فهرست مطالب

  • Volume:21 Issue:5, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 22
|
  • م. الحیاری*، ب. دحبیبی، و س. ن. کسام صفحات 1065-1077

    هدف این پژوهش شناسایی ویژگی های معیشتی جوامع بر حسب دارایی ها و فرصت ها و نیز شناسایی و توضیح بخش های متناظر در بازار(ها) و همچنین طراحی یک راهبرد بازاریابی مناسب بود که مآلا منجر به مشارکت بیشتر جوامع شود. به این منظور، برای استخراج داده های پایه درباره تولید زیتون و سامانه بازاریابی زیتون و روغن زیتون و عملیات کشاورزی، یک پرسشنامه اقتصادی-اجتماعی طراحی شد. پژوهش در دوره 15-2014 روی 155 کشاورز در 4 بخش در فرمانداری کاراک(Karak) اجرا شد. یافته های این بررسی و تجزیه تحلیل SWOT نشان میدهد که بخش تولید زیتون در اردن به طور کلی، وهمین بخش در Karak به طور ویژه، استعداد خوبی برای رشد و گسترش بیشتر را دارد، به خصوص با در نظر گرفتن تحولات اخیر در این بخش و مدرنیزه کردن دستگاه های استخراج روغن. با اینهمه، این بخش نقاط ضعفی دارد که جلو تحقق استعداد رشد آن را گرفته است. ضعف های اصلی مربوط است به پراکنده بودن (fragmentation) بخش، دسترسی به نیروی کار، مهارت ها، و مسایل اخلاقی، بازار یابی و استفاده از نام تجاری(branding) ، بسته بندی ، انبار داری،عدم همآهنگی تولید کننده با مسولین دستگاه های استخراج روغن، و دانش محدود برای برنامه ریزی مالی و مدیریتی. بالاخره، بررسی بودجه سازمانی (enterprise budget) تولید زیتون نشان داد که عملکرد به 650 کیلو گرم در هکتار می رسید و با میانگین قیمت 5/5 دلار آمریکا در هر کیلو، حاشیه ناخالص (Gross margin) در حد 2009 دلار آمریکا در هکتار و سود خالص برابر 692 دلار در هکتار بود.

  • ل. اوپادهیایا*، ر. روی بورمن، و. سانگتا، و. لنین، ج. پ. شارما، و س. داش صفحات 1079-1089

    دربرگیری دیجیتالی (digital inclusion) روشی است برای توانمند سازی افراد در فناوری های ارتباطات اطلاعاتی (ICT)، اما به لحاظ تفاوت در دسترسی به ابزارICT، کم بودن سواد دیجیتالی، و پایدار نبودن کاربرد این فناوری، شکاف دیجیتالی موجود بزرگترین محدودیت برای اجرای دربرگیری دیجیتالی است. با در نظر داشت این واقعیت ها، هدف پژوهش حاضر یافتن راهبردی مناسب و مکان-ویژه برای پل زدن روی شکاف دیجیتالی بود. پژوهش در دو ناحیه Nasik و Varanasi به ترتیب در استانهای Maharashtra و Uttar Pradesh اجرا شد. به این منظور، از هر دو ناحیه 30 نفر از ذینفعان از مراکز علوم مزرعه (KVKs) و دپارتمان های تخصصی انتخاب شدند که دارای معلومات نهادین درباره ابزار و خدمات ICT لازم برای انتقال اطلاعات کشاورزی بودند و تعامل مکرری با ارباب رجوع داشتند. سپس، با استفاده از منابع علمی، تجربیات برنامه های مختلف در هندوستان و خارج کشور، و پیشنهادهای متخصصان، گزاره هایی راهبردی تهیه شد. این گزاره ها به صورت سلسله مراتبی و مرحله ای دسته بندی گردید و به صورت جفتی (pairwise) مقایسه شد. سپس، از فرآیند سلسله مراتب تحلیلی (AHP) به عنوان ابزاری برای تصمیم گیری درباره انتخاب بهترین گزینه ها برای پل زدن روی شکاف دیجیتالی استفاده شد.

  • ز. شریفی، م. نوریپور، و ح. آزادی صفحات 1091-1106

    رویکرد معیشت پایدار به عنوان یکیاز رویکردهای توسعه پایدار روستایی در اواخر دهه 1980 باهدف فقرزدایی اجتماعات روستایی به وجود آمد. این رویکرد یک چارچوب وسیعی برای ارزیابی ابعاد مختلف پایداری پیشنهاد نموده است. یک جز مهم در این چارچوب سرمایه های معیشت است به طوری که دستیابی به معیشت پایدار روستایی، بدون توجه به دارایی ها و سرمایه های معیشتی در روستاها امکان پذیر نیست. از این رو، هدف این پژوهش توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایش، پهنه بندی روستاهای بخش مرکزی شهرستان دنا به لحاظ پایداری سرمایه های معیشت بوده است. جامعه آماری تحقیق 0011خانوار روستایی بخش مرکزی شهرستان دنا بودند که براساس جدول کرجسی و مورگان 011خانوار از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایبا انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه ی محقق ساخته بود که روایی صوری آن با استفاده از پانل متخصصان و پایایی آن نیز با انجام مطالعه پیش آزمون و سنجش آلفای کرونباخ تایید شد. یافته های تحقیق نشان داد در اغلب روستاهای مورد مطالعه، مقدار 0سرمایه (اجتماعی، فیزیکی و انسانی) بالاتر از حد متوسط و 0سرمایه (مالی و طبیعی) و همچنین سرمایه کل کمتر از حد متوسط بوده است. افزون بر این، بین روستاها از لحاظ سرمایه اجتماعی، انسانی، طبیعی و همچنین سرمایه مالی شکاف و ناهمگونی وجود داشت در حالیکه از نظر سرمایه فیزیکی و نیز سرمایه کل همگن بودند. همچنین عمده روستاهای مورد مطالعه از لحاظ سرمایه مالی و طبیعی در وضعیت ناپایداری بالقوه، از لحاظ سرمایه انسانی و فیزیکی و نیز سرمایه کل در وضعیت پایداری متوسط واز لحاظ سرمایه اجتماعی در وضعیت پایداری بالقوه قرار داشتند. افزون بر این، تجزیه و تحلیل خوشهای برای طبقه بندی روستاها نشان داد که 8 ،4و 7 روستا به ترتیب به عنوان غیر برخوردار، نیمه برخوردارو برخوردار طبقه بندی شده اند. علاوه بر این، نتیجه تجزیه و تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد بین سه دسته از روستاها به لحاظ سرمایه های اجتماعی، فیزیکی، مالی و طبیعی، و سرمایه کل تفاوت معنی داری وجود داشت. بنابراین، روستاهای غیر برخوردار و نیمه برخوردار باید مورد دقت و توجه بیشتر برنامه ریزان قرار گیرد و لازم است برنامه ریزی منطقه ای بیش از برنامه ریزی کلی مورد توجه آنان واقع گردد

  • ز. شریفی، م. نوری پور*، و ح. آزادی صفحات 1107-1116

    برای بررسی اثرات اسید لینولئیک مزدوج (CLA) خوراکی بر بیان ژن های سایتوکین های پیش التهابی و ضد التهابی در اندومتریوم، از گاوهای هلشتاین که از نظر تاریخ زایش، سوابق تولید مثلی و رکورد پیشین مشابه بودند نمونه برداری شد. گاوها از 21 روز پیش از زایش تا 42 روز پس از زایش با جیره ی ایزونیتروژنوس، ایزوکالریک و ایزولیپیدیک که تنها از لحاظ منبع چربی متفاوت بود تغذیه شدند. از نظر چربی جیره ی تیمار شاهد دارای 75 گرم روغن عبوری پالم و جیره ی آزمایشی دارای 75 گرم CLA بود . مکمل CLA دارای 10 درصد از هر یک از ایزومر های 10-ترانس، 12 سیس و 9سیس، 11 ترانس بود. نمونه های رحم که در روزهای 21 و 42 پس از زایش به روش بیوپسی جمع آوری شدند، برای ارزیابی ژن های سایتوکین پیش التهابی از جمله: اینترلوکین ها (1-IL، 6-IL، 8-IL)، اینترفرون گاما (INF-y) و سایتوکین ضد التهابی اینترلوکین 10 (10-IL) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که تغذیه با CLA موجب کاهش ژن های 1-IL و 6-IL و افزایش بیان ژن 10-IL در هر دو روز 21 و 42 پس از زایش شد. با توجه به نتایج به دست آمده، تغذیه CLA در دوره ی پس از زایمان با کاهش سایتوکین های پیش التهابی، در پی کاهش التهاب، موجب بهبود عملکرد رحم می شوند.

