فهرست مطالب

  • پیاپی 56 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سیامک شرفی*، حبیب آرین تبار صفحات 1-20
    دشت خرم آباد در واحد زاگرس چین خورده واقع شده و دارای گسل های فرعی و اصلی است که برخی از این گسل ها در زیر رسوبات کواترنری مدفون شده اند. از آنجا که وجود این گسل های پنهان با استفاده از داده های ژئوفیزیکی و شواهد ژئومورفیک امکان پذیر است؛ بنابراین در این تحقیق، هدف استفاده از این شواهد درجهت بررسی و شناسایی مسیر امتداد گسل خرم آباد در زیر رسوبات کواترنر دشت خرم آباد است. برای این منظور، داده های برداشت های مغناطیس هوابرد سال های 1353 تا 1355 منطقه خرم آباد از سازمان زمین شناسی کشور گرفته شد. پس از تصحیح، هم ترازی و ریز هم ترازی و اعمال فیلتر های اصلاحی متداول بر روی این داده ها در نرم افزار اوسیس مونتاج 2.4.6 و ایجاد پایگاه داده های مغناطیس هوابرد در این نرم افزار، از شواهد ژئومورفیک و تغییرات ارتفاعی نیز درجهت اثبات وجود گسل پنهان در دشت خرم آباد استفاده شد. نتایج نشان داد که گسل خرم آباد پس از عبور از دامنه کوه های یافته و سفیدکوه وارد دشت خرم آباد شده است و در زیر رسوبات کواترنر در همین راستا امتداد می یابد. وجود ناهنجاری های مغناطیسی خطی در ادامه بخش آشکار گسل خرم آباد، شواهد ژئومورفیک مانند پشته ها، مخروط افکنه ها، پادگانه های رودخانه ای و تغییرات ارتفاعی در مقاطع توپوگرافی پیمایشی، تداوم این گسل را به صورت پنهان اثبات می کند. این خطواره با روند شمال غرب- جنوب شرقی در بخش مرکزی منطقه مورد مطالعه، با طول حدود 38 کیلومتر از فاصله حدود 3 کیلومتری از جنوب شهر خرم آباد عبور می کند؛ بنابراین تحلیل نقشه های مغناطیس هوایی و شواهد ژئومورفیک می تواند در شناسایی گسل های پنهان و مناطق مستعد زمین لرزه های بزرگ کارآمد باشد.
    کلیدواژگان: ژئوفیزیک هوایی، شواهد ژئومورفیک، خرم آباد، گسل پنهان
  • علی مهرابی صفحات 21-38

    شهرستان انار یکی از قطب های اصلی تولید پسته در استان کرمان و در کل ایران است. در سال های اخیر سطح زیر کشت باغات پسته در این منطقه بدون برنامه ریزی و به صورت بی رویه افزایش یافته و درنتیجه موجب شده است تا خسارت زیادی به منابع آبی وارد شده و به دنبال آن باغات زیادی نابود شود. در این تحقیق سعی شده است تا روند تغییرات سطح زیرکشت باغات پسته در این منطقه طی یک دوره 40 ساله مورد پایش قرار گیرد؛ زیرا تغییر در پوشش زمین تاثیر مستقیمی بر اجزاء محیط زیست ازجمله خاک، آب و اتمسفر دارد؛ از این رو برای مدیریت بهینه مناطق طبیعی، آگاهی از روند تغییرات پوشش گیاهی از ضروریات محسوب می شود. بدین منظور از تصاویر ماهواره ای لندست مربوط به 6 دوره مختلف بین سال های 1354 تا 1396 استفاده شد؛ به طوری که با اعمال شاخص پوشش گیاهی (NDVI) بر روی تصاویر و استفاده از روش طبقه بندی درخت تصمیم، نقشه های پوشش گیاهی منطقه که شامل دو کلاس اراضی کشاورزی یا همان باغات پسته و اراضی طبیعی یا مراتع می شود، تهیه شد. سپس میزان تغییرات طی دوره های مختلف با استفاده از روش مقایسه پس از طبقه بندی، مشخص شد. نتایج نشان داد تغییرات کمی پوشش گیاهی طی 40 سال برای منطقه مورد مطالعه گسترده بوده است؛ به طوری که بیشترین رشد باغات پسته طی سال های 1366 تا 1375 اتفاق افتاده و فقط طی مدت 9 سال از 7058/25هکتار به 15498/54هکتار رسیده است. همچنین طی سال های 1380 تا 1389 بیشترین کاهش و تخریب باغات پسته به میزان 2902/05هکتار اتفاق افتاده است. شواهد نشان می دهد که روند کاهش و تخریب باغات پسته به دلیل برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی در بخش های مرکزی و جنوبی دشت انار به شدت ادامه دارد.

