فهرست مطالب

  • پیاپی 52 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مصطفی ملکی، حسین محققی*، صفدر نبی زاده صفحات 7-16
    رفتارهای پرخطر  طیفی از رفتارها را در برمی گیرد که نه  تنها برای فرد درگیر در این رفتار و افراد مهم زندگی وی زیان های جدی به بار می آورد، بلکه منجر به آسیب های قابل توجه به افراد دیگر نیز می شود. نقش تنظیم هیجان، عاطفه منفی، هیجان خواهی، نحوه ابراز هیجان و سبک های ناکارآمد ابرازگری هیجان و احساسات در رفتارهای پرخطر را علاقه ی زیادی را بر انگیخته است. هدف این پژوهش، پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان براساس ابرازگری هیجان و نشخوار خشم بود. برای این منظور، طی یک پژوهش توصیفی 282 نفر (202 پسر و 80 دختر) دانش آموز دوره ی دوم متوسطه شهر همدان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر ابرازگری هیجان، نشخوار خشم و خطرپذیری مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه نشان داد که بین ابرازگری هیجان باگرایش به رفتارهای پرخطر رابطه منفی و معنا داری و بین نشخوار خشم و گرایش به رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان داد ابرازگری هیجان و نشخوار خشم 21 درصد از واریانس گرایش به رفتارهای پرخطر را تبیین می کند. بنابراین با توجه به یافته ها می توان گفت ابرازگری هیجان و نشخوار خشم پیش بینی کننده گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان هستند.
    کلیدواژگان: ابرازگری هیجان، نشخوارخشم، گرایش به رفتارهای پرخطر
  • رضا رهبران*، رعنا کرمی، مهسا شاه محمدی صفحات 17-26
    در سال های اخیر مطالعه ی الگوهای تفکر در اختلالات افسردگی و بررسی افکار ناخواسته و نقش آن در دوام اختلالات هیجانی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از این الگوهای تفکر، نشخوار فکری است. دیدگاه فراشناختی در مورد اختلال افسردگی، نشخوار فکری را از مولفه های اصلی در شروع و تداوم افسردگی می داند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان فعالسازی رفتاری بر کاهش نشخوار فکری و اختلال افسردگی در نوجوانان شهرستان خوی بود.  برای این منظور، 30 دانش آموزبا نمرات بالای افسردگی پس از ارزیابی بالینی و احراز شرایط پژوهش، انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه درمان فعالسازی رفتاری (15نفر) و یا کنترل(15نفر) کاربندی شدند. گروه آزمایشی  12جلسه متوالی درمان فعالسازی رفتاری را دریافت کرد. دو گروه آزمایشی و کنترل قبل و بعد از انجام پژوهش، از نظر افسردگی و نشخوار فکری مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان فعال سازی رفتاری بطور معناداری موجب کاهش نمرات نشخوار فکری و افسردگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می شود. این پژوهش از تاثیر درمان فعال سازی رفتاری در بهبود علایم نشخوار فکری و افسردگی حمایت می کند.
    کلیدواژگان: درمان فعالسازی رفتاری، نشخوار فکری، افسردگی
  • سجاد علمردانی *، دیبا خسروی نیا، اکبر عطادخت، سجاد بشرپور، محمد نریمانی صفحات 27-36

    یکی از متغیرهایی که به عنوان یک مفهوم کلیدی در تداوم وابستگی، سو مصرف و عود نقش دارد، ولع مصرف است. ولع مصرف مواد به عنوان مهم ترین عامل بازگشت به مصرف مواد، و هسته مرکزی اعتیاد است. ادراک از بیماری نیز با توجه به موضوعاتی مانند ادراک ماهیت، علت، مدت و موثر بودن کنترل، درمان و بهبود می تواند در انگیزش افراد برای درمان موثر باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش ادراک بیماری و ولع مصرف در پیش بینی انگیزش درمان افراد وابسته به مواد بود. برای این منظور، 150 نفر با تشخیص سومصرف مواد از مراکز ترک اعتیاد شهر شیراز به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و از نظر ادراک بیماری، ولع مصرف و انگیزش درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون چند گانه نشان داد که بازشناسی مشکل با پیامدهای درمانی و انسجام بیماری رابطه مثبت و با ولع مصرف رابطه منفی دارد. دوسوگرایی با انسجام بیماری رابطه مثبت، با ولع مصرف رابطه منفی دارد. گام برداری با انسجام بیماری رابطه مثبت، با ولع مصرف رابطه منفی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 16 درصد واریانس بازشناسی، 10 درصد واریانس دوسوگرایی و 15 درصد واریانس گام برداری به وسیله ادراک بیماری و ولع مصرف تبیین می شود. پژوهش حاضر از نقش ادراک بیماری و ولع مصرف در پیش بینی انگیزش درمان افراد وابسته به مواد حمایت می کند.

