فهرست مطالب

پژوهش های آبخیزداری (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 123 (تابستان 1398)
  • پیاپی 123 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محبوبه معتمدنیا*، کمال کریمی، احمد نوحه گر، مریم صابری، آرش ملکیان صفحات 2-18

    کم بودمنابع آب و توجه به توسعه ی پایدار،تامین آب را برای همه ی نیازهایم وجودناممکن کرده است. از آن جا که پیش بینی دقیق جریان رود هادر مدیریت مناب عآب اهمیت بسزایی دارد، آب دهی رود با کاربرد مدل های برنامه ‏ریزی ژنتیک و خودهمبسته ی میانگین متحرک در آبخیز امامه، استان تهران مدل سازی و پیش بینی شد. از داده‏ های درازمدت باران، دما، آب دهی، رطوبت نسبی و تبخیر استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه ‏ریزی ژنتیک خطای کم تری دارد و توانسته است به خوبی آب دهی مشاهده یی را تخمین بزند. مدل 54 با ورودی های دما، باران، و تاخیرهای باران تا دو روز، و رطوبت‏نسبی و تبخیر و تاخیر جریان تا دو روز،بهترین مدل با خطای 0/001، 0/031، و 0/009 در مرحله ی آموزش، و 0/001، 0/032، و 0/009 در مرحله ی آزمایش بود. علاوه بر این، خطای مدل های خطی خودهمبسته ی میانگین متحرک بسیار بیش تر است، و نه تنها در آب دهی های بیش تر، بل که در آب دهی های کم همکارکرد مناسبی ندارد، و نتوانسته است نتیجه ی رضایت بخشی به دست دهد. استفاده از مدل برنامه ریزی ژنتیک به دلیل دقت بسیار زیاد با عمل گرهای اصلی و داده های به معیارشده توصیه می شود.

    کلیدواژگان: برنامه‏ ریزی ژنتیک، آبخیز امامه، مدل سازی جریان رود، مدل های خودهمبسته ی میانگین متحرک
  • سعید کشاورز، حمید رضا پورقاسمی*، سید فخرالدین افضلی، کورش رضایی صفحات 19-30

    ساخت سدهای زیرزمینی یکی از راه های به دست آوردن آب در مناطق خشک و نیمه خشک و مقابله با بحران خشک سالی است. سدهای زیرزمینی سازه هایی هستند که در مسیر جریان آب زیرزمینی ساخته شده و باعث بالاآمدن آب و ذخیره ی آن در مخزن خود می شوند. مهم ترین مشکل در ساختن سدها یافتن مکان مناسب است.هدف از پژوهش حاضر، مکان یابی و اولویت بندی مناطق مناسب ساخت سد زیرزمینی با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره ی تاپسیس در آبخیز صادق آباد استان فارس است. با انجام بازدیدهای صحرایی و درنظر گرفتن عوامل درصد شیب، فاصله از گسل، کاربری زمین و سازند زمین شناسی مناطق نامناسب حذف، و نقشه ی مناطق توانمند برای ساختن سد زیرزمینی در منطقه تهیه شد. برای اولویت بندی مکان های مناسب بر اساس نظر کارشناسان و مرور بر منابع علمی، از 9 معیار کمیت آب، طول محور سد، عمق محور سد، ضریب ذخیره ی مخزن، حجم مخزن، تکیه گاه، شیب، نیاز آبی (آشامیدنی کشاورزی و صنعت) و دست رسی (جاده، روستا و منابع قرضه) استفاده شد. بر  بر اساس قضاوت کارشناسی و تعریف معیارها و برهم نهی نقشه های پایه 17 محل اولیه انتخاب شد. نتایج نشان داد که بیش ترین وزن در مکان یابی سد زیرزمینی کمیت آب و نیاز آبی (به ترتیب 0/308 و 0/2048) بود. در مقابل، کم ترین وزن در طول محور سد و تکیه گاه محور سد (0/0074 و 0/0028) دیده شد. در پایان، اولویت های اول تا سوم سه محل پیشنهاد شده ی سدهای 15، 2 و 14 معرفی شد. با توجه به محدودیت جدی منابع آب زیرزمینی در بخش عمده یی از کشور و به ویژه استان فارس، استفاده از این روش ها برای شناسایی محل های مناسب و توسعه ی سدهای زیرزمینی سودمند خواهد بود.

