فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هفدهم شماره 5 (مرداد 1398)
  • سال هفدهم شماره 5 (مرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا دیدارلو، سرور خلیلی صدقیانی*، احمد علی آقاپور، پرویز سالم صافی صفحات 332-345
    پیش زمینه و هدف

    تغییر در سبک زندگی، یکی از دستاوردهای مدرنیته بوده که جامعه به ویژه جامعه شهری به آن دچار شده است. یکی از مواردی که دلالت بر تغییر سبک زندگی دارد، تغییر در شیوه تغذیه است و رواج مصرف بیش ازاندازه فست فودها در بین نوجوانان و جوانان، نمونه بارز آن می باشد. لذا این مطالعه باهدف بررسی وضعیت مصرف فست فودها و عوامل مرتبط با آن در بین دانشجویان طراحی شد.

    مواد و روش کار

    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی (مقطعی) است که بر روی 299 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. نمونه ها از دانشکده های مختلف با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و وارد مطالعه شدند. برای جمع آوری داده های مطالعه از یک پرسشنامه ی روا و پایای چهاربخشی شامل ویژگی های جمعیت شناختی، سوالات آگاهی، نگرش و رفتار مصرف فست فود استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون های تی مستقل، کای دو، آنووا یک طرفه، همبستگی و روش رگرسیون خطی چند متغیره) در نسخه 16 نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته های تحقیق نشان داد که میانگین سن در کل گروه 30/3±10/22(در جنس مذکر 47/4±76/22 و در جنس مونث 50/2±84/21) بود. به طور متوسط مصرف فست فودها در دانشجویان 7/2 بار در ماه گزارش گردید و این مصرف در پسران بیشتر از دختران بود (58/4 ± 97/2 در جنس مذکر و 61/3± 58/2 در جنس مونث). میانگین نمره آگاهی و نگرش نسبت به مصرف فست فودها در بین دانشجویان به ترتیب 80/3±71/17 و 54/43±30/190 برآورد شد. بر اساس نتایج مطالعه آگاهی، نگرش و قومیت دانشجویان هم در تحلیل های تک متغیره و هم در تحلیل های رگرسیونی چند متغیره به عنوان عوامل مرتبط با مصرف فست فودها شناخته شدند و این ارتباطات ازنظر آماری هم معنی دار بودند (p<0.05).

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه نشان داد که آگاهی و نگرش دانشجویان نقش موثری در اتخاذ و عدم اتخاذ رفتار مصرف فست فودها داشتند. طراحی و اجرای برنامه های آموزش تغذیه به ویژه پرداختن به مقوله فست فودها برای دانشجویان باهدف افزایش آگاهی و ایجاد نگرش و باورهای صحیح در مورد مصرف فست فودها توصیه می شود.

    کلیدواژگان: فست فود، عوامل موثر، دانشجویان علوم پزشکی، ارومیه
  • عثمان وسوی دلاوان*، حسین حبیب زاده، علی مصطفی زاده، آیسان نوزاد، حمیدرضا خلخالی صفحات 346-354
    پیش زمینه و هدف

    نارسایی مزمن کلیوی یک اختلال کلیوی پیشرونده غیرقابل بازگشت است که باعث ایجاد عوارض و مشکلات متعددی در بیماران همودیالیزی می شود. یکی از عمده ترین شکایت های گزارش شده در بین افراد تحت همودیالیز خستگی است. امروزه به دلیل عوارض جانبی ناشی از درمان های دارویی، در معالجه بیماران به روش های غیردارویی مانند طب سنتی و ماساژ درمانی روی آورده شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ماساژ کف پا با روغن بادام بر شدت خستگی بیماران همودیالیزی انجام شده است.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد 60 بیمار همودیالیزی مراجعه کننده به مراکز آموزشی-درمانی ارومیه در سال 1395 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (30 نفر) و گروه مداخله (30 نفر) تقسیم شدند. در گروه مداخله، ماساژ کف پا با روغن بادام به مدت دو ماه توسط پژوهش گر انجام شد و گروه کنترل نیز فقط تحت نظر قرار گرفتند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه قبل و بعد از مداخله جمع آوری گردید. داده ها توسط آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل تجزیه وتحلیل و در سطح 05/0p< معنی دار تلقی شدند.

