فهرست مطالب

پژوهشنامه مددکاری اجتماعی - پیاپی 10 (زمستان 1395)
  • پیاپی 10 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • زینب کوچکیان، علیرضا کلدی*، علیرضا محسنی تبریزی صفحات 1-39

     خودکشی به عنوان اقدامی آگاهانه در آزار به خود که به مرگ منتهی می گردد، ازجمله مسائل اجتماعی جامعه انسانی می باشد که روزبه روز بر وسعت آن افزوده می شود. مطالعات همه گیرشناسی خودکشی در ایران نیز نشان داده است که خودکشی و اقدام به آن در حال افزایش است. این تحقیق درصدد است در یک مطالعه کیفی و بر اساس رهیافت گرنددتئوری علل اجتماعی و فرهنگی اقدام به خودکشی، نوع تعامل فرد خودکش با خانواده، گروه و جامعه و ارتباط آن با اقدام به خودکشی را موردمطالعه قرار دهد تا به تصویری شفاف تر از روابط بین عوامل موثر بر اقدام به خودکشی دست یابد. شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده و از افراد اقدام کننده به خودکشی (8 زن و 3 مرد) که در بیمارستان های شهر تهران تحت درمان پزشکی بوده اند مصاحبه شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تبیین کننده های اقدام به خودکشی از دیدگاه افراد خودکش خیانت جسمی- جنسی، خیانت ذهنی، ارتباط با جنس مخالف، روحیه لجبازی و سرکشی، توجه بیش ازحد به ظاهر و آراستگی، بی اعتباری، سنت شکنی، ارجحیت خواسته خود بر نیازهای خانواده، دروغ گویی و پنهان کاری، ازدواج تحمیلی و نارضایتی کامل از زندگی مشترک به عنوان شرایط علی خودکشی شناسایی شد. نتایج تحقیق نشان داد بارزترین علت اقدام به خودکشی این افراد نوع مواجهه و برخورد آن ها و یا خانواده هایشان با موضوع خیانت و یا مسائل حیثیتی بوده است.

    کلیدواژگان: اقدام به خودکشی، خیانت، مسائل حیثیتی، روش کیفی، نظریه مبنایی، شهر تهران
  • عبدالحسین کلانتری*، امرالله کشاورز، حسن مومنی صفحات 41-72

    سرمایه اجتماعی به واسطه عناصری از قبیل مشارکت، اعتماد اجتماعی و انسجام اجتماعی می تواند بستری برای نشاط و شادکامی جامعه باشد. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی جوانان 30-18 ساله شهرستان دهلران در سال 1396 صورت گرفته است. آرای صاحب نظران اصلی سرمایه اجتماعی مانند: پوتنام، کلمن و بوردیو و نظریات مازلو مبنای چارچوب نظری تحقیق حاضر است. این پژوهش، کمی و نوع آن همبستگی است. جامعه آماری، کلیه افراد گروه سنی جوانان و حجم نمونه 400 نفر می باشد و از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد سرمایه اجتماعی به کار رفته در طرح مرکز ملی رصد اجتماعی (1394) و شادی آکسفورد با اندکی تعدیل استفاده شده است. برای بررسی فرضیات، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری (نرم افزار لیزرل) و تحلیل عامل ها بکار رفته است. نتایج نشان می دهند که سرمایه اجتماعی (اعتماد، عام گرایی، ارزش ها ویژگی های اخلاقی، مشارکت، بده بستان، تعلق ملی، رضایت از زندگی و احساس امنیت) بانشاط اجتماعی دارای رابطه مثبت و مستقیمی است. میزان این رابطه حدود 57 درصد است. میانگین سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی نمونه نیز به ترتیب (09/3 - 68/3) اندکی بالاتر از سطح متوسط است. همچنین متغیرهای زمینه ای (سن، وضع تاهل، سواد و جنسیت) بانشاط اجتماعی موردبررسی قرار گرفتند؛ تنها سطح تحصیلات بانشاط اجتماعی رابطه معناداری نداشت اما سن، وضع تاهل و جنسیت بانشاط اجتماعی دارای رابطه معناداری بودند.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، اعتماد، مشارکت، جوانان، نشاط اجتماعی
  • سیاوش قلی پور*، جلیل کریمی، گلاویژ صادقی صفحات 75-106