  • و. گزسیلو*، و بونچوا، ا. الکسانذروا، ا. تشوتانوا، ا. گورگیوا، گ. ننکوا، و ن. بشاکوا صفحات 1117-1130

    هدف این پژوهش بررسی ارزیابی اثر یک محرک ایمن سازی به نام Immunobeta® روی تولید تخم مرغ و برخی پارامترهای تنش اکسیداتیو در مرغان تخمگذار در محوطه باز (free range laying hens) تحت تاثیر شرایط محیطی بود. در مجموع، 81 مرغ تخمگذار و 9 خروس (Tetra Super Harco) به سه گروه دسته بندی شد: گروه 1(شاهد) بدون مکمل غذایی، گروه 2 با 2/0% و گروه3 با 4/0% مکمل رژیم غذایی Immunobeta® . دوره تخمگذاری (سن 55-19 هفتگی) به سه دوره بر اساس درجه حرارت محیط تقسیم شد: دوره سرد(از نوامبر تا مارچ 2015 در سن 19 تا 37 هفتگی)، دوره ترمونوترال (آوریل و می 2016، در سن 38 تا 46 هفتگی)، و دوره گرم(ژون تا ژوئیه، از 47 تا55 هفتگی). دز Immunobeta® به نسبت باعث بهبود میانگین تولید تخم مرغ و میانگین وزن تخم مرغ شد و در دز 4/0% به طور معناداری برخه تبدیل غذایی را در همه دوره های تخمگذاری کاهش داد. مکمل رژیم غذاییImmunobeta® پارامترهای تنش اکسیداتیو خون را تحت تاثیر قرار داد و سطح پراکسیداسیون چربی را در دوره سرد به طور معناداری کم کرد، سطح گلوتاتیون را در مرغ هایی که دز 4/0% مکمل را دریافت کرده بودند افزایش داد، فعالیت کاتالاز را در دوره گرم تنظیم کرد، و فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز را در دوره ترمونوترال و گرم افزایش داد. نتیجه اینکه افزودن Immunobeta® به رژیم غذایی باعث کاهش تنش اکسیداتیو ناشی از تنش گرمایی شد وعملکرد مرغان تخمگذار در محوطه باز را ارتقا داد.

  • س. شلن*، و س. اگوز آردا صفحات 1131-1143

    در این پژوهش، عملکرد یک دستگاه خشک کن هیبریدی میکروویو-خورشیدی که اخیرا طراحی شده بود بررسی شد. خشک کردن با کمک انرژی خورشیدی و خشک کن نقاله میکروویوی انجام شد. با استفاده از یک دستگاه جمع کننده(collector) که برای افزایش کارآیی انرژی خورشیدی به شکل نیمکره طراحی شده بود، هوای گرم تولید شد و از یک تونل با سرعت 3 متر در ثانیه با مصرف توان میکروویوی 7/0 کیلو وات، 1 کیلو وات، و 4/1 کیلووات گذر داده شد و نحوه خشک شدن ورقه هایی از کدوی سبز با ضخامت 5، 10 و 15 میلی متر بررسی شد. در آخر فرایند خشک کردن، مدت خشک کردن، تغییرات رنگ محصول خشک شده، مصرف انرژی، کارآیی دستگاه جمع کننده، و مدلسازی از خشک کردن تعیین شد. با درنظر گرفتن زمان لازم برای خشک کردن ورقه های کدوی سبز تا رسیدن به 10±1 % محتوای رطوبتی و مقدار مصرف انرژی برق، مناسبترین نتایج از شرایطی به دست آمد که در آن توان میکروویو 1 کیلو وات بود و سرعت هوا برابر 245/0 متر در دقیقه و ضخامت ورقه کدو 5 میلی متر و جمعا متناظر با انرژی کل معادل 143/1 کیلووات ساعت بود. کارآیی دستگاه جمع کننده در شرایط محیطی آزمایش ما در حد 3/24% محاسبه شد.

  • ز. کریمیان، ا. س. طباطبایی بفرویی*، ا. شریفان صفحات 1145-1159

    محصولات گوشتی بسیار فسادپذیرند و جهت حفظ کیفیتشان، نیازمند محافظتند. اخیرا، فیلمهای خوراکی حاوی اسانس های روغنی، به علت دارا بودن مزیت پوشش فعال ضدمیکروبی، توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. هدف این مطالعه، ارزیابی ویژگی های فیزیکیو مکانیکی و ضدمیکروبی فیلم ایزوله پروتئین سویا حاوی اسانس نعنا فلفلی بر عمر مفید و کیفیت همبرگر خام در طی 12روز در دمای C°4 می باشد. بدین منظور، فیلم پروتئین سویا حاوی غلظتهای 1،2 و3درصد اسانس نعنا فلفلی با روش کاستینگ اماده شد. نتایج نشان داد که افزودن اسانس نعنا فلفلی کاهش و افزایش بارزی را به ترتیب در مقاومت به کشش و ازدیاد طول ایجاد کرد. با افزایش غلظت اسانس، ضخامت و نفوذپذیری نسبت به بخاراب به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافت در صورتیکه محتوای رطوبت با کاهش همراه بود. به علاوه، اندیس روشنایی، سفیدی، قرمزی /سبزی و زردی/ابی نیز با افزایش غلظت اسانس افزایش یافتند، درحالیکه تغییرات رنگ تنزل یافت. فیلم حاوی 3%اسانس بیشترین اثر ضدمیکروبی را علیه استافیلوککوس اورئوس، اشرشیا کولای و کمترین اثر را علیه سالمونلا انتریکا با روش دیسک دیفیوژن نشان داد. انالیز میکروبی و pH همبرگر خام با پوشش فیلم حاوی اسانس اثر ممانعت کنندگی قابل ملاحظه ای را علیه باکتری های تست روی همبرگر خام نشان نداد، درحالیکه، از رشد بیش از حد مجاز باکتریهای توتال تا اتمام دوره یخچال گذاری ممانعت شد. این فیلم توانست عمر مفید همبرگر خام را تا 7روز افزایش دهد. بنابراین این فیلم ضدمیکروبی جدید دارای پتانسیل قابل توجهی برای کاربرد به عنوان مواد پوشش دهنده گوشت می باشد.

    کلیدواژگان: پروتئین ایزوله سویا، فیلم خوراکی، اسانس نعنا فلفلی، ویژگی های فیزیکی مکانیکی، فعالیت ضدمیکروبی
  • م. محمودی، م. خمیری*، م. سعیدی، م. کاشانی نژاد و ه. داوودی صفحات 1161-1172

    در پژوهش حاضر، ویژگی های پروبیوتیکی بالقوه Lactococcus lactis KMCM3وLactobacillus helveticus KMCH1 به ترتیب جدا شده از شیر شتر خام و شیر شتر تخمیری سنتی (چال) بررسی شدند. ویژگی های پروبیوتیکی جدایه ها شامل همولیز، مقاومت به آنتی بیوتیک، خاصیت ضد باکتریایی، مقاومت به pH پایین و نمک های صفراوی، بقاء تحت شرایط شبیه سازی شده دستگاه گوارش (GIT)، توانایی چسبندگی به هیدروکربن و در نهایت میزان خود اتصالی و قابلیت تجمعی آنها تحقیق شدند. نتایج آشکار کرد که هیچ کدام از جدایه ها فعالیت همولیتیکی نشان ندادند و در مقابل آنتی بیوتیک های تتراسایکلین، پنی سیلین، آمپی سیلین، کلروآمفنیکل، اریترومایسین و ونکومایسین حساس بودند. Lac. lactis KMCM3 و L. helveticus KMCH1 قابلیت زنده مانیشان را در 3pH=(68/8 و 6/8 لگاریتم)، 3/0 درصد نمک های صفراوی (23/8 و 58/8 لگاریتم) و تحت شرایط شبیه سازی شده دستگاه گوارش (31/8 و 46/8 لگاریتم) حفظ کردند. هر دو جدایه قادر بودند رشد همه باکتری های بیماریزای E. coli، S. aureus، L. monocytogenes، B. cereus وS. Enteric زیر گونهenterica سروواریته Typhimurium را با مقادیر MICازmg/mL25-25/6 مهار کنند. به علاوه، آنها توانایی برای چسبیدن به هیدروکربن (زایلن) را نشان دادند و از میزان خود اتصالی و قابلیت تجمعی بالایی (بیش از 40 درصد) برخوردار بودند.

  • س. رحیمی کلده، ع. بندانی، و ا. عاشوری* صفحات 1173-1182

    در این پژوهش، اثر قرارگیری در طیف های مختلف نوری بر تغییرات ذخایر انرژی پارازیتوییدهای ماده آلوده به ولباکیا و غیرآلوده Trichogramma brassicae و نیز درصد دیاپوز نتاج آن ها مورد مطالعه قرار گرفت. طول دوره نوری دارای اثر مادری در القای دیاپوز در زنبورهای پارازیتویید جنس Trichogramma است اما تاکنون اثر طیف های نوری بر دیاپوز آن ها مطالعه نشده است. نسل مادری تحت طیف های نوری: آبی (475-455 نانومتر)، سبز (535-515 نانومتر)، نارنجی (595-585 نانومتر)، قرمز (630-620 نانومتر) و سفید (5000 تا 10000 کلوین) پرورش یافت و به ماده های 24 ساعته اجازه داده شد تا در تخم های Ephestia kuehniella تخم گذاری کنند. نسل دیاپوزگذران در تاریکی مطلق و دمای 10 درجه سلسیوس به مدت دو ماه نگهداری شد. بر اساس نتایج به دست آمده، آلودگی به ولباکیا و قرارگیری نسل مادری تحت طیف های مختلف نوری، بطور معنی داری در القای دیاپوز و نیز میزان ذخایر انرژی T. brassicae به استثنا میزان گلیکوژن اثرگذار است. حداکثر و حداقل درصد دیاپوز در جمعیت آلوده در طیف های سبز و سفید و در جمعیت غیرآلوده در طیف های سفید و سبز مشاهده شد. ماده های غیرآلوده در تمامی طیف های نوری به استثنا طیف نوری سفید، لیپید و پروتیین کمتری نسبت به ماده های آلوده داشتند. درصد دیاپوز در جمعیت غیرآلوده بیش از آلوده در تمامی طیف های نوری بود. دو جمعیت واکنش کاملا متفاوتی را در برابر طیف های نوری نشان دادند. ولباکیا سبب بروز پاسخ متفاوت دو جمعیت از لحاظ درصد و الگوی دیاپوز شد. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند نقش کلیدی در بهبود روند تولید انبوه و ذخیره بلندمدت این عامل کنترل بیولوژیک داشته باشد.

