فهرست مطالب

  • سال بیست و سوم شماره 4 (پیاپی 107، مهر و آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رامین فرخ پور، یونس انزابی*، هدا جعفری زاده صفحات 334-343
    سابقه و هدف

    استرپتوکوکوس موتانس مهم ترین عامل پوسیدگی دندان ها می باشد. در پژوهش حاضر، خواص ضدباکتریایی اسانس و عصاره هیدرو الکلی گیاه اکالیپتوس میکروتکا و نانوذره نقره در مقایسه با اثرات تعدادی از آنتی بیوتیک های استاندارد، علیه سویه ای از باکتری مذکور مورد ارزیابی قرار گرفت.
     

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، خواص ضدباکتریایی ترکیبات موردنظر و آنتی بیوتیک های آموکسی سیلین-کلاوولانیک اسید، کلرامفنیکل و سیپروفلوکساسین به روش نفوذ دیسک در آگار علیه سویه استاندارد باکتری استرپتوکوکوس موتانس مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS آنالیز شد. برای شناسایی ترکیبات شیمیایی عصاره و اسانس گیاه مورد آزمایش نیز از سیستم دستگاه کروماتوگراف گازی-طیف سنج جرمی (GC/MS) استفاده شد.

    نتایج

    بیشترین مقدار قطر منطقه عدم رشد باکتری موردآزمایش، مربوط به تلفیقی از ترکیب عصاره و اسانس گیاه اکالیپتوس میکروتکا و نانوذره نقره به میزان 0/2±23 میلی متر و کمترین آن مربوط به تلفیق اسانس این گیاه و نانوذره نقره به میزان 1/0±7 میلی متر بود. همچنین قطر منطقه عدم رشد باکتری مذکور تحت تاثیر آنتی بیوتیک های آموکسی سیلین-کلاوولانیک اسید، کلرامفنیکل و سیپروفلوکساسین به ترتیب 0/1±9، 2/0±22 و 0/1±8 میلی متر ثبت شد. در اسانس گیاه موردآزمایش، 44 ترکیب شناسایی شد که ترکیبات اصلی آن به ترتیب شامل اکالیپتول ، آلفا پینن ، ال-ترانس-پینوکارئول بودند. در عصاره این گیاه هم، 30 ترکیب شناسایی شد که ترکیبات اصلی به ترتیب شامل اکالیپتول،گلوبولول و آرومان دندرون می باشد.

    نتیجه گیری

    یافته ها نشان داد که نانوذره نقره در تلفیق با عصاره و اسانس گیاه اکالیپتوس میکروتکا فعالیت ضدمیکروبی مناسبی علیه باکتری بیماری زای استرپتوکوکوس موتانس دارد.

    کلیدواژگان: خاصیت ضداسترپتوکوکی، اکالیپتوس، اسانس، عصاره، نانوذرات نقره
  • معصومه رضایی، احمد شانئی*، محمد کاظمی، سید حسین حجازی، رقیه کامران صفحات 344-351
    سابقه و هدف

    اثر همسایگی پرتویی، بروز آثار بیولوژیکی در سلول‎هایی است که به طور مستقیم تحت تابش پرتو قرار نگرفته‎اند؛ بلکه آثار پرتوی، از طریق پیام‎های صادره از سلول‎های تابش‎دیده در آن ها القا می‎شود. یکی از روش‎های غیرتهاجمی درمان سرطان، استفاده از امواج فراصوت می‎باشد. بازده درمانی این روش همانند درمان با پرتوهای یونیزان می‎تواند تحت تاثیر اثر همسایگی تغییر کند که این مطلب لزوم بررسی اثر همسایگی ناشی از امواج فراصوت را می‎رساند. در این پژوهش تاثیر تابش امواج فراصوت درمانی بر بیان ژن P53 در سلول‎های همسایه مورد بررسی قرار گرفته است.

    مواد و روش‎ها

     سلول‎ها به سه گروه کنترل (بدون درمان)، هدف (سلول‎های در معرض تابش امواج فراصوت) و همسایه (سلول‎های تابش‎ندیده و دریافت‎کننده محیط کشت سلول‎های هدف) تقسیم شدند. سلول‎های گروه هدف، تحت تابش فراصوت قرار گرفتند و پس از یک ساعت محیط کشت آن‎ها به سلول‎های گروه همسایه منتقل شد. میزان بقای سلولی و همچنین میزان بیان ژن P53 به ترتیب با استفاده از تست MTT و Real-time PCR  بررسی شد.

    نتایج

    درصد بقای سلولی گروه هدف در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت، اما در گروه همسایه این تفاوت معنادار نبود. میزان بیان ژن P53 در گروه‎ همسایه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری نشان داد.

    نتیجه گیری

    اثر همسایگی به دنبال تابش فراصوت ایجاد شد و آن می تواند میزان بیان ژن P53 را در سلول‎های همسایه افزایش ‎دهد.

    کلیدواژگان: امواج فراصوت، اثر همسایگی، تست MTT، Real-time PCR، ژن P53
  • علی مقتدری، مجید وحیدیان *، سپیده بصیرت صفحات 352-360
    سابقه و هدف

    بیماری مالتیپل اسکلروزیس (ام اس) با تغییرات پاتولوژیکی زیادی در ارتباط است و آسیب های کبدی یکی از مهم ترین پیامدهای آن می باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرین هوازی و مصرف ژل رویال بر آنزیم های AST، ALT و ALP بیماران مالتیپل اسکلروزیس بود.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش نیمه تجربی، 42 نفر بیمار مبتلا به ام اس در 4 گروه: 1- ورزش+ژل رویال (10 نفر)، 2- ورزش+دارونما (10 نفر)، 3- ژل رویال (11 نفر) و 4- دارونما (11 نفر) تقسیم شدند. تمرین به مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه روی چرخ کارسنج و با شدت 60 درصد ضربان قلب بیشینه آغاز شد. سپس شدت تمرینات به صورت پلکانی افزایش یافت و در هفته ششم به 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. دوز مصرف روزانه ژل رویال 1000 میلی گرم بود. غلظت سرمی آنزیم های کبدی پیش و پس از انجام پژوهش اندازه گیری شد.