    کلیدواژگان: سنجش از دور، طبقه بندی درخت تصمیم، شاخص پوشش گیاهی، باغات پسته، شهرستان
  • یونس آزادی، مسعود یزدان پناه*، معصومه فروزانی، حسین محمودی صفحات 39-56

    تغییرات آب و هوایی و پیامدهای آن، چالش های مهمی را بر بخش کشاورزی تحمیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازه های موثر بر رفتارهای سازگاری کشاورزان گندم کار شهرستان کرمانشاه در مواجهه با تغییرات آب و هوایی انجام شد.جامعه آماری پژوهش حاضر کشاورزان گندم کار شهرستان کرمانشاه به تعداد 30000 نفر بود که 380 نفر از آن ها براساس جدول کرجسی و مورگان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه مورد مطالعه از روش نمونه گیری چند مرحله ای طبقه ای خوشه ای تصادفی متناسب با حجم جامعه آماری بهره گرفته شد. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخت بود که روایی صوری آن توسط متخصصان مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد (0/89-0/54).نتایج نشان داد که متغیرهای سودگرایی، نگرانی و دغدغه، خودکارآیی، ادراک خطر، باور و متغیر دانش با تاثیرگذاری بر متغیر فعالیت ها و شیوه های تولیدی در مزرعه توانستند 38 درصد از تغییر پذیری متغیر فعالیت ها و شیوه های تولیدی در مزرعه را تبیین کنند. همچنین متغیرهای نگرانی و دغدغه، باور و دانش بر مدیریت مالی مزرعه تاثیرگذار بودند و این متغیرها توانستند 22 درصد از تغییر پذیری مدیریت مالی مزرعه را تبیین کنند.ازطرفی متغیرهای نگرانی و دغدغه، خودکارآیی، باور و دانش با تاثیرگذاری بر بیمه و برنامه های دولتی توانستند 25 درصد از تغییر پذیری بیمه و برنامه های دولتی را تبیین کنند.

    کلیدواژگان: تغییرات آب و هوایی، رفتار سازگاری، ادراک خطر، باور، کشاورزان، کرمانشاه
  • حسن محمودزاده*، رویا عابدینی صفحات 57-72

    توسعه میان افزا که بخش اساسی رشد هوشمند شهری است، درواقع راهکاری عملی برای جلوگیری از گسترش کالبدی شهر در زمین های توسعه نیافته پیرامون شهری و نواحی سبز روستایی و توسعه زمین های خالی و متروکه داخل مناطق شهری است و به نوعی حمایت کننده احیا و تجدید حیات شهری است. تلاش های زیادی برای برطرف ساختن اثرات منفی گسترش پراکنده شهرها به عمل آمده که عمده ترین آن ها راهبرد رشد هوشمند است. پژوهش حاضر با ماهیت توسعه ای کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از روش های کمی و آماری ازجمله رگرسیون چندگانه، معادلات ساختاری و تحلیل چند متغیره فازی بر پایه سیستم اطلاعات جغرافیایی،  GISبه بررسی میزان و اولویت بندی شاخص های رشد هوشمند شهری در منطقه 3 کلان شهر تبریز پرداخته است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی در سطح خانوار گرد آوری شده و حجم نمونه طبق فرمول کوکران معادل 373 خانوار برآورد شد. در مجموع تعداد 26 شاخص رشد هوشمند شهری در قالب 3 شاخص مکنون اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از آزمون بارهای عاملی در نرم افزار  LISRELشاخص های آشکار براساس درجه اهمیت و تاثیرگذاری اولویت بندی و خلاصه سازی شده و برای تهیه نقشه شاخص های موثر، از مدل منطق فازی در قالب سیستم اطلاعات جغرافیایی  (GIS)استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکیآن است که همه قسمت های منطقه 3 کلان شهر تبریز برای رشد هوشمند یکسان نیست. از سوی دیگر، در بین شاخص های رشد هوشمند، به ترتیب درجه اهمیت، می توان گفتشاخص اجتماعی با 0/66درصد، شاخص کالبدی 20/8درصد، شاخص زیست محیطی با مقدار 13/1درصد، در تبیین رشد هوشمندی کل منطقه مطالعاتی نقش داشته اند که نشانگر مهم بودن شاخص اجتماعی نسبت به سایر است و درنهایت با ارائه پیشنهادهایی، بر تقویت شاخص های موثر براساس اولویت آن ها تاکید شد.

    کلیدواژگان: رشد هوشمند، توسعه میان افزا، منطقه 3 تبریز، GIS
  • براتعلی خاک پور، چنور محمدی، سیده الهام داوری*، مجید اکبری صفحات 73-90

    استفاده از شاخص های توسعه و ترکیب آن ها، به مسئولان برنامه ریزی درجهت درک بهتر وضعیت مناطق کمک خواهد کرد و همچنین به آن ها در جریان تصمیم گیری یاری خواهد رساند تا اقدامات بعدیشان، درجهت تعادل منطقه ای باشد و عدالت اجتماعی در بین مناطق برقرار شود. در این راستا هدف این پژوهش تعیین و تحلیل سطوح برخورداری شهرستان های استان کرمانشاه در شاخص های توسعه با استفاده از تکنیک های ادغام است. بدین منظور 14 شهرستان از لحاظ شاخص های ترکیبی توسعه در قالب 40 شاخص قابل سنجش بررسی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آنتروپی و تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره ویکور، تاپسیس،saw و درنهایت از مدل کپلند استفاده شدکه شهرستان های استان کرمانشاه در چهار سطح (توسعه یافته، نسبتا توسعه یافته، درحال توسعه و محروم از توسعه) دسته بندی شده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که 14/29از شهرستان ها توسعه یافته (قصرشیرین و پاوه)، 35/71از شهرستان ها نسبتا توسعه یافته (سنقر، دالاهو، گیلان غرب، صحنه و کنگاور)، 35/71از شهرستان ها درحال توسعه (اسلام آباد غرب، هرسین، ثلاث باباجانی، روانسر و سرپل ذهاب) و 14/29از شهرستان ها محروم از توسعه (جوان رود و کرمانشاه) هستند که نشان دهنده اختلاف بین شهرستان ها ازلحاظ برخورداری از شاخص های توسعه است؛ به طوری کهتوزیع شاخص های توسعه چندان با میزان جمعیت شهرستان ها انجام نشده است.