    کلیدواژگان: استان فارس، سامانه اطلاعات مکانی، تاپسیس، سد زیرزمینی
  • عبدالحسین یوسفی، بهروز نصیری*، مصطفی کرم پور، آرش ملکیان صفحات 31-42
    اهمیت تجزیه وتحلیل تغییر اقلیم در آینده و ارزیابی میزان تاثیرگذاری آن بر منابع آب زیرزمینی بسیار است. این پدیده در مناطقی که آسیب پذیری منابع آب آن ها در وضع موجود زیاد است، ممکن است خسارت های چشم گیری در پی داشته باشد و زمینه ی بیابانی شدن این مناطق را فراهم کند. در این پژوهش، روند تغییر تراز ایست آبی آب زیرزمینی دشت صحرای باغ لارستان با به کارگیری داده های 17 حلقه چاه مشاهده یی در بازه ی زمانی 2016-2006 بررسی شد. به کارگیری آزمون نافراسنجی من-کندال، روندی در تراز معنی داری 99% را نشان داد. محاسبه ی شیب خط روند به روش تخمین گر سن نیز نشان داد که تراز آب زیرزمینی دشت در این دوره به طور متوسط 10/2 متر افت کرده است. از آن جا که کشاورزی اصلی ترین مصرف کننده ی منابع آب زیرزمینی دشت است، از وضعیت تعادل آب کشاورزی به روش بارش موثر (ER) برای ارزیابی تاثیر تغییر اقلیم بر تغییر تراز آب زیرزمینی استفاده شد. تغییر شاخص ER با خروجی های مدل HadCM3 در بازه ی زمانی 2099-2080 ارزیابی شد. بررسی ها نشان داد که شاخص ER در حالت های انتشار A1B، A2 و B1 به ترتیب 73/2، 76/8 و 36/8 % افزایش خواهد یافت. این وضعیت باعث خواهد شد که کم بود کنونی آب در دشت صحرای باغ در این دوره تشدید شود و روند افزایشی برداشت از سفره های آب زیرزمینی که پی آمد آن افت کردن تراز آب زیرزمینی دشت است، باز هم ادامه یابد.
    کلیدواژگان: آزمون من-کندال، تغییر اقلیم، دشت صحرای باغ، تراز ایست آبی، مدل HADCM3
  • رئوف مصطفی زاده*، سید سعید نبوی، سید مسعود سلیمان پور، رقیه آسیابی صفحات 43-59

    ارزیابی تغییر کمی منابع آب سطحی در مقیاس زمان و مکان در برخی از آبخیزهای استان اردبیل، امکان موازنه و تخصیص بهینه ی منابع آب را در وضعیت فعلی و آینده فراهم خواهد آورد. مدیران منابع آب نیازمند دست رسی به اطلاعات اعتمادکردنی از میزان آب دست رس و مصرف های آن برای تصمیم گیری در تخصیص این منابع اند. هدف از این پژوهش برآورد مقدار آب مازاد جریان سطحی رودخانه در زیرحوضه های استان اردبیل در مقیاس ماهانه است. داده های آب دهی ثبت شده در 23 ایستگاه  آب سنجی در سال های 1368 تا 1393 در 21 حوضه ارزیابی شد. شاخص کم بود آب (WSI) و شاخص کم بود آب با نگاه به جریان زیست محیطی (WSIef) نیز محاسبه شد. طبق نتایج، حجم آب مازاد در همه ی ایستگاه ها به استثنای چهار ایستگاه مشیران، بوران، دوست بیگلو و سامیان، در بیش تر ماه ها و فصل های مختلف و به خصوص ماه های گرم سال چندان زیاد نیست. اختلاف میان نتایج  شاخص WSI و WSIef نشانگر این واقعیت است که در استان اردبیل برای تامین نیازهای بخش های مختلف کشاورزی، خانگی، و صنعت نه تنها جریان و آب دهی طبیعی رودخانه مصرف می شود، بل که جریان زیست محیطی نیز از رودخانه برداشته می شود. با برداشتن جریان زیست محیطی و درنظرنگرفتن آن در نظام مدیریتی منابع آب، حیات زیست بوم های وابسته به جریان های سطحی در خطر خواهد بود.

