فهرست مطالب

پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران - سال هفتم شماره 14 (بهار و تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 14 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • شهرام یوسفی فر* صفحات 11-28
    با سلطه مغولان بر ایران (قرن 7ق/13م) و بروز بحران های فراگیر اجتماعی گروه های فقیر رو به فزونی نهاد و باید برای ساماندهی وضعیت آنان وکاهش فقر سیاست های مناسب حمایتی اتخاذ می شد تا ثبات و امنیت اجتماعی تامین گردد. موضوع فقر و توانمندسازی گروه های فرودست در آراء صاحب نظران سده های میانه، از جمله خواجه نصیرالدین طوسی، مورد توجه قرارداشت و نتایج آن در تدوین برنامه های معطوف به حمایت اجتماعی، توسط بخش خصوصی یا دولتمردان مورد توجه قرار می گرفت تا جایی که خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، نظام حمایت از فرودستان در ربع رشیدی را برپا ساخت. در پژوهش حاضر، با تکیه بر اطلاعات وقف نامه ربع رشیدی و منابع تاریخی، قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که اولویت ها و نیازهای گروه های فرودست در آن زمان کدام ها بودند؟ چه سیاست و راهکارهایی برای رفع نیازهای آن گروه ها و برقراری حمایت اجتماعی از آنان در پیش گرفته شد؟. برای بررسی موضوع ابتدا سیاست و راهبردهای اجرایی در ربع رشیدی شناسایی و استخراج و سپس، با تجزیه و تحلیل آنها، اولویت ها و نیازهای فقرا و مساکین در دوره مورد نظر بازشناسی سرانجام برنامه اجرایی و راهکارها برای رفع نیازهای اصلی فقرا تبیین شد. در نهایت مشخص می شود مدل حمایتی وی در کدامیک از الگوهای تامین یا بیمه اجتماعی یا مدلی فراتر از این موارد شناخته شده، قرار داشت.
    نتیجه بررسی موید این امر است که در ربع رشیدی نظام حمایتی کارآمدی، مبتنی بر شناسایی نیازهای گروه های فرودست طراحی شده بودتا با اجرای آن ثبات و امنیت پایدار در جامعه ایجاد و توانمندسازی تدریجی و رفع آسیب های اجتماعی مرسوم در نزد آن گروه ها، محقق شود.
    کلیدواژگان: ایلخانان، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، ربع رشیدی، حمایت اجتماعی، فرودستان، جامعه آرمانی، فقر، فقرزدایی
  • تکتم یارمحمدی*، جمشید نوروزی صفحات 29-44
    وقف، از قدیمی ترین رسوم ایرانی ها است که با عقاید دینی آنان عجین شده است و از طرف دیگر تحت تاثیر فرازها و فرودهای تاریخی و توسعه ایران قرار گرفته است. این مطالعه در نظر دارد با بررسی و تحلیل مندرجات اسناد ثبت شده موقوفات گناباد و عملکرد آنها در فاصله زمانی سال های 1285 تا 1435 دریابد که موقوفات انجام یافته در گناباد شامل چه مواردی و در چه زمینه هایی بوده است؟ مندرجات اسناد موجود در اداره اوقاف گناباد، مبین آن است که بیشترین وقفیات گناباد و توابع آن طی سال های 1285-1325ق، انجام گرفته و وقف در پنجاه سال اخیر کاهش یافته است.  بیشتر موقوفات این منطقه، شامل آب و زمین برای سوگواری و تعزیه سیدالشهدا و ایام محرم است. همچنین، وقف برای امام رضا، ساخت مساجد و دیگر ابنیه عام المنفعه نیز مورد توجه بوده است.  این پژوهش به روش توصیفی   تحلیلی و بر مبنای محتویات اسناد موقوفات موجود در اداره اوقاف گناباد و نیز مندرجات برخی کتب صورت گرفته است
    کلیدواژگان: وقف، واقف، موقوفات، گناباد، اسناد
  • علی اکبر کجباف*، پروین بیگ محمدی، مرتضی نورایی صفحات 45-58
    محیط مذهبی شوشتر سبب شد تا قبل از دوره پهلوی، مردم شوشتر سعی کنند بخش اعظم موقوفات خود را به ساخت، تعمیر و تدارک احتیاجات مساجد، مدارس و امامزاده ها اختصاص دهند؛ بنابراین در این ادوار، کارکرد وقف بیشتر فرهنگی  مذهبی بود. در دوره پهلوی نیز، علی رغم تحول و دگرگونی شتابزده در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، مردم شوشتر همچنان به صورت کم و بیش، به مقوله وقف توجه نشان دادند. پژوهش حاضر، بر اساس روش توصیفی  تحلیلی و با تکیه بر اسناد وقف نامه های اداره اوقاف شوشتر و منابع کتابخانه ای، درصدد است به بررسی «کارکردهای وقف در شوشتر دوره پهلوی» بپردازد و علاوه بر آن، دریابد میزان، نوع و مصارف موقوفات در این بازه زمانی به چه صورت بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که، کارکردهای موقوفات، گرچه بیشتر فرهنگی  مذهبی است، اما همین کارکرد، در راستای سیاست ضدمذهبی حکومت پهلوی متحول شده و به صورت کم رنگی تداوم یافته؛ به طوری که براساس اسناد موجود، تنها 8 مورد سند وقفی در شوشتر تنظیم شده است. علاوه بر این، توجه به مسائل بهداشتی، به عنوان کارکرد اجتماعی وقف، به صورت محدود و توام با کارکرد فرهنگی  مذهبی وجود داشته است.
