فهرست مطالب

پژوهشنامه اقتصادی - پیاپی 72 (بهار 1398)
  • پیاپی 72 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ثریا رفیعی، کریم امامی*، فرهاد غفاری صفحات 1-36
    بانک ها به عنوان یکی از مهم ترین بخش های اقتصاد کلان می توانند نقش مهمی در تعادل عمومی اقتصاد و انتقال شوک های اقتصادی در جامعه ایفا کنند. آن ها علاوه بر اجرای سیاست های پولی دیکته شده از طرف بانک مرکزی، هدف افزایش سودآوری خود را به عنوان یک بنگاه اقتصادی با دقت دنبال می کنند. در این تحقیق با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی و در نظر گرفتن پنج بخش اقتصادی خانوار، کارآفرین، بانک واسط، توزیع کننده، دولت، ضمن بهره گیری از پارامترهای بلندمدت اقتصاد کلان، واکنش بانک ها در صورت بروز شوک های پولی، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از مدل نشانگر آن است که با بروز یک شوک مثبت روی نرخ سود به علت کاهش تقاضا برای وام و میزان پول وام داده شده، نرخ وام دهی و در نتیجه سود بانک ها کاهش می یابد و بر اثر شوک مثبت نفتی، حجم نقدینگی افزایش یافته که در این صورت، نرخ وام دهی کاهش و میزان سرمایه گذاری افزایش می یابد و در نهایت تمایل خانوار به پس انداز کاهش می یابد که برآیند کاهش نرخ وام دهی و کاهش سپرده گذاری، موجب کاهش سوددهی بانک ها می شود.
    کلیدواژگان: سیاست های پولی، بانکداری اسلامی، شوک پولی، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE)
  • سید پرویز جلیلی کامجو*، رامین خوچیانی صفحات 37-66
    مبتنی بر ساختار اقتصادی کشور، مخارج دفاعی و هزینه های امنیت به عنوان یک کالای عمومی، دارای تاثیرات مثبت یا منفی بر فعالیت های بخش خصوصی است. این پژوهش با استفاده از رویکرد همدوسی جزئی در دوره 1396-1338 به ارزیابی ارتباط بین مخارج دفاعی و هزینه های امنیت به عنوان دو بخش مهم از بودجه دولتی با تشکیل سرمایه ثابت خصوصی و درآمدهای نفتی با ثابت در نظر گرفتن اثر مالیات، پرداخته است. نتایج نشان داد که با ثابت نگه داشتن اثر درآمدهای مالیاتی در مقیاس زمانی چهار ساله و در بازه زمانی 1348 تا 1357 دو متغیر مخارج دفاعی و تشکیل سرمایه ثابت خصوصی نه تنها هم فاز نبوده، بلکه مخارج دفاعی یک متغیر پیشرو برای تشکیل سرمایه ثابت است که تایید اثر جانشینی جبری در اقتصاد ایران است. در مقابل در دوره 1376-1368 دو متغیر، هم فاز هستند و اثر جانشینی رخ نداده است. همچنین در کوتاه مدت و بلندمدت تشکیل سرمایه ثابت خصوصی، متغیر پیشرو است که نشان می دهد نیاز به تامین امنیت، افزایش هزینه های آن را توجیه می کند. در سال های 1348 تا 1357 و در مقیاس زمانی کوتاه مدت، دو متغیر مخارج دفاعی و درآمدهای نفتی در فاز مخالف یکدیگر قرار دارند. دو متغیر هزینه های امنیت و درآمدهای نفتی نیز در کوتاه مدت هم فاز بوده و پیکان های اختلاف فازی بیانگر علیت از درآمدهای نفتی به هزینه های امنیت طی سال های 1365 تا 1378 است. با توجه به ساختار اقتصاد ایران و اینکه ایران صادرکننده تجهیزات نظامی نیست، پیشنهاد می شود مخارج دفاعی به منظور کنترل اثر جانشینی جبری در حد بهینه تعیین شود و هزینه های امنیت نیز تا جایی که تاثیر مثبت بر تشکیل سرمایه ثابت خصوصی دارد، افزایش یابد.
