فهرست مطالب

  • پیاپی 123 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 25
|
  • ناهید محمدی، حسین دقیق کیا* صفحات 3-16

    میتوکندری ها مهمترین منبع تولید کننده ROS بوده و ویژگی های منحصر به فرد میتوکندری مانع از ورود آنتی اکسیدان ها به آن می شود. لذا، استفاده از آنتی اکسیدان هایی که بتوانند از غشای میتوکندری عبور کرده و ROSهای این قسمت را مهار نمایند، می تواند راهکار مناسبی در کاهش آسیب های ناشی از ROS و بهبود کیفیت اسپرم و باروری باشد. هدف از پژوهش حاضر استفاده از ترکیبات جفت جدا کن میتوکندری به منظور کاهش صدمات ناشی از ROS و افزایش زنده مانی اسپرم بعد از یخ گشایی می باشد. استحصال منی با استفاده از روش مالش پشتی- شکمی از 14 خروس نژاد راس با 28 هفته سن انجام گرفت. بعد از ارزیابی اولیه، نمونه های منی با هم مخلوط و پس از رقیق سازی و افزودن 2-4-دی نیتروفنول ((DNPدر پنج سطح (0، 0/25، 0/50، 0/75، 1 نانومولار)، سردسازی شده و متعاقبا منجمد شدند. پس از دو ماه، نمونه های منی یخ گشایی شده از نظر درصد اسپرم های مرده و زنده، فراسنجه های حرکتی اسپرم، یکپارچگی غشای اسپرم و میزان لیپید پراکسیداسیون و مورفولوژی اسپرم مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که افزودن DNP در سطح 0/75 نانومولار سبب بهبود تحرک کل، تحرک پیش-رونده، زنده مانی، یکپارچگی غشای پلاسمایی، اسپرم سالم، همچنین کاهش معنی دار غلظت MDA نسبت به گروه شاهد شد (P<0/05).

    کلیدواژگان: میتوکندری، جفت جدا کن های میتوکندری، گونه های فعال اکسیژن
  • مرضیه حاج محمدی، رضا طهماسبی*، امید دیانی، امین خضری صفحات 17-30

    در این آزمایش تاثیر جایگزینی یونجه با گیاه مرتعی کما بر تولید پروتئین میکروبی و فراسنجه های شکمبه ای گوسفندان کرمانی در قالب طرح کاملا تصادفی 4×4 بررسی گردید. در این آزمایش 4 راس بره نر گوسفند نژاد کرمانی (وزن 4/3± 38 کیلوگرم) در چهار دوره 21 روزه، شامل 16 روز عادت پذیری و پنج روز نمونه گیری مورد استفاده قرار گرفتند. جیره شاهد دارای 30 درصد یونجه، 10 درصد کاه جو، و 60 درصد مواد متراکم بود و در تیمار های آزمایشی، علوفه ی کما از مراتع شهرستان بافت جمع آوری گردید و پس از خشک کردن به ترتیب به میزان 10، 20 و 30 درصد جایگزین یونجه شد. به منظور تخمین ساخت پروتئین میکروبی از طریق جدا سازی مشتقات پورینی، ادرار گوسفندان در پنج روز پایانی هر دوره آزمایشی جمع آوری شد. میزان آلانتوئین، کل مشتقات پورینی دفع شده، مقدار نیتروژن و سنتز پروتئین میکروبی در گوسفندان تغذیه شده با سطح 10 درصد گیاه کما به طور معنی داری بالاتر از سایر تیمار ها بود. همچنین میزان کراتینین دفع شده در جیره حاوی 20 درصد گیاه مرتعی کما به طور معنی‎داری بیشتر از جیره حاوی 30 درصد گیاه کما بود. در این آزمایش پس از تغذیه با گیاه کما، میزان ماده خشک و نیتروژن مصرفی، ابقای نیتروژن، میزان نیتروژن آمونیاکی و جمعیت کل پروتوزوآ به طور معنی داری کاهش پیدا کرد. نتایج این تحقیق نشان داد که می توان از گیاه مرتعی کما به صورت خشک شده تا سطح 10 درصد در جیره غذایی گوسفند استفاده کرد.

    کلیدواژگان: جمعیت پروتوزآ شکمبه، گیاه کما، گوسفند مشتقات پورینی
  • هادی فرجی *، محمد رکوعی، علی مقصودی صفحات 31-46

    بسیاری از فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون با مقاومت به بیماری ها، کیفیت گوشت و صفات عملکرد مرتبط می باشند و می توانند در تعیین وضعیت سلامت حیوان مفید باشند. این مطالعه با هدف بررسی اثر سویه و جنس بر صفات رشد و فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون بلدرچین انجام شد. بدین منظور از جوجه های یکروزه هر سویه بلدرچین (125 وحشی ، 159 خالدار ایتالیایی، 58 اسکارلت، 56 تکسدو، 81 سفید انگلیسی، 92 ای. ام. تگزاس و 57 وایت باتون)، استفاده شد. جوجه ها تا سن 42 روزگی به صورت هفتگی وزن کشی شدند. در سن 35 روزگی از هر کدام از سویه ها، 10 پرنده (5 نر و 5 ماده) کشتار و سرم خون آنها جدا شد. سنجش فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون شامل پروتئین تام، آلبومین، گلوبولین، گلوکز، کلسترول، تری-گلیسرید، اسید اوریک، کلسیم، فسفر و آنزیم های آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) و آلکالین فسفاتاز((ALP با استفاده از دستگاه اتوآنالایزر انجام شد. داده های مربوط به صفات رشد و میزان فراسنجه-های بیوشیمیایی سرم خون در بین سویه ها و جنس های مختلف توسط نرم افزار کامپیوتری R مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفتند. اثر جنس بر وزن بدن در سن 42 روزگی، افزایش وزن در هفته ششم، کلسیم، گلوبولین و آنزیم AST معنی دار و اثر سویه بر تمامی صفات رشد، کلسترول، تری گلیسرید و فسفر معنی دار بود (0/05>P).

    کلیدواژگان: آسپارتات آمینو ترانسفراز، افزایش وزن، بلدرچین، تری گلیسرید، کلسترول
  • نصیر عیونی، بهرام محتشمی*، حامد خلیلوندی صفحات 47-58

    به منظور بررسی سطوح مختلف موننسین بر روی صفات عملکردی، مصرف و بازده خوراک و همچنین میزان اسیدهایچربفرار شکمبه گوساله های قطع شیر هلشتاین، آزمایشی با 66 راس گوساله ماده با میانگین سن 5±90 روز و میانگین وزن 5±103 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی به مدت 90 روز انجام شد. تیمارها شامل: 1) گروه شاهد بدون دریافت موننسین، 2) گوساله هایی که 70 میلی گرم موننسین در روز دریافت کردند و 3) گوساله هایی که 140 میلی گرم در روز موننسین دریافت کردند. ماده خشک مصرفی روزانه گوساله ها دارای تفاوت معنی دار (0/01=P) بود. میانگین خوراک مصرفی روزانه به ترتیب برای تیمارهای 1تا 3 برابر با 99/5، 82/5 و 4/04 کیلوگرم بود که تیمار حاوی 70 میلی گرم موننسین کمترین مصرف و تیمار حاوی 140 میلی گرم موننسین بالاترین مصرف را دارا بودند. ضریب تبدیل غذایی در ماه 5 بین گروه های آزمایشی دارای تفاوت معنی دار بود (05/ 0=P). وزن بدن گوساله هایی که موننسین دریافت کرده بودند بیشتر از گروه شاهد بود و در کل وزن بدن تیمار حاوی 70 میلی گرم موننسین با گروه شاهد دارای تفاوت معنی دار بود (0/05≥P). میانگین افزایش وزن روزانه ماه پنجم بین گروه های آزمایشی دارای تفاوت معنی دار (0/05≥P) بود و تیمار با 140 میلی گرم موننسین دارای بیشترین افزایش وزن روزانه بود. میانگین افزایش قد گوساله ها نیز بین تیمارهای آزمایشی دارای تفاوت معنی دار (05/0≥P) بود و تیمار با 70 میلی گرم موننسین با 65/12 سانتی متر افزایش قد دارای بیشترین رشد بود. تیمارهای آزمایشی از لحاظ پروپیونات نیز دارای تفاوت معنی دار بودند، به طوری که تیمار حاوی 70 میلی گرم موننسین دارای بیشترین غلظت بود.

    کلیدواژگان: پروپیونات، ضریب تبدیل، گوساله، ماده خشک مصرفی، موننسین
  • شیوا مفاخری*، ابوالحسن صادقی پناه، حمیدرضا بهمنی، صالح صالحی، رحمن ابن عباسی صفحات 59-68
    به منظور ارزیابی عملکرد تولید مثلی ماده بزهای مرخز در سیستم افزایش بزغاله دهی و مقایسه با سیستم سنتی تولید بره، 90 راس ماده بز بالغ در ایستگاه دامپروری سنندج در سه گروه آزمایشی: تیمار اول- دو بار جفت دهی در سال با هورمون تراپی(سیدر + 400 واحد گنادوتروپین سرم مادیان آبستن)؛ تیماردوم- دو بار جفت دهی در سال بدون هورمون-تراپی؛تیمار شاهد- روش طبیعی جفت دهی یک بار در سال مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های نرخ آبستنی، نرخ دو یا چند قلو زایی، تعداد بزغاله متولد شده، نرخ بزغاله دهی، مجموع بزغاله متولد شده ، مجموع بزغاله از شیر گرفته شده و نرخ زنده مانی جمع آوری و با رویه GLM نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نرخ زایش و نرخ بزغاله دهی ماده بزها در تیمار اول، دوم و شاهد به ترتیب 2، 77/1 و 6/1 و به ترتیب 43/3، 6/2 و 17/2 طی 24 ماه بود که دارای تفاوت معنی داری بودند (05/0>P). مجموع بزغاله متولد شده و مجموع بزغاله از شیر گرفته شده و نرخ ازشیرگیری در طول 2 سال در تیمار اول به طور معنی داری بیشتر از تیمار دوم و شاهد بود (05/0>P). میانگین مجموع وزن بزغاله متولد شده و میانگین مجموع وزن بزغاله شیرگیری شده به ازای هر راس ماده بز در گروه های آزمایشی و شاهد به ترتیب 95/2، 62/2 و 39/2 کیلوگرم و 10، 01/8 و 67/7 کیلوگرم بود که تفاوت سه تیمار معنی دار بود(05/0>P). درآمد خالص اجرای تیمار تولید مثلی و سه بار زایش در دو سال بهتر از تیمار شاهد بود.
    کلیدواژگان: عملکردتولید مثل، همزمانی فحلی، زایش متوالی، بزمرخز
  • بهرام افشار، ناصر ماهری *، ابولحسن صادقی پناه، سیامک عصری، ابوالفضل قربانی صفحات 69-80