    کلیدواژگان: شوشتر، وقف، پهلوی، مساجد، امامزاده
  • فریده فرزی*، ذکراله محمدی، حسین آبادیان، یعقوب خزایی صفحات 59-76
    پس از کودتای 28 مرداد، محمدرضاشاه انجام اصلاحاتی را ضروری دانست که اوج آن در انقلاب سفید تداعی پیدا کرد. انقلاب سفید طی چندین مرحله و 19 اصل تحقق پیدا کرد که تشکیل خانه های انصاف در روستاها در اصل نهم آن مطرح شد. از آنجایی که تشکیل خانه های انصاف باعث ایجاد یک نظام اجتماعی و قضایی در روستاهای ایران شد، لذا بررسی عملکرد آنها و تاثیری که بر نظام قضایی روستاهای کشور داشتند، مهم به نظر می رسد. هدف مقاله حاضر بررسی عملکرد نهاد خانه انصاف در روستاهای اصفهان از زمان اجرای طرح تا سال 1357ش است و در این راستا به سوال های زیر پاسخ می دهد: 1. تعامل مردم با این نهاد تازه تاسیس چگونه بود؟ 2. خانه انصاف تا چه اندازه در رفع مشکلات روستائیان موفق عمل کرد؟
    پژوهش پیش رو درصدد است تا با استفاده از منابع تاریخی و اسنادی این دوره، با به کارگیری رویکرد توصیفی  تحلیلی، چرایی و چگونگی تاسیس نهاد خانه انصاف را در روستاهای اصفهان بررسی کند.
    دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که هرچند این نهاد تازه تاسیس در رفع پاره ای از مشکلات موثر عمل کرد، اما به دلیل عدم نظارت دقیق بر عملکرد اعضاء از سوی ناظران، خود منشآ مشکلات دیگری شد و کارکرد مثبت آن تحت تاثیر قرار گرفت.
    کلیدواژگان: خانه انصاف، روستا، اصفهان، نظام قضایی، پهلوی
  • فاطمه مختاری*، اسدالله جودکی عزیزی، سیدرسول موسوی حاجی صفحات 77-100
    محور تاریخی شهر بم، مجموعه موسوم به «ارگ بم» است که در جبهه شمال شرقی شهر واقع شده است. علی رغم پژوهش های متعدد و متنوعی که تاکنون در حوزه های باستان شناسی و معماری و در ارتباط با ساختار و سیمای این شهر در سده های نخستین دوران اسلامی انجام گرفته است، هنوز هم پرسش های مهم و کلیدی وجود دارند که به آنها پاسخ های مناسب و متقنی داده نشده است. در پژوهش حاضر که، براساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و، براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات تاریخی است، تلاش می شود به این پرسش اساسی که سیمای شهر بم در سده های نخستین دوران اسلامی به چه صورت بوده است؟ پاسخ داده شود.گردآوری داده ها به دو شیوه اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی صورت گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهند که شهر بم در سده های نخستین اسلامی دارای سه بخش ارگ، شارستان و ربض بوده است. در این دوره مجموعه ارگ بم، هسته مرکزی شهر بوده و شارستانی محصور با چهار دروازه آنرا محاط کرده است. ربض شهر بارو نداشته و دو رودخانه در شمال و جنوب به صورت فیزیکی بخش بزرگی از آن را از بدنه شارستان جدا ساخته است. موانع طبیعی در شمال و شرق باعث شدند تا شهر در جهات جنوب و غرب توسعه پیدا کند. مساحت تقریبی شارستان 260 هکتار (که با ربض و باغات و مزارع جمعا مساحتی بیش از 900 هکتار)بوده و شهر سه مسجد جامع داشته یکی در درون مجموعه ارگ و دوتای دیگر در عرصه شارستان.
    کلیدواژگان: سده های نخستین اسلامی، شهر اسلامی، کرمان، بم، ارگ بم
  • شهربانو دلبری*، ابوالفضل حسن آبادی، حجت محمدی مطلق صفحات 101-112
    شاهراه خراسان، مهم ترین راه مواصلاتی ایران، از سده دوم تا حمله مغول، بوده است که خراسان، ماوراءالنهر و ترکستان را به غرب ایران و بین النهرین متصل می کرد. این شاهراه شاخه های فرعی متعدد داشت که یکی از آنها (حد فاصل نیشابور  بسطام) از ولایت جوین می گذشت. این مسیر، در مقایسه با مسیر موازی آن (نیشابور  سبزوار  بسطام) بیشتر مورد اقبال کاروان ها بود. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی  تحلیلی، به بررسی تاثیرات اقتصادی  اجتماعی این شاهراه بر ولایت جوین، از سده سوم تا هفتم هجری، پرداخته است. یافته های این پژوهش حاکی است که روستاهای متعدد ولایت جوین و فراوانی آذوقه و علوفه این ولایت، سبب اصلی استقبال کاروان ها از این مسیر بوده است. از سوی دیگر، جای داشتن ولایت جوین بر گذر این شاهراه، تاثیرات خود را بر آنجا گذاشت. توقف کوتاه یا طولانی مدت علما و بزرگان مسافر از این مسیر در ولایت و تسهیل ارتباط اهالی آنجا با شهرهای بزرگ نیشابور و ری، از جمله ره آوردهای اجتماعی این شاهراه بود. از سوی دیگر، این راه، با فراهم کردن زمینه فروش و صادرات محصولات محلی ولایت شرایط رونق آنجا را فراهم می کرد.