    یافته ها

    آنالیز داده ها نشان داد اختلاف میانگین نمره شدت خستگی قبل از مداخله در گروه کنترل 24/1±53/5 و در گروه مداخله 76/0±06/6 بود که بین آن ها ازنظر آماری تفاوت معنی داری وجود ندارد (06/0p=)، ولی بعد از انجام مداخله (ماساژ) میانگین نمره شدت خستگی در گروه مداخله 17/1±51/5 نسبت به گروه کنترل 25/1±57/4 کاهش قابل ملاحظه ای پیدا کرد که این کاهش ازنظر آماری معنی دار بود (001/0p<).

    بحث و نتیجه گیری

    یافته های به دست آمده از این پژوهش، نشان داد که ماساژ کف پا با استفاده از روغن بادام در کاهش شدت خستگی بیماران همودیالیزی موثر واقع شده است، بنابر این استفاده ازاین روش جهت کاهش شدت خستگی بیماران همودیالیزی در بخش های دیالیز قابل توصیه می باشد.

    کلیدواژگان: ماساژ، روغن بادام، شدت خستگی، بیماران دیالیزی
  • رقیه بایرامی*، فاطمه مقدم تبریزی، عرفانه طالبی، سمیرا ابراهیمی صفحات 355-362
    پیش زمینه و هدف

    امروزه، شبکه های اجتماعی مجازی به یکی از مهم ترین ابزارهای ارتباطی در سطح جامعه و جهان تبدیل شده است. یکی از فرایندهای روانی که بر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی تاثیر می گذارد ترس از در حاشیه ماندن می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و ترس از در حاشیه ماندن در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارومیه در سال 1396 انجام شد.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه مقطعی با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده 200 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارومیه شرکت نمودند. ابزار مورداستفاده شامل سوالات مربوط به مشخصات فردی اجتماعی، مدت زمان شرکت در شبکه های اجتماعی، پرسشنامه سلامت بیمار ((PHQ-9 و پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن (FOMO) بود. پس از تکمیل پرسشنامه ها، داده ها با نرم افزار SPSS  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    مطالعه حاضر حاکی از همبستگی مثبت بین زمان صرف شده در شبکه های اجتماعی با ترس از در حاشیه ماندن (03/0 p=) و نمره افسردگی دانشجویان (001/0 > p) بود. بر اساس مدل رگرسیون، ترس از در حاشیه ماندن، عامل پیش بینی کننده زمان سپری شده در شبکه های اجتماعی بود.

    بحث و نتیجه گیری

    نظر به یافته ها، پیشنهاد می شود ضمن فراهم کردن امکانات و شرایط مشاوره ای مناسب و موثر برای دانشجویان، ترس از در حاشیه ماندن آن ها را شناسایی و با ارائه راهکارهای مناسب در جهت کاهش آن، از بروز عوارضی نظیر صرف زمان بیشتر در شبکه های اجتماعی جلوگیری شود.

    کلیدواژگان: ترس از در حاشیه ماندن، دانشجو، شبکه های اجتماعی
  • لیلا علیزاده*، لیلی صالحی، زهرا مهربان، مانی رمزی صفحات 363-370
    پیش زمینه و هدف

    با توجه به اینکه تجویز مکمل آهن در بارداری، اغلب به طور روتین و بدون توجه به شرایط همودینامیک مادر انجام می شود، لذا امکان دارد با عوارض بارداری و زایمان همراه باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مصرف فروسولفات بر نوع زایمان و آپگار هنگام تولد نوزاد، در زنان باردار با هموگلوبین بالا انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی 140 خانم باردار سالم غیرسیگاری با  سن 35-18 سال؛ شاخص توده بدنی نرمال، سن بارداری 18-14 هفته و تک قلو، هموگلوبین بالایg/dl 2/13و فریتین بالای µg/l15به انجام رسید. مادران از هفته 20 بارداری، به صورت تصادفی در دو گروه درمان با قرص فرو سولفات(حاوی 50 میلی گرم آهن عنصری) و دارونما قرار گرفتند. هر دو گروه تا زمان تولد نوزاد، پیگیری و ازنظر نوع زایمان و آپگار هنگام تولد نوزاد مورد مقایسه قرار گرفتند.

