فهرست مطالب

  • Volume:13 Issue:3, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • عبدالعلی ملماسی، تارا نظری، سید محمد مجتهدزاده*، سعید بکایی، روشنک مختاری، شبنم بابازاده، سهیل تولایی صفحات 233-242
    زمینه مطالعه

    کریستال‌های استروویت (منیزیم آمونیوم فسفات) یکی از شایع‌ترین علل تشکیل سنگ‌های‌ دستگاه ادراری در گربه‌ها هستند. این کریستال‌ها از علل شایع انسداد ادراری و ایجاد سیستیت ایدیوپاتیک هستند. در سال‌های اخیر، بروز کریستال-های ادراری افزایش یافته و جستجو برای یافتن درمان‌هایی که بتوانند با کم‌ترین تهاجم و در کوتاه‌ترین زمان به نتیجه برسند، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. ویتامین C یک ترکیب دارای خواص آنتی‌اکسیدانی و نسبتا بی خطر برای موجود زنده است. علاوه بر خواص بیولوژیک متعدد، این ویتامین به عنوان اسیدی کننده‌ی ضعیف ادرار نیز شناخته می‌شود. از آنجایی که کریستال‌های استروویت در pH اسیدی محلول هستند، انتظار می‌رود استفاده از ویتامین C، علاوه بر کمک به انحلال و دفع کریستال‌ها از عوارض بعدی آن‌ها جلوگیری کند.

    هدف

    تعیین سرعت اثر تزریق ویتامین C در کاهش میزان و شدت کریستال‌های استروویت در مقایسه با پروسه‌های درمانی طولانی مدت معمول (تغییر رژیم غذایی، استفاده از اسیدی کننده های ادراری خوراکی و داروهای مدر) در موارد کریستالوری استروویتی در گربه‌های خانگی انجام شد.

    روش کار

    10 گربه‌ با علائم بیماری دستگاه ادراری تحتانی مانند دیس‌اوری انتخاب شدند. پس از تایید حضور کریستال‌ها در ادرار با کمک سونوگرافی و انجام آزمایش‌های ادراری، گربه‌ها به دو گروه اصلی و کنترل (هر یک شامل 5 گربه) تقسیم‌بندی شدند. هر دو گروه به مدت دو هفته با روش‌های معمول درمانی شامل استفاده از داروهای مدر، تغییر رژیم غذایی و در صورت لزوم استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها درمان شدند با این تفاوت که در هفته ی اول گروه اصلی ویتامین Cی تزریقی (mg/kg100، زیرجلدی) و گروه کنترل دی ال متیونین خوراکی (mg/cat200 هر هشت ساعت) در کنار درمان قراردادی دریافت کردند. از گربه‌ها در روزهای صفر، هفت و 14 مطالعه نمونه‌گیری انجام شد و pH ادرار، وزن مخصوص، نوع و تعداد کریستال‌های استروویت محاسبه شد. حضور کانون‌های شناور اکوژن در سونوگرافی مثانه نیز بررسی گردیدند.

    نتایج

    کاهش قابل توجه کریستالوری استروویتی در هر دو گروه تحت درمان، مشاهده شد. ولی در گروه تحت درمان با ویتامین C،کاهش pH و به طبع آن کاهش کریستالوری در مدت زمان کوتاه‌تر و موثرتری روی داد. به علاوه در موارد انسداد مجاری ادراری درمان با ویتامین C تاثیر بهتری نشان داد. نتیجه گیری نهایی : بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از ویتامین Cی تزریقی در موارد انسداد مجاری ادراری که نیاز به پاسخ سریع برای جلوگیری از عوارض بعدی انسداد است توصیه می‌شود. هم‌چنین از قرص‌های متیونین می‌توان به منظور پیشگیری در بیماران با علائم نه چندان حاد با pH نسبتا بالای ادرار و کریستالوری استروویتی خفیف و یا ادامه-ی درمان به منظور جلوگیری از عود مجدد استفاده کرد.

    نتیجه گیری نهایی

    بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از ویتامین سی تزریقی در موارد انسداد مجاری ادراری که نیاز به پاسخ سریع برای جلوگیری از عوارض بعدی انسداد است توصیه می‌شود. هم‌چنین از قرص‌های متیونین می‌توان به منظور پیشگیری در بیماران با علائم نه چندان حاد با pH نسبتا بالای ادرار و کریستالوری استروویتی خفیف و یا ادامه-ی درمان به منظور جلوگیری از عود مجدد استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ویتامین سی، استروویت، کریستالوری، سندرم دستگاه ادراری تحتانی، گربه
  • رضا آذرگون *، رضا آویزه، علیرضا غدیری، هادی ایمانی راستابی، مهدی پورمهدی صفحات 243-250
    زمینه مطالعه

    پیش‌بینی قابل اعتماد پاسخ بیمار به مایع درمانی یک مسئله بسیار مهم در مدیریت شوک هموراژیک است.

    هدف

    هدف از این مطالعه، ارزیابی تغییرات اندازه مهره‌ای قلب (VHS) در مایع درمانی بیماران دچار شوک هموراژیک و امکان استفاده از این روش در تعیین نقطه پایان احیاء است.