    این مقاله تلاش می کند که شکل گیری فضاهای مسکونی شهری کرمانشاه را در دو دهه (1395-1375) بررسی کند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر آرای لفور در باب تولید فضا است. روش تحقیق کیفی و تکنیک گردآوری داده ها مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد است. یافته ها نشان می دهند که در طی این دو دهه شهر در جهات مختلف به ویژه شمال شرقی، شمال غربی، جنوب غربی و شرق رشد برون زا داشته اند. رشد طبیعی جمعیت و مهاجرت روستاییان و ساکنان سایر شهرهای استان به کرمانشاه از مهم ترین دلایل رشد شهر در این دوره هستند. سه فرایند در شکل گیری فضای مسکونی این دوره نقش داشته است: نخست، سیاست های مسکن مهر که سبب رشد شهرک های پردیس، دولت آباد، دانش و کیهانشهر شد. این شهرک ها به پراکندگی و ازهم گسیختگی فضای شهری دامن زدند، همچنین به دلیل کمبود امکانات زیرساختی و فضای عمومی، عاری از حیات شهری هستند و هویت محله ای در آن ها شکل نگرفته و افراد در خانه های خویش محبوس اند. دوم، رشد سکونت گاه های غیررسمی دره دراز، نوکان، کرناچی و ده پهن است که به رغم عدم وجود زیرساخت ها و فقر امکانات از پویایی بیشتری در زندگی روزمره برخوردارند. سوم، کارکردهای اقتصادی و فراغتی فضاهای مسکونی جدید که تعامل آن ها را با بازارچه ها داخل شهر اجتناب ناپذیر ساخته است. همچنین سکونت گاه های غیررسمی سبب رشد پدیده کوچه نشینی به مثابه تاکتیکی برای مقاومت در برابر کمبود فضای فراغت شده است.

    کلیدواژگان: تولید فضا، سکونت گاه های غیررسمی، فضا، کرمانشاه، مسکن مهر
  • زکیه ناطقی، سیدعلیرضا افشانی* صفحات 107-144

    با توجه به افزایش بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان، در این پژوهش ضمن بررسی میزان بروز رفتارهای پرخطر و میزان بیگانگی اجتماعی در بین جوانان شهر مشهد، تاثیر بیگانگی اجتماعی به عنوان یکی از عوامل موثر در بروز رفتارهای پرخطر مورد سنجش قرار گرفته است. در پژوهش حاضر ازنظریه عمومی فشار اگینو، همنشینی افتراقی ساترلند، بازدارندگی اجتماعی هیرشی و گادفردسون و نظریه بیگانگی اجتماعی سیمن به عنوان چارچوب نظری بهره گرفته شد. این پژوهش در قالب یک پیمایش و به صورت مقطعی انجام شد. داده های تحقیق از 384 نفر از جوانان شهر مشهد جمع آوری شد. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای و ابزار سنجش رفتارهای پرخطر، پرسشنامه خطرپذیری جوانان ایرانی بوده است؛ در این راستا، پایایی و اعتبار مقیاس از طریق آلفای کرونباخ و روایی محتوا تاییدشده است. آلفای کرونباخ، در همه سازه ها بیشتر از 7/0 بوده و داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد که رفتارهای پرخطر در بین پسران بیش از دختران بوده اما تفاوت معناداری بین بیگانگی اجتماعی پسران و دختران در شهر مشهد وجود نداشته است. همچنین رابطه سن با رفتارهای پرخطر و بیگانگی اجتماعی معنادار نبود. میانگین رفتارهای پرخطر جوانان مجرد در ابعاد گرایش به الکل، گرایش به خشونت، گرایش به رفتارهای جنسی و گرایش به رانندگی پرخطر بیشتر از متاهلین و میانگین میزان بیگانگی اجتماعی در ابعاد احساس انزوای اجتماعی و احساس تنفر از خود نیز بیشتر از متاهلین بوده است. نتایج نشان داد که بین بیگانگی اجتماعی و ابعاد آن با رفتارهای پرخطر و ابعاد آن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد، به عبارت دیگر با افزایش میزان بیگانگی اجتماعی، ارتکاب رفتارهای پرخطر نیز افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: بیگانگی اجتماعی، رفتارهای پرخطر، انزوای اجتماعی، بی قدرتی، جوانان
  • نادر صنعتی شرقی*، احمد بخارایی، شاه بختی رستمی، محمد حسن شربتیان صفحات 147-202