    کلیدواژگان: دیاپوز، پارازیتویید تخم، ذخایر انرژی، طول موج، ولباکیا
  • م. خیراندیش*، و س. فراهانی صفحات 1183-1197

    فون زنبورهای تخم ریز اره‎ای (Hymenoptera: Symphyta) در جنگلهای هیرکانی مطالعه شد. نمونه‎ها با استفاده از تله های مالیز از فروردین تا مهرماه 1395 جمع‎آوری شدند. 37 گونه زنبور تخم ریز اره‎ای از نواحی جنگلی استان‎های گلستان و مازندران جمع آوری و شناسایی گردید. از میان آنها 5 گونه برای اولین بار از ایران گزارش می‎شوند: Fenella minuta (Dahlbom, 1835)، Hoplocampa chrysorrhoea (Klug, 1816)، Nematus glaphyropus Dalla Torre, 1882، Macrophya ribis (Schrank, 1781) و Phylloecus niger (M. Harris, 1779). جنس Fenella یک رکورد جدید برای ایران می باشد. بحث و بررسی کلی درباره ی فون زنبورهای تخم ریز اره ای ایران آورده شده است.

  • ا. صالح، ج. لی، ج. گی، س. کاو، ه. لی، ی. وانگ، ز. لیو*، م. شان، و م. شاو صفحات 1199-1214

    ماندابی و خشکی محدودیت های شدیدی برای رشد گیاهچه ذرت در مناطق استوایی و نیمه استوایی ایجاد میکند. به منظور انجام بهنژادی و اصلاح نژاد و مدیریت مزرعه ای بهتر، بسیار مهم است که تفاوت های مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی واکنش های ذرت به خشکی و زیادی رطوبت خاک تعیین شود. در پژوهش حاضر، سطوح مختلف آب قابل دسترس خاک در مرحله تکبرگی (V1) دو کولتیوار ذرت (به نام های Denghai9 و Yidan629) به این صورت اجرا شد: شاهد (CK)، خشکی شدید (SD)، خشکی کم (LD)، ماندابی شدید(SW)، و ماندابی کم (LW). نتایج حاکی از آن بود که ماندابی تاثیر شدیدتری از تنش خشکی روی رشد گیاهچه هر دو کولتیوار ذرت داشت. نرخ نسبی رشد(RGR) شاخساره و ریشه همراه با طول ریشه ، حجم و سطح ریشه هر دو کولتیوار همگی به طور قابل ملاحظه ای در تنش مانداب کم شد. در تیمار مانداب، محتوای مالون دی آلدئید دربرگ و ریشه به طور چشمگیری افزایش یافت. در هر دو کولتیواردر تنش مانداب، سوپراکسید دیسموتاز(SOD) اکثرا در ریشه و برگ در مرحله سه برگی (V3) فعال شد در حالیکه فعالیت کاتالاز (CAT) ظاهرا در تنش خشکی افزایش یافت. در تیمار های تنش خشکی و ماندابی، فعالیت پراکسیداز (POD) به طور چشمگیری افزایش یافت. آسکوربات پراکسیداز (APX) با طولانی شدن تنش ماندابی فعالیت ثابتی نشان داد وفعالیت گلوتاتیون ردوکتاز(GR) در شرایط ماندابی در مرحله شش برگی (V6) افزایش چشمگیری در ریشه نشان داد. نتیجه اینکه SOD، POD، APX، وGR مهمترین آنزیم های آنتی اکسیدان در شرایط مانداب بودند در حالیکه به نظر می رسید CAT و POD در شرایط خشکی نقش کلیدی بازی میکنند.

  • ا. اسپادونی، س. سیون، س. گادالتا، م. ا. ساوویا، ل. پیارولی، و. فانلی، و. دی رینسو، ف. تارانتو، م. م. میازی، س. منتمورو، و و. سابتتا* صفحات 1215-1226

    در این مطالعه، روشی نو و بهینه ایجاد شد که در اینجا به صورت 6hDNA (به معنی یک ژنومیک دی.ان.ا به دست آمده از روش عصاره گیری در 6 ساعت) ذکر می شود و مبتنی است بر روش سنتی ستیل تری متیل آمونیوم برومید (CTAB). این روش، جدا سازی سریع و آسان ژنومیک دی.ان.ا را از بافت گیاهی ، به ویژه از بافت های دارای پلی فنل و پلی ساکارید زیاد، مقدور می کند. در این روش ، با افزودن غلظت های بالاتر از رسوبات انتخابی اسید نوکلئیک، CTAB 3% (w/v) ، و کلرید سدیم (M 42/1) از هم-رسوبی (co-precipitation) پلی ساکارید ها جلوگیری شد. برای خارج کردن پلی فنول ها به عنوان بازدارنده های PCR، پلی وینیل پیرولیدون 1% (w/v) (Polyvinylpyrrolidone) افزوده شد. با استفاده از کلروفرم: ایزوآمیل الکل (به نسبت 24:1) و فنل: کلروفرم: ایزومیل الکل (25:24:1) پروتئین ها تخریب شد و با سانتریفیوژ از عصاره گیاه خارج گردید. تولید کل دی.ان.ا از برگ های Vitis vinifera، Citrus sinensis ، وOlea europaea در محدوده 42 تا 980 نانوگرم در میکرو لیتر بود و نسبت A260/A280 بین 6/1 و 06/2 بود. خلوص و یکپارچگی دی.ان. ا به دست آمده اطمینان میدهد که کاربردهای بعدی(downstream applications) شامل PCR و مارکر های ریزماهواره ای موفق خواهد بود. استفاده از مواد گیاهی لیوفیلیزه (lyophilized) و کاهش زمان کل عملیات، این روش 6hDNA نو را در مقایسه با دیگر روش های جداسازی دی.ان.ا مانند روش های “Doyle and Doyle” ،“Lodhi” ، “Li” یا روش هایی که ازماده DNAzol و Plant Minikit Nucleospin استفاده میکنند ، راحت تر میکند.

  • ا. درسی، ا. ایلدیرین، م. تری، م. اکیسی، ر. کل، ف. پارالکا کاراگز* صفحات 1227-1234

    در تولید محصولات کشاورزی، مصرف کود از اهمیت برخوردار است. تاکید این امر به ویژه بر کود آلی است که میزان عملکرد و کیفیت محصول را افزایش داده و در عین حال به محیط زیست صدمه نمی زند. در این پژوهش، اثرمصرف کود باکتریایی روی عملکرد و برخی پارامترهای کیفیت محصول دو کولتیوار گوجه فرنگی(Solanum lycopersicum L>.) به نام هایPala F1 و Cevahir F1 در شرایط گلخانه بررسی شد. به این منظور، سه سطح غلظت (1، 3، و 5 میلی گرم در لیتر و یک شاهد بدون تلقیح) از دو کود باکتریایی متفاوت شامل کود A : Azotobacter spp. (1x109 UFC)، و کود B: مخلوطی از Bacillus subtilis> و Bacillus megatarium >(1x109 UFC) در یک طرح آماری کاملا تصادفی در سه تکرار ارزیابی شد. تیمار ها یک هفته بعد از کاشت نشای بوته ها اعمال شد. محلول های آزمایش سه بار با فواصل 10 روزه به ریشه ها افزوده شد. اندازه گیری ها شامل میانگین وزن میوه ها، تعداد میوه در هر بوته، وزن میوه در هر بوته گیاه، طول و عرض میوه، کل مواد جامد محلول، pH، اسید اسکربیک، محتوای کلروفیل، عملکرد ماده خشک، و عناصر معدنی بود. نتایج حاکی از معنادار بودن اثر تیمارها روی پارامترهای رشد گیاه بود. درهمه تیمارها، کوددهی باکتریایی منجر به افزایش عملکرد و دیگر پارامترها شد. افزون بر آن، اثرات تیمارها روی محتوای عناصرمعدنی در میوه های گوجه فرنگی معنادار بود.

  • ز. ه. ژانگ، ر. چایی، ی. ف. ما، و. و. منگ، ی. و. کی، ز. ت. چو، و ی. ف. زو* صفحات 1235-1248

    چیدن چمن در حفظ کیفیت آن اهمیت دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر اکسید نیتریک (NO) روی Fescue (Festuca Arundinacea Schreb.) Tall بعد از چیدن و فراهم آوردن مبانی نظری برای بهنژادی مولکولی چمن علفی بود. در این پژوهش، NO بیرونی (exogenous) نرخ رشد نسبی را در مقایسه با شاهد به طور معناداری افزایش داد. این نرخ رشد نسبی بالاتر با فعالیت بیشتر پراکسیدها (POD)، سوپراکسید دیسموتاز(SOD)، کاتالاز (CAT) ، و آسکوربات پراکسیداز(APX) همراه بود. بیان CuZn-SOD، CAT-A، و APX4 در ریشه تیمار شده با NO بعد از چیدن افزایش یافت. افزون بر این، NO بیرونی به طور معناداری غلظت indole-3-acetic acid (IAA) ، اسید جیبرالیک (GA)، سیتوکینین(CK)، وآبسه اسید (ABA) را در مقایسه با شاهد افزایش داد که احتمالا در پیوند با افزایش فعالیت مشابه (NOS)اکسید نیتریک سنتاز و رها سازی NO درونی(endogenous) در ریشه Tall Fescue بود. این نتایج چنین اشارت دارد که چیدن باعث افزایش فعالیت مشابهNOS شده و منجر به زیاد شدن NO درونی شد. NO احتمالا به عنوان یک مولکول علامت دهنده (signaling) منجر به افزایش محتوای هورمونی و همچنین تنظیم مجدد بیان ژن و ارتقای فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان شده و در نتیجه از گیاه در برابر جراحات ناشی از چیدن حفاظت کرده و در جهت بهبود رشد مجدد Tall Fescue عمل میکند.

