فهرست مطالب

تاریخ علم - سال شانزدهم شماره 1 (پیاپی 24، بهار و تابستان 1397)
  • سال شانزدهم شماره 1 (پیاپی 24، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا آقایی، امیرمحمد گمینی* صفحات 1-15
    محمدکریم خان کرمانی رهبر شیخیه کرمان در دوره ناصری از مخالفان جدی نجوم جدید بود. پس از او فرزندنش زین العابدین خان کرمانی، رهبر این فرقه، کتابی با عنوان شمس الجاریه (1345ق) به فارسی نوشت و در آن تلاش کرد که به استدلال های جدیدی که برای نجوم جدید مطرح شده بود پاسخ دهد و نشان دهد که چگونه می توان از آیات و روایات به نفع نجوم قدیم بطلمیوسی استفاده کرد. بخش عمده آن کتاب رد ادعاهای هبهالدین شهرستانی در کتاب الاسلام والهیئه (1328ق) بود. هبهالدین در آن کتاب عناصر نجوم جدید -از جمله نفی افلاک صلب، حرکت زمین، سکون خورشید، و سایه و مدار زمین- را با آیات و روایات اسلامی تطبیق داده بود. زین العابدین به خوبی نشان می دهد که تاویل های هبهالدین به نفع نجوم جدید تا چه میزان دل بخواهی و بی ضابطه است. هر چند همین مشکل گریبان گیر زین العابدین در تفاسیر خود به نفع نجوم قدیم نیز هست.
    کلیدواژگان: الاسلام والهیئه، اعجاز علمی، شمس الجاریه، شیخیه، علم و دین، نجوم بطلمیوسی، نجوم جدید
  • کامران امیرارجمند* صفحات 17-36

    سهم نجم الدوله در انتقال و جذب علوم جدید در دوره قاجار بسیار ارزنده است. ولی چرا در ایران علی رغم شکوفایی علوم در قرون گذشته رهیافتی به علوم جدید پیدا نشد، و حتی هنگامی که این علوم از خارج به ایران راه یافت نتوانست در ابتدا در ایران ریشه بدواند. اما پاسخ همه جانبه به طرح معمای نیدهام ابعاد وسیعی را در بر می گیرد، که از توان یک فرد خارج است. در اینجا در ابتدا به اهمیت طرح این سوال اشاره می شود و به دنبال آن برخی از پاسخ هایی که تاریخ نگاران علم در غرب به این معما داده اند اجمالا بررسی و ارزیابی می شوند. سپس منطق روشن شناسی علوم سنتی در ایران به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد و استدلال می شود که با این روش شناسی که در کتاب رساله شمسیه تجویز شده است، دستیابی به علم هیئت جدید، که با کشفیات نیوتن تثبیت و مقبولیت عام یافت، متصور نبود. در خاتمه برای تایید این استدلال به نظریه یکی از علمای عصر قاجار به نام محمد حسین شهرستانی در کتاب آیات بینات مراجعه می شود.

    کلیدواژگان: رساله شمسیه، روش شناسی بومی، علم جدید، کاتبی قزوینی، محمد حسین شهرستانی، معمای نیدهام
  • اکبر فلاحی* صفحات 37-51
    در سال 1295ق و به هنگام سفر دوم ناصرالدین شاه قاجار به اروپا و بازدید از کشور اتریش، استفاده از دانش و توان مستشاران آن کشور با هدف آموزش قشون ایران و انتقال دانش و فناوری نظامی مورد توجه و در دستور کار دولت مردان قاجار قرار گرفت. با ورود اتریشی ها و شروع به کار آنها، فعالیت ها و کوشش های بسیار و گوناگونی در زمینه آموزش تولید تسلیحات و نیز نگارش و ترجمه کتاب های نظامی به افواج و دانش آموزان مدارس نظامی انجام شد. در این مقاله، سعی بر آن است با تکیه بر منابع دست اول تاریخی همچون کتاب ها، اسناد آرشیوی و روزنامه ها این اقدام ها بررسی و نتایج تشریح گردد.
    کلیدواژگان: آموزش قشون، دانش و فناوری نظامی، قاجار، مستشاران اتریشی، ناصرالدین شاه
  • محمد کشاورز بیضایی* صفحات 53-64
    علیقلی خان مخبرالدوله از رجال دانش دوست، ترقی خواه و مطرح تاریخ معاصر ایران است. برخی از اقدامات وی حاکی از نوگرایی و اهتمام و توجه ایشان به امر توسعه و پیشرفت در ایران عصر قاجار است. این جستار با روشی تحلیلی- توصیفی و همچنین با تکیه بر منابع و اسناد کتابخانه ای و آرشیوی، به اقدامات سیاسی و فرهنگی مخبرالدوله و سهم آن در فرایند نوگرایی این دوره می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که علیقلی خان مخبرالدوله با اتخاذ رویکردی معتدل و معقولانه در امور حکومتی و تصدی مناصب مهم و گوناگونی چون وزارت پست و تلگراف، تجارت، معارف و ریاست دارالفنون و اقداماتی نظیر پی ریزی، مدیریت، توسعه و گسترش خطوط تلگراف، تکمیل کانون علمی دارالفنون، همچنین تاسیس روزنامه دانش، اولین روزنامه آموزشی ایران، اهتمام به تشکیل انجمن حافظ الصحه، اعزام محصل به خارج از کشور و پرورش متخصصان علوم، در تنویر افکار و روند نوگرایی و نوسازی ایران در عصر قاجار، سهم و تاثیر بسزایی داشته است.
    کلیدواژگان: علیقلی خان مخبرالدوله، قاجار، نوگرایی
  • امیرمحمد گمینی* صفحات 65-93

