فهرست مطالب

پژوهش در دین و سلامت - سال پنجم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال پنجم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/13
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حمید سوری* صفحات 1-4

    در تاریخ اسلام، به دانش سلامت توجه بسیاری شده است. سلامت در اسلام امتیاز به شمار می آید و مقدمه یی برای نیل به کمالات دیگر است. از سویی تاثیر دین بر سلامت به ویژه سلامت معنوی و سلامت روان بارها تاکید شده و بر ضرورت و اهمیت موضوع سلامتی، بهداشت و تاثیر آن در زندگی دنیوی و اخروی اشاره ی فراوان شده است؛ از سوی دیگر باید توجه داشت هدف از سلامت مادی و معنوی خود موضوع سلامت نیست بلکه هدفی بالاتر مد نظر است و آن این است که از سلامت با تمام ابعادی که دارد در مسیر رضای الهی به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: دین، علم، سلامت
  • عبدالحسین شکورنیا*، مریم بنی اسد صفحات 5-17
    سابقه و هدف

    نگرش مذهبی و عزت نفس مقوله هایی هستند که در تمام جنبه های زندگی بشر تاثیر بسزایی دارند و پژوهش های بسیاری دراین باره انجام شده است. این مطالعه با هدف بررسی نگرش مذهبی و عزت نفس در دانشجویان رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و رابطه ی بین این دو متغیر صورت گرفته است.

    روش کار

    در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی، 197 نفر از دانشجویان سال اول و آخر رشته ی پزشکی به روش تمام شماری، انتخاب و بررسی شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های استاندارد نگرش سنج مذهبی گلریز و براهنی و عزت نفس روزنبرگ جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی و من ویتنی انجام شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    میانگین سن دانشجویان سال اول 94/0±93/18 و سال آخر 28/1±59/24؛ و میانگین نمره ی نگرش مذهبی و عزت نفس دانشجویان از حداکثر 100 و 40 به ترتیب 56/10±42/60 و 92/5 ±51/26 بود. علاوه براین، میانگین و انحراف معیار نمرات نگرش مذهبی دانشجویان سال اول و آخر پزشکی نیز به ترتیب 01/10±39/63 و 35/10±55/57 بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود (001/0>p). همچنین میانگین و انحراف معیار نمرات عزت نفس دانشجویان سال اول و آخر پزشکی به ترتیب 14/6±58/26 و 71/5±43/26 بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود (85/0=p). ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که بین نگرش مذهبی و عزت نفس رابطه ی مثبت معنی دار (156/0= rو 032/0=p)؛ و بین نگرش مذهبی و سن رابطه ی منفی و معنی داری وجود داشت (293/0-= r و 001/0=p)

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که میزان نگرش مذهبی دانشجویان پزشکی در بدو ورود به دانشگاه بسیار زیاد بود اما در پایان تحصیل کاهش یافته بود. ازاین رو، شناسایی عوامل کاهش دهنده ی نگرش مذهبی دانشجویان و اجرای برنامه های راهبردی می تواند زمینه ی تقویت باورهای دینی را فراهم کند.

    کلیدواژگان: خودکارایی، دانشجویان پزشکی، دین، عزت نفس، نگرش مذهبی
  • مسعود صادقی، سارا قادری جاوید، بیتا شلانی* صفحات 18-31
    سابقه و هدف

    تعهد زناشویی زوجین در پایداری نظام خانواده نقش بسیار مهمی دارد و عوامل متعددی بر آن تاثیر می گذارد. پژوهش حاضر در جهت آشکار ساختن برخی از این عوامل با هدف پیش بینی تعهد زناشویی بر پایه ی ویژگی های شخصیت، جهت گیری دینی و سبک های دلبستگی در دانشجویان انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل تمامی دانشجویان زن متاهل دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 95-1394 بود که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 200 نفر با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند. داده های پژوهش با بهره گیری از پرسش نامه های تعهد زناشویی آدامز جونز (DCI)، ویژگی های شخصیت (NEO)، سبک دلبستگی بزرگسالان کالینز و رید و جهت گیری دینی آلپورت گردآوری؛ و با استفاده از ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که ویژگی های شخصیت به میزان 37/28F= در سطح 001/0P<، سبک های دلبستگی به میزان 44/24F= در سطح 05/0P< و همچنین جهت گیری دینی به میزان 65/18F= در سطح 001/0P<، میزان تعهد زناشویی را پیش بینی کردند. از میان این متغیرها، سبک های دلبستگی، پیش بینی کننده ی بهتری برای تعهد زناشویی بود

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان دهنده ی این است که ویژگی های شخصیتی افراد، سبک های دلبستگی شکل گرفته در محیط خانواده و همچنین جهت گیری دینی آنها بر روابط میان فردی و تعهد زناشویی زوجین در بزرگسالی تاثیر می گذارد. از این نتایج می توان برای یافتن راهکارهایی در جهت حفظ و گسترش روابط ثمربخش در بین زوجین و آموزش و آگاهی دادن بهتر به افراد برای شناخت یکدیگر استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تعهد زناشویی، جهت گیری دینی، دانشجویان متاهل، سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت
  • فاطمه مظفری*، مسعود حجازی صفحات 32-44
    سابقه و هدف

