فهرست مطالب

  • پیاپی 11 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • احمد آذین، مسعود جعفری نژاد، رضا قاسمی* صفحات 9-71

    امروزه در میان جوامع و دولت ها از مقوله پیشرفت، با عنوان مسئله پیشرفت یاد می شود. به عبارت دیگر، ضرورت های پیشرفت، شرایط تحقق پیشرفت، راه های رسیدن به پیشرفت و در نهایت کسب حداکثری منافع ملی از طریق الگوهای پیشرفت را می توان جزء اصلی ترین مسائل روز کشورها دانست. پیشرفت و عصاره آن یعنی منافع ملی حداکثری از جمله مسائلی است که ذهن اندیشمندان و سیاست مداران را به خود معطوف داشته و هرکس از دریچه و زاویه ای به این مهم پرداخته است. هدف اصلی تحقیق حاضر این است که با بررسی جامع و کامل جایگاه منافع ملی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به عنوان پیش زمینه حرکت برای وصول به پیشرفت مطلوب، اهمیت و ضرورت توجه به منافع ملی را در تدوین الگوی اسلامی ایرانی مورد ملاحظه قرار دهد و در نهایت بتواند الزام ها و ظرفیت های الگوی بومی پیشرفت را برای کسب حداکثری منافع ملی در کشور عملیاتی کند و امکان و انگیزه حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی را با نگاه روشن تر و دقیق تری فراهم سازد. روش انجام این پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی (زمینه یابی) است. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه سازمان یافته با 22 نفر از صاحب نظران در حوزه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است.

    کلیدواژگان: الگوی اسلامی، ایرانی، پیشرفت، منافع ملی
  • علی اصغر کیا، مهدی فقیهی نژاد* صفحات 33-71
    در نگاه توسعه پایدار و جامعه اطلاعاتی حاصل از آن، قواعد برنامه ریزی و سیاست گذاری توسعه در جهان تغییر کرده و تحت تاثیر متغیرهای ارتباطات، فرصت های فراوانی برای پیشرفت کشورهایی ایجاد شده است که در مراحل آغازین توسعه بوده اند. بر این اساس، نگاه بنیادین به ارتباطات در سطح کلان برنامه های توسعه بسیار ضروری است. این امر نیازمند تحلیل و آسیب شناسی برنامه های پیشین و ارزیابی نقاط قوت و ضعف آن هاست. این مقاله در پی آن است تا با رویکرد تحلیل مضمون، مواد ارتباطی برنامه چهارم و پنجم توسعه را تحلیل کند و به مضامین سازمان دهنده و فراگیر که در بطن برنامه قرار داده شده است، دسترسی یابد. نتایج نشان می دهند در دو برنامه فوق به ابعاد فنی و کمی ارتباطات بیشتر پرداخته شده است و جنبه های کیفی و محتوایی آن همچون آینده پژوهی، سیاست گذاری، برنامه ریزی، رسانه های نوین، شبکه های اجتماعی، زندگی مجازی، آزادی کسب و انتشار اطلاعات و نیز حرکت به سمت جامعه دانایی محور، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با توجه به این یافته ها، مقاله حاضر می کوشد با نگاه انتقادی قدمی در راستای تبیین نقش ارتباطات در تدوین برنامه های توسعه بردارد تا در برنامه ریزی های جدید با نگاه به درون کشور و براساس شاخص های هویت ایرانی اسلامی توجه بنیادی تری به برنامه ریزی ارتباطات صورت گیرد
    کلیدواژگان: ارتباطات، توسعه، برنامه چهارم و پنجم توسعه، تحلیل مضمون
  • شهاب جنابی، علیرضا علی احمدی، محمدسعید جبل عاملی* صفحات 73-103

