فهرست مطالب

پژوهشنامه مددکاری اجتماعی - پیاپی 8 (تابستان 1395)
  • پیاپی 8 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • منصور فتحی* صفحات 1-39

    پرورش مهارت های تفکر انتقادی به عنوان یکی از رسالت های مهم نظام آموزشی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با تفکر انتقادی دانشجویان علوم اجتماعی و مقایسه آن با میزان این مهارت در بین دانشجویان مددکاری اجتماعی صورت گرفت. در پژوهش حاضر از نظریه های شناختی، فراشناختی و برساخت گرایی اجتماعی به عنوان چارچوب نظری بهره گرفته شد. روش پژوهش، پیمایشی و جامعه آماری آن، دانشجویان کلیه مقاطع تحصیلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی است. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای است. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و سنجش تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب استفاده شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری؛ ضریب همبستگی پیرسون، t مستقلو ANOVAبا بهره گیری از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که بین سطح پایگاه اقتصادی- اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانشجویان با میزان تفکر انتقادی آن ها رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین متغیرهای؛ جنسیت، سال ورود به دانشگاه، مقطع تحصیلی و وضعیت تاهل دانشجویان با میزان تفکر انتقادی آن ها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین میزان تفکر انتقادی دانشجویان رشته مددکاری اجتماعی و سایر رشته های علوم اجتماعی تفاوت معناداری به دست نیامد. در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد که با وجود اهمیت تفکر انتقادی برای دانشجویان علوم اجتماعی و به خصوص جایگاه این مهارت برای مددکاران اجتماعی، به طور کلی توانایی دانشجویان در استفاده از مهارت های تفکر انتقادی اندک است.

    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، عملکرد تحصیلی، دانشجویان، علوم اجتماعی، مددکاری اجتماعی، پایگاه اقتصادی - اجتماعی
  • اصغر جعفری، سیدمجید حسینی*، میترا فاضلی صفحات 41-76

    پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی خودآگاهی و مدیریت هیجان ها در افزایش تاب آوری و شادکامی زنان سرپرست خانوارانجام شد. جامعه آماری زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده بهخانه های سلامت در منطقه 18شهر تهران بودند.30 آزمودنی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش (n1=15) و کنترل (n2=15) جایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. تاب آوری و شادکامی همه آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون بوسیله پرسشنامه های تاب آوری و شادکامی اندازه گیری شدند. مهارت های خودآگاهی و مدیریت هیجان در 14 جلسه به شرکت کنندگان در گروه آزمایش آموزش داده شد. تاب آوری و شادکامی همه آزمودنی ها در مراحل پس آزمون و پیگیری اندازه گیری شدند و داده ها بوسیله آزمون تحلیل کوواریانس و t استودنت تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی، خودآگاهی و مدیریت هیجان ها می توانند سطح تاب آوری وشادکامی زنان سرپرست خانوار را به طور معناداری افزایش دهند (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد که اثر مداخلات در مرحله پیگیری ماندگار بوده است. نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که آموزش مهارت های خودآگاهی و مدیریت هیجان ها روش روانی- آموزشی مناسبی برای افزایش سطح تاب آوری و شادکامی زنان سرپرست خانوار می باشد. بنابراین به منظور ارتقاء سطح تاب آوری و شادکامی زنان سرپرست خانوار، لازم است زمینه بکارگیری مهارت های خودآگاهی و مدیریت هیجان ها فراهم شود.

    کلیدواژگان: تاب آوری، شادکامی، خودآگاهی، مدیریت هیجان ها، زنان سرپرست خانوار
  • اکبر شریفیان، حسین رضایی* صفحات 77-111