    رفتارهای پرخطر از عوامل مهم گرایش جوانان به بزهکاری و جرم به حساب می آید و شناسایی عواملی که بتواند از این رفتارها پیشگیری کند یا آنها را کاهش دهد بسیار مهم است. ازاین رو، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی نقش بهزیستی معنوی و بهزیستی روانی در پیش بینی رفتارهای پرخطر زندانیان جوان شهر زنجان صورت گرفته است.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی زندانیان جوان 18 تا 35 سال شهر زنجان بود که به تعداد 500 نفر برآورد شد. حجم نمونه نیز با استفاده از روش کوکران به تعداد 220 نفر محاسبه شد. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها نیز پرسش نامه های استاندارد رفتارهای پرخطر محمدخانی، بهزیستی روانی ریف و بهزیستی معنوی پالوتزین و الیسون بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از جداول و نمودارهای توصیفی و نیز آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    بر اساس یافته های به دست آمده، بین متغیر بهزیستی معنوی و مذهبی با رفتارهای پرخطر و مولفه های آن (05/0>p)؛ و همچنین بین مولفه های رشد شخصی، ارتباط مثبت با دیگران و مولفه ی پذیرش خود با برخی از رفتارهای پرخطر رابطه وجود داشت. نتایج جدول رگرسیون نیز نشان داد که بهزیستی معنوی و مذهبی توان پیش بینی و تبیین رفتارهای پرخطر و پرخاشگرانه، رابطه با جنس مخالف، کشیدن سیگار و قلیان، نوشیدنی های الکلی و مواد مخدر و روان گردان؛ و رابطه ی مثبت با دیگران توانایی پیش بینی افکار و اقدام به خودکشی را داشت (001/0>P).

    نتیجه گیری

    بهزیستی معنوی و مذهبی می توانند در کاهش رفتارهای پرخطر جوانان زندانی موثر باشند.

    کلیدواژگان: بهزیستی روانی، بهزیستی معنوی، جوانان زندانی، رفتارهای پرخطر
  • شقایق کامیان*، مرتضی طباطبایی فر صفحات 45-58
    سابقه و هدف

    از مهم ترین عوارض آزاردهنده ی شیمی درمانی در سرطان، تهوع و استفراغ است که روش های پیشگیری یا درمانی و گاهی روان درمانی یا موسیقی درمانی برای کمک به کنترل آن، مطالعه و تاثیر صوت قرآن بر کاهش درجه و بروز این دو عارضه بررسی شده است.

    روش کار

    این مطالعه ازنوع نیمه تجربی تک گروهی بود که بر روی 31 بیمار مبتلا به سرطان که در بخش رادیوتراپی انکولوژی بیمارستان امام حسین (ع) به صورت سرپایی شیمی درمانی شدند، صورت گرفت. بیماران در دو دوره ی متناوب شیمی درمانی، درمان های رایج ضد تهوع و استفراغ را با شنیدن صوت قرآن و در نوبتی دیگر بدون شنیدن آن دریافت کردند و سپس پرسش نامه یی را درباره ی بروز و درجه ی عارضه های فوق طبق نظام درجه بندی استاندارد بین المللی پاسخ دادند و هر بیمار با وضعیت قبل و بعد این نوع درمان مقایسه شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد افرادی که حالت تهوع و استفراغ داشتند، بعد از شنیدن قرآن این حالت از 35 درصد به 22 درصد کاهش یافت، اما اختلاف آماری معنی دار نبود (125/0P=). همچنین شنیدن آوای قرآن احتمال بروز استفراغ را در بیماران، 64 درصد (03/0P= و 36/0OR=) و درجه ی بالاتر تهوع را در 89 درصد موارد، کاهش داد (001/0 P<و 12/0OR=). قبل از انجام این نوع از درمان 5/35 درصد از بیماران تهوع نداشتند درحالی که بعد از آن این رقم به 7/67 درصد رسید و تقریبا نیمی از افراد مورد مطالعه، درجه ی تهوع کمتری داشتند. همچنین، درجه ی تهوع هیچ یک از بیماران بعد از درمان ذکرشده افزایش نیافت.

     نتیجه گیری

    شنیدن صوت قرآن حتی به مدت کوتاه می تواند به طور چشمگیری موجب کاهش تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی شود. چنین تاثیری که به دلیل انحراف فکر بیمار از شیمی درمانی یا از آثار معنوی قرآن است، باید در مطالعات گسترده تر و به صورت دوگروهی سنجیده شود. با توجه به تاثیری که شنیدن صوت قرآن در مطالعات دیگر، ازجمله القای بیهوشی داشته، شاید بتوان از این روش در کنترل عوارض آزاردهنده ی درمان سرطان نیز استفاده کرد.

    کلیدواژگان: استفراغ، تهوع، شیمی درمانی، قرآن
  • نیلوفر میکائیلی*، حمیدرضا صمدی فرد صفحات 59-71
    سابقه و هدف

    اگرچه خودکشی در بین تمامی گروه های سنی دیده می شود، اما در قشر نوجوان موجب ازدست رفتن سال های مفید عمرشان می شود که این امر دارای اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی افکار خودکشی بر اساس شادکامی، عزت نفس و سلامت معنوی در نوجوانان دختر شهر اردبیل انجام شد.