    کلیدواژگان: مخارج دفاعی، امنیت، تشکیل سرمایه ثابت، اثر مالیات، اختلاف فازی
  • مرضیه بهمنی*، حسین راغفر، میرحسین موسوی صفحات 67-104
    نوسانات اقتصاد کلان و تحولات جمعیتی منجر به بروز مشکل در صندوق های بازنشستگی کشور و عدم پایداری منابع و مصارف آنها شده است. با توجه به سالمندی جمعیت و تاثیر تورم بر کاهش ارزش ذخایر صندوق های بازنشستگی، انجام اصلاحات پارامتری همچون کاهش نرخ جایگزینی الزامی است. هدف در این تحقیق بررسی آثار کاهش نرخ جایگزینی روی متغیرهای کلان اقتصادی است. مدل مورد استفاده در این تحقیق، مدل تعادل عمومی نسل های همپوش با تاکید بر بازار ناقص نیرویکار است. یافته های تحقیق حاکی از این است که سالمندی جمعیت منجر به کاهش نرخ بهره (4 درصد)، افزایش تقاضا برای نیروی-کار و افزایش دستمزدها (20 درصد) در بازار نیرویکار ناقص می شود. همچنین سالمندی جمعیت منجر به افزایش هزینه نظام بازنشستگی به میزان 7 درصد خواهد شد. با اجرای اصلاح پارامتری کاهش نرخ جایگزینی به میزان 2/0، هزینه نظام بازنشستگی به میزان 2 درصد کاهش می یابد. همچنین منجر به کاهش نرخ بهره به میزان 8/4 درصد می شود. بنابراین، انباشت سرمایه و پس انداز افراد در بلندمدت به علت کاهش نرخ جایگزینی افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: نظام بازنشستگی، اصلاحات پارامتری، بازار ناقص نیروی کار، مدل تعادل عمومی نسل های همپوش
  • طیبه چمن*، پریسا مهاجری، علی عرب مازار یزدی صفحات 105-139
    در این مقاله، الگویی برای شناسایی عوامل موثر بر فرار مالیاتی ایران با تاکید بر توسعه مالی طی دوره زمانی 1357 تا 1393 معرفی و برآورد شده است. جهت تخمین مدل از روش خود توضیح با وقفه های گسترده (ARDL) استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نخست رابطه بلندمدتی میان فرار مالیاتی با متغیرهای توضیحی (توسعه مالی، نرخ باسوادی، اندازه دولت و سهم ارزش افزوده بخش صنعت از GDP) وجود دارد. دوم توسعه مالی، تاثیر منفی و معنی داری (در کوتاه مدت و بلندمدت) بر فرار مالیاتی دارد؛ به این معنا که با افزایش توسعه مالی، فرار مالیاتی کاهش می یابد که با انتظارات نظری سازگار است. سوم نرخ باسوادی و سهم ارزش افزوده بخش صنعت از GDP و اندازه دولت اثر منفی و معنی داری بر فرار مالیاتی دارند و با افزایش هر یک، فرار مالیاتی کاهش می یابد. همچنین متغیرهای درآمد سرانه و پیچیدگی مالیاتی دارای تاثیر معناداری بر فرار مالیاتی نبودند.
    کلیدواژگان: فرار مالیاتی، توسعه مالی، پیچیدگی مالیاتی، اندازه دولت، سهم ارزش افزوده بخش صنعت از کل GDP، درآمد سرانه
  • علاءالدین ازوجی*، عباس عصاری، محمدرضا واعظ مهدوی، غلامرضا کشاورز حداد صفحات 141-183

    رابطه سرمایه انسانی و بهره وری نیروی کار همواره از نگاه کلان مورد توجه اقتصاددانان است. توجه به رابطه این دو از منظر خرد به ویژه ابعاد مختلف سرمایه انسانی (تحصیل، سلامت و تجربه) می تواند سنجش اثر واقعی تر سرمایه انسانی بر بهره وری نیروی کار را نشان دهد. هدف اصلی این مقاله، بررسی تاثیر ابعاد مختلف سرمایه انسانی بر ارتقای بهره وری نیروی کار براساس ویژگی های مختلف فردی در اقتصاد ایران است. با به کارگیری ریزداده های نتایج طرح آمارگیری هزینه-درآمد خانوارهای شهری (سال 1392) و با استفاده از تکنیک اقتصادسنجی رگرسیون چندک[1] (QR)، الگوی بهره وری نیروی کار برآورد شده است. برای این منظور، میزان دریافتی(درآمد) با منشا کار نیروی کار شاغل مزد و حقوق بگیر خصوصی به عنوان نماینده تقریبی بهره وری شاغلان برای برآورد الگو استفاده شده است. نتایج نشان می دهد در چندک های مختلف، هر سه مولفه سرمایه انسانی بر بهره وری شاغلان (حقوق بگیر شاغلان خصوصی)، اثر مثبت و معنی داری داشته است. در این میان، در چندک های مختلف ضرایب شاخص های سرمایه سلامت[2] در مقایسه با سرمایه های انسانی ناشی از آموزش و تجربه از نوسانات بیشتری برخوردار است  و در چندک های پایین تر ()، میزان واکنش بهره وری شاغلان به شاخص های سلامت بیش از چندک های بالاتر () بوده است و هر نوع تکانه از ناحیه سلامت ممکن است وضعیت بهره وری شاغلان به خصوص در گروه های درآمدی پایین تر را بیشتر تحت تاثیر قرار دهد. این موضوع، اهمیت و جایگاه سرمایه سلامت را در نظام های تامین اجتماعی، بیمه ای، سلامت و... با نگاه به ارتقای بهره وری افراد شاغل یادآور می شود.