  • خ. مفاخری، م. ولی زاده*، و س. ا. محمدی صفحات 1249-1264

    به منظور بررسی اثر تنش کم آبی بر فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان و ویژگی های آگروفیزیولوژیکی در برگ های ذرت، آزمایشی مزرعه ای به صورت اسپلیت پلات براساس طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار پیاده شد. سه سطح آبیاری (نرمال، تنش ملایم و شدید کم آبی) به عنوان فاکتور اصلی و چهار خانواده ذرت (شامل 10 ژنوتیپ) به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شدند. پس از اعمال تنش های کم آبی، آنالیز الکترفورتیک سه آنزیم های سوپراکسیددیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT) و پراکسیداز (POX) برگ های ذرت با استفاده از ژل های 8% آکریلامید افقی انجام گرفت و ویژگی هایی آگروفیزیولوژیکی مانند محتوی مالون دی آلدهید (MDA)، H2subO2sub، شاخص کلروفیل (SPAD)، محتوی نسبی آب (RWC) و عملکرد دانه مورد اندازه گیری قرار گرفتند. با افزایش شدت تنش کم آبی در برگ های ذرت اکثر ایزوزیم ها و میزان MDA و H2subO2sub افزایش یافت ولی فعالیت POX2، میزان کلروفیل، RWC و عمکلرد دانه کاهش یافت. به صورتی که در تنش ملایم ایزوزیم POX1 در لاین Lia0688، 233 درصد و در تنش شدید ایزوزیم POX2 در هیبرید AR68 با 201 درصد بیشترین افزایش را نسبت به آبیاری نرمال نشان دادند. در حالت کلی ایزوزیم های POX1، SOD2 و CATو در میان ویژگی های فیزیولوژیکی MDA، کلروفیل برگ، RWC به عنوان ایزوزیم ها و ویژگی های فیزیولوژیکی برتر شناسایی شدند. براساس فعالیت های آنزیمی و آگروفیزیولوژیکی هیبریدهای SC706 و TWC647 متحمل تر و عملکرد بهتری داشتند. همچنین بین لاین های والدینی، لاین های MO17، B73 و Lia0688 امید بخش بودند هر چند که در حالت کلی لاین های Lia0688 و MO17 نسبت به B73 و سایر لاین ها در شرایط نرمال و تنش متحمل تر و وضعیت بهتری داشتند.

  • ا. آریاکیا* صفحات 1265-1276

    گندواش (Artemisia annua L.) یک گیاه دارویی مهم و به عنوان منبع اصلی متابولیت آرتمیزینین برای درمان مالاریا محسوب می شود. علارغم پراکنش گسترده گندواش در ایران و به ویژه در مناطق هیرکانی (شامل سه استان مازندران، گیلان و گلستان) که رویشگاه اصلی این گیاه می باشد، تلاش قابل توجهی برای ارزیابی تنوع آن صورت نپذیرفته است. در این پژوهش برای اولین بار توصیف مورفولوژیکی، فیتوشیمیایی و مولکولی جمعیت های گندواش مناطق هیرکانی به ترتیب با استفاده از 4 صفت کمی، محتوای آرتمیزینین و 15 پرایمر ISSR انجام شد. سطح بالایی از تنوع مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و مولکولی در میان جمعیت های گندواش مشاهده شد. در سطح بین جمعیتی، بیشترین میزان آرتمیزینین در استان مازندران مشاهده شد. علاوه بر این ارتباط معنی داری بین محتوای آرتمیزینین و تراکم تریکوم مشاهده شد که می تواند به عنوان یک روش انتخاب غیر مستقیم عملکرد آرتمیزین در جمعیت های متنوع گندواش استفاده شود. پانزده مارکر ISSR نیز تعداد 222 باند دربرگیرنده 177 لوکوس چندشکلی و 45 لوکوس یک شکل را در 60 اکوتیپ گندواش تولید کردند. این نتایج نشان داد که تکنیک ISSR-PCR ابزار قابل اطمینانی برای انگشت نگاری گیاه گندواش در سطح درون جمعیتی می باشد. در مجموع نتایج ما می تواند برای مدیریت بانک ژن و برنامه های اصلاحی گیاه گندواش مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تنوع، مناطق هیرکانی، گندواش، آرتمیزینین
  • ع. ا. یزدانی*، م. صفری، و غ. رنجبر صفحات 1277-1286

    فاضلاب تصفیه شده می تواند یک منبع آب ارزشمند برای بازیافت و استفاده مجدد در مناطق خشک باشد. به همین منظور جهت تعیین اثرات فاضلاب تصفیه شده شهری بر عملکرد و میزان فلزات سنگین در دانه گلرنگ، آزمایش دو ساله در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تصفیه خانه فاضلاب شهری یزد در سال 94 و 95 اجرا شد. آزمایش به صورت کرت های خرد شده و در قالب طرح بلوک کامل تصادفی و در سه تکرار انجام شد. تیمار های این آزمایش شامل سه نوع آب آبیاری (آبیاری با آب فاضلاب تصفیه شده، آبیاری با آب شیرین و فاضلاب تصفیه شده به صورت متناوب و آبیاری با آب شیرین) به عنوان کرت اصلی و سه رقم گلرنگ (صفه، بومی اصفهان و گلدشت) به عنوان کرت فرعی بودند. نتایج نشان دادند که آبیاری با فاضلاب تصفیه شده در مقایسه با دیگر روش های آبیاری باعث افزایش اجزاء عملکرد گلرنگ شده است. به طور کلی کاربرد فاضلاب تصفیه شده در مقایسه با آب شیرین باعث افزایش 40 درصد عملکرد دانه و9 درصد عملکرد بیولوژیک شد. مصرف آب فاضلاب تصفیه شده همچنین باعث تجمع فلزات کمیاب (آهن، منگنز، مس، کادمیوم و سرب) در بذر گلرنگ شد هرچند مقادیر این فلزات کمتر از حد مجاز توصیه شده توسط سازمان بهداشت جهانی بود.

    کلیدواژگان: ارقام، گلرنگ، مقدار فلزات سنگین بذر، عملکرد دانه، آب فاضلاب تصفیه شده
  • م. گلدسته*، ا. مهرگان، م. ر. نقوی، و ت. نژادستاری صفحات 1287-1299

    زیرواحد های گلوتنین با وزن ملکولی پائین LMW-Gs که توسط مکان ژنی Glu-3 بر روی بازوی کوتاه کروموزوم های هومیولوگ گندم قرار دارند، دارای نقش مهمی در کیفیت نانوایی محصول گندم هستند. یکی از سه ژنوم اصلی گندم نان ژنوم D است که اهمیت ژن های واقع بر این ژنوم در کیفیت محصول گندم مورد توجه به نژادگران قرار دارد. علاوه بر گندم نان (Triticum aestivum) چندین گونه دیگر در جنس آژیلوپس از جمله Ae.cylindrica، Ae.tauschii، Ae.crassa، Ae.juvenalis، Ae.vavilovi نیز حامل این ژنوم هستند. در این مطالعه رابطه فیلوژنتیکی میان گونه های آژیلوپس حامل ژنوم D و گندم نان براساس توالی ژن های کد کننده پروتئین های ذخیره ای با وزن مولکولی پائین مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بیانگر آن بود که تنوع فوق العاده ای برای این نوع پروتئین ها در گونه های خویشاوند گندم نان در دسترس قراردارد.وجود تعداد زیادی باندهای پروتئینی مشابه در میان گونه ها بیانگر آن بود که این گونه ها رابطه نزدیکی با گندم نان دارند. سه تا از پرایمرهای مربوط به گلوتنین های با وزن مولکولی پائین قادر بودند روابط میان گونه ها را نشان دهند. نتایج بیانگر روابط نزدیک میان گونه Ae. tauschii و گندم نان بود. گونه Ae. crassa در فاصله دورتری از گندم نان قرار داشت. همچنین نتایج بیانگر رابطه نزدیک میان Ae. cylindrica, Ae. Juvenalis و Ae. Vavilovi بود. روابط نزدیک میان این گونه ها با گندم نان و تنوع بالای پروتئین ها، این خویشاوندان وحشی را بعنوان یک منبع تنوع بالقوه برای استفاده در برنامه های بهنژادی گندم مطرح می نماید.

  • م. وطن خواه، ر. صابری ریسه*، م. مرادزاده اسکندری، ا. صداقتی، ه. عالیی، و ح. افضلی صفحات 1301-1312

    در این تحقیق، فعالیت آنتاگونیستی 1000 جدایه باکتریایی (جدا شده از مناطق مختلف ایران) و دو جدایه ی Pseudomonas fluorescens CHA0 و UTPf5 به طور جداگانه روی دو جدایه قارچ Fusarium solani وF. oxysporum، که عامل پوسیدگی خشک سیب زمینی در منطقه ی مشهد می باشند، مورد بررسی قرار گرفت. در آزمون هاله بازدارنده، اکثر جدایه ها به طور قابل توجهی باعث کاهش رشد میسلیومی جدایه های فوزاریوم روی محیط PDA بعد از 7 روز نگهداری در دمای Ċ25، در مقایسه با شاهد شدند.30 جدایه باکتریایی با بیشترین بازدارندگی به همراه باکتری P. fluorescens CHA0 برای آزمایش روی غده سیب زمینی انتخاب شدند. تمام باکتری ها روی غده های سیب زمینی رقم آگریا در شرایط آزمایشگاه بررسی شدند. اختلاف قابل توجهی بین قطر پوسیدگی در نمونه های تیمار شده باP. fluorescens CHA0 و کنترل منفی وجود نداشت، اما سایر جدایه ها باعث کاهش گسترش پوسیدگی خشک بعد از 21 روز نگهداری در دمای Ċ27-25 ، در مقایسه با شاهد شدند. اگرچه 3 جدایه ی VUPf40، VUPf44 و VUPf506 که متعلق به گونه یP. fluorescens می باشند، بیشترین تاثیر را داشتند. فرمولاسیون ساخته شده ی پودر تالک این سه باکتری موثر و همچنینP. fluorescens CHA0 روی گسترش پوسیدگی خشک سیب زمینی با عامل F. solani FPO67 در شرایط انبار فنی ارزیابی شد. فرمولاسیون همه ی باکتری های موثر به طور قابل توجهی گسترش پوسیدگی خشک را محدود کردند، ولی فقطVUPf506 P. fluorescens، با 8/79% کاهش گسترش قارچ و57/18% بازدارندگی، موثرترین جدایه در کاهش پوسیدگی خشک سیب زمینی در شرایط طبیعی بود. بر اساس نتایج، P. fluorescens VUPf506 می تواند بعنوان یک جایگزین امید بخش برای محصولات شیمیایی در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: آنتاگونیست، فرمولاسیون، فوزاریوم، خراسان رضوی، سودوموناس
  • ا. م. کاستیلو*، س. آلو، ا. کاستر، ف. آلوارو، و م. پ. والس صفحات 1313-1324