    روش کار

    روش اجرای پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری مطالعه تمامی نوجوانان دختر مقطع متوسطه ی شهر اردبیل در سال 96-1395 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه یی چندمرحله یی، 350 نفر از آنها برای نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای شادکامی آکسفورد، عزت نفس کوپر اسمیت، سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و افکار خودکشی بک استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیلی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین شادکامی (64/0-r=)، عزت نفس (62/0-r=) و سلامت معنوی (66/0-r=) با افکار خودکشی در نوجوانان دختر رابطه ی منفی و معنا داری وجود داشت (05/0p<). همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که شادکامی، عزت نفس و سلامت معنوی درمجموع 59/0 از واریانس افکار خودکشی را در نوجوانان پیش بینی کردند (05/0p<).

    نتیجه گیری

    افکار خودکشی نوجوانان با متغیرهای شادکامی، عزت نفس و سلامت معنوی پیش بینی شدنی است؛ بنابراین پیشنهاد می شود که روان شناسان و مشاوران برای کاهش افکار خودکشی نوجوانان به نقش شادکامی، عزت نفس و سلامت معنوی توجه بیشتری کنند. همچنین پژوهشگران، انجام مطالعات بیشتر در زمینه ی افکار خودکشی نوجوانان را توصیه می کنند.

    کلیدواژگان: افکار خودکشی، سلامت معنوی، شادکامی، عزت نفس، نوجوانان دختر
  • آمنه شاهنده*، مرتضی عبدالجباری، سید ضیاءالدین علیانسب، رضا رحمانی صفحات 72-83
    سابقه و هدف

    هوش اخلاقی با استفاده ی بهینه از توانمندی های هوش، تفکر و آموزش های موثر در ارتقای آن، در تمامی ابعاد زندگی انسان ها نقش بسزایی دارد. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط هوش اخلاقی با مشخصات جمعیت شناختی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود که به صورت مقطعی در سال 1396 در دانشگاه های پیام نور خوی و مهاباد انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل در این مراکز دانشگاهی بودند که از میان آنها 101 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی طبقه یی از رشته های مختلف انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه ی هوش اخلاقی لنیک و کیل جمع آوری شد. پرسش نامه ی پژوهش دارای دو بخش بود: بخش اول مربوط به مشخصات جمعیت شناختی دانشجویان اعم از جنسیت، سن، تاهل و محل تحصیل؛ و بخش دوم مربوط به مولفه های هوش اخلاقی و سوال های مرتبط با آن. پایایی پرسش نامه ی هوش اخلاقی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    میانگین هوش اخلاقی دانشجویان 1/71 و انحراف استاندارد آن 5/10 بود که این مسئله نشان دهنده ی سطح خوب هوش اخلاقی آنها است. همچنین، دانشجویان دارای سن بیشتر، میانگین هوش اخلاقی بالاتری نسبت به دانشجویان دیگر داشتند. بین بعضی مولفه های هوش اخلاقی و مشخصات جمعیت شناختی دانشجویان نیز ارتباط معناداری وجود داشت.

    نتیجه گیری

    شناسایی و کسب روش های افزایش هوش اخلاقی در دانشجویان با هدف ایجاد تغییرات مثبت در دیدگاه و نگرش آنها می تواند موجب ارتقای سطح فرهنگ عمومی آنها و بهبود عملکردشان شود. ازاین رو، تلاش در جهت شناسایی مولفه های هوش اخلاقی و رشد و پرورش آنها در دانشجویان، نقش موثری در آینده ی تحصیلی، شغلی و خانوادگی آنان دارد.

    کلیدواژگان: دانشجو، دانشگاه پیام نور، مشخصات جمعیت شناختی، هوش اخلاقی
  • زینب رستمی نسب دولت آباد، فاطمه احسان پور، محی الدین محمدخانی*، علی شریعتمدار طهرانی، ندا باقری مهیاری صفحات 84-95
    سابقه و هدف

    استفاده از تلفن همراه در سال های اخیر به جزء جدایی ناپذیر زندگی تبدیل شده است. با وجود کاربردهای مفید تلفن همراه، استفاده ی بیش از حد و مداوم از آن موجب وابستگی و آسیب به افراد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک زندگی اسلامی در رابطه ی بین تنظیم شناختی-هیجانی و وابستگی به تلفن همراه در دختران نوجوان انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش مطالعه یی توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان دختر سطح دوم دور ه ی متوسطه ی شهر کرمانشاه بود که 400 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه یی چندمرحله یی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، آزمون شونده ها به مقیاس های نقش سبک زندگی اسلامی (LLST)، تنظیم شناختی/هیجانی (CERQ) و استفاده ی آسیب زا از تلفن همراه (COS) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که تنظیم شناختی/هیجانی و سبک زندگی اسلامی پیش بینی کننده های خوبی برای اعتیاد به تلفن همراه محسوب می شوند. همچنین، بر اساس یافته های مدل یابی معادلات ساختاری روابط علی معنادار و مثبت بین تنظیم شناختی/هیجانی، سبک زندگی اسلامی و اعتیاد به تلفن همراه وجود داشت و نقش سبک زندگی اسلامی در رابطه ی بین تنظیم شناختی/هیجانی و اعتیاد به تلفن همراه تایید شد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان دهنده ی این است که به کارگیری سبک زندگی اسلامی، راهبرد مقابله یی با تنظیم شناختی/هیجانی منفی است که به پیشگیری از اعتیاد به تلفن همراه منجر خواهد شد.