    کلیدواژگان: سرمایه انسانی، بهره وری شاغلان، سرمایه سلامت، رگرسیون چندک (QR)، ایران
  • محمد بامنی مقدم، مصطفی پورعلی زاده جوبجار کلی*، هادی اسماعیل پور مقدم صفحات 185-204
    هدف از این مقاله، تعیین میزان بهینه قرارداد بیمه سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور ابتدا در قالب یک مساله مدیریت مالی، قرارداد مدیریت ریسکی برای سهام معرفی می شود که زیان حاصل از ریسک را حداقل کند و در ادامه با مدلبندی ریاضی، این نتیجه حاصل می شود که جهت رسیدن به یک مدیریت کارآمد برای ریسک سهام، تنها لازم است که قراردادهای چند لایه و یا به طور معادل اختیارهای خرید اروپایی به درستی قیمتگذاری شوند. از این رو، میزان بهینه قرارداد بیمه سهام با قیمتگذاری صحیح اختیارهای خرید اروپایی تعیین می شود. بررسی بیشتر این موضوع با داده های سهام منتخب بورس اوراق بهادار تهران و اجرای الگوریتم پیشنهادی  نشان میدهد میزان بهینه قرارداد بیمه سهام حاصل از این رویکرد، براساس درصدی از قیمت اولیه سهام است که تابعی از نوسان بازده سهام نیز است به طوری که با نوسان بیشتر سهام، میزان بهینه قرارداد بیمه سهام افزایش مییابد.
    کلیدواژگان: قرارداد بیمه، سهام، مدیریت ریسک
  • حبیب شهبازی*، حسین مرادی مخلص صفحات 205-236
    در ادبیات رشد و توسعه اقتصادی، سرمایه انسانی و توسعه آن همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. یکی از آموزش هایی که در ایجاد سرمایه انسانی بسیار مهم است، آموزش های عمومی (ابتدایی و متوسطه) است که سرمایه گذاری روی آن توسط بخش عمومی انجام می شود و با توجه به اینکه این آموزش اولیه، نقشی فراگیر دارند از آن به عنوان آموزش عمومی نیز یاد می شود. بنابراین، نقش و مساعدت آموزش های عمومی بر تولید ناخالص ملی و رشد اقتصادی، یکی از پرسش های اساسی برای اقتصاددانان عرصه آموزش است، چراکه همواره این پرسش ها وجود دارد که با توجه به محدویت های بودجه ای، میزان سرمایه گذاری بهینه در حوزه آموزش عمومی چقدر باید باشد؟ رشد حاصل از سرمایه گذاری و اختصاص بودجه به این بخش چه میزان است؟ آیا هزینه کرد در آموزش عمومی توانسته منجر به توسعه سرمایه انسانی شود؟ آیا شرایط آموزش، یعنی بازده آموزش و شرایط جامعه، یعنی ریسک پذیری افراد بر اثرگذاری آموزش عمومی بر توسعه انسانی اثرگذار است؟ این پرسش ها در این مقاله با محوریت اثر سناریوهای مختلف ریسک پذیری و مقیاس بازده آموزش در توسعه سرمایه انسانی و رشد اقتصادی پاسخ داده می شود. در این تحقیق با توسعه الگوی  تلس و آندراده  (2008، 354-364) به بررسی مساعدت مخارج عمومی دولت بر آموزش ابتدایی و متوسطه (وزارت آموزش و پرورش) بر رشد اقتصادی کشور در سناریوهای مختلف ریسک پذیری و مقیاس بازده آموزش برای سال 1395، پرداخته شده است. براساس نتایج، مساعدت آموزش عمومی بر رشد اقتصادی ملی به طور متوسط 141/1 واحد درصد به دست آمده است که در سناریوهای مختلف ریسک گریزی، مقادیر مختلفی دارد، اما با افزایش ضریب ریسک پذیری، مساعدت آموزش عمومی بر رشد اقتصادی ملی، بیشتر می شود. در حالات مختلف، همواره اثر آموزش عمومی بر رشد اقتصادی ملی مثبت بوده، اما در زمانی که بازده کاهشی سرمایه انسانی در تولید ملی وجود دارد در افراد ریسک پذیر، این مساعدت منفی است. مساعدت 141/1 واحد درصدی آموزش عمومی بر رشد اقتصادی بیانگر آن است که 7/13 درصد از رشد 8/3 درصدی رشد اقتصادی در سال 1395در نتیجه سرمایه گذاری در آموزش عمومی (ابتدایی و متوسطه) بوده است.