    این مطالعه با هدف بررسی رابطه امتیاز وضعیت بدنی زمان زایش (BCSc) با عملکرد تولید مثلی گاومیش های شیرده بر روی 43 راس گاومیش شیرده مرکز پرورش و اصلاح نژاد گاومیش شمالغرب کشور در قالب طرح کاملا تصادفی به روش آزمایش فاکتوریل 43 انجام گردید. تیمارهای آزمایشی شامل اثر 4 سطح امتیاز وضعیت بدنی زمان زایش، که بر اساس اندازه گیری ضخامت چربی زیر جلدی با استفاده از دستگاه اولتراسوند تعیین گردید و اثر تعداد زایش بود. نتایج بدست آمده نشان داد که با افزایش امتیاز وضعیت بدنی زمان زایش و تعداد زایش در گاومیش های شیری وزن تولد گوساله ها نیز بطور خطی افزایش داشت (0/05>P). کمترین زمان بروز اولین فحلی پس از زایش در گاومیش های با BCSc 99/2-5/2 مشاهده گردید، اثر تعداد زایش بر زمان اولین فحلی پس از زایش معنی دار نبود (0/05>P). درصد آبستنی در اولین تلقیح در گاومیش های با BCSc 49/3-3 و دو تا پنج شکم زایش نسبت به سایر گروه ها بیشتر بود. با افزایش BCSc در گاومیش های شیری تعداد روزهای باز و فاصله بین دو زایش بطور خطی افزایش داشت. اثر امتیاز وضعیت بدنی زمان زایش و تعداد زایش بر تعداد دفعات تلقیح منجر به آبستنی معنی دار نبود (0/05>P). راندمان تولیدمثلی با افزایش تعداد زایش افزایش معنی داری نشان داد، در این مطالعه راندمان تولیدمثلی گاومیش های شیری تحت تاثیر امتیاز وضعیت بدنی زمان زایش قرار نگرفت (0/05>P).

    کلیدواژگان: گاومیش، امتیاز وضعیت بدنی، راندمان تولیدمثلی، ناهنجاری های تولیدمثلی
  • سید ابو طالب صادقی، محمد رکوعی*، مختارعلی عباسی، هادی فرجی، مهدی وفای صفحات 81-94

    این مطالعه باهدف مقایسه میزان پیشرفت ژنتیکی، تغییرات هم‏خونی و فاصله نسل منتج از سه برنامه اصلاح‏نژاد هسته باز، هسته بسته و نر مرجع با روش شبیه‏سازی تصادفی با نرم‏افزار ADAM انجام شد. چهار سطح اندازه گله، سه سطح تعداد ماده به ازاء هر نر و چهار شاخص انتخاب در سه برنامه اصلاح‏نژاد (هسته باز، هسته بسته و نر مرجع) ترکیب شده و در مجموع 144 سناریو مقایسه گردید. بیشترین میزان پیشرفت ژنتیکی کل و پیشرفت ژنتیکی صفات در سیستم هسته باز بدست آمد. هسته بسته کمترین فاصله نسل را داشته و از نظر میزان هم‏خونی بین دو سیستم دیگر بود. سیستم نر مرجع نیز دارای کمترین میزان هم‏خونی و بیشترین فاصله نسل بود. فاصله نسل تحت تاثیر اندازه گله تفاوت معنی‏داری در تمام سطح گله نشان داد و با افزایش اندازه گله زیاد شد. تعداد بز ماده به ازاء هر نر به شدت میزان هم‏خونی و فاصله نسل را تحت تاثیر قرار داد ولی پیشرفت ژنتیکی کل و پیشرفت ژنتیکی صفات کمتر تحت تاثیر قرار گرفت و در شرایط انتخاب 25 ماده به ازاء هر نر بیشترین میزان پیشرفت ژنتیکی کل و پیشرفت ژنتیکی صفات مشاهده گردید.

    کلیدواژگان: هسته باز، هسته بسته، نر مرجع، پیشرفت ژنتیکی، هم‏خونی
  • حسینعلی قاسمی*، ایمان حاج خدادادی، امیر حسین خلت آبادی فراهانی صفحات 95-110
    به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف پروتئین و مکمل کولین در جیره بر صفات تولیدی، فراسنجه های لاشه، هماتولوژی و ریخت شناسی روده، از تعداد 288 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه (سویه راس 308) استفاده شد. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 2 ×3 انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل سه سطح پروتئین جیره (شاهد یا توصیه شده، متوسط یا 5/1 واحد کمتر از سطح توصیه شده و کم یا 3 واحد کمتر از سطح توصیه شده) و 2 سطح مکمل کولین (0 و 1000 میلی گرم در کیلوگرم جیره) بودند. نتایج آزمایش نشان داد که استفاده از گروه با سطح کم پروتئین در مقایسه با گروه شاهد سبب کاهش وزن، کاهش طول پرز و نسبت طول پرز به عمق کریپت در ژژنوم و افزایش ضریب تبدیل غذایی جوجه های گوشتی شد (05/0> P). همچنین افزایش وزن نسبی کبد و کاهش میزان گلبول قرمز خون در گروه متوسط پروتئین نسبت به گروه شاهد مشاهده شد (05/0> P). اثر مکمل کولین و اثر متقابل بین سطوح مختلف پروتئین و مکمل کولین در جیره غذایی بر عملکرد رشد، فراسنجه های هماتولوژی خون و ریخت شناسی روده معنی دار نبود. اما مکمل کولین تمایل به افزایش بازده لاشه (087/0= P) و کاهش وزن نسبی کبد (089/0= P) نشان داد. با توجه به نتایج این مطالعه، کاهش میزان پروتئین جیره به ویژه 3 واحد کمتر از سطح توصیه شده اثرات منفی بر صفات تولیدی و ریخت شناسی روده دارد، ولی استفاده از مکمل کولین در این جیره ها اثر مثبتی در جوجه-های گوشتی ندارد.
    کلیدواژگان: پروتئین جیره، جوجه های گوشتی، ریخت شناسی ژژنوم، صفات لاشه، کولین
  • محمدرضا بناکار، ایمان حاج خدادادی*، حسین علی قاسمی، امیر حسین خلت آبادی صفحات 111-126

    در این تحقیق از 176 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. 4 تیمار آزمایش شامل منابع مختلف منگنز از جمله منبع منگنز آلی(100 پی پی ام-معادل منگنز کیلات شده با اسید آمینه)، منگنز معدنی(100 پی پی ام معادل از اکسید منگنز)، و مخلوطی از منگنز آلی و معدنی(50 معادل از هر دو فرم)، بودند. درهر تیمار آزمایشی 4 تکرار وهر تکرار شامل12 جوجه گوشتی نر سویه راس 308 در نظر گرفته شد. وزن بدن در پایان آزمایش در تیمارهای حاوی منگنز آلی (تیمار آلی و مخلوط آلی- معدنی) به طور معنی‎داری از سایر تیمارهای آزمایشی شامل تیمار شاهد و منگنز معدنی بالاتر بود(P<0/05). بازده خوراک کل دوره بین تیمار شاهد و تیمار منگنز آلی دارای تفاوت معنی‎داری بود (P<0/05)، بدترین و بهترین بازده خوراک به ترتیب مربوط به تیمار منگنز آلی و تیمار شاهد بود. د تیمارهای آزمایشی مختلف بر تعداد گلبول‎های قرمز و گلبول‎های سفید خون اثر معنی‎داری نداشتند(P>0/05). صفات مرتبط با استخوان نیز فراسنجه هایی مثل وزن کل، طول کل پا، خاکستر استخوان شانک و منگنز موجود در آن بین تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی داری وجود داشت و در اغلب این صفات تیمار کنترل پائینترین مقدار را داشت. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، در شرایط پرورش دمایی تابستان مکمل کردن جیره با 100 پی پی ام منگنز آلی مازاد میتواند تاثیر مثبتی بر بسیاری از فراسنجه های تولیدی و عملکردی داشته باشد.

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، عملکرد، منبع منگنز، ایمنی
  • اعظم میرحیدری، نورمحمد تربتی نژاد، پیروز شاکری* صفحات 127-138

    این تحقیق به منظور بررسی اثر سطوح مختلف بیوچار حاصل از محصول فرعی پسته بر میزان تولید گاز، قابلیت هضم، تولید متان، آمونیاک و اسیدهای چرب فرار به روش آزمایشگاهی انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار اجرا گردید. سطوح صفر، 5/0، 1 و 5/1 درصد بیوچار محصول فرعی پسته در جیره غذایی بره های پرواری حاوی 40 درصد علوفه و 60 درصد کنسانتره استفاده شد. انکوباسیون با استفاده از مایع شکمبه چهار راس گوسفند کرمانی فیستوله شده انجام شد. افزودن بیوچار به جیره های آزمایشی اثر معنی داری بر تولید گاز در زمان 24 و 96 ساعت انکوباسیون، فراسنجه های تولید گاز، جمعیت پروتوزوآ و اسیدهای چرب فرار نداشت. استفاده از بیوچار محصول فرعی پسته سبب افزایش pH نسبت به جیره شاهد شد (P<0/01). غلظت نیتروژن آمونیاکی (P<0/05) و مقدار و درصد متان (P<0/01) با افزودن سطوح 1 و 1/5 درصد بیوچار محصول فرعی پسته به جیره پایه در مقایسه با شاهد کاهش یافت. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از بیوچار محصول فرعی پسته می تواند باعث کاهش تولید متان و آمونیاک و بهبود بازده تخمیر شکمبه شود.

    کلیدواژگان: بیوچار، متان، آمونیاک، pH
  • حسین نور اللهی، محمد جواد آگاه، عبدالحمید کریمی، مظاهر صفدریان، محمدرضا هاشمی، امان الله صلح جو* صفحات 139-148

    چکیده این پژوهش با هدف بررسی عملکرد مرغ های بومی اصلاح شده نسل 22 استان فارس در شرایط روستایی، در دو اقلیم گرم و سرد انجام شد. برای این منظور در هر اقلیم 2 شهرستان، در هر شهرستان 3 روستا و در هر روستا 4 خانواده روستایی به مدت 72 هفته تحت پوشش قرار گرفتند و به هر خانواده روستایی 21 قطعه نیمچه 45 روزه تحویل داده شد. در طول دوره تحقیق، میزان تولید تخم مرغ روزانه و میزان تلفات ثبت شد. میانگین وزن زنده نیمچه ها در سنین 8، 12، 24، 48 و72 هفتگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در طول دوره آزمایش، مرغ ها در اقلیم گرم تولید بالاتری نسبت به اقلیم سرد داشتند (P<0/01). میانگین تولید توده ای تخم مرغ در ماه هایی که مصادف با فصل سرما بود و همچنین در کل دوره، در اقلیم سرد (شهرستان های سپیدان و دشت ارژن) به طور معنی داری نسبت به اقلیم گرم (شهرستان های داراب و زرین دشت) پایین تر بود (P<0/01). میانگین وزن زنده مرغ ها در دشت ارژن نسبت به سایر شهرستان ها بطور معنی داری کمتر بود (P<0/05) ولی بین دو اقلیم تفاوتی مشاهده نشد. در پایان دوره درصد ماندگاری مرغ ها در اقلیم گرم به طور معنی-داری نسبت به اقلیم سرد بیشتر بود (P<0/01). میانگین درصد تلفات کل استان در کل دوره نسبتا بالا بود (46 درصد). بیشترین علت تلفات مبتلا شدن به بیماری بود. در این نسل درصد تلفات مرغان بومی در ایستگاه تا 72 هفتگی، 14/8 درصد گزارش شد.