     

    کلیدواژگان: اعتیاد به تلفن همراه، تنظیم شناختی، هیجانی، دختران، سبک زندگی اسلامی
  • علی کاوسی*، محدثه مشکانی، نیره شورورزی، قنبر روحی، حسین نصیری، ابوالفضل کاوسی، غلامرضا محمدی صفحات 96-108
    سابقه و هدف

    با توجه به تاثیر نماز بر هر شخص به ویژه در سن جوانی و دوران دانشجویی، این پژوهش با هدف تعیین میزان گرایش به نماز و عوامل موثر بر آن، در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی نیشابور در سال 1396 انجام شده است.

    روش کار

    در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، تعداد 260 دانشجوی واجد شرایط دانشگاه علوم پزشکی نیشابور با روش نمونه گیری طبقه ای وارد پژوهش شدند. ابزار گردآوری اطلاعات یک پرسش نامه ی دوبخشی شامل اطلاعات جمعیت شناختی و میزان گرایش به نماز و عوامل موثر بر آن بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون های توصیفی (میانگین، انحراف معیار و فراوانی) و استنباطی (آزمون تی و واریانس یک طرفه) تجزیه و تحلیل شد و سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار کلی گرایش به نماز 38/19±96/73 به دست آمد. بیشترین عوامل تاثیرگذار در گرایش دانشجویان به نماز به ترتیب لذت بخش بودن نماز و رسیدن به آرامش قلبی، پیشگیری از گناه و کارهای ناپسند؛ و کمترین عوامل تاثیرگذار به ترتیب ارتباط صمیمی با امام جماعت، سخنرانی مفید و تسلط علمی امام جماعت در زمان برپایی نماز بود. آزمون آماری تی بین تاهل و جنس با میانگین گرایش به نماز ارتباط معنادار (05/0P<)؛ و آزمون آماری واریانس یک طرفه بین میانگین گرایش به نماز با سال تحصیلی، معدل و تحصیلات والدین دانشجویان اختلاف معناداری نشان داد (05/0P<). به عبارتی دیگر، میزان گرایش به نماز در دانشجویان متاهل زن، با معدل بالا و سال آخر، نسبت به دانشجویان دیگر بیشتر بود.  

    نتیجه گیری

    میزان گرایش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی نیشابور به نماز در سطح خوب بود، اما نیازمند تدوین برنامه ی آموزشی موثر در زمینه ی تقویت این فریضه است.

    کلیدواژگان: دانشجویان، دانشگاه ها، دین
  • مرضیه اسحاقی، مریم شهابی، الهه آهنگری، محمد طحان* صفحات 109-123
    سابقه و هدف

    یکی از عوامل اساسی و مهم که می تواند سلامت روانی را به خطر بیفکند، دنیاگرایی و علاقه ی شدید به دنیا است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج البلاغه بر بهزیستی ذهنی بیماران گوارشی بود.

    روش کار

    این مطالعه ی نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش تمامی بیماران زن مبتلا به اختلالات گوارشی (زخم معده، ورم معده، ریفلاکس معده و بیماری عصبی روده) مراجعه کننده به موسسه ی خیریه ی امیرالمومنین شهر بشرویه (در مجموع 100 نفر) در سال 95 بودند. از این جامعه، تعداد 40 نفر به طور در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان در تحقیق به پرسش نامه ی بهزیستی ذهنی وارویک ادینبورگ پاسخ دادند، سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر کدام 20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه تحت آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر نهج البلاغه که بسته ی ساخته شده ی شهابی و شهابی زاده است، قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. در پایان هر دو گروه مجددا به پرسش نامه های تحقیق پاسخ دادند (پس آزمون). داده‏ های به ‏دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج البلاغه بر مولفه های بهزیستی ذهنی بیماران تاثیرگذار بود و میزان مولفه های خوش بینی، روابط مثبت با دیگران و پرانرژی بودن نیز پس از آموزش افزایش یافته بود (003/0p<).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به دست آمده، آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج البلاغه می تواند بر بهزیستی ذهنی بیماران گوارشی مفید باشد. از این رو، اجرای این آموزش به متخصصان سلامت و بهداشت روانی توصیه می شود.

     

     

    کلیدواژگان: آسیب های دنیاگرایی، بهزیستی ذهنی، بیماران گوارشی
  • مریم صف آرا*، نجمه بلالی دهکردی، سمانه سادات سدیدپور صفحات 124-136
    سابقه و هدف

    اگرچه دین در قرن بیستم مانعی برای پیشرفت جوامع بشری و نشانه ی کهنه پرستی محسوب می شد؛ به طور کلی، برای فرد دین داری که خود را در حمایت همه جانبه ی خداوند می بیند، احساس آرامش و لذت معنوی عمیق به همراه دارد. ازاین رو، سوالی که مطرح می شود این است که با توجه به تفاوت نگرش های موجود، آیا به واقع دین می تواند در تقویت سلامت روان افراد موثر باشد؟ هدف پژوهش حاضر این بود که ضمن مطالعه ی رابطه ی سلامت روان و دین داری، گستره ی پراکنده ی نتایج مطالعات این حوزه را نیز بررسی کند.

