فهرست مطالب

تعلیم و تربیت - سال سی و پنجم شماره 2 (پیاپی 138، تابستان 1398)
  • سال سی و پنجم شماره 2 (پیاپی 138، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نعمت ‎الله موسی‎ پور* صفحات 13-38

    واقعیات تاریخی یکصد سال تجربه تربیت معلم ایران، حکایت از «دو رویکرد» متفاوت و همجوار دارد که اولی در حوزه تصمیم‎گیری و سیاستگذاری «آموزش عالی» شکل گرفت و با شرایط و قواعدی به تربیت معلم برای ایفای نقش در دوره متوسطه به عنوان دبیر اقدام کرد که برخاسته از سطح انتظارات و معیارها و ملاکهای آن بود (تربیت معلم دانشگاهی) و دومی در حوزه تصمیم‎گیری و مدیریت «آموزش‎وپرورش» دنبال شد و به تربیت آموزگار برای مدارس ابتدایی و دبیر برای دوره راهنمایی تحصیلی اقدام نمود که از کاستیها، انتظارات و اقتضائات آن متاثر شد (تربیت معلم مدرسه‎ای). رویکرد اول با ایجاد موسسات جامع و معدود و با تن دادن به «تدارک امکانات» و «انباشت تجربه» و رویکرد دوم با ایجاد موسساتی محدود و متعدد و با عمل موقعیتی مبتنی بر «قناعت» و «سخاوت» تبلور یافته است. طی چهل سال پایانی فعالیت‎ این دو جریان، عمده‎ترین افتخار حرکت دانشگاهی «ابتنای آموزش بر دانش روز» و «رعایت معیارهای آموزش عالی» و عمده‎ترین افتخار حرکت مدرسه‎ای «سرعت پاسخگویی به نیازها» و «آموزش عملی در موقعیت واقعی مدرسه» معرفی شده است. همین افتخارات سبب شد تا هر یک از متولیان در پی آن برآیند که حرکت دیگر را به عرصه حاکمیت خویش بیفزایند. این تعلق و طلب، زمینه اصلی تلاشهای پایان دهه هشتاد برای «یگانه‎سازی دو حرکت تربیت معلم ایران» شد که به شکل‎گیری دانشگاه فرهنگیان بر بنیاد اساسنامه‎ای انجامید که در سراسر آن نمودهای یکصدسال تعارض و کشمکش دو حرکت مذکور نمایان است، اما در «نام»، «دانشگاهی» برای تربیت معلم برپاکرده است.

    کلیدواژگان: تربیت معلم، رویکردهای تربیت معلم ایران، اساسنامه دانشگاه فرهنگیان، تربیت معلم دانشگاهی، تربیت معلم مدرسه‎ ای
  • زهرا گویا*، سهیلا غلام آزاد صفحات 39-60