    کلیدواژگان: آب مازاد، تخصیص، جریان زیست محیطی، شاخص کم بود آب، مدیریت منابع آب
  • مهدی عبدالهی *، حسین محمدزاده، محمد امینی، فرحناز عزیزی صفحات 60-78

    منابع آب های زیرزمینی از با ارزش ترین منابعملی،و حفاظتاز کیفیتآن حیاتی است.یکی از راه های مناسب برای جلوگیری از آلودگی آب های زیرزمینی بررسی تغییرات مکانی کیفیت آن ها و مدیریت بهره برداری از منابع آب و کاربری زمین است. در این پژوهش تغییرات متغیرهای کیفی آب زیرزمینی دشت شهرکرد در مقیاس مکانی بررسی، و شبکه ی بهینه ی پایش تراز سطح ایست آبی در آن ارزیابی شد. مدل های مختلف زمین آماری با نرم افزارArc GIS 10.3  به داده های کمی و کیفی آب زیرزمینی برازش داده و بهترین مدل انتخاب شد. با توجه به معیارهای ارزیابی خطا و معیار ارزش یابی متقابل، تخمین گر کریجینگ عام با روند درجه ی یک و مدل کروی چهار گانه، کریجینگ عام و روند درجه ی یک با مدل کروی پنج گانه، لاگ کریجینگ معمولی با مدل نمایی، کریجینگ عام و روند درجه ی یک با مدل نمایی، لاگ کریجینگ معمولی با مدل کروی پنج گانه و کریجینگ معمولی با مدل نمایی به ترتیب برای داده های هدایت الکتریکی، کلسیم، کلر، منیزیم، بیکربنات، سولفات، سدیم، و نیترات انتخاب شد. نقشه های پهنه بندی کیفی آب زیرزمینی نشان دهنده ی کاهش کیفیت آب در مرکز و خروجی آبخوان است. علاوه بر این، برای به دست آوردن شبکه ی بهینه ی پایش به روش حذف چاه های نالازم، 6 چاه از 35 چاه مشاهده یی از شبکه حذف شد. با روش اضافه کردن چاه، 11 چاه نقطه ی بهینه تشخیص داده و به شبکه افزوده شد.

    کلیدواژگان: زمین آمار، شبکه بهینه، متغیرهای کیفی، منابع آب
  • سمانه حبیبی، حمید غلامی*، ابوالحسن فتح ابادی، دسموند والینگ صفحات 79-94
    برای مهارکردن فرسایش و کاهش دادن رسوب خروجی هر آبخیز باید قسمت هایی از آنکه سهم شان در رسوب خروجی بیش تر است شناسایی گشته، و اقدام های حفاظتی بر آن ها متمرکز شود. یکی از متداول ترین روش هایی که در سال های اخیر در تعیین سهم منابع مختلف به کار رفته روش انگشت نگاری است. تاکنون ساختارهای مختلفی از این روش داده شده که لازم است کارآیی آن ها نسبت به یک دیگر مقایسه، تا ضعف ها و قوت های آن ها شناسایی شود. برای کمی کردن سهم منابع در تولید رسوب های ته نشین شده در مخزن سد لاور فین در استان هرمزگان، کارآیی هشت مدل ترکیبی کولینز، هیوز، موتا، اسلاتری، لندور، لندور اصلاح شده، مدل بیزی با تبدیل CLR، مدل بیزی با توزیع دریکله بررسی و مقایسه گردیدند. پس از جمع آوری اطلاعات اولیه و تهیه ی نقشه های پایه در بازدید میدانی، 23 نمونه ی سطحی از سه زیرحوضه و نه نمونه از رسوب های ته نشین شده در مخزن سد جمع آوری، و برای هر نمونه 56 ردیاب اندازه گیری شد. ترکیب بهینه ی ردیاب با استفاده از روش های آماری شناسایی، و مدل های مختلف ترکیبی اجرا شدند. نتایج نشان دادند که چهار عنصر Mn، La، Nd وTh  ترکیب بهینه ی ردیاب ها بود. نتایج مدل های ترکیبی نشان داد که در حالتی که اندازه ی ردیاب های نمونه های رسوب در دامنه ی اندازه ی متوسط ردیاب های منابع باشد عمل کرد تمام مدل ها شبیه است. در حالتی که اندازه ی ردیاب های نمونه های رسوب خارج از اندازه ی متوسط ردیاب های منابع باشد، بسته به نوع تابع، بهینه سازی عمل کرد مدل های مختلف متفاوت، و عمل کرد مدل ها با تابع هدف مشابه یکسان بود، به طوری که در این پژوهش مدل های کولینز با هیوز و بیزی با تبدیل CLR، موتا با اسلتری و لندور با لندور اصلاح شده شبیه عمل کردند. به طور کلی، کارآیی مدل های ترکیبی مختلف در انگشت نگاری متفاوت است، و خروجی آن ها به نوع تابع هدف، که در بهینه سازی کمینه می شود، بستگی دارد.
    کلیدواژگان: تحلیل تابع تشخیص، ترکیب بهینه ردیاب ها، مدل ترکیبی، منشاءیابی رسوب
  • محمدهادی علی پور، غلام رضا قهاری*، سید حمید مصباح صفحات 95-110