    در سال های اخیر، گندم پوشان (spelt) با نا م علمی (Triticum aestivum (L.) ssp. Spelta) برای گندم مدرن گزینه ای با ارزش افزوده شده است. گندم پوشان اسپانیایی دارای خزانه ژنی منحصر به فرد و مجزا از ژرم پلاسم های اروپای مرکزی است. برای سرعت دادن به برنامه های اصلاح نژاد، دردسترس بودن دستورالعمل تولید هاپلوئید مضاعف گندم پوشان (DH) بسیار مفید است. این نخستین پژوهشی است که توانایی تولید گیاه DH با روش کاشت بساک از 5 رقم بومی (landrace) و 3 مورد لاینF5</sub> مشتق از تلاقی گندم پوشان اسپانیایی x گندم نان را ارزیابی میکند. این تحلیل دو رقم تجاری اروپای مرکزی را نیز شامل بود. از همه مواد (گیاهی) مطالعه شده، به استثناء یک لاینF5</sub> ، گیاهان  DH به دست آمد.  به ازای 100 بساک، در رقم های بومی گندم پوشان اسپانیایی تعداد جنین تولیدی (166.3-73) در مقایسه با دو رقم اروپای مرکزی (2/22-6/8) بیشتر بود. گلوگاه اصلی در ژرم پلاسم اسپانیایی زیاد بودن تعداد گیاهان زال (albino) باززایی شده بود در حالیکه که درصد گیاهان سبز در سه رقم بومی کمتر از 13% بود. با این وجود، از ژرم پلاسم های اسپانیایی و اروپای مرکزی، به ترتیب  تا حد 6/15 و 8/1 گیاه سبز به ازای 100 بساک به دست آمد. درصد دو برابر شدن خود به خودی کروموزوم ها (spontaneous chromosome doubling) تغییرات زیادی نشان داد، به طوری که 4 لاین 80% و 2 لاین کمتر از 15% داشتند. در روش همراه-کشتی (co-culture) بساک، ژنوتیپ جنین مورد استفاده عامل مهمی در افزایش سامانه است. جنین گندم نان ‘Caramba’  تعداد گیاهان سبز را تا 6 برابر جنین رقم بومی گندم پوشان‘BG-1987’  افزایش داد. این پژوهش نشان می دهد که برای استفاده در برنامه های اصلاح  نژاد، می توان گیاهان DH را از گندم پوشان اسپانیایی با کارآیی بالا تولید کرد.

  • ا. شریف نژاد، و ع. پرورش ریزی* صفحات 1325-1340

    از آنجاکه ایستگاه های پمپاژ آب کشاورزی، بخش عمده ی آب مورد نیاز طرحهای آبیاری را تامین می کنند و در برخی کشورها درصد بالایی از انرژی را مصرف میکنند، ارزیابی عملکرد آنها، به ویژه در ارتباط با مدیریت آبیاری لازم است. بنابراین تعریف و تعیین برخی شاخصها میتواند در فرایند ارزیابی، برنامه ریزیهای آتی و کارایی و استفاده بهینه از آب و انرژی موثر باشد. با توجه به اینکه روش مشخصی برای ارزیابی سامانه های پمپاژ آبیاری در منابع علمی وجود ندارد، در تحقیق حاضر، برخی شاخص های ارزیابی عملکرد در بخش های بهره برداری و نگهداری، مدیریت، انرژی و اقتصاد معرفی شدند. سپس عملکرد چندین ایستگاه پمپاژ واقع در استان خوزستان (ایران) و روابط آب-انرژی در آنها بر اساس این رویکرد جامع ارزیابی شد. طبق نتایج نخستین گام در ارزیابی عملکرد این تاسیسات، راه اندازی سیستم های پایش و نگهداری اطلاعات است. نتایج ارزیابی عملکرد در مطالعه موردی، عملکرد متوسط این ایستگاه ها را نشان می دهد. بنابراین، در بخش مدیریت بهره برداری، پارامترهایی که در وضعیت ضعیف قرار دارند (تجهیزات هیدرولیکی مورد نیاز، پایش دوره ای پارامترهای هیدرولیکی و میزان امنیت در مقابل ضربه قوچ) باید با رعایت اولویت بندی بدست آمده در نتایج، تقویت شوند. در محاسبه بهره مندی اقتصادی بهره برداران و کشاورزان از ایستگاه پمپاژ، باید بهره اقتصادی بهره برداران برای دستیابی به مدیریت بهینه افزایش یابد. همچنین در بخش ارزیابی انرژی، با توجه به محاسبه تلفات انرژی تا حدود 49 درصد در برخی از پمپ ها، بکارگیری تجهیزات کاهش مصرف انرژی و انتخاب صحیح پمپ و الکتروموتور باید در اولویت طراحی و مدیریت قرار گیرد. در هنگام طراحی، توان مورد نیاز الکتروموتورها در این تحقیق، حداقل 25% بیش از نیاز برآورد شده است.

    کلیدواژگان: ایستگاه های پمپاژ، شاخصهای عملکرد، شبکه های آبیاری، بهره وری آب و انرژی
  • و. ارکن*، و م. ایلذیرین صفحات 1341-1352

    این پژوهش در شرایط مزرعه با هدف تعیین واکنش کلم سفید به 4 سطح مختلف آبیاری در سال های 2015 و 2016 اجرا شد.آزمایش با طرح بلوک های تصادفی پیاده شد. کرت ها با استفاده از سامانه قطره ای و دور آبیاری ثابت 4 روزه برای همه تیمارها آبیاری شد. تبخیر با استفاده از طشت تبخیر کلاس A تعیین می شد. شش اسید آلی (اسکربیک، تارتاریک، لاکتیک، سیتریک، مالیک واگزالیک) شناسایی شد و با استفاده از دستگاه HPLC-UVمقدارشان تعیین شد. عملکردهای کلم سفید در اثر آبیاری به طور معناداری افزایش یافت ولی کم آبیاری نتایج منفی داد. مقدار بیشینه اسید اسکربیک، اسیدلاکتیک، اسید تارتاریک، و اسید مالیک در تیمارهای دارای محتوای کم آب مشاهده شد در حالیکه قندهای احیاکننده و قند کل در تیمار آبیاری کامل افزایش نشان دادند. در این پژوهش، تامین مقادیر متفاوت آب آبیاری باعث تغییراتی در رشد و کیفیت کلم سفید (Brassica oleracea L.cv. Capitata) شد. هنگامی که تنش آبی در تولید کلم سفید بیش از 30% شد، عملکرد، و به ویژه کیفیت کلم، به طور معناداری کاهش یافت. نتایج آشکار ساخت که عملکرد، اسیدهای آلی، و محتوای قند تحت تاثیر مقادیر مختلف رطوبت خاک در عمق ریشه قرار گرفته بود.

|
  • M. Al Hiary*, B. Dhehibi, S. K. Kassam Pages 1065-1077

    This study aimed at characterizing the livelihood of communities in term of their assets and opportunities and identifying and describing the corresponding market segment(s), as well as devising a suitable marketing strategy that would ultimately lead to more effective community engagement. A socio-economic questionnaire was designed to elicit basic numerical data on olive production, and marketing system of olive and olive oil, and agricultural practices. The study was conducted during 2014-2015 for 155 farmers, distributed in four sub-governorates in Karak Governorate. Research findings and SWOT analysis shows that the Jordanian Olive Sector in general, and Karak Olive Sector in particular, has a good potential to grow and expand further, particularly in light of recent developments that the sector has undergone and the modernization of olive oil presses. However, the sector has a number of weaknesses that are restricting it from realizing its growth potential. Key weaknesses are related to fragmentation of the sector, labor availability, skills and work-ethic issues, marketing and branding, packaging, warehousing, lack of coordination with the olive oil presses as well as limited financial and management planning know-how. Finally, study of the enterprise budget of olive crop showed that the rate of olive oil production per hectare reached 650 kg, the average price was US$ 5.5 kg-1, the Gross margin was US$ 2009 ha-1, with US$ 692 net profit.

    Keywords: Economic, social characteristics, Enterprise budget, Marketing system, SWOT analysis
  • L. Upadhyaya*, R. Roy Burman, V. Sangeetha, V. Lenin, J. P. Sharma, S. Dash Pages 1079-1089

    Digital inclusion is a way to empower people through Information Communication Technologies (ICTs), but the existing digital divide due to differential access to ICT tools, low digital literacy and lack of sustainable usage is the greatest hindrance to digital inclusion. Considering these facts, this study aimed at finding a suitable location specific strategy to bridge the digital divide. The study was conducted in Nasik and Varanasi districts of Maharashtra and Uttar Pradesh, respectively. Thirty stakeholders were selected from both districts from Krishi Vigyan Kendras (KVKs) or Farm Science Centers and line departments having frequent interaction with clientele and basic knowledge about ICT tools and services useful in agricultural information delivery. Strategic statements were prepared using previous literature, experience from different programs in India and abroad, and expert suggestions. These were graded into hierarchies and stages and were compared pairwise. Analytical Hierarchy Process (AHP) was used as a decision making tool to select best alternatives to bridge the digital divide.