    کلیدواژگان: استان فارس، ماندگاری، مرغ بومی، مناطق روستایی
  • مسعود حقی، کیارش اسکندری، محمد مهدی معینی، محمد ابراهیم نوریان * صفحات 149-166

    هدف این مطالعه بررسی تاثیر سه منبع کروم بر رشد، تخمیر شکمبه، برخی متابولیت های خونی و جمعیت پروتوزآیی بره های پرواری مهربان در شرایط تنش سرمایی بود. تعداد 28 راس بره نر مهربان (میانگین وزن 30/27 کیلوگرم) در قالب یک طرح کاملا تصادفی در چهار گروه 7 راسی به مدت 63 روز در فصل سرما در سالن بدون سیستم گرمایش در دمای بین 6- تا 6/14 درجه سانتی گراد تغذیه پرواری شدند. تیمارهای مورد مطالعه عبارت از شاهد تیمار دوم جیره پایه به علاوه 8 میلی گرم کروم متیونین، تیمار سوم جیره پایه به علاوه 8/0 میلی گرم کروم نانو(خلوص 99درصد) و تیمار چهارم جیره پایه به علاوه 8/0 میلی گرم در هر کیلوگرم ماده خشک جیره کروم بن زآ بود. نتایج نشان داد بره های دریافت کننده کروم آلی نسبت به تیمار شاهد 5 کیلوگرم وزن نهایی و 54 گرم افزایش روزانه بیشتری داشتند. در مقایسه با تیمار شاهد ماده خشک مصرفی تیمار کروم نانو کاهش و تیمار کروم بن زآ افزایش یافت کروم متیونین و بن زآ؛ گاز تولیدی، تجزیه پذیری ماده آلی، و انرژی قابل سوخت ساز را در روز 60 افزایش داد . نیتروژن آمونیاکی در هر دو روز 40 و 60 پروار (کنسانتره جیره 70 و 75) در بره های دریافت کننده کروم آلی و بن زآ کاهش نشان داد اسیدهای چرب فرار کل در هر سه نوع کروم در روز 40 نمونه گیری افزایش یافت . جمعیت پروتوزوآیی تحت تاثیر انواع کروم قرار نگرفت . تنها دو متابولیت آلبومین و اوره خون تحت تاثیر کروم قرار گرفتند. کروم تاثیری بر جمعیت پروتوزوآیی ندارد.

    کلیدواژگان: افزایش وزن روزانه، بره، پروتوزوآ، تخمیر شکمبه، کروم
  • مصطفی ملکی*، اصغر میرزایی، نسیبه نویدی صفحات 167-182

    تحقیق حاضر به منظور بررسی آزمایشگاهی اثرات آنتی بیوتیک سالینومایسین در دوزهای مختلف (صفر، 2، 4، 8 و 16 میلی گرم بر لیتر) بر کینتیک تولید گاز، برخی شاخص های هضم و تخمیر شکمبه و در دوزهای صفر، 4 و 16 میلی گرم بر لیتر بر برخی جمعیت های میکروبی شکمبه با استفاده از روش Real-time PCR انجام شد. برای این منظور از سه راس گوسفند نر فیستولادار جهت تهیه مایع شکمبه برای انکوباسیونهای 144 ساعته در مرحله اول و انکوباسیونهای 24 ساعته در مرحله دوم آزمایش استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش دوز سالینومایسین گاز تولیدی در تمامی ساعات و حداکثر گاز تولیدی (A) بصورت خطی و درجه دو افزایش یافت. با این حال، نرخ تولید گاز (µ) تحت تاثیر قرار نگرفت. همچنین میزان گاز تولیدی بعد از 24 ساعت (GP24)، میزان هضم آزمایشگاهی ماده خشک (IVTDMD) و ماده آلی (IVTOMD) و غلظت کل اسیدهای چرب فرار (TVFA) بموازات افزایش دوز سالینومایسین بطور خطی و درجه دو افزایش یافتند، اما فاکتور تفکیک (PF) کاهش یافت و توده میکروبی (MB) و غلظت آمونیاک تحت تاثیر سالینومایسین قرار نگرفتند. در بین میکروارگانیسم های شکمبه، جمعیت نسبی پروتوزوآها و فیبروباکترسوکسینوژنز در بالاترین دوز سالینومایسین کاهش یافت و جمعیت قارچها، متانوژنها و باکتری کلستریدیوم آمینوفیلوم تحت تاثیر سالینومایسین قرار نگرفت. این نتایج نشان داد که سالینومایسین اثرات مثبتی بر شاخص های هضم و تخمیر شکمبه ای دارد که با توجه به یافته های نوین مبنی بر اثرات آن در پیشگیری از انواع سرطان در انسان می تواند در تغذیه دام به عنوان افزودنی استفاده گردد.

    کلیدواژگان: یونوفر، سالینومایسین، تخمیر شکمبه، میکروبهای شکمبه، Real-time PCR
  • یداله چاشنی دل*، میلاد قدیری، اسدالله تیموری صفحات 183-196

    هدف از این آزمایش بررسی سطوح مختلف پوست انار بر تولید گاز در شرایط آزمایشگاهی و تجزیه پذیری شکمبه ای، جمعیت پروتوزوآ، فراسنجه های تخمیر شکمبه و در گوسفند زل بود. در این مطالعه از 3 راس میش دارای فیستولا شکمبه ای نژاد زل با میانگین وزن2/10±40 کیلوگرم و سن تقریبی 24 ماه در قالب یک طرح کاملا تصادفی، استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار شاهد (بدون پوست انار) و تیمارهای حاوی سطوح 5، 10 و 15 درصد پوست انار بودند. تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و الیاف نامحلول در شوینده خنثی نشان داد که مقدار بخش تند تجزیه، کندتجزیه و بالقوه قابل تجزیه در تیمار شاهد نسبت به سایر تیمارها به طور معنی داری بیشتر بود (0/05>P). نتایج تجزیه پذیری پروتئین خام بخش تندتجزیه، کندتجزیه و بالقوه قابل تجزیه در تیمار شاهد و تیمار حاوی 5 درصد پوست انار نسبت به سایر تیمارها به طور معنی داری بالاتر بود (0/05>P). بالاترین میزان کل گاز تولید شده در 96 ساعت، انرژی قابل متابولیسم و قابلیت هضم ماده آلی در جیره شاهد مشاهده گردید و بین جیره های آزمایشی نیز تفاوت معنی داری وجود داشت (0/05>P). به طور کلی نتایج نشان داد که مصرف پوست انار تا سطح 5 درصد در جیره باعث ایجاد کمترین اثرات منفی روی فراسنجه های شکمبه ای مانند تجزیه پذیری مواد مغذی و جمعیت پروتوزوآ شد.

    کلیدواژگان: تجزیه پذیری شکمبه ای، پروتوزوآ، اسیدهای چرب فرار، پوست انار، گوسفند زل
  • امین مرتضوی، امیر رشیدی*، پرهام مرادی، محمد رزم کبیر، مصطفی قادری صفحات 197-216

    هدف از این مطالعه، شناسایی ژن های تنظیمی موثر در بروز بیماری ورم پستان در گاو شیری با استفاده از داده-های ریزآرایهDNA بود. بدین منظور فایل بیان ژنی با بیشترین تعداد آرایه و متعلق به پلت فرم افی متریکس GPL1221 با شماره دسترسی GSE24560از پایگاه GEO استخراج شد. برای آزمون کنترل کیفیت داده از بسته یArrayQualityMetrics و برای پیش پردازش داده ها از تابع Threestep بسته ی AffyPLM در محیط R استفاده شد. پس از شناسایی ژن های متفاوت بیان شده، الگوریتم جستجوی تابو در بسته bnlearn برای شناسایی ژن های تنظیمی مورداستفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر نقش علی و تنظیمی ژن های BCL2A، CCL2، S100A12، AOX1 و MGP بر بیان سایر ژن ها در بافت پستانی گاو شیری بود. بررسی هستی شناسی ژن ها، تفاوت معنی داری را در 7 گروه عملکردی مولکولی، 48 گروه فرآیندهای زیستی و 11 گروه اجزای سلولی در شرایط بروز بیماری ورم پستان در بافت غدد پستانی نشان داد. همچنین نتایج غنی-سازی مجموعه داده های بیان ژنی نشان داد بیشتر ژن های متفاوت بیان شده در این پژوهش به طور معنی داری(P< 0.05) در مسیرهای متابولیکی (GO:0009605، GO:0002376 و GO:0006954) فعال بوده و در فرآیندهای پاسخ به بروز عوامل بیماری زا، پاسخ ایمنی و پاسخ به التهاب در بافت پستانی گاو شیری نقش دارند.

    کلیدواژگان: ریزآرایهDNA، ورم پستان، ژن های تنظیمی، هستی شناسی
  • عمران آذرباد، حسن کرمانشاهی، امیر میمندی پور، اکبر یعقوب فر* صفحات 217-232

    برای ارزیابی اثرات افزودن سطوح مختلف اسانس مرزه خوزستانی در دو شکل معمول و میکروکپسوله شده به جیره های غذایی، بر عملکرد، اجزای لاشه و پایداری اکسیداتیو گوشت جوجه های گوشتی، آزمایشی بر پایه طرح کاملا تصادفی انجام شد. در این آزمایش از تعداد 400 قطعه جوجه گوشتی سویه راس- 308 (مخلوط نر و ماده به صورت مساوی)، با 5 تیمار، 4 تکرار ، در سه دوره پرورشی آغازین ، رشد پایانی استفاده گردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از جیره های غذایی حاوی سطوح مختلف اسانس مرزه در دو شکل معمول و میکروکپسوله شده نسبت به تیمار شاهد (بدون افزودنی) سبب تفاوت معنی داری بر خوراک مصرفی، ضریب تبدیل غذایی، صفات لاشه، درصد ماده خشک، پروتئین و چربی خام و ظرفیت نگهداری آب بافت سینه نشد. با توجه به زمان های متفاوت نگهداری بافت سینه در فریزر، میزان تولید مالون دی آلدئید در این بافت در زمان 24 ساعت بعد از فریز کردن به صورت معنی داری تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از جیره های غذایی حاوی سطوح معمول و میکروکپسوله شده اسانس مرزه به لحاظ آماری سبب بروز تفاوت معنی داری بر میزان ازت آزاد بافت سینه در زمان های صفر و 48 ساعت بعد از فریز کردن شد. با توجه به نتایج این مطالعه، افزودن سطوح مختلف اسانس مرزه خوزستانی در دو شکل معمول و میکروکپسوله شده به جیره های غذایی جوجه های گوشتی، موجب بهبود عملکرد و صفات لاشه نگردید، ولی مانع از افزایش اکسیداسیون گوشت سینه شد.