     هدف از پژوهش حاضر مقایسه سالمندان سرای سالمندان عمومی و خصوصی شهر تهران در زمینه رضایت از زندگی، قابلیت و سلامت عمومی است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمام سالمندان ساکن در سراهای سالمندان عمومی و خصوصی شهر تهران است که یک نمونه 225 نفری از آنها به روش نمونه گیری هدفمند مورد بررسی قرار گرفته اند. در بررسی فرضیات مشخص گردید که سالمندان سرای سالمندان عمومی در زمینه سه متغیر رضایت از زندگی، قابلیت و سلامت عمومی، وضعیت مناسب تری از سالمندان سرای سالمندان خصوصی دارند. از نتایج تحقیق چنین استنباط می شود که صرف توجه به نیازهای زیستی و پزشکی سالمندان نمی تواند شرایط مساعدی را برای آنها ایجاد کند و بر طول عمر آنها بیفزاید و خلاهای به وجود آمده برای آنها به علت جدایی از فرزندانشان را جبران کند و توجه همزمان به نیازهای زیستی، پزشکی، روانی و اجتماعی می تواند در افزایش بهبود شرایط زندگی سالمندان مقیم سرای سالمندان کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: سرای سالمندان خصوصی و عمومی، رضایت از زندگی، قابلیت، سلامت عمومی
  • زهرا میرحسینی* صفحات 113-147

    مطالعه حاضر تحقیقی کیفی و پدیدارشناسانه است که با هدف شناسایی و فهم عوامل خطرآفرین و ریسک فاکتورهای موجود در زندگی زنانی صورت پذیرفته، که مرتکب جرم شده و مسیر زندگی شان به سوی زندان کشیده شده است. بر این اساس در این تحقیق با 24 زن که سابقه محکومیت و حبس دارند، مصاحبه های عمیق کیفی شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد، اغلب زنان مصاحبه شونده، در طول دوران زندگی خویش انواع خشونت و آزار را تجربه کرده و معمولا در خانواده هایی ناکارآمد، از هم گسیخته و جرم مدار زندگی کرده اند که والدین و یا بستگان درجه اول آنها سابقه محکومیت و زندان داشته و یا اعتیاد به موادمخدر دارند، هرچند که برخی از مصاحبه شوندگان خود نیز معتاد بوده و هنگام ارتکاب جرم موادمخدر مصرف کرده اند. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد، علاوه بر موارد یادشده؛ فروتری اجتماعی-اقتصادی زنان، مناسبات شغلی، نابسامانی های خانوادگی و سابقه مجرمیت همسرو تبعیت از او، سبک زندگی پرمخاطره و مواردی نظیر این، از جمله عواملی است که در فراهم شدن زمینه های ارتکاب جرم موثر بوده است. با این حال با توجه به کیفی بودن تحقیق، محقق به هیچ وجه قصد تعمیم یافته ها را ندارد.

    کلیدواژگان: زنان مجرم، جرم، زندان، خانواده، پدیدارشناسی
  • شفیعه قدرتی* صفحات 149-183

    ایران طی دهه های اخیر تغییرات زیادی را تجربه کرده است و یکی از آنها، افزایش نرخ طلاق است. طلاق آغاز فرایندی است با مشکلات فراوان و مطالعه حاضر به دنبال بررسی امنیت اجتماعی اقتصادی و سرمایه اجتماعی و ارتباط آنها در بین زنان مطلقه است. روش تحقیق کمی است و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه استفاده شد. نمونه تحقیق شامل 200 نفر از زنان مطلقه در شهر سبزوار است. پرسشنامه از اعتبار صوری برخوردار است و برای دستیابی به پایایی، آماره آلفای کرونباخ استفاده شد. به کمک آزمون تحلیل عامل، اعتبار سازه ای ارزیابی شد. در تحلیل یافته ها از آزمون همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که احساس ناامنی اقتصادی زنان فقط اندکی بیش از ناامنی اجتماعی آنها است که بیانگر اهمیت پرداختن به حمایت اجتماعی از زنان مطلقه است زیرا با وجود بنیادی بودن اقتصاد و معیشت، نگرانی های اجتماعی آنها تقریبا در همان حد است. میانگین سطوح اعتماد به اقوام بسیار پایین و نزدیک به اعتماد رقیق است و حوزه اعتماد غلیظ در آنها بسیار تنگ شده است. آزمون ها موید وجود رابطه بین سرمایه اجتماعی و امنیت اجتماعی اقتصادی می باشد. بر این اساس افزایش احساس امنیت اجتماعی زنان مطلقه، معطوف به افزایش پیوندها و شبکه های اجتماعی آنها است و برای بهبود امنیت اقتصادی، لازم است راهکارهایی برای افزایش اعتماد اجتماعی آنها لحاظ گردد. مدل رگرسیونی، 30 درصد از تغییرات امنیت اقتصادی و 45 درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین می کند.

