فهرست مطالب

زمین شناسی ایران - پیاپی 50 (تابستان 1398)
  • پیاپی 50 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سعیده سنماری، فریبا فروغی صفحه 1

    نانوفسیل های آهکی از گروه های فسیلی مفید در تعیین سن نسبی نهشته های کرتاسه هستند. در این مطالعه 445 متر از ضخامت سازند گورپی واقع در ناودیس کوه سبز در جنوب غرب بروجن بر اساس نانوفسیل های آهکی مورد بررسی قرارگرفت. بررسی نانوفسیل های آهکی در این نهشته ها منجر به تشخیص 20 جنس و 37 گونه شد. در این مطالعه، بر اساس پراکندگی شاخص های نانوفسیلی، هفت زون زیستی تعیین شد که شامل زون های  زیر می باشد: Calculites obscurus Zone (CC17/ late Santonian- early Campanian), Aspidolithus parcus Zone (CC18/ early Campanian), Calculites ovalis Zone (CC19/ late Early Campanian), Ceratolithoides aculeus Zone (CC20/ late Early Campanian), Quadrumsi ssinghii Zone (CC21/ early Late Campanian), Quadrum trifidum Zone (CC22/ late Late Campanian), Tranolithus phacelosus Zone (CC23/ latest  Campanian-early Maastrichtian)  که با بخش فوقانی زون NC17 تا زون NC20 و زون زیستی UC13 - UC17 مطابقت دارد. بر این اساس سن محدوده مورد مطالعه از اواخر سانتونین پسین/ کامپانین پیشین تا اواخر کامپانین پسین/ ماستریشتین پیشین پیشنهاد می شود. مطالعه سازند گورپی در برش ناودیس کوه سبز  نشان می دهد رسوب‌گذاری این سازند در اواخر سانتونین پسین/ کامپانین پیشین آغاز شده و تا اواخر کامپانین پسین/ ماستریشتین پیشین ادامه داشته است. سپس با کاهش عمق حوضه رسوبی نهشته های متعلق به سازند تاربور به‌صورت تدریجی بر روی سازند گورپی گذاشته شده است.

    کلیدواژگان: نانوفسیل های آهکی، زون زیستی، زاگرس، گورپی، تاربور
  • جواد امرائی، پیمان رضائی، عبدالحسین امینی، سید محمد زمان زاده، وحید توکلی صفحه 15

    حضور سازند آواری فراقان (پرمین پیشین، ساکمارین) در رخنمون‌های متعدد در زاگرس و برخی چاه‌های حفاری شده در خلیج‌فارس از وجود یک سیستم آواری گسترده در شمال شرقی ورقه عربی حکایت دارد. مرز زیرین این سازند با سازند ماسه‌سنگی زاکین (دونین) ناپیوسته و مرز بالایی آن با سازند دالان (پرمین) به‌صورت تدریجی است. در این مطالعه سازند فراقان در یکی از چاه‌های بخش مرکزی خلیج‌فارس و بر اساس مقاطع‌نازک تهیه شده از خرده‌حفاری مورد بررسی قرار گرفته است. سازند فراقان در منطقه مورد بررسی، شامل پتروفاسیس‌های کوارتز‌آرنایت، سیلتستون ماسه‌ای و رس‌سنگ ماسه‌ای و ریزرخساره‌های گلسنگ آهکی، وکستون بایوکلستی و پکستون بایوکلستی است. بر اساس مشخصات رسوب‌شناسی یک محیط ساحل خطی شامل زیرمحیط‌های دشت سیلابی، ساحلی و دور از ساحل برای این سازند تعیین شده است. عوارض اصلی دیاژنتیکی در این سازند شامل فشردگی، انحلال، سیمانی شدن، نوشکلی، سریسیتی‌شدن و دولومیتی‌شدن ‌است. ناهمنگی در ترکیب سنگ‌شناسی و تنوع شرایط محیطی و عوارض دیاژنتیکی شرایط مساعدی برای مطالعه ذخیره هیدروکربور در این سازند ایجاد نموده است.