    کلیدواژگان: اسانس میکروکپسوله شده مرزه، پایداری اکسیداتیو گوشت، جوجه گوشتی، عملکرد
  • مرتضی رضایی، ابوالفضل زارعی*، مجید افشار، احسان رحیمی صفحات 233-246

    این مطالعه به منظور بررسی اثرسطوح مختلف رنگدانه های طبیعی استخراج شده از گیاه گل جعفری و فلفل قرمز در جیره بر عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ در مرغان تخمگذار انجام شد. تعداد 96 قطعه مرغ تخمگذار سویه "های- لاین 36-W" از سن 77 تا 85 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی در 6 تیمار و هر تیمار با 4 تکرار 4 قطعه ای مورد استفاده قرار گرفتند. در طول دوره آزمایش، صفات عملکرد و خصوصیات کیفی تخم مرغ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که اثراستفاده از رنگدانه طبیعی گیاه گل جعفری و فلفل قرمز بر ضریب تبدیل خوراک، درصد تولید تخم مرغ و وزن توده تخم مرغ معنی دار بود (P>0/05) اما بر میزان مصرف خوراک و میانگین وزن تخم مرغ اثر معنی-داری نداشت (P>0/05). همچنین تاثیر تیمارهای آزمایشی بر صفات کیفی تخم مرغ شامل ارتفاع سفیده، واحد هاو، ارتفاع زرده و شاخص ارتفاع زرده معنی دار نبود (P>0/05) اما بر شاخص رنگ زرده تاثیر بسیار معنی داری داشت (0/001>P). بر طبق نتایج این آزمایش چنین به نظر می رسدکه استفاده از رنگدانه های طبیعی گیاه گل جعفری و فلفل قرمز هرکدام به میزان 2 گرم در کیلوگرم جیره مرغان تخمگذار بدون تاثیر منفی بر شاخص های عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ، در افزایش رنگ زرده و بازارپسندی آن نقش موثری دارد.

    کلیدواژگان: رنگدانه گل جعفری و فلفل قرمز، صفات کیفی تخم مرغ، عملکرد، مرغ تخمگذار
  • محمود پورعسکری*، محمدطاهر هرکی نژاد، محمدباقر زندی صفحات 247-258

    شناسایی مناطق ژنومی کنترل کننده صفات اقتصادی، یکی از چالش برانگیزترین موارد استفاده از نشانگرهای متراکم در ژنتیک حیوانی است. شناسایی جایگاه های ژنی مرتبط با ذخیره چربی از لحاظ اقتصادی از اهمیت زیادی در پرورش گوسفند برخوردار است. در این تحقیق، از تعداد 49034 نشانگر تک نوکلئوتیدی برای شناسایی نواحی ژنومی موثر بر ذخیره چربی برای 106 راس گوسفند از نژادهای افشاری (37)، مغانی (34) و قزل (35) استفاده شد. نمونه ها با استفاده از آرایه های Illumina OvineSNP50K Beadchip تعیین ژنوتیپ شدند. با بررسی کنترل کیفیت نمونه های تعیین ژنوتیپ شده از 49034 نشانگر SNP تعداد 46676 باقی ماند. برای قرار گرفتن حیوانات در گروه-های نژادی خود از آنالیز مولفه های اصلی (PCA) براساس اطلاعات روابط خویشاوندی ژنومی استفاده شد. جهت بررسی تمایز جمعیتی در بین این سه نژاد از آماره های تتا و FST استفاده شد. در این مطالعه پنج ناحیه ژنومی که در صدک 99/99 کل ارزش های FST قرار گرفته بودند برای بررسی های بیشتر انتخاب شدند. این مناطق بر روی کروموزوم های 13، 3 (دوناحیه)، 15 و 22 واقع شده اند که با صفات فعالیت گیرنده لیپوپروتئین با چگالی پایین، اتصال اجزاء لیپوپروتئین با چگالی پایین، تنظیم لیپولیز در سلول های چربی و متابولیسم اسید چرب مرتبط می باشند. برای ارزیابی نشانه های انتخاب بر پایه روش های عدم تعادل لینکاژی از آزمون هموزیگوسیتی هاپلوئیدی بسط داده شده استفاده شد. استفاده از تراشه های ژنومی برای مطالعه تفاوت های ژنتیکی گوسفندان بومی و بررسی صفات اقتصادی مفید بوده که این امر می تواند به دست یابی برای بهبود ژنتیکی از طریق مطالعات همبستگی ژنوم و انتخاب ژنومی کمک کند.

    کلیدواژگان: تفرق جمعیتی، کاوش ژنومیک، نشانه های انتخاب
  • سعید اسماعیل خانیان، خبات خیرآبادی* صفحات 259-270

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تنش گرمایی بر عملکرد تولیدی گاوهای شیرده گله ایستگاه ملی تحقیق و توسعه گاو دومنظوره گاودشت (واقع در شهرستان بابل) بود. بدین منظور از 3876 رکورد روز-آزمون مربوط به 154 راس گاو هلشتاین که طی سال های 1394 تا 1397 گردآوری شده بودند استفاده شد. با استفاده از داده های هواشناسی نزدیک ترین ایستگاه سینوپتیک، دو شاخص اقلیمی با ضرایب متفاوتی از دما و رطوبت نسبی هوا محاسبه و مقایسه شدند. به دلیل امکان اثرگذاری بیشتر دوره های طولانی تر تنش گرمایی نسبت به دوره های کوتاه تر، میانگین دوره های 1، 2 و 3 روزه اطلاعات هواشناسی نیز محاسبه شدند. به طورکلی بررسی تغییرات مقدار تولید شیر روزانه در پاسخ به شرایط اقلیمی، به روش رگرسیونی و با استفاده از یک مدل مختلط خطی تعمیم یافته انجام شد. نکویی برازش ها با استفاده از آماره های ضریب تبیین (R2) و میانگین مربعات خطای مدل (MSE) تعیین شد. بر اساس نتایج، شاخص با داشتن دما و رطوبت نسبی هوا به عنوان بهترین معیار جهت بررسی شرایط اقلیمی منطقه موردمطالعه تعیین گردید. همچنین مشاهده شد که متوسط دما و رطوبت نسبی 2 روز قبل از رکوردگیری می تواند سهم بیشتری از تغییرات عملکرد تولیدی را نسبت به تنها روز رکوردگیری، 1 یا 3 روز قبل از آن توضیح دهد. نتایج این تحقیق نشان داد که آستانه شروع تنش گرمایی گاوهای هلشتاین ایستگاه تحقیقاتی گاودشت حدود 74 بوده و به ازای هر واحد افزایش شاخص از آستانه مذکور 0/21 کیلوگرم افت تولید آن ها مورد انتظار خواهد بود.

    کلیدواژگان: گاو شیرده، شاخص دمایی-رطوبتی، آستانه تنش گرمایی
  • سید مجید حسینی*، سید ناصر موسوی، سید عبدالله حسینی صفحات 271-284
    در این پژوهش اثرات فرم خوراک، پروبیوتیک و آنزیم بر عملکرد، جمعیت میکروبی، ویسکوزیته، ریخت شناسی روده و pH اندام های گوارشی جوجه های گوشتی در جیره بر پایه تریتیکاله مورد ارزیابی قرار گرفت. 8 جیره آزمایشی بر اساس فرم خوراک (پلت یا آردی) با یا بدون پروبیوتیک بر پایه باسیلوس(0/03% جیره) و آنزیم کربوهیدراز(0/05% جیره) به صورت فاکتوریل 2×2×2 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی (عامل بلوک طول سالن) با 4 تکرار برای هر تیمار به مدت 42 روز انجام گرفت. افزایش وزن جوجه های تغذیه شده با جیره های پلت بیشتر از جوجه های تغذیه شده با جیره آردی بود. نتایج نشان داد که بیشترین افزایش وزن در دوره آغازین مربوط به جیره پلت حاوی آنزیم و پروبیوتیک بود، اما در کل دوره تفاوت ها قابل توجه نبود. همچنین خوراک پلت حاوی پروبیوتیک و خوراک پلت حاوی پروبیوتیک و آنزیم به ترتیب کمترین ضریب تبدیل خوراک را در دوره آغازین و رشد داشتند. جمعیت میکروبی روده، pH اندام های گوارشی و مورفولوژی روده ای تحت تاثیر افزودن تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند اما فرم خوراک اثر معنی داری بر ویسکوزیته ی ایلئوم داشت. به طور کلی، استفاده از جیره پلت بر پایه تریتیکاله همراه با افزودن آنزیم و پروبیوتیک به مقدار قابل توجهی عملکرد رشد در دوره آغازین و ویسکوزیته روده در پایان دوره را بهبود بخشید اما اثر قابل توجهی بر عملکرد رشد پایان دوره نداشت.
    کلیدواژگان: پلت، آنزیم، پروبیوتیک، جمعیت میکروبی، جوجه گوشتی
  • خدیجه براهیمی، غلام رضا داشاب*، هادی فرجی، علی مقصودی، محمد رکوعی صفحات 285-300

    صفات رشد در پرندگان گوشتی از صفات مهم اقتصادی در برنامه های اصلاح نژادی هستند. بخش قابل توجهی از عملکرد رشد در پرندگان نتیجه اثر ترکیبی ژن ها است، که بهره گیری از این اثرات ترکیبی نیازمند طراحی یک سیستم مطلوب جفت گیری جهت استفاده از قابلیت ترکیبی عام و خاص ژن ها می باشد. این مطالعه با هدف پیش بینی مولفه های واریانس و فراسنجه های ژنتیکی صفات وزن بدن در جمعیت آمیخته حاصل ازتلاقی دی آلل کراس چهار سویه بلدرچین با استفاده از مدل هایی شامل اثرات ژنتیکی افزایشی مستقیم و اثرات ژنتیکی غیرافزایشی انجام شد. برآورد مولفه های واریانس برای صفات وزن شامل وزن هچ، وزن های 5، 10، 15، 20، 25، 30، 35، 40 و 45 روزگی با مدل دام تک-صفتی مبتنی بر نمونه گیری گیبس انجام گرفت. نمونه گیری گیبس با 1500000 سیکل، دور سوخته 150000 و فواصل 100 انجام شد. وراثت-پذیری صفات فوق به ترتیب 0/655، 0/276، 0/201، 0/022، 0/053، 0/04، 0/129، 0/087، 0/417 و0/046 برآورد شدند. در صفات وزن مربوط به سنین اولیه رشد، سهم اثرات ژنتیکی مستقیم کم بود و با افزایش سن پرنده به سهم واریانس افزایشی پرنده افزوده شد. افزودن اثرات ژنتیکی غیرافزایشی شامل غلبه و اپیستاتیک در مدل باعث کاهش واریانس خطا و افزایش دقت برآوردهای واریانس ژنتیک افزایشی گردید.

