فهرست مطالب

پژوهش های رشد و توسعه اقتصادی - پیاپی 36 (پاییز 1398)
  • پیاپی 36 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عبدالعلی منصف، مژگان معلمی، جهانگیر بیابانی، مهدی نجاتی، جواد طاهری زاده اناری پور* صفحات 15-34

    اگر شادی یکی از ویژگی های جامعه خوب باشد و توسعه، یک جنبش تدریجی برای رسیدن به جامعه خوب درنظر گرفته شود، شادی می تواند به عنوان یکی از اهداف سیاست های توسعه باشد. در حوزه اقتصاد شادی، تمرکز مطالعات روی تحلیل اثرگذاری عوامل مختلف اقتصادی بر شادی می باشد. اما تاکنون، مطالعه ای به بررسی تاثیر متغیر های اقتصادی روی شادی با الگوهای رگرسیون آستانه ای پانل نپرداخته است. در پژوهش حاضر، اثر هشت متغیر روی شادی با استفاده از داده های پانل برای 100 کشور در بازه 2005 تا 2016 در سه سناریو با روش رگرسیون آستانه ای پانل، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش، رابطه شادی با درآمد سرانه، سلامت، مصرف، مخارج دولتی و آزادی اقتصادی را مثبت و رابطه شادی با نابرابری درآمد، تورم و بیکاری را منفی نشان می دهد. در هر سناریو، تنها یک مقدار آستانه ای شناسایی گردید. مخارج مصرفی و آزادی اقتصادی روی شادی اثر مثبت دارند که اندازه این اثر با افزایش درآمد سرانه (متغیر آستانه)، افزایش می یابد. درآمد سرانه دارای اثر مثبت روی شادی می باشد ولی با افزایش نابرابری درآمد (متغیر آستانه)، تاثیر درآمد سرانه، کاهش می یابد. بنابراین به نظر می رسد که تدوین سیاست های مناسب جهت کاهش نابرابری درآمدی، می تواند شادی بیشتری برای جامعه به دنبال داشته باشد که خود، تقویت بهره وری و رشد اقتصادی را در پی خواهد داشت.

    کلیدواژگان: اقتصاد شادی، رگرسیون آستانه ای پانل، آزادی اقتصادی، مخارج مصرفی، نابرابری درآمد
  • سمیه علی کرمی*، ابراهیم هادیان، پرویز رستم زاده، احمد صدرائی جواهری صفحات 35-56

    امروزه توسعه صادرات علاوه بر تامین درآمدهای ارزی، به عنوان یک استراتژی رشد و توسعه اقتصادی مطرح است. بخش اعظم سیاست گذاری های جوامع در راستای ارتقاء میزان صادرات می باشد. در این زمینه کشش های صادراتی از جمله ابزارهای سیاستی سودمند برای سیاست گذاران اقتصادی می باشد. این کشش ها علاوه بر عوامل قیمتی از عوامل غیرقیمتی نیز تاثیر می پذیرند. عوامل غیرقیمتی منجر به شکل گیری روند در تابع صادرات می گردند. برآورد و ارزیابی تابع صادرات بدون در نظر گرفتن روند یا مدل سازی ناصحیح آن، تورش در برآورد کشش ها و انحراف در مسیر سیاست گذاری صحیح را در پی خواهد داشت. هدف این پژوهش بررسی تاثیر عوامل غیرقیمتی موثر بر تقاضای صادرات ایران در کنار عوامل قیمتی طی سال های 1367 تا 1396می باشد. در این پژوهش از مدل تصحیح خطا تک معادله به منظور بررسی همزمان پویایی های کوتاه مدت و اثرات بلندمدت استفاده شده است. همچنین، بر پایه الگوهای سری زمانی ساختاری جزء روند که بیانگر اثر عوامل غیرقیمتی است، با رویکردی منعطف تر نسبت به پژوهش های پیشین در تابع صادرات وارد شده است. سپس با استفاده از نرم افزار OXmetric و با کمک فیلتر کالمن مقدار روند برای هر سال برآورد و میزان اثر هرکدام از عوامل بر جزء روند با روش حداقل مربعات معمولی ارزیابی گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از پایین بودن کشش قیمتی صادرات می باشد. همچنین، تاثیر عوامل غیرقیمتی جهانی سازی، بهره وری کل عوامل تولید، نوآوری، تجارت الکترونیک و سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر صادرات غیرنفتی ارزیابی گردید.که نتایج حاکی از معناداری اثر تمام عوامل بر روند ضمنی صادرات و تاثیر منفی آزادسازی اقتصادی، آزادسازی تجاری و سرمایه گذاری مستقیم خارجی می باشد.