    نتایج

    مقادیر آنزیم های AST، ALT و ALP در مقایسه با پیش آزمون در گروه های «ورزش+ژل رویال» و «ورزش+دارونما» کاهش معنی داری داشتند (0/05>P). همچنین آنزیم ALT در گروه «ژل رویال» نیز کاهش معنی داری را نشان داد. نتایج تحلیل آماری نشان از کاهش معنی دار این آنزیم ها در گروه های «ورزش+ژل رویال» و «ورزش+دارونما» در مقایسه با گروه های «کنترل» و «ژل رویال» در پایان هفته ششم داشت (0/05>P).

    نتیجه گیری

     نتایج این پژوهش نشان داد تمرین هوازی به همراه مصرف ژل رویال بیشترین اثر کاهنده بر مقادیر سرمی آنزیم های کبدی را در بین بیماران مالتیپل اسکلروزیس داشته، باعث تاثیر مثبت بر آنزیم های کبدی و به ویژه مقادیر آنزیم ALT بیماران می شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، ژل رویال، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز، آلکالین فسفاتاز، مالتیپل اسکلروزیس
  • مهسا شیرانی، مهران نوری*، غلام رضا عسکری صفحات 361-370
    سابقه و هدف

    یکی از مهم ترین عوامل موثر در ایجاد ناباروری آسیب اکسیداتیو به سلول های بیضه توسط رادیکال های آزاد می باشد. -N استیل سیستئین (NAC) از جمله ترکیبات آنتی اکسیدان است که قادر به بازیافت رادیکال های آزاد، جلوگیری از آسیب بافتی و همچنین محافظت از اسپرم می باشد. هدف از انجام این مطالعه خلاصه کردن اطلاعات کارآزمایی های بالینی انجام شده در رابطه با بررسی اثر NAC بر روی پارامترهای استرس اکسیداتیو، تعداد، حرکت و مرفولوژی اسپرم در مردان نابارور است.

    مواد و روش ها

    با جست وجو در پایگاه های علمی PubMed، Google Scholar، Science Direct، Scopus و Web of Science با استفاده از کلیدواژه هایN-Acetyl-L-cysteine, NAC, Infertility, Sterility  مطالعات منتشرشده در بین سال های 2018-1990 استخراج شدند. از میان انواع مطالعات استخراج شده، فقط کارآزمایی های بالینی به مطالعه، وارد و انواع دیگر ازجمله: مطالعات مقطعی، آینده نگر، گذشته نگر، مروری و... خارج شدند. بنابراین معیار ورود به مطالعه، مکمل یاری N-استیل سیستئین در نظر گرفته شد.

    نتایج

    NAC  به عنوان بخشی از گلوتاتیون، در بازسازی ذخایر و افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی نقش دارد و به دلیل وجود گروه سولفیدریل در آن، توانایی پاکسازی رادیکال های آزاد از طریق واکنش با گونه های فعال اکسیژن دار را دارا می باشد. از سویی دیگر، افزایش تولید گونه های فعال اکسیژن در اثر عدم تعادل بین مواد پراکسید و آنتی اکسیدان، بر روی غشای پلاسمایی اسپرم، می تواند اثر منفی بر عملکرد اسپرم داشته باشد.

    نتیجه گیری

    در بیشتر مطالعات تاثیر مثبت مکمل NAC بر روی پارامترهای اسپرمی، ظرفیت آنتی اکسیدانی و آنزیم های آنتی اکسیدانی اثبات شده است، اما به دلیل کم بودن مطالعات، نیاز به کارآزمایی های بیشتری می باشد.

    کلیدواژگان: نابارو، باروری، پارامترهای کیفیت اسپرم، N-استیل سیستئین، NAC
  • محمد نریمانی*، گودرز صادقی، نسترن مهاجری، نادر حاج لو صفحات 371-379
    سابقه و هدف

    اختلال اضطراب فراگیر یکی از مشکلات جدی در سلامت روان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر درمانی تحریک مغز از روی جمجمه با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی (tDCS) بر اجتناب تجربه ای و میزان نگرانی افراد دچار اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفته است.

    مواد و روش ها

    در این طرح پژوهشی 30 نفر از افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر با روش نمونه گیری هدفمند از مراجعه کنندگان به کلینیک شهر تهران انتخاب شدند. همه آزمودنی ها قبل و بعد از درمان با پرسشنامه های پذیرش و عمل (AAQII) و نگرانی (PSWQ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. افراد به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گروه کنترل تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش 15 جلسه درمان tDCS دریافت کردند. به این ترتیب که افراد هر روز به مدت 20 دقیقه در ناحیه مغزی F3/F4 با شدت 2 میلی آمپر در معرض درمان قرار گرفتند.

    نتایج

    داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس چندمتغیره، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در بهبود اجتناب تجربه ای و نگرانی تفاوت معناداری وجود دارد (0/001=P).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که مداخله تحریک الکتریکی مغز ممکن است در بهبود اجتناب تجربه ای و نگرانی افراد دچار اختلال اضطراب فراگیر موثر باشد.