    کلیدواژگان: توسعه، توسعه یافتگی، ویکور، کپلند، استان کرمانشاه
  • مسعود ریگی*، حسین بارانی، عادل سپهری، احمد عابدی، مصیب پهلوانی صفحات 91-118

    این مطالعه سعی دارد عدم قطعیت ها، پیشران ها و راهبردهای پایداری معیشت مرتع داری در روستاهای سیستان و بلوچستان را شناسایی کند. بدین منظور از مصاحبه عمیق با خبرگان دانشگاهی و اداری استفاده شد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. روایی مصاحبه ها تایید شد و برای تایید پایایی مصاحبه ها نیز از روش باز آزمایی استفاده شد. پیشرانهای کلان یا کلان روندها تعیین و عدم قطعیت ها با رویکرد استیپ در 5دسته کلی قرار گرفت و نیروهای پیشران متناظر با عدم قطعیت ها شناسایی و با سیر مراحل دلفی و کسب سطح توافق 75درصد به عنوان پیشران های کارا استخراج گردید. نتایج نشان داد در همه گروه ها عدم قطعیت وجود داشته و برنامه ریزی می بایست متناسب با آن انجام گیرد. بیشترین خوشه های عدم قطعیت در حوزه هایی مانند خدمات حمایتی، مدیریت طرح مرتع داری، توان تولید مراتع و پوشش گیاهی و منابع آب شناسایی گردید. در زمینه پیشران ها نیز عامل مدیریت (سیاسی-مدیریتی- قانونی) مهم ترین پیشران های اثرگذار بر پایداری معیشت روستایی معرفی گردید. در خاتمه راهبردها با نظر نخبگان و فرایند دلفی تعیین و از میان راهبردهای محوری، 30 راهبرد که دارای وزن اثرگذاری تقریبی 80 درصد بودند منطبق با نظریه پارتو به عنوان سناریو محوری انتخاب و معرفی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد در برنامه ریزی پایدار معیشت مرتع داری برای روستائیان و عشایر مهم ترین ارکان مدیریت و قانون گذاری، اقتصاد منابع طبیعی و توان تولید مراتع می باشند. در کنار این موارد، ارکان انسانی، فرهنگی اجتماعی و زیرساخت ها نیز سهم خاص خود را دارند و پایداری معیشت مرتع داران زمانی حاصل می شود که برنامه ها بر اساس سناریوهای دینامیک و فراگیر بنا شوند و علاوه بر ایجاد استراتژی های محوری در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، علم و فناوری، محیط زیست و سیاست و قانون گذاری، راهبردهای اجرائی مدنظر قرار گرفته و با تامین نیازهای مبنایی زمینه پویایی و پایداری ایجاد گردد.

    کلیدواژگان: مرتعداری، عدم قطعیت ها، پیشران ها، راهبردهای پایداری، معیشت پایدار
  • غلام رضا مقامی *، سیدمحمود حسینی، رضا اسدی، سکینه خانی صفحات 119-138

    مشکلات مربوط به تغییر دما، شوری خاک و افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی از یک سو و خشکسالی های اخیر توام با مسائل عدیده باعث شده مصرف آب در بخش کشاورزی با اصلاح الگوی کشت کاهش یافته و محصولات سازگار با نیاز آبی کم و منطبق با آب و هوایی جایگزین محصولات فعلی شود. این پژوهش به منظور مکانیابی مناطق مستعد کشت و با در نظر گرفتن نیازهای اکولوژیک زعفران مبتنی بر روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده و در محیط نرم افزار ARC/GIS10.3 مدل سازی و سپس تحلیل فضایی اطلاعات صورت گرفت. پارامترها و داده های مورد استفاده شامل اطلاعات مربوط به زمین و خاک و داده های اقلیمی با طول دوره آماری مشترک30 ساله (1394-1364) از ایستگاه های سینوپتیک و کلیماتولوژی مناطق مختلف استان و همچنین از 4 ایستگاه سینوپتیک استان های مجاور استخراج شدند سپس بر اساس اهمیت هر پارامتر با استفاده از مدل AHP به وزن دهی معیارها در سطح منطقه مورد مطالعه پرداخته شد. برای تحلیل فضایی، اطلاعات به نرم افزار Expert choice وارد و خوشه بندی، ارزش گذاری معیارها و تلفیق اطلاعات و در نهایت لایه نهایی تولید گردید.نتایج نشان داد 47.1 درصد از اراضی استان خراسان شمالی برای کاشت زعفران در کلاسهای کاملا مناسب و نسبتا مناسب، 35.99 درصد اراضی دارای تناسب بحرانی و 16.89 درصد اراضی در کلاس نامناسب قرار گرفتند.دشت های کاملا مناسب کاشت محصول زعفران شامل دشت های جاجرم،اسفراین،گراتی،صفی آباد و پسکرانه های فاروج و شیروان و در کلاس های نامناسب دشت های بجنورد، مانه و سملقان، راز و جرگلان و پسکرانه های فاروج، شیروان و اسفراین قرار دارند.

