فهرست مطالب

فنآوری تولیدات گیاهی - سال نوزدهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال نوزدهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • حسین ابراهیم، بهرام عابدی*، حجت الله بداقی، غلامحسین داوری نژاد، حمید هراتی زاده صفحات 1-15

    میوه هلو به دلیل داشتن آب زیاد و سرعت تنفس بالا دارای عمر انبارمانی بسیارکوتاهی است. در این پژوهش تاثیر بسته بندی با فیلم های پلی اتیلن و نانوکامپوزیت رس بر کیفیت و عمر پس از برداشت میوه هلو رقم آلبرتا بررسی شد. میوه های هلو به مدت شش هفته در دمای 2 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 90 درصد نگهداری شدند. خصوصیاتی مانند درصد کاهش وزن، سفتی میوه، pH، مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، شاخص رنگ، قهوه ای شدن، بار میکروبی و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز به طور هفتگی موردارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که هر دو نوع پوشش توانستند خصوصیات کمی و کیفی میوه هلو را بهتر از شاهد حفظ کنند. کاربرد فیلم های نانوکامپوزیت و پلی اتیلن موجب تاخیر در نرم شدن میوه، کاهش درصد اتلاف وزن، تیرگی رنگ میوه، قهوه ای شدن درونی گوشت و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز نسبت به شاهد شدند. استفاده از هر دو فیلم منجر به تغییرات کمتر اسید قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول و pH عصاره میوه مقایسه با شاهد شدند. فیلم نانوکامپوزیت سبب کاهش بار میکروبی شد، درحالی که بیش ترین بار میکروبی در فیلم پلی اتیلن مشاهده گردید. نتایج هم چنین نشان دادند که تاثیر فیلم نانوکامپوزیت در حفظ ویژگی های کیفی میوه ازجمله شاخص درخشندگی، کروما، هیو، اسید قابل تیتراسیون، قهوه ای شدن، بار میکروبی و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز موثرتر از فیلم پلی اتیلن بود. به طورکلی کاربرد فیلم نانوکامپوزیت ممکن است یک روش مفید برای کاهش تلفات وزن و حفظ کیفیت میوه هلو طی زمان نگهداری باشد.

    کلیدواژگان: عمر قفسه ای، قهوه ای شدن، آنزیم پلی فنل اکسیداز
  • فخرالدین صالحی، محمد سیاری*، سجاد الوندی صفحات 17-28
    در این پژوهش مدل سازی اثر آسکوربات کلسیم بر خصوصیات قارچ دکمه ای به روش الگوریتم ژنتیک- شبکه عصبی مصنوعی مورد بررسی قرار گرفت. آسکوربات کلسیم در حفظ کیفیت و کاهش ضایعات محصولات کشاورزی در دوره پس از برداشت موثر می باشد. لذا در این مطالعه ابتدا قارچ های دکمه ای توسط محلول آسکوربات کلسیم با دمای 45 درجه سانتی گراد در سه سطح 0، 4/0 و 8/0 درصد تیمار شدند و بعد از خشک شدن در دمای اتاق و 1 درجه سانتی گراد با رطوبت نسبی 90 درصد نگه داری گردیدند. صفات کیفی قارچ دکمه ای پس از برداشت در روزهای صفر، 10، 15، 20 و 25 اندازه گیری شدند. مدل سازی اثر آسکوربات کلسیم بر خصوصیات قارچ دکمه ای به روش الگوریتم ژنتیک- شبکه عصبی مصنوعی با دو ورودی (غلظت آسکوربات کلسیم و عمر قفسه ای) و 9 خروجی (کاهش وزن، سفتی، مواد جامد محلول کل، pH، کروما، زاویه هیو، EΔ، شاخص قهوه ای شدن و فنل کل) با استفاده از شبکه عصبی پرسپترون چند لایه انجام شد. نتایج نشان داد شبکه ای با تعداد 12 نرون در یک لایه پنهان و با استفاده از تابع فعال سازی تانژانت هیپربولیک می تواند اثر آسکوربات کلسیم بر ویژگی های قارچ دکمه ای را با میانگین ضریب همبستگی برابر با 95/0 تخمین زند. نتایج آنالیز حساسیت با شبکه عصبی بهینه (9-12-2)، عمر قفسه ای را به عنوان موثرترین عامل در پیش بینی صفات قارچ دکمه ای طی پس از برداشت مشخص نمود.
    کلیدواژگان: پرسپترون، عمر قفسه ای، شاخص قهوه ای شدن، فنل کل
  • بابک ولی زاده کاجی*، احمدرضا عباسی فر، مریم احسنی ایروانی، محمدحسین آباد صفحات 29-36
    قارچ دکمه ای به عنوان یک محصول تجاری در سرتاسر جهان پرورش داده می شود و به دلیل کیفیت غذایی مناسب و میزان بالای پروتئین جایگاه ویژه ای را در سبد غذایی مردم جهان به خود اختصاص داده است. رشد و تولید قارچ دکمه ای به میزان ذخایر عناصر غذایی کمپوست بستگی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی اثر غلظت های مختلف عصاره ورمی کمپوست (صفر، 25، 50، 75 و 100%) بر شاخص های رشد قارچ دکمه ای (تعداد قارچ، وزن فردی، عملکرد کل، وزن خشک، قطر کلاهک، طول پایه، سرعت محصول دهی، درصد نیتروژن، درصد پروتئین و کارآیی زیستی) بوده است. نتایج نشان داد که اضافه کردن غلظت های مختلف عصاره ورمی کمپوست به کمپوست، اثر معنی داری در سطح احتمال پنج درصد بر اغلب شاخص های رشد در قارچ دکمه ای داشت، اگرچه منجر به تاخیر معنی دار 8/1 تا 2/6 روز در زمان برداشت اولین چین شد. بهترین غلظت ورمی کمپوست 75% بود که منجر به تولید بیش ترین تعداد قارچ (5/312)، وزن فردی (6/21 گرم)، عملکرد کل (7/6 کیلوگرم در کیسه)، قطر کلاهک (1/6 سانتی متر)، و کارآیی زیستی (5/67%) گردید. بیش ترین درصد نیتروژن (4/5) و پروتئین (7/33) در تیمار 100% عصاره ورمی کمپوست مشاهده شد که اختلاف معنی داری با تیمار 75% نداشت.