    نشاط اجتماعی آن دسته از رفتارهایی است که به صورت شیوه های بیانی و رفتاری ابراز می گردد تا حس خوب و شور و شعف را انتقال دهد و منجربه آرامش گردد.این نوشتار با رویکرد سلامت اجتماعی و راهبرد پراگماتیسم موردمحور مبتنی بر روش ترکیبی درگام کیفی از مطالعه موردی جمعی، در گام کمی (پیمایش از نوع توصیف) و روش درون یابی نقطه ای (تحلیل فضایی) برای تحلیل شیوه های رفتاری و بیانی نشاط اجتماعی بهره برده است. در این تحقیق از نمونه گیری هدفمند مبتنی بر موردی نوعی، تصادفی ساده متناسب با حجم هر منطقه و نمونه گیری مکانی و منطقه ای استفاده شده است.جمع آوری یافته ها مبتنی بر تحلیل تماتیک (کدگذاری باز و محوری) ، توصیف آماری و تحلیل فضایی بوده است. از ابزارهای مصاحبه نیمه عمیق، پرسشنامه مصاحبه ای محقق ساخته و ترسیم نقشه های شهری برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.قلمرو تحقیق مناطق شهری مشهد در نیمه اول سال 1397 بوده است. واحد تحلیل در رویه کمی خانوار ، در بعد کیفی مشارکت کنندگان و درسطح تحلیل فضای مناطق شهری بوده است. میزان آلفای سوالات پرسشنامه تحقیق برابر با (80/0) بدست آمده است. مهمترین مقوله های محوری رویه کیفی با تاکید بر تیپ های نشاط بخشی گرم و سرد و نشاط گیرندگی معطوف به نمایشی کردن موقعیت، شالوده شکنی موقعیت، تاثیر بر دیگری (نفوذ اجتماعی)، نوع دوستی، دیگرخواهی، درون نگری همدلانه، کسب آرامش و کاهش تنش روزمره بوده است.نتایج بخش کمی و تحلیل فضایی مناطق اشاره به این می کند که تیپ نشاط دهندگی گرم، معطوف به شور و شعف در حد متوسط رو به پایین تا پایین در سطح مناطق بوده است.نشاط دهندگی تیپ سرد معطوف به حس خوب در بین مناطق مختلف شهری در حد متوسط رو به بالا تا بالا بوده است. نشاط گیرندگی معطوف به کسب آرامش در سطح مناطق شهری متوسط رو به بالا بدست آمده است.با توجه به نتایج می توان گفت که اجرای  مراسم های نشاط بخش به زندگی اجتماعی معنا و تعلق اجتماعی می بخشند و افراد را برای خوب تر زندگی کردن، مطلوبیت و بهتر زندگی کردن در مقابل افسردگی تشویق می کنند و سطح کیفیت زندگی را ارتقاء می بخشند، از این رو به مدد رویکرد مددکاری اجتماعی می توان با تقویت و حمایت از موارد فوق بهبود و ارتقاء سلامت اجتماعی شهروندان را مد نظر قرار داد.

    کلیدواژگان: روش ترکیبی، سلامت اجتماعی، شیوه های رفتاری و بیانی، نشاط اجتماعی، مشهد
  • فائزه پیازچیان لنگرودی، حمیده عادلیان* صفحات 204-233

    هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با میزان اعتماد زناشویی در بین کاربران متاهل فضای مجازی در شهر لنگرود است. تا در ایجاد سیاست های اجتماعی و رفاهی حوزه خانواده و گسترش برنامه هایی با محوریت نقش مددکاران اجتماعی در آموزش خانواده ها در قبل و بعد از ازدواج، مورد بهره برداری قرار گیرد. چارچوب نظری این پژوهش را نظریات سیستمی، ارتباطی، اعتماد بالبی و اعتماد گیدنز تشکیل داده اند.روش پژوهش پیمایشی بوده و داده ها از طریق شیوه نمونه گیری احتمالی از نوع خوشه ای چندمرحله ای و با استفاده از پرسشنامه های اعتماد رمپل و هولمز (TS)، الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (CPQ) و پرسشنامه دموگرافیک جمع آوری شدند. حجم نمونه شامل 382 نفر از کاربران متاهل تلفن همراه و فضای مجازی شهر لنگرود است. برای تجزیه وتحلیل داده های استنباطی از آزمون های همبستگی خی دو، v کرامرز و گاما در نرم افزار spss نسخه 23 بهره گرفته شد.یافته ها نشان داد رابطه معناداری بین زیرمقیاس های الگوهای ارتباطی و زیرمقیاس های اعتماد زناشویی و همچنین کل میزان اعتماد زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد استفاده از فضای مجازی به صورت غیرمستقیم و از طریق الگوهای ارتباطی که زوجین در زندگی مشترک خود انتخاب می کنند با اعتماد زناشویی در ارتباط است و درواقع کاهش یا افزایش اعتماد در بین کاربران متاهل فضای مجازی، از تبعات نوع الگوهای ارتباطی انتخابی زن و شوهر است. نتایج این مطالعه در راستای کاهش آسیب های اجتماعی فضای مجازی، بر سیاست های پیشگیرانه مبتنی بر ارتقاء الگوهای مثبت ارتباطی زن وشوهری از طریق آموزش تاکید دارد.

    کلیدواژگان: اعتماد زناشویی، فضای مجازی، الگوهای ارتباطی
  • محمد زاهدی اصل، محبوبه توکلی* صفحات 236-264

    هدف از اجرای این پژوهش، شناخت تاثیر عوامل خانوادگی بر توانمندی اجتماعی دختران است. به همین منظور تعداد 192 نفر از دختران مراجعه کننده به بنیاد خیریه امید مهر، به روش نمونه گیری اتفاقی انتخاب شدند. چارچوب نظری این پژوهش متشکل از نظریه منابع بلود و وولف، نظریه توانمندی سارا لانگه و نظریه الگوی مدیریت خانواده آنتونی گیدنز می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ساختاریافته بود و داده ها توسط نرم افزار SPSS و با استفاده از ضریب های همبستگی پیرسون، اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج توصیفی نشان داد که توانمندی اجتماعی 82 درصد از دختران موردمطالعه در سطح متوسط است. آزمون فرضیات بیانگر این بود که بین الگوی مدیریت خانواده و نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی با میزان توانمندی اجتماعی دختران رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد ولی بین پایگاه اجتماعی پدر و میزان توانمندی اجتماعی دختران رابطه معناداری وجود نداشت. با توجه به همبستگی معنادار متغیرهای "نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی" و "نوع الگوی مدیریت خانواده" با متغیر وابسته از روش رگرسیون چندمتغیره هم زمان استفاده شد. نتایج این بررسی حاکی از معناداری اثر مدل نظری بر متغیر وابسته بود. به این صورت که نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی می توانست بیشتر از 30% واریانس در توانمندی اجتماعی دختران را تبیین کند. گفتنی است که متغیر الگوی مدیریت خانواده دراین بین اثر معناداری نداشت. نتایج نشان می دهد که سیاست های اجتماعی- فرهنگی می بایست به توسعه و گسترش برنامه های آموزشی و فرهنگی در راستای تاثیر نقش مادران بر توانمندی های اجتماعی دختران تاکید ویژه داشته باشند.

    کلیدواژگان: الگوی مدیریت خانواده، پایگاه اجتماعی پدر، توانمندی اجتماعی، نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی
|
  • Zeinab Kouchakian, Alireza Kaldi *, Alireza Mohsenitabrizi Pages 1-39

    Suicide, as a conscious action in hurting oneself causing death, is among the social issues of human society that is increasing day by day. Suicide epidemiological studies inIran have shown that attempting suicide and committing an act of suicide is increasing. Using a qualitative approach, and based on the grounded theory of the social and cultural reasons behind suicide attempt, the current study aims to investigate the interaction between the person who commits suicide and his/her family, group and society as well as its relationship with suicide attempt. Through this, the present study seeks to find a more vivid image of the relationship between

