 9/0RMSEA).

    نتیجه گیری

    بنابراین جو روانی- اجتماعی کلاس نقش مهمی در پیش بینی اشتیاق تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دارد و اشتیاق تحصیلی نمی تواند نقش میانجی را بین جو روانی- اجتماعی کلاس درس را ایفا کند.

    کلیدواژگان: اشتیاق تحصیلی، بهزیستی تحصیلی، جو روانی- اجتماعی کلاس
  • عاصفه احمدی کمرپشتی*، صغری ابراهیمی قوام آبادی، حمید علیزاده، علی دلاور، نورعلی فرخی صفحات 169-187
    هدف

    هدف این پژوهش بررسی رابطه میان مولفه های کارکردهای اجرایی شامل تبدیل، بازداری، به روزرسانی، حلقه واجی، مجری مرکزی، صفحه دیداری- فضایی و عملکرد ریاضیات در دانش آموزان بود.

    روش

    روش این پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری، دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی در پایان سال تحصیلی 94- 1393در شهر تهران بود. از میان آنان 367 نفر به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب شدند. به منظور بررسی همبستگی میان مولفه ها از آزمون های استروپ، ویسکانسین، ان بک، فراخنای اعداد مستقیم، فراخنای اعداد وارونه، بلوک کرسی و آزمون محقق ساخته ریاضیات استفاده شده است.

    یافته ها

    داده ها به وسیله ی آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام تحلیل شده اند. نتایج همبستگی نشان داده است که همه مولفه های کارکردهای اجرایی ارتباط معناداری با مولفه عملکرد ریاضیات داشته اند. مولفه بازداری، تبدیل و به روزرسانی رابطه معنادار منفی و مولفه های حلقه واجی، مجری مرکزی و صفحه دیداری- فضایی رابطه معنادار مثبت با ریاضیات داشته اند. اگرچه نتایج رگرسیون نشان می دهد که هر یک از این مولفه ها سهم متفاوتی در پیش بینی عملکرد ریاضیات داشته اند. مولفه بازداری قوی ترین و مولفه صفحه دیداری- فضایی ضعیف ترین مولفه پیش بینی کننده سطح عملکرد ریاضیات بوده است. پس از بازداری مولفه های به روزرسانی، تبدیل، حلقه واجی و مجری مرکزی به ترتیب در درجه اهمیت بعدی قرار می گیرند.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق تایید می کند که کارکردهای اجرایی مغز در پیش بینی عملکرد ریاضیات کودکان مهم است.

    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، حافظه کاری، عملکرد ریاضیات
  • مسیب یارمحمدی*، آرزو محمدی، رسول کردنوقابی صفحات 189-211
    هدف

    نقشه مفهومی یکی از راهبردهای آموزشی است که به شیوه گروهی و انفرادی برای ایجاد انگیزش و یادگیری معنادار استفاده می شود، بنابراین هدف این پژوهش مقایسه تاثیر آموزش به شیوه نقشه مفهومی فردی و گروهی برانگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود.

    روش

    در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش (1- نقشه مفهومی گروهی 2- نقشه مفهومی فردی) و یک گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان شهر همدان در سال 1392 بود، نمونه آماری 60 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند، سپس به طور تصادفی در گروه های آزمایش (20 نفر نقشه مفهومی گروهی 20 نفر نقشه مفهومی فردی) و 20 نفر گروه کنترل قرار گرفتند. گروه اول تحت آموزش با نقشه مفهومی گروهی، گروه دوم تحت آموزش با نقشه مفهومی فردی و گروه سوم گروه کنترل تحت آموزش با روش سنتی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انگیزش تحصیلی مک اینرنی و آزمون پیشرفت تحصیلی مطالعات اجتماعی اول دبیرستان به دست آمد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس یک متغیره استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که آموزش با شیوه نقشه مفهومی گروهی و نقشه مفهومی فردی در گروه آزمایش به طور معنی داری باعث افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شده است (001/0p<). همچنین آموزش با شیوه نقشه مفهومی گروهی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی از آموزش با شیوه نقشه مفهومی فردی اثربخش تر بود (001/0p<).

    نتیجه گیری

    کاربرد نتایج این پژوهش برای دست اندرکاران آموزش این است که به منظور افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، باید به نقش عوامل انگیزشی نقشه مفهومی توجه نمایند.

    کلیدواژگان: نقشه مفهومی، نقشه مفهومی فردی، نقشه مفهومی گروهی، انگیزش تحصیلی، پیشرفت تحصیلی
  • علی عسگری*، سحر کیانی، محمدحسین سالاری فر صفحات 213-236
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه باورها و حالت های فراشناختی با حافظه کاری دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر بیرجند انجام گرفت.