    کلیدواژگان: ادراک بیماری، ولع مصرف، انگیزش درمان، وابستگی به مواد
  • سعید اصلانی*، حسین اسکندری، احمد برج علی صفحات 37-46

    مشکلات بین شخصی نتیجه تاریخچه دلبستگی افراد است. در نظریه ی دلبستگی، انسآنها با نیازهای ارتباطی پایه برای شکل دادن پیوند قوی با یک موضوع دلبستگی که امنیت، صمیمیت و حمایت را فراهم می کند، هدف گذاری شده اند. پژوهش های قبلی نشان داده است که شکل های مختلف مشکلات بین شخصی با سبک های متفاوت دلبستگی مطابقت دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی مشکلات بین شخصی افراد بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش واسطه ای شفقت در زوجین  بود.  برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 200 زوج از شهر تهران به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر سبک های دلبستگی، خود شفقت ورزی، مشکلات بین فردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون نتایج نشان داد که خود شفقت ورزی در رابطه بین دلبستگی اضطرابی و مشکلات بین شخصی و خود شفقت ورزی در رابطه بین دلبستگی ایمن و مشکلات بین شخصی نقش واسطه ای دارند. هر سه متغییر سبک دلبستگی دارای رابطه خطی با مشکلات بین شخصی و خود شفقت ورزی است. همچنین ضریب بتای استاندارد نشده برای این متغییرها نشان می دهد که وزن متغیر دلبستگی اضطرابی بیشتر از دیگر متغیرهاست. به عبارتی می توان گفت که 41 درصد از تغییرات متغیر وابسته در مشکلات بین شخصی و  61 درصد این تغییرات در متغیر خود شفقت ورزی بوسیله این متغیر قابل پیش بینی است. نتایج این پژوهش از نقش واسطه ای شفقت بین سبک های دلبستگی و میزان مشکلات شخصی حمایت می کند.

    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، شفقت خود، زوجین
  • زهرا علی خانی*، مجتبی امیری مجد صفحات 47-56

    مساله ی نگرانی، باورهای منفی، نشخوار ذهنی و انعطاف پذیری حث مهمی در پدیده ی وسواس به شمار می رود. در  نگرانی معمولا به عنوان یک راهبرد مقابله ای در پاسخ به افکار مزاحم فعال می شود. زمانی که باورهای منفی فعال می شوند، فرد نگران اندیشی را به صورت عمل منفی ارزیابی می کند، یعنی درباره نگرانی، نگران می شود. نشخوار ذهنی مشابه نگرانی است، با این تفاوت که نشخوار ذهنی بر احساسات بد تجارب گذشته تمرکز دارد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه ی  مولفه های فرانگرانی، نشخوار فکری و انعطاف پذیری ذهنی با اختلالات طیف وسواس بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی،  از بین کارمندان ستادی دانشگاه علوم پزشکی قزوین؛ 76  نفر بصورت نمونه ی در دسترس انتخاب و از نظر نشخوار ذهنی- تامل، مهارتهای ذهن آگاهی، وسواس، رفتار ذخیره ای، موکنی ، دستکاری و کندن پوست  و وسواس فکری عملی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل همبستگی چندگانه (کانونی) و رگرسیون چندگانه نشان داد که بین مولفه فرانگرانی، نشخوار فکری و انعطاف پذیری ذهنی با وسواس جبری، و مولفه ی  فرانگرانی با وسواس احتکار و بدشکلی بدن رابطه معناداری وجود دارد. پیشنهاد می شود درمانگران و متخصصان  با برنامه های آموزشی که متضمن تغییر باورهای فراشناختی ناکارآمد است، از بروز رفتارهای وسواسی در سایر اختلالات طیف وسواس که آسیب های روانی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی جدی به دنبال دارد، پیشگیری کنند.