    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی مستقیم مغز، اختلال اضطراب فراگیر، اجتناب تجربه ای، نگرانی
  • علی کیهانی*، مراد رسولی آزاد، عبدالله امیدی، عبدالرضا ناصر صفحات 380-388
    سابقه و هدف

    ابتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) مشکلات روان شناختی متعددی ایجاد می کند که کیفیت زندگی بیماران را کاهش می دهد. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT)  بر میزان هم جوشی شناختی، علائم جسمانی و شناختی اضطراب و سطح کیفیت زندگی بیماران MS است.

    مواد و روش ها

    تعداد 50 بیمار زن مبتلا به MS به صورت تصادفی تحت درمان ACT و آموزش مهارت های زندگی  (LSE)قرار گرفتند. درمان ACT به صورت 8 هفته پیاپی و هر جلسه 90 دقیقه برای گروه مداخله اجرا شد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر (ANOVA) و با استفاده از نرم افزارSPSS  مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    نتایج

    در تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، تفاوت معنی داری بین دو گروه ACT و LSE از نظر تغییرات میزان هم جوشی شناختی، علائم جسمانی اضطراب، علائم شناختی اضطراب و کیفیت زندگی وجود نداشت و نمره کلیه متغیرها در دو گروه کاهش معنی داری داشت (0/05<P). همچنین بین زمان و تغییرات هم جوشی شناختی (0/001<P، 11/38F=)، علائم جسمانی اضطراب (0/01<P، 5/62F=)، علائم شناختی اضطراب (0/006<P، 7/17F=) و کیفیت زندگی (0/01<P، 4/17F=) برهم کنش وجود داشت؛ بدین معنا که با گذشت زمان، متغیر های فوق تغییر یافتند.

    نتیجه گیری

    براساس این پژوهش می توان از مداخله ACT برای درمان و کاهش هم جوشی شناختی، علائم شناختی و جسمانی اضطراب و افزایش کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به MS  استفاده کرد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، هم جوشی شناختی، علائم جسمانی اضطراب، علائم شناختی اضطراب، کیفیت زندگی، مولتیپل اسکلروزیس
  • مریم سادات هاشمی، مریم شعبانی، سعیده شادمهری*، محمد شرافتی مقدم، محمد فتح علی پور صفحات 389-397
    سابقه و هدف

    امروزه پروتئین ها و مسیرهای سلولی مهمی شناسایی شده اند که منجر به تنظیم بافت چربی سفید و تبدیل آن به بافت چربی قهوه ای می شوند که پروتئین های PPARγ و PRDM16 پروتئین های کلیدی در این تنظیم هستند. دیابت از عوامل مهم چاقی و ایجاد عوارض می باشد که می تواند در عملکرد این دو پروتئین اختلال ایجاد کند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر 4 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT; High-Intensity Interval Training) بر محتوای پروتئین های PPARγ و PRDM16 در بافت چربی زیرجلدی موش های صحرایی نر چاق مبتلا به دیابت می باشد.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی، 16 سر موش صحرایی نر نژاد اسپراگوداولی (با میانگین وزن 20±300 گرم) انتخاب و پس از دیابتی شدن ازطریق تزریق STZ و نیکوتین آمید به روش تصادفی به 2 گروه تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم ‏شدند؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامه تمرینی به‏ مدت 4 هفته به فعالیت ورزشی پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچ گونه برنامه تمرینی نداشتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t-مستقل استفاده‏ شد.

    نتایج

    تغییر معنی داری در محتوای پروتئین های PPARγ (0/16=P) و PRDM16 (0/83=P) به دنبال 4 هفته تمرین HIIT در گروه تمرین نسبت به کنترل مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     باتوجه به نتایج تحقیق حاضر، تمرین HIIT منجر به تغییر معنی دار محتوای پروتئین های PPARγ و PRDM16 نشده است. به نظر می رسد شدت تمرین ورزشی HIIT عامل مهمی در این نتیجه باشد که باید به آن توجه کرد.

    کلیدواژگان: دیابت، تمرین تناوبی با شدت بالا، PPARγ، PRDM16، بافت چربی سفید
  • فاطمه شیراوند، وحید ولی پور *، مهدی عباسی صفحات 398-406
    سابقه و هدف

    زنان مبتلا به سرطان پستان، سیستم دفاع آنتی اکسیدانی به ویژه سطح کاتالاز، اکسیداسیون لیپیدی و توان هوازی مطلوبی ندارند. باتوجه به اثر مطلوب تمرینات ورزشی بر این عوامل، هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات دایره ای با شدت بالا بر سطوح سرمی کاتالاز و مالون دی آلدئید و بیشینه اکسیژن مصرفی زنان نجات یافته از سرطان پستان بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه نیمه تجربی، 17 زن نجات یافته از سرطان پستان به طور داوطلبانه شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه تمرین (9 نفر) و کنترل (8 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته تمرینات را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت هیچ نوع فعالیت ورزشی نداشتند. 24 ساعت قبل و 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، نمونه خونی از آزمودنی ها توسط کارشناس آزمایشگاه، در حالت ناشتا بین ساعت 7 و 30 دقیقه تا 8 گرفته و سطوح سرمی کاتالاز CAT و مالون دی آلدئید MDA و بیشینه اکسیژن Vo2max مصرفی اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده و سطح معنی داری 0/05>P در نظر گرفته شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که در متغیرهای نسبت دور کمر به دور باسن WHR (0/090=P)، وزن (0/284=P) و MDA (0/154=P) تفاوت غیرمعنادار و در متغیرهای Vo2max (0/0005=P) و CAT (0/036=P) تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد.