    بررسی اسناد تاریخ آموزش و پرورش در ایران نشان می دهد که تربیت معلمان در ایران، سابقه ای طولانی دارد. با وجود این، از زمان شروع تربیت معلم به طور رسمی و تاسیس دارالمعلمین مرکزی در ایران، صد سال می گذرد. با تغییرهای متعددی که در ساختار وزارت معارف ایجاد شد، دارالمعلمین نیز به تدریج از نظر ساختاری دچار تغییر و تحولهای بسیار شد و به حسب نیاز و شرایط ویژه سیاسی- اجتماعی، اشکال مختلفی به خود گرفت. بررسیهای تاریخی حاکی از آن است که این تحولات بیش از آنکه نشان دهنده انسجام و تداوم باشد، نمایانگر گسست و گاهی سردرگمی است. از سویی هم در ابتدای دهه 1390، مراکز مسئول آموزش معلمان، در نهادی به نام «دانشگاه فرهنگیان» تجمیع شدند. این اتفاق، صرف نظر از چرایی و چگونگی آن، تصوری نادقیق ایجاد نمود مبنی بر اینکه این دانشگاه ادامه دهنده کار دانشگاه تربیت معلم، دانشسرای عالی، دانشگاه تهران و دارالمعلمین عالی و مرکزی است. در صورتی که مطالعه اسناد موجود در ایران،  به ویژه اسناد موجود در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، نشان می دهد که بخش اول این گزاره که «تربیت معلم به طور رسمی، در ایران صد ساله شد» دقیق است و بخش دوم که «دانشگاه فرهنگیان، تداوم بدون گسست این صد سال است»، دقیق نیست و اصرار بر آن، سبب ایجاد شبهه و کجروی می شود. همچنین، این مقاله به دنبال ارزیابی عملکرد نهادهای تربیت معلم در صد سال گذشته و قضاوت در مورد بهتر یا بدتر بودن آنها نسبت به یکدیگر نیست، بلکه تلاش دارد با نمایاندن مشابهتها و تفاوتها امکان درس آموزی از سیر تاریخی این نهادها را فراهم نموده تا در رفع ابهامات، پرهیز از تکرار اشتباه ها و شناخت موفقیتها موثر باشد.

    کلیدواژگان: تربیت معلم، دارالمعلمین، دانشگاه تربیت معلم، دانشگاه فرهنگیان، مطالعه اسنادی
  • غلامعلی احمدی، صغری ملکی*، محمود مهرمحمدی، سیدمحمدرضا امام جمعه صفحات 61-82

    برنامه کارورزی از نظر مبانی و منابع علمی و نظری سه رویکرد شناخته شده دارد: رویکرد استاد- شاگردی، علم کاربردی و تاملی یا فکورانه. این مطالعه در پی آن بوده که  نشان دهد برنامه کارورزی نظام تربیت معلم صدساله ایران از نظر رویکرد، چه تحولاتی داشته است؟ در هر دوره چه رویکردی غالب بوده و آیا در دوره فعلی، که رویکرد این برنامه به طور مشخص تاملی بیان شده است، بر اساس منابع علمی و نظری مربوط به تامل، ویژگیهای کارورزی تاملی را دارد؟ کاستیهای احتمالی برنامه در این زمینه چیست و چشم انداز آینده این برنامه چگونه باید باشد؟ در این مطالعه ابتدا با روش اسنادی برنامه کارورزی در دوره های مختلف تاریخی بررسی و سپس برنامه هر دوره، با توجه به ویژگیهای رویکردهای مذکور با روش تحلیلی - استنباطی مورد تحلیل قرار گرفته که   به طور خلاصه نتایج ذیل حاصل شده است: 1. برنامه کارورزی در ایران، سالهای بسیار، از تاسیس دارالمعلمین و دارالمعلمات در سال 1297 تا دهه هفتاد، رویکرد استاد- شاگردی داشته است. 2. اولین نشانه های اتخاذ رویکرد تکنیکی برای برنامه کارورزی، در دهه هفتاد دیده می شود که بنا به شواهدی که در این مطالعه ذکر شده است می توان اذعان کرد که حتی در آن دوره نیز این برنامه نسخه کاملی از این رویکرد نبوده است. 3. اتخاذ رویکرد تاملی، برای کارورزی، در سال 1392 پس از تاسیس دانشگاه فرهنگیان، نقطه عطفی تاریخی برای کارورزی ایران است، اما تحلیل  برنامه این دوره از منظر منابع علمی مربوط به تامل نشان می دهد که برنامه قصد شده فعلی نیز دارای کاستیهایی است.