    کلیدواژگان: فرانگرانی، نشخوارفکری، انعطاف پذیری ذهنی، اختلالات طیف وسواس
  • ناهید بحرینی، اصغر آقایی* صفحات 57-66
    تنظیم هیجانی فرایندی است که افراد به منظور انطباق و سازگاری خود با محیط، هیجانات خود را تغییر می دهند. یکی از عواملی که با تنظیم هیجانات مرتبط است خودآگاهی است. خودآگاهی، به معنای شناسایی دقیق موقعیت از طریق شناخت و تسلط بر احساسات، اندیشه ها، انگیزه ها و رفتارهای خود می باشد نتایج برخی پژوهش ها حکایت از آن دارد که ممکن است نوجوانان بزهکار قادر به کنترل هیجانات خود نبوده و در مهارت خودآگاهی ضعف داشته باشند. با توجه به اینکه، عدم مهارت در تنظیم هیجانی و خودآگاهی ممکن است با اختلالات روانی از جمله اختلال سلوک و بزهکاری همراه باشد، هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی تنظیم هیجانی و خودآگاهی در نوجوانان عادی و نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت اصفهان بود. برای این منظور طی یک پژوهش علی- مقایسه ای، 130 نفر از نوجوانان بزهکار و 130 نفر از نوجوانان عادی با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و از نظر تنظیم هیجانی و خودآگاهی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که نمرات نوجوانان بزهکار در زمینه ی ارزیابی شناختی و  خودآگاهی شخصی و عمومی، به طور معنا داری از نوجوانان عادی پایین تر بود اما، در زمینه ی بازداری بیانی نمرات نوجوانان بزهکار بالاتر از نوجوانان عادی بود. باتوجه به نتاج به دست آمده، این پژوهش از وجود تفاوت در تنظیم هیجانی و خودآگاهی نوجوانان بزهکار و عادی حمایت می کند.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجانی، خودآگاهی، بزهکاری
  • هانیه دلگرم*، نسرین باقری، مهرداد ثابت صفحات 67-76
    تنظیم هیجان به معنی تلاش افراد برای تاثیر گذاشتن روی نوع، زمان و چگونگی تجربه و بیان، تغییر طول دوره یا شدت فرایندهای رفتاری، تجربی و یا جسمانی هیجانها است و به طور خودکار یا کنترل شده، هشیار یا ناهشیار و از طریق به کارگیری راهبردهای تنظیم هیجان از جمله باز ارزیابی، نشخوار فکری، خوداظهاری، اجتناب و بازداری انجام می گیرد. خودتنظیمی هیجانی به تلاش های خود برای تغییر موقعیت، شامل افکار، هیجانها، تکانه ها، امیال و رفتارها و فرآیندهای توجهی گفته می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودتنظیمی هیجانی و  تاب آوری با سبک های مقابله با استرس در دانشجویان بود. برای این منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 236 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر راهبردهای مقابله ای، تنظیم شناختی هیجان و  تاب آوری مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیری با رویکرد سلسله مراتبی نشان داد که  تاب آوری به صورت مثبت و معنادار سبک مقابله مساله مدار را پیش بینی می کند. از بین راهبردهای خودتنظیمی هیجانی نشخوارگری و فاجعه سازی به صورت منفی و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و ارزیابی مجدد مثبت به صورت مثبت و معنادار سبک مقابله مساله مداری را پیش بینی می کند.  تاب آوری به صورت منفی و معنادار سبک مقابله هیجان مداری را پیش بینی می کند. از بین راهبردهای خودتنظیمی هیجانی ملامت خویشتن و دیگران به صورت مثبت و پذیرش و  دیدگاه گیری به صورت منفی و معنادار سبک مقابله هیجان مداری را پیش بینی می کند.
    کلیدواژگان: خود تنظیمی هیجانی، تاب آوری سبک های مقابله با استرس
  • ناهید نفیسی، آرش وزیری، گیتی قریشی، شهرام نعمت زاده* صفحات 77-86