    کلیدواژگان: پالئوزوئیک، تحلیل رخساره ای، سازند فراقان، شرایط محیط، خلیج فارس
  • پروانه علیزاده سعید ، محمد حسنپور صدقی، علی کدخدائی، ملک محمد گیتی صفحه 33

    ناپایداری دیواره چاه یکی از مشکلات اساسی در عملیات حفاری چاه‌های نفت و گاز است. تحلیل و پیش‌بینی ناپایداری دیواره چاه از اهمیت ویژه‌ای برخورداراست. از موارد دارای اهمیت در ناپایداری مشخص کردن رژیم تنشی و اندازه‌گیری مقدار تنش ها می باشد. این مطالعه در یکی از میدان‌های حوضه خزر جنوبی در ایران انجام شده است. و رژیم تنشی فشارشی در میدان مورد مطالعه با توجه به مشاهدات تکتونیکی بزرگ مقیاس و نشانه‌های تنش ناحیه‌ای شناسایی شده است. با داده های صوتی و چگالی و فشار منفذی پیش‌بینی شده از روش ایتون، بزرگی تنش‌های برجا مورد محاسبه قرار گرفته است. این مطالعه تاثیر شیب و آزیموت را روی ناپایداری چاه در رژیم گسلی فشارشی ارائه می‌دهد. در این مطالعه برای محاسبه پایداری در آزیموت و شیب‌های مختلف  از معیار گسیختگی اصلاح شده لید استفاده شده است.مطالعه پایداری در این میدان توسط نرم افزار STABview انجام شده است و نتایج نشان می دهد که پایداری  در امتداد آزیموت تنش افقی حداکثر (NE-SW) مشکلات کمتری نسبت به سایر جهات دارد. در یک مسیر نزدیک به جهت تنش افقی حداقل، چاه قائم بیشترین پایداری را دارد. اما در جهت نزدیک به جهت تنش افقی حداکثر چاه افقی بهترین گزینه  می باشد.

    کلیدواژگان: پایداری دیواره چاه، تنش های برجا، چاه های نفت و گاز، رژیم تنشی، ژئومکانیک
  • سیده معصومه عبادی راد، محمدرضا حیدریان شهری، سید احمد مظاهری، علی عسکری صفحه 43

    کانی سازی آهن استاج در 40 کیلومتری جنوب شهر مشهد قرار دارد. واحدهای سنگی منطقه شامل ماسه‌سنگ و کوارتزیت کامبرین، آهک‌های دونین، میکاشیست سیلورین و گابرو دیوریت می باشد. کانه زایی آهن هماتیتی درون سنگ میزبان: شیست و آهکی و به مقدار محدودی واحد کوارتزیت قرار دارد. کانه زایی طی دو مرحله هیپوژن (شامل کانی‌های اولیه هماتیت، پیریت، مگنتیت) و اکسیدان (شامل کانی‌های گوتیت، هماتیت و لیمونیت) انجام شده است. برداشت‌های مغناطیس سنجی زمینی بر روی رخنمون اصلی کانی سازی هماتیتی به‌منظور بررسی عمقی کانی سازی مگنتیت انجام شد. نقشه‌های مغناطیسی ناهنجاری‌های A و B را در محل کانی سازی اصلی و ناهنجاری‌های C،D  وE   را در روی توده نفوذی دارد. کانی سازی کوچکی در امتداد گسل تقریبا شرقی _ غربی رخنمون دارد که با ناهنجاری‌های C،D  وE   هم‌مکان است. پذیرفتاری مغناطیسی نمونه‌های سطحی توده نفوذی و میزبان کوارتزیتی  (به ترتیب SI 5-10×42 و SI 5-10×0) پایین است. در نتیجه منبع ایجادکننده ناهنجاری‌ها در محل کانی سازی اصلی (با پذیرفتاری SI 5-10×2939-8) احتمالا مگنتیت و در محل توده نفوذی یا مگنتیت و یا توده نفوذی با پذیرفتاری بالاتر در عمق است که تایید آن نیاز به حفاری دارد.

    کلیدواژگان: کانی سازی، گوتیت، مگنتیت، هیدروترمال، ناهنجاری
  • علیرضا زراسوندی، منا صامتی، زهرا فریدونی، محسن رضایی، هاشم باقری صفحه 57