    Keywords: Analytical Hierarchy Process, Access to ICT, Digital literacy, Information Communication Technologies
  • Z. Sharifi, M. Nooripoor*, and H. Azadi Pages 1091-1106
  • A. Abolghasemi, Z. Ansari Pirsaraei*, E. Dirandeh, B. Shohreh Pages 1107-1116

    After parturition, inflammation of the reproductive tract in cows is common because of bacterial contamination of the uterine lumen. To investigate the beneficial effects of dietary Conjugated Linoleic Acid (CLA) supplementation on health status mediated by change in pro- and anti-inflammatory cytokine genes expression, endometrial samples were collected from Holstein cows with similar parturition date and reproductive records. From day 21 before calving to day 42 after calving, cows were fed isonitrogenous, isocaloric, and isolipidic diets that differed only in the source of fats. Cows were fed diets supplemented with palm oil as control group (saturated FA; n= 8), and CLA for the treatments, and the rate of each fat in any diet was 75 g d-1</sup>. CLA-supplemented diet was provided with a mixture of trans</em>-10, cis</em>-12 CLA and cis</em>-9, trans</em>-11 CLA isomer. Rumen protected CLA provided 10 g d-1 </sup>each of trans</em>-10, cis</em>-12 CLA and cis</em>-9, trans</em>-11 CLA isomers. Uterine endometrial biopsies were collected at days 21 and 42 after calving and were prepared to determine pro-inflammatory [including Tumor Necrosis Factor-α (TNFα), InterLeukins (IL-1, IL-6, IL-8) and InterFeron-gamma (IFN-γ)] and anti-inflammatory [interleukin 10 (IL-10)] cytokine genes expression. Results showed that dietary CLA supplementation decreased the expression of IL-1 and IL-8 at days 21 (respectively, 1.8 and 3.9 fold) and 42 (respectively, 4 and 104 fold) postpartum and increased expression of IL-10 at days 21 and 42 (respectively, 9.7 and 2.5 fold). The TNFα expression significantly decreased in day 21 in CLA groups compared with palm (2.5 fold). There was no difference between groups for IL-6 expression. IFN-γ expression decreased in day 21 (3.0 fold) and, conversely, increased in day 42 (2.5 fold) in CLA group compared to palm. Our results showed that, during transition period, dietary supplementation with CLA reduced inflammatory processes via inhibiting pro-inflammatory cytokines and stimulating anti-inflammatory cytokines.

    Keywords: Endometrium, Inflammation, Palm oil, TNFα expression
  • V. Gerzilov*, V. Boncheva, A. Alexandrova, E. Tzvetanova, A. Georgieva, G. Nenkova, N. Bozakova Pages 1117-1130

    The aim of this study was to evaluate the effects of the immunostimulant Immunobeta® on egg production and oxidative stress parameters, influenced by the environmental conditions in free range laying hens. A total of 81 laying hens and 9 cocks (Tetra Super Harco) were divided into three groups: group 1 (control) without supplementation; group 2 with 0.2%, and group 3 with 0.4% Immunobeta® as a dietary supplement. The laying period (19-55 weeks of age) was divided into three sub-periods depending on the ambient temperature – cold (from November to March 2015, from 19 to 37 weeks of age), thermoneutral (April and May 2016, from 38 to 46 weeks of age) and hot period (June and July 2016, from 47 to 55 weeks of age). Immunobeta® supplementation dose dependently improved the average egg production and mean egg weight, and in 0.4% dose treatment significantly reduced the feed conversion ratio for the entire laying period. Immunobeta® supplementation influenced the blood oxidative stress parameters, decreasing significantly the lipid peroxidation level during the cold period, increasing the glutathione level in hens supplemented with 0.4% dose in all periods, regulating the catalase activity during the hot period, and increasing glutathione peroxidase activity during the thermoneutral and hot periods. In conclusion, addition of Immunobeta® to the diet reduced the oxidative stress induced by thermal stress and enhanced the performance of free range laying hens.

    Keywords: Egg production, Feed conversion ratio, Free-range, Oxidative stress
  • S. Celen*, S. Oguz Arda Pages 1131-1143

    In this work, performance of a newly designed hybrid dryer was investigated. Drying was done with the support of solar energy to microwave conveyor dryer. By using collector, which was designed with semisphere shape for having high efficiency from solar energy, hot air was produced and moved through the tunnel with velocity of 3 m s-1 and by using 0.7, 1 and 1.4 kW microwave support, drying behavior of 5, 10, and 15 mm zucchini slices were examined. At the end of drying process, drying time, color changes of dried products, energy consumption, collector efficiency, and modelling of drying were determined. Considering the time required for drying the zucchini slices until reaching 10±1% (wb) moisture content and electrical energy consumption values, the most suitable results were obtained from 1 kW microwave power, air velocity of 0.245 m min-1, and 5 mm zucchini slice thickness, corresponding to total energy of 1.143 kWh. The collector efficiency was calculated as 24.3%, under the environmental conditions of our study.

    Keywords: Drying kinetics, Energy consumption, Mathematical modeling, Zucchini
  • Z. Karimian, A. S. Tabatabaee Bafroee*, A. Sharifan Pages 1145-1159

    Meat products are highly perishable and require protection to maintain their quality. Bioedible films incorporated with essential oils have recently received attention due to their benefits as AntiMicrobial (AM) active packaging. The aim of this study was to evaluate the physico-mechanical properties and antimicrobial activity of Isolated Soy Protein (ISP) film containing Peppermint Essential Oil (PEO) on shelf life and sensory quality of raw hamburger. The ISP film incorporated with PEO at 1, 2, and 3% (v/v) were prepared by solvent casting method. The results showed that the incorporation of PEO caused a significant decrease and an increase (P< 0.05) in tensile strength and elongation-at-break, respectively. Increment of thickness, Water Vapor Permeability (WVP), and decline in moisture content was recorded as the amount of oil increased (P< 0.05). In addition, Lightness/darkness (L*), Whiteness Index (WI), and redness/greenness (a*), and yellowness/blueness (b*) increased, while the total color difference (ΔE) decreased by adding PEO. PEO-incorporated film (at 3% v/v) exhibited higher inhibitory activity against Staphylococcus aureus, Escherichia coli, and lower for Salmonella enterica using disc diffusion method. Microbial analysis and pH measurement of raw hamburger covered with ISP-PEO film showed no inhibitory effect against test bacteria when applied on raw hamburger, whereas the inhibited total bacterial growth exceeded the acceptable limit until the end of refrigerated storage. This film was able to prolong the shelf life of hamburger for up to 7 days. Therefore, this new antibacterial film has considerable potential to be used as meat packaging material.

    Keywords: Antimicrobial activity, Bacterial growth, Bioedible film, Hamburger shelf life
  • M. Mahmoudi, M. Khomeiri*, M. Saeidi, M. Kashaninejad, H. Davoodi Pages 1161-1172

    In the present research work, the potential probiotic properties of Lactococcus lactis KMCM3 and Lactobacillus helveticus KMCH1 isolated from raw camel milk and traditional fermented camel milk (Chal), respectively, were studied. The probiotic properties of isolates that were investigated included the hemolysis, antibiotic resistance, antibacterial features, resistance to low pH and bile salts, survival under simulated GastroIntestinal Tract (GIT) conditions, adhesion ability to hydrocarbon, and their auto-aggregation and co-aggregation rates. None of isolates exhibited hemolytic activity. They were susceptible against tetracycline, penicillin, ampicillin, chloramphenicol, erythromycin and vancomycin. Lac. lactis KMCM3 and L. helveticus KMCH1 retained their viability at pH 3.0 (8.68 and 8.6 log cfu mL-1, respectively), 0.3% w/v bile salts (8.23 and 8.58 log cfu mL-1, respectively) and under simulated GIT conditions (8.31 and 8.46 log cfu mL-1, respectively). Both of these isolates inhibited the growth of E. coli, S. aureus, L. monocytogenes, B. cereus and S. enterica subsp. enterica serovar Typhimurium with MIC values of 6.25 to 25 mg mL-1. In addition, They exhibited an ability to adhere to hydrocarbon (xylene), and possessed a high auto-aggregation and co-aggregation rate (more than 40%).

    Keywords: Lactococcus lactis, Lactobacillus helveticus, Chal, Auto-aggregation rate, Co-aggregation rate
  • S. Rahimi Kaldeh*, A. Ashouri, A. Bandani Pages 1173-1182

    The present study examined the light wavelengths effect on the diapause percentage of progeny and energy reserves of maternal generation in sexual and asexual Trichogramma brassicae</em> that had been reared under different light wavelengths before oviposition. Photoperiod has a maternal effect on the diapause induction in Trichogramma</em> wasps; however, the light wavelengths effect on their diapause has not been studied. In this study, we reared the maternal generation of both strains under five light wavelengths including blue (455~475 nm), green (515~535 nm), orange (585~595 nm), red (620~630 nm), and white (5,000~10,000 K), and allowed 24 hours old females to oviposit in Ephestia kuehniella</em> eggs. The diapausing generation was placed at 10°C and absolute darkness for two months. The results showed that Wolbachia</em> infection and light wavelengths had significant effects on the diapause percentage and energy reserves of T. brassicae</em>, excepting glycogen contents. The maximum and minimum diapause percentage was observed under green and white light in asexual, and under white and green light in sexual strain. The data showed that the sexual strain had lower lipid and protein levels than the asexual strain, except when exposed under white light. The diapause percentage in the sexual strain was higher than in the asexual strain under all light wavelengths, and the reaction of parasitoids toward light wavelengths was different in the two strains. Therefore, Wolbachia </em>can cause a different reaction to light wavelengths in both diapause percentage and pattern of the parasitoid. These results should be considered to improve mass-rearing and long-term storage of this parasitoid.