    تیپ شخصیت دی مستعد نگرانی، تنش، احساس ناشادی و نگاه تیره و منفی به زندگی هستند. آنها به سادگی عصبانی می شوند و درکل احساسات مثبت کمتری را تجربه می کنند و این وضعیت ممکن است در فرایند درمان بیماری های مزمن تولید مشکل کرده یا دشواری هایی به آن بیفزاید. هدف این پژوهش بررسی سهم مولفه های تیپ شخصیتی(عاطفه منفی  و بازداری اجتماعی) در ادراک از بیماری افراد مبتلا به سرطان بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 176 بیمار مبتلا به سرطان از بیمارستان شهدای تجریش و بیمارستان امام به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و از نظر ویژگی های روان شناختی، شخصیت دی و نگرش نسبت به درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند نتایج تحلیل رگرسیون نمرات نشان داد که میزان بالای شخصیت دی، عاطفه منفی  و بازداری اجتماعی با ادراک بیماری و خرده آزمون های آن شامل پیامدها ، سیر زمانی ، کنترل شخصی، کنترل بیماری، هویت، نگرانی، فهم بیماری و بازنمایی هیجانی رابطه دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد که نمرات تیپ شخصیت دی، 71 درصد از واریانس نمرات ادراک از بیماری را توجیه می کند. به نظر می رسد هرچه میزان شخصیت دی در آنها بیشتر می شود، ادراک بدتری از بیماری خود و ابعاد مربوط به آن دارند. به همین خاطر باید تاثیر بالا بودن میزان شخصیت دی در ادامه ی درمان بیماران مبتلا به سرطان مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تیپ شخصیت دی، بازداری اجتماعی، عاطفه ی منفی، سرطان
|
  • Mostsfa Maleki, Hossein Mohagheghi *, Safdar Nabizadeh Pages 7-16
    Emotion regulation plays an important role in responding to possible stresses and crises, especially among adolescents, So, it is important to examine the role of effective factors in the development of emotion regulation. Current study investigated the role of attachment and family functions in prediction of emotion regulation in adolescents. A sample of adolescents between the age of 14 to 17, selected based on multi-level cluster sampling, completed a battery of questionnaires including family function assessment, inventory of parent and peer attachment and children and adolescent’s emotion regulation checklist. Data were analyzed using SPSS software. The results of this study showed that the overall function of the family was most important in predicting emotional stability, self-awareness in expressing emotions, emotional expressiveness in suitable situations, emotional flexibility and control and management of emotions. Other family functions’ subscales including behavioral and communication control also played an important role in emotional expressiveness in suitable situations. However, attachment to mother showed weak correlations with several subscales of ERC, did not play a significant role to predict emotion regulation strategies in adolescents. Therefore, the healthy family function can play a crucial role in the formation of emotional stress during adolescence, and prevent many challenges during adolescence.
    Keywords: emotional expressiveness, anger rumination, high-risk behavior
  • Reza Rahbaran *, Rana Karami, Mahsa Shahmohammadi Pages 17-26
    The women victims of domestic violence do not have a favorable situation in terms of psychological, emotional, marital and overall quality of  life. Therefore, this study aimed to investigate  the effectiveness of cognition-based mindfulness therapy on social anxiety, resilience and emotion regulation in women victims of domestic violence. During a pilot study, 32 women victims of domestic violence with social anxiety were selected by using available sampling. They were randomly placed in experimental (16) and control (16) groups. Therapeutic intervention was performed for eight sessions of 90 minutes on the experimental group, and the control group don’t have any training at this stage. The data were collected by questionnaires of domestic violence against women, emotional regulation, social anxiety and vibrational scales. Analysis of covariance showed that there is a significant difference between the mean post-test scores of the experimental and control groups (p<0.01). Cognition-based mindfulness therapy has reduced social anxiety, increased resilience and emotional adjustment in women victims of domestic violence (p<0.01). It seems that cognitive-mindedness has a useful effect on reducing the psychological and emotional problems in violent women. It is important to pay attention to this method of treatment for women victims of domestic violence.
    Keywords: Mindfulness, Social anxiety, Resilience, emotion regulation, Domestic violence
  • Sajad Almardani *, Diba Khosravinia, Akbar Atadokht, Sajad Basharpoor, Mohammad Narimani Pages 27-36