    کلیدواژگان: صفات رشد، عملکرد، قطر کلاهک، کارآیی زیستی
  • فرزاد مندنی*، اشکان جلیلیان صفحات 37-51
    نخود یک جایگزین مهم برای آیش سیاه بوده و نقش مهمی در تامین نیاز غذایی انسان، به ویژه برای افراد کم درآمد دارد. این تحقیق باهدف بررسی تاثیر تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام زراعی نخود دیم در سال زراعی 94-1393 اجرا شد. آزمایش به صورت طرح کرت های خردشده معمولی در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل تاریخ های کاشت 20 اسفند، 5 فروردین و 20 فروردین به عنوان عامل اصلی و ارقام زراعی عادل، آرمان، آزاد و بیونیج به عنوان عامل فرعی بودند. نتایج نشان داد با تاخیر در تاریخ کاشت از 20 اسفند به 20 فروردین تمام ویژگی های ارزیابی شده به شکل معنی داری کاهش یافتند. ارقام نخود نیز ازنظر ویژگی های بررسی شده با یکدیگر تفاوت معنی دار داشتند. نتایج برش دهی اثرات متقابل نشان داد که ارقام نخود در تاریخ های کاشت مختلف ازنظر ویژگی های مرفوفیزیولوژیکی با یکدیگر تفاوت داشتند، به طوری که رقم جدید عادل از کارآمدی بالاتری نسبت به سایر ارقام برخوردار بود. بیش ترین ماده خشک کل (3/5917 کیلوگرم در هکتار) و بیش ترین عملکرد دانه (3/2493 کیلوگرم در هکتار) به تاریخ کاشت 20 اسفند و رقم عادل و کم ترین ماده خشک کل (0/1200 کیلوگرم در هکتار) و کم ترین عملکرد دانه (3/337 کیلوگرم در هکتار) به تاریخ کاشت 20 فروردین و رقم بیونیج متعلق بود. به نظر می رسد رقم عادل به علت برخورداری از ویژگی های برتر مرفولوژیکی نسبت به سایر ارقام به ویژه در کشت زودهنگام به دلیل بهره وری بهتر از شرایط محیطی می تواند به عنوان رقم زراعی مطلوب در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: عملکرد، اجزای عملکرد، ویژگی های مرفوفیزیولوژیکی، کشت دیرهنگام، حبوبات
  • امید محمدی، غفار کیانی*، نادعلی باقری صفحات 53-65
    هتروزیس راهکاری برای افزایش بیشتر عملکرد برنج می باشد. انتخاب والدین مناسب، مهم ترین گام در هر برنامه اصلاحی است. این مطالعه باهدف تعیین قابلیت ترکیب پذیری لاین های نرعقیم برنج با لاین های برگرداننده باروری جهت ارزیابی هتروزیس صفات زراعی انجام شد. بدین منظور 3 لاین نرعقیم سیتوپلاسمی (CMS) (ندا A، نعمت A و چمپا A) به عنوان تستر با 4 لاین برگرداننده باروری (IR68061، IR5931 و IR50 و پویا) به روش لاین در تستر تلاقی داده شدند و در سال بعد والدین و نتاج در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی کشت و ده صفت کمی روی آن ها اندازه گیری گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تفاوت های بسیار معنی داری بین ژنوتیپ ها ازنظر کلیه صفات وجود دارد. به علاوه اثر تلاقی ها برای تمام صفات در سطح احتمال 1% معنی دار بود. نتایج نشان داد که تستر ندا A و لاین های IR50، IR68061 و IR5931 براساس اثرات GCA مثبت و معنی دار، ترکیب شونده های عمومی خوبی برای بهبود عملکرد دانه بودند. تلاقی های Neda A×IR68061، Nemat A×IR5931، Neda A×IR50، Nemat A×Pouya و Champa A×Pouya ترکیب پذیری خصوصی بسیار معنی داری را برای روز تا 50 درصد گل دهی نشان دادند. هیبریدهای نعمت A/ IR50، نعمت A/ IR68061 و ندا A/ IR50 هتروزیس بالایی را نسبت به میانگین والدین نشان دادند. هیبریدهای نداA / IR50، ندا A/ IR68061 و نعمت A/ IR50 هتروزیس بالایی را نسبت به والد برتر نشان دادند. درمجموع هیبرید نداA/ IR50 برترین هیبرید با مقادیر هتروزیس 14/18% (نسبت به میانگین والدین) و 43/17% (نسبت به والد برتر) به عنوان بهترین هیبرید امیدبخش جهت تولید بذر هیبرید در برنج شناسایی گردید.
    کلیدواژگان: برنج هیبرید، ترکیب پذیری، برگرداننده باروری، هتروزیس، لاین × تستر
  • ابوالفضل باغبانی آرانی، سید علی محمد مدرس ثانوی*، امیر کدخدایی، محمود محمدی صفحات 67-78
    به منظور ارزیابی اثر بقایای گندم (Triticum aestivum L.) و لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) به همراه سولفات روی در مزارع گندم بر میزان عملکرد، غلظت روی، پروتئین و اسید فیتیک دانه گندم، آزمایشی در سال زراعی 1392-1391 در یکی از مزارع شهرستان دهاقان در استان اصفهان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار با شش تیمار (شاهد، سولفات روی، بقایای گندم، بقایای لوبیا، بقایای گندم + روی و بقایای لوبیا + روی) به اجرا در آمد. نتایج تجزیه واریانس بیانگر اختلاف معنی دار اثر تیمارهای مختلف آزمایشی بر عملکرد، غلظت روی، غلظت اسید فیتیک، نسبت مولی اسید فیتیک به روی و پروتئین دانه گندم بود. نتایج به دست آمده نشان داد که به ترتیب بالاترین میزان عملکرد (8/3 تن در هکتار)، پروتئین (3/10%) و غلظت روی دانه (36 میلی گرم در کیلوگرم) مربوط به تیمار بقایای لوبیا + روی و کم ترین میزان آن ها مربوط به تیمار شاهد (8/2 تن در هکتار)، (54/7%) و (26 میلی گرم در کیلوگرم) بود. کاربرد بقایای گیاهی در تمامی تیمارهای موردبررسی مخصوصا تیمار بقایای لوبیا + روی باعث کاهش 36 درصدی نسبت مولی اسید فیتیک به روی نسبت به تیمار شاهد شد. در بین بقایای گیاهی، بقایای لوبیا دارای کم ترین میزان (4/15) نسبت کربن به نیتروژن بود. در مجموع نتایج نشان داد که در شرایط آزمایش حاضر، تیمار بقایای لوبیا + روی با بالاترین میزان عملکرد، غلظت روی و پروتئین دانه و کم ترین میزان نسبت مولی اسید فیتیک به روی برتر از سایر تیمارهای دیگر موردبررسی بود.
    کلیدواژگان: بقایای گیاهی، پروتئین، روی، غلظت اسید فیتیک
  • هومن شریفی، ناصر بوذری*، میترا میرعبدالباقی صفحات 79-88
    استفاده از پایه ها در درختان میوه هسته دار می تواند ضمن افزایش استفاده بهینه از منابع آب و خاک، منجر به افزایش تولید در واحد سطح و کاهش هزینه ها گردد. شناخت خصوصیات مورفولوژیکی و جذب عناصر غذایی می تواند در انتخاب پایه ها در شرایط متفاوت اقلیمی موثر واقع شود. در این پژوهش ویژگی های رشد شش پایه درختان میوه هسته دار پنتا Penta))، کادامن (Cadaman)، سنت جولین Saint Julien))، ام آر اس 5/2 Mr.S2/5))، جی اف 677  (GF677)و نماگارد (Nemaguard) شامل خصوصیات مورفولوژیکی، پومولوژیکی، شاخص کلروفیل و غلظت برخی عناصر غذایی (فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و نیتروژن) برگ ها در باغ نحقیقاتی کمال شهر کرج موردبررسی قرار گرفتند. نماگارد و پنتا در جذب عناصر فسفر، کلسیم و منیزیم بالاترین میزان غلظت عناصر غذایی و پایه جی اف 677 کم ترین میزان جذب را در عناصر فسفر، پتاسیم و منیزیم نشان دادند و تفاوت معنی داری در میزان جذب ازت در پایه ها مشاهده نشد. پایه پنتا از نظر خصوصیات رویشی و توانایی جذب عناصر غذایی از پایه های دیگر بهتر بود. نتایج تنوع زیادی در صفات رشد موردبررسی نشان دادند که می تواند کلید شناسایی این پایه ها باشد.