    نتیجه گیری

    پیشنهاد می شود فعالیت های ورزشی کوتاه مدت و کارآمد مانند تمرین HICT باتوجه به سهولت و اثرات مفید برای زنان مبتلا به سرطان سینه به منظور کاهش فشار اکسایشی و بهبود توان هوازی به عنوان یک مکمل درمانی غیردارویی استفاده شود.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، کاتالاز، تمرینات دایره ای با شدت بالا، مالون دی آلدئید
  • محمد ملکی پویا، بهرام عابدی*، محمدرضا پالیزوان، عباس صارمی صفحات 407-414
    سابقه و هدف

    فاکتور رشد اندوتلیال عروق (VEGF) و اندوستاتین (ES) از مهم ترین علل آنژیوژنز و بهبود عملکرد قلبی بعد از انفارکتوس میوکارد می باشند. یکی از روش‎های درمانی این بیماری بهره گرفتن از برنامه ورزشی است؛ بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر یک دوره تمرین هوازی فزاینده بر بهبود وضعیت آنژیوژنز و تعادل در فاکتورهای VEGF و ES موش های صحرایی مبتلا به انفارکتوس میوکارد بود.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی کنترل شده با گروه شاهد، 20 سر موش صحرایی با نژاد ویستار (8 هفته ای و با وزن 30±230 گرم) پس از القای انفارکتوس با ایزوپروترونول (150 میلی گرم در کیلوگرم) به طور تصادفی به 2 گروه 10 تایی تمرین هوازی فزاینده و شاهد تقسیم شدند. گروه تمرین برای مدت 8 هفته تحت مداخله برنامه ی تمرین هوازی فزاینده قرار گرفت (هفته ای 3 جلسه، برای 50-20 دقیقه با سرعت 18-12 متر در دقیقه). 24 ساعت پس از آخرین جلسه ی تمرین، نمونه خون وریدی سطوح سرمی VEGF و ES جمع آوری شد و به روش الیزا مورد ارزیابی قرار گرفت. برای آنالیز داده ها از آزمون تی مستقل در سطح معنی داری 0/05>P استفاده شد.

    نتایج

    نتایج آزمون تی نشان داد تمرین هوازی موجب افزایش معنی دار سطوح سرمی VEGF در موش های صحرایی مبتلا به انفارکتوس میوکارد شد (0/04=P)؛ درحالی که متعاقب برنامه ورزشی تغییر معنی داری در مقادیر سرمی ES مشاهده نشد (0/58=P).
    نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرین هوازی فزاینده موجب افزایش VEGF در موش های صحرایی مبتلا به انفارکتوس میوکارد می شود که می تواند نقش مهمی در بهبود فرآیندهای آنژیوژنز و جایگزینی مویرگ های بسته شده داشته باشد.

    کلیدواژگان: اندوستاتین، انفارکتوس میوکارد، تمرین هوازی فزاینده، فاکتور رشد اندوتلیال عروق
  • بهزاد سلمانی، جعفر حسنی*، افشین احمدوند، شهرام محمدخانی، حمیدرضا حسن آبادی صفحات 415-432
    سابقه و هدف

    بیش برانگیختگی یکی از مکانیسم های آسیب شناختی اصلی در اختلال بی خوابی مزمن است. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه ی همخوانی بین بیش برانگیختگی زیستی و روان شناختی در پاسخ به رفتاردرمانی شناختی و رفتاردرمانی شناختی همراه با تکنیک های فراشناختی است.

    مواد و روش ها

    پس از ارزیابی های تشخیصی و بررسی ملاک های ورود و خروج، چهار بیمار (شامل یک مرد و سه زن؛ طیف سنی: 21 تا 34) در دو گروه رفتاردرمانی شناختی و رفتاردرمانی شناختی به همراه تکنیک های فراشناختی قرار گرفتند. تمامی بیماران در شش دفعه، با مقیاس برانگیختگی پیش از خواب و شاخص بازدهی خواب سنجیده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از معناداری بالینی (درصد بهبودی)، اندازه ی اثر و بهبودی تشخیصی استفاده شد.

    نتایج

    بین بیش برانگیختگی زیستی و روان شناختی در جلسات اولیه ی درمان، هم خوانی خیلی کمی دیده می شود. همخوانی بین این شاخص ها، همان طور که جلسات پیش می رود، بیشتر می شود. همچنین، هر دو درمان توانستند بیش برانگیختگی زیستی و روان شناختی در مراحل پس از درمان و پیگیری 1 و 3 ماهه را، به طور معنادار کاهش دهند. اندازه ای اثر به دست آمده، بین 0/74 تا 1/93 بود. به علاوه، بازدهی خواب تمامی بیماران طی مراحل پس از درمان بین 89 تا 94 درصد و در مرحله ی پیگیری 3 ماهه، بین 88 تا 90 درصد بود.

    نتیجه گیری

     به عکس جلسات ابتدایی درمان، هم خوانی بین بیش برانگیختگی زیستی و روان شناختی، در پایان درمان و پیگیری 3 ماهه افزایش یافت. هر دو درمان می توانند به طور معناداری بیش برانگیختگی را کاهش و بازدهی خواب را افزایش دهند.