    روش کار

    روش این پژوهش فراتحلیل بود و در گروه پژوهش هایی قرار دارد که بر بازنگری سامانمند تکیه می کند. بازنگری سامانمند در پی استقرار و ترکیب پژوهش ها و شواهدی است که بر پرسش خاصی تمرکز دارد. جامعه ی آماری تحقیق حاضر، مقالات علمی-پژوهشی مرتبط با موضوع بود که در فاصله ی زمانی سال های 1380 تا اوایل سال 1395 منتشر شده بود. ابتدا مطالعه یی مقدماتی انجام و بعد از آن داده ها گردآوری شد. اعتبار پژوهش های منتخب نیز بسیار مطلوب به دست آمد (99/0)؛ البته اعتبار در مطالعات ایرانی به میزان بسیار کم، از مطالعات لاتین بیشتر بود. نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    سلامت روان، شادی و رضایت از زندگی، ازجمله موضوعاتی هستند که در مقالات ایرانی بسیار تکرار شده اند و ناهمگنی متغیرها به نسبت پایین است. در پژوهش های لاتین تاثیر دین داری بیش از همه بر سلامت، کیفیت زندگی و افسردگی مطالعه شده است. تغییر و تنوع متغیرها در مطالعات لاتین بیشتر از مطالعات ایرانی است. یافته ها نشان می دهد حدود 34 درصد از کل مقالات، شدت تاثیر را کم، 3/34 درصد زیاد و 4/31 درصد نیز آن را متوسط برآورد کرده اند.

    نتیجه گیری

    شدت تاثیر دین داری در مقالات ایرانی بیشتر ارزیابی شده است. یکسان بودن شدت تاثیر کم و زیاد در پژوهش های ایرانی نشان می دهد هنوز در این زمینه نیازمند پژوهش های متنوع تری هستیم.

    کلیدواژگان: دین، سلامت روان، فراتحلیل، معنویت
  • امید ابراهیمی*، منصور بیرامی، دل آرام محمدی صفحات 137-149
    سابقه و هدف

    موضوع تملق و عواقب فردی و اجتماعی آن، رذیله یی اخلاقی است که بسیاری از جوامع انسانی به آن مبتلا هستند و به هر میزان این صفت رذیله در میان آحاد جامعه بیشتر باشد، به همان میزان سرنوشت اجتماعی آن مردم به سوی قهقرا و سیر انحطاطی پیش می رود. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی آفت تملق در روابط اجتماعی و آسیب شناسی آن از منظر امام علی (ع) بود.

    روش کار

    این مطالعه به روش مرور متون انجام شده و پژوهشگران تلاش کرده اند با استفاده از کتاب ها و مقالات حوزه های علوم دینی و روان شناسی مرتبط با موضوع؛ و با تاکید بر نهج البلاغه، ابعاد و آسیب تملق را در روابط اجتماعی افراد بررسی کنند. نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند.

    یافته ها

    یافته های این پژوهش نشان داد امام علی (ع) سرمنشا این رذیلت را حماقت و حقارت فرد، وجود مقام داران ستایش دوست و فرهنگ چاپلوس پرور دانسته اند که مبدا آن شرک و جهل؛ غایتش نفس و ثمره ی‏ آن خفت و خواری است.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج می توان گفت تملق در میان انسان ها امری رابطه یی و محصول عمل و تعامل قدرتمندان و ضعیفان جامعه است و نوعی آسیب اجتماعی با ریشه ی دیرینه است که به سلامت اجتماعی صدمه ی بسیاری می زند.

    کلیدواژگان: آسیب شناسی، اخلاق، سلامت اجتماعی
|
  • Hamid Soori* Pages 1-4

    In the history of Islam, knowledge about health has received a lot of attention. In Islam, health is an advantage and a prelude to perfection. On the other hand, the impact of religion on health, especially spiritual and mental health, has been emphasized several times and the importance of health, sanitation, and their impact on the life in this world and afterlife has been frequently mentioned. It should be noted that the purpose of materialistic and spiritual health is not the health itself. Rather, there is a much sublime objective; that is, all dimensions of health should be used to move toward divine satisfaction.

    Keywords: Health, Religion, Science
  • Abdolhussein Shakurnia*, Maryam Baniasad Pages 5-17
    Background and Objective

    Religious attitude and self-esteem are the concepts that have tremendous effects on all aspects of human life and have been studied in various studies. The aim of this study was to examine the religious attitude and self-esteem of medical students in Ahwaz Jundishapur University of Medical Sciences and determine the relationship between these two variables.

    Method

    In this descriptive-analytical study, 197 first- and last-year medical students were selected and evaluated. Data collection instruments were 25-item religious attitude questionnaire (Golris-Barahani), and 10-item Rosenberg Self-Esteem questionnaire. The results were analyzed using descriptive statistics, Spearman correlation coefficient, independent sample t-test, and Mann-Whitney test. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflicts of interest.

    Results

    The mean age of the freshmen and senior’s were18.93±.94 and 24.59±1.28, respectively. The mean of religious attitudes and self-esteem score of students, on a scale of 100 and 40, were 60.42±10.01 and 26.51±5.92, respectively. The mean and standard deviation of the religious attitude scores of the first and last year students were 63.39±10.01 and 57.55±10.3, respectively, which was statistically significant (p<0.001). The mean and standard deviation of self-esteem scores in the first and last years of medical education were 26.58±6.14 and 26.43±5.71, respectively. This difference was not statistically significant (p=0.85). Pearson correlation coefficient showed a positive relationship between religious attitudes and self-esteem (r=0.156, p=0.032) and a negative relationship between intrinsic religious attitudes and age of students (r=0.293, p=0.001).

    Conclusion

    The results showed that the religious attitude of medical students is high at the time of entering university, but this attitude has weakened upon graduation. Identifying the factors lowering students’ religious attitudes to implement strategic plans can provide a basis for strengthening students' religious beliefs.