    بر خلاف کلیشه رایج در باره تقابل علمای امامیه با نجوم جدید در عصر قاجار، تا به حال شاهدی از مخالفت صریح و گسترده علمای امامیه با نجوم جدید بر اساس آموزه های دینی در آن دوران، آن طور که در ماجرای گالیله و کلیسای کاتولیک شاهدش هستیم، یافت نشده است. تنها دو مخالفت از سوی ملا مهدی نراقی و محمدحسین شهرستانی وجود دارد که نه به دلایل دینی بلکه بر اساس دانش سنتی ایشان از نجوم و فلسفه طبیعی ارسطویی ابراز شده است. علما به خاطر تطبیق نجوم قدیم بر آیات و روایات مخالف نجوم جدید نبودند. علاوه بر این علما دلبستگی ای به تنجیم نداشتند و آن را حرام می دانستند و معمولا وجود احادیث تنجیمی را موید تنجیم رایج نمی دیدند و در نتیجه به خاطر تنجیم مدافع نجوم قدیم نبودند. بنا بر این انگیزه ای برای مخالفت با نجوم جدید نداشتند. علما خود را متولی کیهان شناسی نمی دانستند، بنا بر این کیهان شناسی جدید رقیبی برای ایشان محسوب نمی شد تا اینکه هبهالدین شهرستانی کتاب الاسلام والهیئه را نوشت. او در آن کتاب می خواست نشان دهد که آیات و روایت نه تنها با نجوم جدید مخالف نیستند، بلکه موید آن هستند.

    کلیدواژگان: اعجاز علمی، تنجیم، خورشید مرکزی، علمای امامیه، نجوم جدید
  • محمد معصومی* صفحات 95-114

    نخستین رساله ای که در نقد نظریه داروین، به فارسی نوشته و در سال 1298ق منتشر شد، نیچریه سید جمال الدین اسدآبادی است. رساله ای دیگر نیز در سال 1299ق با عنوان آیات بینات به قلم آیت الله محمدحسین شهرستانی به فارسی نوشته شده است. سپس کتاب مفصل آیت الله محمدرضا نجفی اصفهانی، که در سال 1331ق و با عنوان نقد فلسفه دارون منتشر شده است، ظاهرا سومین اثر مطالعه شده در بررسی نظریه داروین است. مرآت العقل اثری در علم به فارسی است که در سال 1330ق به قلم آیت الله محمد علی سنقری حائری (1293-1378ق) از علمای برجسته کربلا نوشته شده است. وی در جلد اول که شامل یک دیباچه و سه مقاله است، به اشکالات و تناقضات «مادیین» (ماده گرایان) می پردازد و با روش فلسفی-کلامی آنها را نقد می کند و سپس در مقاله سوم زیر عنوان «ابطال نوامیس اربع» به چهار محور اصلی نظریه داروین اشاره می کند و به زعم خود فساد هر یک را برمی شمارد. ادعا این است که با وجود این کتاب که به فارسی و در 1330ق نوشته شده است، می توان فصل نوینی را در مطالعات تاریخ علم دوران قاجار گشود.