    کلیدواژگان: کارورزی استاد- شاگردی، کارورزی علم کاربردی، کارورزی تاملی، سطوح تامل
  • احمد صافی* صفحات 83-106

    بررسی تاریخ آموزش و پرورش ایران نشان می دهد که تربیت معلمان در ایران سابقه ای طولانی دارد. تربیت معلم در راستای تغییر نظام آموزش و پرورش به سبک جدید از سال 1297 شمسی آغاز شده است و سابقه آن به صورت رسمی تا سال 1397، به صد سال می رسد. اولین مرکز تربیت معلم در ایران، تحت عنوان دارالمعلمین برای مردان و دارالمعلمات برای زنان، در سال 1297 شمسی تاسیس شد و از نظر ساختاری، برنامه های درسی و مقررات مصوب، تغییرات و تحولات بسیار در آن صورت گرفته است. بر اساس اسناد منتشر شده، 42 نوع مرکز تربیت معلم برای تربیت و تامین مربیان، آموزگاران، دبیران، هنرآموزان، مشاوران، راهنمایان تعلیماتی و مدیران مدارس، با نامهای گوناگون دایر شده است که از آن میان می توان به دارالمعلمین مرکزی، دانشسراهای مقدماتی، دانشسراهای عالی و دانشگاه تربیت معلم، مرکز تربیت معلم روستایی، عشایری، استثنایی و دانشسراهای راهنمایی، دانشگاه شهید رجایی و دانشگاه فرهنگیان اشاره کرد. بررسی تاریخی حاکی از آن است که با تغییر وزرا و مقامات وزارت معارف، فرهنگ و آموزش و پرورش مراکز تربیت معلم یاد شده در زمانهایی گسترش یا تعطیل و یا تجمیع شده است. در این مقاله، با بهره گیری از اسناد موجود و یافته های پژوهشی مربوط، تاریخ تربیت معلم در ایران در شش بخش بررسی شده است. این شش بخش شامل «اهمیت معلمی و تربیت معلم»، «پیشینه مراکز تربیت معلم»، «سیر تاریخی و تکوینی تربیت معلم»، «مطالعات، تحولات و رویکردهای گوناگون»، «تربیت معلم در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و زیرنظام تربیت و تامین معلمان» و «فرصتها و تهدیدها و چشم انداز آینده» است.

    کلیدواژگان: تربیت معلم، دارالمعلمین و دارالمعلمات، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، دانشگاه فرهنگیان
  • علی اصغر خلاقی*، احد نویدی صفحات 107-128

    در یک قرن گذشته نظام آموزشی ایران همواره با کمبود دبیر فنی مورد نیاز هنرستانهای فنی و حرفه ای مواجه بوده وکمیت و کیفیت مطلوب تامین نیروی انسانی مورد نیاز در این بخش دور از دسترس بوده است. در این مقاله با استناد به اسناد موجود، روش های تربیت دبیر فنی و حرفه ای در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. اسناد موجود نشان می دهد که از زمان تاسیس دارالفنون تاکنون سه روش برای تربیت دبیر فنی و حرفه ای مرسوم بوده است: 1. روش استاد- شاگردی 2. روش استخدام معلم خارجی و اعزام دانشجوی معلمی به خارج 3. تاسیس مراکز تربیت معلم در داخل کشور. پس از پیروزی انقلاب اسلامی،  بخشی از نیاز به دبیر فنی از طریق مراکز تربیت دبیر وابسته به وزارت آموزش و پرورش و بخشی دیگر از طریق به کارگیری نیروهای آزاد به صورت حق التدریس تامین شده است. روش اصلی تربیت دبیر فنی همان است که امروزه در دانشگاه شهید رجایی جاری است. این روش از گذشته های دور مرسوم بوده و دانشگاه شهید رجایی وارث دانشکده ها و دانشسراهای عالی فنی و حرفه ای مانند هنرسرای مقدماتی بهبهانی، هنرسرای عالی نارمک(دانشکده علم و صنعت)، دانشسرای عالی فنی آرشام، دانشکده تربیت دبیر فنی بابل و نوبت دوم دانشکده پلی تکنیک تهران است که ماموریت اختصاصی آن تربیت نیروی انسانی مورد نیاز واحدهای آموزش فنی و حرفه ای در دوره متوسطه است. شیوه بدیل برای تامین دبیر فنی، جذب فارغ التحصیلان آزاد رشته های فنی- مهندسی است. این شیوه در طول سده گذشته مرسوم بوده و بخشی از نیروی انسانی موردنیاز واحدهای آموزش فنی و حرفه ای دوره متوسطه از همین طریق تامین شده است. هر دو شیوه یاد شده مزیتها و معایبی دارند که در مقاله به آن اشاره شده است. پیشنهاد می شود که برای تامین دبیر فنی، داوطلبان شغل معلمی از میان فارغ التحصیلان کارشناسی رشته های فنی و حرفه ای انتخاب و پس از کسب دانش و مهارتهای پداگوژیکی در یک دوره کارشناسی ارشد، استخدام شوند.