    کلیدواژگان: پهنه بندی، کشت زعفران، AHP، استان خراسان شمالی
  • اکبر نجفی*، یونس گراوند، علی قومی، ابوطالب قاسمی صفحات 139-158

    گردشگری یکی از پویاترین فعالیت های اقتصادی عصر حاضر است که در توسعه پایدار محلی نقش مهمی دارد و اولویت توسعه آن نیازمند شناخت عوامل تاثیرگذار و محدودکننده طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در هر منطقه است. در عین حال، مناطق نمونه گردشگری به سبب دارا بودن مجموعه ای از جاذبه های طبیعی و تاریخی از اهمیت خاصی در نزد گردشگران برخوردار هستند. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش انتخاب و اولویت بندی مناطق نمونه گردشگری بین سه منطقه"بنددره بیرجند، باغستان آبگرم فردوس و منطقه نمونه قائن" در استان خراسان جنوبی با استفاده از روش ANP است. به همین منظور برای به دست آوردن نتایج مناسب در زمینه اولویت بندی مناطق نمونه گردشگری در استان خراسان جنوبی از ساختار سطح بالای ANP شامل زیر شبکه های (BOCR) سود، فرصت، هزینه و خطر استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل ANP نشان داد که مناطق باغستان- آبگرم فردوس، بند دره بیرجند و منطقه نمونه قائن به ترتیب با وزن های 0/59، 0/28 و 0/12 در اولویت اول تا سوم قرار دارند. از بین زیر شبکه ها، زیر شبکه سود با وزنی معادل 0/33 از اهمیت بیشتری نسبت به سایر زیر شبکه ها برخوردار است. همچنین معیار استراتژیک پتانسیل های گردشگری با وزنی معادل 0/51 از اولویت بالاتری نسبت به سایر معیارها برخوردار است.

    کلیدواژگان: تصمیم گیری چند معیاره، خراسان جنوبی، سیستم پشتیبان تصمیم، صنعت گردشگری، منطقه نمونه گردشگری
  • علی ولی قلی زاده صفحات 159-180

    اگرچه مهاجرت یکی از ابعاد مهم توسعه اقتصادی - اجتماعی قلمداد می شود، ولی، امروزه با توجه به سطح بالای مهاجرت و تحرکات جمعیتی بین نواحی مختلف جغرافیایی - اقتصادی - فرهنگی - اجتماعی و به تبع آن شکل گیری انواع ناهنجاری های فضایی به ویژه از نوع فرهنگی - اجتماعی و بنابراین ایجاد زمینه برای بروز انواع مشکلات و بحران های سیاسی، فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی و...، موضوع مهاجرت به یکی از مسائل پیچیده برای جوامع مهاجرپذیر و حتی مهاجرفرست تبدیل شده که، جامعه ایران علی‏الخصص با توجه به ترکیب خاص سرزمینی و جمعیتی از لحاظ فرهنگی - قومیتی، سیاسی و اقتصادی برای مطالعه این موضوع نمونه بارزی بشمار می رود. به طور کلی، با توجه به نتایج این پژوهش، از منظر جغرافیایی - سیاسی، مهاجرت در سازماندهی سیاسی، فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی فضای ایران، به ویژه فضای جغرافیایی مهاجرپذیر و مهاجرفرست نقش بسزایی ایفا می کند و حتی با توجه به خلق چشم اندازهای جدید فرهنگی و اقتصادی، پتانسیل بالایی برای ایجاد مشکلات و بحران های مختلف امنیتی در کشور دارد. درمجموع، در این پژوهش سعی شده پتانسیل های نقش آفرینی جغرافیایی - سیاسی مهاجرت، با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، و در ارتباط با موضوع پراکندگی جغرافیایی جمعیت، همگونی - ناهمگونی جمعیت و ساختار سیاسی متمرکز ایران مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

    کلیدواژگان: مهاجرت، ایران، پراکندگی جغرافیایی جمعیت، همگونی - ناهمگونی جمعیت، ساختار سیاسی متمرکز
  • عبدالحسین بوعلی، علی محمدیان * صفحات 181-194

    بیابان زایی خطری جدی برای بسیاری از کشورهای جهان و به ویژه کشورهای در حال توسعه مانند ایران است. مناسب ترین روش برای تعیین شدت خطر بیابان زایی استفاده از مد لهای تجربی است. این پژوهش با هدف ارزیابی شدت خطر و ریسک بیابانزایی در منطقه بیابانی دشت سگزی اصفهان انجام شد. نتایج نشان داد شدت خطر بیابانزایی منطقه براساس مدل مدالوس در سه کلاس خیلی کم(5.6) ، زیاد(21.13) و خیلی زیاد(73.27) قرار گرفت. معیارهای اقلیم (امتیاز 193)، فرسایش بادی (امتیاز 176) و عامل مدیریت و سیاستگذاری (امتیاز 172) بیشترین تاثیر را در شدت بیابانزایی منطقه داشته اند. ریسک بیابان زایی منطقه نیز با استفاده از نقشه شدت، ارزیابی عناصر در معرض خطر و آسیب پذیری عناصر در معرض خطر تهیه شد. نتایج ارزیابی ریسک محاسبه و در پنج کلاس خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد طبقه بندی شد به طوری که کلاسهای زیاد و خیلی زیاد 40 درصد منطقه را به خود اختصاص داده و بیشترین کلاس مربوط به ریسک بیابانزایی خیلی کم با 39 درصد مساحت می باشد. براساس نتایج به دست آمده از ریسک، واقعیت زمینی و نظرات کارشناسی برنامه مدیریتی مناسب پیشنهاد و ارائه گردید. در شرایط بحرانی و بر مبنای ارزشهای ریسک خیلی زیاد، برنامه ها و اقدامات کنترلی، مانند مدیریت صحیح و استفاده از روش های آبیاری نوین و گیاهان زراعی مقاوم به شوری، احداث بادشکن و همچنین در برخی مناطق، حفظ وضعیت موجود برای جلوگیری از خطر بیابانزایی، قابل اجرا می باشد.