    کلیدواژگان: ولایت جوین، شاهراه خراسان، علمای جوینی، آزادوار
  • سیدحسن حسینی*، جواد عباسی صفحات 113-126
    با استقرار حکومت اسماعیلیان در البرز مرکزی، به مرکزیت الموت، قدرت همجوار تازه ای برای حکومت محلی و کهن باوندیان در مازندران پا به عرصه گذاشت که بر قدرت منطقه ای و حاکمیت ارضی این خاندن محلی تاثیر گذاشت. این مقاله به این پاسخ می دهد که چه عواملی بر مناسبات بین دو قدرت محلی تاثیر داشت؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که کشمکش سیاسی و مذهبی این دو حکومت در قرون پنجم تا هفتم هجری مناسباتی بیشتر بر پایه رقابت و دشمنی را میان آنها به وجود آورد. سیر تحول مناسبات این دو حکومت از عوامل و شرایط مختلفی تاثیر می پذیرفت. میل به توسعه قلمرو یا کوشش برای نگهداری آن، اختلافات عقیدتی و مذهبی، تاثیر قدرت های سوم مانند سلجوقیان و مغولان، پناهندگی عناصر حکومتی و به کارگیری سیاست قتل مخالفان به وسیله اسماعیلیان، از جمله این عوامل تاثیرگذار بودند. مقاله حاضر می کوشد با برجسته کردن این عوامل، با استفاده از روش توصیفی  تحلیلی چشم انداز دقیق و منسجم تری از مناسبات این دو قدرت مهم منطقه ای در قرون پنجم تا هفتم هجری ارائه نماید.
    کلیدواژگان: باوندیان، اسماعیلیان، مازندران، سلجوقیان، مذهب
  • صالح پرگاری*، حسین محمدی، وحید فرحی دیگه سرا صفحات 127-142

    حکومت محلی آل کیا در فاصله سده های هشتم تا دهم هجری قمری در گیلان و نواحی واقع در شرق سپیدرود موسوم به بیه پیش قدرت را در دست داشتند. این خاندان حکومتگر، با اتخاذ سیاست های هوشمندانه به اقتضای شرایط و مناسبات زمانه، خود را از گزند حملات حکومت های وقت که در ایران بر سر کار بودند حفظ نمودند و حتی الامکان توانستند که استقلال داخلی خود را تداوم بخشند. این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی در پی آن است که به بررسی عوامل و فاکتورهایی که باعث همگرایی آل کیا با حکومت های مرکزی وقت و همچنین مسائلی که موجب تحریک و افزایش واگرایی و میل به استقلال بیشتر در آنها شده است بپردازد.
    یافته های این پژوهش بیانگر آن است که عواملی همانند میل به حفظ قدرت در این خاندان محلی و ایمن شدن در برابر حملات حاکمان مرکزی میل به همگرایی را بین طرفین تقویت و همچنین تمایل به کسب قلمروی جدید توسط آل کیا و عامل جغرافیایی و اقلیمی و داشتن مذهب متفاوت با حکومت مرکزی و استقلال اقتصادی این خاندان و نوع معیشت و عدم کمبود منابع آبی و مبارزات مداوم دهقانی در طول تاریخ گیلان، از نیروهای محرکه واگرایی بوده است.

    کلیدواژگان: آل کیا، گیلان، بیه پیش، همگرایی، واگرایی
  • فریدون الهیاری*، زهرا اعلامی زواره، ابوالحسن فیاض انوش صفحات 143-160
    حمله مغول به ایران در سال 616ق و مرگ سلطان محمد خوارزمشاه در 617ق به یکپارچگی سیاسی ایران در چارچوب قلمرو خوارزمشاهیان پایان داد و دوره ای از بی ثباتی و رقابت های سیاسی را در پی آورد. بنابراین بخش های مختلف ایران تحت نفوذ حکومت های محلی قرار گرفت. حکومت اتابکان لر کوچک (580-1006ق) از جمله این حکومت های محلی است که در دوران ضعف سلجوقیان تشکیل شده بود. حد فاصل بین تهاجم مغول تا تشکیل سلسله ایلخانی، دوره ای سخت و بحرانی برای این حکومت محلی به شمار می رفت. بحران مشروعیت و سردرگمی آنان در پیوند با بازماندگان سلطنت خوارزمشاهی، خلافت عباسی و دربار مرکزی مغول، مهم ترین ابعاد تکاپوهای سیاسی ایشان بود. هدف مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، ارزیابی تکاپوهای مشروعیت یابی اتابکان لر کوچک و تبیین مناسبات آنان با نهادهای مشروعیت بخش به منظور گذار از این دوران و حفظ موجودیت است. این پژوهش، پس از بیان مقدمه ای از بحث و مروری بر این حکومت محلی نشان می دهد که اتابکان لر کوچک از زمان شجاع الدین، موسس این حکومت، در روند مشروعیت یابی خود، به جایگاه مشروعیت بخش نهاد سلطنت و خلافت توجه داشتند، اما سقوط خوارزمشاهیان، ضعف خلافت و جدی شدن تهدید مغولان به تدریج در زمان جانشینان وی به تحول در مناسبات با خلافت در دوران حسام الدین تا نفوذ فزاینده مغول در زمان بدرالدین منجر گردید و ادامه مشروعیت و حفظ موجودیت اتابکان لر را به تایید مغولان وابسته نمود.