    کلیدواژگان: پایه های رویشی، پنتا، عناصر غذایی، دستورالعمل DUS
  • عیسی ارجی*، سیامک مهنام، ابراهیم هادوی صفحات 89-102
    به منظور بررسی تاثیر آبیاری کاهش یافته و شدت هرس آزمایشی روی انگور رقم یاقوتی در شهرستان سرپل ذهاب انجام شد. این مطالعه درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی با پنج سطح شدت هرس (دو، سه، چهار، پنج و شش جوانه) و دو سطح آبیاری (کاهش یافته و کامل) در چهار تکرار روی بوته های شش ساله انگور رقم یاقوتی در سال 1389 انجام گرفت. نتایج نشان داد تفاوت معنی دار بین تیمارهای مختلف هرس و آبیاری از لحاظ عملکرد میوه، تعداد خوشه در بوته، وزن خوشه، وزن حبه و صفات کیفی میوه وجود داشت. بیش ترین عملکرد میوه در بوته (15/5، 5 و 35/5 کیلوگرم) و هکتار (88/12، 41/12 و 38/13 تن) در شدت هرس های چهار، پنج و شش جوانه ای تحت شرایط آبیاری کامل به دست آمد. با افزایش شدت هرس از دو جوانه به شش جوانه تعداد خوشه تولیدی افزایش معنی دار نشان داد. وزن خوشه در تیمار هرس چهار جوانه ای و شرایط آبیاری کامل در مقایسه با دیگر تیمارها برتری معنی دار داشت. مواد جامد محلول کل در شدت هرس شش جوانه ای در مقایسه با دیگر تیمارها کاهش نشان داد. به طورکلی تولید میوه در انگور رقم یاقوتی به طور معنی دار تحت تاثیر شدت هرس و آبیاری قرار گرفت. باتوجه به نتایج کمی و کیفی به خصوص عملکرد و وزن خوشه و مواد جامد محلول میوه، انجام هرس چهار جوانه ای و آبیاری منظم برای رقم یاقوتی در شرایط آب و هوایی سرپل ذهاب و آبیاری کامل توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: وزن خوشه، مواد جامد محلول، عملکرد، تنش خشکی
  • نیلوفر وحدی، اسماعیل قلی نژاد*، سیروس منصوری فر، لیلا غیرتی آرانی، مهدی رحیمی صفحات 103-113
    به منظور بررسی تاثیر سطوح رژیم آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد سه رقم سویا در منطقه ارومیه، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی هنرستان کشاورزی در سال زراعی 1391 به صورت کرت های یک بار خرد شده بر پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتور اصلی شامل سه سطح (آبیاری مطلوب 60 میلی متر، تنش ملایم110 میلی متر و تنش شدید 160 میلی متر تبخیر از سطح تشت کلاس A) و فاکتور فرعی شامل سه رقم سویا (کلارک، ویلیامز و آنیون) بود. در این تحقیق، صفات تعداد کل گره، تعداد شاخه فرعی، تعداد کل غلاف، تعداد دانه در بوته، عملکرد دانه، وزن هزاردانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت ارزیابی شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تاثیر تنش آبی بر تمامی صفات مطالعه شده در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. اثر رقم نیز بر صفات تعداد شاخه فرعی، تعداد دانه در بوته، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت معنی دار گردید. مقایسه میانگین ها نشان داد با افزایش تنش آبی، صفات مطالعه شده فوق کاهش معنی داری یافت، به طوری که بیش ترین و کم ترین مقدار به ترتیب در شرایط آبیاری مطلوب و تنش آبی شدید به دست آمد. تنش آبی شدید، عملکرد دانه را نسبت به آبیاری مطلوب در ارقام آنیون، ویلیامز و کلارک به ترتیب 71 و 54 و 60 درصد کاهش داد. در شرایط آبیاری مطلوب و تنش آبی شدید بیش ترین عملکرد دانه از رقم آنیون حاصل شد. در این آزمایش رقم آنیون سازگاری خوبی با شرایط تنش داشته و قابل پیشنهاد برای مناطقی با شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک می باشد.
    کلیدواژگان: آبیاری، شاخص برداشت، وزن دانه، دانه در گیاه
  • نجمه فرهودی، محمدرضا صالحی سلمی*، فتانه یاری، احسان شهبازی صفحات 115-129
    گل سوسن یکی از معروف ترین گل های شاخه بریدنی بوده که انبارداری صحیح آن ضامن کیفیت مطلوب گل در هنگام عرضه آن به بازار مصرف می باشد. لذا در پژوهش حاضر اثر تیمار پالس 12 ساعته ساکارز 3% به تنهایی یا در ترکیب با 8- هیدروکسی کینولین سیترات (8-HQC) در شرایط اتمسفر تعدیل یافته مجهول به صورت خشک و تر انبارمانی در گل بریدنی سوسن رقم "سبدازل" مورد ارزیابی قرار گرفت. در ادامه گل ها به مدت 15 روز در دمای 8 درجه سلسیوس نگهداری شدند. در خاتمه انبارداری به منظور برآورد عمرگلجایی گل ها در مرحله نهایی عرضه در بازار مصرف، گل ها از بسته بندی خارج شده و به مدت 10 روز در شرایط دمای اتاق نگهداری شدند. ویژگی های موردنظر هر 5 روز یک بار از شروع آزمایش اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تیمار پالس کوتاه مدت ساکارز 3% در ترکیب با 8-HQC سبب بهبود عمرگلجایی شد. هم چنین بسته بندی در شرایط اتمسفر تعدیل یافته مجهول به صورت تر انبارمانی در برابر خشک انبارمانی عمرگلجایی و ویژگی های کیفی گل بریدنی را تحت تاثیر قرار داد. به طوری که، تیمار پالس سا کارز 3% در ترکیب با 8-HQC در شرایط تر انبارمانی سبب حفظ تعادل آبی گل ها شد و علاوه بر این سبب جلوگیری از تجزیه کلروفیل، کاروتنوئید، آنتوسیانین، فنل و کربوهیدرات ها گردید. هم چنین این تیمار در حفظ پروتئین کل و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی تاثیر معنی داری داشت. لذا به نظر می رسد که تیمار پالس کوتاه مدت ساکارز 3% به همراه 8-HQC پیش از بسته بندی می تواند نیاز کربوهیدرات، گل سوسن برای ادامه فرایند نمو را مرتفع نماید، بنابراین، نگهداری طولانی مدت این گل در شرایط اتمسفر تعدیل یافته به صورت تر انبارمانی ترجیح داده شود.