    روش کار

    مقادیر VHS با استفاده از روش استاندارد که قبلا منتشر شده بود در نمای جانبی چپ به راست بررسی شد. پس از القای بیهوشی (ارزیابی‌های مرحله کنترل)، شوک هموراژیک از طریق خونگیری تا رسیدن به فشار متوسط سرخرگی 40 تا 50 میلی‌متر جیوه طی 30 دقیقه ایجاد و سپس به مدت 30 دقیقه در شرایط هیپوولمی (مراحل دوم و سوم ارزیابی) حفظ گردید. سپس سگ‌ها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و در چهار بازه زمانی متوالی 15 دقیقه‌ای محلول رینگر لاکتات با دوز 20 میلی‌لیتر/کیلوگرم یا هیدروکسی‌اتیل استارچ با دوز 5 میلی‌لیتر/کیلوگرم را دریافت کردند (ارزیابی‌های مرحله چهارم). یک ساعت پس از آخرین مرحله احیاء، ارزیابی نهایی رادیوگرافی انجام شد.

    نتایج

    شوک هموراژیک موجب کاهش معنی‌دار میزان VHS به میانگین 7/7 مهره گردید (05/0>P). پس از احیاء، VHS افزایش یافت و در هر دو گروه به مقادیر پیش از شوک بازگشت.


    نتیجه‌گیری نهایی:

    این مطالعه نشان داد که ارزیابی VHS اختصاصی هر نژاد می‌تواند یک روش مفید در پایش پاسخ بیماران به مایع درمانی و تعیین نقطه پایان احیاء در سگ‌های دچار شوک هموراژیک باشد.

    کلیدواژگان: سگ، شوک هموراژیک، هیدروکسی اتیل استارچ، رینگر لاکتات، اندازه مهره ای قلب
  • سید سینا باقری، سید مصطفی پیغمبری *، آرش قلیان چی لنگرودی صفحات 251-259
    زمینه مطالعه

    گاماکروناویروس ها ، RNA ویروس های تک رشته ای و سنس مثبت هستد که سبب بیماری های متعددی در پرندگان می شوند.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی تنوع ژنتیکی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های ایران بود.

    روش ها

    در بین سال های 1395 تا 1397 از 47 گله بلدرچین با علایم گوارشی یا بدون علایم گوارشی از 4 استان ایران اقدام به نمونه گیری شد.

    نتایج

    گاماکروناویروس در نمونه های جمع آوری شده از 4 گله متفاوت بر اساس روش RT-PCR مثبت تشخیص داده شد و ژن N جدایه ها نیز تعیین توالی گردید. جدایه ها گروهی متمایز از سایر گاماکروناویروس ها تشکیل دادند.


    نتیجه گیری نهائی:

    نتایج مطالعه حاضر وجود یک گاماکروناویروس جدید در چرخش در بین جمعیت بلدرچین های ایران را تایید می کند. ارتباط شجره شناسی جدایه ها با سایر جدایه ها از مناطق مختلف جغرافیایی، پیچیدگی و تنوع را نشان می دهد. مطالعه حاضر، اولین شناسایی گاماکروناویروس ها در جمعیت بلدرچین های تجاری در ایران می باشد. مطالعات تکمیلی از جمله جداسازی ویروس و مطالعات تجربی ضرروری بنظر می رسد.

    کلیدواژگان: پرنده، گاماکروناویروس، ژن N، بلدرچین، ارتباط شجره شناسی
  • حسین غلامی، سید حسین مرجانمهر *، محمدمهدی دهقان، شاهین بنکدار، سعید فرزاد مهاجری صفحات 260-269
    زمینه مطالعه

    فناوری های نوین نظیر مهندسی بافت استخوان، با بکارگیری سه جزء مهم : سلول، داربست و ملکول های فعال زیستی، باعث پیشرفت چشمگیری در ترمیم ضایعات استخوانی در سال های اخیر شده است. در همین راستا، بهینه سازی هر یک از این سه جزء، اهمیت بسزایی دارد

    هدف

    در این مطالعه، با استفاده از روشی جدید و مبتنی بر تغییرات توپوگرافیک در بسترکشت سلول، تلاش گردید القای تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی، به رده ی استخوانی صورت پذیرد.
    روش‌کار: در ارزیابی برون تنی این شیوه ی تمایز، میزان فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در دو مقطع زمانی 7 و 14 روزه به روش الایزا ، و میزان معدنی شدن ماتریکس پس از 17 روز با استفاده از رنگ آمیزی Alizarin red مورد بررسی قرار گرفت. جهت انجام ارزیابی درون تنی، سلول های کشت داده شده روی داربستی سنتتیک از جنس کلاژن قرار گرفت و در نقیصه ی با اندازه بحرانی جمجمه رت کاشته شد. پس از گذشت 4 هفته استخوان های جمجمه مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی قرار گرفت.

    نتایج

    در هر دو مقطع زمانی 7 و 14 روز میزان تولید و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در محیط رویی کشت سلول های گروه تمایزی ، به طور معنا داری از گروه سلول های غیرتمایزی بیشتر بود (p<0.05). در گروه سلول های تمایزی در اثر تولید فراوان ماتریکس معدنی شده با استفاده از آلیزارین رد پلیت کشت سلول به رنگ قرمز کاملا مشخصی درآمد. در حالی که پلیت کشت سلول های غیرتمایزی رنگ آلیزارین را به خود نگرفت. مطالعه هیستوپاتولوژی نشان داد که در گروه سلول های تمایزی تیغه های استخوانی به نسبت بیشتری تشکیل یافته و علاوه بر رشد در دو لبه ی نقیصه، به طور مستقل در وسط نقیصه هم ایجاد گردیده بود، که مورد اخیر حاکی از القای ساخت استخوان اختصاصا توسط سلول های تمایزی می باشد.