    روش

    این پژوهش از نظر روش گردآوری داده‏ها جزء پژوهش‏های توصیفی و از نوع همبستگی است و براساس ماهیت، جزء پژوهش‏های بنیادی محسوب می‏شود. جامعه ی این پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه دوره دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 95-94 است. با توجه به این که حجم کل جامعه موردنظر 2000 نفر است با استفاده از فرمول کوکران تعداد 300 نفر دانش آموز دختر (53 درصد) و پسر (47 درصد) انتخاب شدند. از شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبتی بر حسب جنسیت استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های حالت های فراشناخت اونیل و جمال عابدی؛ پرسشنامه باورهای فراشناخت ولز و کاترایت و حافظه کاری دن  می شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد دانش آموزان با نمره ی بالاتر در باورهای فراشناخت، نمره بالاتری در حافظه کاری کسب می کنند. دانش آموزان با نمره ی بالاتر در حالت های فراشناخت، نمره پایین تری در حافظه کاری کسب می کنند. دانش آموزان با نمره ی بالاتر در "کنترل ناپذیری و خطرپذیری" و "کفایت شناختی"، نمره بالاتری در حافظه کاری کسب می کنند. هیچ یک از مولفه های حالت های فراشناخت قادر به پیش بینی حافظه کاری نیستند.

    نتیجه گیری

    به طورکلی می توان نتیجه گرفت که حافظه کاری را از طرفی فراشناخت می توان توسعه داد و عملکرد تحصیلی را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: باورهای های فراشناخت، حالت های فراشناخت، حافظه کاری
|
  • Saeed Mahghani Jamalaldin, HOSEIN JENAABADI * Pages 1-15
    Objective
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of self-regulation learning strategies training on the academic achievement motivation of students with learning disabilities in Birjand.
    Methods
    The experimental design was a pre-test-post-test design with control group. The statistical population included all male students with learning disabilities in the 4th, 5th and 6th grade students of the city of Birjand in 1397-98 of them were randomly selected and divided into two groups. The experimental group received training on self-regulatory learning strategies for 8 sessions per hour.
    Results
    The instrument used in this study was the self-regulation learning strategies scale (MSLQ) developed by Pintrich and Diegrovert and the Hermann's Educational Achievement Motivation Questionnaire.
    Conclusion
    The results showed that self-regulating learning strategies have a positive effect on the academic achievement and self-regulation motivation of students with learning disabilities and can use these strategies to increase self-regulation and motivation of academic achievement for students with learning disabilities.
    Keywords: Moral disengagement, factor structure, Reliability, Validity
  • Hossein Souri *, Parvin Kadivar, Hadi Keramati, Hamidreza Hassanabadi Pages 17-32
    Objective
    Moral disengagement refers to a process that involves justifying one’s immoral actions by altering one’s moral perception of those actions. The purpose of this study was to investigate the reliability, validity and determination of the factor structure of moral disengagement scale in Iranian population.
    Methods
    Method of research is descriptive of correlation type. The statistical population of the second high school students was Lorestan province in the year 1398-1397. Sample size of 617 students (324 males and 293 females) who were selected by multi stage cluster sampling and responded to the questionnaire. The data of the present study were collected through a moral disengagement scale (Bandura et al., 1996).
    Results
    Data were analyzed using SPSS21 and LISREL 8.8 softwares and internal consistency test (Cronbach's alpha), exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis. The findings of exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis of the present study showed that the data of this research show a good fitting factor.
    Conclusion
    The results indicate that the moral disengagement scale has an appropriate validity and reliability for use in the Iranian population.
    Keywords: Moral disengagement, factor structure, Reliability, Validity
  • Sanaz Einy *, Mohammad Narimani, Sajjad Basharpoor Pages 33-45
    Objective

    Self-directed learning and academic buoyancy are factors influencing learning and can affect academic achievement students through a variety of ways. The purpose of present study was prediction academic achievement based on academic buoyancy and self-directed learning of female students.

    Method

    The research was correlational. The population of the study included all Junior high school girl students in ardabil city in 2015. 150 students were selected by Stage cluster sampling method and responded to Academic Buoyancy Questionnaire (Dehghani and Hosseinchari, 2014) and Self-directed learning questionnaire (Fisher et al, 2001). Students' academic achievement based on the total GPA (the start of school until the end of the first semester of academic year 2014-2015) were identified.