    یافته ها

    اگرچه بعد از مداخله، میزان هموگلوبین(03/0=P) و فریتین(04/0=P) در گروه درمان بیش از گروه دارونما بود؛ اما ازنظر ابتلا به آنمیg/dl)11Hb<)، تفاوت معنی داری در بین دو گروه مشاهده نشد (1/0=P). همین طور ازنظر وزن تولد نوزادانشان، تفاوت معنی داری وجود نداشت(2/0=P)؛بااین حال، فراوانی زایمان با سزارین(01/0=P) و تولد نوزاد با نمره آپگار پایین تر از 8 (02/0=P)، در گروه درمان بیش از گروه دارونما بود.

    بحث و نتیجه گیری

    مصرف مکمل آهن در زنان باردار با هموگلوبین بالای g/dl2/13، افزایش میزان زایمان سزارین و تولد نوزاد با آپگار پایین را به دنبال داشت، لذا  به نظر می رسد تجویز روتین مکمل آهن در بارداری باید بااحتیاط بیشتری صورت گیرد.

    کلیدواژگان: فروسولفات، بارداری، هموگلوبین، نمره آپگار، سزارین
  • شادی تربیت نازلو، صالح سلیمی*، آرام فیضی صفحات 371-378
    پیش زمینه و هدف

    مراقبت یک ضرورت اخلاقی است. رفتارهای مراقبتی دربرگیرنده اقدامات و رفتارهایی است که توسط پرستاران برای ارائه مراقبت فیزیکی، عاطفی، اجتماعی، معنوی و روانی به بیماران ارائه می شوند. در حقیقت این فرض وجود دارد که احساس تحت مراقبت قرار گرفتن در بیماران ناشی از رفتارهای مراقبتی می باشد. هدف از مطالعه حاضر استخراج پیش بین کننده های رفتارهای مراقبتی پرستاران در بخش های مراقبت ویژه بود.

    مواد و روش کار

    مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی- تحلیلی می باشد که نمونه گیری به روش تمام شماری بر روی 350 پرستار بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های آموزشی ارومیه صورت گرفت. پرسشنامه شامل 3 قسمت: مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه رفتارهای مراقبتی لارسون (Q-Care) و پرسشنامه تعیین کننده های رفتار مراقبتی (DNCB) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss20 در سطح معنی داری p<0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    مهم ترین ابعاد رفتارهای مراقبتی"در دسترس بودن"، "پایش و پیگیری بیمار" و " توضیح دادن به بیمار" بود. بر اساس نتایج آنالیز تحلیلی با رگرسیون پیش بین کننده های بعد" در دسترس بودن" احساس امنیت شغلی و نیاز و خواست بیمار یا سیستم بود، برای بعد " پایش و پیگیری بیمار" تجربه کاری، باور به لزوم ارائه خدمات با کیفیت، احساس باارزش بودن در سیستم و زمان اختصاص یافته به مراقبت مستقیم و برای بعد"توضیح دادن به بیمار" آیتم های جنسیت بیمار، احساس مسئولیت و سن پرستار (گروه سنی بالاتر از 45 سال) استخراج شد.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در سطوح مختلف آموزشی و مدیریت پرستاری مورد بهره برداری قرار گیرد. مدیران و محققین پرستاری به منظور ارتقاء کیفیت مراقبت های پرستاری درعین حال با صرفه جویی در وقت و هزینه کافی است، تمرکز بر فاکتورهای پیش بین کننده در هر بعد مراقبتی داشته باشند.