    ارزیابی عملیات آبخیزداری اطلاعات باارزشی را برای برنامه ریزی بلند مدت در اختیار مدیران و تصمیم گیران قرار می دهد. این ارزیابی در  70 بند کوتاه سنگی- ملاتی در آبخیز کلستان شیراز اجراشده در سال 1385 انجام شد. با برداشت های میدانی اطلاعات سازه ها نظیر موقعیت، تعداد، نوع سازه، وضعیت مصالح، کارآیی فعلی، وضعیت تخریب (شدت و محل)، نوع و عامل های آسیب‎دیدگی سازه‎ها در برگه های اطلاعاتی ثبت، و نقشه ی پراکنش سازه‎ها تهیه شد. پایداری در برابر نشست، واژگونی و لغزش بررسی شد. آب دهی طراحی بندها با دوره ی بازگشت‎های متفاوت مشخص، و بیش ترین آب دهی رخ داده در طول دوره‎ی پژوهش تعیین شد. نتایج نشان داد که از آن جا که از زمان ساخته شدن تا ارزیابی (سال 1393) آب دهی پیش بینی شده ی بندهای کوتاه با دوره ی بازگشت 25 ساله رخ نداده است، براساس آب دهی نمی توان پایداری این بندها را ارزیابی کرد. نشست در هیچ یک از نقطه های اندازه گیری مشاهده نشد. تحلیل‎ها نشان دهنده ی پایداری 98/6 % از بند ها از نظر واژگونی و لغزش بوده، و فقط 1 بند (1/4 %) به طور کامل تخریب شده است. اگرچه بندها دربرابر نشست، واژگونی و لغزش پایداری نشان دادند، نشانه های آسیب‎دیدگی در آن ها دیده شد. علت اصلی آسیب‎دیدگی بندها در این آبخیز به کاربردن مصالح نامناسب، آب شستگی و اجرا کردن نامناسب به ترتیب با احتمال تاثیر 53/7، 27/78 و 18/52 % است. برای جلوگیری از پدیده‎ی زیرشویی باید خاک بستر در محل قرارگیری بند برداشته و در لایه‎های مختلف متراکم شود.

    کلیدواژگان: آبخیزداری، بندهای کوتاه، پایداری، فارس، کلستان
|
  • Mahboobeh Motamednia *, Kamal Karimi, Aahmad Nohegar, Maryam Saberi, Arash Malekian Pages 2-18

    Shortage of water resources and the growing concern about the sustainable development have made the water supply for all of the potential needs nearly impossible.As an accurate prediction of river discharge is very important in water resources management, the development of a model to predict discharge has been carried out using the genetic programming and auto regression moving average on the Amameh Watershed located in the Province of Tehran. The long-term rainfall, temperature, discharge, relative humidity, and evaporation data have been used. Satisfactorily, the results showed that genetic programming had a lower error and could estimate the observed discharge. Furthermore, the number 54 model with inputs of temperature, rain, the delay in rainfall of up to two days, relative humidity, evaporation, and the delay in discharge of up to two days were considered as the best fit model with the errors of 0.001, 0.031 and 0.009 in the training stage and 0.002 , 0.032, and 0.009 at the testing stage respectively. On the other hand, the linear auto regression moving average models showed a much higher error; they could neither predict the high discharge, nor low flow and have not been able to provide satisfactory results. Therefore, the application of a genetic programming model is recommended due toits high precision with the main operators and the standardized data.

