فهرست مطالب

  • پیاپی 53 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رقیه نیرومند، کاوه صیدمرادی، زهرا توسلی، علی رضا کاکاوند صفحات 7-16

    تنظیم هیجانی می تواند به عنوان سبک شناختی مدیریت اطلاعات برانگیزاننده هیجانی باشد که دامنه وسیعی از پاسخ های شناختی، رفتاری، هیجانی و فیزیولوژیکی را در بر می گیرد، به مدیریت یا تنظیم عواطف و هیجان ها کمک می کند و موجب سازگاری بیشتر فرد با محیط می شود. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش استرس ادراک شده، دشواری تنظیم هیجانی و افزایش تاب آوری دانشجویان بود. برای این منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی، از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل، 100 نفر از دانشجویان دارای استرس بالا و تاب آوری پایین دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به شیوه ی نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی و در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش طی 8 جلسه در معرض برنامه آموزشی تنظیم هیجان قرار گرفت و اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که برنامه آموزشی تنظیم هیجان باعث کاهش معنادار استرس ادراک شده، دشواری تنظیم هیجانی و افزایش تاب آوری شد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر داده ها نشان داد، نتایج در دوران پیگیری پایدار بود. نتایج این پژوهش حاکی از این است که آموزش فنون تنظیم هیجان بر مولفه های استرس فراگیر و تحمل پریشانی تاثیر می گذارد و می توان از آن به عنوان روش مداخله ای موثری برای کاهش استرس، بهبود دشواری های تنظیم هیجان و افزایش تاب آوری استفاده کرد.

    کلیدواژگان: استرس ادراک شده، تاب آوری، تنظیم هیجان
  • ساره ایزکیان، بهرام میرزائیان*، سید حمزه حسینی صفحات 17-26
    خود آسیب رسانی شامل انواع مختلفی از رفتارهایی است که با هدف های مختلف روان شناختی و بین فردی به شکل های مستقیم  و غیر مستقیم انجام می شوند و هرچند ممکن است با یا بدون نیت خودکشی باشند، به لحاظ اجتماعی و فرهنگی مورد قبول اکثریت نیستند. یکی از مولفه های مشترک در خودآسیب رسانی های مستقیم و غیرمستقیم مهارت های تنظیم هیجانی است.  هدف پژوهش حاضر مطالعه ی اثر بخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر بد تنظیمی هیجانی و شفقت به خود دانش آموزان خود آسیب رسان شهر ساری بود. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون وگروه کنترل 30 دانش آموز دبیرستان شهر ساری به شیوه ی نمونه ی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پروتکل درمانی طی 10 جلسه 90 دقیقه ای در گروه آزمایش اجرا شد. شرکت کنندگان هر دو گروه،  در ابتدا و انتهای پژوهش، از نظر نشانه های مشکلات رفتاری، خود-آسیب رسانی، دشواری در تنظیم هیجان و شفقت به خود مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که در سطح معناداری 05/0 درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به بهبود وضعیت  بدتنظیمی هیجانی  دانش آموزان خود آسیب رسان هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری شده است.  همچنین معلوم شد که در درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش منجر به افزایش سطح شفقت به خود دانش آموزان خود آسیب رسان هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری شده است.
    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، بدتنظیمی هیجانی، شفقت به خود، خود آسیب رسان
  • سلیمان جعفری فرد*، فرامرز سهرابی، احمد برج علی، مهدی خان جانی، نورعلی فرخی صفحات 27-36