    کلیدواژگان: تربیت معلم، دبیر فنی، آموزش فنی و حرفه ای، هنرستان، دوره متوسطه
  • منیره رضایی* صفحات 129-150

    مروری بر شایستگیهای حرفه ای مورد انتظار از معلمان از بدو شکل گیری تربیت معلم در ایران تا امروز و تا فردای پیش رو، هدف این مطالعه بوده است. این بررسی شامل سه دوره زمانی است. دوره گذشته مشتمل بر بنیان گذاری تربیت معلم تا وقوع انقلاب اسلامی بوده است؛ دوره کنونی از شکل گیری جمهوری اسلامی و به ویژه از مقطع تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به بعد را شامل می شود  و مقصود از آینده، انتظارات آتی است که به تبع تحولات پرشتابی که همه وجوه زندگی را در جوامع بشری تحت تاثیر قرار خواهد داد، معلم آینده را هم متاثر می سازد. بنابر اسناد در دسترس، از سالهای آغازین فعالیت تربیت معلم، تسلط بر دانش موضوعی و روش آموزش آن، شایستگی بارزی است که درخور توجه و چشمگیر می نماید. در دوره پس از انقلاب اسلامی و شکل گیری مجدد تربیت معلم و نیز در برهه تدوین سند تحول بنیادین، تاکید بر شایستگیهای اخلاقی و نقش الگویی معلم، برجستگی بیشتری می یابد. شدت و سرعت تحولات آینده در همه عرصه های زندگی بشر، علاوه بر شایستگیهای موجود، برخورداری معلمان از شایستگیهای انسان گرایانه، فرادانشی و فراشناختی را بیش از پیش ضروری می سازد.

    کلیدواژگان: روند، شایستگیهای حرفه ای، شایستگیهای انسان گرایانه، فرادانشی و فراشناختی، معلمان
  • علیرضا عصاره*، حسین بهاری بیگ باغلو، احمد عربی جونقانی صفحات 151-174

    هدف پژوهش حاضر بررسی سیر تحول برنامه درسی تربیت معلم در ایران است. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع تحلیلی- اسنادی است. جامعه آماری پژوهش مجموعه کتابها، مقالات، پایان نامه ها و پژوهشهای حوزه نظام تربیت معلم ایران است که در چهل سال اخیر نگارش شده اند. برخی از منابع به شکل هدفمند به عنوان نمونه مورد استفاده قرارگرفته اند. نتایج حاصل از این پژوهش در دو بعد قابل جمع بندی است. از یک بعد، با تاسیس دارالفنون و ترجمه آثار و منابع علمی معتبر اروپایی و اعزام محصلان به اروپا، شرایط برای شکل گیری نظام برنامه درسی تربیت معلم و بهره گیری از منابع علمی و تجربیات جوامع دیگر در تعلیم و تربیت فراهم شد و همگام با تاسیس مراکز متعدد تربیت معلم و تدوین ضوابط و شرایط حاکم بر آنها، برنامه درسی تربیت معلم علاوه بر آنکه تحت تاثیر عوامل گوناگون مانند ساختار سیاسی، اداری، تالیف کتابهای درسی، تاسیس شورای عالی معارف، تاسیس سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی و دانشگاه تهران قرار گرفته بود، از نظر عناوین درسی، به ویژه دروس تربیتی دچار تغییراتی شد. از بعد دوم، در برنامه درسی تربیت معلم کنونی، بر اساس واقعیتهای عینی، نسبت به تغییر نگرش و تفکر در مشارکت موسسات آموزش عالی در تدوین و اجرای برنامه درسی تربیت معلم تلاش شد و برای ترسیم چشم انداز مناسب با رویکرد تعاملی و پژوهش- محوری، به بازتعریف معلم اثربخش و پژوهنده بر اساس شاخصها و مولفه های ملی و بین المللی در برنامه درسی تربیت معلم اقدام شد.

