فهرست مطالب

سفینه - پیاپی 62 (بهار 1398)
  • پیاپی 62 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 11
|
  • صفحات 5-8
  • دکتر احسان خامس پناه، دکتر سیدمحمدتقی نبوی رضوی صفحات 9-31

    در این نوشتار، به تامل در سخنی از امیرالمومنین7 می پردازیم که پایه مطالب مطلع یکم از مطالع ده گانه رساله القرآن و الفرقان است. در آغاز، با استناد به سه شاهد در تشریح تنزیل آیات قرآن، نشان داده می شود مشابهت میان تنزیل قرآن و کلام بشر ضروری و اجتناب ناپذیر است. سپس به معنای تاویل آیات قرآن اشاره می کنیم و در تاویل به معنی مصدری و معنای مفعولی تامل می کنیم و در پی آن، می افزائیم که بر تاویل به معنای مفعولی، با نظر عنائی یا نظر فنایی می توان توجه کرد. مبتنی بر مفاهیم گذشته، تبینی از روایت پیشین پیشنهاد می کنیم؛ آنگاه به تعبیر امام7 که کلام خداوند را صفت او - عز و جل- دانسته اند می اندیشیم. مروری اجمالی به برخی از مباحث اسماء و صفات الهی خواهیم داشت و مبتنی بر آن، نشان می دهیم کار دلالت‌گری و شناسانیدن از سوی قرآن، آنگاه که صفت خداوند در نظر گرفته شود، ممکن نیست با دلالت و تعریفی که از کلام بشر رخ می دهد مشابهت پیدا کند. عدم مشابهت در این پهنه مطلق و عام است و با بن استدلال امام7 سازگار می شود. این عدم مشابهت میان کلام خداوند و کلام بشر با تحقق مشابهت مسلم کلام الله، آنگاه که واقعیتی دانسته شود که در ساختار کلام عرب زبانان تنزل یافته، هرگز ناسازگاری ندارد. این مقاله مدعی است که مطلع یکم رساله القرآن و الفرقان مراتب تجلی خداوند و ظهور إله از قرآن بر تالیان و مستمعان کلام الله را مورد تبیین قرار داده و تاکید کرده که با توجه به «خلافت اجتماعی قرآن (صفت خداوند) و اهل بیت:» و برخورداری انحصاری اهل بیت از جمیع مراتب این ظهور الهی، استظهار و ظهورخواهی مردمان از این تجلی خداوند ازل و ابد و ارتقاء در درجات بی شمار آن، تنها با تمسک به ایشان که حجت های إله در قلمرو آفرینش‌اند پدیدار می شود.

    کلیدواژگان: القرآن و الفرقان (کتاب)، اصفهانی، مهدی، قرآن - شباهت ناپذیری با کلام بشر
  • جواد علاءالمحدثین صفحات 32-52

    آیه 44 سوره نحل وظیفه پیامبر خاتم6 را تبیین قرآن می داند که بیشتر مفسران معنای آن را توضیح معانی قرآن می دانند. در این میان برخی از نویسندگان معنای آن را محدود به آشکار کردن لفظ قرآن میان مردم پنداشته اند. اینان به آیه 187 سوره آل عمران استناد کرده و معنای آن را آشکار کردن آیات دانسته و آیه سوره نحل را مانند آن می دانند. در این جهت به سخن شماری از دانشمندان شیعه و سنی قرنهای گذشته مانند سید مرتضی، ابن جزی و فخر رازی نیز استناد کرده اند. در این گفتار، ادله این مدعا بررسی و نقد شده و ضعف آنها روشن می شود.

    کلیدواژگان: تبیین قرآن، آیه 44 سوره نحل، سید مرتضی، ابن جزی
  • مجید معارف، راضیه مظفری صفحات 53-74

    قرآن بسندگان برای رد حجیت سنت پیامبر6، به دلایلی استناد کرده اند که یکی از آنها، وحیانی نبودن سنت نبوی است. اینان وحیانی نبودن سنت نبوی را بر پایه فرضیاتی بنیان نهاده اند که عبارتند از: اعتقاد به عدم عصمت پیامبر6، اعتقاد بر ملزم نبودن مسلمین به اطاعت از رسول خدا6  و عدم منبعیت و مصدریت سنت برای دین اسلام. لکن با دلایل عقلی و نقلی، عصمت پیامبر6 اثبات می شود؛ بسیاری از آیات قرآنی نیز بر الزام مسلمین در اطاعت از پیامبر‌اکرم6 حکایت دارد. منبعیت و مصدریت سنت برای اسلام نیز بنا بر عصمت پیامبر6 و ماهیت علمی ایشان، عقلا جایز بوده و برخی آیات قرآنی نیز بر استقلال سنت در تشریع، صحه گذارده است. بنابراین پندار وحیانی نبودن سنت نبوی قابل پذیرش نیست.