    Keywords: Egg parasitoid, Mass-rearing, Maternal effect
  • M. Khayrandish*, S. Farahani Pages 1183-1197

    The sawfly fauna (Hymenoptera: Symphyta) was studied in Hyrcanian Forests. The specimens were collected using Malaise traps during March to November 2016. Thirty-seven species of Symphyta were obtained from forest areas in Golestan and Mazandaran Provinces. Among them, five species were recorded for the first time from Iran: Fenella minuta (Dahlbom, 1835), Hoplocampa chrysorrhoea (Klug, 1816), Nematus glaphyropus Dalla Torre, 1882, Macrophya ribis (Schrank, 1781) and Phylloecus niger (M. Harris, 1779). The genus Fenella is newly recorded from Iran. General discussion is given for the sawfly fauna of Iran.

    Keywords: Genus Fenella, Pest management, Sawfly fauna
  • A. Salah, J. Li, J. Ge, C. Cao, H. Li, Y. Wang, Z. Liu*, M. Zhan, M. Zhao Pages 1199-1214

    Waterlogging and drought are severe constrains that limit maize seedling growth in tropical and subtropical regions. It is significant to determine the differences in morphological and physiological responses of maize to drought and excess soil water, with a view toward better breeding and field management. In the present experiment, different levels of soil water availability were initiated at the one-leaf (V1) stage of two maize cultivars (Denghai9 and Yidan629): Control (CK), Severe Drought (SD), Light Drought (LD), Severe Waterlogging (SW), and Light Waterlogging (LW). The results indicated that waterlogging had more discernible impact on the seedling growth of both cultivars than drought stress. The Relative Growth Rate (RGR) of shoots and roots, along with root length, volume, and surface area were all markedly decreased in both cultivars under waterlogging stress. The malondialdehyde content increased significantly in roots and leaves under waterlogging treatment. In both cultivars, SuperOxide Dismutase (SOD) was mostly activated in roots and leaves at the three-leaf (V3) stage by waterlogging stress, while the Catalase (CAT) activity apparently increased under drought stress. The activity of Peroxidase (POD) distinctly enhanced in both cultivars under drought and waterlogging stress. Ascorbate Peroxidase (APX) showed constant activity with prolongation of waterlogging stress, and Glutathione Reductase (GR) activity notably increased in roots under waterlogging conditions at the six-leaf (V6) stage. We concluded that SOD, POD, APX, and GR were the most important antioxidant enzymes under waterlogging conditions, whereas CAT and POD appeared to play key roles under drought stress.

    Keywords: Antioxidant enzyme activity, Excess soil water, Peroxidase (POD), Soil water availability
  • A. Spadoni, S. Sion, S. Gadaleta, M. A. Savoia, L. Piarulli, V. Fanelli, V. Di Rienzo, F. Taranto, M. M. Miazzi, C. Montemurro, W. Sabetta* Pages 1215-1226

    A new and optimized protocol, here called 6hDNA (i.e. a genomic DNA obtained by a six-hour extraction method), has been developed based on the traditional Cetyl-TrimethylAmmonium Bromide (CTAB) method. It allows a fast and easy isolation of genomic DNA from plant species, especially from those with high polyphenol and polysaccharide contents. Co-precipitation of polysaccharides was avoided by adding higher concentrations of selective precipitants of nucleic acid, CTAB 3% (w/v) and sodium chloride (NaCl) (1.42M). PolyVinylPyrrolidone (PVP) 1% (w/v) was applied to remove polyphenols as PCR inhibitors. Proteins were degraded by treatments of chloroform:isoamyl alchol (24:1) and phenol:chloroform:isoamyl alchol (25:24:1) and removed by centrifugation from plant extracts. The yield of total DNA from leaves of Vitis vinifera, Citrus sinensis and Olea europaea ranged from 42 to 980 ng µL-1 with A260/A280 ratio values between 1.6 and 2.06. The purity and integrity of the obtained DNA guarantees successful downstream applications including PCR and microsatellite markers. The use of lyophilized plant material and the reduced time of the total procedure make this new 6hDNA protocol more convenient when compared to the most common DNA isolation protocols, such as: “Doyle and Doyle”, “Lodhi”, “Li”, or those using the DNAzol reagent and the Nucleospin Plant Minikit.

    Keywords: CTAB, DNA isolation, Perennial species, SSR markers
  • A. Dursun, E. Yildirim, M. Turan, M. Ekinci, R. Kul, F. Parlakova Karagoz* Pages 1227-1234

    Use of fertilizers is important in agricultural production. In particular, it is more focused on organic fertilizer that increases yield and quality of crops and is not harmful to environment at the same time. In this study, the effect of bacterial biofertilizers on yield and some quality parameters were analyzed in two tomato cultivars (Solanum lycopersicum L., cv. Cevahir F1 and Pala F1) in greenhouse conditions. Three different concentrations (1, 3, and 5 gL-1</sup> and control i.e. un-inoculated) and two different bacterial fertilizers including A: Azotobacter spp. (1×109 </sup>CFU), and B: mixture of Bacillus subtilis and Bacillus megatarium (1×109 </sup>UFC) were evaluated in a completely randomized design with 3 replications. The treatments were applied one week after planting of the seedlings. The solutions were given to the root zone of the plant and repeated 3 times at intervals of 10 days. Average fruit weight, fruit number per plant, fruit weight per plant, plant height, fruit width and length, total soluble solid, pH, ascorbic acid, chlorophyll content, dry matter yield and mineral content were evaluated on tomato. The effects of treatments were found significant on plant growth parameters. Bacterial fertilization increased yield and other parameters in all treatments. Besides, the effects of treatments were significant on mineral content of tomato fruits.

    Keywords: Biofertilizer, PGPR, Plant development, Solanum lycopersicum L
  • X. H. Zhang, R. Chai, Y. F. Ma, W. W. Meng, Y. W. Qi, X. T. Chu, Y. F. Xu* Pages 1235-1248

    Mowing is important in maintaining quality of the turf. The objective of this study was to determine the effect of Nitric Oxide (NO) on tall fescue after mowing, and provide theoretical basis for molecular breeding of turf grass. In our study, exogenous NO significantly increased the relative growth rate compared to the control. The higher relative growth rate was associated with higher activity of Peroxides (POD), SuperOxide Dismutase (SOD), Catalase (CAT) and Ascorbate Peroxidase (APX). Expression of CuZn-SOD</em>, CAT-A</em>, and APX4</em> increased in roots treated with NO after mowing. In addition, exogenous NO significantly increased the concentration of Indole-3-Acetic Acid (IAA), Gibberellic Acid (GA), Cytokinin (CK) and Abscisic Acid (ABA) compared to the control, which likely linked to an increase in Nitric Oxide Synthase (NOS)-like activity and endogenous NO release in tall fescue roots. These results suggested that mowing increased NOS-like activity, leading to elevated endogenous NO levels. NO might act as a signaling molecule, increasing plant hormone content, as well as up-regulating gene expression and enhancing the activity of antioxidant enzymes, thereby protecting against injuries caused by mowing and promoting re-growth of tall fescue.

    Keywords: Antioxidant enzymes, Molecular breeding, Nitric oxide synthase, Turf grass
  • K. Mafakheri, M. Valizadeh*, S. A. Mohammadi Pages 1249-1264

    In order to assess the effect of water-deficit stress on the activity of antioxidant enzymes and agro-physiological attributes of maize, a split-plot field experiment was conducted with three replications based on the randomized complete block design. Three levels of irrigation (well-watered, intermediate and severe water-deficit stress) and four maize families including 10 genotypes were considered as the main and sub factors, respectively. Post treatment, the electrophoretic analysis of three enzymes in maize leaves including SuperOxide Dismutase (SOD), Catalase (CAT) and Peroxidase (POX) was carried out on 8% horizontal acrylamide gel. Moreover, agro-physiological attributes such as MalonDiAldehyde (MDA), H2</sub>O2</sub>, chlorophyll index (SPAD), Relative Water Content (RWC), and grain yield were measured. Concomitantly with increasing intensity of water-deficit stress, the activity of most isozymes and the contents of MDA and H2</sub>O2 </sub>increased while POX2 activity, chlorophyll index, RWC, and grain yield decreased. Under intermediate stress, POX1 isozyme in Lia0688 line (233%) and, under severe stress, POX2 isozyme in AR68 hybrid (201%) showed higher increase compared with the well-watered treatment. Overall, POX1, SOD2, CAT isozymes and MDA, chlorophyll index, and RWC were identified as suitable traits. Based on enzyme activity and agro-physiological attributes, SC706 and TWC647 hybrids were superior to the other genotypes and expressed higher tolerance to water deficit stress. Moreover, among parental lines, MO17, B73 and Lia0688 were promising, although Lia0688 and MO17 were more tolerant lines and showed better performance compared with the line B73 and other lines under well-watered and stress conditions.