    کلیدواژگان: تربیت معلم، برنامه درسی، آموزش و پرورش، تحول، معلم اثربخش
|
  • N. Moosaapoor* Pages 13-38

    The historical facts imbedded in the century-old Iranian experience in teacher training reveal two different and coexisting approaches. One is a university-based four-year program aiming at training high school teachers, while the other is a two-year program administered by the Ministry of Education aiming at training elementary/guidance school teachers. The first is focused on establishing few comprehensive institutions, but the other emphasizes establishment of numerous, yet limited, centers engaged in situational practices based on “contentment” and “generosity”. Within the final forty years of implementing these two approaches, the main achievements are claimed to be “teaching based on contemporary knowledge” and “maintaining the standards of higher education” by the first, and “speedy response to the risen needs” and “practical teaching within the real school environment” by the second. Such claims caused the proponents of each approach to add features of the other approach to their own domain of governance, and hence, preparing the grounds for the unification of the two approaches within the charter of Farhangiyan University by the end of last decade, wherein all the century-old shortcomings and conflicts of the two approaches are apparent, setting up, be it just in the name, a “university” for teacher training.

    Keywords: teacher training, approaches to teacher training in Iran, Farhangiyan University charter, four-year training, two-year training
  • Z. Gooyaa*, S. Gholamaazad. Pages 39-60

    A perusal of the documents on the history of education in Iran reveals that the official starting point in teacher training goes back to the establishment of Central Daarolmo’allemin a hundred years ago. Over the course of this period, with the numerous structural changes in the Ministry of Education, this center has gradually changed structurally in order to meet the needs and the socio-political conditions of the time. Historical analyses of these changes are all indicative of widespread disarray and confusion, rather than cohesion and continuity. This trend continued up to the current decade when all the establishments tasked with the teaching of future teachers were integrated into one institution, named “Farhangiyan University”. However, this compilation has led to a wrong perception of its task as the continuation of work previously done by Teacher Training University, Daaneshsaraaye Aali, University of Tehran, and Daarolmo’allemin. Documents available at the Islamic Parliament Research Center clearly show the discontinuity that has existed over the past one hundred years in teacher training programs and institutions. To overlook the disarray could lead to misguidance and divergence. An evaluation of the two-year programs in teacher training over the past one hundred years could also yield lessons to be learned in order to improve Farhangiyan University’s functionality.

    Keywords: teacher training, Daarolmo’allemin, Teacher Training University, Farhangiyan University, document analysis
  • Gh. Ahmadi, S. Maleki*, M. Mehrmohammadi, S.M.R. Emaamjom’Eh Pages 61-82

    Theoretically, internship programs can utilize any one of the three known approaches: craft model, applied science model, and reflective model. The purpose of the current paper has been to show the developmental path of approaches to internship during the century-old history of Iranian teacher training programs. Perusal of the available documents reveals that initially the apprenticeship approach has been used for up to 70 years. Then the applied science approach is utilized, ever so inadequately. The use of the reflective approach is the hallmark of the Farhangiyan University charter, adopted since 2013. However, the data collected herein show that the present approach suffers from the lack of much characteristics expected from the reflective approach.