    کلیدواژگان: اتابکان لر کوچک، مشروعیت، سلطنت، خلافت، مغولان
  • مجتبی تبریزنیاتبریزی*، عبدالرسول خیراندیش، عطاءالله حسنی، رضا شعبانی صفحات 161-176
    توپ، به عنوان سلاح سنگین، جمعی، گران قیمت، نیازمند آموزش در به کارگیری و صرف هزینه در ساخت، نگهداری و به کارگیری، فقط می توانست در انحصار و اختیار دولت مرکزی باشد. از دوره شاه تهماسب اول که نخستین تجربه های ساخت و به کارگیری سازمان یافته و موثر آن در قشون صفوی ثبت شده تا دوران شاه عباس اول که بیشترین ساخت و کاربرد توپ در نبردها روی داده است، شواهد تاریخی نشان می دهند به کارگیری این سلاح مدرن برای کنترل نیروهای گریز از مرکز، سرکوب حکام سرکش محلی و تثبیت و گسترش حاکمیت مرکزی، عاملی تعیین کننده و سرعت بخش بوده است. با ظهور نشانه های ضعف حکومت صفوی و آغاز شورش های پراکنده اقوام سرحدی، توپچیان همواره بخشی از قشون را تشکیل می دادند، هرچند ناتوانی آنها در کاربرد مفید توپخانه در جنگ صحرا (رو در رو) موجب شکست های قشون دولتی و سرانجام سقوط صفویان شد. در سرکوب حکمرانان محلی اگر «جنگ قلعه» روی می داد، قدرت ویرانگر گلوله و صدای غرش توپ هر مقاومتی را درهم می شکست اما در «جنگ های صحرا و رو در رو»، در دوره صفوی مهارت کافی برای استفاده موثر و تعیین کننده از توپخانه حاصل نشد. روش پژوهش توصیفی  تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است.
    کلیدواژگان: توپ، توپخانه، شورش، محلی، سرکوب، حکومت، صفوی
  • عظیم شه بخش*، امید غیاثی صفحات 177-190
    برخلاف شاعران عرفانی، که عموما با تحولات اجتماعی و سیاسی بیگانه اند، تاریخ سیاسی شیراز قرن هشتم در شعر حافظ بروز یافته است که می توان جوهره آن را اندیشه ایرانشهری دانست. در اواخر دوره ساسانی، مفاهیم متعددی در قالب فرهنگ و اندیشه ایرانیان شکل گرفته بود که ریشه در چندین قرن تمدن و مواجهه با تمدن های دیگر داشت. اندیشه سیاسی ایران باستان یکی از مقولاتی است که در دوران اسلامی تداوم یافت و از آن به اندیشه ایرانشهری تعبیر شده است.  در این پژوهش، با استفاده از رویکرد  تاریخ اندیشه آر.جی کالینگوود (Collingwood)، فیلسوف و مورخ انگلیسی، سعی شده است تا بدین سوال اصلی پاسخ داده شود که چرا وجوه مهم اندیشه سیاسی ایرانشهری  در اندیشه حافظ نمود یافته است و تاریخ شیراز آن دوره چگونه بر این اساس تحلیل می شود. یافته های پژوهش که به صورت تحلیلی  تاریخی به دست آمده، نشان می دهند که رویکرد سیاسی حافظ در اشعارش با اندیشه ایرانشهری پیوند داشته و مدح و ذم شاهان زمانه در راستای مولفه های این اندیشه صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: اندیشه ایرانشهری، اندیشه سیاسی، تاریخ اندیشه، حافظ، شیراز
  • مجتبی جوکار*، رضا معینی رودبالی صفحات 191-206
    لشنی، به عنوان یکی از ایلات کوچک فارس، دوران پرفراز و نشیبی را طی نموده است. از این ایل اولین بار در منابع اواخر دوره صفویه نام برده شده که در مبارزه علیه افغان ها شرکت نمودند. با قدرت گیری کریم خان زند و حضور وی در فارس، لشنی ها با وی متحد و جزئی از ایل زند شدند. در اوایل دوره قاجار بخشی از لشنی ها به دیگر مناطق تبعید و اکثر ایشان در قشقایی پناهنده شدند. در سال 1291ق، پس از جدایی از قشقایی ها، این ایل که به عنوان تیول به خاندان حکمت واگذار شده بود، در حوادث فارس علی الخصوص مبارزه علیه پلیس جنوب نقش پررنگی ایفا کرد. این سوال مطرح شده است که این ایل در ولایت فارس از اواخر دوره صفویه تا پایان حکومت قاجار چه نقش و جایگاهی داشته است؟ در پاسخ این فرضیه آمده که  لشنی ها ایل کوچکی بودند که سال ها پیش از شکل گیری حکومت زند در فارس ساکن بودند و در فراز و نشیب تاریخی، هرگاه با افراد، حکومت ها و قبایل قدرتمند پیوند و ارتباط می یافتند در تحولات و حوادث فارس تاثیرگذار بودند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا به روش تحلیلی و توصیفی و براساس منابع مکتوب و میدانی نقش و جایگاه لشنی ها در فارس را از اواخر صفویه تا پایان قاجار بررسی کند.
    کلیدواژگان: لشنی، صفویه، زند، قاجار، پلیس جنوب
  • جهانبخش ثواقب*، پروین رستمی صفحات 207-230
    جنبش مشروطیت، به رغم آنکه خاستگاهش در تهران بود، اما دامنه آن به دیگر شهرها، از جمله کرمانشاه، نیز کشیده شد. جنبش مشروطه خواهی و پی آمدهای آن، در اوضاع داخلی کرمانشاه بسیار تاثیر گذاشت و مردم این شهر با جنبش مشروطه خواهی همگرا شدند و این همگرایی به شکل ستیزه جویی بین مردم با حکام شهر، که از مستبدین بودند، بروز یافت. آشوب ها و اغتشاشات حاصل از این ستیزه ها در سطح شهر، عامل ضرر و زیان مردم گشت؛ اما موجب رویگردانی آنان از مشروطه خواهان نشد و با تشدید افکار و رفتار مشروطه خواهی، همچنان از روسا و رهبران مشروطه خواه کرمانشاه پیروی می کردند. با این وجود، در دوره استبداد صغیر، کرمانشاه درگیر آشوب ها و اغتشاش های بسیاری شد که ایلات به آن دامن می زدند و اوضاع داخلی شهر را در تنگنای امنیتی و اقتصادی قرار می دادند. این پژوهش به روش کتابخانه ای با بهره گیری از آگاهی های تاریخی و سندپژوهی، اوضاع سیاسی شهر کرمانشاه را در سال های 1324 تا 1327ق، مقارن رخداد مشروطیت در ایران، بررسی و علل آشوب ها و درگیری های داخلی آن را تحلیل و تبیین می کند. یافته پژوهش نشان می دهد که به سبب همراهی مردم کرمانشاه با جنبش مشروطه خواهی، پیامدهای حاصل از آن به کشمکش درونی نیروهای متنفذ و فعال شدن روسای ایلات و آشفتگی اوضاع سیاسی شهر انجامید و آشوب های شهر ناشی از خصومت های شخصی رجال و درگیری های میان ایلات بود که ساختار شهری کرمانشاه را تشکیل می داد.