    یکی از مهم ترین گام هایی که در فرایند دستیابی به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باید دنبال شود، طراحی الگوی رهبری تحول است. ضرورت ها و ویژگی های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ایجاب می کند ابتدا نظریه مبنای رهبری تحول که با ضرورت های این الگو همخوانی دارد، تهیه و سپس مبتنی بر آن، نسبت به طراحی الگوی رهبری تحول اقدام شود. بر این اساس، این مقاله به موضوع ارائه نظریه مبنای رهبری تحول می پردازد و می کوشد نظریه مبنای برآمده از آیات قرآن کریم درباره شیوه ایجاد تحول مورد نظر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را تدوین کند. نتایج اجمالی حاصل از این پژوهش، در قالب 30 اصل معرفی شده است. پرداختن به موضوع «نظریه مبنا» به جای ارائه مدل بدون توجه به پارادایم و نظریه مبنای آن، از مهم ترین نوآوری های این مقاله است. نظریه مبنای ارائه شده در این مقاله می تواند مبنای طراحی الگوی رهبری تحول و مدل های ایجاد تحول در اجتماعات انسانی با رویکرد اسلامی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، رهبری تحول، رویکرد تحقیق ترکیبی، نظریه مبنا، پارادایم، تدبر موضوعی
  • نساء زاهدی*، سید ابراهیم سرپرست صفحات 105-131

    به رغم اجرای چند دهه برنامه های توسعه در ایران، شاهد افول در شاخص های اقتصادی مثبت، تنزل شدید در شاخص های انسانی، اجتماعی و پایان الگوی تک خطی توسعه هستیم. مکتب نهادی توسعه با تمرکز بر نیازهای بومی و ویژگی های مردم شناختی، ضمن تاکید بر واقع بینی و چندوجهی بودن تحلیل، درون زا بودن تغییرات نهادی و روش تحلیل تاریخی، بیش از سایر مکاتب و مدل های متعارف علم اقتصاد در دانش توسعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مقاله ارائه تصویری از مدل نونهاد گرایی و امکان استخدام و کاربست پذیری آن برای ایران است تا بتواند کارایی و ابعاد گوناگون دستگاه نظری آن را در پاسخ به تنگنای توسعه ایران نشان دهد. پرسش اصلی مقاله این است که ادبیات نونهادگرایی تا چه اندازه قادر به ارائه راهکاری برای خروج از تنگناهای حاکم بر اقتصاد سیاسی است؟ فرضیه تحقیق این است که نظر به ضدیت منطق نهادگرایی با نظریه های محض کمی و اقتصاد محوری صرف، ضمن تعقیب هدف حل مشکلات مربوط به رفاه اجتماعی و با گذار از دغدغه های اقتصاد نئوکلاسیک، دغدغه مند سازمان و کنترل نظام اقتصادی، به دنبال طراحی نظری الگویی برای رشد و توسعه کیفی با تکیه بر نهادهای رسمی و غیررسمی بر مبنای مولفه های شفاف سازی، حکمرانی خوب، نظارت دولت و اجتناب از رانتیریسم است.

    کلیدواژگان: نهادگرایی، توسعه، ترتیبات قانونی رسمی و غیررسمی، بومی سازی، ایران
  • محمد منتظری*، اکبر بهمنی، علیرضا فتحی زاده صفحات 133-154

    حکمرانی خوب مبحثی است که در دهه های اخیر توجه محافل علمی را به خود جلب کرده است. تحقیقات بیان می دارند متناسب با مقتضیات کشورها (عوامل سیاسی، فرهنگی و مذهبی) الگوی حکمرانی خوب توسعه می یابد. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی حکمرانی خوب از دیدگاه نهج البلاغه، به عنوان گامی در جهت تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی، با استفاده از استراتژی مفهوم سازی داده بنیاد به بررسی شاخص های حکمرانی خوب از دیدگاه حضرت علی(ع) در قالب خطبه ها و نامه های نهج البلاغه پرداخته است و سپس با ارائه الگویی با عنوان حکمرانی کریمه، آن را با الگوهای رایج حکمرانی خوب مقایسه می کند؛ بدین ترتیب که بخش هایی از نهج البلاغه که براساس کلیدواژه های مرتبط با حکمرانی انتخاب شدند، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند که دستاورد آن، برداشت 606 کد، 86 مفهوم و 24 مقوله بود. نتایج نشان داد رفتار فاضله به عنوان پدیده محوری و در تعامل با عوامل دیگر موجد حکمرانی کریمه به عنوان الگوی حکمرانی خوب از دیدگاه نهج البلاغه است. شیوه تعامل این عوامل در مدل نهایی تحقیق نشان داده شده است.