    نتیجه‌گیری‌نهایی:

    هدایت کنترل شده ی تمایز سلول های بنیادی، با استفاده از تاثیر مکانیکی و به طور خاص با کمک بسترهای قالب گیری شده با سلول های طبیعی، به نحوی که در این مطالعه انجام گرفت، نقش موثری در پیشرفت سلول درمانی ایفا خواهد نمود.

    کلیدواژگان: تمایز استئوژنیک، سلول های بنیادی، قالب گیری سلولی، القای بازسازی بافت استخوانی، هیستوپاتولوژی، آلکالین فسفاتاز
  • علی صادقپور، علی اصغر چالمه *، مهرداد پورجعفر، علی رضاخانی، خلیل بدیعی صفحات 270-278
    زمینه مطالعه

    سندرم متابولیک اسبان به عنوان یک اندوکراینوپاتی که نژاد های مختلف اسب ها و پونی ها را درگیر می کند در نظر گرفته شده است. این اختلال متابولیک، سندرمی چند عاملی است و به طور اولیه با چاقی، دیس لیپیدمی و مقاومت انسولینی مرتبط است.

    هدف

    مطالعه حاضر به منظور ارزیابی پدیده مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری در ارتباط با سن، جنس، فصل و چاقی انجام شد.

    روش کار

    12 نریان بالغ و 14 مادیان بالغ نژاد دره شوری از دی ماه 1393 تا آبان ماه 1394 انتخاب شدند. 14 اسب، کمتر و مابقی بیشتر از 10 سال سن داشتند. نمره بدنی حیوانات بر اساس سیستم امتیازدهی 1 تا 9 هنکه تخمین زده شد که 1 اسب لاغر و 9 اسب بسیار چاق است. نمره بدنی 12 اسب کمتر از 5 و بقیه بیشتر از 5 بود. اسب ها در خلال یک سال مورد مطالعه قرار گرفتند و هر 45 روز خون گیری و ارزیابی وضعیت نمره بدنی انجام شد. پدیده مقاومت انسولینی بر اساس آزمون غربالگری ارزیابی شد. مقادیر سرمی گلوکز، انسولین و لپتین ارزیابی شدند.

    نتایج

    این مطالعه جامع، فراسنجه های متعددی را به منظور درک بهتر مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری در یک بازه زمانی طولانی مدت مورد پایش قرار داد. مقادیر انسولین، گلوکز و لپتین در نریان های مسن و چاق در ماه های گرم تر به طور معنی داری بیشتر از سایرین و همچنین بیشتر از دامنه طبیعی بود (05/0>P)، از این رو، در این گروه از اسب های مورد مطالعه، مقاومت انسولینی تشخیص داده شد.


    نتیجه‌گیری نهایی:

    یافته های حاضر، پدیده مقاومت انسولینی را در یک نژاد خاص در ایران ارائه می دهد. ویژگی های فیزیولوژیک این نژاد ممکن است از سایرین متفاوت باشد و شزایط ایران نظیر وضعیت آب و هوا متفاوت از سایر کشورهاست. از این رو، باید در نظر داشت که اسب های دره شوری، خصوصیات منحصربه فرد متفاوتی از سایر نژادها دارند. این مطالعه، ممکن است به عنوان یک راهنما در ارزیابی مقاومت انسولینی در اسب های دره شوری مورد استفاده واقع شود.

    کلیدواژگان: مقاومت انسولینی، انسولین، گلوکز، لپتین، اسب دره شوری
  • محسن فتحی نجفی، محمد همتی *، خدیجه مریدی صفحات 279-289
    زمینه مطالعه

    کلستریدیوم سپتیکوم عامل ایجاد بیماری های حاد متعددی در انسان و حیوانات است. آلفاتوکسین مهمترین فاکتور بیماریزایی کلستریدیوم سپتیکوم است و فعالیتهای همولیتیکی، نکروتیکی و کشندگی دارد.

    هدف

    درمطالعه حاضر، خالص سازی آلفاتوکسین سویه بومی کلستریدیوم سپتیکوم NH2 و تهیه آنتی بادی علیه آن انجام شده که می تواند در تهیه کیت های تشخیصی ، آزمون توانایی واکسن و موارد مرتبط مورد استفاده قرار گیرد.

    روش کار

    سویه بومی کلستریدیوم سپتیکوم NH2 در محیط جگر کشت داده شد. آلفاتوکسین مترشحه در محیط کشت، طی سه مرحله خالص سازی شد: رسوب دادن با آمونیوم سولفات 25 و 60 % اشباع، کروماتوگرافی تغییر یونی با ستون DEAE-Sephadex و ژل فیلتراسیون بر روی SephadexG-50. در تمامی مراحل میزان آلفا توکسین مورد اندازه گیری قرار گرفت و روش خالص سازی با SDS-PAGE ارزیابی شد. متعاقب ایمن سازی خرگوش با آلفاتوکسین و تهیه سرم از حیوان، ایمونوگلوبین با یک فرایند سه مرحله ای خالص شد: آمونیوم سولفات، کروماتوگرافی تغییر یونی و ژل فیلتراسیون. عملیات مسیر خالص سازی آنتی بادی به وسیله آزمون های الکتروفورز، ایمونودیفیوژن دوطرفه و شعاعی یکطرفه(SRID) ، وسترن بلات و SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج

    مراحل خالص سازی که با آمونیوم سولفات 25% آغاز و با 60% ادامه یافت موجب حذف بسیاری از پروتئین ها گردید. نتایج کروماتوگرافی تعویض یونی با غلظت های مختلف نمک نشان داد که غلظت 0.4 مولار نمک می تواند از همه بیشتر آلفاتوکسین را از ستون DEAE جدا نماید. آلفاتوکسین در مرحله اول، در محیط کشت باکتری فعالیت مخصوص U/mg 394 را داشت و در نهایت، پس از انجام مراحل خالص سازی فعالیت مخصوصش به U/mg 13666 رسید. روند خالص سازی توانست توکسین را 35 برابر خالص کرده و 47 % توکسین اولیه را تخلیص و بازیابی نماید. نتایج الکتروفورز روی ژل SDS-PAGE حاکی از خلوص حدودی آلفاتوکسین بود. نتایج ایمونودیفیوژن دوطرفه و شعاعی یکطرفه وجود آنتی بادی مربوطه را تایید نمود. در فرایند وسترن بلات، دو زنجیره سبک و سنگین ایمونوگلوبین توسط مرکاپتواتانول از هم جدا شده و در الکتروفورز فقط با پروتئین 48 کیلودالتونی بر روی غشاء نیتروسلولزی واکنش داد.


    نتیجه‌گیری نهایی:

    نتایج این تحقیق منجر به دستیابی به روش خالص سازی آلفاتوکسین کلستریدیوم سپتیکوم و آنتی بادی علیه آن سریعتر و اقتصادی تر از روش‌های سایر محققین گردید.

    کلیدواژگان: کلستریدیوم سپتیکوم، آلفا توکسین، خالص سازی، آنتی آلفا توکسین، پلی کلونال آنتی بادی
  • بهروز رحمانی، مرتضی زنده دل *، وهاب باباپور، جواد صادقی نژاد، مسعود علیرضائی صفحات 290-302
    زمینه مطالعه

    بیماری پارکینسون یکی از بیماری های ناتوان کننده و شایع با منشاء تخریب نورونی می باشد. بر این اساس،‌‌ امروزه محققان به دنبال یافتن روش های درمانی موثر در جلوگیری از روند پیشرفت این بیماری هستند. در تحقیقات به عمل آمده اثرات محافظتی بتائین (به عنوان عامل دهنده گروه متیل در مسیر متابولیسم هموسیستئین) در مدل های تحقیقاتی کاهش مزمن خونرسانی مغز و اختلال حافظه، نشان داده شده است.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی اثرات محافظتی بتائین در مدل حیوانی بیماری پارکینسون یکطرفه، شکل گرفته است.

    روش کار

    سویهدر این پژوهش ارزیابی های رفتاری، بیوشیمیایی و بافت شناسی بر روی رت های نر نژاد ویستار که تحت تجویز دو هفته ای بتائین به صورت خوراکی با دوزهای روزانه 50، 100 و 200 mg/kg بودند به دنبال تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین در ناحیه متراکم جسم سیاه نیمکره چپ (به منظور القاء پارکینسون یکطرفه) انجام شد.

    نتایج

    مراحل تجویز بتائین در حیوانات با دوز روزانه 200 mg/kg از یک هفته قبل تا یک هفته پس از تزریق استریوتاکسیک 6- هیدروکسی دوپامین، با کاهش معنادار سطوح پلاسمایی هموسیستئین نسبت به حیوانات گروه های شم و کنترل همراه بود. در این گروه، نسبت به گروه کنترل، کاهش معناداری در تحلیل داده های استخراج شده از آزمون رفتاری چرخش، ملاحظه شد. همچنین، بررسی های بیوشیمیایی بافت مغزی حیوانات، که به منظور ارزیابی میزان استرس اکسیداتیو نورون ها در اثر تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین به عمل آمد، نشانگر کاهش معنادار غلظت های مالون دی آلدئید در گروه بتائین 200 mg/kg نسبت به گروه های شم و کنترل بود. در نهایت، درصد نورون های تخریب شده ناحیه متراکم جسم سیاه نیمکره چپ در حیوانات گروه بتائین 200 mg/kg با کاهش معناداری نسبت به گروه کنترل، همراه بود (05/0 > P). در بررسی های مشابه انجام شده در گروه های بتائین 50 و 100 mg/kg تغییرات معناداری نسبت به گروه کنترل، ملاحظه نگردید.


    نتیجه‌گیری نهایی:

    یافته های این پژوهش بیانگر اثرات آنتی اکسیدانی و محافظتی بتائین در مدل تحقیقاتی پارکینسون یکطرفه می باشد که با ویژگی بتائین در کاهش سطوح پلاسمایی هموسیستئین و در نتیجه کاهش اثرات سمی احتمالی هموسیستئین هم خوانی دارد.

    کلیدواژگان: بیماری پارکینسون، بتائین، هموسیستئین، مالون دی آلدئید، 6- هیدروکسی دوپامین
  • صادق معتمدی، احمد اصغری *، علیرضا جهاندیده، غلامرضا عابدی، پژمان مرتضوی صفحات 303-313
    زمینه مطالعه

    ایسکمی رپرفیوژن در بیضه یکی از شرایط ناباروری در مردان است که در طی آسیب ناشی از اکسیداسیون اتفاق می افتد. عصاره گیاه اکیناسه دارای اثرات آنتی اکسیدانی و محافظتی می باشد.

    هدف

    مطالعه حاضر بمنظور بررسی اثرات عصاره اکیناسه اثرات عصاره بر آسیب ناشی از ایسکمی رپرفیوژن در بیضه موش صحرایی می باشد.