    کلیدواژگان: داروین، مرآت العقل، محمد علی سنقری حائری
  • مصطفی یاوری* صفحات 115-139
    مساله حرکت زمین (حرکت وضعی و حرکت انتقالی آن) و حل ایرادات طبیعی و تجربی حاصل از پذیرش این حرکت، یکی از مسائل مهم در پذیرش یا رد نجوم خورشیدمرکز بوده است. با این که در آثار هیئت دوره اسلامی، سعی بر آن بود تا دلایلی که برای بر سکون زمین مطرح می شوند، بیشتر دلایلی تجربی باشند، اما به نظر می آید در نزد متفکران دوره قاجار، این دلایل تجربی نسبت به دلایل طبیعی اهمیت کمتری داشتند. عبدالغفار نجم الدوله در کتاب قانون ناصری (1284ق) به تفصیل به مسائل مربوط به نجوم جدید و اکتشافات نجومی روز می پردازد. با این که مطالب مطرح شده در این کتاب عموما از سطح کتاب های علم برای عموم فراتر نمی رود، اما بررسی آن برای شناخت استدلال های نجومی مطرح شده در مورد حرکت زمین در دوره قاجار لازم به نظر می رسد. مقاله حاضر به بررسی دلایل نجم الدوله در موضوع حرکت زمین در کتاب قانون ناصری می پردازد.
    کلیدواژگان: تاریخ ورود علم جدید به ایران، حرکت انتقالی زمین، حرکت وضعی زمین، عبدالغفار نجم الدوله، علم هیئت جدید، قانون ناصری
|
  • Reza Aghayee, Amir Mohammad Gamini * Pages 1-15
    Muḥammad-Karim-Khān Kirmānnī, the leader of Shaykhists, was one of the opponents of modern astronomy in 19th century in Iran. Following him, his son, Zayn al-ʿĀbidīn-Khān Kirmānī wrote his Shams al-Jārīya (1926) in Persian to reject the new arguments for modern astronomy and also to show how the Islamic holy texts admit the old Ptolemaic astronomy. A major part of his book included some rejections of Hibat al-Dīn Shahristānī’s claims in Al-Islām wa al-Hayʾa (1910). Hibat al-Dīn in that book had argued for the consistency of Islamic holy texts and some of the elements of modern astronomy such as rejection of the solid celestial spheres, motion of the Earth, immobility of the Sun, and the shadow and the orbit of the Earth. Zayn al-ʿĀbidīn shows very well that Hibat al-Dīn’s interpretations of holy texts in favor of the modern astronomy are arbitrary and unreliable, however Zayn al-ʿĀbidīn’s own interpretations have the same problem.
    Keywords: Modern astronomy, Ptolemaic astronomy, Science, Religion, scientific miracle, Shams al-Jārīya, Al-Islām wa al-Hayʾa, Shaykhism
  • Kamran Arjomand * Pages 17-36

    The introduction of modern science in the Qajar era is invariably connected to the efforts of Najm al-Dawla. But why modern science did not rise in Iran despite the high development of science in pre-modern times? And why did it not find acceptance in Iran when it was first introduced? In this article the importance of Needham’s question for the historiography of science is briefly discussed as well as some attempts by Western scholarship to answer it. By considering the traditional methodology of science, as expressed by Kātibī Qazwīnī in al-Risala al-Shamsīyya that had been taught in Iran until recently, it will be argued that this methodology was not suitable for developing or embracing modern science, in particular, the Newtonian mechanics. Finally, as an example, some arguments against heliocentric astronomy based on the logic of al-Shamsīyya, and advanced by Muḥammad-Ḥusayn Shahristānī in his Āyāt Bayyināt will be discussed.