    کلیدواژگان: پرستاران، رفتارهای مراقبتی، پیش بین کننده
  • افسانه توسلی*، نیره احمدی، فهیمه احمدی صفحات 379-391
    پیش زمینه و هدف

    خشونت علیه زنان پدیده ای جهانی است و در همه اعصار وجود داشته است. پژوهش حاضر باهدف روشن تر شدن ابعاد خشونت علیه زنان باردار و عوامل موثر بر آن انجام شده است.

    مواد و روش کار

    پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی بر روی 270 زن متاهل است؛ که از اردیبهشت تا آبان ماه سال 1397 به مراکز درمانی و واکسیناسیون شهر تهران مراجعه کرده اند. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی ساخت یافته بود. داده ها پس از جمع آوری توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 22، تجزیه وتحلیل شدند و در این راستا از آزمون های آماری  ضریب همبستگی، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تفاوت میانگین استفاده گردید.

    یافته ها

    با توجه به نتایج پژوهش 8/82 درصد زنان حداقل یکی از انواع خشونت را در دوران بارداری تجربه کرده اند. در مورد ابعاد خشونت، خشونت مالی با 66/29 درصد شایع ترین نوع خشونت و خشونت جسمی با 43/13 درصد کم ترین میزان خشونت را به خود اختصاص داده اند. هم چنین نتایج حاکی از آن است که با سطح معنی داری 5 درصد، افزایش تحصیلات زن (14- r =) و مرد (11- r =)، عاملی موثر در کاهش خشونت های جسمی، مالی و اجتماعی است. به علاوه هرچه محل تولد مردان از محیط های کوچک روستایی به شهرهای بزرگ نزدیک تر شده، میزان خشونت (به جز بعد مالی خشونت) نیز  (22- r =) کاهش یافته است. زنان با خواستگاه روستایی یا شهر کوچک، بیشتر مورد خشونت واقع شده اند و نیز با افزایش سطح توسعه فرهنگی محل سکونت، میزان خشونت اعمال شده در ابعاد مالی(171- r =)، جسمی (13- r =) و اجتماعی (15- r =) کاهش یافته است. میزان خشونت مردان فارس از خشونت مردان کرد، ترک و سایر قومیت ها کم تر بوده است. همچنین دو متغیر نگرش های فرهنگی مولد (50 r =) و مانع خشونت (40- r =) بیشترین شدت رابطه را با متغیر شاخص خشونت داشته اند. به علاوه شکل گیری نگرش های فرهنگی در زنان، رابطه معنی داری با متغیرهای سن، تحصیلات، توسعه فرهنگی محل سکونت و محل تولد آنان دارد؛ اما بین قومیت زنان و نگرش های فرهنگی مولد و مانع خشونت در آنان رابطه  معنی داری دیده نشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش، افزایش سطح تحصیلات زنان و مردان، توسعه ی فرهنگی محله ها و اصلاح نگرش های فرهنگی در سطح خانواده ازجمله عوامل موثر بر خشونت علیه زنان باردار هستند.

    کلیدواژگان: خشونت خانگی، خشونت علیه زنان، بارداری، عوامل فرهنگی، نگرش های فرهنگی
  • فرزانه برومند*، ثریا صادقی، آرزو کیانی صفحات 392-400
    پیش زمینه و هدف

    هیسترکتومی به معنای خارج نمودن رحم با یا بدون سرویکس و برداشتن تخمدان ها) اووفورکتومی) می باشد. امروزه برای درمان بسیاری از بیماری های خوشخیم و بدخیم هیسترکتومی الکتیو صورت می گیرد. هیسترکتومی یک روش جراحی سنگین و تهاجمی است که تاثیری جدی بر روی خصوصیات جنسی زن دارد و سبب احساس بدشکلی بدنی و سایر عوامل می شود که ممکن است یک محرک قوی برای استرس و مشکلات روانی در زنان باشد. در این مطالعه بر آن شدیم تا تاثیر هیسترکتومی را بر روی وضعیت روانی و جنسی بیماران بعد از جراحی، بررسی کنیم.