    روش کار

    در این مطالعه 50 سر موش بالغ نژاد ویستار بطور تصادفی به 5 گروه آزمایشی تقسیم شد: گروه اول کنترل، گروه دوم، 2 ساعت اسیکمی و 24 ساعت رپرفیوژن بیضه چپ، گروه سوم، 2 ساعت ایسکمی که 1 ساعت پس از ایجاد ایسکمی به موش ها عصاره اکیناسه (25 میلی گرم/کیلوگرم) بصورت داخل صفاقی تزریق شد و سپس 24 ساعت رپرفیوژن انجام شد. گروه های 4 و 5 مشابه آزمایش سوم بود و موش ها با سطوح 50 و 100 میلی گرم/کیلوگرم عصاره اکیناسه را دریافت کردند. پس از 24 ساعت، بیضه چپ جدا و برای ارزیابی هیستولوژی و مقادیر آنزیم های سوپراکسیددسموتاز، مالون دی آلدهید، گلوتاتیون پراکسیداز مورد استفاده قرار گرفت.

    نتایج

    با توجه به نتایج بدست آمده، سطوح مالون دی آلدهید بطورمعنی داری در موش های دچار ایسکمی ریپرفیوژن افزایش پیدا کرد (05/0>P) درحالی که عصاره اکیناسه بطور وابسته به دوز موجب کاهش مالون دی آلدهید شد (05/0>P) . ایسکمی رپرفیوژن تجربی موجب کاهش فعالیت سوپرااکسیددسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0>P) . تزریق عصاره اکیناسه (25، 50 و 100 میلی-گرم/کیلوگرم) بطور وابسته به دوز و معنی داری موجب افزایش فعالیت سوپرااکسیددسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز شد (05/0>P) . تجویز عصاره اکیناسه تاثیر معنی داری بر مقادیر توتال آنتی اکسیدان در مقایسه با گروه کنترل نداشت (05/0>P) . در موش های دچار ایسکمی رپرفیوژن لوله های اسپرم ساز تخریب شده و اسپرماتوسیت کمی دیده شد. عصاره اکیناسه (50 و 100 میلی گرم/کیلوگرم) موجب بهبود شاخص های بیضه به همراه توبول های سیمنی فروس و اسپرماتوسیت در مقایسه با گروه ایسکمی رپرفیوژن شد.

    کلیدواژگان: اکیناسه آپورپورا، ایسکمی رپرفیوژن، موش صحرایی
  • مهرداد پویانمهر *، محمدرضا برزنونی صفحات 314-325
    زمینه مطالعه

    ماهیت خطرناک پسماندهای دامپزشکی (بیمارستان ها، کلینیک ها و آزمایشگاه ها) و عواقب ناشی از مدیریت ناهماهنگ آنها مانند مشکلات ناشی از عدم برنامه ریزی در مدیریت تفکیک ، جداسازی ، ذخیره ، جمع آوری، حمل ونقل و دفع آنها سبب بروز مشکلات زیست محیطی و بهداشتی فراوانی خواهد شد. ازطرفی به استناد ماده ی 11 و 2 قانون مدیریت پسماندهای ویژه مربوط به سازمان محیط زیست و وزارت بهداشت ایران ، پسماندهای کلینیک های دامپزشکی نیز به دلیل برخورداری از انواع میکروارگانیسم های بیماری زای خطرناک برای انسان و دام (مانند آنتراکس ، بروسلوز و...) جزء پسماند های ویژه است.

    هدف

    برای آگاهی از نحوه مدیریت پسماندهای مراکز دامپزشکی ، از دستورالعمل و چک لیست استاندارد سازمان محیط زیست و بهداشت جهانی استفاده شد.

    روش کار

    پاسخ به سوالات مورد نظر با مراجعه مستقیم پژوهشگر به 6 مرکز دامپزشکی دولتی و خصوصی تکمیل شد. ارزیابی آماری با استفاده از SPSS نسخه 22 بررسی و تجزیه وتحلیل شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد اگرجه مدیریت پسماند در کلینیک ها و آزمایشگاه های دولتی نسبت به مراکز خصوصی دامپزشکی مطلوبیت نسبی بیشتری دارد اما با استاندارد های بهداشت جهانی فاصله دارد.


    نتیجه‌گیری نهایی:

    اعمال قوانین و دستورالعملها ، افزایش سطح آگاهی و آموزش کارکنان در تمامی سطوح ، نظارت، کنترل مستمر بر نحوه جمع آوری، حمل و دفع بهداشتی پسماندهای دامپزشکی ضروری است.

    کلیدواژگان: ایمنی زیستی، بهداشت عمومی، مدیریت زباله، کلینیک های دامپزشکی
  • آلین باروس* صفحات 326-330
|
  • Abdolali Malmasi, Tara Nazari, Mohammad Mojtahedzade *, Saied Bokaie, Roshanak Mokhtari, Shabnam Babazadeh, Soheil Tavallaie Pages 233-242
    BACKGROUND

      Struvite crystals (Magnesium Ammonium Phosphate) are one of the most common causes of urolith formation in cats. Presence of these crystals in urea leads to urinary obstruction and idiopathic cystitis. The prevalence of urinary crystals has increased in recent years, thus there has been a growing interest in development of noninvasive, fast responsive therapies. Vitamin C is a safe compound with antioxidant properties. This vitamin is known as urine acidifier as well. Since struvite crystals are more soluble in acidic pH, it could be expected that vitamin C application could improve crystals dissolution as well as their disposal. It could also prevent other complications.