    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، اپیستاتیک، غالبیت، دی آلل کراس
  • فهیمه محمدی، مجتبی طهمورث پور، علی جوادمنش* صفحات 301-312

    فرآیندهای رشد عضلات و متابولیسم لیپید که نقش مهمی در مراحل رشد و نمو جنین دارند،در گوسفندان بی-دنبه و دنبه دار متفاوت است.از این رو برای درک بهتر ژن های افتراقی و مسیرهای آن ها در بافت عضله قبل از تولد، داده های بیان ژن حاصل از آزمایش آرایه مربوط به بافت عضله دو نژاد گوسفند دنبه دار و بی دنبه (Access number: GSE23563) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مراحل 70، 85، 100، 120 و 135 روزگی جنینی بترتیب 691، 410، 404، 290 و 155 ژن دارای بیان افتراقی با استفاده از بسته نرم افزاری LIMMA در محیط R شناسایی شد. همچنین شناسایی خوشه های ژنی معنی دار با استفاده از Cytoscape برای هر مقطع سنی انجام شد. در نهایت 12 ژن افتراقی در مجموع پنج مرحله جنینی معرفی شد که در میان آن ها ژن های EEF1A2، SELI، ITGAM، NINL و RPL39 به عنوان ژن های مرتبط با وزن جنین، درگیر در رشد و نمو عضلات جنینی و تنظیم متابولیسم اسیدهای چرب شناسایی شد.همچنین آنالیز ماهیت شناسی ژن های افتراقی توسط DAVID منجر به شناسایی فرآیندها و مسیرهای معنی دار مرتبط با میوژنز، متابولیسم چربی و سیستم ایمنی و عصبی در ترانسکریپتوم عضلات در حال رشد شد. نتایج این بررسی می تواند اطلاعات تکمیلی از تاثیر قابل توجه ژن ها بر تشکیل بافت عضله و چربی در مراحل رشد و نمو جنینی و مسیرهای درگیر در این فرآیندهای بیولوژیکی را فرآهم آورد. همچنین این ژن ها ممکن است شواهدی برای نشانگرهای مولکولی مرتبط با برخی صفات اقتصادی مانند وزن تولد، صفات لاشه و کیفیت گوشت در گوسفند فراهم آورد که می تواند در برنامه های اصلاحی به کار رود.

    کلیدواژگان: ماهیت شناسی، متابولیسم لیپید، میوفیبریل، میوژنز، Cytoscape
  • بابک عنایتی* صفحات 313-322

    هدف از این مطالعه مقایسه چهار استراتژی های تلاقی در گله های شترمرغ با استفاده از شبیه سازی بود. صفات شبیه سازی شده شامل تولید تخم (EggsPro)، تولید جوجه (ChicksPro)، قابلیت هچ (Hatchability)، وزن زنده بدن در شروع تلاقی (LWB) و وزن زنده بدن در پایان تلاقی (LWE) بود. انتخاب نرها براساس ارزش اصلاحی صفت LWB و انتخاب ماده ها براساس ارزش اصلاحی صفت ChicksPro بود. استراتژی اول یک تلاقی بهینه بود، استراتژی دوم تلاقی افراد براساس حداکثر پیشرفت ژنتیکی بدون توجه به رشد همخونی، استراتژی سوم تلاقی افراد براساس حداقل رشد میزان همخونی بدون توجه به پیشرفت ژنتیکی و استراتژی چهارم تلاقی افراد به صورت تصادفی، بدون توجه به رشد همخونی و پیشرفت ژنتیکی بود. نتایج نشان داد اگر هدف در یک برنامه اصلاح نژادی پیشرفت سریع بدون وجود محدودیت در میزان رشد همخونی باشد استراتژی تلاقی با حداکثر پیشرفت ژنتیکی مطلوب است، در صورتی که امکانات تعیین نقشه این تلاقی وجود نداشته باشد، تلاقی تصادفی می تواند جایگزین گردد. در جمعیت های بسته با همخونی بالا و یا جمعیت هایی که باید به لحاظ ژنتیکی حفاظت شوند و در درجه دوم اهمیت پرورش دهنده به دنبال حداقل بهبود عملکرد در صفات مورد نظر نیز باشد، استراتژی تلاقی با حداقل همخونی، و در صورتی که هدف اصلاح نژاد بهبود مستمر، پایدار و قابل توجه در صفات اقتصادی باشد که لازمه آن جلوگیری از رشد زیاد در نرخ همخونی است، استراتژی تلاقی بهینه می تواند بهترین گزینه باشد.

    کلیدواژگان: تلاقی با حداکثر پیشرفت ژنتیکی، تلاقی با حداقل همخونی، تلاقی بهینه، تلاقی تصادفی، شترمرغ
  • عطاالله رحیمی*، علی نقی میرمویدی، دانیال کهریزی، لیلا زارعی، صمد جمالی صفحات 323-334

    مطالعات مورفولوژیک و مولکولی به عنوان ابزاری قدرتمند جهت برآورد تنوع ژنتیکی و تعیین روابط فیلوژنتیک در بین جمعیت های مختلف زیرگونه های زنبورعسل مطرح می باشند. در تحقیق حاضر، به منظور بررسی روابط فیلوژنتیک زنبورعسل نژاد ایرانی با سایر نژادهای زنبورعسل در سراسر جهان، از نشانگرهای مورفولوژیک و مولکولی (PCR-RFLP) استفاده شد. نمونه ها در تابستان سال 1393 از 20 استان و 100 شهرستان کشور جمع آوری و به ترتیب در مجموع 2250 و 300 زنبورکارگر برای بررسی های مورفولوژیکی و مولکولی مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج درخت های فیلوژنتیک ترسیم شده با استفاده از داده های حاصل از نشانگرهای مورفولوژیکی و مولکولی، 29 زیرگونه زنبورعسل مورد مطالعه را در پنج گروه قرار داد. در این گروه بندی زنبورعسل زیرگونه ایرانی (A. m. meda) با زیرگونه های A. m. cyprica، A. m. syriaca، A. m. anatolica، A. m. armeniaca،A. m. caucasica، A. m. caucasica و A. m. pomonellaدر یک گروه قرار گرفتند. این گروه شامل زیرگونه های شرق مدیترانه، خاور نزدیک و شرق خاورمیانه(O) می باشد که در مطالعات قبلی نیز گزارش شده بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نژاد زنبورعسل موجود در ایران همان زنبورعسل نژاد ایرانی است و واردات نژادهای خارجی در دو دهه گذشته و همچنین واردات قاچاق ملکه در دهه اخیر به علت سازگاری این نژاد با اقلیم های کشور و ناپایداری و ناسازگاری سایر نژادهای وارد شده، تاثیر قابل توجهی روی خلوص نژادی و ژنتیکی زنبورعسل نژاد ایرانی نگذاشته و این نژاد هویت ژنتیکی خود را از دست نداده است.

    کلیدواژگان: روابط فیلوژنتیک، نشانگر مورفولوژیک، نشانگر PCR-RFLP، زنبورعسل ایرانی
  • محسن صحرایی، علی اسدی، علی اکبر خادم صفحات 335-348

    هدف از این آزمایش بررسی اثر پوشش دار کردن کنجاله سویا با چربی های اشباع و زئولیت بر حلالیت پروتئین، تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین در شکمبه و قابلیت هضم روده ای پروتئین بود. تیمارها شامل: 1) کنجاله سویای محافظت نشده، 2) کنجاله سویای پوشش دار شده با 40 درصد چربی، 3) کنجاله سویای پوشش دار شده با 38 درصد چربی و 2 درصد زئولیت، 4) کنجاله سویای پوشش دار شده با 50 درصد چربی، 5) کنجاله سویای پوشش دار شده با 48 درصد چربی و 2 درصد زئولیت بود. تعیین پروتئین قابل تجزیه در شکمبه پس از 16 ساعت شکمبه گذاری با روش کیسه های نایلونی و اندازه گیری قابلیت هضم روده ای به روش آزمایشگاهی سه مرحله ای انجام شد. نتایج نشان داد که پوشش دار کردن کنجاله سویا با چربی سبب کاهش حلالیت پروتئین می شود (P=0/002). با افزایش میزان چربی در محصول، میزان تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین کاهش یافت (P<0/05). استفاده از 2 درصد زئولیت به طور معنی داری سبب کاهش (P<0/05) تجزیه پذیری پروتئین در شکمبه شد. قابلیت هضم روده ای پروتئین بین کنجاله سویای محافظت نشده و تیمارهای محافظت شده مشابه بود. به طور کلی نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که پوشش دار کردن کنجاله سویا با چربی های اشباع باعث کاهش تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتئین می شود و با افزودن زئولیت به پوشش چربی، پروتئین قابل تجزیه در شکمبه کاهش خواهد یافت.

    کلیدواژگان: پوشش دار کردن، کنجاله سویا، پالمیتیک اسید، زئولیت، پروتئین غیر قابل تجزیه در شکمبه
|
  • Nahid Mohammadi, Hossein Daghigh Kia * Pages 3-16

    Regarding the role of mitochondria in the quality of sperm motility and fertility, protection of mitochondrial function against ROS-induced damage can be an important step in improving roster sperm fertility. The mitochondria are the most important source of ROS and the unique properties of mitochondria prevent antioxidants from entering, which results in poor antioxidant performance in protecting ROS-induced damage. Therefore, the use of antioxidants that can pass through the mitochondrial membrane and inhibit ROS in this region can be a good way to reduce the damage caused by ROS and improve the sperm quality and fertility. The aim of the present study was to use mitochondrial mild uncoupling combinations to reduce the risk of ROS-induced injuries and increase the survival of sperm after freeze-thawing. For this purpose, 14 Ross breed rooster with 28 weeks of age were used. The semen was taken by massaging the abdomen-back procedure. After initial evaluation, semen samples were pooled After dilution of semen samples and addition of 2-4-dinitrophenol (DNP) at five levels (0, 0.25, 0.5, 0.75, 1 nM), they were cooled and then frozen. After two months, semen samples were thawed and evaluated for the percentage of dead and live sperm, sperm motility parameters, membrane integrity, lipid peroxidation and sperm morphology. The results of this study showed that addition of DNP at 0.75 nM resulted in improvement in total and progressive motility, viability, plasma membrane integrity and sperm normality compared to the control group, and significantly decreased MDA concentration compared to control group (p <0.05).

    Keywords: Mitochondria, Mitochondrial mild uncoupling, Reactive oxygen species
  • Marzieh Haj Mohammadi, Reza Tahmasbi *, Omid Dayani, Amin Khezri Pages 17-30

    The effect of replacing alfalfa hay by ferula ovina on microbial protein synthesis and rumen parameters of Kermani sheep were studied in a 4×4 completely randomized design experiment. In this experiment, four Kermani sheep (38 ± 3 kg BW) were used in four periods of 21 days, including 16 days for adaptation and five days of sampling. Animals received a diet which had 30% alfalfa, 10% wheat straw and 60% concentrate and in experimental diets, alfalfa was replaced by 10, 20 and 30 percent by dried ferula ovina which was collected from Baft city pastures. In order to estimate microbial protein synthesis, the urine of animals in last five days of each experimental period were collected. In animals which received 10% ferula ovina, allantoin quantity, total excretion of purine derivatives, total nitrogen and microbial protein synthesis were the highest. The amount of creatinine in animals received diet containing 20% of ferula ovina was higher than those who received diet containing 30% ferula ovina. Feeding animals with diets containing ferula ovina, significantly decreased the amounts of dry matter intake, nitrogen intake and its retention, ammonia nitrogen and total protozoa population. In conclusion, the results of this experiment showed that dried ferula ovina can be used up to 10% of diet of sheep.