    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدانی، آنتوسیانین، کلروفیل، عمرگلجایی
  • لیلا صالحی، مهرانگیز چهرازی*، فریده صدیقی دهکردی، عبدالامیر معزی صفحات 131-142
    به منظور بررسی تاثیر کود آلی هیومی پتاس و کود شیمیایی سولفات پتاسیم بر صفات بیوشیمیایی و ماندگاری گل شب بو، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1394 به اجرا درآمد. تیمارهای مورد آزمایش شامل کود هیومی پتاس در 3 سطح (صفر، 500 و 1000 پی پی ام) و کود سولفات پتاسیم در 3 سطح (صفر، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار) بود که صفات بیوشیمیایی (کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کارتنویید، میزان پتاسیم و کلسیم در گیاه، درصد مواد آلی گیاه، درصد خاکستر خام) و صفت ماندگاری گل موردارزیابی قرار گرفتند. طبق نتایج، تیمار با هیومی پتاس در صفات موردارزیابی به غیر از درصد ماده آلی و درصد خاکستر خام و تیمار با سولفات پتاسیم در صفات موردبررسی به غیر از میزان پتاسیم و ماندگاری گل تفاوت معنی داری نشان دادند. هم چنین برهم کنش هر دو کود تاثیر معنی داری در صفات میزان کلسیم، درصد ماده آلی، ماندگاری گل و درصد خاکستر خام نشان داد. بیش ترین درصد خاکستر خام، میزان پتاسیم و رنگیزه ها تحت تاثیر تیمار 1000 پی پی ام هیومی پتاس و بیش ترین درصد ماده آلی تحت تاثیر سطوح متفاوت سولفات پتاسیم قرار گرفتند. هم چنین بیش ترین میزان کلسیم و ماندگاری گل از برهم کنش 1000پی پی ام هیومی پتاس و 100 کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم به دست آمد. به طورکلی تلفیق غلظت 1000 پی پی ام هیومی پتاس و سطح 100 کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم، صفات بیوشیمیایی و ماندگاری گل شب بو را بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: کلروفیل، کارتنویید، مواد آلی، خاکستر خام
  • محمود اثنی عشری*، لیلا فتحی، احمد ارشادی، دوستمراد ظفری صفحات 143-159
    محتوای آنتوسیانین، فعالیت آنتی اکسیدانی و تعداد پرگنه های قارچ و باکتری در آب میوه و هم چنین کیفیت ظاهری میوه انار رقم ملس ساوه تحت چهار تیمار بسته بندی شامل قرار دادن میوه ها در جعبه های چوبی دارای شکاف و بدون شکاف با استفاده از پوشش پلی اتیلن و بدون آن و سه تیمار پرتو فرابنفش با حداکثر طول موج 254 نانومتر شامل پرتودهی میوه ها به مدت صفر، 5 و 15 دقیقه با شدت 435/1 وات بر مترمربع طی 120 روز انبارداری در دمای 1±5 درجه سانتی گراد و به فاصله هر یک ماه یک بار اندازه گیری شدند. تیمار بسته بندی و نیز پرتو فرابنفش اثر معنی داری بر محتوای آنتوسیانین آب میوه انار طی انبارداری نداشتند، اما اثر متقابل این دو تیمار در ماه اول بر میزان آنتوسیانین اندازه گیری شده معنی دار شد. میوه های دارای پوشش پلی اتیلن در مقایسه با میوه های بدون پوشش از فعالیت آنتی اکسیدانی بالاتری برخوردار بودند. بیش ترین ظرفیت آنتی اکسیدانی نیز در تیمار 5 دقیقه پرتوتابی به دست آمد. در بین سطوح پرتوتابی، تعداد پرگنه های باکتری و قارچ در میوه های شاهد بیشتر از دو سطح دیگر پرتودهی بود. استفاده از پوشش پلی اتیلن تاثیر قابل توجهی در کاهش آلودگی باکتریایی میوه ها داشت، درحالی که این پوشش باعث افزایش آلودگی قارچی آن ها شد، ولی پرتوتابی میوه ها اثرات منفی پوشش پلی اتیلن در خصوص آلودگی قارچی را شدیدا کاهش داد. به طورکلی پرتو فرابنفش بدون اثرگذاری منفی روی محتوای آنتوسیانین و فعالیت آنتی اکسیدانی و نیز عطر و طعم میوه انار در کاهش پوسیدگی قارچی آن طی انبارداری موثر بود. استفاده از پوشش پلی اتیلن هم چنین منجر به حفظ کیفیت ظاهری میوه انار رقم ملس ساوه در انبار شد.
    کلیدواژگان: پوشش پلی اتیلن، پرگنه های قارچ و باکتری، پوسیدگی قارچی، آب میوه
  • سعید صفی خانی، عباس بیابانی*، ابوالفضل فرجی، علی راحمی کاریزکی، عبدالطیف قلی زاده صفحات 161-172

    به منظور تعیین مهم ترین صفات فنولوژیکی موثر بر افزایش عملکرد دانه و رابطه ی بین آن ها با عملکرد دانه و اجزای عملکرد ارقام بهاره کلزا، آزمایشی به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال زراعی 1393-1392 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه گنبدکاووس انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل چهار رقم کلزا (هایولا 401 =C1، زرفام =C2، هایولا 308 =C3 و RGS003 =C4)، دو تاریخ کاشت (20 آبان ماه =D1 و 30 آذرماه =D2) و سه سطح کود نیتروژن (صفر=N1، 50 درصد توصیه ی کودی =N2 و 100 درصد توصیه ی کودی =(N3 بودند. نتایج آزمایش نشان داد که بیش ترین عملکرد دانه در رقم RGS003 (4/4 تن در هکتار) در تاریخ کاشت 20 آبان و کم ترین مقدار در رقم هایولا 308 (1/1 تن در هکتار) در تیمار کود ازت صفر مشاهده شد و از این لحاظ ارقام در سه گروه پرمحصول RGS003))، متوسط (هایولا 401 و زرفام) و کم محصول (هایولا 308) قرار گرفتند. بیش ترین سرعت پر شدن دانه (1/6 گرم در روز) در رقم RGS003 و تیمار 100 درصد کود ازت توصیه شده و کم ترین مقدار آن (7/3 گرم در روز) در رقم هایولا 308 در تاریخ کاشت 30 آذرماه مشاهده شد. به علاوه در تاریخ کاشت 30 آذرماه، رقم هایولا 308 کم ترین وزن هزاردانه (52/3 گرم) و در تیمار 100 درصد کود ازت، رقم RGS003 بیش ترین وزن هزاردانه (04/4 گرم) را داشتند. عملکرد دانه به جز در صفات روز تا گل دهی (**70/0- =r) و وزن هزاردانه (19/0) با سایر صفات همبستگی مثبت و معنی داری داشت.