    OBJECTIVES

    This study was designed to analyze the effects of vitamin C in reducing the rate and intensity of struvite crystals with current long term therapies such as diet alteration, acidifier’s applications and diuretics.

    METHODS

    Ten male domestic cats with clinical signs of lower urinary tract disease were selected. Struvite crystalluria was confirmed by urine analysis and ultrasonography. Cats were divided to treatment and control groups each containing 5 cats. Both groups were treated by conventional therapies for two weeks, however, during the 1st week the treatment group received injectable vitamin C (100 mg/kg, every 24h, SC) and the control group received oral DL Methionine (200mg/cat, every 8h), in addition to conventional therapies. Urine was collected at days 0, 7 and 14 and its pH, specific gravity and number of crystals were calculated. Presence of floating echogenic foci was evaluated using ultrasound.

    RESULTS

    Significant decrease in struvite crystalluria was observed in both groups. However, in group treated by vitamin C this decrease was faster and more effective. In addition, in case of obstruction, vitamin C showed better therapeutic effects.

    CONCLUSIONS

    According to these results, vitamin C injection could be a therapeutic approach in treatment of urinary tract obstructions where fast response is needed to avoid further complications. Oral methionine seems to be a suitable choice for prophylaxis in patients with moderated signs and relatively high urine pH or continuing therapy to prevent recurrence of disease.

    Keywords: Crystalluria, Domestic cat, Feline Lower Urinary Tract Disease (FLUTD), Struvite crystals, vitamin C
  • Reza Azargoun *, Reza Avizeh, Alireza Ghadiri, Hadi Imani Rastabi, Mahdi Pourmahdi Pages 243-250
    BACKGROUND

    GReliable prediction of patient response to fluid resuscitation is a crucial issue in the management of hemorrhagic shock.

    OBJECTIVES

    This study was designed to investigate vertebral heart score (VHS) variation in fluid resuscitation of hemorrhagic shock patients and the feasibility of this method in determining resuscitation endpoint. 

    METHODS

    VHS values were assessed using previously published standard method in left to right lateral view. After induction of anesthesia (control assessments), hemorrhagic shock was induced by blood withdrawal to a mean arterial pressure of 40 to 50 mmHg within 30 minutes and then maintained in hypovolemic situation for an additional 30 minutes (second and third stages of assessments). Afterward, the dogs were randomly assigned to two groups which received 20 ml/kg lactated Ringer’s solution or 5 ml/kg Hydroxyethyl starch, in four consecutive 15 minute intervals (fourth stage of assessments). One hour after the last resuscitation step, final radiographic assessments were performed. 

    RESUTLS

    Hemorrhagic shock caused significant decrease in VHS values to a mean of 7.7 vertebrae (P<0.05). Following the fluid resuscitation VHS increased and returned to pre-shock values in both groups.

    CONCLUSIONS

    This study confirms that the breed-specific VHS assessment can be a useful method in monitoring of patient’s response to fluid therapy and determination of resuscitation endpoint in dogs with hemorrhagic shock.

    Keywords: Dog, hemorrhagic shock, hydroxyethyl starch, lactated Ringer, vertebral heart score
  • Seyed Sina Bagheri, Seyed Mostafa Peighambari *, Arash Ghalyanchi Langeroudi Pages 251-259
    BACKGROUND

    Gammacoronaviruses, which are single-stranded, positive-sense RNA viruses, are responsible for a wide variety of existing and emerging diseases in birds. The Gammacoronaviruses primarily infect avian hosts.

    OBJECTIVES

    This study aimed to investigate the genetic diversity of Gammacoronaviruses in quail population in Iran.

    METHODS

    In the period from 2016 to 2018, samples from 47 quail flocks with or without enteric signs, were collected from four provinces in Iran.

    RESULTS

    Gammacoronavirus was detected in samples of 4 flocks by using RT-PCR and characterized by N gene sequencing. The isolates formed a distinct group from other Gamma- coronaviruses groups.

    CONCLUSIONS

    The finding suggests the existence of a novel Gammacoronavirus circulating in quail farms. The phylogenetic relationship of the isolates concerning different sequences and geographical regions displayed complexity and diversity. The present study is the first detection of Gammacoronavirus in quail farms in Iran. Further studies are required and should include the isolation and experimental studies of Gammacoronaviruses in Iran.

    Keywords: Bird, gammacoronavirus, N gene, phylogenetic relationship, quail
  • Hossein Gholami, Seyed Hossein Mardjanmehr *, Mohammad Mehdi Dehghan, Shahin Bonakdar, Saeed Farzad Mohajeri Pages 260-269
    BACKGROUND

    Stem cells have great effects in clinical cell-based therapy. Accordingly, controlling the behavior and directing the fate of stem cells cultured in the laboratory is an important issue.

    OBJECTIVES

    The aim of this study was to evaluate osteogenic properties of adipose derived mesenchymal stem cells (ADSCs) which differentiated toward osteogenic linage by osteoblast-imprinted substrate.

    METHODS

    Rat ADSCs seeded on osteoblast-imprinted substrates, alkaline phosphatase (ALP) were measured in cellular supernatant of days 7 and 14. Alizarin Red staining of mineral matrix production in day 17 was performed. In order for in vivo evaluation, after seeding differentiated cells on a simple collagen scaffold, samples were implanted in an 8mm critical size calvarial defect. After 4 weeks defect site was harvested and prepared for histopathological examination.

    RESULTS

    ALP in both time points was significantly more than in undifferentiated ADSCs. (p<0.05). Alizarin red staining of differentiated cells showed a great production of mineral matrix nodules in cell culture plate. Histopathological investigations revealed greater amount of new bone formation and mostly in the center of defect, indicate osteoinductive effect of differentiated cells in vivo.