    کلیدواژگان: حکمرانی کریمه، حکمرانی خوب، امام علی(ع)، تئوری مفهوم سازی داده بنیاد
  • حسن عزیزی، اسماعیل شفیعی*، علیرضا گلشنی صفحات 157-183

    الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با بهره گیری از کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران و با توانایی درک و تحلیل واقعیت های جامعه و شناخت ارزش های ملی و بومی، درصدد پاسخ گویی به نیازهای مادی و معنوی جامعه است. این الگو دارای مبانی معرفتی، هستی شناسی و انسان شناسی است که ریشه در آموزه های وحیانی و عقیدتی اسلام دارد و محتوای آن مبتنی بر توحید، معاد و تفکیک نشدن دنیا و آخرت است. فرایند توسعه سیاسی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مبتنی بر معارف الهی و اسلامی و برآمده از بطن و شرایط تاریخی، بومی و فرهنگی کشورمان است که در بستر نظام جمهوری اسلامی ایران تحقق می یابد. الگوهای گوناگونی برای نوسازی و توسعه کشور ارائه شده است که بیشتر این الگوها به دلیل غیر بومی بودن و بی توجهی به شرایط تاریخی، فرهنگی و مذهبی با موانع و مشکلاتی مواجه بوده اند. هدف پژوهش حاضر این است که ضرورت و اهمیت توسعه سیاسی را در چهارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد تاکید قرار دهد و اصول و مبانی و چگونگی تحقق آن را ترسیم کند. این پژوهش با تبیین شاخص های زیربنایی توسعه سیاسی، چگونگی اراده تحقق آن را در جامعه مورد توجه قرار می دهد. استراتژی های مدنظر برای تجزیه وتحلیل داده ها، در چهارچوب روش کیفی و مبتنی بر راهبرد توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می دهد شاخص های توسعه سیاسی در این الگو منطبق بر شریعت بوده و با پایبندی به اجرای عدالت در فضای سیاست گذاری جامعه، زمینه توسعه سیاسی مطلوب فراهم می شود.

    کلیدواژگان: توسعه سیاسی، الگو، التزام، عدالت، پیشرفت
  • غزاله کبیرآبادی، احمد محمدی*، رضا سلطانی صفحات 185-214
    از ضرورت های دوره نوین حیات اجتماعی، ارتباطات گسترده و به هم تنیده میان دولت ها و نهادهای بین المللی است. هر دولتی با اتکا به مزیت های مطلق و نسبی اش، سیاست ها و برنامه های پیشرفت خود را تنظیم می کند. در دنیای امروز هیچ فعالیتی بدون صرف انرژی انجام نمی شود. کشور ما نیز برخوردار از منابع سرشار نفت و گاز است که از نظر دراختیارداشتن این منابع حیاتی، در مجموع رتبه اول را در دنیا دارد. ازسوی دیگر موتور پیشرفت اتکای زیادی به تجارت بین المللی این دو محصول استراتژیک دارد؛ ازاین رو پیش بینی تحولاتی که ممکن است در زمینه قراردادهای نفتی و گازی با منافع ملی ما گره خورده باشند، ضروری و مهم است. ازسوی دیگر، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به لحاظ رشد و پیشرفت باید دارای بخش های متوازن باشد. این مقاله با رویکرد کلان، به بررسی ارتباط حقوق بین الملل و الگوی اسلامی ایران پیشرفت پرداخته است و راهکارهایی را برای بهینه سازی حل تعارض های حوزه اقتصاد انرژی در پرتو الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و داوری به عنوان مهم ترین شاخصه حقوق بین الملل، ارائه کرده است. به نظر می رسد این مهم، با توجه به مسائل نوینی همچون تعیین و تبیین موافقت نامه های داوری، اصلاح قانون اساسی و اهتمام در ایجاد نهاد و آیین مستقل داوری در حوزه صنعت نفت، قابل تحقق است.
    کلیدواژگان: حقوق بین الملل، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، قراردادهای نفتی، حل وفصل اختلافات، داوری
|
  • Reza Ghasemi*, Ahmad Azin, Masoud JaFARINEJAD Pages 9-71