    کلیدواژگان: بی خوابی، بیش برانگیختگی، رفتاردرمانی شناختی، تکنیک های فراشناختی، پاسخ به درمان، بازدهی خواب
  • ملیحه صالحی، منصور دیانتی*، حسین علی مهرابی، اسماعیل عزیزی صفحات 433-441
    سابقه و هدف

    علی رغم سابقه چندساله در معرفی دیالیز صفاقی به عنوان یک روش درمانی جایگزین عملکرد کلیه، میزان استقبال از این روش همچنان پایین است. هدف این مطالعه، تعیین تاثیر اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر رفع موانع، بر آگاهی و قصد انجام دیالیز صفاقی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی بیماری کلیوی بود.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون، 45 بیمار دارای اندیکاسیون دیالیز صفاقی که واجد ملاک های ورود به پژوهش بودند، به شیوه هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته، بود. پس از نمونه گیری، برنامه آموزشی مبتنی بر رفع موانع گزارش شده در پیشینه پژوهشی برای آزمودنی ها ارائه شد. این برنامه به صورت فردی و عمدتا در قالب یک جلسه 75 - 60 دقیقه ای ارائه شد. نتایج، با استفاده از آزمون های آماری T زوجی و مک نمار مورد تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر رفع موانع، باعث افزایش معنادار آگاهی بیماران در مورد دیالیز صفاقی شده است (0/01<P). اگرچه فراوانی بیماران دارای تمایل به انجام دیالیز صفاقی در مرحله پس آزمون افزایش یافت اما نتایج نشان داد که این افزایش فراوانی، از لحاظ آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    ارائه برنامه آموزشی مبتنی بر رفع موانع می تواند در کوتاه مدت دانش بیماران را در مورد دیالیز صفاقی افزایش دهد. جهت افزایش تمایل و قصد عملی آنان برای انجام این نوع دیالیز، نیاز است مداخلاتی بلندمدت در سطح بیمارستان و خانواده انجام شود.

    کلیدواژگان: دیالیز صفاقی، آموزش مبتنی بر رفع موانع، آگاهی، قصد دیالیز صفاقی
  • کیوان شریف مرادی*، منصور سیاح، محمد تقی کریمی صفحات 442-454
    سابقه و هدف

    افزایش تعادل سالمندان از طریق فعالیت بدنی نه تنها به بهبود سلامت و افزایش استقلال و عدم وابستگی سالمندان می انجامد، بلکه از تحمیل هزینه های سنگین مرتبط با سقوط و عوارض ناشی از آن بر جامعه و خانواده می کاهد. بنابراین هدف از تحقیق حاضر، بررسی و تعیین مزایای تمرینات پیلاتس بر تعادل ایستا، تعادل پویا و تعادل عملکردی سالمندان می باشد.

    مواد و روش ها

    تحقیقات تا اکتبر 2018 مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. کلمات کلیدی Pilates همراه با aging, elderly, old subjects، برای بررسی ادبیات تحقیق در پایگاه های اطلاعاتی Medline, Embase, PubMed, Scopus و SID مورد جستجو قرار گرفتند.

    نتایج

    تعداد 228 مقاله در مرحله جستجو استخراج شد که از بین آن ها تعداد 19 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شد. نتایج متاآنالیز نشان داد تمرینات پیلاتس، حجم اثر بالا و معنی داری (0/000= P) بر زمان برخاستن و رفتن (TUG) (Hedges g=1/078)، حجم اثر متوسط و معنی داری بر تعادل عملکردی (Hedges g=0/685) و حجم اثر کم و معنی داری بر تعادل ایستا (Hedges g=0/353) داشتند.

    نتیجه گیری

     نتایج این تحقیق متاآنالیز نشان داد که تمرینات پیلاتس، تمرینات موثر در بهبود تعادل ایستا، پویا و تعادل عملکردی سالمندان بود. به تحقیقاتی با کیفیت بالای بیشتری نیاز است تا اثر تمرینات پیلاتس را بر دیگر جنبه های تعادل سالمندان که توجه کمتری به آن شده است، در مدت طولانی تر و میزان ماندگاری اثرات آن را در برنامه پیگیری، بررسی کنند.

    کلیدواژگان: متاآنالیز، سالمندی، ورزش، توان بخشی، تمرینات پیلاتس
|
  • Younes Anzabi*, Hoda Jafarizadeh, Ramin Farrokhpour Pages 334-343
    Background

    Streptococcus mutans is a main bacteria caused by tooth decay. In the present study, antibacterial activities of the essential oil and hydroalcoholic extract of EucalyptusMicrotheca and silver nanoparticles (Ag NPs) as compared to some different standard antibiotics, was evaluated against S. mutans.

    Materials and Methods

    In this experimental study, bactericidal activities of the mentioned essential oil, extract, Ag NPs, and the selected antibiotics including Amoxicillin-Clavulanic acid, Chloramphenicol, and Ciprofloxacin were evaluated using the agar disc diffusion method against S. mutans. The main bioactive compounds presented in the essential oil and extract of E. microtheca were detected using gas chromatography technique (GC-MS). All the obtained results were statistically analyzed using SPSS software and the comparison test using Dunken with 95% of significance level was used.

    Results

    The results obtained indicated that maximum clear zone area with diameter of 23±0.2 mm was observed for the samples containing essential oil and extract of E. microtheca  and Ag NPs. While the minimum clear zone (7±0.1 mm) war related to the sample containing essential oil of E. microtheca and Ag NPs. The results also indicated that the clear zone diameter for the samples containing Amoxicillin-Clavulanic acid, Chloramphenicol, and Ciprofloxacin were 8±0.1, 22±0.2 and 9±0.1 mm, respectively. GC-MS analysis indicated that there were 44 bioactive compounds in the essential oil of E. microtheca which Eucalyptol, alpha-Pinene and L-trans- Pinocarol were the most important components. Furthermore, the extract of E. microtheca was contained 30 bioavtive compounds which Eucalyptol, Globulol and Aroman dendron were its main components.