    Keywords: Drought tolerance, Irrigation, Isozymes, Oxidative stress, Selection index
  • M. R. Naghavi, E. Aryakia*, S. Hadi, Hossein Ghafoori, H. Mousavi, H. Ramazani, M. Feyzbakhsh, Y. Ajani, Z. Farahmand, L. Poorhosseini, S. A. Shahzadeh Fazeli Pages 1265-1276

    Artemisia annua L. is an important medicinal plant used as an original source of artemisinin for treating malaria. Although there is a wide distribution of A. annua in Hyrcanian Areas (Mazandaran, Guilan, and Golestan Provinces in N Iran), no considerable effort has been made for diversity assessment. In this study, morphological, phytochemical, and molecular characterization of A. annua accessions in this area were assessed using 4 quantitative characteristics (height, fresh weight, dry weight, and trichome density), artemisinin content, and 15 ISSR primers. Using these traits, a high level of morphological, phytochemical and molecular diversity was revealed among A. annua accessions in the provinces (populations) of Hyrcanian Areas. At inter-population level, the highest value of artemisinin was observed in Mazandaran Province. Moreover, significant correlation between artemisinin content and trichome density was observed that could be useful for indirect selection of artemisinin yield in different accessions of A. annua. In addition, fifteen ISSR primers generated a total number of 222 amplified bands, consisting of 177 and 45 polymorphic and monomorphic loci across the 60 accessions, respectively. These results indicate that ISSR-PCR is a reliable tool for fingerprinting A. annua at the intra-population level. Our results altogether are valid contributions for gene bank management and Artemisia annua breeding programs.

    Keywords: A. annua, Artemisinin, Breeding, ISSR, UPGMA
  • A. A. Yazdani*, M. Saffari, G. Ranjbar Pages 1277-1286

    Treated wastewater could be a valuable source of water for recycling and reuse in arid regions. Two one-year field experiments were carried out to determine the effects of municipal treated wastewater on seed yield and seed heavy metals content of safflower cultivars, in Research Farm of Yazd Municipal Wastewater Purification Station, during 2015 and 2016. The experiments were arranged as split plot based on a randomized complete block design with three replicates. Irrigation treatments were in the main plot, consisting of three irrigation strategies (irrigation with only treated municipal wastewater, irrigation with treated wastewater/fresh water alternatively, and irrigation with only fresh water) and three safflower (Carthamus tinctorius</em>) cultivars (Sofeh, Isfahan native, and Goldasht) in the subplots. Results showed that yield and yield components increased by treated wastewater treatment compared to the other irrigation treatments. Application of treated wastewater caused increase in safflower grain (40%) and biological (9%) yield as compared to fresh water treatment. Treated wastewater application led to accumulation of trace elements (Fe, Mn, Cu, Cd and Pb) in safflower seeds; however, the content of all the metals were below the permissible limits recommended by World Health Organization.

    Keywords: Carthamus tinctorius, Irrigation, Municipal water, Permissible limits, Trace elements
  • M. Goldasteh*, I. Mehregan, M. R. Naghavi, T. Nejadsattari Pages 1287-1299

    Low Molecular Weight Glutenin Subunits (LMW-GS), encoded by GLU-3 loci located on the short arm of homologous chromosomes of wheat, play an important role in the bread making quality. Some of the most important gens for quality are located on the D genome, which are interesting in wheat breeding programs. In addition to the bread wheat (Triticum​​​​​​​ aestivum), some species of Aegilops including Ae. cylindrica, Ae. tauschii, Ae. crassa, Ae. juvenalis, and Ae. vavilovi carry D genome. In this study, the phylogenetic relationship among Aegilops species with D genome and bread wheat has been studied based on the sequence of low molecular weight glutenins loci. The results indicated a great diversity for these loci. Presence of several numbers of common protein bands among species suggested a close relationship and high genetic flow among species. Three primers for the LMW-GS proteins were able to reveal the relationship between the species. The results showed a close relationship among bread wheat (T. astivum) and Ae. tauschii species. Ae. crassa species is more distant from bread wheat. Also, the results indicated a close relationship between the Ae. cylindrica, Ae. juvenalis, and Ae. vavilovi. A great diversity of LMW-GS in wild relatives and close relationship between these species and wheat suggest them as a potential source of genes for wheat breeding programs.

    Keywords: Aegilops species, Breeding programs, Phylogeny, Triticum
  • M. Vatankhah, R. Saberi Riseh*, M. Moradzadeh Eskandari, E. Sedaghati, H. Alaie, H. Afzali Pages 1301-1312

    In this study, the antagonistic activity of 1,000 bacterial isolates from different areas of Iran and two isolates of Pseudomonas fluorescens: CHA0 and UTPf5 were individually assayed against two isolates of Fusarium solani and two isolates of F. oxysporum that cause potato dry rot in Mashhad, Iran. Using in vitro dual culture plate technique, most of the tested isolates significantly reduced mycelia growth of Fusarium spp. on PDA after 7 days of incubation at 25oC, compared to the untreated control. Thirty bacteria isolates with the most inhibition and P. fluorescens CHA0 were selected for experiments on potato tubers. All isolates were tested on tuber of potato cultivar Agria under in vivo conditions. There was no significant difference between rot diameter by P. fluorescens CHA0 and the infected control, but other isolates reduced dry rot development after 21 days of incubation at 25-27oC, as compared to the untreated control. However, three isolates, namely, VUPf40, VUPf44, and VUPf506 that belong to the P. fluorescens species were the most effective. Talc-based formulation of these three effective bacteria and P. fluorescens CHA0 were assessed for their in situ efficacy against potato dry rot development, caused by F. solani FPO67, on treated tubers compared to the control. The formulation of these bacteria significantly decreased dry rot development, but only P. fluorescens VUPf506, with 79.8% reduction of fungi development, and 18.57% prevalence, was the most effective in reduction of potato dry rot in natural conditions. Based on these results, P. fluorescens VUPf506 can be considered as a promising alternative to chemical fungicides.

    Keywords: Antagonistic effects, Dry rot, PGPR, Pseudomonas
  • A. M. Castillo*, S. Allue, A. Costar, F. Alvaro, M. P. Valles Pages 1313-1324

    In recent years, spelt (Triticum aestivum (L.) ssp. Spelta) has become an added-value alternative crop to modern wheat. Spanish spelt constitutes a unique separate gene pool from central European germplasm. The availability of spelt Doubled Haploid (DH) production protocol is a great advantage to speed up breeding programs. This is the first study evaluating the ability of DH plant production, by anther culture, of five Spanish spelt landraces and three F5 lines derived from Spanish spelt x bread wheat crosses. Two central European commercial varieties were also included in the analysis. DH plants were obtained from all material with the exception of one F5 line. The Spanish spelt landraces produced more embryos/100 anthers (73-166.3) than the two European varieties (8.6-22.2). The main bottleneck in the Spanish germplasm was the high number of albino plants regenerated, with percentage of green plants lower than 13% in three of the landraces. Nevertheless,  up to 15.6 and 1.8 green plants/100 anthers were obtained from the Spanish and the central European germplasm, respectively. A great variation in the percentage of spontaneous chromosome doubling was obtained, with 4 lines producing around 80% and 2 lines less than 15%. The ovary genotype used for anther co-culture is a critical factor to increase the efficiency of the system. Bread wheat ‘Caramba’ ovaries increased almost 6 times the number of green plants as compared to spelt landrace ‘BG-1987’ ovaries. This study shows that DH plants can be produced efficiently from Spanish spelt to be used in breeding programs.

    Keywords: Ancient species, Anther culture, Spanish germplasm, Spontaneous chromosome doubling, Triticum aestivum (L.) ssp. Spelta
  • A. Sharifnezhad, A. Parvaresh Rizi* Pages 1325-1340

    Since water pumping stations supply most of the water for irrigation schemes and consume considerable percentage of energy in some countries, performance evaluation of these facilities, especially in relation to irrigation management, is essential. Therefore, definition and determination of some indices could be effective for evaluation process, planning for future, and optimal use of water and energy. Since there is no typical method for the assessment of irrigation pumping systems in the literature, in the present study, some evaluation indices in the areas of operation and maintenance, management, energy, and economic performance of the irrigation pumping stations are introduced. Some irrigation pumping stations in Khuzestan Province (Iran) and energy-water relations of these projects were evaluated based on the proposed integrated approach. According to the results, the first step in evaluating the performance of these facilities is the establishment of a system for monitoring and recording the information. Evaluation of the operation and maintenance of these pumping stations shows the average status. Therefore, the weakest parameters, i.e. required hydraulic equipment, periodic monitoring of hydraulic parameters and security against water hammer, have to be strengthened and pumping stations be equipped properly. It was also shown that to achieve the ideal management of the case studies, the profitability of operating company should be improved. Besides, due to high energy loss in irrigation pumping stations (up to 49% in this study), use of equipment for reducing energy consumption and proper selection of pump and electromotor should be a priority in the design and management phases. The required power of electromotor is overestimated by at least 25%.

    Keywords: Irrigation schemes, Performance indicators, Productivity of water, energy
  • O. Erken*, M. Yildirim Pages 1341-1352

    This study was conducted in field conditions to determine the response of cabbage to four different irrigation levels, from 2015 to 2016. The experiment was laid out in randomized block design. Plots were irrigated using a drip irrigation system and the irrigation interval was fixed as 4 days for all treatments. Evaporation was determined by Class-A pan. Six organic acids (ascorbic, tartaric, lactic, citric, malic and oxalic) were identified and quantified by HPLC-UV. White cabbage yields were significantly increased by water applications, but deficit irrigation produced negative results. Maximum amounts of ascorbic, lactic, tartaric and malic acids were found in the low water content treatment, while reducing sugar and total sugar increased in the full irrigation treatment. In the study, supplying different amounts of irrigation water caused changes in the growth and quality of white cabbage (Brassica oleracea L.cv. Capitata). When water stress in cabbage production exceeded more than 30%, the yield and, especially, the quality of cabbage decreased significantly. The results revealed evidence that different soil moisture content in the root depth affected the yield, organic acids, and sugar content.

    Keywords: Abiotic stress, Drip irrigation levels, Organic acids, Water stress