  • Abdolhosein Kalantari*, Amrolah Keshavarz, Hasan Momeni Pages 41-72

    Social capital provides a backdrop for vitality and happiness of the society via elements such as participation, social trust and social solidarity. This study sought to investigate the relationship between social capital and social happiness among the youth aged between 18 and 30, in the city of Dehloran in 2017. The theoretical foundation of the present study was the views of major experts in social capital, including Putnam, Coleman, Bourdieu, and Mazlow.  A quantitative correlational research design was utilized for this study. The population included all the youth aged between 18 and 30, from which 400 were selected as the sample through cluster sampling. To collect the required data, the standard questionnaires of social capital used in the NationalCenter for Social Observatory (2015), and the modified Oxford Happiness Questionnaire were employed. To test the hypotheses, multiple regression and structural equation modeling (Lisrel software) as well as factor analysis were used. The results suggested that there was a direct positive relationship between social capital (trust, universalism, moral values and attributes, participation, give-and-take, national affiliation, life satisfaction and sense of security) and social Happiness. The size of the relationship was about 57%. The mean values of social capital and social happiness of the sample were 3.90 and 3.68, respectively which was slightly over the medium level. In addition, the relationship between demographic variables (age, marital status, education and gender) and social happiness was investigated. Age, marital status and gender were significantly related to social happiness; while, no relationship was found between education and social happiness.

    Keywords: Social Capital, Trust, Participation, Youth, Social Happiness
  • Siavashgh Gholipour*, Galawijh Sadeqi Pages 75-106

    This article seeks to examine the development of urban residential spaces in Kermanshah in 1996-2016. The theoretical framework of the research is based on Lefebvre’s views on production of space. The research method is qualitative and the data collection technique includes observation, interviews, and evidence analysis. The findings of the research indicate that the city has undergone external growth in different directions, especially northeast, northwest, southwest, and east during this time. Natural population growth and rural and urban immigration to Kermanshah are of the main reasons for the growth of the city in this period. Three processes have played a part in the development of the residential spaces of this period. First, the government-funded residential apartments policy, which stimulated the growth of Pardis, Dolatabad, Danesh, and Kianshahr towns. These towns brought about the dispersal and disruption of urban space. Also, due to a shortage of substructural facilities and public space, they are devoid of urban life. Neighborhood identity has yet to be developed there, and people tend to stay in their houses. Secondly, the growth of informal settlements of Darederaz, Nookan, Karnachi, and Dehpahn enjoy more dynamism in daily life in spite of the lack of substructures and shortage of facilities. Thirdly, the economic and recreational functions of the new residential spaces have made their interaction with the interurban arcades inevitable. Additionally, it has brought about the growth of the phenomenon of Alley Life, defined as spending one’s free time in alleys near their residence, as a tactic of resistance against the shortage of recreational space in the informal settlements.

    Keywords: Production of Space, Informal Habitats, Space, Kermanshah, Residential Apartment
  • Zakiye Nateghi, Seyedalireza Afshani* Pages 107-144

    Regarding the increase in the incidence of risky behavior among young people, the present study has investigated the impact of social alienation as a risk factor in the tendency toward risky behavior in the City of Mashhad. In this research, Agnew’s General Strain Theory, Sutherland’s theory of Differential Association, Hirschi and Gottfredson’s Social Control Theory, and Seeman’s Social Alienation Theory were used as the theoretical framework. This study was conducted as a cross-sectional survey. A total sample size of 384 individuals from Mashhad were interviewed in the present analysis. Respondents were selected using the cluster random sampling method. The instrument used was a questionnaire. In this regard, reliability and validity of the scale were assessed through Cronbach’s alpha and content validity. The findings showed that risky behavior among boys was higher than girls, but there was no significant difference between social alienation of boys and girls. There was no significant relationship between age and risky behavior and social alienation. The mean of risky behavior among single participants in terms of tendency to alcohol, tendency towards violence, tendency to sexual behavior and risk-driving tendency was higher than that of married participants, and the average amount of social alienation in dimensions of social isolation and self-denial of single participants was higher than that of the married participants. The results showed that social alienation and its dimensions have a direct and significant effect on risky behavior and its dimensions.