    کلیدواژگان: سرمایه گذاری، سرمایه انسانی، آموزش و پرورش، رشد اقتصادی، ریسک پذیری
  • احیاء عیوضی* صفحات 237-263

    در اقتصاد متعارف یکی از مسائلی که در آن صورت مساله ای به دلیل حل نشدن پاک و صورت  مساله ی جدیدی عنوان شده است، مساله توزیع است. ابتدا «توزیع تابعی درآمد» که مبتنی بر تعیین میزان سهم بری عوامل تولید (در سطح خرد) است مطرح بود، سپس به دلیل عدم دریافت پاسخ مناسب از اوایل قرن بیستم نظریات به سمت تبیین مفهوم جدید «توزیع مقداری درآمد» که مبتنی بر تقسیم درآمدبین خانوارو افراد (در سطح کلان) است، تغییر یافت. در واقع سوال مهمی که در توزیع تابعی درآمد به دنبال یافتن پاسخ صحیح آن هستیم سوال «صاحب ارزش اضافی یاهمان سود(مثبت و منفی) در تولید چه کسی است؟» است. شهید صدر به درستی اهمیت موضوع توزیع درآمد و ثروت را در پیشبرد جامعه اسلامی به سوی اهدافش یعنی عدالت درک کرده و در کتاب گرانقدر خود اقتصادنا، نظام «توزیع تابعی درآمد» همراه با پاسخ صحیح به آن والبته «توزیع مقداری درآمد» را مبتنی بر تعالیم دین اسلام استخراج کرده است.  در این نظام توزیعی تعاملات همگن نبوده و  مبنای سهم بری عوامل تولید، قرارداها و قواعد حاکم برآن است. قراردادهایی که مبتنی بر شرایط واقعی اقتصاد تنظیم شده اند. در این مقاله به روش کتابخانه ای وبه صورت تطبیقی به مقایسه مساله توزیع در اقتصاد متعارف و نظرات شهید صدر پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: توزیع تابعی درآمد، توزیع مقداری درآمد، شهید صدر، ارزش اضافی، عدالت
|
  • Sorayya Rafiee, Karim Emami *, Farhad Ghaffari Pages 1-36
    Banking system, as one of the most important parts of macroeconomy, plays a vital role in general economic equilibrium and transition of economic shocks in the society. Because of that, it is of sensitive role in national economy. In addition to implementing dictated monetary policies of central banks, they as any economic business, pursue the goal of increasing their profitability. In this study, we use Dynamic Stochastic General Equilibrium (DSGE) and take into account five economic sectors, namely households, entrepreneurs, mediator banks, distributors and government, to study the reaction of banks to emergence of monetary shocks. For this purpose, the authors seek to make use of long-term macroeconomic parameters. The results of our model show that, upon emergence of a positive shock on interest rate, due to the decrease of request for loan and the amount of lent money, the rate of loaning and as a result, the profit of banks is reduced, and in the case of a positive oil shock, the amount of market liquidity increases so the rate of loaning decreases and the scale of investment increases and finally, the households’ willingness to save is reduced. Therefore, the outcome of decrease of lending rate and decrease of deposits leads to a reduction in banks’ profitability.