    Keywords: chemical composition, Ferula ovina, Protozoa population, Purine derivatives, Sheep
  • Mohammad Rokouei, Ali Maghsoudi, Hadi Faraji* Pages 31-46

    Many of blood serum biochemical parameters are associated with resistance to disease, meat quality and performance traits, and can be useful in determining animal health status. The aim of this study was to investigate the effect of strain and sex on growth traits and blood serum biochemical parameters of quail. For this purpose, a number of one-day-old chicks from each quail strain (125 Wild, 159 Italian speckled, 58 Scarlet, 56 Tuxedo, 81 English white, 92 A and M Texas and 57 White Button), were used. The chicks were weighed weekly until 42 day of age. At 35 day of age, 10 birds (5 male and 5 female) were slaughtered from each strain, and their blood serum was separated. The evaluation of blood serum biochemical parameters including total protein, albumin, globulin, glucose, cholesterol, triglyceride, uric acid, calcium, phosphorus, aspartate aminotransferase (AST) and alkaline phosphatase (ALP) enzymes parameters was conducted using autoanalyzer apparatus. The growth traits and blood serum biochemical parameters data were analyzed and compared with R comuter software among strains and sex levels. The effect of sex on body weight at 42 day of age, body weight gain in sixth weeks, calcium, globulin and AST enzyme was significant and strain had a significant effect on all growth traits, cholesterol, triglyceride and phosphorus (P <0.05). All growth traits and blood serum biochemical parameters (with the exception of uric acid and AST enzyme concentrations) were higher in female quails than those of males.

    Keywords: Aspartate aminotransferase, Body weight gain, Cholesterol, quail, Triglyceride
  • Nasir Oyoune, Bahram Mohtashami *, Hamed Khalilvandi Pages 47-58

    The aim of this study was to evaluate the effect of different levels of monensin on growth performance, body weight gain, feed efficiency and rumen volatile fatty acid in weaning Holstein male calves. This study were conducted using 66 weaning male calves (average body weight 103 ± 5 kg and average age 90 ± 5 days) that received experimental diets including A) control without monensin, B) control with 70 mg/d monensin and C) control with 140 mg/d monensin in a complete randomized design with periods of 90 days (days of 90 to 180). The effect of treatments was significant on dry matter intake (P= 0.01). Daily Feed intake was 5.99, 5.82 and 4.04 Kg respectively for 1 to 3 treatment that highest in 70 mg monensin and lowest in control group. Feed conversion ratio (FCR) improved in month 5 in calves fed monensin as compared with control group (P= 0.05). The results indicated that monensin increased final weight in calves fed monensin as compared with control group. Body weight in 70 mg monensin was highest as compared with others (P≤ 0.05). Average daily gain in month 5 was significant (P≤ 0.05) that highest in 140 mg monensin group. Average height gain was significantly different between experimental treatments that highest in 140 mg monensin group (12.65 am). Monensin had significant effect on propionate that highest in 70 mg monensin group.

    Keywords: Propionate, Conversion Ratio, calf, DMI, monensin
  • Shiva Mafakheri *, Hassan Sadeghipanah, Hamid Reza Bahmani, Saleh Salehi, Rahman Ebne Abbasi Pages 59-68
    To evaluate the reproductive performance of Markhoz does in an accelerated kid production system (three kiddings in two years) and to compare with a conventional kid production system, 90 mature does in Sanandaj Breeding Station were monitored into three groups: 1-twice mating a year with hormone (CIDR and injection of 400-IU PMSG); 2- Twice mating a year without hormone; 3- Conventional system, once a year (control group). Data on pregnancy rate, twinning or prolificacy rate, litter size, fecundity rate, born kid crop and weaned kid crop and viability rate were calculated and analysis was performed with GLM process using SAS software. The parturition rate and fecundity rate of does in the experimental (1,2) and control groups was 2, 1.77 and 1.66, and respectively 3.43, 2.7 and 2.17 during the 24 months that had a significant difference (P<0.05). Born Kid Crop and Weaned Kid Crop and weaning rate during 24 months in treatment 1 was significantly more than the treatment 2 and control (P<0.05). Average of Born Kid Crop and Weaned Kid Crop per doe in the experimental groups and control was 2.95, 2.62 and 1.39 kg respectively, and 10, 8.01 and 7.67 kg respectively, that the differences between three treatment were significant (P<0.05). The Net income of the implementation of reproductive treatments and three kiddings in two years was more than control treatment.
    Keywords: Reproductive Performsnce, Estrus Synchronization, Consecutive Kiddings, Markhoz Goat
  • Bahram Afshar Hamidi, Naser Maheri *, Abolhasan Sadegipanah, Siamak Asri, Abolfazl Gorbani Pages 69-80

    Total of 43 milking buffaloes were considered in this experiment to investigate the effect of body condition score of calving (BCSc) on reproductive performance at North-west Buffalo Rearing and Breeding Center, West Azerbaijan, Iran. The experiment was carried out in the form of completely randomized design with 2 factors of BCS and Parity. The BCS had 4 of 2.5-2.99, 3.0-3.49, 3.5-3.99, and 4.0-4.49, and Parity had 3 levels of 1: first calving, 2: 2nd- 5th parity, and 3: 5+ parity. The BCSc of individual animals was determined by measuring animals’ backfat thickness using an ultrasound machine at the 12–13th rib (mm) at the start of the trial. The results showed a linear relationship between BCSc and parity with calf birth weight (P<0.05). The lowest age at first estrus after calving was in animals within group of BCS with 2.5 to 2.99 (P<0.05), but the effect of parity on age at first estrus after calving was not significant (P<0.05). The main effect of BCSc and parity were significant on conception rate in the first artificial insemination such that buffaloes within BCSc group of 3-3.49 and within parity group 2 had higher conception rate. In this study the open days after calving and calving intervals increased with increasing BCS (P<0.05). The effect of BCS and parity group was not significant (P>0.05) on the number of artificial insemination resulted in pregnancy. Breeding efficiency was linearly associated with number of parity (P>0.05), but it did not affected by BCS (P>0.05).

    Keywords: Buffalo, Body condition score, Reproduction Performance, Reproductive disorders
  • Seyed Abu Taleb Sadeghi, Mohammad Rokouei *, Mehdi Vafa, Mokhtar Ali ABBASI, Hadi Faraji Pages 81-94

    The objective of this study was to compare genetic gain, inbreeding rate and generation intervals from three breeding programs, include open nucleus, closed nucleus and sire reference through stochastic simulation. Four levels of herd size, three levels of number of female per male, and four selection indices in three breeding programs (open nucleus, closed nucleus and sire references) were combined to make of 144 scenarios. The highest total genetic gain and genetic gain of traits were obtained in the open nucleus system. The closed nucleus had the lowest generation interval, and it in terms of the inbreeding rate was between the other two systems. The sire reference system had the least amount of inbreeding and maximum generation interval. The generation interval affected by herd size and showed a significant difference in the herd level and increased with increasing herd size. The number of female per male significantly affected the inbreeding rate and generation interval, but total genetic gain and genetic gain of the traits were less affected, and the high value was observed in the 25 female per male scenario. The selected indices showed a significant effect on the total genetic gain, and the highest value was obtained in index 4 (Weight at selling, Number of kidding per year, Litter size).

    Keywords: Open nucleus, Closed nucleus, Sire reference, Genetic gain, Inbreeding
  • Hossein Ali Ghasemi *, Iman Hajkhodadadi, Amir Hossein Khaltabadi Farahani Pages 95-110
    A total number of 288 one-day-old male broiler chicks (Ross 308) were used to investigate the effect of different levels of protein and choline supplementation in the diet on production traits, carcass parameters, hematology and intestinal morphology. This experiment was conducted in a completely randomized design as factorial experiment (3 × 2). Experimental treatments consisted of three levels of protein (control or recommended level, medium or 1.5 units lower than recommended level and low or 3 units lower than recommended level) and 2 levels of choline supplementation (0 and 1000 mg/kg diet). The results showed that the use of low-protein group reduced body weight gain, villus height and villus height/cryt depth ratio in the jejunum and increased feed conversion ratio in broilers (P<0.05) when compared with control group. The higher relative liver weight and lower red blood cell counts were also observed in the medium-protein group compared with control group (P<0.05). The effect of choline supplementation and interaction between protein levels and choline supplementation in the diet on growth performance, blood hematological parameters and intestinal morphology were not significant. However, choline supplementation tended to increase carcass yield (P=0.087) and to decrease the relative liver weight (P=0.089). According to the results of current study, reducing the dietary protein level, especially 3 units lower than recommended level, negatively affected the production traits and intestinal morphology; but the use of choline supplementation in these diets has no positive effect in broiler chickens.
    Keywords: broilers, Carcass caracterestics, Choline, Dietary protein, Jejunal morphology
  • Iman Hajkhodadadi *, Hossein Ali Ghasemi, Amir Hossein Khaltabadi, Mohhamad Reza Banakar Pages 111-126

    A total number of 176 one-day-old male broiler chicks (Ross 308) were used for 49-d period to investigate the effect of different form of Manganese Supplementation in the corn-soybean meal based diet on performance, carcass traits, hematology, blood biochemistry and intestine histology of Broilers Reared under Summer Temperature Conditions. This experiment was conducted in a completely randomized design with 4 treatment and 4 replicates (11 birds) in each treatment. Treatments consisted of control group and three form of manganese supplementation (mineral, Organic and mix of mineral (50%) and organic (50%) form). The results showed that the addition of 100 ppm organic Mn in compared to control or mineral Mn groups increased body weight at 42d and 49-d. Feed efficiency was improved with organic Mn supplementation in compared to control group. However, all carcass traits were not affected by dietary Mn supplementation. The effect of different form of Mn supplementation on number of erythrocyte and leukocyte were not significant (P>0.05). Moreover, the shank and leg traits especially shank ash and Mn was significantly increased when organic form of Mn supplemented to control diet during summer condition. According to the results of current study, the addition of 100 ppm organic form to basal level could improve performance traits such as FCR, BW and had beneficial effect on bone traits in male Broilers Reared under Summer Temperature Conditions.