    کلیدواژگان: بیابانزایی، مدل مدالوس، ریسک، مدیریت، اصفهان
  • مدینه خسروجردی، حمید رستگاری، آیت الله کرمی* صفحات 195-214

    دراین پژوهش با هدف ارزیابی و درجه بندی توسعه کشاورزی شهرستان های استان فارس و با استفاده از آمار کشاورزی سالنامه آماری سال 1393 استان، فهرستی از 98 شاخص توسعه کشاورزی در قالب پنج گروه عمده (بهره برداری کشاورزی، عملکرد، مکانیزاسیون کشاورزی، دامپروری و خدمات زیربنایی و سایر خدمات کشاورزی) استخراج و پس از وزن دهی شاخص ها، با روش شبکه عصبی مصنوعی توسعه کشاورزی شهرستان ها مورد بررسی قرار گرفت. محاسبات پژوهش با استفاده از نرم افزارهای Excel و MATLABR2015a انجام شد. نتایج حاصل از سنجش سطح توسعه کشاورزی شهرستان-ها نشان داد که، شهرستان شیراز (1/518) و مرودشت (1/473) رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند که حاکی از آن است که خرد نشدن مزارع و باغ ها، تاثیر شگرفی بر بالا بودن سرانه ی سطح زیرکشت زراعی و باغی به ازای هر بهره بردار داشته است. این موضوع از یک طرف باعث توسعه ی بهتر سامانه های آبیاری تحت فشار شده است (با توجه به بالا بودن جایگاه آبیاری تحت فشار در این شهرستان ها) و از طرف دیگر زمینه ی استفاده از فن آوری های دیگر را نیز فراهم می کند. شهرستان زرین دشت (0/590) و لامرد (0/495) رتبه 28 و 29 را بدست آوردند. مساحت کم زمین کشاورزی و قطعه قطعه شدن اراضی در شهرستان های زرین دشت و لامرد از علل کاهش عملکرد تولید و سرمایه گذاری در بخش کشاورزی است. همچنین، در خصوص خوشه 1 شاخص خدمات زیربنایی و سایر خدمات کشاورزی با وزن 0/2027 و در خوشه 2 شاخص عملکرد با وزن 0/2016 بالاترین اهمیت را به خود اختصاص داده اند. جا دارد که دولت در راستای سیاست های عدالت محوری خود و رفع محرومیت زدایی به مناطق کمتر توسعه یافته رسیدگی بیشتری داشته باشد و با کشف استعدادهای ذاتی و نهفته هر منطقه به گسترش تخصص گرایی در تولید فراورده های مختلف کشاورزی اعم از زراعی، دامی و غیره بپردازد.

    کلیدواژگان: توسعه کشاورزی، شبکه عصبی پرسپترون، استان فارس
  • محمد جواد امیری، لعبت زبردست، رویا رمضانی* صفحات 215-232

    طرح های توسعه ای همواره پیامدهای مثبت و منفی به همراه داشته که بیشترین پیامدهای این طرح ها، متوجه جوامع محلی است؛ بنابراین جهت برآورد پیامدها و تقلیل اثرات منفی طرح های توسعه، لازم است تا ارزیابی اثرات اجتماعی در مورد طرح ها انجام گیرد. لذا در این پژوهش، به ارزیابی اثرات اجتماعی طرح احداث بندر چمخاله بر جوامع محلی پرداخته شد. بدین منظور اثرات طرح بر 7 شاخص کیفیت زندگی، فرصت رشد و توسعه، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اقتصاد، محیط بیولوژیکی و محیط فیزیکی مورد بررسی قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از مشاهدات میدانی، مصاحبه های فردی و گروهی و همچنین ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش 8840 نفر جمعیت شهر چاف و چمخاله در سال 1395 بوده که بر اساس فرمول کوکران، 400 پرسشنامه به روش تصادفی طبقه ای توزیع گردید. داده های حاصل از پرسشنامه از طریق آمار توصیفی در محیط نرم افزار SPSS 20 و آمار استنباطی در محیط نرم افزار8.80 LISRELمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثرات احداث بندر بر شاخص های کیفیت زندگی، فرصت رشد و توسعه و اقتصاد به دلیل توسعه منطقه، توسعه زیرساخت ها، ایجاد فرصت های شغلی جدید و ایجاد سرمایه گذاری های جدید در منطقه که سبب ارتقای سطح زندگی و بهبود وضعیت معیشتی و رفاه نسل های آینده می گردد، مثبت خواهد بود. اما تاثیر احداث بندر بر شاخص های انسجام اجتماعی و محیط فیزیکی و بیولوژیکی، به دلیل ایجاد تضادهای فرهنگی بین جمعیت مهاجر، عملیات لایروبی، عملیات خاک برداری و خاک ریزی، تردد وسایل نقلیه سنگین و آلودگی ناشی از آب توازن کشتی ها که تاثیرات مهمی بر محیط زیست منطقه بر جای می گذارند، منفی خواهد بود. بر این اساس لازم است با اقداماتی نظیر محدود کردن عملیات لایروبی در طول دوره های حساس زندگی جانداران و احیا و توسعه پوشش گیاهی با گونه های بومی و سازگار با شرایط منطقه، اثرات منفی حاصل از طرح را تا حد زیادی کاهش داد.