    One of the variables that plays a key role in the continuity of dependence, suicide and recurrence is cravings. Drug craving is the most important factor in returning to drug use, and the core of addiction. illness perceptions is also effective in motivating people to cure the issues, such as perceiving the nature, cause, duration and effectiveness of control, treatment and improvement. The aim of this study was survey the role of illness perception and craving in predicting treatment motivation for drug-dependent individuals. For this purpose 150 people were selected by sampling method from drug addiction centers in the city of Shiraz. They were evaluated for perceived illness, craving and motivation for treatment. The results of multiple regression analysis showed that recognition relates positively to therapy outcomes, disease consistency but negatively correlated with craving. Ambivalence relates positively to disease consistency but negatively correlated with craving. Taking Steps elates positively to disease consistency but negatively correlated with craving. The results multiple regression showed that 16% variance of recognition, 10% variance of ambivalence and 15% variance taking steps explained by illness perceptions and  craving.The present study supports the role of perceived disease and craving in predicting the motivation for drug dependent individuals.

    Keywords: illness perceptions, craving, treatment motivation, drug dependence
  • Saeid Aslani *, Hosein Eskandari, Maryam Mahmoudi Pages 37-46

    Interpersonal problems are the result of the people’s attachment history. In the attachment theory, humans have been designed to aim for basic relationship needs needed for forming a strong bond with an attachment subject that provides security, intimacy and support. Earlier studies show that different interpersonal problems adapt with different attachment styles. The aim of this study is to investigate the interpersonal problems of people based on their attachment styles regarding the moderating role of compassion in couples. Therefore, as a descriptive correlational study, 200 couples were chosen from Tehran through convenient sampling and their attachment styles, self-compassion, and interpersonal problems were evaluated. The results of the regression analysis demonstrated that self-compassion played as a mediator in the relationships between anxious attachment and interpersonal problems and also secure attachment and interpersonal problems. All three variables of attachment style have a linear relationship with interpersonal problems and self-compassion. What’s more, the non-standard beta coefficient for these variables show that the anxious attachment variable weighs more than the rest of the variables. In other words, it can be said that 41% of the changes in the interpersonal problems variable and 61% of them in the self-compassion variable are predicted by this very variable. The result of this study supports the mediating role of compassion amongst attachment styles and the amount of personal problems.

    Keywords: Attachment styles, Self-compassion, Couples
  • Zahra Alikhani *, Mojtaba Amirimajd Pages 47-56

    Worry, negative beliefs, rumination and flexibility are important topics in the phenomenon of obsessive-compulsive disorder. Worries are usually activated as a coping strategy in response to the disturbing thoughts. When negative beliefs are activated, a worried person evaluated a thought in a negative manner that is worried about worry. Rumination is similar to worry, with the difference that rumination focuses on the bad feelings of past experiences. The purpose of this research is to investigate the relationship between the components of meta-worry, mental rumination and mental flexibility with obsessive spectrum disorder. For this aim, in the descriptive - correlation research among all staff of Medical Sciences University of  Qazvin, 76 people were selected  by convenience sampling method and were tested in terms of mental rumination, contemplation, mindfulness, obsessive-compulsive, custodial, muscular, skin manipulation and practical obsessive-compulsive skills. According to multiple correlation analysis method (focal correlation) and multiple regression, there is a significant relationship between component of meta-worry, mental rumination and mental flexibility with obsessive-compulsive disorder and meta-worry component with obsessive compulsive and body deformity. It is suggested that therapists and specialist with educational programs that involve modifying and changing the meta-cognitive beliefs ineffective will result in the emergence and continuation of obsessive-compulsive behaviors in other obsessive-compulsive disorders that are seriously related to psychological, familial, social and economic harm. Followed, prevented.