    کلیدواژگان: زنان، طلاق، امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، سرمایه اجتماعی
  • بهزاد خدری*، فریده سادات مومنی ماسوله صفحات 185-222

    در بین دانشجویان، تنیدگی های دوره تحصیلی، تضادهای قومی و فرهنگی، احساس مفعولی مبنی بر مورد تبعیض سیاسی، عقایدی، نژادی و جنسیتی قرار گرفتن، وجود دارد که می تواند بر جنبه های مختلف زندگی دانشجویان اثر گذاشته و سلامتی این قشر خصوصا بعد اجتماعی آنان را به خطر بیندازد. در خصوص ارتباط زبان که یک مولفه اساسی فرهنگی بوده، با مفهوم سلامت اجتماعی تحقیقاتی تاکنون انجام نشده است. به عبارتی زبان قومیت های مختلف می تواند زمینه ساز وحدت و یکپارچگی، انسجام و مشارکت را فراهم آورد و یا این که زبان مشترک، می تواند بر سلامت و بعد اجتماعی آن تاثیرگذار باشد یا خیر؟ که پژوهش حاضر با مطالعه دانشجویان دوزبانه (قومیت ها) و یک زبانه (کسانی که فقط به یک زبان تسلط دارند) در پی پاسخ به آن است. در ادامه می خواهیم تبیین کنیم که چه عواملی بر میزان سلامت اجتماعی دو گروه یادشده تاثیرگذار هستند؟ روش پژوهش حاضر پیمایشی و داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه سراسری سنندج بوده و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داد مابین سلامت اجتماعی کل و ابعاد آن در دو گروه دانشجویان تفاوت معنی داری به نفع دانشجویان دو زبانه وجود دارد و متغیرهای سن، تاهل، رشته تحصیلی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، باورهای دینی و اعتقادی و مهارت های ارتباطی بر سلامت اجتماعی دو گروه تاثیر گذار است. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که 29 درصد از تغییرات متغیر وابسته این پژوهش توسط متغیرهای مستقل تببین می شود و متغیر مهارت های ارتباطی با ضریب 66 درصد قوی ترین متغیر پیش بین متغیر وابسته است.

    کلیدواژگان: سلامت اجتماعی، یکپارچگی اجتماعی، دانشجویان، زبان
  • ساره ابری، محمد زاهدی اصل*، ملیحه شیانی، امیر حریرچی صفحات 223-261

     همسویی ارزش های حرفه ای و فرهنگ سازمانی یکی از مهم ترین عوامل در موفقیت یک سازمان است. این پژوهش با هدف تعیین رابطه ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی با فرهنگ سازمانی بیمارستان های کشور در بین مددکاران اجتماعی پزشکی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و توصیفی-همبستگی صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مددکاران اجتماعی پزشکی است و نمونه آماری شامل مددکاران اجتماعی پزشکی است که دارای مدرک تحصیلی لیسانس و بالاتر در رشته مددکاری اجتماعی بوده و سابقه خدمت آن ها در بیمارستان 5 سال و بیشتر است و انتخاب آن ها به روش تمام شماری انجام گرفته است. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی (ارزش های مورلی گلیکن) و فرهنگ سازمانی (مدل کامرون و کویین) استفاده شد. هر دو پرسشنامه از اعتبار و پایایی لازم برخوردار بودند و پایایی آن ها به ترتیب 82/0  و 91/0  بود. پس از جمع آوری اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS، آزمون فرضیه های تحقیق با استفاده از تکنیک آماری ضریب همبستگی پیرسون، انجام گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که رابطه مستقیم و همبستگی نسبتا قوی بین ارزش های شان و ارزش انسانی، صداقت و امانتداری و صلاحیت با فرهنگ سازمانی بیمارستان وجود دارد. میان ارزش خدمت رسانی و فرهنگ سازمانی بیمارستان همبستگی در حد متوسط است، بین ارزش عدالت با فرهنگ سازمانی بیمارستان همبستگی نسبتا ضعیف می باشد و بین ارزش اهمیت روابط انسانی با فرهنگ سازمانی بیمارستان، رابطه معکوس و بسیار ضعیف است. به طور کلی ضریب همبستگی میان ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی و فرهنگ سازمانی بیمارستان ها نشان از رابطه مستقیم و وجود همبستگی نسبتا قوی میان این دو متغیر دارد. نتایج بر هم راستا بودن ارزش های حرفه ای مددکاری اجتماعی و فرهنگ سازمانی بیمارستان ها تاکید دارد؛ بنابراین سیاستگذاری در حوزه بهداشت و درمان، در راستای تقویت این ارزش ها به منظور رشد و توسعه کیفیت خدمات ارائه شده در این بخش پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: ارزش های حرفه ای، فرهنگ سازمانی، مددکاری اجتماعی پزشکی، بیمارستان
|
  • Mansour Fathi* Pages 1-39