    کلیدواژگان: کرمانشاه، مشروطه خواهان، مستبدین، ایلات، کنسول گری انگلیس، حکام کرمانشاه
  • علی نادریان فر*، سیدعلیرضا ابطحی، سهیلا ترابی فارسانی صفحات 231-254
    با روی کار آمدن رضاشاه و در پیش گرفتن سیاست تمرکز قدرت، تلاش های زیادی برای استقرار قدرت حکومت مرکزی، در اقصی نقاط ایران از جمله بلوچستان، انجام گرفت که با چالش های متعددی از سوی قدرت های محلی روبه رو گردید؛ یکی از این چالش ها، طغیان دوست محمدخان بارکزائی و جمعه خان اسماعیل زهی در سال های 1307-1319ش بود. اینکه علت اصلی شورش سرداران بلوچ چه بود؟ و چگونه طغیان آنها سرکوب شد؟ سوال اصلی این پژوهش است که کوشش می شود به روش تاریخی و شیوه توصیفی  تحلیلی، بر پایه اسناد طبقه بندی شده و آرشیوی سال های 1307-1319ش بررسی و پژوهش شود. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که شورش دوست محمدخان بارکزائی و جمعه خان اسماعیل زهی، برخلاف حرکت های دیگر این دوره در خوزستان، گیلان و آذربایجان شائبه تجزیه طلبی و استقلال نداشت و تلاش های آنان، به علت سلطه بیگانگان خصوصا انگلستان، بدرفتاری نظامیان با مردم منطقه، کشف حجاب و گسترش اقتدار سیاسی و اقتصادی آنان بوده است. نگاهی دقیق به مندرجات اسناد مورد بررسی نشان می دهد که دلیل اصلی شکست حرکت خوانین بلوچ، عدم شناخت کافی آنها از دولتمردان انتهای دوره قاجار و ابتدای دوره پهلوی، به ویژه شخص رضاشاه، بوده است.
    کلیدواژگان: بلوچستان، انگلستان، شورش، رضاشاه، دوست محمدخان بارکزائی، جمعه خان اسماعیل زهی
  • سلیمان حیدری* صفحات 255-272
    یک سال بعد از امضای مقاوله نامه همکاری ایران و آمریکا، در خصوص عمران و توسعه روستایی، کارشناسان کشاورزی دانشکده کشاورزی یوتا راهی استان فارس و هشت استان دیگر شدند، تا بتوانند کمک های فنی خود را در اختیار کشاورزان، زمینداران و کارکنان ادارات کشاورزی قرار دهند. کارشناسان، در دوم آبان ماه 1330 در شیراز مستقر شدند و در طول شش سال فعالیت، کمک های فنی خود را در زمینه ترویج و آموزش کشاورزی، تربیت مروج، مکانیزه شدن کشاورزی و دفع آفات نباتی ارائه دادند. این پژوهش درصدد است به یک سئوال اساسی پاسخ دهد: هیئت عملیات اقتصادی آمریکا چه نقشی در تحول کشاورزی استان فارس داشت؟
    یافته های پژوهش حاکی است تا قبل از حضور آمریکایی ها در فارس، کشاورزی به صورت سنتی بوده است و پس از حضور کارشناسان کشاورزی یوتا و ایجاد مزارع نمونه و آموزش عملی و تئوری، زمینه مکانیزه شدن کشاورزی و گام نهادن در کشاورزی نوین به صورت تدریجی فراهم شد، به طوری که تولید در واحد سطح افزایش یافت و کشاورزان در سه مرحله کاشت، داشت و برداشت، به تدریج از ابزارهای نوین و ماشین آلات کشاورزی مثل تراکتور و کمباین استفاده کردند. روش پژوهش توصیفی  تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مبتنی بر اسناد موجود در دانشگاه یوتا و سازمان اسناد و کتابخانه ملی  ایران است.
    کلیدواژگان: فارس، یوتا، ترویج کشاورزی، مزارع نمونه
|
  • Shahram Yousefifar * Pages 11-28
    In the aftermath of the invasion and domination of the Mongols over Iran (7th century AH / 13th AD) and the emergence of widespread social crises of the lower class, it was necessary to adopt appropriate supportive policies to regulate their situation and reduce poverty, in order to ensure social stability and security. The issue of poverty and reconciliation of subordinate groups was considered in the opinions of medieval scholars, including Khajeh Nasir al-Din Tusi, and the results were drawn to the development of social protection programs by the private sector orgovernment to the extent that Khajeh Rashid al-Din Fazlollah Hamedani, established a support system for the descent in the Rab'-e Rashidii.
    In the present study, based on the information of the Rab'-e Rashidii and historical sources, we intend to answer the question of what were the priorities and needs of the lower class groups financially at that time, what policies and solutions to meet the needs of those groups and has social protection been taken? The result of the review confirms that in the Rab'-e Rashidi, an effective support system was designed to identify the needs of subordinate groups, in order to achieve its sustainable stability and security in the community, and to gradually empower and eliminate the traditional social damage to those groups.