    Keywords: Meta-worry, Mental rumination, Mental flexibility, Obsessive spectrum disorder (
  • Nahid Bahreini, Asghar Aghaei * Pages 57-66
    Emotional regulation is the process of changing individuals emotions to adapt and adjust to their environment. One of the factors that affects “emotional regulation” is “self-awareness”. “Self-awareness” is the accurate identification of the situation by knowing and controlling of your feelings, thoughts, motivations and behaviors. Some studies shows the weakness of “emotion regulation” and “self-awareness” skills of delinquent adolescents. Regarding the fact that lack of skills in these two variables may be associated with mental disorders, such as conduct disorder, and delinquency, the aim of this study was the comparison of “emotion regulation” and “self- awareness” between normal adolescents and delinquent adolescents of the correctional center in the city of Isfahan. To do this, in a causal-comparative study, 130 delinquent adolescents and 130 normal adolescents were selected using available sampling research method and these two variables were evaluated. The results of multivariate analysis of variance showed the significant lower scores of “cognitive assessment”, also “personal and general self-awareness” of delinquent adolescents compared with normal adolescents, However higher scores in terms of “expression inhibition. As a result findings confirmed the differences of “emotional regulation” and “self-awareness” between normal and delinquent adolescents.
    Keywords: emotional regulation, self-awareness, delinquency
  • Hanieh Delgarm *, Nasrin Bagheri, Mehrdad Sabet Pages 67-76
    Emotion regulation means people’s efforts to influence the type, time and how to experience and express, change the duration or severity of behavioral, empirical and physical processes of emotions and have been automatically or controlled, conscious or non-conscious done by using emotion regulation strategies, such as reappraisal, rumination of thoughts, self-expression, avoidance and inhibition. Emotional self-regulation refers to one’s own efforts to change the situation, including thoughts, emotions, impulses, desires and behaviors and attention processes. The aim of this study was to investigate the relationship between emotional self- regulation and resilience with coping styles for stress among students. For this purpose, in a descriptive and correlational study, a sample of 236 students from the University of Roudehen was selected through accessible sampling method and in terms of the coping strategies, cognitive emotion regulation and resilience was tested. The results of the hierarchical multiple regression approach showed that problem-focused coping style could be significantly and positively predicted by resilience. Among the emotional self- regulation strategies, rumination and catastrophizing predict negatively and refocus on planning and positive reappraisal predict positively and significantly problem-focused coping style. Emotion-focused coping style could be negatively and significantly predicted by resilience.Among emotional self- regulation strategies, blaming oneself and others predict positively and accepting and taking a view predict negatively and significantly emotion-focused coping style.
    Keywords: emotional self-regulation, Resilience, coping styles for stress
  • Nahid Nafisi, Arash Vaziri, Giti Ghorashi, Shahram Nematzaheh * Pages 77-86

    Type D personality is susceptible for concern, tension, unhappiness and dark and negative view to the life. They easily get angry and in general experience less positive emotions, and this status may create problems in the process of therapy of chronic diseases or add difficulties thereto. This research aims to investigate the share of personality type elements (negative emotion and social inhibition) in disease perception of cancer patients. For this purpose, in a descriptive study of correlation type, 176 cancer patients of Shohadaye Tajrish and Imam Hospitals were selected as convenience sample and were assessed with regards to psychological traits, D type personality and attitude to therapy. The results of regression analysis of points indicated that high D type personality, negative emotion and social inhibition are associated with disease perception, and its subtests including consequences, timeline, personal control, disease control, identity, concern, disease understanding and emotional representation. Regression analysis indicated that the points of type D personality justify 71% of variance of disease perception points. Accordingly, whatever D type personality in them is higher, they have worse perception of their disease and its related aspects. Therefore, the effect of high D type personality should be taken into consideration in continue of treatment process of cancer patients.

    Keywords: D Type Personality, Social Inhibition, Negative Emotion, Cancer