    CONCLUSIONS

    The osteoblast-imprinted substrate can mimic the topography and shape of natural osteoblast, which can mechanically direct ADSCs toward osteogenesis.

    Keywords: Adipose derived mesenchymal stem cells (ADSCs), alkaline phosphatase, calvarial defect, cell-imprinted substrate, osteogenic differentiation
  • Ali Sadeghpour, Aliasghar Chalmeh *, Mehrdad Pourjafar, Ali Rezakhani, Khalil Badiei Pages 270-278
    BACKGROUND

    Equine metabolic syndrome is an endocrinopathy that affects different breeds of horses and ponies. This metabolic disorder is a multifactorial syndrome and it is primarily linked to obesity, dyslipidemia and insulin resistance.

    OBJECTIVES

    The present study was performed to evaluate insulin resistance in Darehshori horses with regards to age, sex, season and obesity.

    METHODS

    Twelve adult stallions and 14 non-pregnant Darehshori breed mares were selected between January and November 2015. Fourteen horses were under and others were above 10 years old. Body condition scores of the animals were estimated based on Hennekes’ 1 to 9 scoring system, thus, 1 is poor and 9 is extremely fat horse. Body condition score of 12 horses was under 5 and the others above 5. The horses were studied during a period of one year, every 45 days and blood sampling and body condition scoring were performed at each time. Insulin resistance was assessed based on screening test. Serum concentrations of glucose, insulin and leptin were determined.

    RESUTLS

    This study comprehensively used multiple detailed parameters to scan thoroughly the concept of insulin resistance in Darehshori horses on a long term basis. The levels of insulin, glucose and leptin in aged and obese stallions in warmer months were significantly higher than the others and reference range (P<0.05), hence, insulin resistance was detected in these groups of studied animals.

    CONCLUSIONS

    These findings represented insulin resistance phenomenon in a specific breed in Iran. The physiologic characteristics of this breed may be different from other ones and the conditions in Iran such as climate are different from other countries. Hence, it should be considered that Darehshori horses have unique characteristics compared with other breeds. The study may be used as a guideline for evaluating the insulin resistance in Darehshori horses.

    Keywords: Darehshori horse, glucose, insulin, insulin resistance, leptin
  • Mohsen Najafi Najafi, Mohammad Hemmaty *, Khadijeh Moridi Pages 279-289
    BACKGROUND

    Clostridium septicum has played a significant role as a causative agent of many acute fetal diseases in man and animals. Alpha- toxin is the main factor in the pathogenesis of C. septicum with hemolytic, necrotic and lethal activities.

    OBJECTIVES

    The study was designed to evaluate alpha-toxin purification and antibody production rate against a local strain of C. septicum NH2 which could be applied in diagnosing kits, potency test of the vaccines, and other related applications.

    METHODS

    Local strain of C. septicum NH2 was cultured in liver broth. Alpha-toxin in supernatant purified by three steps: the first step was done by 25% and 60% of ammoniums sulfate precipitation and continued by DEAE-Sephadex ion exchange chromatography, and finally finished in gel filtration on Sephadex G-50. Alpha-toxin was assayed in all steps and purification procedures were analyzed by SDS-PAGE. After immunization of rabbits with alpha- toxin and serum collection, immunoglobulin was separated by three purifying steps: ammoniums sulfate, ion exchange chromatography, and gel filtration. Serum purification process was evaluated by electrophoresis, double immunodiffusion (DID), single radial immunodiffusion (SRID), western blot, and SDS-PAGE. RESUTLS: SDS-PAGE

    results

    showed the alpha-toxin and anti-alpha-toxin were purified partially. Double immunodiffusion and single radial immunodiffusion methods detected the specific antibody. Heavy and light chains of anti-alpha-toxin separated by 2ME in electrophoresis reacted with 48 kDa alpha-toxin during the western blot without any reaction to other proteins in nitrocellulose paper.

    CONCLUSIONS

    The present study showed a modified protocol for C. septicum alpha-toxin and anti-alpha-toxin production. The purification method is more economical and faster than previously reported procedures, and anti-alpha-toxin production is  an advantage in detection of C. septicum infection

    Keywords: alpha-toxin, anti-alpha-toxin, Clostridium septicum, polyclonal antibody, purification
  • Behrouz Rahmani, Morteza Zendehdel *, Vahab Babapour, Javad Sadeghinezhad, Masoud Alirezaei Pages 290-302
    BACKGROUND

    Parkinson's disease (PD) is one of the prevalent debilitating neurodegenerative disor- ders. Accordingly, researchers are working on methods to modify PD progression. Previously, the neuro- protective effects of betaine, as a methyl donor agent in homocysteine metabolism, have been demonstrated in animal models of chronic cerebral hypoperfusion and memory deficits.

    OBJECTIVES

    It was aimed to investigate the neuroprotective effects of betaine in an animal model of PD.

    METHODS

    In male Wistar rats under two-week course of oral betaine administration (50, 100, and 200 mg/kg per day), the behavioral, biochemical, and histological evaluations were conducted one week follow- ing unilateral nigral 6-OHDA injection.