    Nowadays, among communities and government, progress is considered as the issue of progress. In other words, the emergence of progress, the conditions for achieving progress, achieving progress and finally achieving maximum national interests through progress patterns can be considered the most important daily issues. Progress and its essence, the ultimate national interest, is one of the issues which attracted the attention of scholars and politicians, and everybody has looked at from his or her own lenses. The main purpose of this study is to highlight the importance of national interest position in Islamic-Iranian model of progress by thoroughly examining it as a prerequisite for achieving a desirable progress, which at the end can operationalize the requirements and capacities of the indigenous model of progress to maximize national interests in the country and provide the opportunity and motivation to move towards a new Islamic civilization with a clearer and more precise view. The method of this research is descriptive (survey). The data were collected through semi-structured interview with 22 experts in the field of Islamic-Iranian Model of Progress.

    Keywords: Islamic Model, Iranian, Progress, National Interest
  • Ali Asghar Kia, Mehdi Faghihi Nejad * Pages 33-71
    In the view of sustainable development, and consequently the information society resulted from devlopment, the rules of planning and development policy have changed in the world, and under the influence of communication variables, many opportunities have been created. Therefore, a fundamental look at communications at the macro level of development programs is very necessary. This requires analyzing and pathologizing previous programs and evaluating their strengths and weaknesses. This paper aims at analyzing the communication materials of the Fourth and Fifth Development Plans using the content analysis approach in order to get access to the organizing and inclusive themes embedded within the programs. The results show that in the above two programs, the technical and quantitative aspects of communication are more highlighted and its qualitative and content aspects such as futures research, policy making, planning, new media, social networks, virtual life, freedom of information and dissemination as well as movement towards knowledge-based society has received less attention. Based on these findings, the paper through a critical view explains the role of communication in formulating development plans so that in the new developmental plans through looking inside the country and based on indicators of Islamic Iranian identity a more foubdemental attention is paid to planning for communications.
    Keywords: communication, Development, fourth, fifth development plans, content analysis
  • Shahab Jenabi, Mohammad Saeed Jebel Amali *, Alireza Ali Ahmadi Pages 73-103

    Designing a “Transformational Leadership Model” is regarded as one of the most important steps that should be followed up in the process of achieving the Islamic – Iranian model of progress. The model of transformational leadership wants to provide necessary conditions for the fundamental, systematic and transcendental transformation in different levels from the status quo to the desired state. Since each of the models and methods proposed to create change and/or transformation is naturally formed based on the theoretical foundations and intellectual paradigm accepted by their designers, the requirements and characteristics of the Islamic – Iranian model of Progress require providing the “Transformation Leadership Paradigm” at first which conforms to the requirements of this model and then to design a transformational leadership model based on it. With due observance to the abovementioned cases, this paper attempts to present the “Transformation Leadership Paradigm” as a theory based on the conception of Quranic verses with a subject-based approach and based on a qualitative research approach designed for this purpose, so that its results have been introduced within the framework of 30 principles. Addressing the subject of “Paradigm” and “Baseline Theory” rather than presenting a model without considering the paradigm and its basic theory, making utmost effort to provide necessary conditions for the creation of transformation at all levels as well as the concept of transformation considered in this research is one of the most important innovations in this paper.

    Keywords: The Holy Quran, Transformation Leadership, Paradigm, change, qualitative research, Thematic Contemplate
  • Nesa Zahedi *, Sayed Ebrahim Sarparst Pages 105-131

    Despite the implementation development programs within the several decades in Iran, we see a decline in positive economic indicators, a sharp decline in human, social indicators, and a one - line pattern of development. The institutional school of development through focusing on the local needs and demographic characteristics and emphasis on the optimism and multidimensional analysis internalized institutional changes and historical analysis method, has been emphasized more than other conventional approaches and models of economics. The aim of this paper is to provide an example of the model of new Institutionalism and the possibility of employment and applicability for Iran to demonstrate the effectiveness of its theoretical system in response to the dilemma of the development of Iran. The main question of this paper is how well the New Institutionalism literature is able to provide a solution to exit the bottlenecks that govern the political economy? The hypothesis of the study is that the idea of anti - rational logic is spent on quantitative theories and pivotal economy, problems relating to social well - being and moving from the concerns of neoclassical economics, the concern of the organization and control of the economic system, seeking to design a model for development and qualitative development based on the elements of transparency, good governance, government oversight, and avoidance of rentierism.