    شواهد روزافزونی وجود دارد که افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مشکلاتی در تنظیم هیجانی دارند که ممکن است نقشی کلیدی در رشد و حفظ این اختلال داشته باشد. عده ای معتقدند کنترل واکنش های هیجانی افراد مبتلا، ممکن است مولفه ضروری در رشد افکار وسواسی باشد. هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی ارتقا کیفیت زندگی و تعیین اثربخشی آن بر تنظیم هیجان افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی بود. برای این منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون -  پس آزمون و گروه کنترل30 بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی  به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه آموزشی در طی 11جلسه بر روی گروه آزمایشی اجرا شد. گروه ها در ابتدا، انتها و دو ماه بعد از اتمام پژوهش، از نظر تنظیم هیجان مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که برنامه آموزشی موجب بهبود تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی می شود. نتایج آزمون اندازه گیری مکرر نشان داد که این تاثیر در دوره پیگیری دو ماهه ماندگار بوده است.این پژوهش از لزوم کنترل واکنش های هیجانی (برای نمونه راهبردهای ضعیف تنظیم هیجانی) در افراد مبتلا به اختلال وسواس خمایت می کند.

    کلیدواژگان: برنامه آموزشی ارتقا کیفیت زندگی، تنظیم هیجان، وسواس فکری - عملی
  • محمد مهدی حسن شاهی*، فریده یوسفی صفحات 37-46
    پژوهش های انجام شده در حوزه های مختلف بر مبنای عصب روان شناختی اختلال بیش فعالی و کمبود توجه تاکید کرده اند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش نوروفیدبک بر خط پایه الکتروانسفالوگرافی کمی و توجه مستمر کودکان دچار ADHD  بود. برای این منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، 30 کودک مبتلا به ADHD به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (نوروفیدبک) و گروه نوروفیدبک نما (شرایط پلاسیبو) کاربندی شدند. گروه نوروفیدبک 30 جلسه آموزشی، به مدت 15 هفته و 2 جلسه در هر هفته دریافت کردند. گروه ها در ابتدا، در پایان و در پایان و دو ماه بعد از اتمام مداخله، از نظر خط پایه الکتروانسفالوگرافی کمی و عملکرد پیوسته ارزیابی شدند. تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا)، نشان داد که گروه آموزش نوروفیدبک پیشرفت قابل توجهی در خط پایه الکتروانسفالوگرافی کمی و آزمون عملکرد پیوسته در مقایسه با گروه کنترل داشت و این پیشرفت ها در ادامه حفظ شده بود. در گروه آموزش نوروفیدبک فعالیت موج تتا و نسبت امواج تتا/ بتا در نمرات پس آزمون کاهش داشته است و فعالیت موج بتا و ریتم حسی/ حرکتی به صورت قابل توجه ای نسبت به نمره پیش آزمون افزایش یافته بود. همچنین زمان واکنش، خطای حذف و خطای ارتکاب کودکان گروه آموزش در پس آزمون و آزمون پیگیری به طور معنی داری کمتر از گروه نوروفیدبک نما بود. به نظر می رسد آموزش نوروفیدبک، الکتروانسفالوگرافی کمی غیرطبیعی را بهبود می بخشدو در بهبود توجه مستمر کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی موثراست.
    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، خط پایه الکتروانسفالوگرافی کمی، توجه مستمر
  • لطیفه سادات مردانی*، عزت الله احمدی صفحات 47-56

    اختلال خوردن به عنوان رفتارها و نگرش های نادرست خوردن اطلاق می شود که به صورت یک زنجیره اختلال در غذا خوردن تعریف می شود. عده ای بی اشتهایی روانی را به صورت اجتناب اولیه و پراشتهایی روانی را به صورت اجتناب ثانویه در نظر می گیرند. هدف این مطالعه ارایه ی مدل مفهومی و آزمون آن برای رفتارهای خوردن بر اساس نشخوار فکری،افکار ناکارمد و و عملکرد اجتنابی بود. برای این منظور، طی یک پژوهش توصیفی 312 نفر دانشجو (198 نفر دختر و 114 نفر پسر)، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر علایم اختلال خوردن، نشخوار فکری و افکار ناکارمد و اجتناب از تجربه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بررسی روابط متغیرها با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش، برازش مناسبی با داده های این پژوهش دارد و مسیرهای افکار ناکارمد و نشخوار فکری با علایم اختلال خوردن با میانجیگری عملکرد اجتنابی معنادار است. براساس این مدل ساختاری، نشخوار ذهنی و افکار ناکارآمد به عنوان متغیرهای برون زا، بر عملکرد اجتنابی و عملکرد اجتنابی  نیز بر اختلال خوردن تاثیر دارد. براساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که عملکرد اجتنابی علاوه بر وجود رابطه ی مستقیم، رابطه ی بین افکار ناکارمد  و نشخوار فکری با  اختلال خوردن را نیز تنظیم می کند.