    کلیدواژگان: ارقام بهاره، سرعت پرشدن دانه، تاریخ کاشت، وزن هزاردانه
  • نسرین تیموری، غلامرضا حیدری*، فرزاد حسین پناهی، عادل سی وسه مرده، یوسف سهرابی صفحات 173-190
    برای تامین محصول کافی در غلات و عمدتا گندم که پایه اصلی تغذیه در بیش تر جوامع به شمار می رود، افزایش عملکرد این گیاه در واحد سطح، بسیار ضرورت دارد. در این میان، نقش عناصر غذایی در افزایش عملکرد در واحد سطح بسیار مهم است به منظور بررسی اثر محلول پاشی اسید هیومیک و آهن روی خصوصیات فیزیولوژیکی و عملکرد اکوتیپ های گندم سرداری آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان، در سال زراعی 92-91 اجرا گردید. مطالعه به صورت طرح کرت های دوبار خرد شده با سه فاکتور و در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای موردبررسی عبارت بودند از: 13 اکوتیپ سرداری + رقم آذر2 (14 سطح) به عنوان فاکتور اصلی. زمان محلول پاشی به عنوان فاکتور فرعی در دو سطح، و نوع کود محلول پاشی شده به عنوان فاکتور فرعی فرعی در چهار سطح. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که محلول پاشی با اسید هیومیک و آهن اثر معنی داری روی صفات موردبررسی داشت. نتایج مقایسه میانگین ها حاکی از آن بود که محلول پاشی در اکوتیپ ها باعث افزایش عملکرد دانه در اکوتیپ های گندم شد. به طور کلی محلول پاشی با اسید هیومیک، آهن و مخلوط آن ها به ترتیب باعث افزایش 44/46، 42/31 و 74/42 درصدی عملکرد دانه نسبت به شاهد شدند. در مقایسه با تیمار شاهد میزان غلظت آهن دانه به میزان 95/21 درصد در اثر محلول پاشی با کود آهن افزایش یافت.
    کلیدواژگان: پروتئین، پرولین، ریزمغذی، صفات کیفی
  • علی رستمی*، ویگو آرامویچ داوتین، گودرز احمدوند صفحات 191-206
    این پژوهش طی سال های 1388 و 1389 به منظور بررسی تغییرات ماده خشک، نشاسته، پروتئین، قند احیا و عملکرد غده سیب زمینی در اثر کاربرد کودهای سبز و نیتروژن انجام گرفت. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد که در آن کود سبز در پنج سطح (جو، کلزا، شبدر، ماش و بدون کود سبز) به عنوان فاکتور اصلی و کود نیتروژن در چهار سطح (100، 75، 50 و 25 درصد نیتروژن) به عنوان فاکتور فرعی به کار رفت و نتایج در هر دو سال و هم چنین به صورت مرکب مورد تجزیه آماری قرار گرفتند. ماده خشک، نشاسته، پروتئین، قند احیا و هم چنین عملکرد غده سیب زمینی به شدت تحت تاثیر کودهای سبز و نیتروژن قرار گرفتند و اثر متقابل فاکتورهای آزمایش نیز بر عملکرد، پروتئین و میزان قند احیای غده معنی دار بودند. کود سبز ماش و 75 درصد نیتروژن به عنوان بهترین تیمار باعث افزایش معنی دار ماده خشک و نشاسته غده به ترتیب به میزان 3/22 و 12 درصد نسبت به شاهد شدند. هم چنین کود سبز ماش و 100 درصد نیتروژن به عنوان بهترین تیمار بر میزان پروتئین غده تاثیر معنی دار داشته و تاثیر متقابل کودهای سبز و نیتروژن بر قند احیای غده در محدوده مجاز بود. تیمار شبدر با 75 درصد نیتروژن به عنوان بهترین تیمار، عملکرد غده را به میزان 33 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. تیمارهای مذکور علاوه بر افزایش عملکرد کمی و کیفی محصول میزان مصرف کود نیتروژن را نیز تا 25 درصد کاهش دادند.
    کلیدواژگان: پروتئین، عملکرد غده، قند احیا، ماده خشک، نشاسته
  • فاطمه سبزعلی پور، حسین باقرپور* صفحات 207-219
    این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل و مدل سازی انرژی مصرفی در تولید توت فرنگی در مزارع روباز با بهره گیری از سامانه های هوشمند شبکه عصبی مصنوعی، سامانه استنتاج عصبی-فازی تطبیقی چندلایه (انفیس) و رگرسیون انجام گرفت. به منظور برآورد میزان انرژی مصرفی، داده ها به طور مستقیم از 50 تولیدکننده توت فرنگی در دزفول جمع آوری شد. باتوجه به نتایج، کل انرژی ورودی و خروجی برای این محصول به ترتیب برابر با 25/36257 و 51/30006 مگاژول بر هکتار به دست آمد. بیش ترین میزان مصرف نهاده با مقدار 84/18139 مگاژول بر هکتار و سهم 50 درصد به کودهای شیمیایی تعلق داشت. باتوجه به نتایج مدل انفیس، میزان ضریب همبستگی و میانگین مربعات خطا و میانگین خطای مطلق برای توت فرنگی، به ترتیب برابر با 98/0، 047/0 و 012/0 به دست آمد. هم چنین مقادیر این پارامترها برای شبکه عصبی مصنوعی با ساختار بهینه (7-6-1) به ترتیب برابر با 97/0، 056/0 و 020/0 و برای رگرسیون به ترتیب 90/0، 076/0 و 053/0 تعیین شدند. هم چنین تاثیر مصرف انرژی توسط نهاده های مختلف بر روی تولید توت فرنگی با استفاده از روش پارامتری کاب-داگلاس و تولید فیزیکی نهایی موردبررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد تاثیر نهاده های ماشین و آب نسبت به سایر نهاده ها بیش تر بود. نتایج مقایسه مدل رگرسیون با مدل شبکه عصبی و انفیس نشان داد که مدل انفیس مقدار خروجی را با دقت بیش تری نسبت به بهترین مدل شبکه عصبی مصنوعی برآورد کرد و شبکه عصبی مصنوعی هم نسبت به مدل رگرسیون تخمین بهتری را نشان داد.
    کلیدواژگان: مزارع روباز، کود شیمیایی، ضریب همبستگی، روش پارامتری کاب - داگلاس
|
  • Hossein Ebrahimi, Bahram Abedi *, Hojatollah Bodaghi, Gholam Hossein Davarynejad, Hamid Harati Zadeh Pages 1-15

    Peach fruit has a short storage life due to high water content and respiration rate. In this study the effect of polyethylene (PE) and nano-composite (nano-C) packaging films on quality and postharvest life of peach fruit cv. Alberta was evaluated. Peach fruits were stored at 2°C and 90% RH for 6 weeks. Some properties such as weight loss, fruit firmness, pH, TSS, TA, color indexes, browning, microbial contamination and polyphenol oxidase activity were evaluated weekly. Results showed that both films could maintain fruit qualitative and quantitative properties better than the control. Application of nano-C and PE films led to delay in fruit softening, decrease in weight loss, fruit color darkness, internal browning and polyphenol oxidase in compression with the control. Application of both films resulted in low changes in TA, TSS and pH when compared control. Nano-C film caused a decrease in microbial contamination, whereas the highest microbial contamination observed in polyethylene one. Results also showed that the effect of nano-C film on the maintenance of fruit quality properties such as lightness index, chroma, hue, TA, browning, microbial contamination and polyphenol oxidase activity were more than PE film. In general, application of nano-C may be a useful way for the reduction of fruit weight loss and maintenance of peach quality during cold storage.