    Keywords: Institutionalization, Development, formal, informal legal arrangements, Localization, Iran
  • Mohammad Montazeri *, Akbar Bahmani, Alireza Fathizadeh Pages 133-154

    Good governance is a topic that has attracted the attention of scholars in recent decades. Research suggests that the model of good governance is developed in accordance with the needs of countries (political, cultural and religious factors). The purpose of this study was to present a good governance model from Nahj-Balaghe's point of view as a step towards explaining the Iranian Islamic model of progress. This study, using a qualitative approach, explores the indicators of good governance from the points of view of Ali (AS) in the form of sermons and letters of Nahj al-Balagha, and then presents a model entitled Karima government and compares it with current models of good governance. Thus, parts of the Nahj al-Balagha, selected on the basis of keywords related to governance, were analyzed in three stages of open, axial and selective coding which resulted in the extraction of 606 codes, 86 concepts, and 24 categories. The results showed that good behavior as a central phenomenon through interaction with other factors lead to Karimeh government as a good governance model from Nahj al-Balaghi perspectives. How these factors interact is illustrated at the end of the paper.

    Keywords: Karimeh Governance, Good Governance, Imam Ali (AS), Data Conceptual Theory
  • Hasan Azizi, Esmaeil Shafiei *, Alireza Golshani Pages 157-183

    The Islamic-Iranian model of progress by taking advantage of the system of the Islamic Republic of Iran and being able to understand and analyze the realities of society and to understand national and indigenous values, seeks to respond to the material and spiritual needs of society. This model has epistemological, ontological and anthropological foundations that are rooted in the revelation and doctrinal teachings of Islam. Therefore, its content is based on monotheism and resurrection and the indivisibility of the world and the hereafter. The process of political progress in the Islamic-Iranian paradigm is based on divine and Islamic divine education and the historical, indigenous, and cultural conditions of our country, which are realized in the Islamic Republic of Iran. Numerous models have been presented for the modernization and development of our country, most of which have encountered obstacles due to their non-indigenous nature and lack of attention to the historical, cultural and religious conditions of Iran. The purpose of the present study is to emphasize the necessity and importance of political development in the context of the Islamic-Iranian model of progress and to outline the principles and how it can be achieved. This study, by explaining the underlying indicators of political development, seeks to find out how the will of the community is realized. The strategies used to analyze the data in the present study are based on qualitative and descriptive-analytical methods. The results of this study show that the indicators of political progress in this model are in accordance with the shari'a and by commitment to justice in the community policymaking area; the desired political development is achieved.

    Keywords: political progress, pattern, Commitment, Justice, Progress
  • Ghazaleh Kabirabadi, Ahmad Mohammadi *, Reza Soltani Pages 185-214
    Islamic - Iranian model of progress must have balanced sections in terms of growth and progress. One of the needs of the new era of social life is the extensive and interconnected communication between governments and international institutions. Each state, based on its absolute and relative advantages, sets its own development policies and programs. In today's world no activity is done without using energy. Naturally speaking, our country also has rich oil and gas resources, which because of two vital energies is ranked the first in the world. The development engine, on the other hand, relies heavily on the international trade of these two strategic products. Therefore, it is essential to anticipate any developments in oil and gas contracts which may be associated with our national interests. This paper, with this macro approach, analyzed and studied this issue and after assessing the general terms and concepts, based on an analytic - descriptive approach, previews the Iranian law and legal doctorines in this area, and offers solutions for optimizing disputes settlement in the economic area of energy in light of Islamic-Iranian model of progress and arbitration as the most important factor in theinternational law. It seems that it can be realized, with regard to new issues such as determining and explaining arbitration agreements, constitutional reform, and the effort to create an independent arbitration body in the oil industry.
    Keywords: International Law, Iranian Islamic model of progress, oil contracts, resolution disputes, Arbitration