    کلیدواژگان: عوامل قیمتی و صادرات، عوامل غیرقیمتی و صادرات، متغیر نهان، اقتصاد ایران
  • اسماعیل ترکمنی، محمد حسن فطرس* صفحات 57-76

    تبدیل عواید حاصل از منابع طبیعی به دستاوردهای توسعه، چالش هایی برای کشورهای صاحب منابع در پی داشته است. این چالش ها ناشی از این واقعیت اند که درآمدهای حاصل از منابع طبیعی تمام شدنی، بی ثبات و با نااطمینانی همراهند. بسیاری از کشورها برای جلوگیری از نوسانات اقتصادی، رویکردها و ابزارهایی برای مدیریت این درآمدها اتخاذ کرده اند. پیشنهاد سازمان های بین المللی و کارشناسان اقتصادی، تنوع بخشی به درآمدهای منابع در قالب رویکردهای مختلف سرمایه گذاری عمومی است. در این راستا مطالعه حاضر، سیاست افزایش سرمایه گذاری عمومی در ایران به عنوان یک اقتصاد صاحب منابع را در قالب سه رویکرد تدریجی، تهاجمی و محافظه کارانه با استفاده از روش تعادل عمومی پویای تصادفی برای دوره زمانی 1394-1357 ارزیابی می کند. نتایج مطالعه نشان دادند که درپی یک تکانه درآمد نفتی، وضعیت متغیرهای اقتصادی در رویکرد افزایش تدریجی در مقایسه با دو رویکرد دیگر وضعیت بهتری دارند. در رویکرد افزایش تدریجی علاوه بر افرایش تولید و مصرف، بدهی های عمومی نیز کاهش می یابند.

    کلیدواژگان: سرمایه گذاری عمومی، درآمد نفتی، کارآیی سرمایه گذاری عمومی، الگو DSGE
  • هادی کشاورز، سید حسینعلی دانش*، حبیب انصاری سامانی، داود فرهادی سرتنگی صفحات 77-94

    طی دهه های گذشته، اقتصاد کشورهای جهان بطور پیوسته دچار نوسانات اقتصادی، بروز ادوار تجاری و چرخه های رونق و رکود شده اند. قواعد مالی به عنوان یکی از مهم ترین ابزار دولت با هدف ثبات سازی و کاهش نوسانات در طی ادوار تجاری می باشند. همیشه ذهن بسیاری از سیاست گذاران درگیر این مسئله است که در دوران رونق یا رکود اقتصادی، چگونه سیاستی را باید مدنظر قرار دهند. در واقع سیاست گذاران با این سوال روبه رو هستند که در طول ادوار تجاری، باید از قواعد مالی استفاده شود یا خیر ؟ در پاسخ به این سوال، پژوهش حاضر با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی که شامل خانوارها با افق برنامه ریزی نامحدود، بنگاه تولید کننده کالای نهایی، بنگاه های تولید کننده کالای واسطه ای، دولت-مقام پولی، بخش نفت و صندوق توسعه ملی می باشد، به سناریوسازی در دو حالت اعمال قاعده مالی ضدادواری و عدم اجرای آن پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد که در مورد تکانه نفتی، قاعده مالی ضدادواری مبتنی بر درآمدهای نفتی، شدت نوسانات متغیرهای کلان اقتصادی را در مقایسه با عدم وجود قاعده مالی، کاهش داده است. همچنین در مورد تکانه پولی، تفاوت محسوسی در اثرگذاری اجرای قاعده مالی نسبت به عدم اعمال آن مشاهده نشده است.