    Keywords: Monetary Policies, Islamic Banking, Monetary Shock, DSGE
  • Seyyed Parviz Jalili Kamju *, Ramin Khochiani Pages 37-66
    Based on economic structure of a country, defense spending and security costs as a public good, can have a positive or negative impact on private sector activities. This research applies a partial coherence approach for the period 1959-2017 to evaluate the relationship between defense spending and security costs as two important parts of the state budget, with the formation of a fixed private capital and oil revenues with a constant tax effect. The results showed that by keeping the effect of tax revenues as fixed in four-year time scales, and in the period 1969-1978, defensive expenditures and the formation of fixed private capital were not co-phase and defense expenditure was a leading variable for the formation of fixed capital, which shows a confirmation of crowding-out effect in Iranian economy. In contrast, in period 1989-1997, these two variables are co-phase and no crowding-out effect has occurred. Also, in short- and long-term, the formation of private fixed capital is a leading variable that justifies the need for security and increasing its costs. During period 1969-1978, in the short-term, two variables of defense spending and oil revenues are in opposite phase. The two variables of security costs and oil revenues are in co-phase in the short run and the phasic difference arrows indicate the causality of oil revenues to security costs during the years 1986-1999. Based on the structure of Iranian economy and the fact that Iran does not export military equipment, it is suggested that defense spending be optimized in order to control the crowding-out effect and security costs to be increased to the point that they have a positive impact on the formation of private equity.
    Keywords: Defense Spending, Security, Fixed Capital Formation, Tax Effect, Phasic Difference
  • Marzieh Bahmani *, Hosein Raghfar, Mir Hossein Mousavi Pages 67-104
    Macroeconomic fluctuations and demographic changes have led to problems in Iranian retirement funds and lack of sustainability in their resources and expenditures. Because of ageing population and the effect of inflation on depreciation of pension funds’ reserves, it is imperative to carry out parametric reforms such as a reduction in the replacement rate. The purpose of this study is to examine the effects of reducing replacement rate on macroeconomic variables. The model used in this research is based on overlapping generations general equilibrium approach with an emphasis on imperfect labor market. Our findings show that ageing population leads to a reduction in interest rate (%4), a shortage of young workers and a rise in wages (%20) in labor market. In Addition, ageing of population will increase the cost of the pension system (%7). A parametric reform of reducing replacement rate (0.2) leads to reduction of pension system costs (%2). It also leads to a reduction in interest rates (%4.8). In long-run, reducing replacement rate leads to increase in capital accumulation and saving.
    Keywords: Pension Systems, Parametric Reforms, Imperfect Labor Market, Overlapping Generations General Equilibrium Model
  • Tayebe Chaman *, Parisa Mohajeri, Ali Arabmazar Yazdi Pages 105-139
    The purpose of this paper is to identify factors affecting tax evasion with emphasis on financial development. For this purpose, we estimate an ARDL model for the period 1978 to 2014. Our results show that, at first, there is a long-run relationship between tax evasion and explanatory variables (financial development, literacy rate, government size and industry value added (%GDP). Secondly, financial development has a significant negative effect (in short-run and long-run) on tax evasion. In other words, higher financial development leads to lower tax evasion. This finding is consistent with the theoretical expectation. Thirdly, literacy rate, government size and industry value added (%GDP) have a significant negative effect on tax evasion. That means tax evasion is decreases by increasing each of them. Also, the variables of GDP per capita and tax complexity did not have a significant effect on tax evasion.
    Keywords: Tax Evasion, Financial Development, Tax Complexity, Government Size, Industry Value Added, GDP per capita
  • Alaeddin Ezoji *, Abbas Assari Arani, Mohmmad Reza Vaeze Mahdavi, Gholamreza K. Haddad Pages 141-183

    The relationship between human capital and labor productivity is always important for economists. Considering the relationship between these two will also be remarkable in microeconomic studies. Meanwhile, the impact of different dimensions of human capital on labor productivity can be a measure of actual effect of human capital on productivity. The aim of this paper is to examine the effects of various dimensions of human capital (education, health, and experience), on labor productivity based on individual characteristics in Iranian economy. We use micro data (Cost–Income Survey of Urban Areas - 2013) and estimation of Quantile Regression (QR) econometric technique.  For this purpose, net income (wage and salary) for employment in private sector is used as proxy of labor productivity. Our results show that in different quantiles, all three dimensions of human capital have a positive and significant effect on productivity of labor force employed in Iranian private sector. Meanwhile, in different quantiles, health indicators of human capital are more volatile than other dimensions of human capital, i.e. education and experience. So, in lower quantiles (Ql), the response of labor productivity to health indicators is more than higher quantiles (Qh). Because of that, any kind of health shock may have a greater effect on labor productivity in lower-income groups. This result shows the importance of health capital in social security, insurance and health systems and reminds us to improve the productivity of working people by means of better health capital.