    Developing critical thinking skills is considered one of the important missions of the educational system. The purpose of this study was to identify the factors associated with critical thinking of students in order to identify existing gaps and provide practical solutions for improving these skills. In the present study, cognitive, metacognitive and social constructivist theories were used as a theoretical framework. The research method is survey and its statistical society includes students of all academic levels at Allameh Tabataba'i University, School of Social Sciences. The stratified sampling method was adopted. To collect information, a self-made questionnaire and the California Critical Thinking Test Form B have been used. Data were analyzed using the SPSS software, Pearson correlation coefficient, independent samples t-test and ANOVA. The findings show that there is not a significant relationship between the level of socioeconomic status and academic performance of students and their critical thinking. But there is a significant relationship between the variables: gender, year of entering university, educational level and marital status of students with their critical thinking. 

    Keywords: Critical Thinking, Academic Performance, Students, Social Sciences, Social Work, Socio-economic Status
  • Asghar Jafari, Seyed Majid Hosseini*, Mitra Fazeli Pages 41-76

    The present research study aimed to determine the effect of training in self-awareness and emotional management skills on increasing the resilience and happiness of female household heads. The population included all female household heads referring to the health houses in region 18 of Tehran. Thirty subjects were selected through available sampling and assigned randomly to experimental and control groups (n1=n2=15). The methodology was semi-experimental. The resilience and happiness of all subjects were measured by questionnaires of resilience and happiness in a pretest. The skills of self-awareness and emotional management were taught to the participants in the experimental group in 14 sessions. The resilience and happiness of all subjects were measured in a posttest and follow-up. Data were analyzed by ANCOVA and T test. The results indicated that training in skills of self-awareness and emotional management can significantly increase the resilience and happiness of female household heads (P < 0.01). In addition, results showed that the effect of intervention in the follow up was maintained. The results provide some evidence suggesting that training in self-awareness and emotional management skills is an appropriate psycho-educational package has a positive effect on increasing resilience and happiness of female household heads. Therefore, in order to promote the level of resilience and happiness of female household heads, it is necessary to use the skills of self-awareness and emotional management.

    Keywords: Resilience, Happiness, Self-awareness, Emotional Management, Female Household Heads
  • Akbar Sharifian, Hossein Rezai* Pages 77-111

    The purpose of this study is to compare the elderly people in  public and private nursing homes of Tehran in terms of life satisfaction, functionality and general health. The population in this study are the elderly residents of public and private nursing homes in Tehran. Through purposive sampling, 225 of the residents were selected to be studied. Results showed that the residents of public nursing homes had higher health, life satisfaction and functionality than the residents of private nursing homes. Based on the results, it can be inferred  that attention to mere biological and medical needs of the elderly citizens cannot create favorable conditions for them and increase their life expectancy. Attention to biomedical and physiological needs of elderly individuals in addition to their psychological and social needs can help to improve their life conditions at nursing homes.

    Keywords: Private, Public Nursing Homes, Life Satisfaction, Functionality, General Health
  • Zahra Mirhosseini* Pages 113-147

    The purpose of this research study is to identify and understand risk factors in female offenders’ lives. This research is based on the phenomenological method. For this purpose, in-depth qualitative interviews have been conducted with 24 women with criminal sentences and imprisonment records. The results show that most of the women interviewed had experienced various forms of violence and harassment during their lives, and were often found either homeless or were from inefficient and disrupted families whose parents or first-degree relatives had a history of convictions and imprisonment or drug addiction. Also, some of these women had used drugs when they committed the crimes. In addition to the above, the socioeconomic status of women, type of occupation, family disorders, the lifestyle of women, are among the risk factors that are effective in the context of life for female offenders. However, the results of this study are not generalized in any way because of the small sample size.