    مواد و روش ها

    بیماران 30 تا 55 سال که در سال 1396 بدلایل غیر بدخیم تحت هیسترکتومی الکتیو قرار گرفتند و با همسر خود زندگی می کردند و قبل از عمل یائسه نبوده و در 6 ماه قبل و بعد جراحی، استرس ماژور و یا سابقه مشکلات روان پزشکی نداشتند انتخاب و پرسشنامه Beck و FSFI برای بیماران 6 ماه بعد از جراحی پر شد. ویژگی های دموگرافیک و تعداد فرزند و سن بیمار و همسر بیمار، دلیل هیسترکتومی، وضعیت اووفروکتومی و داشتن درد شکمی مزمن برای بیماران ثبت شد و داده ها با نرم افزار spss 23 تحت آنالیز آماری قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد میانگین امتیاز بک بین دو گروه بیماران که تحت اووفروکتومی دو طرفه قرار گرفته بودند و گروه دیگر که یک یا دو تخمدان حفظ شده داشتند؛ اختلاف معنی داری داشت (002/0 =P). بنابر این حفظ تخمدان در کاهش میزان افسردگی موثر بود. درخصوص درد شکم مزمن 6 ماه بعد از هیسترکتومی؛ میانگین نمره بک در بیماران با درد شکم مزمن و بیماران بدون درد شکم اختلاف معنی داری داشت (007/0=P). بین طول مدت بستری و افسردگی تفاوت معنی داری وجود نداشت (13/0=P). نتایج مطالعه نشان داد بین افسردگی در بیماران خانه دار و بیماران شاغل رابطه معنی دار وجود دارد (027/0=P). درخصوص سن همسر؛ با هر سال افزایش سن میزان افزایش امتیاز بک مشهود بود (001/0=P) و افزایش افسردگی را نشان می داد. اما دلایل هیسترکتومی الکتیو بر افسردگی تاثیری نداشت (147/0=P). در مورد وضعیت جنسی بیماران میانگین FSFI قبل از جراحی برای بیماران حدود 21.14 با انحراف معیار 10.14 و میانگین FSFI بعد از جراحی 16.42 با انحراف معیار 7.8 بود که این موضوع نشان دهنده کاهش میزان افسردگی بود. همچنین بر اساس آزمون t جفت شده عملکرد جنسی بیماران بعد از هیسترکتومی به میزان معنی داری کاهش پیدا کرده بود (p < 0.05). بر اساس نتایج آزمون یومن ویتنی، وضعیت جنسی (FSFI) بیماران بعد از عمل و وضعیت اووفروکتومی آن ها نشان دهنده حفظ تخمدان و تاثیر مثبت بعد از عمل جراحی بود (01/0>P).

    نتیجه گیری

    در مطالعه حاضر اکثر بیماران که دارای سابقه بیماری روان پزشکی نداشتند؛ بعد از هیسترکتومی کمی افسرده گزارش شدند. در کل نتایج مطالعه حاضر نشان داد حفظ تخمدان بعد از هیسترکتومی الکتیو با کاهش نسبی میزان افسردگی و بهبود عملکرد جنسی بیماران همراه بوده است. خانه دار بودن و افزایش سن شریک زندگی در افزایش میزان افسردگی بیماران نقش موثری داشته است. بیماران با افسردگی بیشتر با درد شکم بیشتری مواجه بودند.

    کلیدواژگان: هیسترکتومی، افسردگی، عملکرد جنسی، اووفورکتومی
|
  • Alireza Didarloo, Surur Khalili Sadeghiani*, Ali Ahmad Aghapour, Parviz Salem Safi Pages 332-345
    Background & Aims

    Changing lifestyle is one of the achievements of modernity that society, especially the urban community has suffered. One of the factors that indicates a change in lifestyle is a change in nutrition. An example of this is the prevalence of over-consumption of fast food among adolescents and young people. Therefore, this study was designed to study the state of consumption of fast food and its related factors among Urmia medical students.

    Materials & Methods

    This cross-sectional (descriptive-analytic) study was conducted on 299 students of Urmia University of Medical Sciences. Samples from university colleges were selected by stratified random sampling and were included in the study. To collect the data, a valid and reliable three-part questionnaire including socio-demographic characteristics, knowledge and attitude was used. Data were analyzed using descriptive statistics and inferential statistics (independent t-test, Chi-square, one-way ANOVA, correlation and multiple linear regression) in SPSS-16 software.