    کلیدواژگان: قرآن بسندگان، سنت نبوی، وحی، عصمت پیامبر - ادله عقلی و نقلی، اطاعت پیامبر
  • محمدحسین صلاح صفحات 75-92

    علوم بشری علم و حکمت را به دو طبقه حکمت نظری و عملی تقسیم نموده اند، معرفت به خداوند متعال را در طبقه حکمت نظری و شرعیات و تکالیف را جزء حکمت عملی دانسته اند. فلاسفه تبیین حکمت نظری را بدون رجوع به انبیاء: به خود اختصاص داده و شان انبیاء: را به حکمت عملی و تبیین  تکالیفی از شرعیات محدود دانسته اند.
       از نظر نصوص وحیانی  انبیاء و حجج الهی: تمام این شوون را بر عهده دارند.
       شان بسیار مهم آنان اثاره عقول و تعلیم علم الهی به بشر است و فقهاء و محدثین را تربیت می کنند تا بشر را در مسیر معرفت خداوند متعال تربیت و هدایت کنند.
       بشر واجد نور عقل و علم است ولی برای دریافت علوم فطری درونی و خدادادی خود و حتی در مستقلات عقلیه خود به تذکرات و بیانات و هدایت انبیاء و حجج الهی: نیازمند است، چنانکه جهت ترقی و تعالی و رفع اختلاف به پیامبران نیاز دارد.
       همین دیدگاه حقیقت و نحوه رجوع به نبی و جانشینان بحق آنان: است که جایگاه علوم الهی و وحیانی را از علوم بشری تفکیک و راه ها را جدا می گرداند.
       در این گفتار، نیاز به نبی و جانشینان بحق او: و رجوع به ایشان برای چهار منظور بحث شده است، به ساختاری که با ساختار کلامی مباحث نبوت عامه  تفاوت دارد.
    توفیق الهی درتوانایی دریافت وجدانی و تحمل حقایق قرآنی و حدیثی که ضمن رعایت تقوا  و پیروی عملی دقیق از فقه اکبر و اصغر تحت عنوان ایمان و یقین در انسان حاصل می گردد، با  اقتدار علمی و توانایی تبیین کلامی و گفتاری روایات اعتقادی به روش آکادمیک علمی معمول تفاوت دارد.
    ضمن این گفتار، تفاوت دو نظام علوم بشری و علوم الهی آشکار و به بعضی از  تبعات حاصل از نتایج علوم بشری در مقایسه با حقایق علوم الهی اشاره می شود. 

    کلیدواژگان: علوم بشری، علم الهی، اثاره عقل، حجت، میزان، حجت داخلی، حجت خارجی، حجیت، شرع، تفقه، اعتصام، اختبار
  • محسن موسی وند صفحات 93-107

    نگارنده نقدهایی بر سه مقاله از شماره های پیشین سفینه نوشته است. در این نقدها، به مطالبی مانند تفاوت عتریت با روایت، حجیت ظهور، شان پیامبر در تبیین قرآن، تدبر در قرآن، آثار ابوالفضل برقعی، قرآن بسندگی در دین و تفسیر اشاره می کند.

    کلیدواژگان: قرآن بسندگی - نقد و بررسی، برقعی، ابوالفضل، تبیین قرآن، تدبر در قرآن، حجیت ظهور
  • علی اصغر دهدشت، حسین محمدی فام، سیدمجید نبوی، زینب اقارب پرست صفحات 108-133

    در پی نقد جناب محسن موسی وند بر سه مقاله سفینه، پاسخ هایی بر این نقدها در این مقاله می آید. در این پاسخ ها تلاش بر این است که در فرآیند گفتگویی سازنده، آموزه های قرآن بسندگی بهتر تبیین شده و برخی از ابهام ها برطرف شود.

    کلیدواژگان: قرآن بسندگی - نقد و بررسی، موسی وند، محسن - نقد مقالات، تبیین قرآن- مبانی و روش ها
  • عباس مفید صفحات 134-164

    پس از نهضت عمومی نگارش و کتابت احادیث در میان اصحاب، کتابهای فراوانی در دوران امامت صادقین: و پس از آن تولید شد. کتاب عبیدالله بن علی حلبی یکی از نخستین نگاشته های حدیثی است که از شهرت و اهمیت ویژه ای برخوردار است و نخستین تصنیف شیعه نام گرفته است. برخی از پژوهشگران با طرح ابهاماتی، انتساب این کتاب به عبیدالله بن علی حلبی را مورد تردید قرار داده اند. ابهامات مطرح شده پیرامون کتاب حلبی را می توان در دو قسم کلی جای داد؛ ابهاماتی که از چگونگی گزارش های فهرستی برخاسته و ابهاماتی که به محتوای روایات کتاب باز می گردد. در این نوشتار سعی شده که به روش توصیفی تحلیلی ابهامات نوع اول مورد بررسی قرار گیرد و پرسش های ایجاد شده پاسخ داده شود.