    کلیدواژگان: قواعد مالی، ضدادواری، نفت، DSGE
  • رامیار رفاعی، مرتضی سامتی*، سارا قبادی صفحات 95-108
    تاریخچه اقتصاد ایران بعد از انقلاب در بعضی از سال ها با رکود مواجه بوده است و با رسیدن به دهه 70 این روند رکودی عمیق تر می شود همچنین با نزدیک تر شدن به دهه 90 به نظر می رسد روند تولید ناخالص ملی واقعی تغییرات جدی به خود می بیند. در این مقاله عوامل موثر بر رکود اقتصادی در ایران طی سال های 1395-1357 با استفاده از زنجیره مارکوف مونت کارلو و رهیافت بیزین شبیه سازی می شود. نتایج نشان می دهد ماتریس عوامل بیز برای همه جفت مدل ها به خوبی طبق استدلال قرار گرفته اند. احتمالات پسین رژیم ها و نسبت درستنمایی نهایی نشان می دهد که نقاط تغییر در مدل ششم، با بقیه مدل ها متفاوت است بنابراین تغییر رژیم در مدل ششم اتفاق می افتد. نتایج نشان می دهد متغیرهای تجارت خارجی (نرخ ارز و قیمت نفت خام) و تولید ناخالص داخلی واقعی، عامل اصلی رکود اقتصادی در ایران طی دوره مطالعاتی می باشند. نتیجه دیگر اینکه نتایج رهیافت بیزین نیز نتایج رهیافت مونت کارلو را تایید می کند.
    کلیدواژگان: شبیه سازی، زنجیره مارکوف مونت کارلو، رهیافت بیزین، رکود اقتصادی
  • احمد چهرقانی*، منصور زراء نژاد صفحات 109-128

    هدف از نگارش مقاله حاضر، بررسی تاثیر مالیات بر ارزش افزوده بر رشد اقتصادی ایران می باشد. بدین منظور از الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه (CGE) استفاده شده است. داده ها برگرفته از ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM) سال 1390 ایران، تهیه شده توسط مرکز پژوهش های مجلس در سال 1394 است که جدیدترین ماتریس حسابداری اجتماعی ایران می باشد. تحلیل سیاست در قالب نه سناریو انجام شده است که عبارتند از: وضع مالیات بر ارزش افزوده با نرخ های اجرا شده در ایران (3%، 4%، 5%، 6%، 8% و 9%)، و نرخ های قابل اجرا (10%، 15% و 20%). در تمامی سناریوها نرخ مالیات بر ارزش افزوده در بخش کشاورزی صفر در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل بیانگر آن است که مالیات بر ارزش افزوده اثر مثبتی بر رشد اقتصادی ایران دارد.

    کلیدواژگان: مالیات بر ارزش افزوده، رشد اقتصادی، ماتریس حسابداری اجتماعی(SAM)، مدل تعادل عمومی قابل محاسبه (CGE)، مدل لافگرن
  • جلال منتظری شورکچالی* صفحات 129-143

    با توجه به اهمیت بحث اثرگذاری اندازه بدهی دولت بر رشد اقتصادی، مطالعه حاضر با استفاده از داده های دوره زمانی 1396-1352 و روش رگرسیون انتقال ملایم (STR) به بررسی فرضیه وجود منحنی لافر بدهی در اقتصاد ایران می پردازد. در این مطالعه بدهی دولت به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی (GDP) به عنوان شاخصی برای اندازه بدهی دولت تعریف می شود. بر اساس نتایج به دست آمده، اندازه بدهی دولت به صورت نامتقارن و در قالب یک ساختار دو رژیمی بر رشد اقتصادی تاثیرگذاشته و مقدار آستانه ای برای اندازه بدهی دولت 70/41 درصد تعیین شده است. با توجه به اینکه اندازه بدهی دولت در رژیم اول (زمانی که اندازه بدهی دولت کوچک تر از 70/41 درصد می باشد) اثر منفی بر رشد اقتصادی داشته، فرضیه وجود منحنی لافر بدهی در ایران مورد تایید قرار نمی گیرد. عدم تایید این فرضیه و اثرگذاری منفی اندازه بدهی دولت بر رشد اقتصادی - در سطوح پایین اندازه بدهی - می تواند ریشه در این مسئله داشته باشد که استقراض دولت در ایران بجای آنکه صرف انجام سرمایه گذاری های بهره ور و ایجاد زیرساخت های لازم شود، صرف جبران کسری های بودجه ساختاری می شود.