    Keywords: Ilkhanid, Khajeh Rashid al-Din Fazlollah Hamedani, Rab'-e Rashidi, social support, the lower class, ideal society, poverty, poverty reduction
  • Toktam Yarmohamadi *, Jamshid Nowroozi Pages 29-44
    Waqf is one of the old institutions of Iranian society which has been linked with the religious beliefs of Iranians and, on the other hand, has influenced the ups and downs of the events and developments of Iran. The present study intends to investigate and analyze the contents of the records of the Gonabad endowments and its functions during the period from 1285 to 1435 AH, which cases and in what areas have been made in Gonabad? The contents of the documents in the Gonabad Endowment Administration indicate that most of Gonabad's  endowments and its functions were carried out between 1285 and 1325 AH, and the waqf's institution has declined in the last fifty years. Most of the endowments of this area include the endowment of water and land for the mourning of Sayyed al-Shohada and Muharram. Also, Waqf has been considered for Imam Reza, the construction of mosques and other public buildings. This research is descriptive-analytical and based on the contents of the documents of the endowments in the Gonabad Endowment Office, as well as the contents of some books.
    Keywords: waqf, waqef (sombody who makes an endowment), endowments, Gonabad, documents
  • Aliakbar Kajbaf *, Parvin Bayg Mohammadi, Morteza Nooraie Pages 45-58
    Before Pahlavi period, religious environment of Shushtar has caused its people to try to devout the greatest part of their endowments to the construction, repair and provision of the requirements of mosques, schools and shrines; therefore, the most fundamental function of endowment has been of cultural – religious nature. In spite of the swift changes and modifications in the various social, cultural and economic aspects, the people of Shushtar had still paid more or less considerable attention to the tradition of endowment. The present study is an attempt to examine the “functions of endowment in Shushtar in Pahlavi period” based on a descriptive – analytical method and in accordance with all the endowment documents recorded in the Endowment Department of Shushtar and the available library resources. Moreover, the study is to find the amount, type and uses of the endowments in this particular time span. The results obtained reveal that although the functions had been of cultural – religious nature, they had continued with less emphasis due to the anti-religious policies of Pahlavi regime, in such a way that only 8 real endowment documents has been recorded in Shushtar. Furthermore, consideration of hygienic issues as one of the social functions of endowment has been present in a limited way and accompanied with the cultural – religious function.
    Keywords: Shushtar, waqf or endowment, Pahlavi, mosques, shrines
  • Farideh Farzi *, Zekrollah Mohammadi, Hossein Abadian, Yaghoob Khazaei Pages 59-76
    After the 28th Mordad coup, The Mohammad Reza Shah decided to make reforms and such reforms were made mostly in the form of white revolution. The white revolution was realized in several steps and 19 principles and formation of the Eensaf Houses at the villages was proposed in the 9th principle. The formation of Ensaf Houses caused the establishment of a social and judicial system at the villages, thus, the study of their formation and effects on judicial systems of villages is necessary. The present study aims to investigate the formation of Ensaf Houses at the villages of Esfahan province since its beginning to 1357 SH and answer following questions: How did people interact with this new-established organization? How much did it succeed in solving the problems of villagers?
    The present research seeks to investigate the reasons of the establishment and method of Ensaf Houses functions in the villages of Esfahan by the use of library and documentary resources of this period and applying a descriptive-analytical method.
    The findings of this research suggest that, although this newly established institution has worked positively to overcome some of the problems, due to lack of proper monitoring of the performance of members by the supervisors, it caused other problems and its positive performance was affected.
    Keywords: Ensaf House, village, Esfahan, judicial system, Pahlavi
  • Fatemeh Mokhtari *, Asadollah Jodaki Azizi, Seyed Rasool Mousavi Haji Pages 77-100
    The historical center of the city of Bam, known as the Citadel of Bam, is located on the northeast side of the city. Despite the numerous and varied research done so far in the field of archeology and architecture in relation to the structure and landscape of this city in the first centuries of the Islamic era, there are still important and key questions to which appropriate and concise answers have been given. Not yet. In this research, which is based on the purpose of fundamental research and, by nature and method, a historical research, the main question: What was the landscape of Bam in the early centuries of Islam? The data has been collected in two ways: documentary and fieldwork. The results of this research show that the city of Bam in the early islamic centuries had three parts: Arg (Citadel), Sharestan (the main part of the city) and Rabaz (suburb(.During this period,Arg- e Bam (the citadel of Bam) was the central core of surrounded by a four-gate enclusure. The Rabaz, was not enclosed and two rivers to the north and south have physically separated a large part of it from thebody of Sharestan. The natural barriers that existed in the north and east of the city of Bam caused the city to expand in the south and west. The approximate area of Sharestan was 260 hectares and the total area of the city (Rabaz, gardens and farms) was over 900 hectares and the city had three mosques, one within Arg (the Citadel) and the other two in Sharestan
    Keywords: Early Islamic Centuries, Islamic City, Kerman, Bam, Arg- e Bam (Bam Citadel)
  • Shahrbanou Delbari *, Abolfazl Hassanabadi, Hojjat Mohammadi Motlagh Pages 101-112
    Khorasan highway was the most important connecting route of Iran since the second century A. H up to the Mongols invasion. It connected Khorasan, Transoxiana, and Turkistan to the west part of Iran and Mesopotamia. This highway had different branches, one of these branches passed the distance between Neyshabur and Bastam i.e Jovain. This route well received and was taken more than its parallel rout by travelers (i.e Neyshabur-Sabzevar-Bastam). This research studied the economic-cultural effects of the road on Jovian. The findings showed that locating a lot of villages along the road provided foodstuff for the travelers and fodder for their animals. It could be the main reason for their choice. On the other hand, this road provided a good opportunity for trading, importing and exporting local goods. This contributed to the prosperity of the region. Also, some scholars and great men who traveled by this road stayed there for a short time and this too had a cultural effect on Jovian. Traveling easily to Neyshabur at East and Rai at West was another advantage of taking this route.