    Results

    The data were analyzed with Pearson correlation coefficient and simultaneous regression. Regression analysis showed that element of self-management of self-directed learning and academic buoyancy can predict academic achievement (p<0/001) and elements self-monitoring and motivation of self-directed learning are not able to predict students' academic achievement. 

    Conclusion

    According to the results, self-directed learning especially element of self-management and academic buoyancy of students are related to academic achievement.

    Keywords: Academic buoyancy, Self-Directed Learning, Academic achievement, Student
  • Seyed Abdolvahab Samavi *, Samaneh Najjarpourian Pages 47-68
    Objective

    The purpose of this study was to investigate the causal relationship between academic motivation, academic engagement and self-regulation with academic performance mediated by self-directed learning. To this end, in the proposed model, academic motivation, academic engagement and academic self-regulation as a predictor of academic performance and self-directed learning as a mediating variable have been evaluated.

    Methodology

    The statistical population consisted of all high school students of Bandar Abbas, The study sample were 390 people (195 girls and 195 boys) that selected randomly. In this study, self-regulation learning, self-directed learning, academic engagement and internal motivation questionnaires were used to collect data. The proposed model was evaluated using structural equations modeling.

    Findings

    The results showed that all path coefficients between variables were statistically significant. In this model, the relationship between academic motivation, academic engagement and academic self-regulation with academic performance was positive and significant. Also, the relationship between self-directed learning and academic performance was positive and significant. Indirect relationships were investigated using bootstrap method, which showed that all indirect assumptions were confirmed.

    Conclusion

    The findings of the research generally supported the role of motivational variables in academic performance and considered and emphasized self-directed learning as a mediator variable in the relationship between these variables and academic performance. Accordingly, it is recommended that school counselors and teachers consider the self-directed learning in the instruction process.

    Keywords: Self-Directed Learning, Academic Engagement, Academic Self-Regulation, Internal Motivation, Academic Performance
  • Habibe Dorosti, Heidar Ali Zarei * Pages 69-85
    Objective
    This study aimed to investigate the relationship between self-regulation and self-esteem and academic procrastination among female second grade high school students.
    Methodology
    This was applied descriptive-correlation study. The population consisted of all female high school students in Khoy city (N= 1933). Using Morgan table and cluster random sampling method, 322 students were selected as sample. The Pentrich and DeGroot’s Self-regulation Questionnaire (1990), Eysenck's Self-esteem Questionnaire (1987), and Solomon and Roth Blum’s Procrastination questionnaire (1984) were used as research tools. The face validity of these questionnaires was confirmed by professors; the reliability of these questionnaires was determined by Cronbach's alpha coefficient to be 0.824, 0.895, and 0.874, respectively.
    Findings
    The analysis of data using Pearson correlation coefficient showed that there was a negative and significant correlation between academic procrastination and self-regulation (-0.266) and self-esteem (-0.408) of female students (P<0.01). Also, there was a significant and negative correlation between students' academic procrastination and cognitive strategy (r =- 0.321, P < 0. 01) and meta-cognitive strategy (r = -0.117, P<0.05). The results of regression analysis showed that the self-regulation (β = -0.23) and self-esteem (β = -0.38) predicted significantly the students’ academic procrastination (P <0.01).
    Conclusion
    The instruction of self-regulation strategies and increasing the self-esteem of female students may reduce their academic procrastination.
    Keywords: self-regulation, procrastination, self- esteem, female students
  • Negin Barat Dastjerdi *, Seyed Hedayatollah Davarpanah Pages 87-108
    Objective

    The purpose of this research was studying the Assessment of relations between Abilities of the learning management system to Improvement Motivational Beliefs and Self-regulation learning strategies of Virtual Students in University of Isfahan.

    Method

    The method of the research was descriptive correlative and its analyzing method was structural equations modeling. Statistical population of the research consist in all Virtual Students in University of Isfahan, totaled 311 persons in year 2016-2017. The sample size was selected totaled 170 persons based on Krejcie and Morgan(1970) table .Since 15 questionnaires was not returned, Finally, 155 questionnaires were analyzed. Sampling method was proportional stratified random sampling. To collect information, researcher has used two questionnaire, one Researcher-made questionnaire, Abilities of the learning management system, and the other Self-Regulation Learning Strategies and Motivational Beliefs questionnaire (MSLQ) Pintrich and De Groot (1990). Validity of instruments were confirmed and the reliability of questionnaire were determined through cronbach alpha coefficients that resulted in 0.97 and 0.91 respectively. Collected data were analyzed using software SPSS 23 and Lisrel.