    Keywords: Amameh Watershed, auto regressive moving average, Genetic Programming, river flow modeling
  • Saeed Keshavarz, Hamid Reza Porghasemi *, Seyed Fakhreddin Afzali, Kurosh Rezaei Pages 19-30

    Construction of underground dams (UGDs) is a method of water harvesting in arid and semi-arid regions facing the drought crisis. UGDs are structures constructed in the hidden waterways that can store water in their upstreams. The most important problem in the construction of such dams is finding the right place. The purpose of this research is to locate and prioritize suitable areas for UGDs using the TOPSIS multi-criteria decision making method on the Sadeghabad Watershed, the Province of Fars. By performing field surveys and considering: slope percent, distance from fault, land use, and lithological units inappropriate areas were removed and a map of potential areas for the construction of an underground dam was prepared. According to expert judgement and review of scientific resources, 9 criteria, namely water quantity, dam length and height, reservoir storage coefficient, reservoir volume, abutment, slope, water demands (domestic, agriculture, and industry) and accessibility (road, village, and borrow area) were used to prioritize appropriate locations. Accordingly, 17 initial sites were selected based on expert judgment considering the criteria and overlapping of the base maps. The results indicated that water quantity and water demands with the weights of 0.308 and 0.2048 had the highest rating in priority in locating the underground dam, respectively. In contrast, the length of the axis of the dam and the supporting base of the dam with the weights of 0.019 and 0.023 had the lowest rating in priority. Finally, sites 15, 2, and 14 were given the first to the third priorities. Therefore, due to the serious limitations of groundwater resources in most parts of our country, and particularlyin the Province of Fars, these methods are useful for identification of suitable sites and construction of the UGDs.

    Keywords: GIS, the Province of Fars, TOPSIS, underground dams
  • Abdolhossein Yousefi, Behrouz Nasiri *, Mostafa Karampoor, Arash Malekian Pages 31-42
    The analysis of climatic changes in the future and its impacts on groundwater resources is very important. This phenomenon, in areas where the vulnerability of the water sector is significant in the current situation, can cause considerable damages and provide a desertification setting in these areas. The trend of water table changes in Sahraye Bagh Plain,Larestan investigated by using the data from 17 observation wells during the 2006–2016 period. Using the non-parametric Mann-Kendall test indicated the prosence of a trend at the significance level of 99%. Derivation of the trend line slope using the Sen estimator showed that the groundwater level of the plain was receding 10.2 m during the period, on the average. As the agricultural sector is the main consumer of the groundwater resources in the plain, the water balancesituation was predicted using the Effective Rainfall (ER) method to assess the climate change impact on observation water table changes. The  ER index changes were evaluated by the outputs of the HadCM3 model. The results showed that the ER index in the A1B, A2 and B1 diffusion scenarios will increase by 73.2, 76.8 and 36.8%, respectively. This situation will further the current shortage of water in the Sahraye Bagh Plain and aggravateduring the 2080-2099 period. The increasing trend of groundwater extraction will enhance the drop in the groundwater level if the current withdrawal continues unchanged.
    Keywords: Climate change, HADCM3 model, Mann-Kendall test, Sahraye Bagh Plain, Water table
  • Raoof Mostafazadeh *, Seyed Saeid Nabavi, Seyed Masoud Soleimanpour, Roghayeh Asiabi Pages 43-59

    Assessment of quantitative variationsof the surface water resources in the temporaland spatial scale in some watersheds the province of Ardabil will provide the possibility of balancing and optimal allocationof water resources in the current and future situations. Water resource managers need to have access to reliable information about the amount of available water and costs to decide on the allocation of this resource. The purpose of this study is to evaluate the temporal and spatial variations of excess volume in surface waters in some watersheds the provinceof Ardabil. The data collected at 23 hydrometry stations during the 1989–2014 periodin 21 watersheds were evaluated. The Water Stress Indicators (WSI and WSIef) were calculated. Excluding the Mashiran, Buran, Dostbeiglou and Samian stations, the remaining stations do not have too much excess water in most of the months and seasons, especially during the warm months. The difference between the results of the WSI and WSIef indexes indicate that in order to meet the needs of different sectors of agriculture, drinking and industry the province of Ardebil, not only the discharge of the rivers are consumed, but also the environmental flow is taken from the rivers. By exploiting the environmental flow,thus not considering it in thewater resources management system, the survival of surface-dependent ecosystems is at stake.