    کلیدواژگان: منحنی لافر بدهی، الگوی STR، آزمون ریشه واحد غیرخطی، ایران
|
  • Abdolali Monsef, Mozhgan Moalemi, Jahangir Biyabani, Mehdi Nejati, Javad Taherizadeh anari por * Pages 15-34

    If happiness is a good feature of society and development is considered as a gradual movement towards good society, happiness can be one of the goals of developmental policies. In the field of happiness economics, the focus of studies is on analyzing the impact of various economic factors on happiness. But so far, no study has investigated the effect of economic variables on happiness with the panel threshold regression models. In the present study, the effect of eight variables on happiness using panel data for 100 countries in the period 2005 to 2016 in three scenarios was investigated using panel threshold regression method. The results of the research show that the happiness relationship with per capita income, health, consumption, government expenditures and economic freedom is positive and there is a negative relationship between happiness and income inequality, inflation and unemployment. In each scenario, only a threshold value was detected. Consumption expenditures and economic freedom have a positive effect on happiness, and the size of this effect increases with increasing per capita income (threshold variable). Per capita income has a positive effect on happiness, but with increasing income inequality (threshold variable), the effect of per capita income will decrease. It seems, therefore, that the formulation of appropriate policies to reduce income inequality can lead to more social happiness for the society, which will result in increased productivity and economic growth.

    Keywords: Happiness Economics, Panel Threshold Regression, Economic Freedom, Consumption Expenditure, Inequality of Income
  • Somaye Alikarami *, Ebrahim Hadian, Parviz Rostamzadeh, Ahmad Sadraei Javaheri Pages 35-56

    The purpose of this study has been to consider the effects of non-price factors along with price factors on the demand of Iranian export from 1988 to 2017.In this research, a single error correction model is used to evaluate the short-term dynamics and long-term effects simultaneously. Moreover, in this study compare to previous researches, a more flexible approach has been included in the export function which is based on the structural time series' patterns which are the trends that express the effects of non-pricing factors. Then, the OXmetric software and the Kalman filter is utilized to estimate the amount of trend in each year, and the effect of each factor on the trend component is evaluated by the Ordinary Least Square Method. The results indicate that the price elasticity of the export is low. Also, the impact of non-pricing factors such as globalization, total productivity of production factors, innovation, electronic commerce and foreign direct investment on non-oil exports were assessed. The results have shown the significant effect of all factors and the negative impact of economic freedom, openness and foreign direct investment on the implicit process export.

    Keywords: Export, Price Factors, Non-Price Factors, Latent Variable, Iran's Economy
  • Esmaeil Torkamani, Mohammad Hassan Fotros * Pages 57-76

    The use of natural resource revenues for achievement of development has been challenging issue for resource abound countries. These a challenging stem from the fact that incomes from natural resources are non-durable, unpredictable and uncertain. Many countries have pursued approaches and tools for managing these revenues to prevent economic fluctuations. The international organizations and economic experts propose a diversification into resource revenues in the form of different approaches for public investment. The present study evaluates the policy of increasing public investment in Iran in the form of three gradual, aggressive and conservative approaches for the period of 1978-2015 using a dynamic stochastic general equilibrium method. The results showed that after an oil revenue shock, the status of economic variables in the gradual increase approach is better than the other two approaches. In a gradual approach, in addition to increasing GDP and private and public consumption, public debt is also declining.