    Result

    The results of correlation coefficient test revealed that Abilities of the learning management system has a direct and significant relation to Motivational Beliefs and Self-regulation learning strategies (Cognitive and Metacognitive Strategies) (P≤0.05).

    conclusion

    the results of structural equations showed that the abilities of the learning management system with path coefficients of 0.79, 0.58 and 0.55, respectively explain 62, 34 and 30 percent of the variance of cognitive Strategies, metacognitive and motivational beliefs.

    Keywords: Structural Equations Modeling, Abilities of the Learning Management System, Self-Regulation Learning Strategies, Motivational Beliefs, University of Isfahan
  • Esmail Soleymani *, Mehran Alipour, Hiva Mahmodi Pages 109-125
    Objective
    The present study aimed to compare recognition memory and spatial visualisation based on Peterson mental maze in students with high and low information processing speed.
    Method
    The present study was a causal-comparative approach. The statistical population of the study included male students of Urmia University in the academic year 2015- 16 based on the final distribution of Z-scores (Z ± 25/1) in the Stroop questionnaire. 140 students were selected as samples using random cluster sampling and answered to Wechsler's recognition memory and Peterson's mental maze tests. Obtained data were studied by Box, levene and kolmogorow- smirnov's tests and analysed by using multivariate analysis of variance.
    Results
    The findings of multivariate analysis of variance (MANOVA) showed that the recognition memory mean of the high processing speed group was high compared to the low data processing speed group and their Peterson's mental maze errors were low and conversely. the recognition memory mean of the low processing speed group was low and their Peterson's mental maze errors were high.
    Conclusion
    recognition memory and spatial visualization of the sample group affected by processing speed and Students with high data processing speed enjoy a higher capability in this regard.
    Keywords: data processing, recognition memory, spatial visualization, Peterson mental maze
  • SIAVASH SHEIKHALIZADEH *, Mansour Bayrami, Touraj Hashemi, Shahram Vahedi Pages 127-148
    Objective

    The purpose of present research was to investigate the effectiveness of Mindfulness Techniques Training on Academic vitality by Moderating roles of Student Social Achievement Goals.

    Methods

    This is an experimental study with pre-test, post-test and control group. 120 people of the Azarbaijan Shahid Madani University who were interested in participating in the research were selected and based on the scores of Social achievement goals Scale, they were placed in the experimental and control group. The experimental group received training in Mindfulness Techniques in 16 sessions of 60 minutes and within 2 months, while the control group did not receive any training. All subjects of the experimental and control group before and after the training were evaluated by using Academic vitality Questionnaire. Data were analyzed using one-variable covariance analysis method.

    Results

    The findings indicated that mindfulness techniques led to a significant improvement in the experimental group compared with the control group in the Academic vitality with the breakdown of Social achievement goals. Also, the results of post hoc test showed that there is a significant difference between the mean of Academic vitality of the experimental and control group in the sub-group of Social achievement goals. Social achievement goals were able to modify the effect of teaching mindfulness techniques on Academic vitality of the students.  

    Conclusion

    According the results, Academic vitality can be increased by employing mindfulness techniques as well as by considering the moderating role of the social achievement goals.

    Keywords: Mindfulness Techniques Training, Academic vitality, Social achievement goals
  • Hassanali Veiskarami, Zahra Khalili *, Kobra Alipour, Zeynab Alavi Pages 149-168
    Objective

    The purpose of this study was to determine the mediating role of academic eagerness in the relationship between classroom psychosocial atmosphere and academic well-being among a high school’s first-grade students in Khorramabad, in the academic year 2015-2016.

    Method

    The research method was correlation and the type of structural equation model. The statistical population of the study consisted of all students of the first grade at the high school educating in the academic year of 2015-2016, 8700 students, in Khorramabad city. Among the students, 385 were selected as a research sample by stratified sampling method and based on the Cochran formula. The data collection tools included the questionnaires of the Academic Engagement of Schaufeli et al. (2002), Classroom Psychosocial Environment of Fraser et al. (1995), and Educational Well-being of Tuominen-Soini et al. (2012). For data analysis, Cronbach's alpha, structural equation model, confirmatory factor analyses were used. The data were analyzed using Amos software. The research model was evaluated using structural equation model fitting indexes.

    Results

    The results showed that the psychosocial environment of the classrooms has a positive and significant effect on academic engagement and well-being. Further, the academic eagerness has a positive and meaningful impact on educational well-being, but the academic engagement does not mediate between the classroom psychosocial environment and academic well-being. Therefore, the hypothesis was not confirmed:(P<0/05, GFI>0/9، NFI>0/9, RMSEA<0/08)

    Conclusion

    Therefore, the psychosocial environment of the classroom plays a vital role in predicting academic engagement and well-being, and academic engagement cannot play a mediator role in the classroom psychosocial atmosphere.