    Keywords: District of Jovian, Jovians' Scholars, Khorasan highway, Azadvar
  • Seyyed Hassan Hosseini *, Javad Abbasi Pages 113-126
    With the establishment of the Ismaili government in central Alborz in Alamut, a new neighboring power for the local and archaic communities in Mazandaran emerged that affected the regional power and territorial sovereignty of this local dynasty. This article answers the question of what factors influenced the relationship between the two local powers? The results show that the political and religious struggles of  these two governments in the fifth to seventh centuries AH created more relations based on competition and hostility between them. The evolution of relations between these two governments was influenced by different factors and conditions. These factors included the desire to expand or retain territory, ideological and religious differences, the influence of  third powers such as the Seljuks and Mongols, the asylum seeking of the members of  ruling family, and the use of Ismaili opposition killing policy. The present article seeks to highlight these factors using a descriptive-analytical approach to provide a more detailed and coherent perspective on the relationship between these two important regional powers in the fifth to seventh centuries AH.
    Keywords: Bavandids, Ismailis, Mazandaran, Seljuks, religion
  • Saleh Pargari *, Hoseyn Mohammadi, Vahid Farrahi Digesara Pages 127-142

    The local government of Al-Kia ruled Gilan and areas to the east of Sepidrud known as “Biah Pish,” from the eighth to the tenth centuries of the Hijra.       Having adopted clever policies with regard to the requirements and political relations of their time, this ruling family managed to stay safe from the attacks of Iran’s central governments. They even managed to maintain their domestic autonomy.      Using an analytical descriptive method, this study seeks to investigate factors leading to Al-Kia’s convergence with the central governments as well as issues that led to an increase in their divergence from the central governments and desire for more autonomy.
         The findings of this study indicate that factors such as Al-Kia’s desire for holding power within this local family and staying safe from the central rulers’ attacks bolstered convergence between the two sides. On the other hand, factors such as Al-Kia’s desire for controlling more territory, geographical and climate factors, their adherence to a religious denomination different from that of the central government, the region’s economic independence, abundance of water resources, and peasant’s ongoing struggles throughout the history of Gilan were among the driving forces of divergence.

    Keywords: Al–Kia, Guilan, Biah pish, convergence, divergence
  • Fereydoun Allahyari *, Zahra Elami Zavareh, Abolhassan Fayaz Anoush Pages 143-160
    The Mongol invasion of Iran in 616 AH. And the death of Sultan Mohammad Kharazmshah in 617 AH. ended the political unity of Iran within the framework of the Kharazm area and led to a period of instability and political competition. Therefore, various parts of Iran were influenced by local governments. The rule of Atabakan Lor the Small (580-1006 AH) is among these local governments formed during the Seljuk weakness. The interval between the Mongol invasion and the formation of the Ilkhanid dynasty was a difficult and critical period for the local governments of Iran. The crisis of their legitimacy and their head confrontation with the remnants of the Kharazmshahi monarchy, the Abbasid Caliphate, the Mongol central court were the most important dimensions of their political advancement. The purpose of this article, through a descriptive and analytical method and based on library resources, is evaluating legitimate efforts of Atabakan Lor and explaining their relationship with the legitimizing institutions in order to pass through this period and and to preserve their existence. The study, after giving an introduction to the discussion of this local government, shows that Atabakan, since the time of Shojaaddin,, the founder of this government, in their legitimation process, had been focusing on the legitimacy of the monarchy and the caliphate, but the fall of Kharazmshahian, the weakness of the caliphate and the seriousness of the Mongol threat led to a change in relations with the caliphate during the Hesam al-Din era until the increasing Mogol influence during Badr al-Din's time and continued the legitimacy of  Atabakan Lor to the confirmation of the Mongols.
    Keywords: Atabakan Lor the Small, legitimacy, monarchy, caliphate, Mongols
  • Mojtaba Tabrizniya Tabrizi *, Abdolrasoul Kheirandish, Ataollah Hassani, Reza Shabani Pages 161-176
    The cannon, as a heavy, collective, expensive weapon, requiring training in the use and expense of construction, maintenance, and deployment could only be in the hands of the central government. Historical evidence suggests that the use of this modern weapon has been a decisive and accelerating factor in controlling centrifugal forces, suppressing local rogue rulers, and consolidating and expanding central sovereignty. As a result of the expansion of central government authority over all the Safavid territory gained through the shelling of the cannon, the reign of Shah Abbas I was accompanied by the least internal strife, and this resulted in great victories in the frontier battles (the conquest of Yerevan by Shah Safi and the conquest of Kandahar and the defense of it three times against the Mongolian government of India), which also relied on artillery fire. With the emergence of signs of weakness of the Safavid rule and the start of widespread border revolts, although the gunners have always been part of the army, their incapability in effectively use artillery in the fortress war (face to face war) led to the overthrown of the  government army and eventually, the collapse of the Safavids.  In the repression of local rulers if the "fortress war" took place, the destructive power of the bullets and the sound of cannon shattering would defeat any resistance, but in the " fortress war and face-to-face" wars, in the Safavid period, sufficient skill was used. The artillery was not effective and decisive. The research method is descriptive-analytical and based on library studies
    Keywords: Cannon, artillery, riot, local, repression, government, Safavid
  • Azim Shahbakhsh *, Omid Ghiasi Pages 177-190
    Hafez’s poem is usually considered as a gnostic poem, but this approach neglects the historical situation.  Opposite to gnostic poet, Hafez’s poems represent remarkable historical and social events in Shiraz. Encounter with other cultures and its combination with Old Iranian beliefs caused to emerge many various thinking elements in late Sasanian era. One of those issues that continues during Islamic era is political thinking of ancient of Iran which is named Iranshahr’s thought. R.G. Collingwood is one of the philosophers who believes that all of history is history of thinking. According to his view, language is rooted in historical elements and it can be also said that literal texts link to historical situation of author.