    Keywords: Broiler, Blood parameters, Manganese, Summer Temperature Conditions
  • Azam Mirheidari, Noor Mohammad Torbatinejad, Pirouz Shakeri * Pages 127-138

    This study was carried out to investigate the effects of different levels of pistachio by-product biochar (PBPB) on cumulative gas production, gas production parameters, short chain fatty acids, digestibility, methane and ammonia production and volatile fatty acids in an in vitro batch fermentation system. The study was carried out in a completely randomized design with four treatments and three replications. Four levels of PBPB including 0, 0.5, 1 and 1.5 % was added to the experimental diets with ratio 60% forage to 40% concentrate. All samples were incubated in three replications using buffered ruminal fluid collected from 4 Kermanian sheep. Result indicated that inclusion of biochar to experimental diet had no significant effect on cumulative gas production after 24 and 96 h of incubation, short chain fatty acids, protozoa population and volatile fatty acids. Inclusion of PBPB to the diet significantly increased pH (P<0.01) compared to control treatment . Concentrations of ammonia (P<0.05) and methane (P<0.01) significantly decreased at 1 and 1.5% of PBPB compared to control. In general, these findings indicated that the use of PBPB can have had a great potential to decrease methane mitigation and ammonia concentrations and improving of rumen fermentation

    Keywords: biochar, Methane, Ammonia, pH
  • Hossein Norollahi, Amanollah Solhjoo *, Mohammad Javad Agah, Abdolhamid Karimi, Mazaher Safdarian, Mohammad Reza Hashemi Pages 139-148

    Abstract This research was conducted with the aim of evaluating the performance of Twenty-second generation improved indigenous hens in rural areas of Fars province in two hot and cold climates. For this purpose, two counties per climatic region, 3 villages per county and 4 families per each village were covered for a period of 72 weeks. Each family received twenty one 45-day old chickens. During the experiment period, mortality and egg production were recorded daily. Live body weight mean of hens was measured at 8, 12, 24, 48 and 72 weeks of age. The results showed that chickens raised in hot climate produced more eggs than those in cold climate during the experiment (P<0.01). Average egg mass in months and in entire experimental period, was significantly lower (P<0.01) in cold climate (Dasht Arjan and Sepidan Counties) than hot climate (Darab and Zarindasht Counties). Average live body weight was significantly lower in Dasht Arjan compared to other Counties at 72 weeks of age (P<0.05), but no significant difference observed between climates. Durability percentage in hot climate was significantly higher that cold climate during the experimental period (P<0.01). The mortality rate in indigenous hens was relatively high (%46). The cause of most mortality was disease. The mortality rate in this generation of indigenous hens at the station for up to 72 weeks, 14.8 percent was reported.

    Keywords: durability, Fars province, Indigenous hens, rural areas
  • Masoud Haghi, Kiarsh Eskandari, Mohammad Mahdi Moeini, Mohammad Ebrahim Nooriyan * Pages 149-166

    The aim of this study was to evaluate the effect of three sources of chromium (Nano-Cr, Met-Cr and Bonza-Cr) on growth performance, ruminal fermentation, some blood metabolites and rumen protozoan population in Mehraban fattening lambs. Twenty-eight lambs 7 month of age (mean body weight of 27.30 ± 3.98 kg), were randomly allocated to four dietary treatments for 63 days during winter season, -6 to 15 centigrade, using completely randomized design. The feed conversion ratio of Cr supplemented groups were not different from that of control group (P=0.11). The gas production, organic matter degradability and metabolizable energy in lambs receiving Met-Cr and Cr-Bonza on day 60 were higher than those of other groups (P˂0.001). The ammonia nitrogen decreased (P˂0.05) in lambs receiving Met-Cr and Bon-Cr compared to other groups on days 40 and 60 of experiment. Total volatile fatty acids of rumen liquor of lambs supplemented with Cr were increased (P=0.03) compare to control on day 40 of experiment. The protozoa count did not influence due to incorporation of Cr to diet (P>0.05). The serum albumin of lambs received Nano-Cr and blood urea concentration of Cr supplemented animals were affected (P<0.05). The overall results indicated that the addition of Met-Cr and Bonza-Cr increased the growth of lambs, but it did not affect the population of protozoa and gross profits.

    Keywords: Average Daily Gain, Lamb, protozoa, rumen fermentation, Chromium
  • Nasibeh Navidi, Mostafa Malecky *, Asghar Mirzaei Pages 167-182

    The present study was conducted to assess the effects of salinomycin antibiotic at different doses (0, 2, 4, 8 and 16 mg/L) on gas production kinetics, some rumen digestion and fermentation indices, and at the doses of 0, 4 and 16 mg/L on some rumen microbial populations using Real-time PCR method. For this purpose, three ruminally fistulated male rams were used to collect the rumen fluid for incubations of 144 h in the first and incubations of 24 h in the second phase of the experiment. Results indicated that the gas produced at all the measured times and the asymptotic gas production (A) increased linearly and quadratically with increasing doses of salinomycin. However, the gas production rate (µ) was not affected by the treatment. The gas produced after 24 h of incubation (GP24), in vitro true dry matter degradability (IVTDMD), in vitro true organic matter degradability (IVTOMD) and total volatile fatty acid (TVFA) concentration increased in a linear and quadratic manner, but partitioning factor (PF) decreased and microbial biomass (MB) and ammonia concentration were not affected by salinomycin. Among the rumen microorganisms, the relative population of protozoa and Fibrobacter succinogens decreased at the highest dose of salinomycin and those of fungi, methanogens and Clostridium aminophilum remained unaffected by salinomycin. These results revealed that salinomycin has a positive impact on rumen digestion and fermentation indices, which regarding recent findings on its effects in preventing different kinds of human cancer, it can be used as feed additive in animal nutrition.

    Keywords: Ionophore, Salinomycin, rumen fermentation, rumen microbes, Real-time PCR
  • Yadollah Chashnidel *, Milad Ghadiri, Asadollah Teimouri Pages 183-196

    The aim of this experiment was to evaluate the effects of different levels of pomegranate peel on gas production and also ruminal degradation, protozoa population and rumen fermentation parameters in Zell sheep. In this study, three fistulated Zell ewes with a mean weight of 40±2.1 kg and 24 months age were used in a CRD model. The experimental treatments were control (without pomegranate peel) and treatments containing 5, 10 and 15 percent of pomegranate peel in diets. The results of dry matter and NDF degradability showed that the amount of rapidly (a), slowly (b) and potential degradable (a+b) fractions in control treatment was significantly higher than the other treatments (P<0.05). The CP degradability results of rapidly (a), slowly (b) and potential degradable (a+b) fractions in control and treatment containing 5 percent of pomegranate peel were significantly higher than the other treatments (P<0.05). The highest amount of total gas produced in 96 hours, ME and digestibility of OMD were observed in cotrol diet and significant differences were observed between experimental diets (P<0.05). The rumen protozoa population in treatment containing 10 and 15 percent of pomegranate peel were significantly lower compared to cotrol and 5 percent of pomegranate peel treatments (P<0.05).Butyric acid and propionic+isobutherric acids concentrations in control treatment was higher than the other treatments (P<0.05). In general, the results showed that the use of pomegranate peel up to 5 percent in the diet caused at least negative effects on rumen parameters such as nutrient degradation and protozoal population.

    Keywords: ruminal degradability, Protozoa population, volatile fatty acids, pomegranate peel, Zell Sheep
  • Amin Mortazavi, Amir Rashidi *, Mostafa Ghaderi, Zefrehei Ghaderi, Parham Moradi, Mohammad Razm Razm Kabir Pages 197-216

    The aim of this study was to identify regulatory genes affecting mastitis in dairy cattle using DNA microarray data. To reach this goal, the gene expression data with the largest number of arrays pertained to GPL1221 Platform with accession number GSE24560 was extracted from the GEO database. For quality control of data, ArrayQualityMetrics package and for preprocessing of data, three step function in AffyPLM, an add-in package in R environment were used. After identifying differentially expressed genes, a Tabu search algorithm was used to determine regulatory genes using bnlearn package in R environment. The results of this study revealed the causative and regulatory role for BCL2A, CCL2, S100A12, AOX1 and MGP genes on expression of other genes in mastitis of dairy cattle. Gene anthology analysis, revealed significant differences in 7 groups of molecular function, 48 groups of biological process and 11 groups of cellular components. Also, the results of the enrichment of the gene expression data set showed that most of the differentially genes expressed in this study that were significantly (P<0.05) active in metabolic pathways (GO: 0009605, GO: 0002376 and GO: 0006954) involved in response to pathogens, immune response and response to inflammation in the mammary tissue of dairy cattle.

    Keywords: DNA Microarray, mastitis, Regulatory Genes, Anthology
  • EMRAN AZARBAD, Akbar Yaghobfar *, Hassan Kermanshahi, Amir Meimandi Pour Pages 217-232

    To evaluation the effects of adding different levels of Satureja khuzistanica essential oils in usual and microcapsulated forms to diets on performance, carcass components and meat oxidative stability in broiler chickens, an experiment was conducted in a completely randomized design. The results of this study showed that the use of diets containing different levels of Satureja essential oils in usual and microcapsulated forms had no significantly different than the control group (no additive) on feed intake, feed convertion ratio, carcass characteristics, percentage of dry matter crude protein and fat and water holding capacity of the breast tissue. Also, due to different holding times of breast tissue in the freezer, the production of malondialdehyde in this tissue was significantly influenced by experimental treatments at 24 hours after freezing. Also, the results of this experiment showed that the use of diets containing Satureja essential oils in usual and microcapsulated forms, statistically caused a significant difference on the amount of free N breast tissue at 0 and 48 hours after freezing. According to the results of this study, adding different levels of Satureja essential oils in usual and microcapsulated forms to diets did not improve the performance and carcass characteristics, but it prevented an increase in the oxidation of the breast muscle in broiler chickens.

    Keywords: Broiler, Meat Oxidative Stability, Micro Capsulated Satureja Essential Oils, performance
  • Morteza Rezaei, Abolfazl Zarei *, Majhd Afshar, Ehsan Rahimi Pages 233-246

    This study was conducted to evaluate the effects of different levels of dietary natural pigments from marigolds and red pepper on performance and egg qualitative characteristics of laying hens. A total of 96 hy-line W-36 laying hens were used in a completely randomized design in six treatments and four replications of four birds in each from 77 to 85 weeks of age. The performance and egg qualitative characteristics were examined during experimental period. The results showed that the effect of natural pigments utilization from plants marigolds and red pepper was significant (P<0.05) on feed conversion ratio, egg production percentage and egg mass, however it did not have any significant effect on feed intake and average egg weight (P>0.05). Also, the effect of experimental treatments was not significant on egg qualitative traits, including albumen height, Haugh unit, yolk height and yolk index (P>0.05), but it had highly significant effect on yolk color (P<0.001). According to the results of this experiment, it seems that the utilization of natural pigments from plants marigolds and red pepper each by amount 2gr/kg of laying hens diet have an effective role in increasing egg yolk color and marketing without any adverse effect on performance indices and egg qualitative characteristics.