    Keywords: academic engagemen, classroom socio-mental climate, academic wellbeing
  • Asefe Ahmadi Kamarposhti *, Soqra Ebrahimi Qavam Abadi, Hamid Alizadeh, Ali Delavar, Noorali Farookhi Pages 169-187
    Objective

    The aim of this study was determination of the relation between executive functions components, comprising switching, inhibition, updating, phonological loop, central executive, visual-spatial sketch pad and mathematics performance in  the students.

    Method

    the research method was correlation. The Statistical society was 4038 girl students of fourth grade of elementary schools in Tehran. 367 students were chosen by multi-stage cluster sampling. In order to examine this relationship Stroop task, Wisconsin task, N-back task, Forward and Backward span tests, Corsi block, and mathematics test were utilized.

    Results

    Correlations tests and statistical regression analysis were employed to analyze obtained data. The correlation results indicate that all of executive functions are correlated with mathematics performance. That is, switching, inhibition, updating have a negative correlation on the mathematics, while phonological loop, central executive, visual-spatial sketch pad have a positive correlation. However, regression analyses suggest that functions contribute differently on mathematics performance. Inhibition was the strongest and visual-spatial sketch pad was the weakest predicting component in the mathematics performance. Updating, switching, phonological loop and central executive are the next important components.

    Conclusion

    The results support the concept that the executive function is an important predictor of children’s mathematics performance.

    Keywords: Executive function, working memory, mathematics performance
  • Mosayeb Yarmohammadi *, Arezo Mohamadi, Rasoul Noghabi Pages 189-211
    objective

    Concept mapping is one of the educational strategies that is used in an individual or group way for creating motivation and meaningful learning.so, the purpose of this study is to investigate the effectiveness of teaching based on individual –group concept mapping on the motivation and educational achievement of students.

    Method

    The quasi –experimental method was used, with two experimental group (1.group concept mapping 2.individual concept mapping) and a control group. The statistical population included all the first –year girl students of Hamadan high –school in the year 2013. A sample of 60 subjects were selected using multi –stage cluster method. Then, they were randomly put in two experimental groups (20 subjects using group concept mapping and 20 other using individual concept mapping) and one control group (20 subjects). The first group under went the teaching via group concept mapping method and the second group was taught using individual concept mapping method and finally the control group was educated via traditional method. The data was gathered using McInerney's school motivation questionnaires and educational achievement tests.

    Results

    for analysis the data the test of covariance analysis was used.The results of the covariance analysis showed that teaching via group concept mapping and individual concept mapping method meaningfully and significantly increased the educational motivation and achievement of students (p<0.001). And also, teaching via group concept mapping method was more effective than teaching via individual concept mapping and traditional method in educational motivation and achievement (p<0.001).

    Conclusion

    Application of the results of this research for educators is that in order to increase the motivation and academic achievement of students, the role of motivational factors of the conceptual map must be considered.

    Keywords: Concept mapping, group, individual concept mapping, educational motivation, educational achievement
  • Ali Asghari *, Sahar Kiyani, Mohammad Hosein Salarifar Pages 213-236

    The aim of this study was to investigate the role of metacognitive beliefs and states on working memory of high school students in Birjand. This research method was descriptive and correlational and is a fundamental research. The study population was including all of high school students in Birjand in the academic year 2015-2016. Due to the fact that the whole population was 2,000, by using the Cochran formula, 300 male and female students were selected. according to gender, stratified sampling method has been used. Data collection tools included O'Neil & Abedi’s (1996) state metacognitive inventory; Wells & Cartweight-Hatton’s (2004) metacognitive beliefs questionnaire; and, Dan’s (2008) working memory. The mean of state metacognitive was above average; and the mean of beliefs metacognition and working memory of students was lower than average. Metacognitive beliefs and state metacognitive explained 22% of the variance of the of students’ working memory. Components of metacognitive beliefs explained 38% of the variance of the students' working memory. Beta coefficients of "uncontrollability and risk-taking" and "cognitive competence" was positive; so students who gain higher score on the "uncontrollability and risk-taking" and "cognitive competence", then will earn the higher score on working memory. Positive beliefs about worry, self-cognitive alertness and the need to control thoughts were not able to predict the working memory. State metacognitive components explained 3% of the variance of the of students’ working memory. None of the state metacognitive components, are not able to predict the working memory.

    Keywords: metacognitive beliefs, states of metacognition, working memory