    Keywords: Medical students, Religious belief, Religion, Self-esteem, Self-efficacy
  • Masoud Sadeghi, Sara Ghaderijavid, Bita Shalani* Pages 18-31
    Background and Objective

    The marital commitment of couples is constructive in stabilization of family unit and various factors can influence the level of marital commitment. The current study aimed at revealing some of these factors through predicting martial commitment based on personality characteristics, attachment styles, and religious orientation in married students.

    Method

    The study is descriptive and correlational. The statistical population consisted of all married female students of Lorestan University in 2014/2015 academic year. Through applying Cochran's formula, 200 subjects were selected among them as the sample, using convenient sampling method. In order to gather data, Martial Commitment Inventory (DCI) by Adams Jones, Adult Attachment Scale (AAS) by Collins and Read, Personality Inventory (NEO), and Religious Orientation Scale (ROS) by Allport and Ross were used. The data were analyzed using correlation coefficient and Step by Step Regression Analysis. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.

    Results

    The findings indicated that personality characteristics (F=28.37), the attachment styles (F=24.44), and also religious orientation (F=18.65) significantly predicted the level of marital commitment at the significance levels of 0.001, 0.05, and 0.001 respectively. Out of these factors, attachment styles were a stronger predictor for marital commitment.

    Conclusion

    The results illustrated that people’s personality characteristics, the attachment styles formed in the family environment, and also their religious orientation have a direct effect on the personal relationship and martial commitment in the adulthood. The findings can be used to propose some strategies to maintain and develop productive relationship among couples and offer better training to people on how they should try to know each other.

    Keywords: Attachment Styles, Married Students, Marital Commitment, Personality traits, Religious orientation
  • Fatemeh Mozaffari*, Masoud Hejazi Pages 32-44
    Background and Objective

    High-risk behaviors are particularly important when young people are considered to be failures and offenses. That’s why identifying effective factors in preventing or reducing these behaviors is really important. Therefore, the purpose of this study was to determine the role of spiritual and psychological well-being in predicting high-risk behaviors of young prisoners in Zanjan city.

    Method

    The research method was descriptive-correlation. The population included all the young prisoners in Zanjan aged between 18 and 35 (n=500). The sample size was calculated 220 using Cochran method. The participants were selected using random sampling. The data collection tool were standard questionnaires of high-risk behaviors by Mohammad Khani, psychological well-being by Riff, and spiritual well-being by Paloutzian and Ellison. Pearson correlation test and multiple regression were used for data analysis. All ethical issues were observed in this study and the researchers reported no conflicts of interest.

    Results

    There is a significant relationship between spiritual well-being and religious well-being with high-risk behaviors (p<0.05). As for the components of personal growth, positive relationship with others and its acceptance component with some high-risk behaviors were confirmed in this study. The results of regression table showed that total spiritual well-being has the potential to predict the high-risk behaviors of aggressive behavior, relationship with the opposite sex, cigarette and hookah smoking, alcoholic drinks, and drugs and narcotics. Also, Positive relationship with others had the potential to predict the high-risk behaviors of thoughts and suicide attempts (p<0.001).

    Conclusion

    The general spiritual well-being and religious well-being can be effective in reducing the high-risk behaviors of the young prisoners.

    Keywords: High-risk behaviors, Prisoners' youth, Psychological well-being, Spiritual well-being
  • Shaghayegh Kamian*, Morteza Tabatabaeefar Pages 45-58
    Background and Objective

    Nausea and vomiting are two common and disturbing adverse effect of chemotherapy. There are studies which have used methods or psychological aid such as music therapy to prevent or treat these events. We have evaluated the effect of hearing Quranic verses on decreasing the incidence and grade of these effects.

    Method

    This was a single group study which evaluated 31 patients who received outpatient chemotherapy in Imam Hossein hospital. The patients received usual premedication for nausea and vomiting during two cycles of chemotherapy and they also listened to Quranic verses in one of these cycles. We filled a questionnaire using international grading system for nausea and vomiting and each case was compared with himself in the two cycles. All ethical issues were observed in this study and the researchers reported no conflicts of interest.

    Results

    The results showed the about 35% of the patients experienced vomiting during chemotherapy, which decreased to 22% after listening to Quran (p=0.125), which was not statistically significant. Also, there was a 64% decline in the incidence of vomiting (OR=0.36, p=0.03). Listening to Quran significantly decreased the probability of higher grade of nausea in 89% of cases (OR=0.12, p<0.001). About 35.5% of the patients did not have nausea, which increased to 67.7 % after intervention. Also, half of the cases experienced lower grade of nausea in the next cycle after listening to Quran. The grade of nausea did not increase to higher grade after intervention.

    Conclusion

    Listening to Quran could significantly decrease the incidence of nausea and vomiting. Whether these effects are due to the spiritual effect of Quran or distraction of thought during chemotherapy is not known and should be evaluated in a larger and two-grouped study. Previous studies have shown that listening to Quranic verses has positive effect, including the time when anesthesia is induced. Thus, this technique can be used for controlling the adverse effects of cancer treatment too.

    Keywords: Chemotherapy, Nausea, Quran, Vomiting
  • Niloufar Mikaeili*, Hamidreza Samadifard Pages 59-71
    Background and Objective

    Although suicide is observed among all age groups, it can lead to the loss of more potential years of teenagers, which is of great importance. Thus, the present study aimed at investigating the prediction of suicidal thoughts based on happiness, self-esteem and spiritual health among female teenagers in Ardabil.