    کلیدواژگان: ارزیابی اثرات اجتماعی، طرح توسعه، جامعه محلی، چمخاله
|
  • Siyamack Sharafi *, Habib Areiantabar Pages 1-20
    Khorram abad plain is located in the folded Zagros region and has secondary and main faults. Since these hidden faults are possible using geophysical data and geomorphic evidence, so in this research, the purpose of this evidence is to investigate and identify the path along the Khorram abad fault below the Quaternary sediments in the Khorram abad plain. In order to achieving these goals, airborne magnetic taken data from 1975 to 1977 for Khorramabad area were gotten from geology organization. After correcting, aligning micro aligning and exerting the common corrective filters on these data in the Oasis montaj 6.4.2 software and creating database for them in the software, geomorphology evidence and elevation changes were also used to prove the existence of a hidden fault in Khorram abad plain. The results showed that Khorram abad fault after crossing the mountain Yafteh and the Sefid koh, inter the Khorram abad plain and under the quaternary sediments extends along that line. The presence of linear magnetic anomalies in the next section of the obvious Khorram abad fault, geomorphic evidence such as stacks and alluvial fans and altitude variation in survey sections, Prove that this fault is hidden. This line with the trend of northwest - southeast in the central part of the study area, It passes about 38 km from the distance of about 3 km from the south of Khorram abad city.
    Keywords: Aerial geophysics, geomorphic evidence, Khorram abad, Hidden fault
  • ALI Mehrabi Pages 21-38

    The Anar city is one of the main Pistachio producer in Kerman province and the whole of Iran. In recent years, the level of cultivation of pistachio gardens has increased in this area without any plans, As a result, it has caused a lot of damage to water resources. And then many gardens will be destroyed. In this research, attempts have been made to monitor the trend of pistachio crop cultivation in this area over a 40-year period. For this purpose, Landsat satellite images of 6 different periods between 1354 and 1396 were used. So, by applying the vegetation index (NDVI) on the images and using the Decision tree classification methodology, vegetation maps of the region, which include two classes of agricultural land, namely pistachio gardens and natural lands or rangelands, were prepared. Then, the rate of change during different periods was determined using the comparison method after classification. The results showed that vegetation changes over 40 years have been high for the studied area, so that the highest growth rate of pistachio gardens occurred during the years 1366 to 1375. And has only reached 15548,8 hectares over the course of 9 years from 7058.25 hectares. Also, during the years 1380 to 1389, the greatest reduction and destruction of pistachio gardens occurred at 2902.05 hectares. The evidence suggests that the process of reducing and destroying pistachio gardens is continuing intensively due to the unplanned withdrawal of groundwater resources in the central and southern parts of the Anar plain.

    Keywords: Remote Sensing, Decision Tree Classification, NDVI, Pistachio Gardens, Anar City
  • Yousof Azadi, Masood Yazdanpanah *, Masoomeh Forozani, Hosein Mahmoodi Pages 39-56

    Climate change has imposed significant challenges on agriculture sector. This study aimed at identify factors affecting wheat growers' adaptation behavior in face with climate change in Kermanshah County. Study population was all wheat growers' of Kermanshah County (N=30000). Statistical sample was 380 Wheat growers' that determined by Krejcie and Morgan table and a Multi-Stage Cluster Sampling was used to collect data from grower using questionnaire. The face validity of the questionnaire was confirmed by expert. The reliability of the main scales of the questionnaires' was examined by Cronbach Alpha coefficients, which ranged from 0.54 to 0.89, indicating the tool of study is reliable. The results also showed that the variables of profit-orientation, concern, self-efficacy, risk perception, belief and knowledge has direct and indirect effects on the variable positive farm production practices. Collectively, these variables are capable, 38 percent of the variability adap farm production practices. Also the variables of concern, belief and knowledge has direct and indirect effects on the variable positive farm financial management. Collectively, these variables are capable, 22 percent of the variability adap farm financial management. Finally, the variables of concern, self-efficacy, belief and knowledge has direct and indirect effects on the variable positive government programs and insurance. Collectively, these variables are capable, 25 percent of the variability government programs and insurance.

    Keywords: climate change, adaptation behavior, risk perception, growers, Kermanshah
  • Hasan Mahmoudzadeh *, Roya Abedini Pages 57-72

    Most of the cities in the world are facing with numerous problems due to their fast growing. While it is well-known that increased population is the primary reason for increasing the cities in size, the unreasonable dispersion affects the natural and cultural settings adversely. The present study has descriptive-analytical method and expansion – applied nature. Urban smart growth was investigated and prioritized in the region three of Tabriz metropolitan on the base of geographic information system, so this study has used quantitative and statistical methods such as multiple regression, structural equations and fuzzy multivariate analysis. Data were collected by using documentary studies and field surveys at household level, and according to Cochran formula the sample size was estimated to be 373 households. A total of 26 smart growth indicators were evaluated and categorized in three social, environmental and physical Latent indicators category. The results of the research indicated that all parts of the region of Tabriz metropolitan area have not the same smart growth, among the indicators of the smart growth, with respect to the degree of importance, it can be said that the social index with 66%, the environmental index with 13. 1%, and finally the physical index with the value of 20.8 percent, has explained the smart growth of the whole study region. These results indicate the importance of the social dimension in relation to other dimensions of resilience. Finally, strengthening the influencing indicators based on their priorities was emphasized by offering a number of recommendations.