    کلیدواژگان: علایم اختلال خوردن، نشخوار فکری، افکار ناکارمد، عملکرد اجتنابی
  • مینا طاهری فرد*، عباس ابوالقاسمی صفحات 57-66
    مدل سرشت عاطفی و هیجانی از اجزای مشترک خلق، رفتار، شخصیت و بخشی از شناخت تشکیل شده است و به عنوان یک موضع اصلی بر حیطه های مختلفی مانند رفتار، شناخت، ادراک، توجه، ارتباط، اراده، خلق و عاطفه تاثیر گذارده و تاثیر می پذیرد. مدل سرشت عاطفی و هیجانی یک عنصر کلیدی برای درک سلامت و آسیب شناسی روانی است. هدف این پژوهش مقایسه ی سرشت عاطفی و هیجانی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، مرزی و افراد بهنجار بود. برای این منظور، طی یک پژوهش توصیفی و از نوع علی -مقایسه ای  50 مرد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، 50 مرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و تعداد 50 مرد بهنجار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر سرشت عاطفی و هیجانی مورد مقایسه قرار گرفتند.. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که بین سه گروه اختلال شخصیت ضداجتماعی، مرزی و افراد بهنجار در ابعاد مختلف سرشت های عاطفی و هیجانی تفاوت معناداری وجود دارد. به نظر می رسد که افراد مبتلا به  اختلال شخصیت ضداجتماعی و مرزی از لحاظ هیجانی و عاطفی  متفاوت هستند. پیشنهاد می شود که با استفاده از نتایج پژوهش حاضر و با تشخیص افتراقی اختلال شخصیت مرزی و ضداجتماعی، برنامه درمانی مناسب و جامع توسط روان شناسان و روانپزشکان جهت بهبود این افراد فراهم شود.
    کلیدواژگان: سرشت عاطفی و هیجانی، اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی
  • سعید اکبری، نادر منصور، علی محمد زنگانه، فاطمه عرفانی فر*، محسن جلالت، سیدمحمد شاهورانی، سیامک طهماسبی، سید عین الله طیموری فرد صفحات 67-76

    نوجوانان درخطر مشکلات رفتاری و هیجانی جدی هستند.بسیاری از اختلالاتی که برای اولین بار در دوره بزرگسالی، تشخیص داده می شود، در اواخر نوجوانی ریشه دارند. هدف پژوهش حاضر ساخت نسخه مقدماتی مقیاس سلامت روان شناختی نوجوانان- گزارش معلم، بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی، 207 معلم از استان های فارس، سیستان وبلوچستان، کرمانشاه، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و البرز به شیوه ی نمونه گیری دردسترس، انتخاب و به ا مقیاس سلامت روان شناختی- متوسطه دوم و نسخه گزارش معلم مقیاس مشکلات رفتاری پاسخ دادند. تحلیل عاملی اکتشافی و همبستگی میان خرده مقیاس های دو ابزار پژوهش نشان داد که الگوی 7 مولفه ای، بهترین مدل براساس آسیب شناسی نظری این مطالعه است. همچنین ضرایب همبستگی خرده مقیاس های مقیاس سلامت روان شناختی با ابعاد نسخه گزارش معلم مقیاس مشکلات رفتاری آخنباخ، حاکی از روایی ملاکی مناسب این ابزار بود. در مجموع، یافته های این مطالعه نشان می دهد که مقیاس سلامت روان شناختی نوجوان-فرم معلم از کفایت روان سنجی لازم برای غربالگری مشکلات رفتاری دانش آموزان متوسطه دوم برخوردار است.