    Method

    The research method was descriptive and correlational. The statistical population included all female high school students in Ardabil during 2016-2017. Of the population, 350 subjects were selected by multi-stage random cluster sampling. In order to collect data, several instruments including Oxford’s Happiness, Coppersmith’s Self Esteem, Paloutzian and Ellison’s Spiritual Health, and Beck’s Suicidal Thoughts were used. Data analysis was conducted by Pearson correlation coefficient and multiple regression tests. All ethical issues were observed in this study and the authors declared to conflict of interests.

    Results

    The results showed a significant relationship between happiness (r=-0.64), self-esteem (r=-0.62) and spiritual health (r=-0.66), and the suicidal thoughts of female teenagers (p<0.05). In addition, the results of multiple regression showed that happiness, self-esteem and spiritual health predict 0.59 of the variance related to the suicidal thoughts of female teenagers (p<0.05).

    Conclusion

    Teenagers’ suicidal thoughts is predictable by the happiness, self-esteem and spiritual health. Therefore, it is suggested that psychologists and counselors consider the role of happiness, self-esteem and spiritual health to decrease the level of teenagers’ suicidal thoughts. Also, interested researchers should conduct further studies on the teenagers’ suicidal thoughts.

    Keywords: Adolescent, Happiness, Health, Thoughts, Self-Concept
  • Ameneh Shahandeh*, Morteza Abdoljabbari, Seyyed ziaodin Olyanasab, Reza Rahmani Pages 72-83
    Background and Objective

    Through efficient use of intelligence capacity, thinking, and effective training, moral intelligence can play a significant role in all walks of human life. The current study aimed to explore the relationship between moral intelligence and demographic features of Payame Noor University students of Khoy and Mahabad.

    Method

    The study adopted a descriptive-correlational design and was conducted following a cross sectional procedure in 2017 among Payame Noor University students of Khoy and Mahabad. The statistical population comprised all students studying at these two universities. Out of them, 101 students were selected from different fields of study through stratified random sampling. The data were collected using a two-section survey; the first section gathered information about the participants’ demographic characteristics such as gender, age, marital status, and the educational center. The second section comprised Lennick and Kiel’s moral competency inventory (MCI). The reliability of this inventory was found to be 0.86 using Cronbach’s alpha. All ethical issues were observed in this study and the researchers did not declare any conflict of interests.

    Results

    The mean score and standard deviation of the students’ moral intelligence were 71.1 and 10.5 respectively, which indicates their acceptable level of moral intelligence. Furthermore, older students enjoyed higher levels of moral intelligence in comparison with their younger counterparts. Significant associations were also observed between moral intelligence subscales and some demographic features of the students.

    Conclusion

    Identifying and using some methods to enhance students’ moral intelligence can result in their positive attitude and eventually lead to richer general culture and improvement in their performance. Thus, attempts to identify and nurture moral intelligence subscales have a critical impact on students’ educational, professional, and family-related future

  • Zeynab RostamiNasab DolatAbad, Fatemeh Ehsanpour, Mohyedin Mohammadkhani*, Ali Shariatmadar Tehrani, Neda Bagheri Mahyari Pages 84-95
    Background and Objective

    The use of mobile phones has recently become an indispensable part of life. Although mobile phones have several advantages, their excessive use can make individuals prone to dependence. The aim of this study was to investigate the moderating role of Islamic lifestyle in the relationship between cognitive emotion regulation and mobile dependency in adolescent girls.

    Method

    The present study is a descriptive cross-sectional study of correlation type. The statistical population of the study consisted of all secondary school girl students in Kermanshah. Four hundred individuals were selected through multistage cluster random sampling. To collect data, subjects responded to Islamic lifestyle standards (LLST), cognitive/emotional regulation questionnaire (CERQ) and mobile phone harm survey (COS). In order to analyze the data, structural equation modeling was used. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.

    Results

    The results showed that cognitive/emotional adjustment and Islamic lifestyle are considered good predictors of mobile dependency. Also, based on the findings of structural equation modeling, there are significant and positive causal relationships between cognitive/emotional adjustment, Islamic lifestyle and mobile dependency. Moreover, the mediating role of Islamic lifestyle in the relationship between cognitive/emotional adjustment and mobile dependency was confirmed.

    Conclusion

    The findings suggest that the use of Islamic lifestyle as a coping strategy in people with negative cognitive/emotional adjustment will prevent cell phone addiction.

    Keywords: Cognitive emotion regulation, Girls, Islamic lifestyle, Mobile dependency
  • Ali Kavosi*, Mohadeseh Meshkan, Nayereh Shurvarzi, Ghanbar Roohi, Hossein Nasiri, Abolfazl Kavos, Gholamreza Mohammadi Pages 96-108
    Background and Objective

    Considering the effect of prayer on each person, especially at a young age and studentship period, this study aimed to explore the level of tendency to prayer and the factors affecting it among students of Neyshabur University of Medical Sciences.

    Method

    In this descriptive and analytical study, 260 students of Neyshabur University of Medical Sciences were selected by stratified sampling. Data were collected using questionnaire with two sections; the first section was intended to collect the participants’ demographic information and the second one aimed at exploring students’ tendency to prayer and its affecting factors. The collected data were analyzed by carrying out descriptive (frequency, mean, and standard deviation) and inferential (independent-samples t-test, ANOVA) statistical procedures. The significance level was set at P<0.05. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.