    Results

    The findings showed that the mean age in the whole was 22.10 ± 4.30 (22.86 ± 4.47 in female and 21.84 ± 2.50 in the female group). On average, the consumption of fast foods was 2.7 times per month in students and this consumption was higher in boys than in girls (2.97 ± 4.8 in males and 2.58 ± 3.61 in females). The mean score of knowledge and attitude toward fast food consumption among students was 17.71 ± 3.80 and 190.30 ± 43.54, respectively. Based on the results of the study, knowledge, attitude and ethnicity of students in both univariate and regression analyzes were recognized as factors related to fast food consumption and these relationships were statistically significant (p <0.05).

    Conclusion

    This study revealed that students' knowledge and attitudes play an effective role in the adoption and non-adoption of the behavior of their fast food consumption. The design and implementation of nutrition education programs is recommended for students to raise knowledge and improve the attitude and beliefs about the use of fast food.

    Keywords: Fast Food, Effective Factors, Medical Students, Urmia
  • Osman Wosoi Dalavan*, Hossein Habib Zadeh, Ali Mostafazadeh, Isan Nozad, Hamid Reza Khalkhali Pages 346-354
    Background & Aims

    Chronic renal failure is a progressive, irreversible kidney disorder that causes multiple complications and problems in these patients. One of the major complaints among hemodialysis patients that reported is fatigue. Today, due to side effects of drug treatments, treating patients has been turned with non-pharmacological methods such as traditional medicine and massage therapy. So the aim of this study was to evaluate the effect of foot massage with almond oil on the severity of fatigue in hemodialysis patients.

    Materials & Methods

    In this clinical trial, 60 hemodialysis patients who referred to teaching hospitals of Urmia in 2016 based on available sampling method was selected and randomly divided into two groups: control (n=30) and intervention (n=30). In the intervention group, foot massage with almond oil was conducted by researcher for two months and the control group were observed only. Data were collected using a questionnaire before and after intervention. Data was analyzed using Chi square test, independent t-test and paired t-test statistics and considered significant at p<. 0.05

    Results

    Data analysis showed that the difference between the mean score of fatigue severity before the intervention in the control group was 5.53±1.24 and in the intervention group was 6.06±0.76 which there was no statistically significant difference between them (p> 0.06), But after the intervention, the mean score of fatigue severity in the intervention group was 5.51±1.17 compared to the control group, 4.57±1.25 This decrease was statistically significant (p <0.001).
    The mean fatigue score between the two groups before the intervention was not statistically significant (p=0/06), but after the intervention (massage) the severity of fatigue in the intervention group compared to the control group significantly reduced (p<0/001).

    Conclusion

    The findings from this study showed that foot massage using almond oil is effective in reducing the severity of fatigue in hemodialysis patients, so the use of these methods to reduce of fatigue in hemodialysis patients is recommended in the dialysis centers.

    Keywords: massage, almond oil, fatigue, dialysis patients
  • Roghieh Bayrami*, Fatemeh Moghaddam Tabrizi, Erfaneh Talebi, Samira Ebrahimi Pages 355-362
    Background and Aims

    Nowadays, social networking sites are one of the most importing means to communicate in societies and worldwide. One psychological process that may underlie problematic social networking sites use is the Fear-Of-Missing-Out (FOMO).Therefore in the present study; we have studied and determined the relation between FOMO and the rate of using the social networking sites among the students in Urmia University of Medical Sciences in 2017.

    Material and methods

    The design of the study was cross-sectional. The sample consisted of 200 Students of Uremia University of Medical Sciences who were selected quota randomly. The data collection tool was a three-part questionnaire. The first section includes demographic information as well as a question about the period of Internet using during a day, the second part was "FOMO" questionnaire and third part was PHQ-9 scale. Data analyzing was conducted software SPSS / 16.

    Results

    There were positive correlation between social networking sites usage and fear of missing out and depression score (P<0. 03 and p<0.001) respectively. The regression model showed that FOMO was as a predictive factor for social networking sites usage.