    کلیدواژگان: مقیاس، سلامت روان شناختی، دانش آموزان، نسخه معلم، تحلیل عاملی
  • محمدجواد بگیان، جهانگیر کرمی*، خدامراد مومنی، عادله الهی صفحات 77-89

    افکار خودکشی به افکار و باورهایی گفته می شود که فرد در مورد کشتن خودش دارد و از برنامه ریزی دقیق برای خودکشی تا یک احساس قابل ملاحظه را در برمی گیرد اما، شامل اقدام نهایی برای خودکشی نمی شود هدف این پژوهش، بررسی نقش تجربه ی ترومای دوران کودکی، واکنش پذیری شناختی و درد ذهنی در اقدام کننده به خودکشی و افراد بهنجار بود. برای این منظور طی یک پژوهش مقطعی- مقایسه ای،  برای این منظور 121 نفر از افراد اقدام کننده به خودکشی با مسمومیت دارویی از بین مراجعین بیمارستان امام خمینی (ره) شهر کرمانشاه به شیوه ی نمونه در دسترس انتخاب و  با 121 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی از نظر تجربه ی کودک آزاری، واکنش پذیری شناختی و درد ذهنی مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج تحلیل به روش هم زمان،نشان داد که پانزده متغیر پیش بین 7/91 درصد پراش و درروش گام به گام سه متغیر پیش بین  2/89 درصد پراش برای تنها تابع ممیز از اختلاف بین دو گروه افراد اقدام کننده به خودکشی و دانشجویان تبیین می کند. به نظر می رسد با در نظر داشتن یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که پوچی / بی ارزشی، تجربه ی ترومای دوران کودکی و ناتوانی در پذیرش و مقابله با عوامل شناختی منفی می توانند زمینه ساز اقدام به خودکشی شوند.

    کلیدواژگان: تجربه ی کودک آزاری، واکنش پذیری شناختی، درد ذهنی، اقدام به خودکشی
|
  • Roghaie Nironamnd, Kave Seydmoradi, Alireza Kakavand, Zahra Tavasoli Pages 7-16

    Emotional regulation as the cognitive style of information management Can be an emotional trigger that encompasses a wide range of cognitive, behavioral, emotional, and physiological responses, it Helps to manage or regulate emotions and facilitates one's adaptation to the environment.The purpose of study was determine the effectiveness of education emotional regulation techniques on reducing perceived stress, difficulty in emotional regulation and increasing resilience among students.For this purpose, a pre-test, post-test and follow-up study with a control group, 100 students with high stress and low resilience at Imam Khomeini International University in Qazvin were selected by available sampling and randomly assigned to experimental and control group. The members of the experimental group were exposed to the emotion regulation education  program during 8 sessions and the control group did not receive any interventions.The analysis of covariance data showed that the education program of  emotional regulation  significantly decreased the perceived stress, the difficulty of emotional regulation and increasing the resiliency analysis of variance with repeated measurement of data showed that the results were consistent during the follow up period. The results showed that the education  of emotional regulation techniques affect the components of genralized stress and distress tolerance and it can be used as an effective interventional method to reduce stress, improve the emotional regulation difficulties, and increase resiliency.