    کانسار روی و سرب گل زرد در شمال شرق شهرستان الیگودرز (استان لرستان)، در فیلیت ها و ماسه‌سنگ‌های تریاس بالایی- ژوراسیک در زون ساختاری سنندج سیرجان رخنمون دارد. کانه زایی در این کانسار شامل اسفالریت، گالن و کالکوپیریت است که عمدتا در امتداد رگه های کوارتزی قرارگرفته‌اند. دو افق کانه زا، فیلیت های با کانه زایی بالا و ماسه سنگ های دگرگون‌شده با کانه زایی اندک می باشند. مطالعات کانی‌شناسی  نشان می‌دهد که گالن، اسفالریت و کالکوپیریت کانه های فلزی و کوارتز نیز مهم ترین کانی باطله در کانسار مورد مطالعه می‌باشد. شواهد نشان می‌دهد کانه زایی در کانسار گل زرد، همزاد و دیرزاد می‌باشد. بارزترین الگوی ساختاری در منطقه، کانه زایی چینه‌کران است .هدف از انجام این مطالعه، تعیین نوع و ویژگی های سیال کانه ساز در تفکیک افق های کانه زا بعلاوه تعیین منشا سیال کانه ساز در کانسار گل زرد می‌باشد. غنی‌شدگی LREE، (La/Lu میانگین 8/4) و بی هنجاری مثبت Eu (میانگین 67/1) شرایط کاهشی و سیال گرمابی را نشان می‌دهد. داده های میانبار سیال دمای همگن‌شدگی °C5/199-139، شوری (wt%equ.NaCl)  38/30-21/5  و چگالی (gr/cm3) 1/1-9/0 را در کانسار نشان می‌دهد. بررسی سیر تکاملی سیال، نشان‌دهنده اختلاط هم‌دمای سیالات در حین کانه زایی است که شامل اختلاط سیالات گرمابی با آب دریا و همچنین آب جوی می‌باشد. می‌توان گفت، خروج سیال گرمابی از عمق، ورود به محیط دریایی و کاهش دما در اثر اختلاط با آب دریا، بالاآمدن تا نزدیک سطح آب دریا، ورود به رسوبات دریایی و چرخش در فضاهای خالی این رسوبات و سپس، آبشویی فلزات از رسوبات و ته‌نشست آن‌ها در امتداد فضاهای خالی و رگه‌های کوارتزی صورت گرفته است.

    کلیدواژگان: اختلاط هم دما، کانسار گل زرد، کانه زایی چینه کران، میان بارهای سیال
  • سجاد مغفوری، مهدی موحدنیا، محمدرضا حسین زاده صفحه 75

    کانه زایی آهن در کانسار داش آغل در شمال شرق شهرستان بوکان، در توالی آتشفشانی-رسوبی ژوراسیک رخ داده است. سنگ میزبان کانه زایی در این کانسار ماسه سنگ و توف های کربناته می باشند. با توجه به ژئومتری و ساخت و بافت ماده معدنی، دو تیپ کانه زایی در منطقه قابل تشخیص است. کانه زایی تیپ اولیه که کانه زایی اصلی، اولیه و عمده در منطقه بوده و هم روند با لایه‌بندی سنگ میزبان است. ماده معدنی در این نوع کانه زایی با بافت‌های توده‌ای، لامینه، دانه‌پراکنده همراه با سیلیس، توف و آهک می باشد. کانی شناسی کانسنگ شامل هماتیت، مگنتیت، لیمونیت و گوتیت بوده و به‌صورت پراکنده کانی پیریت نیز مشاهده شده است. کانی های گانگ از جمله کوارتز، کلسیت، کلریت و فلدسپار ماده معدنی را همراهی می کند. کانه‌زایی نوع دوم، شامل مجموعه ای از رگه های ثانویه و قطع کننده لایه بندی سنگ میزبان می باشد که در راستای گسل‌های نرمال تشکیل شده بافت ماده معدنی شامل برشی و رگه-رگچه ای است. با توجه به مجموع ویژگی های شاخص کانه زایی در کانسار داش آغل از قبیل جایگاه خاص چینه ای، ژئومتری ماده معدنی، بافت، توالی پاراژنتیک کانی ها و کانه ها و ویژگی‌های ژئوشیمیایی، کانسار آهن داش آغل یک نهشته چینه سان، با میزبان ماسه سنگ- توف کربناتی هست که در توالی آتش فشانی-رسوبی ژوراسیک و در یک حوضه کم‌عمق تشکیل شده است.