    RESUTLS

    Betaine administration with dose of 200 mg/kg, one week before and after 6-OHDA lesioning, was associated with a meaningful reduction in the plasma levels of homocysteine (Hcy) in comparison with the control and sham groups (P < 0.05). Our evaluations revealed a remarkable improvement in motor asymmetry induced by apomorphine in the rats under treatment of betaine 200 mg/kg. Moreover, in this group, a significant decrease of malondyaldehyde (MDA) concentrations was detected in the brain tissues, as well as a significantly diminished neuronal cell loss (percent) in substantia nigra pars compacta (P < 0.05). The results of 50 and 100 mg/kg betaine groups were not significant.

    CONCLUSIONS

    Altogether, our findings indicate the antioxidant neuroprotective effects of betaine in this animal model of PD and it is in concordance with betaine properties in decreasing the plasma levels and possible neurotoxic effects of Hcy.

    Keywords: betaine, homocysteine (Hcy), 6-Hydroxydopamine (6-OHDA), malondyaldehyde (MDA), Parkinson's disease (PD)
  • Sadegh Motamedi, Ahmad Asghari *, Alireza Jahandideh, Gholamreza Abedi, Pejman Mortazavi Pages 303-313
    BACKGROUND

    Ischemia/reperfusion of tetsis is a male infertility condition which occurs because of oxidation demage. Echinacea purpurea extract (EPE) has antioxidant and protective effect.

    OBJECTIVES

    So, the main purpose of this research was to determine effects of EP extract on testicular ischemia/reperfusion (I/R) injury in rat.

    METHODS

    50 adult Wistar rats were randomly allocated into five groups: group one as control, group two, 2 hour I/24 hours R period, group three, 1 hour I which after 1 hour of ischemia, rat was injected 25 mg/kg EPE and ischemia continued for an hour, then was followed by 24 hours R period. Groups 4 and    5 were similar to experiment 3, except rats were injected with 50 and 100 mg/kg of EPE, respectively.  Then 24 hours later, the left testis was removed for histological and antioxidant enzyme activity including malondialdehyde (MDA), superoxide dismutase (SOD), glutathione peroxidase (GPx) and total antioxidant status (TAS).

    RESUTLS

    Based on the findings, MDA concentration was significantly elevated in I/R rat (P<0.05)  while EPE diminished MDA concentration in I/R rat (P<0.05). SOD and GPx activity decreased in I/R  rat (P<0.05). Injection of the of the EPE (25, 50 and 100mg/kg) increased SOD and GPx concentrations (P<0.05). There was significant fluctuation on TAS in EPE treated groups in comparision to the control group (P>0.05). Seminiferous tubules degenerated and few spermatocytes were observed in testis tubules of the I/R rat. EPE (50 and 100mg/kg) improved testis characteristics in experimental I/R-induced rat in which normal spermatocyte in seminiferous tubules was observed.

    CONCLUSIONS

    These results suggested EPE has protective effect against against testicular I/R.

    Keywords: Echinacea purpurae, ischemia, rat, reperfusion, testis
  • Mehrdad Pooyanmehr *, Mohamadreza Barzanuni Pages 314-325
    BACKGROUND

    The harmful, dangerous essence of the veterinary waste of hospitals, clinics and labora- tories and the consequences of their inconsistent management, such as problems caused by lack of planning in separating, storing, collecting, transporting and disposing of them, causes many environmental and health problems. On the other hand, according to clause 11 and 2 of the Special Waste Management Law of the Environment Protection Organization (E.P.O) and the Ministry of Health of Iran, the waste of veterinary clinics isalso hazardous waste due to the presence of a variety of microorganisms harmful to humans and animals (such as anthrax & brucellosis, etc.).

    OBJECTIVES

    The guidelines and checklist of the Environment & World Health Organization (WHO) were used in order to increase awareness of the management of the waste from veterinary centers.

    METHODS

    The answers to the questions were completed by the direct referral of the researcher to 6 pub- lic and private veterinary centers. Statistical evaluation was analyzed using SPSS Version 22.

    RESUTLS

    The results showed that although veterinary waste management in clinics and government laboratories is relatively more favorable than private veterinary clinics, it is far from world health standards.

    CONCLUSIONS

    Application of rules and guidelines, increasing the level of knowledge and staff training at all levels, and continuous monitoring of the collection, transportation and disposal of veterinary waste are necessary.

    Keywords: Bio safety, public health, veterinary clinics, waste management
  • Aline de Matos Curvelo de Barros*, Sofia Cicolo, Lucas Ferreira Colli Badini, Wilson Roberto Fernandes, Stefano Carlo Fillipo Hagen, Carla Aparecida Batista Lorigados, Silvana Maria Unruh, Luciana Neves Torres, Caio Cezar Ferraro, Renato Ramil Zafonatto, Nicole Fidalgo Paretsis, Giulia Maria Cauduro Brunetti, Rodrigo Romero Corrêa Pages 326-330

    Osteomyelitis of the vertebral body is a rare condition, and its prognostic is reserved in several species, caus- ing spinal cord involvement, and neurological manifestations. In foals, the disease can be resulted from an infection caused by several bacteria, in which R. equi has a higher incidence among the responsible agents. The objective of this report is to describe the osteomyelitis occurrence on the structures that constitute the atlantoaxial joint in a 115 day-old foal. At the cervical spine radiographic exam suspected a fracture in the odontoid process. After the radiograph results, associated to the clinical manifestations, and the owner’s interest, it was decided to euthanize the animal. In order to find a more accurate diagnosis, a myelography and a myelotomography were performed. The radiograph was not enough to identify precisely the vertebral disorders, whilst the computerized tomography detected the lesions related to the condition was confirmed later with necropsy and histopathological evaluation.

    Keywords: Cervical spine, computerized tomography, equine, myelotomography, osteomyelitis