    Results

    The mean and standard deviation of the tendency toward prayer were 73.96±19.38. The most influential factors in the tendency of students to prayer were the enjoyment of prayer and the achievement of calmness, the prevention of sin and unpleasant deeds and the least influential factors in the tendency of students to prayer were the intimate relationship with the imam congregation, the useful lecture and the scientific mastery of imam congregation during the time of the prayers. The results of the t-test showed students’ marital status and gender significantly influenced their tendency to prayer (P<0.05). Further, the results of one-way ANOVA showed that students’ academic year, GPA, and parents’ academic degree (P<0.05) significantly influenced the participants tendency toward prayer. In other words, the level of prayer tendency was considerably higher in married, female students. Also, students with higher GPAs and students in the fourth year of their studies were more willing to say prayer.

    Conclusion

    The level of tendency to prayer among students of Neyshabur University of Medical Sciences was good. However, an effective educational program should be designed to strengthen this ritual

    Keywords: Religion, Students, Universities
  • Marziye Eshaghy*, Maryam Shahabi, Elahe Ahangari, Mohammad Tahan Pages 109-123
    Background and Objective

    One of the basic factors that could jeopardize mental health is mammonism and the intense interest in the world. Thus, the aim of this study was to examine the effectiveness of teachings of Nahjolbalagheh about mammonism damage on mental well-being of gastrointestinal patients.

    Method

    The study adopted a quasi-experimental pre-test post-test design with a control group. The statistical population included all the female patients suffering from gastrointestinal disorders (stomach ulcers, gastritis, gastric reflux and intestinal nervous disease) who referred to Amiralmomnin charity of Boshruyeh city (100 people) in 2016-2017. Out of this population, 40 people were selected through convenient sampling. The participants responded to Warwick Edinburgh’s (2007) mental welfare questionnaire and then were randomly placed in a treatment or control group (20 people each). The members of the treatment group underwent 8 sessions of training about mammonism damages based on Nahjolbalagheh (adapted from statements of Imam Ali (A.S.) and Nahjolbalagheh). These trainings were provided by the use of the package developed by Shahabi and Shahabizadeh. The control group however did not receive any training. In the end, both groups answered the research question again. The data obtained were analyzed using analysis of covariance. All ethical issues were observed in this study and the researchers declared no conflict of interests.

    Results

    The findings indicated the mammonism damage training concepts based Nahjolbalagheh affect the patients’ mental welfare, optimism, positive relationships with others, energy level (p<0.003).

    Conclusion

    Based on the obtained results, mammonism damage training based Nahjolbalagheh can be useful on gastrointestinal patients’ well-being. Therefore, this type of treatment is recommended to mental health professionals.

    Keywords: Gastrointestinal patients, Mammonism damage, Spiritual well-being
  • Maryam Safara*, Najme Balali Dehkordi, Samane Sadat Sadidpour Pages 124-136
    Background and Objective

    Although in the 20th century religion was regarded as an obstacle in front of modernizing human societies and was a symbol of old-fashioned ideas, it leads to serenity and spiritual enjoyment for a religious person who believes that God is supporting them in all walks of life. Therefore, the question is whether religion is able to improve people’s mental health given the existing differences in individuals’ views in this regard. The current study aimed to conduct a meta-analysis on the association between mental health and religiosity.

    Method

    The method of this study is meta-analysis. This study is among documentary researches that are based on systematic review. Systematic review pursues settlement and combination of researches and evidences that focus in special question. Statistical population of this study included papers published in peer reviewed journals that were connected to the topic and were published during 1380-1395. At first we did a primary study and gathered data. Validity of elected papers was appropriate (0.99). Validity of the Iranian papers was a bit higher than that of English papers. The researchers declared no conflict of interests.

    Results

    Mental health, happiness and satisfaction of life were the most repeatedly mentioned subjects in Iranian papers and heterogeneity of variables were relatively low. In English studies, the majority of studies had focused on the effect of religiosity on health, quality of life and depression. Diversity of variables in English papers was higher than that of Iranian papers. Overall, according to the results of the reviewed papers, 34% of the findings reported a weak effect of religiosity on mental health, 34.4% indicated a strong impact and 31.4% showed a medium influence.

    Conclusion

    The effect size of religiosity has been studied more frequently in Iranian papers. The similarity in the low and high effect sizes in Iranian papers indicate that further studies are required in this regard.

    Keywords: Mental Health, Meta-Analysis, Spirituality, Religion
  • Omid Ebrahimi*, Mansour Bayrami, Delaram Mohammadi Pages 137-149
    Background and Objective

    The issue of flattery and its individual and social consequences are regarded as a moral vice in many human societies and the higher degree of this trait in the society, the more regression and decline. Therefore, the aim of this study was to examine the harms of flattery in the social relations and its pathology from Imam Ali’s viewpoint.

    Method

    This study was conducted through reviewing texts, and the authors have tried to study different dimensions and damages of the flattery in social interactions, using books and articles in the associated fields of religious sciences and psychology with an emphasis on the Nahjol-Balagheh. The researchers declared no conflicts of interest.

    Results

    The results showed, in the view of Imam Ali, flattery stems from stupidity and humiliation, those in power who like flattering, and the culture of fostering flattering. This is all rooted in atheism and ignorance, the ultimate goal being ego and its outcome being humiliation.

    Conclusion

    Based on the results, it can be concluded that flattering in humans is a relational matter and it results from the action and interaction of the strong and the weak, a social harm which dates back to long time ago, threatening social health.

    Keywords: Morality, Pathology, Social Health