    This paper aims to analyze Hafez’s thinking about according to history of thinking in Iran and based on Collingwood’s method. Also, It indicates the important aspects of Iranshahr’s thought in Hafez’s poem which is about  historical  events in Shiraz.
    .
    Keywords: Iranshahr’s thought, political thought, history of thought, Hafez, Shiraz
  • Mojtaba Jokar *, Reza Moeini Roudbali Pages 191-206
    Lashani, as one of the small tribe of Fars, has gone through a tumultuous period . The tribe was first mentioned in the late sources of Safavid period when they participated in the fight against the Afghans. Gaining power by Karim khan Zand and his presence in the Fars province, they allied with him and constituted a part of his army. Early in the Qajar period, some groups of Lashanies were exiled to other areas and majority of them took refuge to Qashqai. In 1291, after the separation of the Qashqai, the tribe, which had been assigned as a Toyul (fief/feud) to Hekmat family, played a prominent role in the events of Fars, particularly in the struggle against the southern police. However, they played a prominent role in Fars events, especially in fighting against South Persia Rifles (S.P.R). This question has been raised: What role has this tribe played in the province of Fars from the late Safavid period to the end of the Qajar era? In response to this hypothesis, Lashani was a small tribe who had lived in Persia for many years before the Zand dynasty was formed, and in historical ups and downs when connected with people, governments and tribes of power influenced by developments and events in Fars. This study based on descriptive-analytical method and historical texts and field research set out to investigate role and status of Lashanies in Fars from late Safavid up to the end of Qajar dynasty.
    Keywords: Lashani, Safavid, Zand, Qajar, South Persia Rifles (S.P.R)
  • Jahanbakhsh Savagheb *, Parvin Rostami Pages 207-230
    The Constitutional Movement, although it had its origin in Tehran, extended to other cities, including Kermanshah. The Constitutional Movement and its aftermath had a profound effect on Kermanshah's internal affairs, and the people of this city were converging with the Constitutional Movement, and this convergence emerged in the form of a militancy between the people and the city rulers who were tyrants. The chaos and turmoil resulting from riots in the city incurred losses and damages to the people, but did not turn them away from the constitutionalists, and with the intensification of constitutionalist thought and behavior, they continued to follow the ideals of the constitutionalist leaders in Kermanshah. However, during the period of Minor Despotism, Kermanshah became involved in many riots that aggravated the tribes and put the city's internal security and economic situation at a disadvantage. Using a library-based method, this research uses historical and documentary knowledge to study the political situation of Kermanshah in the years 1324 to 1327 AH, the constitutional events in Iran, and to investigate the causes of its chaos and internal conflicts. Analyzes and explains. The findings of the study show that due to the Kermanshah people's association with the constitutional movement, the consequences of it were the internal struggle of influential forces and the activation of tribal chiefs and the turbulence of the city's political situation, and it was the city's turmoil caused by personal hostilities of dignitaries and clashes between rival tribes that formed the urban structure of Kermanshah city
    Keywords: : Kermanshah, Constitutionalists, tyrants, clergy, British Consulate, Kermanshah Governors
  • Ali Naderianfar *, Seyyed Alireza Abtahi, Soheila Torabi Farsani Pages 231-254
    After the rise of Reza Shah to power and adoption of a policy of centralization, many attempts were made to establish the authority of the central government throughout Iran, including Baluchestan. These attempts, however, were challenged by local governments. One of the challenges was posed by Doust Mohammad Khan Barakzai and Juma Khan Ismailzahi's rebellion in the years 1928 and 1940 AD. The questions this study aims to tackle include: what was the main reason behind the insurgency of this Baluch commander and how was it suppressed? The subject will be investigated through a historical analysis and using a descriptive-analytical method based on archived and classified documents from 1928 to 1940 AH. The findings of the research indicated that, unlike other movements of the time, such as the rebellion of Sheikh Khazal in Khuzestan, Gilan, and Azerbaijan, the rebellion of Doust Mohammad Khan Barakzai and Juma Khan Ismailzai there was no color and smell of separation and independence movement and their efforts were due to the domination of foreigners, especially the UK, the mistreatment of military personnel with the people of the Region and the expansion of their political and economic authority. A careful look at the implications of the documents under review showed that the main reason for the failure of Khan Baluch movement was the lack of understanding of the late Qajar and early Pahlavi statesmen, especially Reza Shah.
    Keywords: Baluchestan, England, riot, Reza Shah, Doust Mohammad Khan Barakzai, Juma Khan Ismaeilzahi
  • Soleyman Heydari * Pages 255-272
    One year after the signing of the Iran-US Cooperation Agreement on Rural Development, agricultural experts from the College of Agriculture of Utah went to Fars province and eight other provinces to provide technical assistance to farmers, landowners and agricultural staff. Experts settled in Shiraz on November 2, 1930, and during their six years of work, provided technical assistance in agricultural extension and training, propagation training, agricultural mechanization and plant pest management. This study seeks to answer a fundamental question: What role did the US Economic Operations Board play in the agricultural transformation of Fars province?     The findings of the study indicate that prior to the Americans’ presence in Fars, agriculture was traditional and, after the presence of Utah agricultural experts and the establishment of sample farms and practical training and theory, the mechanization of agriculture and the introduction of modern agriculture gradually provided that production increased per unit area and farmers in the stages of planting and harvesting, gradually used new tools and agricultural machinery such as tractors and combines. The research method is descriptive-analytical and the method of data collection is based on the library resources available at the University of Utah and the National Library and Documentation Organization of Iran.
    Keywords: Fars, Utah, agricultural extension, sample farms