    Conclusion

    The results showed that silver nanoparticles in combination with extract and essential oil of E. microtheca have antimicrobial activity against S. mutans.

    Keywords: Anti-streptococcus properties, Eucalyptus, Essential oil, Extract, Silver nanoparticles
  • Masumeh Rezaei, Roghayeh Kamran, Ahmad Shanei*, Mohammad Kazemi, Seyed Hossein Hejazi Pages 344-351
    Background

    Bystander effect is defined as biological responses observed in cells that are not exposed to radiation directly but these radiation effects are induced through messages from irradiated cells. One of the non-invasive methods for cancer treatment is ultrasound waves. The therapeutic efficacy of ultrasound waveslike treatment with ionizing radiation can be altered by the bystander effect, so it is necessary to evaluate the bystander effect after ultrasound exposure. In this study, the effect of ultrasound exposure on the expression of P53 gene in neighboring cells has been investigated.

    Materials and Methods

    The cells were divided into three groups: control (without treatment), target (under direct ultrasound exposure) and the bystander (no radiation, only receiving target cells culture media). In the target group, the cells were exposed to the ultrasound and after one hour their culture medium were transferred to the bystander group. Cell viability and the expression of P53 gene by using the MTT assay and Real-time PCR was analyzed.

    Results

    The percentage of cell survival in the target group was reduced compared to the control group, but in the bystander group, this difference was not significant. The expression of P53 gene in the bystander group was statistically increased compared to the control group.

    Conclusion

    The bystander effect is induced after ultrasound exposure and it can increase the level of P53 gene expression in bystander cells.

    Keywords: Ultrasound waves, Bystander effect, MTT assay, Real-time PCR, P53 gene
  • Sepideh Basirat, Ali Moghtader, Majid Vahidian* Pages 352-360
    Background

    Multiple Sclerosis (MS) is associated with many pathological changes and liver damage is one of the most important consequences. This study aimed to investigate the effect of aerobic exercise and the royal jelly on AST, ALT, and ALP enzymes in the patients with multiple sclerosis.

    Materials and Methods

    In this semi-experimental study, 42 MS patients were divided into 4 groups: 1-"Exercise +Royal Jelly" (n=10), 2-"Exercise +Placebo" (n=10), 3-"Royal Jelly" (n=11), 4-"Placebo" (n=11). The Exercise started with an ergometer at 60% HRmax for 6 weeks, 3 sessions per week then increased steadily in the sixth week to 80% HRmax. The daily dose of the royal jelly was 1000 mg. Plasma concentration of the liver enzymes was measured before and after the study.

    Results

    The levels of AST, ALT, and ALP enzymes were significantly reduced compared to the pre-test in the groups of the "Exercise+Royal Jelly" and "Exercise+Placebo" (P<0.05). Also, the ALT enzyme showed a significant decrease in the "Royal Jelly" group. The results of the statistical analysis indicated a significant reduction of the enzymes in the "Exercise+Royal Jelly" and the "Exercise + Placebo" groups compared to the "control" and the "Royal Jelly" groups at the end of the sixth week (P<0.05).

    Conclusion

    It seems that the aerobic exercise and the royal jelly consumption together had the most decreasing effect on serum levels of the liver enzymes in the multiple sclerosis patients, and It has a positive effect on the hepatic enzymes and especially the levels of ALT enzymes in patients.

    Keywords: Aerobic exercise, Royal Jelly, Aspartate eminotransferase, Alanine eminotransferase, Alkaline phosphatase, Multiple sclerosis
  • Mahsa Shirani, Mehran Nouri*, Gholamreza Askari Pages 361-370
    Background

    One of the most important factors in the development of infertility is oxidative damagewhich is mentioned by free radicals. N-acetylcysteine (NAC) is an antioxidant compound that is able to recover free radicals preventing tissue damage as well as protecting the sperm. This study aimed to summarize the data from the clinical trials in relation to the effects of NAC on oxidative stress parameters, sperm count, motility, and morphology of the sperms in the infertile men.

    Materials and Methods

    By searching in the scientific databases of PubMed, Google Scholar, Science Direct, Scopus, and Web of Science using the N-Acetyl-L-cysteine, NAC, Infertility, Sterility, Sub-fertility keywords, articles released between in 1990-2018 were extracted. Only clinical trials were studied and other types including cross-sectional, prospective, retrospective, overview, etc were excluded. Therefore, the inclusion criteria for this study were considered N-acetylcysteine supplementation.

    Result

    NAC, as part of glutathione plays a role in restoring reserves and increasing antioxidant activity and due to its sulfidryl group it has the ability to clear free radicals by reacting with reactive oxygen species. On the other hand, increasing the production of active oxygen species due to the imbalance between peroxide and antioxidant substances on the sperm plasma membrane could have a negative effect on sperm performance.

    Conclusion

    In most studies, the positive effects of NAC supplementation on sperm parameters, antioxidant capacity, and antioxidant enzymes have been proven, but due to the shortage of studies, more trials are needed.

    Keywords: Infertility, Fertility, Sperm quality parameters, N-acetylcysteine, NAC
  • Nastaran Mohajeri, Mohammad Narimani*, Goudarz Sadeghi, Nader Hajloo Pages 371-379
    Background

    General anxiety disorder is one of the serious problems in mental health. The main aim of the present study was investigating the effect of tDCS on experiential avoidance and worry of people with general anxiety disorder.