    Keywords: Allocationof water resources, Environmental flow, extra water, Water resources management, water stress indicator
  • Hossein Mohammadzade, Mohammad Amini, Farahnaz Azizi, Mehdi Abdollahi * Pages 60-78

    As the most valuable natural resources, protection and management of groundwater is vital. One of the best ways to protect groundwater resources is monitoring groundwater quality spatial variationsand then managing the water resources exploitations and the land uses. In this research, the spatial distribution of groundwater quality variables and the optimize water well network with acceptable precious in Shahrkord Aquifer is evaluated. According to the cross validation and the values of error evaluation criteria, the universal kriging model with linear trend, the ordinary kriging model with exponential semiovariogram, the Log ordinary kriging model with exponensionalsemiovariogram, the universal kriging model with linear trend with exponential semiovariogram, the log ordinary kriging model with panta spherical semiovariogram and the ordinary kriging model with exponential semiovariogram, has been selected for EC, Ca2+, Cl- and Mg2+, HCO3-, SO42- and Na+ and NO3- respectively. The quality-zoning maps of the Shahrkord Aquifer have been prepared. The results from the zoning quality map indicate that the groundwater quality reduced in central parts of the aquifer. In addition, in this research, to obtain an optimum monitoring well network was applied omittingmethod. Out of 35 observation wells, identified and removed six wells from the network. Using adding well method identified 11 wells as optimal points and added to the network.

    Keywords: Geostatistic, optimized network, qualityvariables, Water resources
  • Samaneh Habibi, Hamid Gholami *, Abolhassan Fathabadi, Desmond Walling Pages 79-94
    Identification of the erosion-pron parts of a watershed is of at most importance if the soil conservation activities are to be implemented on it to mitigate sedimentation into the flood-receiving reservoir. Sediment fingerprinting is one of the most common methods used for quantifying source contributions of the suspended load. As the mixing models with different structures of sediment fingerprinting method are implemented, their advantagesand disadvantages should be identified. The applicability of eight mixing models,namely: Collins, Hughes, Motha, Slattery, Landwher, Modified Landwher, and Bayesian with the CLR transformation and the Dirichlet distribution were investigated in order to quantify source contributions of sediment deposited in the Lavar Reservoir, the Province of Hormozgan. Twenty-three soil samples were collected from the contributing watersheds, 9 sediments samples were extracted from the reservoir, and concentration of 56 elements were measured in each of the samples. The optimum composite fingerprints were identified by statistical methods and the mixing models were executed. Based on the results, four geochemical properties,namely Mn, La, Nd and Th were selected as optimum fingerprints. The results obtained by all of the mixing models were similar when the values of tracer concentrations in the sediment samples fall inside of those ranges in the source samples. When the values of tracers in the sediment samples fall outside of those values in the source samples, the mixing models with the same objective functions presented similar results. The results of Collins̛, model were similar to those of Hughes, and the results of Bayesian models were similar to those of Hughes the with the CLR transformation;the results calculated by the Motha were similar to those presented by Slattery, and results of Landwher were similar to the modified Landwher. Generally, applicability of the various mixing models in fingerprinting are different, as their outputs are dependent on the target functions, which are minimized in optimization.
    Keywords: discriminant function analysis, mixing model, optimum composite fingerprints, sediment sourcing
  • Mohammad Hadi Alipour, Gholamreza Ghahari *, Seyed Hamid Mesbah Pages 95-110

    Assessing performance of watershed management activities will provide valuable information to managers and decisionmakers for long-term planning. Stability of 70 masonry check dams was evaluated that have been constructed on the Kelestan Watershed, Shiraz, in 2006. Relevant information of these structures, namely position, number, type competence of materials, current performance, degradation status (intensity and location), type and culprits of damage were recorded during field visits, and the distribution map of the structures was prepared. Stabilitiesagainst subsidence, overturning and sliding were also investigated. The designed discharge of the check dams was to be correlated with the different return periods during the elapsed time. The results showed that as the designed discharge of the check dams for a 25-years return period had not occurred yet up to the evaluation date (2014), their stability cannot be evaluated based on the lower discharges. As to subsidence, no measurable settlement was discovered. Furthermore, 98.6 percent of the check dams showed stability against overturning and sliding and only1 (1.4 percent) of the check dams was collapsed completely. Signs of damage are observed in the check dams despite showing stability against subsidence, overturning and sliding. Poor quality building materials, unsuitable placement and piping are the main causes of damage on this watershed. To prevent the piping phenomenon, the soil under the structure must be removed and compacted in different layers.

    Keywords: Check dam, Fars, Kelestan, Stability, Watershed management