    کلیدواژگان: چینه سان، ماسه سنگ و توف های کربناتی، ژوراسیک، کانسار آهن داش آغل، بوکان
  • علی محمد رجبی، *، عادل یاوری، حمیدرضا سلوکی صفحه 89

    در این مقاله با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی با دقت10×10 متر، حوضه آبریز شازند شبیه سازی و پارامترهای مختلف مورد نیاز به‌صورت لایه های رقومی در محیط ArcGIS تعریف شده است. سپس با استفاده از مدل EPM نقشه پهنه بندی فرسایش این حوضه در محدوده سد ساوه تهیه و میزان تولید رسوب سالیانه آن برآورد شده است. در ادامه، خروجی حاصل از مدل با روش هیدرومتری مقایسه شده است. بر اساس نتایج حاصل از مدل EPM، میزان تولید رسوب سالیانه در ایستگاه های پل دوآب، بازنه، توره و شازند به ترتیب برابر با 81/288103، 83/18963، 2/43079 و 76/20583 و مطابق با روش هیدرومتری به ترتیب معادل با 42/335285، 42/23937، 09/36459 و 69/42781 تن در سال پیش بینی می شود. مقایسه نتایج حاصل از مدل EPM با روش هیدرومتری در ایستگاه‌های پل دوآب، توره، شازند و بازنه به ترتیب 86، 82، 48 و 79 درصد هم خوانی نشان می دهد. ارزیابی ها نشان می دهد که مدل EPM در برآورد حداکثر رسوب سالیانه از دقت قابل قبولی برخوردار است.

    کلیدواژگان: فرسایش، سیستم اطلاعات جغرافیایی، مدل EPM، حوضه شازند، حداکثر رسوب سالیانه
  • حوریه زارعی، سید ناصر رئیس السادات(*)، مریم مرتضوی مهریزی، محسن یزدی مقدم صفحه 99

    به‌منظور مطالعه نهشته‌های کرتاسه زیرین، برش قومنجان در جنوب غرب قائن انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی نهشته‌های کرتاسه زیرین در این برش، تغییر تدریجی در موقعیت رسوب‌گذاری از یک محیط رسوبی رودخانه‌ای (محیط قاره‌ای) به یک پلتفرم مخلوط سیلیسی آواری- کربناته نوع رمپ (محیط دریایی) را نشان می‌دهد. نهشته‌های قاره‌ای برش مورد مطالعه شامل مجموعه رخساره‌های کنگلومرایی و ماسه‌سنگی است که در یک سیستم رودخانه‌ای بریده بریده با بستر گراولی و نزدیک به منشا بر جای گذاشته شده‌اند. مجموعه رخساره‌های آواری و کربناته دریایی توالی رسوبی مورد مطالعه، در سه کمربند پهنه جزر و مدی، لاگون و پشته و در موقعیت‌های رمپ داخلی و میانی تشکیل شده‌اند.

    کلیدواژگان: ریزرخساره، محیط رسوبی، کرتاسه زیرین، قائن
|
  • S Senemari, F Foroughi Page 1

    Calcareous nannofossils are useful in determining the relative age of the Cretaceous strata. In this study, the Gurpi Formation with a thickness of 445 m at the Kuh-e Sabz syncline located in southwest of Borojen city is investigated based on the calcareous nannofossils. As a result of this study, 20 genera and 37 species of calcareous nannofossil were identified. Based on distribution of these index calcareous nannofossils, seven bio-zones were recognized including: Calculites obscurus Zone (CC17/ late Santonian- early Campanian), Aspidolithus parcus Zone (CC18/ early Campanian), Calculites ovalis Zone (CC19/ late Early Campanian), Ceratolithoides aculeus Zone (CC20/ late Early Campanian),
    Quadrum sissinghii Zone (CC21/ early Late Campanian), Quadrum trifidum Zone (CC22/ late Late Campanian) and Tranolithus phacelosus Zone (CC23/ latest Campanian–early Maastrichtian), that corresponding to upper part of NC17 - NC20 and UC13-UC17. Based on the identified zones, the age of the studied intervals is Late Santonian/Early Campanian to latest Campanian/early Maastrichtian. The study of the Gurpi Formation in the Kuh-e Sabz syncline, shows that the sedimentation began at the Late Santonian/Early Campanian time and continued up to the latest Campanian/early Maastrichtian. Then, with a sudden drop in the depth of sedimentary basin, the Tarbur Formation gradually deposited on the top of the Gurpi Formation.