    Keywords: Perceived Stress, resiliency, emotion regulation
  • Sareh Izakiyan, Bahram Mirzaian *, Seyed Hamze Hosseini Pages 17-26
    Emotional regulation as the cognitive style of information management Can be an emotional trigger that encompasses a wide range of cognitive, behavioral, emotional, and physiological responses, it Helps to manage or regulate emotions and facilitates one's adaptation to the environment.The purpose of study was determine the effectiveness of education emotional regulation techniques on reducing perceived stress, difficulty in emotional regulation and increasing resilience among students.For this purpose, a pre-test, post-test and follow-up study with a control group, 100 students with high stress and low resilience at Imam Khomeini International University in Qazvin were selected by available sampling and randomly assigned to experimental and control group. The members of the experimental group were exposed to the emotion regulation education  program during 8 sessions and the control group did not receive any interventions.The analysis of covariance data showed that the education program of  emotional regulation  significantly decreased the perceived stress, the difficulty of emotional regulation and increasing the resiliency analysis of variance with repeated measurement of data showed that the results were consistent during the follow up period. The results showed that the education  of emotional regulation techniques affect the components of genralized stress and distress tolerance and it can be used as an effective interventional method to reduce stress, improve the emotional regulation difficulties, and increase resiliency.
    Keywords: Perceived Stress, resiliency, emotion regulation
  • Solayman Jafarifard *, Faramarz Sohrabi, Ahmad Borjali, Mahdi Khanjani, Noorali Farokhi Pages 27-36

    There is increasing evidence that people with obsessive-compulsive disorder have emotional regulation problems that may play a key role in the development and maintenance of this disorder. Some believe that controlling the emotional reactions of patient with OCD may be a necessary factor in the development of obsessive thoughts. So, the aim of this study was to develop quality of life promotion program and determine its effectiveness on emotion regulation in people with obsessive-compulsive disorder. To this purpose, in a pretest–posttest semi- experimental research with control group, 30 patients with OCD were selected through convenience sampling method and randomly divided into experimental and control group. The experimental group underwent 11 sessions of training program and the control group did not receive any training. Score of emotion regulation in experimental and control groups was evaluated at beginning, after the training, and at 2-month follow-up. The results of covariance analysis showed quality of life promotion program improves emotion regulation in people with obsessive-compulsive disorder. Also, results of repeated measure test showed a persistent effect over a two-month follow-up period. Overall, this study emphasizes on controlling emotional reactions (for example, weak emotional regulation strategies) in people with obsessive-compulsive disorder.

    Keywords: Quality of life promotion program, emotion regulation, obsessive-compulsive disorder
  • Mohammad Mehdi Hasanshahi *, Farideh Yousefi Pages 37-46
    Studies in various areas have emphasized the neuropsychological basis of Attention Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD). This study aims to evaluate the effect of neurofeedback training (NFT) on quantitative electroencephalography (qEEG) baseline and sustained attention in children with ADHD. For this purpose, a quasi-experimental study with the pretest-posttest control group design was conducted on 30 ADHD children selected by convenience sampling method and randomly divided into two experimental groups, namely a Neurofeedback Group and a Sham-controlled Neurofeedback Group (Placebo conditions). The Neurofeedback Group received 30 training sessions for 15 weeks (two sessions per week). The groups were evaluated before, immediately after, and two months after the intervention in terms of the q-EEG baseline and continuous performance. The multivariate analysis of covariance (MANCOVA) showed that the Neurofeedback Training Group had a significant improvement in terms of the q-EEG baseline and continuous performance compared to the control group, and these improvements were maintained later. In the Neurofeedback Training Group, the theta wave activity and the theta/beta ratio (TBR) decreased in the posttest scores, and the beta wave activity and the sensorimotor rhythm (SMR) increased significantly in the posttest scores compared to the pre-test ones. In addition, the reaction time, omission error and commission error of the children were significantly lower in the Neurofeedback Training Group in the posttest and follow-up test compared to those of the Sham-controlled Neurofeedback Group. Neurofeedback training seems to improve abnormal q-EEG and is effective in improving the sustained attention of children with ADHD.
    Keywords: Attention Deficit, Hyperactivity Disorder, Quantitative Electroencephalography, Sustained Attention
  • Latifesadat Maardani *, Ezatollah Ahmadi Pages 47-56