    Keywords: Storage life, Browning, Polyphenol oxidase
  • Fakhreddin Salehi, Mohammad Sayyari *, Sajjad Alvandi Pages 17-28
    Modeling of calcium ascorbate effects on characteristics of button mushroom was investigated by Genetic Algorithm–Artificial Neural Network (GA-ANN). Calcium ascorbate is effective in maintaining the quality and reducing the waste of agricultural products after harvest.  In this study button mushrooms were treated by calcium ascorbate solutions in 45°C temperature at three levels of 0, 0.4 and 0.8 %, and after drying at room temperature, kept at 1°C and 90% relative humidity. Qualitative characteristics of button mushroom during postharvest period were evaluated after 0, 10, 15, 20 and 25 days. Modeling of calcium ascorbate effects on button mushroom characteristics were undertaken by GA-ANN method with 2 inputs (calcium ascorbate concentration and shelf life) and 9 output (weight loss, firmness, TDS, pH, chroma, hue angle, ΔE, browning index and total phenol) using multi-layer perceptron. The results showed that networks with 12 neurons in a hidden layer using tangent activation function could predict effect of calcium ascorbate on button mushroom characteristics with correlation coefficient equal to 0.95. Results of sensitivity analysis by optimum neural network (2-12-9), was defined shelf life as the most effective factor in predicting button mushroom attributes during postharvest period.
    Keywords: Browning index, Perceptron, Shelf life, Total phenol
  • Babak Valizadehkaji *, Ahmad Reza Abbasifar, Maryam Ahsani Iravini, Mohammad Hoseinabad Pages 29-36
    Button mushroom (Agaricus bisporus) is grown as a commercial crop throughout the world. It is demonstrated that due to appropriate nutritional quality and high amount of protein button mushroom has special place in world’s population food basket. Growth and production of button mushroomdepend on the nutritionally sufficient of compost preparation. The aim of this study was to assess the effect of different concentrations of vermicompost extract (0, 25, 50, 75 and 100%) on growth parameters of button mushroom including number of mushroom, unitary weight, total yield, dry matter content, diameter of pileus, length of stipe, earliness, N percent, protein percent and biological efficiency. Results showed that the addition of different concentrations of vermicompost to compost had a significant difference on the most parameters (P<0.05), although there was a significant delay of 1.8-6.2 days in the harvesting time of the first flush. The best concentrations of vermicompost was 75%, resulting in the greatest number of mushroom (312.5), unitary weight (21.6g), total yield (6.7kg/bag), diameter of pileus (6.1cm) and biological efficiency (67.5%). The highest percentage of N (5.4) and protein (33.7) was found in 100% vermicompost, which had no significant difference with 75% treatment.
    Keywords: Growth parameters, Yield, Pileus diameter, Biological efficiency
  • Farzad Mondani *, Ashkan Jalilian Pages 37-51
    Chickpea has an important role in the agricultural systems as alternative for black fallow and also has major impress in human diet, especially for the low-income people. This study was conducted to evaluate the effect of sowing date on the seed yield of chickpea cultivars in 2015. The experiment was arranged in a split plots design based on randomized complete block design with three replications. Treatments were sowing date (11 March, 25 March and 9 April) as a main plot and chickpea cultivars (Adel, Arman, Azad and Bivanij) as a sub-plot. The results showed that delayed sowing date from 11 March to 9 April decreased all studied characteristics significantly. The chickpea cultivars also had significant difference in terms of studied traits. The results of interaction indicated that the chickpea cultivars were diverse in different sowing date in terms of the morpho-physiological traits. Adel cultivar had higher efficiency than the others. The highest total dry matter (5917.3kg.ha-1) and grain yield (2493.3kg.ha-1) belonged to sowing date of 11 March and Adel cultivar, and the lowest total dry matter (1200.0kg.ha-1) and grain yield (337.3kg.ha-1) belonged to sowing date of 9 April and Bivanij cultivar. It seems that because of its better morpho-physiological traits, Adel cultivar could be considered as suitable cultivar, especially in the early sowing date due to higher productivity from favorable environmental conditions, compared to the other cultivars.
    Keywords: Yield, Yield components, Morpho-physiological traits, Late sowing date, Grains
  • Omid Mohammadi, Ghafar Kiani *, Nadali Bagheri Pages 53-65
    Heterosis is a solution for yield enhancement in rice. Selection of suitable parents is the most important step in every breeding program. This study was performed with the aim of determination of combining ability of male sterile and fertility restoring rice lines for heterosis evaluation. For this propose, 3 cytoplasmic male sterile testers were crossed with 4 fertility restoring lines using line × tester method. Parents and their F1 progenies arranged in RCB design and ten quantitative traits measured during the growing season. Analysis of variance showed significant differences among genotypes for all studied traits (P≤ 1%). Furthermore, the crosses effect was significant for all traits at 1% level. Results showed that tester Neda A and lines IR50, IR68061 and IR5931 were identified as the good parents based on positive and significant GCA effects for grain yield. Hybrids Neda A × IR68061, Nemat A × IR5931, Neda A × IR50, Nemat A × Pouya and Champa A × Pouya showed high significant effects for days to 50 percent heading. Hybrids Nemat A×IR50, Nemat A×IR68061 and Neda A× IR50 showed the higher mid parent heterosis. Hybrids Neda A×IR50, Neda A×IR68061 and Nemat A×IR50 showed the higher heterobeltiosis. Finally, hybrid Neda A× IR50 with heterosis values of 18.14% (mid parents) and 17.43% (superior parent) identified as the best promising hybrid for hybrid seed production in rice.
    Keywords: Hybrid rice, Combining ability, Fertility restorer, Heterosis, Line × tester
  • Abolfazl Baghbani Arani, Seyed Ali Mohammad Modares Sanavi *, Amir Kadkhodai, Mahmood Mohammadi Pages 67-78
    In order to evaluate the effects of wheat (Triticum aestivum L.) and bean (Phaseolus vulgaris L.) residues with the application of zinc sulfate farms on zinc, protein, phytic acid concentration in wheat grain and grain yield of wheat, an experiment was conducted in the growing season of 2012-2013 in Dehaghan city farms in Isfahan through a complete randomized block design in three replications with six treatments (control, zinc sulfate, wheat residue, bean residue, wheat residue + zinc sulfate and bean residue + zinc sulfate). Results of ANOVA showed there were significant difference in the effect of experimental treatments on yield, zinc and phytic acid concentration, phytic acid to zinc molar ratio and protein content of wheat grain. The results showed that the highest yield (3.8 ton ha-1), protein (10.3%) and grain zinc concentration (36mg.kg-1) was related to bean residues + zinc sulfate treatment and the lowest yield was belonged to control treatment (2.8ton.ha-1), (7.54%) and (26mg.kg-1), respectively. The plant residues application, particularly bean residues + zinc sulfate reduced the molar ratio of phytic acid to zinc compared to the control (36%). Amongst the plant residues, bean residues had the lowest value of carbon to nitrogen ratio (15.4). Finally, in the current research conditions, bean residues + zinc sulfate treatment was higher compared to the other treatments having considerable in this experiment with the highest zinc, protein, phytic acid in wheat grain, phytic acid to zinc molar ratio and yield.