    Keywords: Smart growth, Infill development, Region three of Tabriz metropolitan, GIS
  • Baratali Khakpoor, Chanoor Mohamadi, Elham Davari *, Majid Akbari Pages 73-90

    The use of their development indicators and their combination will help planning authorities to better understand the status of the regions and help them to make decisions in order to further their regional balance and social justice. In between regions. In this regard, the purpose of this research is to determine and assess the levels of enjoyment of Kermanshah province in development indicators using integration techniques. For this purpose, 14 cities were evaluated in terms of developmental combinatorial indicators in 40 measurable indexes. To analyze the data, the entropy model and multi-criteria decision-making techniques were used for viticulture, topsis, saw and finally, the Kaplend model was used. The cities of Kermanshah province were divided into four levels (developed, relatively developed, In development and deprived of development). The results of the research indicate that 14.29 developed cities (Shirin and Paveh), 35.71% of the relatively developed city (Sanghar, Dalaho, Gilan-Gharb, Sahneh and Kangavar), 35.15% of the developed area (Islamabad, West , Harsin, Thallib, Babaajani, Ravansar and Sarpol Zahab) and 14.29 (city and city of Kermanshah) are deprived of development. This indicates the difference between the counties in terms of development indicators, so that the distribution of development indicators is not much with the size of the population of the counties.

    Keywords: Development, Wikipedia, Copeland, Kermanshah Province
  • Masood Rigi *, Hosein Barani, Adel Sepehri, Ahmad Abedi Servestani, Mosayeb Pahlavani Pages 91-118

    This research try to Identify Drivers, uncertainties and sustainability livelihood strategies of Rangemanagment. For this purpose we used Deep interview by experts. In this research, purposeful sampling and snowball, which is specific to qualitative research, was used to select the samples. Then we have identified mego Drivers or macro trends and grouping in 5 categories based on STEEP approach. Finally we extracted every drivers that affects on uncertainties as effective drivers. Results showed, that uncertaintiesm are find in all categories and planning must be note to thise issue. The most clusters of uncertain was in fields of supportive services, range plans management, range production extent and vegetation cover, and water resourses. In field of drivers, managenal factors are the most effective drivers on sustainability of rural livelihood. Finally strategies were determind based on elits opionos along Delphi process. Among strategy that their effective weight are moer 80 % core have selected and identified as core scenarios. The results of this study showed that in the planning of sustainable livelihood for villagers and nomads in order to rangemanagment the most important components are the legislative and management, economics of natural resources and the extent production of pastures. Besides these cases, the social, cultural and human components and infrastructure of range beneficieries sustainability the plans construct on the dynamic and integrated scenarios, in addition, creation of core strategies in fields of Social, Economical, Technical, Environmental, Political and Legislative also implementing strategies with considering of basic requirements would be important for sustainability.

    Keywords: Rangefarries, Uncertainties, Proponents, Sustainability Strategies, Sustainable Livelihoods
  • S.Mahmood Hosseini, Reza Asadi, Sakieineh Khani, Gholamreza Maghami * Pages 119-138

    AbstractRelate temperature change Problems, soil salinity and the sharp drop I groundwater levels on the one hand and the recent drought combined with the problems have let to the reduction of consumption in the agricultural sector due to the reduction of the crop production and the adaptation to alternative climates get current products. Recent study conducted for determining suitable zone for saffron in North Khorasan with GIS and model AHP. Parameters like climate data, soil and water for 30 years collected from synoptic and climatologic station around province and from four neighbor provinces. Then parameters weighted upon AHP in parameter importance each region. Data transferred to Expert choice and clustered, rated, integrated for producing the last layer. Results showed that 47.1 % of province land was suitable and moderate suitable for culturing saffron. But 35.99% showed critical suitability and the remined was not suitable for Saffron culture. Jajarm, Garmeh, Safia Bada, Esfarayen, Shirvan and Faroj plains are suitable places and Mane, Samalghan, Raz, Jargalan and Bojnourd plains are in critical suitability for Saffron culture.Keywords: drought, suitability, expert choice, land characteristics.

    Keywords: drought, suitability, Expert choice, land characteristics
  • Akbar Najafi *, Yones Garavand, Ali Ghomi, Abotaleb Ghasemi Pages 139-158

    Tourism is one of the most dynamic economic activities in the present era, which plays an important role in the local sustainable development, and its development priority requires the recognition of affecting and limiting factors of natural, economic, social and cultural each region. Moreover, these areas areas reveal a special importance for tourists due to having a set of natural and historical attractions. Accordingly, the main objective of the present study is the selection and prioritization of tourism areas among the three areas "Banddareh-e-Birjand, Baghestan Abgarm Ferdows and Ghaen tourism area" in South Khorasan province by using the ANP method. Therefore, to obtain the appropriate results in the tourism areas prioritization in South Khorasan province a high level of ANP structure including subnet benefit, opportunity, cost and risk was used. The results of the ANP analysis demonstrated that Baghestan Abgarm Ferdows, Banddareh-e-Birjand and the Ghaen tourism area with having 0.59, 0.28, and 0.29 weights placed in the first to third priority, respectively. Among the subnets, the benefit subnet with a weight of 0.33 possesses more important as compared to the others. Furthermore, the strategic criterion of tourism potentials with an equivalent weight of 0.51 manifests a higher priority in comparison with the other ones.