    کلیدواژگان: اصالت کتاب، کتاب حلبی، عبیدالله بن علی حلبی، اعتبارسنجی
  • سیدمهدی مودتی صفحات 165-181

    در برخی از منابع، که عمدتا منابع سنی و صوفی و گاهی منابع شیعی است، جمله «انا اصغر من ربی بسنتین» را به رسول خدا6 و گاهی به امیر مومنان7 نسبت داده اند. نگارنده بیست و پنج منبع برای این گفتار را به ترتیب زمان، از داوود قیصری متوفی 751 قمری تا معاصران آورده و آنها را تحلیل و بررسی سندی می کند. نتیجه بررسی سندی آن است که هیچ یک از این نقل ها سند ندارد، و بیشتر این ناقلان گرایش عرفانی دارند. لذا به لحاظ سندی قابل اطمینان نیست.

    کلیدواژگان: انا اصغر من ربی بسنتین، جمله منسوب به پیامبر - بررسی سندی، کتابهای عرفانی - احادیث منسوب، قیصری، داوود، احادیث مشهور - اعتبارسنجی
  • قیس بهجت العطار، قاسم شهری، رضا عرب البافرانی صفحات 182-193
  • صفحه 194
|
  • Ihsan Khames Panah, Seyyed Mohammad Taqi Nabavi Razavi Pages 9-31

    In this article, we are going to reflect on the words of Amir al-Mu'minin Ali (peace be upon him), which is the basis of the first part of tract “al-Quran val Forqan”. At the outset, according to the three proofs in explaining the sent-down of Quranic verses, it is shown that the similarity between the Qur'an sent-down and the word of humankind is indispensable and inevitable. Then we refer to the meaning of interpretations of the Qur'anic verses and reflect on the meaning of the word as a base form and as an object. In its following, we add that in addition to the interpretation in objective- dimension, it is feasible to notice it through Anaee or Fanaee dimension. Based on the previous concepts, we propose an explanation of the preceding narrative. Then, we reflect on the words of Imam Ali (as), who considered the Word of the God as His attribute.
    We will have a brief look at some chapters concerning Names and attributes of God and based on them we are going to clarify it is impossible that the implications and introductions included in Quran when referring to attributes of God be similar to the implications and introductions in the words of people. Dissimilarity in this regard is absolute and common and is compatible with the basics of reasoning of imam.
    This incongruity between the Word of God and the human word is never incompatible with the realization of the definite similarity of the Word of God, when regards as a fact that it has been applied to the structure of Arabic language is never incompatible. This article claims that the levels of manifestation of God on Quran reciters and listeners of the Word of Allah are explained in the first lines, and emphasized that the Qur'an is the attribute of God, therefore, the social caliphate of the Quran and the Ahlul-Bayt (PBUH), in the case of the exclusive enjoyment of all levels of this divine appearance, and the affirmation of people of this emergence of Allah, and promotion in its innumerable degrees are manifested by appealing to the Prophet and his Ahlul-Bayt who are His proofs in the realm creation.

  • Javad Alla al, Mohaddesin Pages 32-52

    The verse 44 of Sura Nahl regards the duty of the Last Prophet as the explainer of Quran which is accepted by most Quran interpreters. Among interpreters, there are some who limit the meaning of Tabiin to clarification the words of Quran. They refer to the verse 187 Sura Ale Imran, regard it as clarifier of holy verses similar to the verse of Surah Nahl. In this regard, the sayings of several Shia and Sunnitte scholars of past centuries like Seyyid Morteza, ibn Juzzay anf Fakhr Razi can be referred to. The present study reviews their reasons and clarifies their shortcoming.

  • Majid Maaref, Raziyeh Mozaffari Pages 53-74

    Quran Sufficiency believers to reject Hujjiyat of the Prophet Sunnah cited some reasons that one of them is non-revelation-base of Nabavi Sunnah. They based their claim on some hypothesis including: The belief in the infallibility of the Prophet, the belief in the Muslims not being obliged to obey the Messenger of God, and lack of any credit for Sunnah to be the source and spring of the religion of Islam; but by logical and quoted reasons, the Prophet’s infallibility can be proved; quite a few number of Quranic verses assert the necessity of obedience of Prophet. Sunnah as a source and spring for Islam due to the infallibility of Prophet and his scientific position is reasonably acceptable and also some Quranic verses assert on independency of Sunnah in Tashri’. Therefore the claim of Sunnah not being based on revelation is not acceptable.