    Materials and Methods

    In study, 30 person with general anxiety disorder were selected from Tehran clinic’s clients using purposeful sampling. All subjects were evaluated before and after treatment by Acceptance and Action Questionnaire (AAQII) and Penn State Worry Questionnaire (PSWQ). Subjects randomly were divided into experimental and control groups. Subjects in experimental group received tDCS. Training sessions were conducted for 15 days, each day one session 20 minutes in F3/F4 with an intensity of 2 mA.

    Results

    Data were analyzed using analysis of covariance. The results showed that there is a significant difference between experimental and control group in improving the experiential avoidance and worry (P=0.001).

    Conclusion

    The results of this study showed that tDCS can improve experiential avoidance and worry in people with general anxiety disorder.

    Keywords: tDCS, General Anxiety Disorder, Experiential avoidance, Worry
  • Ali Keyhani*, Morad Rasuli, Abdollah Omidi, Abdoreza Naser Pages 380-388
    Background

    Multiple Sclerosis (MS) decreases the quality of life of the patients. This study aimed to evaluate the effect of acceptance and commitment therapy (ACT) on cognitive fusion, cognitive and anxiety symptoms, and quality of life in the female patients with MS.

    Materials and Methods

    50 female patients with MS were randomly assigned to receive ACT and life skills training (LSE). ACT treatment was performed for 8 consecutive weeks and each session was 90 minutes for the intervention group. The data were analyzed using ANOVA and SPSS-24 software.

    Results

    Variance analysis showed no significant difference between the two ACT and LSE groups in terms of changes in cognitive fusion, physical symptoms of anxiety, cognitive symptoms of anxiety and quality of life and the score of all variables was significantly decreased in the two groups (P<0.05). Also, there was a significant relationship between time and cognitive fusion (F=11.38, P<0.001), physical symptoms of anxiety (F=5.62, P<0.01), cognitive anxiety symptoms (F=7.17, P<0.006), and quality of life (F=4.17, P<0.01) conveying that over time the above variables were changed.

    Conclusion

    Based on this study, ACT therapy can be used to treat and reduce cognitive fusion, cognitive and physical symptoms of anxiety, and improve the quality of life female patients with MS.

    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Cognitive fusion, Physical symptoms of anxiety, Cognitive symptoms of anxiety, Quality of life, Multiple sclerosis
  • Maryam Sadat Hashemi, Maryam Shabani, Saeedeh Shadmehri*, Mohammad Sherafati, Mohammad Fathalipour Pages 389-397
    Background

    Today, important proteins and pathways have been identified that lead to the regulation of the white adipose tissue and converting it to brown adipose tissue, the proteins PPARγ and PRDM16 are key proteins in this setting. Diabetes is one of the major causes of obesity and complications that can interfere in the function of these two proteins. This study aimed to investigate the effect of 4 weeks High-Intensity Interval Training (HIIT) on the content of PPARγ and PRDM16 proteins in subcutaneous adipose tissue of diabetic obese male rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 16 Sprague-Dawley male rats (mean weight of 300±20 gr) were selected and after induction of diabetes by injection of STZ and nicotinamide was randomly assigned into two groups: diabetic training and diabetic control. The experimental group performed HIIT training for 4 weeks, accordance with the training program for 4 weeks, while the control group did not have any training program. Independent T-test was used to analyze the data.

    Results

    Significant change was not observed in the content of PPARγ (P=0.16) and PRDM16 (P=0.83) proteins in HIIT training group compared to the control group.

    Conclusion

    According to the results of this study, HIIT training has not led to significant change the content of PPARγ and PRDM16 proteins. It seems to the intensity of HIIT training be a major contributor to the result that should be taken into consideration.

    Keywords: Diabetes, High-Intensity Interval Training (HIIT), PPARγ, PRDM16, White fat tissue
  • Fatemeh Shiravand, Vahid Valipour*, Mahdi Abbasi Pages 398-406
    Background

    Women with breast cancer do not have a desirable antioxidant defense system, especially catalase, lipid oxidation and aerobic power. Considering the effect of exercise training on these factors, the present study aimed to investigate the effect of eight weeks of high intensity circuit training on serum levels of catalase and malondialdehyde, and the aerobic power in breast cancer survivors.

    Materials and Methods

    In this semi-experimental study, 17 women rescued from breast cancer volunteered and randomly divided into two groups of exercise (n=9) and control (n=8). Subjects participated in an 8-week HICT protocol that performed 3 sessions per week. 24 hours before and 48 hours after the training protocol, the fasting blood sample was taken by the laboratory expert between 7:30 minutes to 8 hours. Serum levels of catalase and malondialdehyde, and maximum oxygen consumption were measured. The analysis of covariance was used to identify any significant differences and statistical significance was set at P<0.05.

    Results

    The results showed that Waist-to-hip ratio (WHR) (P=0.90), weight (P=0.284) and malondialdehyde (P=0.154) had a non-significant difference and in the variables of Vo2max (P=0.0005) and catalase (P=0.036) there is a significant difference between the two groups.

    Conclusion

    It is suggested that short-term and effective exercise training such as HICT training, should be used with a view to facilitating and beneficial effects for women with breast cancer in order to reduce oxidative stress and improve aerobic capacity as a non-pharmacological supplement.