    Keywords: Calcareous nannofossils, Bio-zone, Zagros, Gurpi, Tarbur
  • J Amraei, P Rezaei, A.B Amini, S.M. Zamanzadeh, V Tavakoli Page 15

    Clastic deposits of the Faraghan Formation (Late Permian, Sakmarian) are present in different outcrops in the Zagros area and some wells in the Persian Gulf Basin. The presence of these clastics represents the existence of an extended clastic system on the north-east of the Arabian plate. The Faraghan Formation unconformably overlies Zakeen sandstone (Devonian) and grades upward into Dalan carbonate (Upper Permian). To study the Faraghan Formation some thin sections were prepared from cuttings of some wells in the central part of the Persian Gulf and then they were studied. Results show of this study that the Faraghan Formation consists of quartz arenite, sandy siltstone and sandy claystone petrofacies and carbonate mudstone, bioclast wackestone and bioclast packstone microfacies. Based on sedimentary characteristics and spatial relationships between the petrofacies, this formation was deposited on a linear shoreface environment (floodplain, shoreface and offshore sub-environments). Main diagenetic processes consist of compaction, dissolution, cementation, neomorphism, sericitization and dolomitization. Heterogeneity of the Faraghan Formation lithology and variety of environmental conditions and diagenetic features make this formation a good candidate for hydrocarbon reservoir studies.

    Keywords: Paleozoic, Facies analysis, Faraghan Formation, Environmental condition, Persian Gulf
  • P Alizadeh Saeid, M Hassanpour Sedghi, A Kadkhodaie, M.M. Gity Page 33

    Wellbore instability is one of the main problems during drilling of oil and gas wells. Analyzing and wellbore instability prediction is important. In-situ stress measurement and stress regime are important for stability studies. This study was carried out in one of the oilfields in the south Caspian basin in Iran. The compressional stress regime in the studied field was determined based on regional stress indicators and larg scale tectonic observations. . This study presented the effect of borehole inclination and azimuth on borehole stability under reverse fault regimes. The magnitude of stresses was determined from measured sonic velocities, density log and predicted pore pressure utilizing the Eaton method. In this study, the modified Lade model have been utilized to perform stability calculation for different inclinations and azimuths. In this study, to perform stability calculation with the use of STABview software is presented. It is shown that drilling wells parallel to maximum in-situ horizontal stress (NE-SW) causes less stability problems. The results of this study could help in the mitigation and/ or prevention of wellbore stability issues in this oilfield.

    Keywords: Wellbore stability, In situ stress, Oil, gas wells, Stress regime, Geomechanics
  • S.M Ebadirad, M.R Haidarian Shahri, S.A Mazaheri, A Askari Page 43

    Estaj iron deposit (EID) is located 40 km south of Mashhad. Rock units in the area include sandstone and quartzite (Cambrian), limestone (Devonian), micaschist (Silurian) and gabbro diorite. Hematite iron mineralization occured in the schist and limestone host rocks and sporadically in quartzite. Mineralization accomplished in two stages, of hypogene (including primary minerals of hematite, pyrite, and magnetite) and oxidized (including minerals, of goethite, hematite and limonite). Ground magnetic survey over main outcrop of hematite iron mineralization was carried out to investigate magnetite mineralization at depth. Magnetic maps show anomalies A and B over the main mineralization and C, D and E over the intrusive body. Small amount of mineralization is roughly cropped out along a fault with an east-west trend, coinciding with the anomalies C, D and E. Magnetic susceptibility of surface samples of intrusive body and host quartzite (  and  is low. Consequently the main source of anomalies at the location of main mineralization (with suseptibility of ) is probably magnetite. In the location of intrusive body the source is either magnetite or the intrusive, body which has higher magnetite suseptibility at depth. The latter point should be verified by drilling.

    Keywords: Mineralization, Goethite, Magnetite, Hydrothermal, Anomalies
  • A.R Zarasvandi, M Sameti, Z Fereydouni, M Rezaei, . H Bagheri Page 57