    Keywords: Decision Support System, Multiple Criteria Decision Making, South Khorasan, Tourism industry, Tourism area
  • Ali Valigholizadeh Pages 159-180

    Migration is deemed to be one of the most important dimensions of socio-economic development. Nowadays, however, it has turned into a complex issue for both the origin and destination communities of migrants. The issue rises due to the high level of migration and population movements between different geographic, economic, cultural and social areas. Consequently, spatial anomalies – especially of socio-cultural nature – are formed, and the conditions for the emergence of various types of political, cultural-social and economic crises, among others, have started to prevail. Given the specific territorial and demographic combination of Iran in terms of cultural, ethnic, political and economic, the Iranian society is a prominent case for studying this issue. The findings show that from the geographical and political point of view, migration plays a significant role in the political, cultural, social and economic organization of Iran’s space, particularly in the origin and destination of migration. Given the creation of new cultural and economic landscapes, Iran is prone to the emergence of various security issues and crises in the country. This study has tried to analyze the potentials of geographical and political role of migration, by discussing the issues of geographic distribution of population, the homogeneity-heterogeneity of population and the centralized political structure of Iran. This study also employs a descriptive-analytical method.

    Keywords: migration, Iran, Geographic Distribution of Population, the Homogeneity-Heterogeneity of Population, the Centralized Political Structure of Iran
  • Abdolhossien Boali, Ali Mohammadian * Pages 181-194

    Desertification has turned into a serious hazard especially for developing countries such as Iran. Experimental models are the most suitable methods for assessment of the desertification intensity. The aim of this study was to evaluate the desertification hazard and risk of the management programs in the desert plains of Segzi in Isfahan province of Iran. According to the MEDALUS model, the results showed that the risk of desertification falls into three classes: very low (5.6 %), severe (21.13 %), and very severe (73.27)% . Climatic criteria (score 193), wind erosion (score 176), and management and policy (score 172) have the greatest impact on desertification severity in the region, respectively. The desertification risk of the region was also evaluated with regard to the desertification hazard map, the environmental elements at risk as well as their sensitivity .The risk assessment results were calculated and classified into five categories : very low, low, medium, high and very high, wherein high and very high classes cover 40% of the area. The highest class denotes to a very low desertification risk with 39% of the area. Based on the obtained results, ground specifications and opinions of experts, an appropriate management plan was proposed. Under critical condition and based on high risk values, plans and control measures such as proper management, the use of new irrigation methods, the use of salinity resistant crops and windbreaks , and also in some areas, preserving the status quo can be applied to prevent the risk of desertification .

    Keywords: Desertification, MEDALUS Model, Risk, management, Isfahan
  • Ayat Karami *, Madeineh Khosrowjerdi, Hamid Rastegari Pages 195-214

    Problems in the agricultural sector are different depending on each region. Special attention needs to be paid to regional and local planning, so that the priorities of each region can be precisely determined. In this study, using Agricultural Statistics for 2014, the list of 98 indicators of agricultural development in five major groups (agricultural utilization, yield, agricultural mechanization, livestock and infrastructure services and other agricultural services) was extracted and after weighting the indexes were evaluated using artificial neural network method of agricultural development in the cities. The results of the assessment of the agricultural development level of the counties showed that the city of Shiraz (1.518) and Marvdasht (1.473) ranked first and second and Zarrin Dasht (0.590) and Lamerd (0.495) rank 28 and 29. In the case of cluster 1 indicators of infrastructure services and other agricultural services with a weight of 0.2727 and in cluster 2, the index of performance with the weight of 0.2016 is the most important. According to the results, it is suggested that the government, in line with its core justice policies and the elimination of deprivation in less developed regions, is more concerned with the discovery of the inherent and hidden talents of each region to expand its specialization in production of products Different types of agriculture, including crops, livestock, etc. Also, when allocating credit and distribution of facilities, they should pay more attention to these areas in order to find all the regions in a homogeneous and balanced situation in the agricultural sector.

    Keywords: Agricultural Development, Multilayer Perceptron, Fars Province
  • Mohamad Javad Amiri, Labat Zebardast, Roya Ramezani* Pages 215-232

    Development projects have always positive and negative consequences and most of these consequences are associated with the local communities; so, to estimate the consequences and reduce the negative effects of development projects, it is essential to assess the social impacts of the projects. Therefore, in this study, evaluated the social impact on the local communities of Chamkhaleh Port. To this purpose, the impacts of the project were analyzed in seven indicators: quality of the overall living space, the opportunity for growth and development, social cohesion, social participation, economics, biological environment and physical environment. In order to collect information from field observations, individual and group interviews were used as well as questionnaire. The statistical population was 8840 people in the city of Chaf and Chamkhaleh in 1395. According to Cochran's formula, 400 questionnaires was distributed stratified random sampling. The data were analyzed by descriptive statistics in SPSS 20 software and by inferential statistics at LISREL 8.80 software. The results showed the impacts of the construction of the port on the quality of life indicators, the opportunities for growth and development, and the economy due to the development of the region, the development of infrastructure, creating new job opportunities and creating new investments in the region, which will improve the livelihoods and the welfare of future generations will be positive. But The project effects on social integration indicators and the physical and biological environment will be negative due to, dredging operations and excavation operations, which affect the region 's environment.

    Keywords: Social Impact Assessment, Development Plan, Local Community, Chamkhaleh