  • Mohammad, Hussein Salah Pages 75-92

    human knowledge divides science and Hikmah into two parts of theoretical Hikmah and practical Hikmah. Gnosis of God is in theoretical Hikmah and Shaar’iyat and duties are part of practical Hikmah. Philosophers attributed to themselves the explanation of theoretical Hikmah without reference to infallible imams and limited the role of infallibles to practical Hikmah and explanation of religious duties.
    Regarding holy texts, infallibles and proofs of God are obliged for both. The most significant role of them is to teach divine knowledge to people and to train religious jurisprudence and hadith narrators to guide people in the path of knowing God. Human being has the light of logic and knowledge but to receive Fitri knowledge and even in using his logical power he needs hints and instructions of the proofs of God as he needs prophets to improve his position. This position and the way of reference to Nabi and his successors is what which separate the position of divine knowledge from human knowledge. In the present article, the need to Nabi and his successors and reference to them are mentioned for four reasons. The grace of God to give the capability to acquire and stand Quranic truth and narrations which appears in man as faith and certainty which is possible by observing piety and following religious rules is different from scientific authority and ability to explain traditions Kilami-wise or academic-wise. In this article, also, difference of two systems of human knowledge and divine knowledge is explained and some of consequences of human knowledge in comparison to divine knowledge are pointed out.

  • Mohsen Mosa, Vand Pages 93-107

    the author of the present study has written reviews for three articles of the previous issues of Safinah. In them some issues like difference of Itriyat with Ravayat, hujjiyat of appearance of Imam Zaman, the position of Prophet in explanation of Quran, the works of Abul-Fazl Burqe’ee, Quran sufficiency in religion and Tafsir are highlighted.

  • Ali, Asghar Dehdasht, Husein Mohammadi, Fam, Seyyid Majid Nabavi, Zeinab Aghareb, Parast Pages 108-133

    Following the evaluation carried out by Mr.Mohsen Mosa-Vand on three articles of Safineh, some answers were given which are mentioned in this article. In these answers, the best attempt is made to explain teaching of Quran-Sufficiency and answer some ambiguities.

  • Abbas Mofid Pages 134-164

    after the public movement of writing and recording Hadiths among companions of holy Prophet many books have been penned during and after Imamat of Sadeghin. The book of ‘Ubaidullah ibn Ali Halabi is one of the first Hadith books which enjoys significant importance and is named the first Tasnif of Shia. Some researchers by bringing up doubts bring belonging of this book to Halbi under question. The mentioned ambiguities concerning this book are divided into two main groups. The ambiguities that arise from the quality of the listed reports and the ambiguities that refer to the content of the narrations of the book. In this study, the best attempt is made to investigate the first group ambiguity by analytical descriptive method and answer the raised questions.

  • Mohammad, Mahdi Maveddati Pages 165-181

    in some sources mostly Sunnitte, Sufi and sometimes Shia, this sentence of «انا اصغر من ربی بسنتین» is attributed to the holy Prophet or in cases to Imam Ali (a.s.). In this article, twenty five sources for this sentence from Davood Qeisari (751. Lunar calendar) to contemporaries have been mentioned and analyzed document-wise. The result is none of these quotations has document and they tend to mysticism. Therefore they are not acceptable in terms of their document.

  • Al, Sheikh Qeis Behjat Al, Attar, Qasem Shahri, Reza Arab Baferan Pages 182-193

    Most of the literary scholars have not paid much attention to the words in the hadiths of the Prophet and the Ahlul Bayt (PBUH), although the Ahlul-Bayt, regardless of their Imamate position, has been considered by the entire Ummah as the most eloquent of all Arab. Among them, few Shiite and Sunni scholars have focused on this issue, such as: Razi Astarabadi (b.686), Fakhruddin Tarihi b.1085), Sayyed Ali Khan Madani (b.1120), Mirza Muhammad Ali Shirazi (birth after 1300) of Shi'a scholars, as well as Ibn Jenni (b.392), Ibn Faris (b.395), Johari (b.398), Ibn Malik (b.672) from Sunni scholars, the latter of which, of course, refer only to the hadiths of the Prophet. The authors in this article have mentioned five of the hadiths of Imam Ali (as) from Nahj al-Balaghah, which should be cited in lexical sources, although neglected.