    Keywords: Female Offenders, Crime, Prison, Phenomenology
  • Shafieh Ghodrati* Pages 149-183

    Iran has experienced many changes in the recent decades and an increasing divorce rate is among these changes. The end of married life is the beginning of a process that is fraught with many problems. This study examines socio-economic security and social capital among divorced women and their relationship. For this purpose, a survey method was used and 200 divorced women were randomly selected. Findings show that women's economic insecurity is only slightly more than their social insecurity. This indicates the importance of social protection for divorced women, because despite the importance of economy and livelihood, women’s social concerns are approximately the same level. Average levels of trust in relatives are very low and are close to thin trust. It can be said that the area of thick trust has been narrowed for divorced women. Correlation coefficient and multiple regression show that there is relationship between socio-economic security and social capital. Among the social capital indicators, social trust in economic security model and social relationships in the model of social security are significant factors. Thirty percent of economic security and 45% of social security changes can be explained by the running model.  

    Keywords: Women, Divorce, Social Security, Economic Security, Social Capital
  • Behzad Khedri *, Farideh Sadat Momeni Masuole Pages 185-222

    There are mental influencing factors among students in the educational context such as educational stress, ethnic and cultural contradictions and the existence of political, belief, racial as well as gender discrimination, which can affect various aspects of student life and the health of this stratum, especially their social dimension could be endangered. Regarding the relationship between language, as a fundamental cultural component, and social health which has not been studied in social health research. In other words, the language of different ethnicities can provide unity, integrity, coherence and participation, or can a common language affect health and its social dimension or not? This study aims to answer the mentioned question by investigating bilingual students (ethnicities) and the monolinguals (those who speak only one language). In the following, we intend to explain what factors affect the social health of each group? The method of this study was survey and data was collected through questionnaires. The statistical population is Sanandaj University students and the sample included 384 individuals by the Cochran formula. The results of this study showed that there is a significant difference between the total social health and its dimensions in the two groups of students in favor of bilingual students, and the variables such as age, marriage, field of study, socioeconomic status, religious beliefs and communication skills were influential on the social health of both groups. Also, the results of the regression showed that 29% of the influence on the dependent variable of this study was interpreted by the independent variables. In addition, the communication skill is the strongest variable predictor with a rate of 66%.

    Keywords: ocial Health, Social Integration, Students, Language
  • Sareh Abri, Mohammad Zahedi Asl*, Maliheh Shiani, Amirmahmood Harirchi Pages 223-261

    This research was conducted with the aim of determining the relationship between social work professional values ​​and organizational culture of hospitals using a survey-descriptive-correlational research method. The statistical population of this study includes all medical social workers and the statistical sample includes social workers who had a bachelor's or higher degree in social work with more than 5 years of work experience in the hospital and their selection has been through  total enumeration. The Social Work professional Values ​​ quastionnaire (Morley D. Glicken professional values model) and organizational culture assessment instrument (Cameron and Quinn model) were used to collect the required information. Both questionnaires were evaluated for their reliability and validity and their   SPSS software was used to process and analyze the data using the Pearson correlation coefficient test. The results show that there is a direct relationship and a relatively strong correlation between “Dignity and worth of the person”, “integrity” and “Competence” values and organizational culture. The correlation between the value of “services” and hospital organizational culture is moderate. Between the value of “justice” and the hospital organizational culture, the correlation is relatively weak, and there is an inverted and very weak relationship between the value of “importance of human relationships” and hospital organizational culture. Generally, the correlation coefficient between the professional values ​​of social work and organizational culture of hospitals indicates a direct relationship and a relatively strong correlation between these two variables. The results emphasize the equivalence of the professional values of social work and the organizational culture of hospitals. Therefore, policy-making in the field of healthcare is recommended in order to strengthen these values to improve the quality of social services in hospitalsis. 

    Keywords: Professional Values, Organizational Culture, Medical Social Work, Hospital