    The Gol-e-Zard Zn-Pb deposit is located in northeastern of the Aligudarz region (Lorestan province). This deposit is exposed in phyllite and meta-sandstones of upper Triassic-Jurassic of the Sanandaj-Sirjan Zone. The mineralization includes sphalerite, galena and chalcopyrite, which are mainly along quartz veins. Two mineralized horizons are phyllite with high mineralization and meta-sandstone with low mineralization. The mineralogical studies show that galena, sphalerite and chalcopyrite are metallic ores and quartz is also the most abundant gang mineral in the studied deposit. The evidence indicate that the mineralization of the Gol-e-Zard deposit is syngeneic and epigenetic. The most significant structural pattern is the stratabound mineralization in the region. The aim of this study is to determine the type and characteristics the mineralizing fluid in the discriminating of mineralized horizons, besides the determining of source of the fluid in the Gol-e-Zard deposit. LREE enrichments (La/Lu average 4.8) and positive Eu anomalies (average 1.2) indicate the anoxic condition and hydrothermal fluids. Fluid inclusion data shows homogenization temperatures of 139-199.5°C, salinity 5.21-30.38 wt%equ.NaCl and density 0.9-1.1 gr/cm3 in this deposit. Investigation of evolution path of the fluids shows isothermal mixing of fluids during mineralization that comprises the mixing of magmatic water with sea water and also meteoric water. Thus, the mineralization can be summarized as: expulsion of the hydrothermal fluids from the depth, entering into sea water and reducing the temperature of hydrothermal fluids due to mixing with sea water, ascending to the sea level, moving through sediments and circulating in void spaces of and then the leaching of metals from sediments and deposited along the void space and quartz veins.

    Keywords: Isothermal mixing, The Gol-e-Zard deposit, Stratabound mineralization, Fluid inclusion
  • S Maghfouri, M Movahadnia, M.R Hosseinzadeh Page 75

    The Dash Aghol iron deposit is located in the northeast of Bukan city and is hosted by Jurassic volcano-sedimentary sequence. The main host rock of the Dash Aghol deposit includes sandstone, limy tuff and limestone. Based on geometry of ore body, two different types of mineralization were distinguished in Dash Aghol deposit: lenticular primary mineralization which occurred as parallel and concordant with layering of the host rocks. Ore textures of this type include massive, laminated and disseminated forms existing in sandstone, limy tuff and limestone. Second type, includes supergene vein-veinlet and open space filling mineralization which is associated with faults and related brecciated zones and were occurred in hanging wall rocks of the primary ore lense. According to the stratigraphy, ore body form, texture, paragenetic sequences, ore bearing chert-carbonate- tuff facies and mineralogy, the iron mieralization in Dash Aghol deposit is stratiform tuff carbonate-sandstone host rocks deposits, in rolcano-sedimentary sequence of Jurassic, which were precipitated in shallow marine environment.

    Keywords: Stratiform, Sandstone- Limey tuff, Jurassic, Dash Aghol iron ore, Bukan
  • A.M Rajabi, A Yavari, H.R Soloki Page 89

    In this paper, the Shazand catchment area have been simulated  using the geographical information system  (GIS) with an accuracy of 10 × 10 meters and various parameters required in the form of digital layers in the ArcGIS environment. Then, using the EPM model, the erosion zoning map of this basin located around the Saveh dam was prepared and its annual precipitation rate was estimated. In the following, the output of the model was compared with the hydrometric method. According to the results of EPM model, sediment yield from stations of Poledoab, Bazaneh, Toureh and Shazand using EPM model are 288103.81, 18963.83, 43079.2 and 20583.76 respectively, whereas hydrometric method shows values 335285.42, 23937.42, 36459.09 and 42781.69 ton per year, respectively. Also comparison of EPM model with hydrometric method shows a good correlation. Results show accuracy of 86%, 82%, 48% and 79% for Poledoab, Toureh, Shazand and Bazaneh stations, respectively. Assessments show that EPM model with acceptable accuracy provides good results in order to predict the mximum annual sediment yield.

    Keywords: Erosion, Geographic informationsSystem, EPM, Shazand watershed, Maximum annual sediment
  • H Zarei, S.N Raisossadat, M Mortazavi Mehrizi, M Yazdi Moghadam Page 99

    In order to study the Lower Cretaceous deposits, Qumenjan section has been selected and measured. Field and lab studies of the Lower Cretaceous deposits in this section reveal a gradual change of the depositional setting, from a fluvial depositional system (continental environment) to a mixed siliciclastic- carbonate ramp (marine environment). The continental deposits of the studied section include conglomerate and sandstone lithofacies that are deposited in a proximal gravel- bed braided river. In the studied sedimentary sequence, the marine siliciclastic- carbonate facies associations are formed in three tidal flat, lagoon and shoal facies belt in the inner and mid ramp setting. 

    Keywords: Microfacies, Sedimentary environment, Lower Cretaceous, Qayen