    Eating disorder refers to inappropriate behaviors and attitudes that are defined as a chain of eating disorders.  Some consider anorexia as primary avoidance and bulimia as secondary avoidance. The purpose of this study was to provide a conceptual model and test it for eating behaviors based on rumination, dysfunctional thoughts, and avoidant performance. For this purpose, during a descriptive study, 312 students (198 females and 114 males) were selected through convenience sampling and evaluated in terms of symptoms of eating disorder, rumination and dysfunctional thinking and avoidance of experience.  Results of study of relationships between variable based on this structural model, showed Fits well with the data of this study and the pathways of dysfunctional thoughts and rumination with symptoms of eating disorder by mediate avoidance function are significant. Based on this structural model, rumination and dysfunctional thought as exogenous variables affect avoidance performance and avoidance performance on eating disorder as well. Based on findings of this study, it can be concluded that avoidance performance, in addition to having a direct relationship, also regulates the relationship between dysfunctional thoughts and rumination with eating disorder.

    Keywords: Symptoms of Eating Disorder, rumination, dysfunctional thought, avoidance performance
  • Mina Taherifard *, Abas Aboalghasemi Pages 57-66
    Borderline and antisocial personality disorder is a common and chronic disease that disrupts all aspects of life. Therefore, the present study aimed to compare the affective and emotional temperament among patients with borderline and antisocial personality disorder and normal individuals. The study method is descriptive and causal-comparative. The statistical population consisted of all patients with antisocial and borderline personality disorder in Ardabil central prison and Isar and Fatemi psychiatric hospital in 2018. The sample included 50 patients diagnosed with antisocial personality disorder and 50 patients diagnosed with borderline personality disorder, as well as 50 normal individuals. All subjects were selected based on availability. The data were collected by structured clinical interview for personality disorders and Lara et al.’s affective and emotional composite temperament questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of variance and LSD test. The results showed that there were significant differences among the three groups of antisocial and borderline personality disorders and normal individuals in different dimensions of affective and emotional temperament (p<0.01). It seems that individuals with antisocial and borderline personality disorder are different emotionally and affectively. It is suggested that using the results of the present study and with the differential diagnosis of borderline and antisocial personality disorder can be provided an appropriate and comprehensive treatment plan by psychologists and psychiatrists to improve these individuals.
    Keywords: Affective, emotional temperament, Antisocial personality disorder, Borderline personality disorder
  • Saeed Akbari, Nader Mansourkiayi, Alimohammad Zanghaneh, Fatemeh Erfanifar *, S.Mohammad Shahvarani, S. Ein Allah Tiymori Fard, Siamak Tahmasbi, Mohsen Jalalat Pages 67-76

    Adolescents are at risk for behavioral and emotional problems. Most of the disorders that firstly are diagnosed in adulthood have roots in late adolescence. The aim of the current study was to develop a preliminary version of Mental Health Problems Scale- Teacher Report for Iranian in late adolescent age (15-18 years). For this purpose, 207 teachers from Fars, Sistan and Baloghestan, Kermanshah, Khorasan razavi, East Azarbaijan, and Alborz Provinces were selected by convenience sampling method and asked him to complete the Mental Health Problem Scale and Achenbach’s Behavior Problems Scale- Teacher Report Form. Item analysis and exploratory factor analysis showed that the 7-component model has the best fit with the theoretical framework of the study. Also, correlation coefficients of the subscales of mental health problem scale and the subscales of the Achenbach Scale indicated the appropriate criterion validity of this instrument. Generally, the findings indicate that the Adolescents Mental Health Problem Scale- Teacher Report has the psychometric adequacy to screen the behavioral problems of students in late adolescent age (second high school)

    Keywords: Scale Development, Mental Health, Students, Teacher Report Form, Factor analysis
  • Mohamadjavad Bagian, Jahanghir Karami *, Khodamorad Momeni, Adele Elahi Pages 77-89