    Conclusion

    Due to the relationship between fear of missing out and usage of social networking sites, improving the educational and cultural quality of university programs is recommended for the correctly and optimal usage of social networks sites among students.

    Keywords: fear of missing out (FOMO), social media, students
  • Leila Alizadeh*, Leili Salehi, Zahra Mehraban, Mani Ramzi Pages 363-370
    Background & Aims

    Prescribing routine Iron supplementation during pregnancy regardless of the maternal hemodynamic condition that may be accompanied with pregnancy and delivery complications. This study conducted to assessing the effect of iron supplementation in pregnant women with high hemoglobin on delivery type and newborn’s Apgar score.
    Material &

    Methods

    The randomized double-blind clinical trial performed on 140 healthy pregnant women, 18-35years old, normal BMI, nonsmoker, in the 14th - 18th weeks of singleton pregnancy with Hb> 13.2 g/dL and ferritin > 15 μg/l. Mothers were randomly assigned to experimental and control groups from the 20th week of pregnancy, the experimental group received one ferrous sulfate tablet (50 mg) daily, while the control group received a placebo. Both of them were followed up to delivery and the type of birth and newborn’s Apgar were evaluated and compared.

    Results

    There was significant differences between the two groups in Hb (P = 0.03) and ferritin (P=0.04) levels after intervention, but the incidence of anemia exhibited no difference between them (P = 0.1). In addition there was no different between the two groups in birth weight (P=0/2), but the incidence of cesarean section (P=0/01) and low birth Apgar score (less than 8) (P=0/02) in drug group more than other group.

    Conclusion

    Iron supplementation increased the risk of cesarean section and low Apgar score in pregnant women with Hb concentrations greater than 13.2 g/dl; therefore, it should be done with caution in pregnancy.

    Keywords: Ferrous sulfate, Pregnancy, Hemoglobin, Apgar score, cesarean
  • Shadi Tarbiyat Nazloo, Saleh Salimi*, Aram Feizi Pages 371-378
    Background & Aims

    Taking care of patients is a moral necessity. Caring behaviors includes actions and behaviors provided by nurses as physical, emotional, social, and spiritual & psychosocial cares for patients. In fact, it is assumed that feeling cared by patients is due to caring behaviors.

    Objective

    Determining predictors of nursing care behaviors in critical care units.

    Material & Methods

    The present study is a descriptive-analytical study in which all of 350nurses who were working in Icu′s of Urmia city selected as sample. The questionnaire were consists of 3 parts including Demographic characteristics, Larsson Care Behavior Questionnaire (Q-Care) and Determinants Questionnaire of Care Behavior (DNCB). Data were analyzed by using Spss20 software at significance level of p<0/05.

    Results

    From ICU nurses view of point, the most important dimensions of care behaviors were” accessibility”, “explains”, “monitors”. Based on Regression analysis, predictors of “accessibility” were sense of job security, demand of the patient or system, predictors of “explain” were age of the nurse, sense of responsibility, gender of the patient and predictors of “monitors” were job experience, believe in the need to deliver quality care, feeling of being a valuable employee in the system, time allocated to direct care.

    Conclusion

    The results of this research might be applied at different levels of nursing education and management. In order to improve quality of care, nursing managers and authorities just need to focus on predictors of each care dimension. This finally, of course decrease their expenditure and the time allocated for quality improvement projects.

    Keywords: Nurses, Caring behaviors, Predictors
  • Afsaneh Tavassoli*, Nayereh Ahmadi, Fahimeh Ahmadi Pages 379-391
    Background & Aims

    Violence against women is a universal phenomenon and has existed throughout all ages. This study aimed to clarify the dimensions of violence against pregnant women and its effective factors.

    Material & Methods

    This cross-sectional study was conducted on 270 married women who were referred to Tehran medical and vaccination centers in April to June 2018. The research method was Survey and data gathering tool were a constructed questionnaire. Data were analyzed by SPSS software version 22 and statistical tests of Correlation coefficient, one way ANOVA and mean difference were used.