    Keywords: Human Capital, Labor Productivity, Health Capital, quantile regression, Iran
  • Mohammad Bamani Moghadam, Mostafa Pouralizadeh *, Hadi Esmaeilpour Moghadam Pages 185-204
    The purpose of this study is to determine an optimized stock insurance contract in Tehran Stock Exchange. First of all, based on a financial management problem, a risk management contract is designed to minimize the risk of loss that an agent might face. Then, with a mathematical modeling, we will see that to efficiently manage the stock risk, we need to make sure that only multi-layer contracts, or equivalently, European call options are correctly valued. Therefore, the optimized insurance contract is determined by correct pricing of European call options. Studying more deeply in this area by implementing the proposed algorithm on Tehran stock exchange shows that the optimized value of the insurance contract is a small percentage of the stock initial price; furthermore, it is also a function of the stock return fluctuation. Hence, the volatility and the price of insurance contract are positively correlated. In other words, the more a stock is volatile, the more expensive is an insurance contract.
    Keywords: Insurance Contract, Stock, risk management
  • Habib Shahbazi *, Hossein Moradimokhles Pages 205-236
    In economic growth and development literature, the role of human capital and its development is always considered with great importance. One of the most important types of education in human capital creation is primary (elementary and secondary) education, which is invested by public sector and since primary education has comprehensive role for society, it is also referred to as general education. Therefore, the role and contribution of public education on GDP and economic growth is one of the fundamental questions for economists in the field of education. There are always many questions about general education. For example, given the budgetary constraints, how much investment should be made in the field of public education? What is the impact of investment and budget allocation to this sector on economic growth? Does spending in public education has led to development of human capital? Do the educational conditions i.e. economies of scale in education and society conditions i.e. risk-taking of individuals affect the impact of general education on human development? These questions are addressed in this paper, with the focus on the effects of different risk-taking scenarios and economies of scale in education on human capital development and economic growth. In this research, we have further developed Teles and Andrade (2008) model to examines the contribution of government public expenditure on primary and secondary education (Ministry of Education) on economic growth in Iran based on various risk-taking and economies of scale in educational scenarios for year 2016. Based on our results, the average contribution of general education on economic growth was 1.141 percentage points with different exact values in different risk-aversion scenarios. But with decreasing risk aversion, primary education contribution on economic growth will increase. In different situations, the effect of general education on economic growth has always been positive but when there is a decreeing return on human capital in national production, there is a negative contribution for risky people. A 1.141 percentage point of primary education contribution to economic growth indicate that 13.7 percent of economic growth in year 2016 (3.8 percent) was the result of investing in primary (elementary and secondary) education.
    Keywords: investment, Human Capital, education, training, Economic Growth, Risk-taking
  • Ahya Eyvazi * Pages 237-263

    In mainstream economics, "distribution" is one of the issues which is ignored because of being unresolved, and a new issue is propounded. First, the "functional distribution of income" was proposed, which is based on the determination of the share of production factors (at the micro level). Then, due to lack of proper response, from the early twentieth century, ideas changed to explain the new concept of "personal distribution of income" which is based on the income allocation among the households and individuals (at the macro level). In fact, the important question around the functional distribution of income which we are seeking to answer is "Who is the owner of the surplus value or the profit (positive and negative) in the production?". Shahid Sadr properly understood the importance of income and wealth distribution in leading the Islamic society towards its goals of justice. In his “Eghtesadona” book, he has extracted the system of "functional distribution of income," and the correct answer to this issue, in addition to the "personal distribution of income" based on the teachings of Islam. In this distributional system, interactions are not homogeneous and the basis for the share of factors of production is contracts and rules, which depends on real conditions of the economy. In this paper, the "distribution" issue in conventional economics is compared with the concepts developed by Shahid Sadr, using the comparative and library methods.

    Keywords: Functional Income Distribution, Personal Income Distribution, Shahid Sadr, Surplus Value, justice