    Keywords: Modern Science, Muḥammad-Ḥusayn Shahristānī, Najm al-Dīn Kātibī Qazwīnī, Needham’s puzzle, al-Risala al-Shamsīyya, Traditional methodology
  • Akbar Falahi * Pages 37-51
    By the second Nāṣir al-Dīn Shāh’s visit of Europe and Austria in 1878, the knowledge and ability of the Austrian counselors was considered and placed on the agenda of Qajar government to to train Iranian troops and introduce modern military knowledge and technology to Iran. By the arrival of the Austrians and the start of their work, they did many activities and efforts to teach the military education as well as producing weapons to the Iranin students. They also wrote or translated some military books. In this article, these actions and results is examined based on historical sources such as books, archival documents and newspapers.
    Keywords: Austrian counselors, Military knowledge, Technologies, Nāṣir al-Dīn Shāh, Qajar
  • Mohammad Keshavarz Beyzai * Pages 53-64
    Alīqulī Khān is a famous, progressive and intelligent person in contemporary history of Iran and some of his proceedings show the modernism and the efforts and attentions to progress and development in Qajar period. This research is on his political and cultural affairs in process of modernism with descriptive-analytic method and resources from library and archives. This text shows that the contribution of him to illumination of thought and modernism in Iran with his governmental occupation such as: ministry of post and telegram, commercial and theology and management of Dār al-Funūn and proceedings such as: foundation and development of telegram lines, completion of Dār al-Funūn and establishment of Danesh as a first educational newspaper in Iran, foundation of Hāfiẓ association, dispatching students to the foreign country and training expert.
    Keywords: Alīqulī Khān Mukhbir al-Dawla, Modernism in Iran, Qajar
  • Amir Mohammad Gamini * Pages 65-93

    Contrary to the current cliché concerning the opposition of the Imamate Shiite Ulama to the modern astronomy in the Qajar period, there is no evidence showing their literal or explicit objection of the modern astronomy based on Islamic doctrines, as one finds in the story of Galileo and Catholic Church. Although only for two oppositions we have evidence: Mahdī Narāqī and Muḥammad-Ḥusayn Shahristānī, their opposition were not because of their religious ideas, but for their traditional learnings of the Ptolemaic astronomy and Aristotelian philosophy. Ulama did not extract a cosmology according to the Ptolemaic astronomy from Quranic verses and hadiths. Ulama even did not believe in the astrology and thus did not advocate Ptolemaic astronomy because of astrology. Accordingly they had no religious motivation to defend Ptolemaic astronomy against the modern astronomy. They were not the pretenders of a cosmology, thus they did not see the modern astronomy as their rival. Finally, Hibat al-Dīn Shahristānī in his al-Islām wa al-Hayʾa not only was not against the modern astronomy but also he believed that they admit the holy Quran and Islamic hadiths.

    Keywords: Astrology, Heliocentrism, Imamate Shiite ulama, Modern astronomy, scientific miracle
  • Mohammad Masoumi * Pages 95-114

    The first treatise written in Persian to criticize Darwin’s theory and published in 1880 isJamāl al-Dīn al-Afghānī’s Niychirīya. Another treatise written in Persian in this subject by Ayatollah Muḥammad-Ḥusayn Shahristānī in 1881 titled Āyāt Bayyināt. Following that treatise, adetailed book published in 1912 by Ayatollah Muḥammad-Riẓā Najafī-Iṣfahānī, titled Naqd Falsafat Dārwan. Mirʾāt al-ʿAql (The Mirror of Reason), a book in theology, is written in Persian by Ayatollah Muḥammad-‘Alī Sunqurī-Ḥāʾirī (1876-1958) in 1911.The firstvolume includes an introduction and three chapters, containing the problems of materialism anditscontradictions. Sunqurī critiques materialism in a philosophical-theological way. Then he, in the third chapter, “Nawāmīs Arbaʾa”, addressed the four main axes of Darwin’s theory and consider its corruptions, according to his own opinion. I claim that this book was a turning point in the history of science in Qajar period.

    Keywords: Darwin, Muḥammad-ʿAlī Sunqurī-Ḥāʾirī, Mirʾāt al-ʿAql
  • Mostafa Yavari * Pages 115-139
    The arguments for the mobility (orbital and spin) of the Earth and the solutions for the natural and observational criticisms have been one of the major problems in the acceptance or rejection of the heliocentrism. Although the works of the Islamic scholars in medieval period have dedicated to find observational reasons for the immobility of the Earth, it seems in the literature of the Qajar period, the observational arguments are less important than natural arguments.ʿAbd al-Ghaffār Najm al-Dawla elaborates on the issues of modern astronomy and astronomical discoveries in his book Qānūn Nāṣirī (1867). Although the topics inside this book do not go beyond the level of popular science publications, a study of its content is necessary to understand the astronomical arguments raised for the mobility of the Earth during the Qajar period. This article reviews the reasons which Najm al-Dawla presented for the mobility of the Earth in his Qānūn Nāṣirī.
    Keywords: ʿAbd al-Ghaffār Najm al-Dawla, Modern astronomy, Modern sciences in Iran, Orbital motion, rotation of the Earth Qānūn Nāṣirī