    Keywords: Phytic acid concentration, Plant residues, Protein, Zinc
  • Homan Sharifi, Naser Bouzari *, Mitra Mirabdulbaghi Pages 79-88
    The use of stone fruit rootstocks can enhance water use efficiency and soil managemnet while increasing fruit production per area and reducing associated costs. Recognition of morphological and nutrient uptake characteristics would be helpful to select appropriate rootstocks in different climatic conditions. The objective of the present research was to evaluate growth characteristics of six stone fruit rootstocks (Penta, Cadaman, Saint Julien, Mr.S2/5, GF677 and Nemguard) at Kamalshahr Research Station (Karaj, Iran). The studied characteristics were morphological and pomological properties including chlorophyll index and concentrations of some of nutrient elements (phosphor, potassium, calcium, magnesium, and nitrogen) in leaves. Nemaguard and Penta exhibited the highest nutrient concentration interms of phosphor, calcium, and magnesium uptake, while the GF677 rootstock showed the lowest uptake phosphor, potassium and magnesium absorption. No significant difference was observed in nitrogen uptake between different rootstock. Penta rootstock was superior over other rootstocks in terms of growth characteristics and the ability to uptake nutrients. According of the result of this study, there were wide varieties in growth characteristics of an rootstocks that would be important keys to their selection.
    Keywords: Vegetative rootstocks, Penta, Nutrient, DUS descriptor
  • Issa Arji *, Siyamak Mahnam, Ebrahim Hadavi Pages 89-102
    In order to evaluate the effect of irrigation and pruning on Yaghooti grape, an experiment was carried out in Sarpole Zehab. This study was conducted in a randomized complete block design with 5 level of pruning severity (two, three, four, five and six buds) and irrigation (reduced and full) with four replications using six years old Yaghooti grape in 2010. The results showed that there as a significant difference between pruning and irrigation treatments in terms of fruit yield, panicle number, cluster weight, berry weight and fruit quality. The highest fruit yield per plant (5.15, 5 and 5.35kg) and per hectare (12.88, 12.41 and 13.38) were obtained at four, five and six buds pruning under well-watered plants. Cluster production significantly increased by reducing pruning severity from two to six buds. Cluster weight was significantly high at four buds pruning under well irrigation conditions in compared to the other treatments. Total soluble solids decreased in six buds pruning severity comparied to the other treatments. Generally, fruit production was significantly affected by pruning severity and irrigation conditions in Yaghooti grape. According to the results of qualitative and quantitative traits especially yield, cluster weight and fruit soluble solids, remaining four buds and regular irrigation is recommend for Yaghooti grape.
    Keywords: Berry weight, Total soluble solid, Yield, Drought stress
  • Nilofar Vahdi, Esmail Gholinezhad *, Sirous Mansourifar, Leila Geyrati Arani, Mehdi Rahimi Pages 103-113
    In order to evaluate the effect of water regims on yield and yield components of soybean in Urmia region, a field experiment was conducted at Urmia Agricultural Research School during 2012 in the form of split plot based on randomized complete block with three replications. The main and subplot were three levels (optimum irigation 60 mm, moderate water stress 110mm and severe water stress 160mm evapration by evapration pan Class A) and three cultivars (Clark, Wiliyams and Onion), respectively. In this experiment traits of total number of node, number of sceondary stem, total number of pod, grain per plant, grain yield, 1000-grain weight, biological yield and harvest index were investigated. The results of variance analysis showed that the effect of water stress on all of the traits was significant at 1% probability. The simple effect of cultivar on the number of sceondary stem, grains per plant, grain yield, biological yield and harvest index were significant. Mean comparison showed that with increasing water stress, all of the traits deacresed significantly so that the highest and lowest obtained by optimum irrigation and severe water stress, respectively. Severe water stress reduced the grain yield by 63 and 45% compared to the optimum irrigation and moderate water stress, respectively. In optimum irrigation and severe water stress conditions, the highest grain yield ontained by Onion cultivar. In this study, Onion cultivar had a good adaptation to stress conditions and it is recommended for areas with dry and semi-arid climates.
    Keywords: Irrigation, Harvest index, Grain weight, Grain per plant
  • Najmeh Farhodi, Mohamad Reza Salehi Salmi *, Fataneh Yari, Ehsan Shahbazi Pages 115-129
    Lily is one of the most popular cut flowers that proper storage could ensure high quality of flowers during the supply chain. In this study the effect of 12 h pulse treatment of sucrose (3%) with or without 8-hydroxyquinoline citrate (8-HQC) under dry and wet modified athmosphrere packaging were evaluated on the cut lily (Lilium longiflorum Thunb. cv. CebDazzle) flowers. Flowers were kept at 8˚C for 15 days. To vase life predict at the end of supply chain, flowers were transferred from storage to the room temperature and the pack was opened. Followed flowers vase life, weight loss, charbohydrate, chlorophyll, pigment and some senescence related enzymes conent were measured every 5 days interval. The results showed that 8-HQC in combination with 3% sucrose extended cut flowers vase life. Otherwaise MAP under wet condtion in campare with dry condition had significant effect on the longevity and quality parameters of cut liles.The best water balance were obsereved on 8-HQC treating contain 3% sucrose under wet MAP condition. Moreover, the degradation of chlorophyll, carotenoids, phenol and anthocyanin as well as carbohydrate of the cut flowers was retarded during postharvest life. Protein degradation and antioxidant activities were controlled by the use of wet MAP in combination with8-HQC plus sucrose. It seems that this treatment could be able to provide primary carbohydrate levels for flowers to contiue their developmental stage, therefor, wet MAP condition during long transport and storage is preferred by cut lilies.
    Keywords: Antioxidant enzymes, Anthocyanin, Chlorophyll, Vase life
  • Leila Salehi, Mehrangiz Chehrazi *, Faride Sedighi Dehkordi, Abdulamir Moezzi Pages 131-142
    The present research project was aimed to study the effect of humi potas organic fertilizer and potassium sulfate fertilizer on biochemical characteristics and durability of wallflower. The study was conducted as a factorial experiment based on a randomized complete block design (RCBD) with three replications in shahid Chamran University in Ahvaz, during the year 2014. Treatments include Humi potas fertilizer in 3 levels (zero, 500 and 1000ppm) and potassium sulfate fertilizer in 3 levels (zero, 50 and 100kg per ha). Biochemical traits (chlorophyll a, chlorophyll b, total chlorophyll, carotenoids, potassium and calcium in the plant, organic matter content and percentage of ash) and flower life index were evaluated. Results, showed significant differences when humi potas was used in all traits with the exception of organic matter content and percentage of ash, while with potassium sulfate treatment all traits except for the potassium and flower life. The highest percentage of ash, potassium and pigments were observed with 1000ppm humi potas treatment and the highest percentage of organic matter otained under different levels of potassium sulfate. It was also observed the highest levels of calcium and flower life in the interaction 1000ppm humi potas and 100kg of potassium sulfate. In general, according to the results, the combination of 1000ppm humi potas and 100kg per ha potassium sulfate improved biochemical characteristics and durability of wallflower.