    Keywords: Breast cancer, Catalase, High intensity circuit training, Malondialdehyde
  • Mohammad Malekipoya, Bahra Abedi*, Mohammad Reza Palizvan, Abbas Saremi Pages 407-414
    Background

    Vascular Endothelial Growth Factor (VEGF) and Endostatin (ES) are the most important causes of angiogenesis and improve cardiac function after myocardial infarction. One of the treatment methods for this disease is applying exercise program. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of a period of incremental aerobic training on improving the status of angiogenesis and balance in VEGF and ES factors in myocardial infarction in the rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study with control group, 20 Wistar rats (8 weeks and weighing 230±30 g) were randomly divided into two groups (each group has 10 Rat) of incremental endurance training and the control group after induction of infarction with Isoproteronol (150 mg.kg). The training group was exposed to an aerobic training program for (8 weeks, 3 sessions per week, for 20 to 50 minutes at speeds of 12 to 18 meters per minute). Twenty four hours after the last training session, venous blood samples were collected from the serum levels of VEGF and ES and evaluated by ELISA method. Independent t-test was used at the significant level of P<0.05 to analyze the data.

    Results

    The results of t-test indicated that incremental aerobic training significantly increased serum levels of VEGF in rats with myocardial infarction (P=0.04). However, there was no significant change in serum ES levels after exercise program (P=0.58).

    Conclusion

    Incremental aerobic training seems to increase VEGF in the rats with myocardial infarction which can play an important role in the improvement of angiogenesis processes and the replacement of closed capillaries.

    Keywords: Endostatin, Incremental aerobic training, Myocardial infarction, Vascular endothelial growth factor
  • Behzad Salmani, Jaafar Hasani*, Afshin Ahmadvand, Shahram Mohammadkhani, Hamid Reza Hassanabadi Pages 415-432
    Background

    Hyperarousal is one of the main pathological mechanism in chronic insomnia. This study aimed to comparing biological and psychological hyperarousal in response to cognitive behavior therapy (with or without metacognitive techniques) in insomnia patients.

    Materials and Methods

    After taking diagnostic assessment and checking inclusive and exclusive criteria, four patients (1 male and 3 female; age 21-34) were allocated to two condition, cognitive behavior therapy (CBT) and cognitive behavior therapy with metacognitive techniques (CBT+). All of the patients were assessed six times by indirect calorimeter, pre-sleep arousal scale, and sleep efficiency (SE). The data were analyzed using clinical significant (recovery percent), effect size, and diagnostic recovery.

    Results

    In initial sessions (session 1 to 3), we observed a little compatibility between the biological and psychological hyperarousal. As sessions of CBT or CBT+ proceed, compatibility between the biological and psychological hyperarousal increased. In addition, in post-treatment and 3 month follow-up, both the interventions decreased hyperarousal significantly. Effect sizes were between 0.74 to 1.93. Furthermore, sleep efficiency of all the patients in the post-treatment and 3-month follow-up was between 89 to 94 and 88 to 90, respectively.

    Conclusion

    Unlike few initial sessions, compatibility between the biological and psychological hyperarousal increased at the post-treatment and 3-month follow-up. Both the treatments can decrease the hyperarousal and increase the sleep efficiency significantly.

    Keywords: Insomnia, Hyperarousal, Cognitive behavior therapy, Metacognitive techniques, Response to treatment, Sleep efficiency
  • Maliheh Salehi, Mansour Dianti*, Hossein Ali Mehrabi, Esmaeil Azizi Pages 433-441
    Background

    Despite the passing of many years of introduction of peritoneal dialysis as a replacement therapy for renal function, the rate of acceptance of this method is still low. This study aimed to determine the effect of educational program based on the removal of barrierson knowledge and intention to do peritoneal dialysis in patients with end-stage renal disease.

    Materials and Methods

    In a quasi-experimental pre-test-post-test study, 45 patients with peritoneal dialysis who had criteria for entering the study were selected in a purposive sampling method. The research instrument was a researcher-made questionnaire. After the sampling, an educational program based on the removal reported barriers in the research background was presented to the subjects. The program was presented individually and mainly in a 60- to 75-minute session. The results were analyzed by paired t-test and McNemar test.
    Results According to the results of this study, the implementation of educational program based on removal of barriers significantly increased the knowledge of patients about peritoneal dialysis (P<0.01). Although the prevalence of patients with peritoneal dialysis increased in the post-test phase, the results showed that this increase was not statistically significant.

    Conclusion

    Providing an educational program based on removal of barriers can increase knowledge of the patients about the peritoneal dialysis in the short term. In order to increase their willingness and practical intention to perform this type of dialysis, long-term interventions at the hospital and family levels are required.

    Keywords: Peritoneal dialysis, Barrier-based education, Knowledge, Peritoneal dialysis intention
  • Keyvan Sharifmoradi*, Mansour Saayah, Mohammad Thghi Karimi Pages 442-454
    Background

    Increasing the elderly's balance through physical activity not only results in improved health and increases the independence of the elderly, but also reduces the heavy costs associated with the fall which imposed on family and society. Therefore, the purpose of this study was to investigate and determine the benefits of the Pilates exercises on the static balance, dynamic balance, and functional balance of the elderly.

    Materials and Methods

    The papers which was published from March 2010 to 2018 were included in this study. The Pilates keywords were searched together with aging, elderly, and old subjects. The research literature was done in the Medline, Embase, Pubmed, Scopus, and SID databases.

    Results

    The results of this meta-analysis indicated that the Pilates exercises had a significant and high effect size (P=0.000) on time up and go time (TUG) (Hedges g=1.078), the significant and moderate effect size on the functional balance (Hedges g=0.685), and the significant and low effect size on the static equilibrium (Hedges g=0.668).

    Conclusion

    The results of this meta-analysis study showed that the Pilates exercises were effective exercises to improve static, dynamic, and the functional balance in the elderly subjects. More high-quality research is needed to examine the effect of the Pilates exercises on other aspects of the balance in the elderly as well as assess the effectiveness of the Pilates program in longer time and during the follow up program.

    Keywords: Elderly, Meta-analysis, Pilates training, Rehabilitation, Sport