    Keywords: Social Alienation, Risky Behavior, Social Isolation, Powerlessness, Youth
  • Nader Sanati Sharghi*, Ahmad Bokharaei, Shah Bakhti Rostami, Mohammad Hasan Sharbatiyan Pages 147-202

    Social happiness refers to behavior that is demonstrated by expressive and behavioral modes to convey a sense of passion and vigor, and contribute to enhanced relaxation of people. This paper uses a social well-being approach and a pragmatism strategy underlined by a mixed-method approach. In the qualitative step, the descriptive survey and in the qualitative step, the point interpolation (spatial analysis) have been used to analyze behavioral and expressive modes of social happiness. In this research, purposeful sampling consistent with the size of each area and the spatial and regional sampling methods was utilized. The data collection was based on thematic analysis (open and axial coding), statistical descriptive, and spatial analysis. Semi-deep interviews and self-administered questionnaires along with urban maps were used to collect data. The study area covered urban areas of Mashhad in the first half of the year 2018. The unit of analysis was family, in the quantitative step, the participants, in the qualitative step, and urban areas, at the level of spatial analysis. The Cronbach’s alpha was calculated for the research items (α=0.80). The main categories of the qualitative procedures with emphasis on warm

  • Faezeh Piazchian Langroudi, Hamide Adelian Rasi* Pages 204-233

    The aim of the present study was to investigate the relationship between communication patterns and marital trust among married users in cyberspace from Langroud city in order to create social and welfare policies in family discourse and to develop programs focusing on the role of social workers in educating couples and families before and after marriage. The theoretical framework of this research is the system theory, communication theory, Bowlby's attachment theory and Giddens’s trust theory. The research method was a survey and the data were collected through a multi-stage cluster sampling method using the Rample and Holmes Trust (TS) and the Christensen and Salavi (CPQ) questionniares, as well as demographic questionnaires. The sample size includes 382 cyberspace users in Langroud. For analyzing the inferential data, chi-square correlation, v-Cramerz and gamma correlation tests were used in SPSS version 23 software. The novelty of this study was to em[3]phasize preventive policies based on the promotion of positive male and female communication patterns in order to reduce the social harm of cybernetics by educating married peoples on appropriate communication patterns. The findings showed that there is a significant relationship between the subscales of communication patterns and the subscales of marital trust as well as the total amount of marital trust. In addition, the results of this study showed that the use of cyberspace indirectly and through communication patterns that couples choose in their married life are associated with marital trust and in fact, the reduction or increase of trust among married users of cyberspace is due to the consequences of the type of communication patterns the couple select.  In conclusion, the study recommended a focus on prevention policies related to improving positive marietal communication patterns through education programs to reduce social problems in cyberspace.

    Keywords: Marital Trust, Cyberspace, Communication Patterns
  • Mohamad Zahedi Asl, Mahboobeh Tavakoli* Pages 236-264

    In this study, we aimed to investigate effective family factors on girls’ social empowerment. For this aim, 192 admitted girls to the Omid-E-Mehr institution were selected by random sampling. The theoretical framework of the current study included the Resource Theory of Blood and Wolf, Empowerment Theory of Sara Lange and the family management theory of Anthony Giddens. The data were collected through a standard questionnaire and was analyzed by SPSS using Pearson and Spearman correlation coefficients. Descriptive results showed that 82 percent of participants are at an average level in social empowerment. Hypothesis testing indicated that there is a significant relationship between the patterns of household management, mothers’ views of gender-based roles and girls’ social empowerment. While there is no significant correlation between the social status of the father and the girls’ social empowerment. Regarding the significant correlation between “Mothers' views toward Gender Roles” and “Family Management Patterns” variables, a multiple regression analysis was used simultaneously with a dependent variable. The results of this study showed that the effect of the theoretical model on the dependent variable was significant. So views of mothers toward gender roles could explain more than 30% of the variance in girls’ social empowerment. It should be noted that the variable of “the family management model” did not have a significant effect. The results show that socio-cultural policies should emphasize the development and expansion of educational and cultural programs in order to improve the influence of the role of mothers on the girls’ social empowerment.

    Keywords: Father’s Social Status, Mother’s Views of Gender-based Roles, Pattern of the Household Management, Social Empowerment