    Results

    According to the results, 82.8% of women experienced at least one type of violence during pregnancy. Financial violence has been the most common type of violence and physical violence with 29.66% has the lowest prevalence. The results also indicate that with a significant level of 5%, the increase in women's (r = 14) and men's (r = -11) education is an effective factor in reducing physical, financial and social violence. In addition, as the men's place of birth ranges from small rural areas to major cities, the level of violence (except for the financial violence) has fallen (r = -22). Women with a rural or small township are more under violence, and with the increase in the level of cultural development of the place of residence, the amount of violence in the financial (r=171), physical (r=13) and social (r =-15) dimensions is reduced. Also, two variables of cultural attitudes that product (r=50) and prevent (r = -40) violence have had the highest relationship with the variable of violence index. In addition, the formation of cultural attitudes in women has a significant relationship with the variables of age, education, cultural development of the place of residence and place of birth, but there was no significant relationship between ethnicity of women and cultural attitudes that product and prevent violence.

    Conclusion

    According to the findings of this study, increasing the level of education of women and men, cultural development of neighborhoods and improving cultural attitudes at the family level are factors that affecting violence against pregnant women.

    Keywords: Cultural Attitudes, Cultural Factors, Domestic Violence, Pregnancy, Violence against Women
  • Farzaneh Broumand*, Soraya Sadeghi, Arezou Kiani Pages 392-400
    Background & Aims

    Hysterectomy means the removal of the uterus with or without cervix or ovaries (ovophorectomy). Today, for the treatment of many benign and malignant diseases, elective hysterectomy is performed. Hysterectomy is a heavy and invasive surgical technique that has serious side effects on female sexual characteristics and causes physical disorientation and other factors. It may also be a strong stimulant to stress and psychological problems in women. In this study, we investigated the effect of hysterectomy on the mental and sexual status of patients after surgery.

    Materials & Methods

    Patients aged 30 to 55 years who underwent a non-malignant elective hysterectomy in 2017 and lived with their spouse, were not menopause and had no major stress or history of psychiatric problems in the 6 months before and after surgery were selected. The Beck and FSFI questionnaires were completed for patients 6 months after surgery. The demographic characteristics, the number of children, the age of the patients and their spouses, the cause of hysterectomy, the status of oophorectomy, and chronic abdominal pain were recorded and the statistical data were analyzed using SPSS (version 23).

    Results

    Results showed a significant difference in Beck score between two groups of patients who underwent bilateral oophorectomy and the other group who had one or two ovaries preserved (p = 0.002). Therefore, ovarian preservation was effective in reducing depression. For chronic abdominal pain 6 months after hysterectomy, significant differences existed between the patients with chronic abdominal pain and patients without abdominal pain (P = 0.007). There was no significant difference between duration of hospitalization and depression (P = 0.13). The results showed that there is a significant relationship between depression in housewives and working patients (P=0.027). Concerning the age of the spouse, a positive relationship existed between the age of spouse and depression based on Beck score (P = 0.001). Also, elective hysterectomy had no effect on depression (P = 0.147). The mean FSFI preoperatively for patients was 21.14 with a standard deviation of 10.14 and a mean FSFI after surgery of 16.42 with a standard deviation of 7.8, indicating a decrease in depression. Paired t-test also showed a significant decrease in sexual function after hysterectomy (p <0.05). Based on the results of FSFI, postoperative patients and their oophorectomy showed ovarian preservation and positive effect after surgery (P <0.01).

    Conclusion

    In the present study, the majority of patients were reported to be slightly depressed after hysterectomy without a history of psychiatric illness. Various studies described hysterectomy with premature ovarian failure that was associated with reduced estrogen doses. In our study, patients also had a higher risk of depression after hysterectomy with increasing age, lower number of children, and higher educational attainment. Overall, the results of this study showed that ovarian preservation after elective hysterectomy was associated with a relative decrease in depression and improvement in sexual function. Being a housewife and raising a partner's age were effective in increasing depression in patients. Patients with more depression had more abdominal pain.

    Keywords: Hysterectomy, Depression, Sexual function, Ovophorectomy