    Keywords: Marigolds, red pepper pigments of, egg qualitative traits, performance, Laying hens
  • Mahmoud Pouraskari *, Taher Harakinezhad, Mohammad Bagher Zandi Pages 247-258

    Identification of genomic regions controlling economic traits is one of the most challenging uses of dense markers in animal genetics. Fat storage is economically important for breeding sheep. Therefore, identification of lipid-associated gene positions was the main goals of this study.In this study, 49034 Single Nucleotide Polymorphisms (SNPs) were used to identify the genomic regions affecting fat deposition of 106 sheep individuals include Afshari (n=37), Moghani (n=34) and Qezel (n=35) breeds were used. All samples were genotyped by Illumina OvineSNP50K bead chip. By running the quality control on the raw genotype, from tolal 49,034 SNP markers only 46,676 SNPs remained then genomic relationship principal component analysis (PCA) was used in order to assign correct individual to each breed. Theta and Fst analysis were applied to survey the population differentiation in three breeds, so five regions in 99.99 percentile FST score of the genome distribution were selected for further analysis. These regions are stated on chromosomes number 3, 13 (two areas), 15 and 22 were associated with LDL and HDL receptors Lipolise regulation in fat cells and fatty acid metolism. To verify those regions, Extended Haplotype Homozygosity (EHH) test based on linkage disequilibrium was perform. The results of this study shows that SNP bead chip are useful for population differentiation and GWAS so this can help us to achive an genetic improvement by genomic selection.

    Keywords: population differentiation, Signatures of selection, Whole-genome scan
  • Saeid Esmaeilkhanian, Khabat Kheirabadi * Pages 259-270

    The aim of this study was to assess the impact of heat stress on production of dairy cows of National Research and Development Station for Dual-Purpose Cattle (Gavdasht, located in Babol city). In this order from 3876 test-day records which have been collected from 159 heads of Holstein cattle during the years 2015 to 2018 were used. Using meteorological data of the nearest synoptic station, two climate index with different weightings of dry bulb temperature and humidity were calculated and compared. Because longer periods of heat stress might have a more severe effect than shorter periods, 1-, 2-, and 3-d periods were also considered, by averaging the weather data measurements. Generally, regression analysis with a generalized linear mixed model was used to study the change in test day milk yield in response to climate conditions. Goodness of fit of models were determined using coefficient of determination (R2) and mean square error (MSE). Based on these results, the index with the temperature and relative humidity (THI) was determined as the best indicator for studying the climatic conditions of this study area. It was also observed that the average weather data 2 d before the test date (TD) explained more of the variability of milk yield than weather data 1 or 3 d before TD or on the TD itself. The starting point of heat stress for the Holstein cattle of Gavdasht Research Station was around 74 and their yield decreased by -0.12 kg per unit increase of THI ≥ 74.

    Keywords: Dairy cattle, milk production, heat stress threshold
  • Seyed Majid Hosseini *, Seyed Naser Mousavi, Seyed Abdollah Hosseini Pages 271-284
    In present study of effects of feed form, probiotic and enzyme was investigated on performance, microbial population, viscosity, intestinal morphology and pH of digestive organs in broilers fed triticale-based diet. Eight dietary treatments consisted of feed form (pellet or mash) with or without a Bacillus-based probiotic (0.03% diet) and enzyme carbohydrates (0.05% diet) in a 2 × 2 × 2 factorial arrangement with 4 replicates for each treatment in 42 days. The highest Weight Gain in starter period was for the broiler chicks fed the pelleted diet with enzyme and probiotic but the differences were not significant at the end of period. Also, pelleted diet containing probiotic and pelleted diet containing probiotic and enzyme, had the lowest feed conversion ratio during the starter and growth period, respectively. Microbial population, pH of digestive organs and intestinal morphology were not significantly affected by addition of experimental treatments but, feed form has a significant effect on ileum viscosity. In conclusion, pellet form and supplementation of a triticale-based diet with enzymes and probiotics improved the growth performance during starter period and intestinal viscosity of broiler chicks, but did not improved performance at the end of period.
    Keywords: Broiler, Mash, Probiotic, Enzyme, Microbial population
  • Khadijeh Ebrahimi, Gholam Reza Dashab *, Ali Maghsoudi, Mohammad Rokouei, Hadi Faraji Pages 285-300

    Growth traits in broiler chicken are important economic traits in breeding programs. A major part of the growth performance in birds is the result of the gens combination, which use of these combined effects requires the optimal design for mating system to use the general and specific genes' combining ability. The aim of this study was to estimate variance components and genetic parameters for body weight traits in a crossbred population of four Japanese quail strains from of partial diallel cross design using an animal model includes direct additive and non-additive genetic effects. The estimation of variance components for body weight traits, including hatch weight and weights at 5, 10, 15, 20, 25, 30, 35, 40 and 45 days-old were performed using a single-trait animal model via Gibbs sampling. Gibbs chains with 1,500,000 iterations were generated, with an initial discard of 150,000 samples and a sampling interval of 100 iterations. The estimated heritability of the above mentioned traits were 0.655, 0.276, 0.201, 0.022, 0.053, 0.04, 0.129, 0.087, 0.417 and 0.046, respectively. The contribution of direct additive genetic variance was lower in early weighting traits and the additive variance contribution was incremented with an increase in the bird's age. Adding non-additive genetic effects, including dominance and epistasis in the model, reduced the error variance and increased the accuracy of additive genetic variance estimates.

    Keywords: Japanese quail, epistatic, Dominance, Diallel cross
  • Fahimeh Mohammadi, Mojtaba Tahmoorespur, Ali Javadmanesh * Pages 301-312

    Processes of muscle development and lipid metabolism that plays important roles during fetal growth and development stages, are different in thin- and fat-tailed sheep breeds. Therefore, in order to have a better perception of differentially expressed genes and their pathways in ovine prenatal muscle tissue , the gene expression data from muscle tissue of two thin- and fat-tailed breeds of sheep derived from the gene expression array experiment (Access number: GSE23563) were analyzed. The LIMMA package in R used to identify 691, 410, 404, 290 and 155 differentially expressed genes at 70, 85, 100, 120, and 135 days from gestation, respectively.Also,identification of significant gene clusters was performed for each fetal stage using Cytoscape. Finally,13 genes were recognized as differentially expressed at all 5 stages of sampling; among them, EEF1A2, ITGAM,NINL and RPL39 were confirmed as genes related to fetal weight, involved in the muscle development and lipid metabolism regulation.Also Gene Ontology and KEGG pathway analysis for differentially expressed genes by DAVID led to identification of significant processes and pathways associated with myogenesis, lipid metabolism and nervous and immune system in the developing muscle tissue transcriptome. The results of this study could provide supplementary information revealing genes with significant impact on the formation of muscle and fat tissues during fetal development and also the pathways involved in these biological processes.These genes might provide some evidence on DNA markers associated with some economic traits including birth weight,carcass and meat quality traits in sheep which can be applied in selection and breeding programs.

    Keywords: Cytoscape, Gene Ontology, lipid metabolism, Myofibril, Myogensis
  • Babak Enayati * Pages 313-322

    The purpose of this study was to compare the four mating strategies in ostrich flocks using simulation. Simulated traits included egg production (EggsPro), chicken production (ChicksPro), hatchability (Hatchability), live weight at the beginning of mating (LWB), and live weight at the end of mating (LWE). The selection of males was based on the breeding value of the LWB trait and the selection of females based on the breeding value of the ChicksPro trait. The first strategy was an optimal mating, the second strategy crossed individuals based on the highest genetic gain, regardless of the increase in inbreeding, the third strategy was the mating of individuals based on the lowest inbreeding, regardless of genetic progress, and the fourth strategy was the mating of individuals randomly, regardless of inbreeding and genetic gain. The results showed that if the goal in a breeding program is rapid progress without limitation on inbreeding, a mating strategy with the highest genetic gain is the best suited, and if there is no possibility of mapping this crosses, a random mating can be replaced. In closed populations with high inbreeding or populations that need to be genetically protected, and secondly important the breeder also wants to improve performance in the economic traits, a mating strategy with minimum inbreeding can be desirable, and if the goal of breeding is a continuous, sustained and significantly improvement in economic traits, which is required to prevent inbreeding, the optimal mating strategy could be the best option.

    Keywords: Ostrich, mating with maximum genetic gain, mating with minimum inbreeding, optimal mating, random mating
  • Ataollah Rahimi *, Alinaghi Mirmoayedi, Danial KAHRIZI, Laela Zaraei, Samad Jamali Pages 323-334

    Morphological and molecular studies are considered as a powerful tool for estimating genetic diversity and the determination of phylogenetic relationships among different populations of honeybee subspecies. In the present study, morphological and molecular markers (PCR-RFLP) were used to study the phylogenetic relationships of Iranian subspecies honeybee with other honeybee subspecies around the world. Samples were collected from 100 cities belonging to 20 Iranian provinces during the summer of 2016. A total of 2,250 and 300 worker bees were studied for morphological and molecular analyses, respectively. The results of phylogenetic trees plotted using morphological and molecular markers revealed that 29 honeybee subspecies were classified into five groups. In this clustering, the Iranian subspecies honeybee (A. m. meda) with A. m. cyprica, A. m. syriaca, A. m. anatolica, A. m. armeniaca, A. m. caucasica, A. m. caucasica, Am. Pomonella subspecies were assigned in same cluster. This group included subspecies from Eastern Mediterranean, the Near East and the East of the Middle East (O), which was reported in previous studies. The results showed that the honeybee subspecies (or race) in Iran was exactly the same as the Iranian honeybee subspecies (A. m. meda); it also seems that imports of foreign subspecies in the past two decades and the trafficking imports of queen in the last decade had no significant impact on Iranian honeybee subspecies genetic purity due to its adaptation to the country's climates and the instability and incompatibility of other imported subspecies, so that it has not lost its genetic identity.

    Keywords: Iranian honeybee, morphological marker, PCR-RFLP, Phylogenetic relationship
  • Mohsen Sahraei, Ali Assadi, Ali Akbar Khadem Pages 335-348

    This study evaluated the effects of coating of soybean meal (SMB) with the fat enriched in saturated fatty acid (SFA) and zeolite on rumen degradable dry matter (RDDM), rumen degradable protein (RDP) and intestinal digestibility of protein. Treatments were (1) SBM, (2) SBM protected with 40% SFA, (3) SBM protected with 38% SFA and 2% zeolite, (4) SBM protected with 50% SFA, (5) SBM protected with 48% SFA and 2% zeolite. To obtain the RDP fraction, samples were ruminally incubated for 16 h. The intestinal digestibility of crude protein was performed by three-step in vitro procedure. The results showed that SBM protecting with SFA reduced protein solubility compared with untreated SBM (P=0.002). The RDDM and RDP were decreased (P<0.05) with increasing fat level in the product. Using 2 % zeolite significantly decreased (P<0.05) RDP. There were no significant differences between SBM and SBM protected treatments in intestinal digestibility. It was concluded that protection of SBM with SFA decreased of RDDM and RDP, while RDP values showed more decrease with the inclusion of zeolite in the fat matrix.

    Keywords: Rumen Protecting, SOYBEAN MEAL, Palmitic Acid, Zeolite, Undegradable Protein