    Keywords: Chlorophyll, Carotenoids, Organic matters, Ash
  • Mahmood Esna, Ashari *, Leila Fathi, Ahmad Ershadi, Doustmorad Zafari Pages 143-159
    Anthocyanin content, antioxidant activity and the bacterial and fungal colonies in pomegranate fruit juice as well as visual quality of the fruits (cv. Malas Saveh) were evaluated through 120 days of cold storage (5±1°C). Four packaging styles including gapped and closed wooden boxes with and without polyethylene fruit coverage, and three irradiation treatments comprising 0.0 (control), 5.0 and 15 minutes UV (1.435W.m-2 intensity) exposure time were applied. Packaging and UV irradiation treatments had no significant effects on anthocyanin content, but the interaction between these two factors was significant in this respect. Fruits with polyethylene coverage had the higher antioxidant activity compared to the non-covered samples. In addition, the greatest antioxidant capacity was obtained from the 5 minutes UV exposure time. Between the irradiation levels, the numbers of bacterial and fungal colonies were higher in the control fruits than the two other treatments. Using polyethylene coverage considerably reduced the bacterial contamination, while this increased the fungal infection, but irradiation of fruits greatly decreased the negative effect of polyethylene coverage on fungal infection. Overall, UV irradiation significantly controlled fungal infection without putting the negative effects on anthocyanin content, antioxidant activity as well as pomegranate fruit taste and flavor. In addition, utilization of polyethylene coverage could keep the visual quality of pomegranate (cv. Malas Saveh) fruit in cold storage.
    Keywords: Polyethylene coverage, Bacterial, fungal colonies, Fungal rot, Fruit juice
  • Saeed Safikhani, Abbas Biabani *, Abofazl Faraji, Ali Rahemi, Karizaki, Abdolatif Gholizadeh Pages 161-172

    In order to determine the most important phenological traits influencing the increase in seed yield and their relationship with yield and yield components in spring cultivars of canola, a factorial Split plot experiment was conducted based on randomized complete block design with four replications in 2013-2014 growing season in the Research Field of Gonbad Kavous University. Treatments included four canola cultivars (C1= Hyolla401, C2= Zarfam, C3= Hyolla308 and C4= RGS003), two planting dates (D1= 20 November and D2= 30 December) and three levels of nitrogen fertilizer (N1= zero, N2= 50% and N3=100%). The results showed significant differences in seed yield and other traits. The highest yield in the RGS003 (4.4ton ha-1) planted on 20 November and the lowest in Hyolla308 (1.1ton ha-1), were observed using nitrogen fertilizer and in this respect they were divided into three groups: high yielding (RGS003), medium (Hyolla401 and Zarfam) and low (Hyolla308). The maximum seed filling rate (6.1g/day) for the treatment RGS003 and 100% of the recommended nitrogen fertilizer and lowest (3.7g/day) the date of 30 November was Hyo1la 308. In addition, on the date of 30 December, Hyolla308 lowest seed weight (3.52g) with 100% nitrogen fertilizers, and RGS003 had the highest seed weight (4.04g), respectively. Seed yield except in the days to flowering (r=0.70**) and 1000 seed weight (0.19g) had a significant positive correlation with the other traits.

    Keywords: Spring cultivars, Seed filling rate, Planting date, 1000 seed weight
  • Nasrin Teimoori, Gholam Reza Heidari *, Farzad Hoseinpanahi, Adel Siosehmarde, Yousef Sohrabi Pages 173-190
    In order to provide enough products in cereal crops especially wheat, as the main base of human nutriment, enhancing yield of this crop is necessary. Also, role of nutrient elements in increasing yield per unit of area is hugely important. Therefore, an experiment was conducted to assess the effects of humic acid and iron spraying on physiological traits and yield of Sardari wheat ecotypes in Kurdistan University Research Farm at 2012-2013 cultivation season. The experiment was performed as split-split plot based on randomized complete block design with three factors and three replications. Experimental factors included: 13 ecotypes of Sardary and Azar2 cultivar were allocated to main plots. Spraying time in two levels was posed in sub plots and foliar application at four levels was considered as sub-sub plots. The results showed that spraying with humic acid and iron had significant effects on the studied traits. Comparison of means indicated that spraying increased seed yield in wheat ecotypes. In general spraying with humic acid and iron and their mixed spraying caused an increase in seed yield by 46.44, 31.42 and 42.74 percent compared to control, respectively. In comparison with the control treatment, spraying with iron increased seed iron content by 21.95 percent.
    Keywords: Protein, Proline, Macronutrient, Qualitative characteristics
  • Ali Rostami *, Vigo Aramowich Davtyan, Goudarz Ahmadvand Pages 191-206
    This study was conducted during 2009 and 2010 to investigate the effect of green manure and nitrogen fertilizers on the yield, dry matter, starch, protein and reducing sugars content in potato. A split plot experiment based on a randomized complete block design with 3 replications was carried out. Green manures were applied at 5 levels (barley, canola, clover, vetch and without green manure) as main plot and nitrogen fertilizer were applied at 4 levels (100, 75, 50 and 25% of recommended) as sub-plot. The results for both years were statistically analyzed separately and also combined. Dry matter, starch, protein, reducing sugars percent and also potato tuber yield were affected by green manures and nitrogen manure levels. Also the interaction of treatments was significant on the yield, protein and reducing sugar percentage of potato tubers. The vetch green manure and 75% of recommended nitrogen was the best green manure. This treatment significantly increased dry matter and starch percentage of potato tuber by 22.3 and 12 percent, respectively. Also, the vetch green manure and 100% of recommended nitrogen increased protein percentage of tuber significantly; and the interaction of green manures and nitrogen fertilizer on the reducing sugars percentage was within the permissible limit. In terms of tuber yield per area unit, the interaction of clover with 75% of recommended nitrogen was the best treatment and resulted in a 33% increase in tuber yield. In addition, it decreased the amount of nitrogen consumption by 25%.
    Keywords: Protein, Tuber yield, Reducing sugar, Dry matter, Starch
  • Fatemeh Sabzealipour, Hossein Bagherpour * Pages 207-219
    This research was carried out to analyze and model energy consumption in the production of software in open fields using intelligent artificial neural network, multi-layered non-fuzzy inference scheme and regression. In order to estimate the amount of energy consumed, data were collected directly from 50 strawberry producers in Dezful. According to the results, the total input and output energy for this product was equal to 36257.25 and 30006.51 megajol per hectare. The highest amount of inputs was allocated to the amount of 18139.84 megajol per hectare and 50 percent to chemical fertilizers. According to the results of ANFIS model, the correlation coefficient and mean square error and mean absolute error for strawberries were 0.98, 0.047 and 0.012 respectively. Also, the values of these parameters for artificial neural network with optimal structure (7-6-1) were 0.97, 0.056 and 0.020 respectively and for regression were 0.90, 0.076 and 0.053 respectively. Also, the effect of energy consumption by different inputs on strawberry production was studied using the Cobb-Douglas parametric method and final physical production. The results showed that the impacts of machine and water inputs were higher than the other inputs. The results of the comparison of the regression model with the ANN and ANN model indicated that the anfis model estimates the output value more accurately than the best artificial neural network model and artificial neural network compared to the regression model.
    Keywords: Open fields, Chemical fertilizers, Correlation coefficient, Cobb-Douglas parametric method