    Keywords: practicum, craft model, applied science model, reflective model, levels of reflection
  • A. Saafi* Pages 83-106

    The history of formal education in Iran shows that teacher training, in its contemporary meaning, started in 1918 when the first center for training male teachers (Daarolmo’allemin) along with Daarolmo’allemaat for female teachers was established. During the past one hundred years tremendous changes have taken place in terms of structure, curriculum, and regulations. According to the available documents 42 different training centers have existed over this period in order to provide  well-trained elementary and high school teachers, counselors, and principals. Apparently with any ministerial change taking place, these teacher training centers have also changed, shut down, or consolidated. Based on these documents, the history of teacher training in Iran can be laid out in six divisions including one on the significance of teaching and teacher training, and other ones on teacher training background, the genesis of teacher training, studies and approaches, teacher training in Fundamental Reform Document of Education (FRDE), and opportunities, threats, and outlooks.

    Keywords: teacher training, Daarolmo’allemin, Daarolmo’allemaat, Fundamental Reform Document of Education (FRDE), Farhangiyan University
  • A. A. Khallaaghi*, A. Navidi Pages 107-128

    The Iranian educational system has been facing, not only a shortage of techno-vocational teachers across all such schools and over the past one hundred years, but inadequacies in the qualities of those who have served in this sector. An analysis of the existing documents, undertaken herein, could reveal the methods by which such teachers are trained as the main culprit. Ever since the establishment of Daarolfonoon three approaches have been utilized in technical-vocational training: apprenticeship, hiring of teachers from abroad or sending teaching volunteers there, and the establishment of teacher training centers within the country. After the revolution of 1979, in addition to the graduates of these centers, the private sector has also been providing vocational schools with adjunct teaching staff. The training method used in these centers, similar to the method used by the adjunct staff, has shortcomings and advantages, both of which are explained herein. Based on the discovered shortcomings, it is suggested that volunteers for techno-vocational teaching should have a bachelor’s degree in    technical-vocational fields and then go through a master’s program for pedagogic knowledge and skills.

    Keywords: teacher training, techno-vocational teaching, vocational school
  • M. Rezaai* Pages 129-150

    The purpose of this paper is to review the expected professional competencies throughout the history of teacher training in Iran. As such it covers both the past, covering the period from teacher training inception in 1918 to the Islamic revolution in 1979; and the present, since the revolution. Of course the future is covered as well, since in the light of the accelerated developments in all aspects of life, most certainly, the future teachers are influenced by such developments as well. According to the available documents, from the early years of teacher training programs, mastery of the subject matter and the methods of teaching it are the most outstanding competencies emphasized. In post-revolutionary teacher training further emphasis is put on moral competency and the role modeling of a teacher. As for the future teachers, not only the current competencies ought to be emphasized, but humanistic and meta-cognitive competencies become necessary.

    Keywords: trend, professional competencies, humanistic, meta-cognitive competencies, teachers
  • A. R. Assaareh*, H. Bahaari Beygbaaghloo, A. Arabi Joneghaani Pages 151-174

    The developmental path of Iranian teacher training curriculum, based on an analysis of the existing documents, consists of two tracts: one is influenced by the establishment of Daarolfonoon, the importing of scientific resources from Europe, and sending of students abroad; while the other is defined by objective facts, cooperation of institutes of higher education in planning a curriculum for teacher training, and an emphasis on a research-based interactive approach. The first provided the necessary conditions for shaping a system for the planning of teacher training curriculum. In doing so it was influenced by many factors such as the political and administrative structures, textbook authorship, establishment of research councils and organizations, and the opening of University of Tehran. The second tract, considering the changes in attitudes and mentality, helped with the envisaging of an appropriate outlook, based on national and international criteria, by redefining who an effective teacher is.

    Keywords: teacher training, curriculum, development, learning, effective teacher