    Keywords: Public Investment, Oil Revenue, Public Investment Efficiency, DSGE Model
  • Hadi Keshavarz, seyed Hossein Ali Danesh *, Habib Ansari Samani, Davood Farhadi Pages 77-94

    Over the past decades, the economies of the world have continually experienced economic fluctuations, business cycles, and cycles of boom and recession. Fiscal rules are one of the most important tools of the government with the goal of stabilizing and reducing fluctuations during the business cycle. It is always the minds of many policymakers who are involved in the question of how a policy should be considered during a period of boom or recession. In fact, policy makers are confronted with the question of whether fiscal rules should be used during business cycles. In response to this question, the present study uses a dynamic stochastic general equilibrium (DSGE) model and modeling the National Development Fund to scenario in two modes of applying counterycyclical fiscal rule and its non-implementation. The findings of the study showed that, in the case of petty impacts, a counterycyclical fiscal rule based on oil revenues has reduced the intensity of fluctuations of macroeconomic variables compared to the absence of a fiscal rule. Also, in the case of monetary impulse, there is not a significant difference in the effectiveness of the implementation of the fiscal rules there is no indication or its non-implementation.

    Keywords: Fiscal rules, Countery cyclical, Oil, DSGE
  • Ramiar Refaei, Morteza Sameti *, Sara Ghobadi Pages 95-108
    The history of Iran's economy after the revolution has been in recession for some years and, with the 70s, this trend has deepened, and with the 1990s it seems that the real GDP trend is making serious changes. In this paper, the Markov chain Monte Carlo and Byesian approach are used to simulate the effects of factors affecting the economic recession in Iran during the years 1979- 2016. The results show that the Bayesian approach confirm the results of the model estimation using the Monte Carlo Markov chain approach, and at a reliable level, 97.5% of the coefficients of the variables are statistically significant and reliable. so, the most influential variables were estimated on the economic recession in Iran, exchange rate changes, crude oil prices, and real GDP. The results also show that the matrix of Bayes factors for all pairings of models is reliable. The later probabilities of regimes and the likelihood ratio indicate that the change points in the sixth model are different with the rest of the models, so the regime change is happening in the sixth model.
    Keywords: Simulation, Monte Carlo Markov Chain, Bayesian Approach, Recession
  • Ahmad Chehreghani *, Mansour Zaranejhad Pages 109-128

    The purpose of this paper is to investigate the impact of Value Added Tax (VAT) on Iran's economic growth. For this purpose, Computable General Equilibrium Model (CGE) has been used. Data are derived from the Social Accounting Matrix (SAM) of Iran in 2011, prepared by the Parliament Research Center in 2015, which is the latest SAM of Iran. Policy analysis has been carried out in the form of nine scenarios: the VAT with the rates applied in Iran (3%, 4%, 5%, 6%, 8% and 9%), and the applicable rates (10%, 15% and 20%). In all scenarios, the VAT rate in agriculture sectore is considered zero. The results indicate that VAT has positive impact on Iran's economic growth.

    Keywords: Value Added Tax (VAT), Economic Growth, Social Accounting Matrix (SAM), Computable General Equilibrium (CGE), Lofgren Model
  • Jalal Montazeri Shoorekchali * Pages 129-143

    Considering the importance of discussing the effect of government debt size on economic growth, this study examines the validity of the debt laffer curve using a Smooth Transition Regression (STR) model in Iran during 1973-2016. The findings support a threshold behavior of two regimes between the government debt size and economic growth in the Iran's economy. The threshold level of government debt size is 41.70% of the GDP. In periods that the government debt size is less than 41.70 % or the first regime, government debt size has a negative effect on economic growth. Therefore, the evidence does not corroborate the existence of the Debt Laffer Curve in Iran's economy. The disapproval of this hypothesis and the negative impact of government debt on economic growth - at low levels of debt size - can be rooted in the fact that government spends the borrowed funds on the deficits that emerged from structural imperfection and institutional rigidity, while it should be used to develop infrastructures or foster productive investments.

    Keywords: Debt Laffer Curve, Smooth Transition Regression (STR) Model, Nonlinear Unit Root Test, Iran